روزگار3

مطلب اصلی وسط صفحه روزگار

 

خونین ترین روزهای انقلاب اسلامی  در مشهد

رضا توسی

شهر مقدس مشهد به عنوان پایگاه مذهبی طی دوران مبارزات مردم برای سرنگون کردن رژیم پهلوی ورسیدن به استقلال وآزادی نقش مهم واساسی را برعهده داشت.مردم ایران پس از پاریس ،تهران و قم چشم به اقدامات فعالان مذهبی وسیاسی مشهد دوخته ونوع مبارزه  آنان با عمال حکومت وقت مرجعی برای مردم سایر شهرهای کشور به ویژه مردم مناطق شرقی، شمالی و مرکزی  کشور بود.این ویژگی عاملی شد تا مشهد در دوران انقلاب روز های خاص بسیاری رابه خود ببیند که شاید سر آمد همه آنها ایام خونین 9 تا 11 دی ماه بود که در تاریخ انقلاب به عنوان روزهای خونین مشهد ثبت شده است.در این روزها که اوجش 10 دی معروف به یکشنبه خونین بود از یک سومردم مشهد شهدای بسیاری را به انقلاب تقدیم کردند و از سوی دیگر مهمترین مراکز رژیم در مشهد که همان نیروی پایداری بود به دست مردم افتاد  تا به نوعی تکلیف حکومت در این شهر به طور خاص و شرق کشور به صورت عام مشخص شد. این واقعه بازتاب گسترده ای در خارج و داخل ایران داشت و ضربه های سختی به بدنه پیکر نیمه جان رژیم پهلوی گذارد. در ذیل وقایع آن روزهای مشهد که پیروزی انقلاب در این شهر را نهادینه کرد بازخوانی می کنیم:

 

 

هفتم دی‌،اعلام همبستگی کارکنان استانداری با مردم

در روز هفتم دی‌ماه باز هم چراغ خودروها روشن شد. مردم باخبر شدند که کارکنان استانداری پلاکارد نوشته‌اند و با انقلاب مردم اعلام همبستگی کرده‌اند. فرمانده حکومت نظامی استانداری را محاصره کرده بود تا مساله در نطفه خفه شود و اینها راهپیمایی نکنند. مردم با کارکنان استانداری که اعلام همبستگی کرده بودند شروع به راهپیمایی کردند و به سمت چهارراه شهدا و بیت حضرت آیت‌الله العظمی شیرازی به راه افتادند. این مساله برای استانداری خراسان خیلی گران تمام شد. آنها می‌دانستند اگر کارکنان استانداری هم به انقلاب بپیوندند معنی‌اش این است که یک استان سقوط کرده و از حکومت جدا شده است.

 

خونین‌ترین روزهای مشهد

 

مردم به پاس قدردانی از کارکنان استانداری در روز نهم دی‌ماه هم راهپیمایی کردند.انگیزه دیگر این راهپیمایی پرشور چهلمین روز فاجعه هجوم به حرم امام رضا(ع) بود. نهم دی‌ماه از سوی حضرت امام عزای عمومی اعلام شده بود. همه راهپیمایی‌های مردم به حرم امام رضا(ع) ختم می‌شد. اما این بار مردم از طرف حرم به سمت استانداری به راه افتادند. یعنی حرم مبدا راهپیمایی بود. مردم داخل استانداری شدند و در محوطه آنجا علیه رژیم شعار دادند. در همین حین  یک تانک، سه نفربر و یک جیپ به داخل جمعیت آمده و نظامیان داخل آنان به  انقلاب پیوستند. مردم از پیوستن نیروهای ارتشی به انقلاب خوشحال شده بودند بالای تانک رفته و حتی چند نفر روی لوله تانک نشستند و عکس امام را جلوی لوله آن نصب کردند. آنان اسلحه‌ها را از نظامیان ‌گرفتند و به آنها گل و عکس امام ‌دادند. فرماندهان ارتش با شنیدن این خبر به سرعت با تهران تماس گرفته وکسب تکلیف کردند که تیمسار اویسی دستور کشتار فراگیر مردم  مشهد، را صادر کرد.در این هنگام روحانیون سرشناس انقلابی مشهد در حال  نصب  بلندگو‌ها داخل استانداری برای سخنرانی بودند که  به دستور مقامات نظامی یک هلی‌کوپتر در بالای سرمردم به پرواز درآمده  و به سمت مردم آتش گشود. همزمان تعدادی تانک از سمت میدان تقی‌آباد (‌شریعتی فعلی)‌ غرش‌کنان به سمت جمعیت حمله کردند که این امر باعث پراکنده شدن مردم شد. عده‌ای به سمت بیمارستان امام رضا رفتند و از بالای نرده‌ها به داخل پریدند. آنها نرده‌های فولادی را آنچنان تکان دادند که نرده‌ها از ریشه با آجر کنده شده بود. مردم با هر وسیله ای دفاع می کردند از جمله پسر بچه 8 ساله ای یک پیت روغن حلبی 17 کیلویی را جلوی تانکی  گذاشت تا مانع حرکتش شود اما سرانجام این حرکت شهادت او بود تا بدین گونه او شهید  فهمیده دوران پیروزی انقلاب مشهد شود.

مردم انقلابی نرده‌هایی را که از بیمارستان کنده بودند، جلوی مسیر تانک‌ها می‌گذاشتند و راه آنها را سد می‌کردند. تانک‌ها مسلسل‌وار شلیک می‌کردند و مردم بی‌گناه را به شهادت می‌رساندند. کفش و کلاه و چادری بود که روی آسفالت خیابان افتاده بود. مردم مجروحین حادثه را به بیمارستان می‌رساندند. همه تخت‌های بیمارستان از مجروحان پر شده بود. یک عده در راهروی طولانی بیمارستان روی زمین خوابیده بودند. سردخانه بیمارستان پر از اجساد شهدا شده بود.

 

صبحگاه ارتش در مشهد

شب نهم دی ‌ماه آبستن حوادث زیادی بود که روز بعد بارور شد. فرماندهان لشکر خراسان در راستای دستورهای تیمسار اویسی مبنی بر کشتار فراگیر در سطح شهر مشهد، اقدام به سازماندهی ارتش می نمایند. بر همین اساس، در مراسم صبحگاه ارتش، برای تحریک احساسات سربازان و درجه داران، اجساد سه نفر ساواکی را که شب گذشته مردم انقلابی مشهد به قتل رسانده و تا میدان شهدا روی زمین کشیده و در آنجا به دار آویخته بودند،به نمایش گذاشتند و از این طریق احساساتشان را تحریک کردند. فرماندهان رژیم ستمشاهی از نیروهایشان خواستند که صبح روز دهم دی‌ماه به صورت کارناوال مرگ در خیابان‌های مشهد حرکت کنند و هر جا مردم را دیدند به رگبار ببندند.آنان نیروها را وادار کردند تا با ایجاد رعب و وحشت، جلو قیام گسترده مردم را بگیرند.

 

کشتار در خیابانهای مشهد

مردم مشهد در روز یکشنبه، بی خبر از تصمیم نظامیان برای کشتار آنها، مانند روزهای قبل به خیابان آمدند. چنانکه گفته شد، نظامیان رژیم مصمم به انتقام گیری از مردم به خاطر تظاهرات روز پیشین بودند. اتومبیلها نیز در خیابانهای شهر مشهد از خطر تانکهای ارتش در امان نماندند. اگر کسی با وسایل نقلیه شخصی خود برای انجام کاری از خیابانها و کوچه های شهر عبور می کرد، مورد هدف گلوله قرار می گرفت.

حجت الاسلام کاشف حسینی یکی  از مجروحان حوادث این روز،آنچه در آن روزها اتفاق افتاده را اینگونه نقل می کند: «عصر نهم دی  سه نفر از ارتشی هایی را که به قتل رسیده بودند، در میدان شهدا به دار آویختند. اما ظاهراً ارتش، جنازه ها را شب به داخل پادگان منتقل می کند به همراه لباسهای نو؛ حتی چکمه نویی که به پایشان کرده بود، در معرض دید ارتشیان قرار می دهد و به آنها می گوید: نگاه کنید؛ مردم شما را این جوری می کشند. ارتشیان با دیدن این صحنه ها به شدت عصبانی شدند... سربازان و درجه داران با دستور فرماندار نظامی، دیگر دنبال بهانه ای نمی گشتند. نیاز به صفوف فشرده راه پیمایان نداشتند؛ با اسکورتی منظم، در شکل کارناوال مرگ حرکت کردند و پادگان را به قصد آدم کشی بی سابقه و به راه اندازی جوی خون تاریخی خویش، ترک نمودند.

تانکها در جلو قرار داشتند، نفربرها پشت سر و نعش کش ها به دنبالشان پیش می رفتند.به محض اینکه از پادگان خارج شدند، آتش گشودند، هر که را در خیابان و کوچه دیدند، به رگبار بستند و هیچ کس از گلوله دژخیمان در امان نماند.» (خاطرات حجةالاسلام سید محمد کاشف حسینی، آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ش. ب13970)

 

تیراندازی به اجتماعات

حمله به اجتماعات مردمی، یکی دیگر از جلوه های حملات خونین واقعه دهم دی ماه بود. حضرت آیةا... خامنه ای ضمن تاریخی خواندن حادثه یکشنبه خونین، می فرماید: «... آن روز، روز عجیبی بود. خبرهایی که می رسید، نشان دهنده کمال وحشیگری و جنایت دستگاه بود. از جمله خبرها این بود که ماشینهای ارتشی در خیابانها راه افتادند و هر جا صف نفت یا صف نان، که آن روزها زیاد دیده می شد،می بیند به رگبار می بندند. عده ای از زنان و مردان، بچه و کوچک و بزرگ را در میان صفها به رگبار بسته اند که بعضی شهید و مجروح شدند. در چهارراه نادری (چهارراه شهدا) و خیابانهای اطراف حملات سختی انجام شد.در جاهای مختلف شهر، همین طور برخورد با مردم انجام گرفت و هر کجا اجتماعی دیده می شد، با حرکت مسلحانه و بسیار خشن با مردم رفتار می کردند...» (آیةا... خامنه ای، روزنامه قدس، 10/10/1366- به نقل از یکشنبه خونین مشهد/ مرکز اسناد انقلاب اسلامی)

تصرف ساختمان نیروی پایداری

در این روز، عده ای از مردم به عنوان اعتراض به جنایتهای روز گذشته و کسب تکلیف و ادامه مبارزه، در اطراف بیت علما و روحانیون تجمع کرده بودند و بتدریج بر تعداد اجتماع کنندگان اضافه می شد و به این صورت در چهارراه شهدا، جمعیتی انبوه گرد آمده بودند. تیراندازی مأموران از داخل ساختمان نیروی پایداری (نیروی پایداری در یازدهم خرداد ماه1316ه.ش به فرمان رضا پهلوی تأسیس شد. عنوان نیروی پایداری همان سازمان مقاومت ملی سابق بود. هدف از تأسیس آن در ظاهر آشنایی همه افراد ملت ایران با روشها و راه های جدید دفاع از خانه و کاشانه خود و در واقع ابزاری بود برای سرکوبی مخالفان رژیم شاهنشاهی؛ به همین دلیل در دهم دی ماه 1357 جمع زیادی از مردم در مقابله با نیروهای این سازمان، به شهادت می رسند.) و استقامت مردم برای تصرف آن پایگاه، آن جا را به میدان نبرد، مبدل ساخته بود.

گروهی از مردم به سوی هتل مجاور- هتل امیر- و گروهی دیگر بر پشت بام مسجد کرامت رفته و از آن جا قصد ورود به ساختمان نیروی پایداری را داشتند و سربازان ویژه نیز از داخل، مردم را به رگبار می بستند.

در همین زمان، سرسپردگان رژیم به همراه تانکها و نفربرها به فرماندهی سرهنگ فریدونی و با دستور سرتیپ خسروداد که به عنوان معاون فرماندار نظامی به مشهد آمده بود، از پادگان حرکت کرده و ضمن تیراندازی در خیابانها و معابر عمومی، حدود ساعت یازده به خیابان شیرازی می رسند و به کمک سربازان نیروی پایداری می شتابند. روزنامه آفتاب شرق، 18/11/1358 این خبر را در روزنامه می نویسد که: «در خبر آمده است روز گذشته یک طیاره ارتشی، عده ای از سربازان کلاه سبز دست پروردگان خسروداد- قهرمان حمله به خانه آیة ا... شریعتمداری در قم- را به مشهد (آورده است)تا با همکاری مأموران ساواک با لباس شخصی در اتومبیلهای سواری قوای نظامی را تقویت کنند و مردم را به گلوله ببندند تا یزدگردی، فرماندار نظامی مشهد و حومه بتواند به دست آنها مسؤولیت قتل عام مردم را به عهده بگیرد.»

در جریان درگیری نیروی پایداری با انقلابیون، نظامیان مستقر در نیروی پایداری از مرکز فرماندهی تقاضای کمک می کنند. سرتیپ خسروداد- معاون فرمانداری نظامی مشهد- بر اساس تقاضای آنها، گروه ویژه ای به فرماندهی سرهنگ فریدونی برای سرکوب مردم اطراف نیروی پایداری و کمک به نیروهای مستقر آن سازمان، اعزام می کند. این گروه همانند دیگر گروه های نظامی، در مسیر راه مردم کوچه و خیابان را به رگبار بسته و چند نفر را به شهادت می رسانند. بالاخره نیروی پایداری پس از چندین ساعت درگیری به تصرف مردم درآمد. در نتیجه، تزلزلی دیگر در ارکان رژیم سست شده پهلوی به وجود آمد و حرکت مردمی را گامی به جلوتر راند.

دستگیری و بازداشت مردم

نیروهای نظامی رژیم در این روز، علاوه بر اینکه مردم مشهد را مورد هدف رگبار سلاحهای سبک و سنگین خویش قرار دادند، گروه زیادی را هم بازداشت کردند. بیشتر دستگیرشدگان از کسانی بودند که آن روز، نزدیک چهارراه شهدا، جلو منزل آیةا... سیدعبدا... شیرازی، مسجد کرامت، مقابل نیروی پایداری و کوچه های اطراف آن اجتماع کرده یا در حال عبور از این مکانها بودند.

مسجد کرامت در معرض تهاجم تانک ها

مسجد کرامت واقع در چهارراه شهدا در دوران مبارزات ملت مسلمان مشهد، مرکز و ستاد عملیاتی تظاهرات و راه پیمایی ها و رهبران انقلاب اسلامی بود. در این روز- یکشنبه خونین- به دلیل اجتماع مردم و به تصور اینکه رهبران نهضت در این پایگاه مستقرند، نیروهای نظامی به مسجد و مردم اطراف تعرض می کنند و تعدادی از آنان را در این مکان، شهید و مجروح می سازند.

آیةا... خامنه ای درباره موقعیت و وضعیت این مرکز،می گوید: «صبح دهم دی ماه که می خواستیم به مسجد کرامت برویم، به ما گفتند صبر کنید، ببینیم حول و حوش مسجد چه خبر است؛ برای ارزیابی درست تر، یک نفر را فرستادیم، بعد از مدتی برگشت و گفت آن جا غوغایی است، ماشینهای ارتشی به میزان زیادی سر چهارراه نادری (شهدا) که محل مسجد کرامت است، جمع شده اند. (در دوران انقلاب)چهارراه نادری (شهدا) حد و مرز حضور پلیس و ارتش بود.

از چهارراه نادری به طرف حرم مطهر، معمولاً ارتش یا پلیس هیچ وقت حضور پیدا نمی کرد. در ایام اوج مبارزه، آن جا خط قرمز بود و دیگر نمی توانستند به این طرف (حرم)بیایند و واقعاً اگر می آمدند، برایشان خطر جانی داشت. در این قسمت خیابان (به طرف حرم)دائماً مردم در رفت و آمد بودند. شعار، گردهمایی و سخنرانی رواج داشت و اصلاً از حوزه مأموریت و دخالت دستگاه خارج بود.

شنیدیم ماشینهای ارتشی و تانکها را در همین منطقه مستقر کرده اند و هیچ کس هم نیست و هر کس هم پیدا شود، او را می زنند. کسی را نمی گرفتند، فقط افراد را می زدند. عده ای در مسجد کرامت بودند و بالاخره از مسجد کرامت در خیابان شاه رضا آن روز- آزادی فعلی- که محل استقرار نیروهای دولتی به اصطلاح مقاومت ملی یا پایداری بود، عده ای از جوانها، بالای پشت بام آن جا و عده ای هم پشت بام مسجد کرامت بودند.اول صبح در اطراف مسجد در خیابان (نادری)یک اجتماع مختصری تشکیل شده بود که عمال رژیم آنها را به رگبار می بندند و بعد هم با وحشیگری تمام حمله می کنند و عده ای را در همان جا به شهادت می رسانند.... در این وضعیت به ما گفتند مصلحت نیست به مسجد کرامت برویم و همین طور هم بود. اگر می رفتیم، مطمئناً خطر جانی در پیش بود و کارها متوقف می ماند.

سرانجام آن روز را تا شب در منزل ماندیم. روزی عجیب بود و خبرهایی که می رسید، نشان دهنده کمال وحشیگری و خباثت دستگاه بود. از جمله خبرها، این بود که ماشینهای ارتشی در خیابانها راه می افتند و هر جا صف نفت یا صف نان را- که آن روزها زیاد دیده می شد- می بینند، به رگبار می بندند و می روند. عده ای از مرد و زن، بچه و بزرگ را در میان صف ها به رگبار بسته که بعضی شهید و مجروح شدند.

در چهارراه نادری و خیابانهای اطراف هم، حملات سختی شد». (روزنامه قدس، 10/10/1366 به نقل از یکشنبه خونین مشهد/ مرکز اسناد انقلاب اسلامی)

وقایع اطراف منزل آیةا... شیرازی

منزل آیةا... سید عبدا... شیرازی- که در آن زمان از مراجع معروف و شناخته شده بود- یکی از پایگاه های انقلابیون به حساب می آمد و بر همین اساس، عصر آن روز- یکشنبه خونین- مردم برای اطلاع یافتن از اوضاع پیش آمده، در چهارراه شهدا- نادری سابق- و اطراف منزل آیة ا... سید عبدا... شیرازی حضور می یابند. (ر.ک.به: سند شماره 14 از مجموعه حاضر) مأموران رژیم برای پراکنده ساختن مردم به آن جا یورش می برند که بر اثر این تهاجم، گروهی را مجروح و شهید می کنند.

 

نقشه حمله به منازل رهبران نهضت در مشهد

/ 0 نظر / 8 بازدید