قلندريه

به نام خدا

استاد : دكتر ثروت                                                                   سال تحصيلي : 85 ـ84     

نام دانشجو : رضا سليمان نوري                                                   نام درس : آئين نگارش

معرفي كتاب

قلندريه

كتاب قلندريه را احمد ياشار اجاق استاد تاريخ دانشگاه حاجت تپه تركيه  تاليف كرده وانتشارات Yuzyillarبه سال 1999ميلادي منتشر كرده است.محمد صداقتيان مترجم اين اثر است كه آن را به كمك انتشارات آواي حق گناباد در سال 1384 به بازار كتاب عرضه كرده است.

اين کتاب از يک مقدمه، منابع، مدخل، سه بخش و خاتمه تشکيل شده است. مولف سبب تاليف کتاب را انجام تحقيقی مستقل درباره قلندريه عنوان کرده و اعتقاد دارد که شناخت طريقت های ديگر و صوفيان بزرگ بدون شناخت قلندريه ممکن نخواهد بود. قصد مولف از قلندريه، چنان که در مقدمه می گويد، نه تنها طريقت نسج يافته در ايران که طريقت های بعدی ديگر چون يسويه، حيدريه و وفائيه نيز هست. اما او در عمل بيشتر به بکتاشيه می پردازد که در قلمرو دولت عثمانی فعاليت می کردند. او می کوشد ارتباط بکتاشيه را با قلندريه نشان دهد. مدخل کتاب به تاريخ پيدايش و توسعه قلندريه اختصاص دارد که حجمي نزديک به يک پنجم را به خود اختصاص مي دهد.نويسنده در  بخش نخست كتاب ، تاريخ قلندريه در دوره سلجوقيان آناتولی و عثمانيان را مورد بررسي قرار مي دهد.. وي  بخش دوم را به  فلسفه، ارکان، آيين و عبادات قلندريه اختصاص داده و. در بخش سوم و آخرنيز ، ارتباط اين فرقه با ساير فرق اهل طريقت را كنكاش مي كند.

 

خلاصه کتاب و نظریات مولف

 

پيدا شدن قلندريه، ريشه در بحران های اجتماعی دوره عباسيان دارد و پايگاه اجتماعی آن، طبقه موالی در جامعه آن روزگار بوده است. يکی از ريشه های اختلاف بين موالی و اعراب آن است که موالی، اسلام را با سنت هاي  گذشته خود آميخته بودند كه اينگونه  رفتارنوعي  مقابله با اسلام مخصوص  اعراب بود. نمود اين اختلاف پيدا شدن ملامتيه در دوره عباسی است كه قلندريه نيز از درو ن همين ملامتيه بر خواسته است.

قلندريه کسانی هستند که در زندگی روزمره و اجتماعی با نظم و قانون و عرف جامعه مخالفت می كردند. نقطه مشترک شعائر قلندريان، ترک هرگونه تعلق دنيوی است. ايشان محرک عبادات دينی را نيز عشق الهی می دانند. شمس تبريزی و عثمان بابا دو نمونه لطافت و خشونت قلندريه هستند. محل پيدا يش  اين نحله فكري  در محدوده ايران و هند است .اصطلاح قلندر از لغت هندی Kalandar به معنی کسی که مخالف قانون عمل می کند،گرفته شده است.بر اين اساس مي توان مدعي شد كه  راهبان هندی بيشترين نقش را در شکل گرفتن قلندريه داشته اند. قلندريان اساس فقر و تجرد را از ملامتيه گرفته اند. هر چند که سهروردی و جامی ملامتيه را طايفه ای مبارک می دانند اما اين گروه در دوره عثمانی مورد تکفير شيخ الاسلام ها قرار گرفتند. خلاصه اين که قلندريه، شعبه ای از ملاميته اما  تغيير شكل يافته است.

ابو احمد ابدال چشتی، بابا طاهر عريان، و درويش آهوپوش از نخستنين قلندريان هستند. اما در حقيقت جمال الدين صابی موسس اين نحله بود و اساس و نظريه آن توسط وي بنيان نهاده شد. محمد بلخی، محمد کردی، شمس کرد، ابوبکر نکساری، جلال درگزينی و ابوبکر اصفهانی از جمله خلفای جمال الدين صابی بودند که طريقت قلندريه را در خاورميانه منتشر ساختند. شهرهای دمياط و قاهره در مصر، دمشق در سوريه و موصل در عراق از مراکز اين طريقت بود، اما مراكز عمده آن درايران قرارداشتو شعبه گوناگون اين طريقت  در سال های بعددر ايران بيشتر از ساير مناطق فعال  بودند.

حيدريه طريقتی از جنس قلندريه است که پس از آن، بزرگترين فرقه از مجموعه فرق سرچشمه گرفته از اين طريقت محسوب مي شود.  موسس اين فرقه  شيخ قطب الدين حيدر است که پس از جمال الدين صابی رياست  قلندريان را در اختيار داشت.. پس از او هدايت قلندريه  بر عهده شيخ الاسلام احمد جام نامقی قرار گرفت. جانشين او شاه نعمت الله ولی بود که سلسله نعمت اللهيه به او می رسد. نعمت اللهيه به دليل تساهل در اعتقادات و فعاليت زياد مبلغين از هند تا آذربايجان و آناتولی منتشر شد.قلندريان در آلماليغ و بش باليغ و شرق ترکستان و مرکز دولت اويغور ديده می شوند. با وجود گسترش اسلام در اين منطقه، مردم به اسلام با رنگ و مذهب پيشين بودايی خود عمل می کردند. بنابر اين قلندريه تسهيل کننده مناسبی برای عمل به اسلام در عين حفظ آداب کهن بود. قلندريان در هند و در دوره سلاطين دهلی فعاليت چشمگيری داشتند. از جمله شخصيت های اين طريقت در دوره مذکور سيد ابوبکر طوسی و شيخ شهاب الدين ملتانی است.

درباره قلندريان هند بايد توجه داشت که هر سه اصطلاح قلندريه، حيدريه و جولاقيه در اين زمان در هند و تبت استفاده می شد و مهم ترين شاخصه عبادت های قلندريان در منطقه مذکور سماع آتش بود.

بخش اول: قلندريان در امپراتوری عثمانی

 

الف. قلندريان از قرون سيزدهم تا پانزدهم مبلادی

آمدن قلندربان به منطقه آناتولی مربوط به دوره حمله مغول است. در اين دوره سلسله های مختلفی از جمله کبرويه، سهروديه، حيدريه، وفائيه و يسويه به منطقه مذکور وارد شدند. ابوبکر نکساری از جمله صوفيانی بود که به آناتولی آمده و خانقاهی تأسيس کرد. پيروان او به جولاقيه مشهور شدند. او زمان جلال الدين مولوی را درک کرده و با وی در ارتباط بوده است. وفائيه نيز از سلسله های مهم قلندری بودند که در قرن سيزدهم در شورش بابا الياس نقش عمده ای داشتند. موسس اين سلسله تاج العارفين سيد ابوالوفاء بود که در بين ترک ها شهرت زيادی داشت. وفائيه نيز هم چون يسويه ريشه در ملامتيان خراسان داشتند. اين دو سلسله با مذهب سنی رسمی جامعه مخالفت می ورزيدند که در نيجه مطرودجامعه گشتند. تاثير عمده وفائيه بر دولت عثمانی از دو منظر قابل توجه است: نخست اين که شيخ ادب عالی که موسس معنوی سلسله عثمانی بود متاثر از وفائيه بود. ديگر اين که موسس سلسله بکتاشيه که پيروان فراوانی ميان سربازان عثمانی داشت، حاجی بکتاش ولی بود که ازاعضاي  خانقاه وفائيه به شمار می رفت. شيخ عمر گرهی، حاجی مبارک حيدری و خليفه شيخ محمد حيدری از ديگر صوفيان مهم اين دوره هستند. ايبک بابا و بارک بابا دو صوفی مهم ديگری هستند که ابتدا در سلطانيه ايران فعاليت داشتند. اطلاعات مربوط به بارک بابا بیشتر در منابع عربی ضبط شده است زيرا او از دمشق آمده بود. پيروان بارک بابا در ايران با حمايت مغولان به فعاليت خود ادامه می دادند. البته آداب و عادات ايشان مورد پسند جامعه نبود و به هر مملکت که می رفتند مطرود جامعه قرار می گرفتند. تنها کتابی که اطلاعات مفيدی راجع به بارک بابا دارد رساله کلمات بارک بابا است که در آماسيه استنساخ شده است. به هر حال اين گروه در دعوت مردم به اسلام و نيز فعاليت های سياسی بين مغولان نقشی آشکار داشتند.البته  مردم آن روزگار ايشان را حيدری خطاب می کردند.

شمس تبريزی، اوحدالدين کرمانی و فخر الدين عراقی از صوفيان بزرگ آن دوران   محسوب می شدند که به دليل شرايط نامساعد جامعه امکان فعاليت پيدا نکردند.

الف.قلندريه

در جامعه آناتولی آن روزگار چهار طايفه قاضيان، اخيان، ابدالان و باجيان وجود داشت. اعتقاد بر اين است که ابدالان روم در سال 1240م و پس از شورش باباييان تشکيل شده ودر اصل  بخشی از يسويه و حيدريه است. هم

/ 0 نظر / 78 بازدید