پسيان ۱۰
ساعت ۱۱:۱٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱ آبان ،۱۳۸٥  

 

كلنل محمد تقي خان و حكومت قوام السلطنه

كلنل محمد تقي خان پسيان بعد از دريافت حكم رياست ژاندارمري خراسان در شهريور 1299 وارد اين ايالت شد. وي بعد از رسيدن به حضور قوام السلطنه طرح و برنامه هاي خود را براي توسعه ژاندارمري خراسان اعلام كرد. ژاندارمري خراسان در اين زمان داراي مشكلات فراواني بود. عقب افتادن حقوق چند ماهه نيروهاي ژاندارمري كه به رغم حواله اداره ماليه پرداخت نشده بود و همچنين طلبكاري افراد خارج از ژاندارمري از اين نيروي تازه تأسيس از مهمترين مشكلات بود. او با اينكه ديناري از بابت بودجه قبلي ژاندارمري دريافت نكرده بود اما ناگزير بود كه پاسخگوي طلبكاران باشد. با اين همه او مساعدت رئيس حسابگر ماليه خراسان مسيو دبوا و با كار و كوشش شبانه روزي خود، توانست مشكلات را يكي پس از ديگري از سر راه بردارد. او در اين راستا علاوه بر پرداخت حقوق معوقه ژاندارمها و طلبكارها،  توانست شعبات جديد ژاندارمري را نيز در نقاط مختلف داير كند و شعباتي را هم كه رسماً وجود داشتند عملاً فعال نمايد. قوام السلطنه كه اقدام مشير الدوله در فرستادن كلنل محمد تقي خان را به جاي داماد برادرش محمد حسين ميرزا، اقدامي عليه خود تصور مي كرد در آغاز حاضر به همكاري جدي با كلنل نبود و كارشكني هايي را به ويژه در پرداخت بودجه حواله شده ژاندارمري به عمل آورد.

اين گونه كارشكني ها باعث شد تا كلنل بعد از دو ماه خدمت در ژاندارمري خراسان استعفاي خود را بنويسد كه مورد قبول واقع نشد. او در اين زمان احساس مي كرد كه او را نه براي اصلاح ژاندارمري بلكه به نيت اسير ماندن در وضعيت نابسامان اين ايالت و در واقع براي اثبات بي كفايتي اش به خراسان فرستاده اند. وي اين استدلال ديگران را كه مي گفتند او را به واسطه عدم رضايت از رئيس قبلي ژاندارمري به خراسان خوانده اند، باور نمي كرد. به خصوص شنيده بود رياست قشون كشور را به اين شخص پيشنهاد كرده اند.

كلنل محمد تقي خان به رغم همه كارشكني ها به فعاليت گسترده خود در ژاندارمري خراسان ادامه داد. او در اين راستا و به منظور كنترل سران طوايف و مقيد كردن آنها به رعايت قانون بسياري از آنها را با دادن درجات نظامي وارد خدمت ژاندارمري كرد. تاج محمد خان بهادري قوچاني، ميرزا محمود خان درگزي، حبيب اله خان ناصر لشكر هودانلو، سعادت قلي خان اوغازي و فرج اله بگ بيچرانلو در زمره اين خوانين بودند كه پس از گذراندن دوره هاي كوتاه مدت با دريافت درجه افسري به مناطق محل سكونت خود برگشته و با تعليم دادن افراد خود پايگاههاي ژاندارمري تأسيس نمودند.

علاوه بر اين اقدامات، كلنل محمد تقي خان عرصه را بر بسياري از اشرار خراسان مانند خداوردي سردار (معروف به خدو سردار)، مرسل و زبردست خان درگزي تنگ كرد و زمينه سو استفاده ساير اشرار و خوانين خراسان را از ناامني هاي موجود در خراسان را از بين برد.

حضور كلنل محمد تقي خان به عنوان يكي از مشروطه خواهان واقعي در خراسان، روحي تازه به كالبد آزاديخواهان اين خطه دميد و تحت تأثير اين شرايط آنان اقدام به تأسيس انجمن ها و كميته هايي در مشهد نمودند. انجمن حافظ قانون و كميته حاميان مستضعفين كه توسط عبدالقدير آزاد سبزواري و شاهزاده حسنعلي ميرزا به وجود آمدند در زمره اين كميته ها و انجمن ها بودند. گروهي نيز به نام دوستدارن آزداي نامه اي به قوام السلطنه نوشتند و او و اطرافيانش را به دليل سو عملكردشان مورد ملامت و تهديد قرار دادند.قوام السلطنه تحت تأثير اين مبارزات و به منظور رام كردن عناصر آزادي خواه و ميهن پرست تا حدودي با آنان روش مماشات و حتي همكاري و همدلي را در پيش گرفت. نتيجه اين همكاري انجام اصلاحات چشمگير و ايجاد امنيت فوق العاده در خراسان بود.

كودتاي سوم اسفند 1299 و تِأثيرات آن در اوضاع خراسان

انگليسي ها كه بعد از انقلاب كمونيستي 1917 م /  1296 خ روسيه و پايان جنگ جهاني اول خود را تنها دولت صاحب نفوذ در ايران مي ديدند براي حفظ سلطه خود بر ايران و مقابله با تهديدات بلشويك ها عليه منافع خود بر آن شدند تا با امضاي قراردادي قرارداري ايران را رسماً تحت الحمايه خود كنند آنها به همين منظور در سال 1919 م/ 1298 خ وثوق الدوله برادر بزرگتر قوام السلطنه را نخست وزير ايران كردند و قراردادي را براي نيل به اهداف خود با او به امضا رسانيدند. از آنجايي كه اين قرارداد استقلال سياسي و اقتصادي ايران را به باد مي داد نمايندگان مجلس شوراي ملي و حتي احمد شاه قاجار با آن مخالفت كردند. آزاديخواهان ايراني همچون ميرزا كوچك خان جنگلي و شيخ محمد خياباني نيز با جنبش هاي انقلابي خود مانع از اجراي مفاد اين قرارداد شدند تا از طريق طرح و اجراي نقشه ديگري و با مهره هاي جديد به اهداف خود برسند. اين نقشه جديد كودتايي بود كه با همكاري سيد ضيا الدين طباطبائي و رضا خان ميرپنج در سوم اسفند 1299 به پيروزي رسيد.

از آنجايي كه اين دو تن برخلاف وبسياري از دولتمردان سابق وابسته به طبقات اعيان و اشراف نبودند و در آغاز قدرت يابي خود اقدام به دستگيري و بازداشت بسياري از سياستمداران و اعيان و اشراف كرده بودند از يك سو با مخالفت اين گروه مواجه شدند و از سوي ديگر مورد حمايت كساني كه از ماهيت اصلي كودتا بي خبر بودند، قرار گرفتند. قوام السلطنه حاكم خراسان جزو گروه اول و كلنل محمد تقي خان پسيان فرمانده ژاندارمري خراسان در زمره گروه دوم بود.

قوام السلطنه با توجه به اقدامات سيد ضيا الدين طباطبايي نخست وزير كودتا، حاضر به اطاعت كامل از دولت او نبود. وي در عكس العمل به بيانيه اوليه كابينه سياه حاضر به ابلاغ پيام سيد ضيا به حكام شهرهاي خراسان نشد و در تلگرافي به تهران يادآور شد كه از امضا بيانيه رئيس الوزرا معلوم نمي شود كه دولت ايران داراي چه اصول و رژيمي است. او كه تصور نمي كرد انگليسي ها پشت سر دولت كودتا باشند از همان آغاز بدبيني خود را نسبت به كودتاچيان ابراز كرد. اگر چه چند روز بعد از كودتا از طريق سفارت انگليس به قوام السلطنه سفارش شد كه دولت كودتا دست پرورده انگليس است و وي بايد نقشه هاي قبلي را ناديده گرفته و با مخابره پيام تبريك دولت جديد را به رسميت بشناسد اما قوام با بدبيني تمام نسبت به دولت كودتا و با توجه به قدرت فراوانش در خراسان، نتوانست خود را با سيد ضيا الدين هماهنگ سازد و لذا مصمم به ايستادگي در برابر كودتاچيان شد. وي در اين راستا جمعي از بزرگان مشهد را جمع كرد و به آنها گفت كه بلشويك هاي روسيه قصد دارند در خراسان نيز همچون گيلان جمهوري سوسياليستي ايجاد كنند و از آنجايي كه نيروهاي نظامي موجود در خراسان كافي نيست لازم است براي تهيه قوا و خريد تفنگ و آذوقه پول هايي فراهم شود. او با اين بهانه مي خواست ضمن اخذ وجه از بزرگان خراسان قوايي عظيم تر در برابر دولت و ژاندارمري فراهم كند و در واقع كودتايي جديد عليه كودتاي سوم اسفند به راه اندازد. نوشته اند در يكي از همين جلسات قوام السلطنه و بزرگان مشهد، رضا مهدوي رئيس التجار كه يكي از ثروتمندترين ايرانيان عصر خويش به شمار مي رفت در عكس العملي عليه دولت كودتا گفته بود: خراسان از بلژيك بزرگتر است و ما اعلام استقلال خواهيم كرد. قوام السلطنه در مقابل اين سخن سكوت كرده بود و عده اي اين سكوت را دليل بر موافقت او با پيشنهاد رئيس التجار دانسته اند. گزارش كنسول انگليس در مشهد نيز كه نوشته قوام السلطنه بعد از وقوع كودتا در تهران به فكر سرپيچي از دستورهاي حكومت مركزي و اعلام نوعي استقلال در خراسان و فراخواندن واحدهاي نظامي مستقر در نقاط مختلف خراسان به مشهد بوده است، تا حدودي اين ادعا را تأييد مي كند. قوام السلطنه كه تا اين زمان اعتناي چنداني به كلنل محمد تقي خان پسيان نمي كرد با احساس خطر از جانب دولت كودتا، تلاش نمود تا با ابراز محبت هاي ويژه به كلنل، او را با اهداف خود همراه سازد و خطر دستگيري احتمالي خود توسط او را خنثي نمايد.

در مقابل اينگونه برخوردهاي قوام السلطنه با دولت سيد ضيا الدين، كلنل كه از يك سو شاهد اقدامات مستبدانه و ثروت اندوزانه حاكم خراسان بود و از سوي ديگر به علت عدم آشنايي با ماهيت كودتاچيان تحت تأثير تبليغات و شعارهاي مردم پسند سيد ضيا قرار گرفته بود، بر آن شد تا خود را براي برخوردي فعال در اين قضايا آماده سازد. علاوه بر كلنل دموكراتهاي مشهد و ساير آزاديخواهان خراساني و منتصبين به آستان قدس هم كه مخالف قوام بودند به انجام اقدامات و اصلاحات مترقيانه از جانب سيد ضيا دل بستند، سيد ضيا الدين اگر چه قبلا ً در روزنامه خود از قرارداد 1919 جانبداري كرده بود اما اكنون با تبليغات فراوان خود را فردي كاملاً مستقل معرفي مي نمود. عدم سابقه خدمات دولتي عالي رتبه، عدم وابستگي به خانواده هاي اعيان و اشراف و همچنين سوابق فعال مطبوعاتي او به عنوان يك روزنامه نگار نيز در اين دلبستگي ها بي تأثير نبود. كلنل با توجه به نظريات قوام و اطرافيانش در مورد كابينه سياه تلاش مي كرد تا ظاهراً اعتماد او را نسبت به خود همچنان حفظ كند و حتي نوشته اند در پاسخ به اين سئوال قوام كه گفته بود اگر دولت دستور دستگيري مرا به تو بدهد چه خواهي كرد، گفته بود من تابع حاكم خراسانم و تنها ملزم به اجراي دستورات او هستم. سر زدن برخي از اعمال متمردانه از جانب قوام عليه حكومت و دولت زمينه هاي برهم خوردن اين صميميت ظاهري و آشكار شدن نشانه هاي اختلاف را فراهم كرد.

 

بازداشت قوام السلطنه و آغاز حكومت كلنل محمد تقي خان در خراسان

سيد ضيا الدين طباطبايي از همان روزهاي پيروزي كودتا قصد دستگيري و بازداشت قوام السلطنه را همچون ساير دولتمردان تهراني داشت اما دوري قوام از تهران و وجود نيروهاي نظامي قدرتمند در خراسان كه ظاهراً مطيع او بودند اين فرصت را فراهم نكرده بود. رئيس دولت كودتا براي فراهم كردن زمينه هاي دستگيري قوام السلطنه يكي از همفكران خود به نام سيد مهدي فرخ (معتصم السلطنه) را به عنوان كارگزار جديد به خراسان اعزام كرد. رسيدن فرخ به خراسان با بروز نشانه هاي اختلاف بين كلنل و قوام همزمان بود. يكي از نخستين نشانه هاي آشكار اين اختلاف مسئله رژه نيروهاي نظامي و انتظامي خراسان در مراسم عيد نوروز سال 1300 بود. در اين روز قرار بود نيروهاي مسلح اقدام به برگزاري رژه نمايشي نمايند اما از آنجا كه به دستور قوام السلطنه و برخلاف رسم معمول، تمثال احمد شاه را در جايگاه مخصوص قرار نداده بودند و خود او در جايگاه قرار گرفته بود نيروهاي ژاندارمري به اشاره كلنل از انجام پروژه خودداري كردند. از ديدگاه كلنل اين حركت قوام نوعي تمرد از اصول مشروطه سلطنتي و خارج از عرف معمول و در واقع يك حركت تجزيه طلبانه بود و او به همين علت مصمم به تجديد نظر در روابط خود با قوام السلطنه شد.

سيد ضيا الدين كه از طريق گزارشات سيد مهدي فرخ از گل آلود شدن روابط كلنل و قوام السلطنه آگاه شده بود با آگاهي از كدورت پيش آمده محرمانه دستور بازداشت قوام را صادر كرد. فرخ بعد از نزديك شدن به كلنل و تعريف و تمجيد از اهداف كابينه سيد ضيا و برشمردن سوابق سو قوام السلطنه، او را در جريان نيات سيد ضيا قرار داد و سپس تلگراف رمز رئيس دولت را در مورد دستگيري حاكم خراسان به او تسليم نمود. در اين تلگراف به كلنل محمد تقي خان دستور داده شده بود تا بدون درگيري و ايجاد دردسر قوام را دستگير و روانه تهران كند. كلنل بعد از دريافت اين دستور مصمم به اجراي آن شد اما از آنجا كه مي خواست اين اقدام بدون خونريزي انجام شود منتظر فراهم شدن فرصت مناسب ماند. اولين اقدام كلنل براي دستگيري قوام السلطنه در محل استانداري، به علت وجود نگهبانان خوافي و باخرزي قوام و احتمال درگيري به جايي نرسيد. آگاهي كلنل از اين نكته كه قوام السلطنه روز سيزده نوروز را در باغ ملك آباد ميهمان رئيس التجار خواهد بود، فرصت مناسب را براي طرح نقشه دستگيري او فراهم ساخت. قوام در اين روز بدون اطلاع از روابط محرمانه كلنل و دولت از او تقاضاي اسكورت كرد و كلنل نيز دوازده نفر از ژاندارم هاي مورد اعتماد خود را با او همراه نمود. قوام بعد از گذراندان ساعاتي چند در باغ ملك آباد در آخرين ساعات روز سيزدهم فروردين به سمت استانداري حركت كرد اما مطابق برنام تنظيمي اسماعيل خان بهادر از صاحب منصبان ژاندارمري و يكي از صميمي ترين ياران كلنل در آستانه ورود قوام السلطنه به محله ارك مشهد، اتومبيل او متوقف شد و حكم توقيفش ابلاغ گرديد. كلنل محمد تقي خان كه از بالكن ساختمان ژاندارمري ناظر اين عمليات بود در پاسخ به اعتراضات قوام السلطنه گفت: حضرت اشرف، امر دولت است و صلاح در اطاعت. قوام كه مقاومت را بي فايده مي ديد تسليم شد و به دستور كلنل در يكي از اتاق هاي ژاندارمري زنداني گشت.

علاوه بر قوام السلطنه، تني چند از مقامات همچون ميرزا قاسم خان، سالار حشمت، معتصم الملك، شجاع سلطان، سالار مظفر، فتح السلطنه، خبير خاقان، هژبر الملك، ماژور عبد اله خان معاون نيروي پليس و ميرزا جواد خان سينكي نيز بازداشت شدند. بعد از آن ادارات نظميه، قشون و همچنين قشون چريك در اختيار و تصرف صاحب منصبان ژاندارمري درآمد و دارايي هاي قوام و از آن ميان سي و شش رأس اسب مخصوص او به نفع ژاندارمري مصادره شد. در بازرسي از منزل قوام علاوه بر يك صندوق جواهر، 5813 تومان پول ايراني،3119  ليره ترك و 410 ليره طلاي انگليسي نيز به دست آمد. مسيو دبوا پيشكار ماليه خراسان هم ميزان بدهكاري مالياتي قوام را 150000 تومان اعلام كرد. بدين گونه با بازداشت قوام السلطنه به عمر حكومت سه ساله او در خراسان پايان داده شد. كلنل محمد تقي خان كه بعد از عزل و دستگيري قوام السلطنه، حكم كفالت استانداري خراسان را از سوي نخست وزير دريافت كرده بود، نخستين دوره حكومت خود را در خراسان آغاز كرد.


کلمات کلیدی: