نگاهي به ايران شناسي در روسيه و آسياي ميانه
ساعت ٤:٠۱ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٠ آذر ،۱۳۸٥  

به نام خدا

نگاهي به ايران شناسي در روسيه و آسياي ميانه

دانشجو : رضا سليمان نوري استاد : دكتر زهره زرشناس  ارديبهشت 1385

مقدمه:                                                                    

ايران به عنوان کشوری که از يک سو حلقه رابط بين اروپا و آسيا محسوب می شود  و از سوی ديگر دارای تاريخی بسيار غنی و گذشته ای بس پربار است ، از آن هنگام که اروپايی ها قرون وسطی را پشت سر گذاشته وتلاش خود برای تسلط بر جهان را آغاز  کردند همواره يکی از قبله ها وکعبه های آمال آنان بوده است . اين امر شامل روسيه هم که بسيار ديرتر از ساير مناطق اروپا دوره بربريت و قرون وسطی راپشت سر گذاشت هم می گردد با اين تفاوت که هرچند سرعت روسيه در صنعتی شدن بسيار لاک پشتی بود اما اين سرعت در استعمار گری بسيار بسيار تند وشتاب زده بود .آن چنان که در فاصله زمانی کمی آنان توانستند خود را به مرزهای ايران رسانده ويگانه دولت اروپايی هم مرز با کشورمان لقب گيرند. امری که آنان را برای تحقيق آشنايی بيشتر با ايرانيان مصمم تر کرد.. از زمان پتر کبير دو ويژگی باعث جلب توجه روسيه به ايران شد: نخست دکترين پتر مبنی بر دستيابی به آب های گرم از طريق مرز های جنوبی که منظور ايران بود و دوم رقابت با اروپاييان برای تسلط هر چه بيشتر و کاملتر به منابع طبيعی بکر آسيا. طبيعی است که ايجاد ارتباط نياز به ياد داشتن زبان طرف مقابل دارد و به اين ترتيب بود که نخستين جرقه های ايران شناسی در روسيه  با زبان شناسی در حد اوليه آن يعنی آشنايی با زبان پارسی آغاز شد و طی سالهای متوالی گسترش روزافزونی پيدا کرد .آن چنان که اکنون ما ايرانيان بسياری از گذشته تاريخی خود را مديون دانشمندان روس و ساير کشورهای زير مجموعه اين کشور در دوران تزاری وجمهوری شورا ها هستيم . بر همين اساس در زير مروری کوتاه بر پيشينه ايران شناسی در روسيه وکشورهای آسيای ميانه خواهيم داشت . اما قبل از شروع اين توضيح را ضروری می دانم که متاسفانه اطلاعات درباره فعاليت های ايران شناسی در کشور های آسيای ميانه در آن حد کم است که بهتر است بگوييم اطلاعاتی وجود ندارد و صد البته که اين اطلاعات در مورد کشوری مانند قرقيزستان برابر با صفر است  .بر اين اساس از نبودن اطلاعاتی هر چند مختصر درباره فعاليت های ايران شناسی در قرقيزستان در اين مجموعه پيشاپيش عذرخواهی می کنم.

تاريخچه آموزش زبان فارسی در روسيه

سابقه آموزش زبان فارسی درروسيه به زمان پتركبير بر می گردد. البته اين آموزش نه دريکی از مراکز دانشگاهی اين کشور بلکه در اصفهان و  در اوايل قرن 18 ميلادي آغاز شد. پتر ، در سال 1716, پنج نفر را انتخاب و به ايران فرستاد تا زبان فارسي را ياد بگيرند و بتوانند به عنوان مترجم در دربارش خدمت كنند.

موضوع آموزش زبان فارسی در روسيه را در دو شاخه پی می گيريم:

الف- کتاب های درسی زبان فارسی :

 نخستين فارسی آموزان در اصفهان اين زبان را فرا گرفتند و به کشورشان بازگشتندتا آن را به ديگران بياموزند. در آن زمان کتاب درسی خاصی تدوين نشده بود و تنها از فرهنگ «مجمع الفرس » به عنوان فرهنگ زبان فارسي استفاده مي كردند. با توجه به حساسيت روابط بين روسيه و ايران،  از سال 1732 تدريس زبان فارسي در وزارت امور خارجه روسيه به طور جدي شروع شد.در نيمه دوم قرن 18 ميلادي علاقه مردم روسيه به زبان هاي شرقي از آن جمله به زبان فارسي بسيار افزايش پيدا كرد . در آن زمان آثار بي نظير ادبيات فارسي مانند شاهنامه فردوسي و اشعار حافظ ، همچنين اوستا توسط ايران شناسان فرنگي مورد مطالعه و ترجمه قرار گرفته و روشنفكران روسيه امكان يافتند با آثار بزرگ ادبيات ايران آشنا شوند و به همين دليل احتياج به فرهنگ فارسي در روسي بوجود آمد. در سال 1786 در سنت پترزبورگ اولين فرهنگ فارسي به روسي كه داراي 625 كلمه بود در كتابي مربوط به سفر يفرمف به بخارا ، خيوه ، ايران و هند منتشر گرديد. يك سال پس از آن، يك فرهنگ بزرگ در روسيه چاپ شد كه در آن 285 كلمه از زبان روسي به 51 زبان اروپايي و 149 زبان آسيايي از آن جمله فارسي ، پهلوي و دری ترجمه شده بود. گرچه از سال 1804 و 1805 دردانشگاه هاي مسكو ، قازان و خاركف و پس از چند سال يعني در سال 1816 دردانشگاه سن پترزبورگ تدريس زبان فارسي براي روس زبانان آغاز شد اما اطلاعات دقيقی از سيستم آموزشی و کتب درسی آن نداريم. در سال 1826 «بولديدف» استاد زبان هاي شرقي در دانشگاه مسكو،  مجموعه اي از متون فارسي براي دانشجويان روسي زبان تهيه كرد كه شامل غزليات ، قصايد ، داستان هاي كوتاه و قطعات متون منثور قديمي فارسي، همچنين يك فرهنگ نسبتاً بزرگ ( 3500 كلمه ) فارسي به روسي و يك شرح كوتاه دستور زبان فارسي مي شد. از همين كتاب تا او اخر قرن19 در روسيه به عنوان كتاب درسي اصلي استفاده مي شد.در نيمه دوم قرن 19 در دانشگاه هاي روسيه تدريس زبان فارسي توسعه پيدا كرد. زبان فارسي باستان، زبان اوستايي، فارسي ميانه ( پهلوي )، فارسي كلاسيك و ادبيات كلاسيك ايران از جمله آثار فردوسي ، سعدي ، حافظ و غيره مورد مطالعه قرار مي گرفته اند.در سال 1869 «ميرزا ثاني گشتاسپ» كه از سال 1861 تا سال 1877 زبان فارسي را در دانشگاه سن پترزبورگ تدريس كرده بوديك فرهنگ فارسي- روسي- فرانسوي زير عنوان «فرهنگ مفيد » با 4 هزار كلمه تدوين کرد و چند سال بعد يعني در سال 1853 «برزين» كتاب دستور زبان فارسي را در شهر قازان به چاپ رساند.«زالمان» با همكاري «ژوكفسكي» در سال 1889 كتاب دستور زبان فارسي را همراه با شرح عروض ، برگزيده اشعار فارسي نوشت. محققی به نام  «كورش»،  علاوه بر ادبيات فارسي در زمينه خصوصيت صرف و نحو زبان فارسي كار مي كرده و در سال 1877 كتابي در مورد ويژگي هاي نحو فارسي و وجوه تشابه و تفاوت نحو فارسي و روسي نوشت.«بارتولد» و «روزنبرگ» در زمينه ادبيات فارسي تحقيقات زيادي انجام داده اند. در سال 1901 شرح دستور زبان فارسي و در سال 1914 فرهنگ فارسي به روسي تاليف فردی به اسم «ميرزا جعفر» به چاپ رسيد.در قرن 20 و به خصوص پس از انقلاب اكتبر سال 1917 ، زبان و ادبيات فارسي در مراکز آموزشی روسيه اهميت و جايگاه خاصی يافت،  به طور مرتب تدريس مي شد و مورد تحقيق قرار گرفت. در دانشكده خاور شناسي دانشگاه لنينگراد ( سن پترزبورگ فعلي ) پس از انقلاب اكتبر، كرسي زبان و ادبيات فارسي ايجاد مي شود كه استادان آن زبان فارسي ، تاريخ زبان فارسي ، زبان هاي باستاني ايراني و ادبيات ايران را تدريس مي كنند.از جمله کتاب های بعدی در زمينه آموزش زبان فارسی می توان به کتاب هايی که توسط« برتلس»، «کاسايوا»، «زرکوا» و «کاسايوا» به ترتيب در سال های 1932، 1933، 1932 و بالاخره 1942 منتشر شد اشاره کرد. در دهه 1950 کتاب های آموزشی جديدی توسط استادان جوانتر پديد آمد: « دوره مقدماتی زبان فارسی» نوشته مشترک «واسکانيان» و «روبينچيک»، « کتاب درسی برای دانشجويان سال سوم» به قلم «رادووينسکی» در سال 1951، « کتاب درسی برای دانشجويان سال اول» کار مشترک «علييف» و «بيسکف» در سال 1953 و بالاخره « کتاب درسی زبان فارسی» نوشته «آوچينکوا» در 1955 را می توان از آن جمله نام برد.از جمله کتاب های جديد آموزش زبان فارسی می توان به « فارسی برای روس زبانان» نوشته دکتر «ولاديمير ايوانف»، « آموزش زبان فارسی» اثر «گلادکوا»، چاپ جديد « کتاب درسی زبان فارسی» نوشته «آوچينکوا» با بازنگری پروفسور «ولاديميرايوانف» اشاره کرد.

ب- مراكز اصلي آموزش زبان فارسی :

مراکز آموزش زبان فارسی در روسيه را می توان به سه دوره قبل از پيروزی بلشويک ها بر روسيه ، بعد پيروزی بلشويک ها و بالاخره پس از فروپاشی شوروی تقسيم کرد.در مورد نخستين مرکز آموزش زبان فارسی بايد گفت که اين کار نه در دو شهر بزرگ امروزه روسيه يعنی سن پيترزبورگ و مسكو بلکه در قازان شروع شد. در اين شهر آموزش زبان فارسی نه در دانشگاه ها بلکه در آموزشگاه های آن روزه آغاز گرديد. در اواخر قرن 18 ميلادي اولين دانشگاه هاي روسيه راه اندازی شد و از سال 1804 و 1805 در دانشگاه هاي مسكو ، قازان و خاركف و پس از چند سال يعني در سال 1816 در دانشگاه سن پترزبورگ تدريس زبان فارسي براي روس زبانان به راه افتاد. اولين استادان زبان فارسي در سن پترزبورگ ، «شارموا» زبان شناس فرانسوي و «توپچي باشي» ( ايراني متولد شده در قفقاز) بودند.با توجه به اين که سن پترزبورگ بزرگترين مركز تاريخي خاور شناسي روسيه به شمار مي رود. تدريس زبان هاي شرقي درروسيه از سال 1804 آغاز گشت. شعبه مربوط به تدريس زبان عربي و فارسي اين دانشگاه در سال 1818 افتتاح شد. با تأسيس دانشكده خاور شناسي در سال 1855 كلاس هاي جديد تحت عنوان پشتو ، ادبيات فارسي ، زبان اوستا و فارسي باستان گشايش يافتند. بخش ادبيات ايران در سال 1916 استقلال يافت. نکته جالب آن که  آكادميسين  «زاليمان» ، ايران شناس معروف طي 40 سال ( از سال 1876 تا سال 1916 ) زبان پهلوي ، اوستا و « مباني زبان هاي ايراني » را در اين دانشكده تدريس مي كرد. از سال 1886 پروفسور «ژوكوفسكي» ـ بزرگترين متخصص رشته اسلام در ايران ، دانشمند زبان فارسي معاصر ، ادبيات و فولكور گويش هاي فارسي به عنوان استاد دراينجا فعاليت داشت.مدتی بعد از انقلاب اکتبر ، آموزش زبان فارسی تقريبا همان روال قدیم را می پيمود و تحول چندانی در آن داده نشد. آكادمي ديپلماتيك وابسته به وزارت امور خارجه روسيه و پس از آن انستيتو دولتي روابط بين الملل مسكو به جمع مراکزی پيوستند که آموزش زبان فارسی در دستور کار آنها بود. انستيتوي دولتي روابط بين المللي مسكو، بيش از 50 سال پيش گشايش يافته و وابسته به وزارت امور خارجه است.شعبه زبان هاي ايراني دانشگاه دولتي زبان شناسي مسكو در سال 1952 تأسيس شد و پروفسور «راستور گويوا» عهده دار رياست آن بود.از جمله مراکز قديمی آموزش زبان فارسی می توان به انستيتوي نظامي زبان هاي خارجي اشاره کرد که به تربيت مترجمين زبان هاي خارجي براي نيروهاي نظامي روسيه اختصاص دارد نيز يکی از قديمی ترين مراکز آموزش زبان فارسی در روسيه به شمار می رود.در بين تمامی مراکز توسعه و آموزش زبان فارسی، انستيتوي كشورهاي آسيا و آفريقا را می توان در حال حاضر،  مشهور ترين دانست.  پرفسور ايوانف سرپرست کاردان دفتر زبان های ايرانی دراين مرکز، در چند سال گذشته توانست با ايجاد روابط بسيار حسنه با رايزنی فرهنگی ايران در روسيه و حمايت و همکاری کامل در اجرای برنامه های فرهنگی-آموزشی اين رايزنی گام های بسيار بلندی را در توسعه و گسترش زبان فارسی در روسيه بردارد. به دنبال فروپاشی اتحاد شوروی در اوايل دهه 90 و قطع حمايت های مالی کافی از سوی دولت، موسسات آموزش عالی روسيه دچار رخوت شدند و در مورد زبان فارسی اين وضعيت بيش از ديگر بخش ها بخوبی ديده می شد. عدم وجود رايزنی فرهنگی فعال و بی توجهی به سرنوشت زبان فارسی، کندی قابل توجهی را بر سيستم آموزش فارسی در روسيه حاکم کرد. مراجعه به اعداد و آمار، نشانگر آن است که اينگونه ارتباط ها تا 5-6 سال پيش يا اصلاً وجود نداشته و يا بسيار محدود بوده است.گرچه از اواسط دهه 1990 ايران کمک به موسسات آموزش زبان فارسی آغاز کرد اما اين حمايت ها نه کافی بود و نه با برنامه و طرح بود و نه با آينده نگري. لذا نتوانست آنطور که بايد و شايد در مسير آموزش ها تحولی ايجاد کند.طی 5-6 سال اخير و با استقرار رسمی رايزنی فرهنگی ، بسياری از مشکلات و معضلات فوق الذکر يا بکلی مرتفع گرديد و يا به حداقل رسيد. گشايش اتاق های فرهنگ ايران در دانشگاه های متعدد و دوره های دانش افزايی ، دادن امکاناتی مانند کتاب و نشريات ايرانی، حمايت مادی و معنوی از چاپ و نشر کتاب و ديگر مواد مرتبط با زبان و ادب فارسی، برقراری شب های شعر و داير کردن نمايشگاه های متعدد توانست زمينه های مناسبی را برای بالا بردن سطح دانش و آگاهی دانش پژوهان زبان فارسی فراهم آورد و آنان را به آينده رشته ای که می خوانند اميدوار سازد.باتشويق و حمايت های رايزنی جمهوری اسلامی ايران، استادان و کارشناسان توانستند کتاب های آموزشی جديد و پيشرفته ای تدوين کنند که نه تنها متون آنها با شرايط روز و شکل روابط جديد سياسی ايران و روسيه هماهنگ است بلکه ميزان رشد دانشجويان در زبان فارسی را بطور کمی و کيفی بالا می برد. بطور مثال می توان به کتاب فارسی برای روس زبانان نوشته پروفسور ايوانف اشاره کرد که به دليل استقبال زياد، طی سال های اخير در چند نوبت، با تيراژ قابل ملاحظه ای چاپ و در اختيار دانش پژوهان قرار گرفته است .در سال های اخير و با فعاليت رايزنی ايران مراکز جديدی در روسيه درجهت توسعه زبان فارسی و فرهنگ ايران گشايش يافته اند. از اين جمله می توان به افتتاح رشته زبان فارسی در دانشگاه دولتي فني آستاراخان درسال 2001 اشاره کرد. انستيتوي روابط بين الملل و منطقه شناسي سيبري در سال 2001 به گشايش مركز ايران شناسي در دانشكده روابط بين الملل و منطقه شناسي سيبري دست زد. مديريت  مركز ايران شناسي و زبان فارسي را ولاديمير پلاستون بر عهده دارد. آخرين مركز آموزش زبان فارسی به سال 2002 در دانشگاه دولتی گورکی در شهر يکاترينبورگ روسيه گشايش يافت که در آن 10 دانشجو زير نظر استاد ولاديمير کوزمين به تعليم زبان فارسی مشغولند.غير از موارد ذكر شده طی سال های 200 و 2001 در دانشگاه دولتی و مدرسه ملي شهر ساراتف دو مركز ايران شناسي و آموزش زبان فارسی آغاز به فعاليت نمودند. سرپرستی مرکز ايران شناسی دانشگاه دولتی ساراتف را ويتالي بليزنيوك بر عهده دارد.

با اين مقدمه ابتدا  به بررسی کامل مراکز مرتبط با ايران و ايران شناسی در دو شهر اصلی روسيه يعنی  مسکو و سن پترز بورگ اقدام می کنيم .آنگاه نگاهی کوتاه خواهيم داشت به اين نوع مراکز در جمهوری های خودمختار وابسته  به روسيه و سرانجام وضعيت فعلی ايران شناسی در چهار جمهوری آسيای ميانه تاجيکستان، ترکمنستان ، ازبکستان و قزاقستان را مورد کنکاش قرار می دهيم .

                  ايران شناسي در روسيه

1- مؤسسات ايران شناسي در مسكو

    الف) انستيتو كشورهاي آسيا و آفريقا:

انستيتوي زبان هاي شرقي در سال 1956 در دانشگاه مسكو تأسيس يافت كه بعداً به انستيتوي آسيا و آفريقا تبديل شد. گروه هاي فارسي و تركي از دانشكده زبان و ادبيات به اين انستيتو انتقال داده شدند. در سال 1972 ساختار انستيتو تجديد سازمان گرديد و براي خود هدفي قرار داد كه بر اساس آن، فارغ التحصيلان نه فقط در زمينه ي زبان هاي كمياب و مشكل كارشناس شوند بلكه در رشته هاي تاريخ ، زبان ، ادبيات ، سياست معاصر ، اقتصادي كشورهاي آسيا و آفريقا متخصص باشند. اين كار بر پايه اين سه شعبه انجام مي شود : 1) شعبه تاريخ 2) شعبه زبان و ادبيات و 3) شعبه اقتصادي ـ اجتماعي . برنامه هاي تحصيلي آموزشي كه در سال 1994 به تصويب رسيده است آموزش چهارساله و دريافت درجه ليسانس در موضوع « منطقه شناسي » با تخصص در يكي از رشته هاي خاورشناس ، تاريخدان ، خاورشناس فيلولوگ ( زبان و ادبيات شناس ) ، خاور شناس اقتصاددان را در نظر دارد. دانشجويان ليسانس علاقمند ، مي توانند دو سال ديگر تحصيل كرده و درجه فوق ليسانس بگيرند. صرف نظر از تخصص ، به دانشجويان يك يا دو زبان شرقي و يكي از زبان هاي غربي ( انگليسي ، آلماني ، فرانسوي ) آموخته مي شود. شعبه ي تاريخ ، فعاليت كرسي هاي تاريخ كشورهاي خاور نزديك و ميانه ، تاريخ كشورهاي آسياي جنوبي ، تاريخ كشور چين ، آفريقا شناسي را هماهنگ مي كند. شعبه زبان و ادبيات شناسي دانشكده كشورهاي آسيا و آفريقا شامل اين كرسي هاست : فيلولوژي ( زبان و ادبيات ) عربي ، ايراني ، تركي ، هندي ، كشورهاي آسياي جنوب شرقي ، كره و مغولستان ، چيني ، ژاپني ، كرسي زبان هاي اروپاي غربي ، كرسي آفريقا شناسي. دانشجويان زبان و ادبيات شناس دوره هاي مشترك اصول زبان شناسي و ادبيات شناسي ، زبان شناسي عمومي و تاريخ ادبيات را فرا مي گيرند و همچنين درس هاي ويژه از قبيل آواشناسي نظري و دستور زبان ، لغت شناسي ، لهجه شناسي و تاريخ زبان هاي شرقي مربوطه ، ادبيات ، تاريخ ، جغرافيا ، سازمان سياسي كشور يا منطقه مورد مطالعه را مي آموزند.

سه كرسي روابط اقتصادي بين المللي ، اقتصاد ، جغرافياي اقتصادي كشورهاي آسيا و آفريقا ، سياست شناسي مشرق زمين ، در چهارچوب شعبه اقتصادي ـ اجتماعی آموزش مي دهند. اين آموزش حرفه اي شامل مطالعه رياضيات عالي ، آمارشناسي اقتصادي ، سيستم هاي پول و اعتبارات ، اقتصاد و جغرافياي اقتصادي كشورهاي آسيا و آفريقا ، اقتصاد روسيه ، كشورهاي سرمايه داري پيشرفته روابط اقتصادي بين المللي و درس هاي ديگر است كه جايگاه ويژه اي به درس هاي اقتصادي كشور يا منطقه مورد مطالعه اختصاص داده مي شود.

كرسي ايران شناسي :

در زمان تأسيس انستيتوي زبان هاي شرقي در سال 1956 ( كه بعداً به نام انستيتوي آسيا و آفريقا خوانده شد.) پروفسور «ويرا راستارگويوا » به عنوان رئيس كرسي زبان فارسي فعاليت مي كرد. از سال 1960 اجراي وظايف رئيس كرسي را پروفسور «پيسيكوف» عهده دار بود. سپس اين كار به پروفسور «ليبدف» واگذار گرديد و امروز پروفسور «ولاديمير ايوانف» اين سمت را داراست. در كرسي ايران شناسي در سال هاي مختلف ، دانشمندان سرشناس از قبيل : آووچينيكف ( زبان شناس ) ، نيكيتا وليفكووسكايا ( ادبيات شناس ) ، شارووا ( زبان شناس ) و پروفسور ليبدوف ( افغان شناس ) به تدريس و پژوهش مشغول بودند. در اين كرسي زبان هاي فارسي ، دري ، پشتو ( از سال 1969 ) ، كردي و تاجيكي ( از سال 1960 ) تدريس مي شود. در حال حاضر اساتيد زير در اين كرسي فعاليت دارند :

پروفسور ايوانف فوق دكترا و پروفسور علوم زبان و ادبيات و استاد زبان فارسي,

آستروفسكي دانشيار و استاد زبان دري,  يژوف استاد در رشته اقتصاد ايران, ميكروف استاد ارشد زبان فارسي,  خانم ريسنر ، دانشيار ادبيات فارسي,.  خانم زاوزيرسكايا ، دانشيار و استاد زبان دري, خانم ساروكينا دانشيار و استاد زبان فارسي, خانم آرداشنكووا دانشيار و ادبيات شناس.

     ب) دانشگاه دولتي علوم انساني روسيه :

دانشگاه دولتي علوم انساني روسيه در سال 1991 بر اساس انستيتوي تاريخ آرشيو ، به منظور بازسازي امور تعليم و تربيتي متخصصين بلند پايه در روسيه  تأسيس شد. اين دانشگاه شامل 7 دانشكده بوده که به فارغ التحصيلان دوره 4 ساله مدرك ليسانس و دوره 6 ساله مدرك فوق ليسانس اعطا مي شود. سالانه 50 دانشجو ( 25 نفر در بخش زبان هاي شرقي و 25 نفر در بخش زبان هاي غربي ) پذيرفته مي شوند.

كرسي زبان هاي شرقي دانشكده زبان شناسي

در شعبه زبان هاي شرقي متخصصين در 6 زبان ( عربي ، هندي ، فارسي ، دري ، ژاپني ، تركي و كره اي ) تربيت مي شوند و به دانشجويان گروه فارسي ، علاوه بر زبان فارسي ، زبان هاي عربي ، فرانسه و يوناني باستاني و زبان ايران باستان ( اوستا و پهلوي ) نيز آموزش داده مي شود. تحصيل در دانشكده تمام وقت بوده و روزانه 6 درس كه هر كدام به مدت 45 دقيقه به طول مي انجامد، به دانشجويان ارائه داده مي شود. بخش ايران شناسي كرسي زبان هاي شرقي، استادان رسمي ندارد. استادان اين بخش از دانشگاهها و پژوهشگاه هاي ديگر به كار دعوت مي شوند. در حال حاضر در كرسي زبان هاي شرقي به عنوان استاد ايران شناس ، افراد زير كار مي كنند :

 ولاديمير ايوانف ( از انستيتوي آسيا و آفريقا ) استاد زبان معاصر فارسي, ناتاليا چاليسووا ( از انستيتوي خاور شناسي ) استاد فرهنگ شناسي ايران, سوفيا وينوگردووا ( از انستيتوي زبان شناسي ) استاد زبان اوستا و فارسي باستان و وياچسلاو موشكالو ( از انستيتوي زبان شناسي ) استاد زبان فارسي.

پ )آكادمي ديپلماتيك وابسته به وزارت امور خارجه فدراسيون روسيه:

اين موسسه عالي آموزشي قريب 70 سال قبل به منظور پرورش و ارتقاي كارمندان عرصه سياست خارجي تأسيس شد. تنها افراد داراي مدرك تحصيلات عالي (فارغ التحصيلان دانشگاهها ، انستيتوها و ديگر مدارس عالي ) در آكادمي ديپلماتيك پذيرفته و بعد از اتمام آكادمي به عنوان متخصصين امور سياسي استخدام مي شوند. فارغ التحصيلان ممتازي كه موفق شدند در دوره تحصيلات خود، تز دكتراي خود را تدوين نمايند ، اجازه دفاع مي يابند.

شعبه ايران شناسي

در گروه ايرانشناسي سالانه 2 يا 3 نفر پذيرفته مي شوند. قبل از فروپاشي اتحاد شوروي تعداد بيشتري از محصلين به اين گروه پذيرفته مي شدند. در چند سال اخير به علت كمبود تقاضاي اين گونه متخصصين ، گروه ايران شناسي يك سال در ميان ( به تعداد يك يا دو نفر ) تشكيل مي شود. در اين گروه هفته اي 12 ساعت زبان فارسي تدريس مي شود. ايرانشناسان زبان دوم را هم ياد مي گيرند كه معمولاً انگليسي است. در حال حاضر اين آكادمي 2 استاد زبان فارسي دارد : 1) پروفسور انور مهدي اويچ علي اف ، با سابقه ترين استاد اين آكادمي و متخصص سياست خارجي ايران. 2) پروفسور سويتلانا آليكسي كينا.

     ت ) انستيتو دولتي روابط بين المللي مسكو :

اين انستيتو 50 سال پيش گشايش يافته و به وزارت امور خارجه وابسته است. در آن ، متخصصين در رشته هاي ديپلماسي ، حقوق بين المللي و اقتصاد بين المللي آموزش مي بينند. در كرسي هاي مختلف اين انستيتو 47 زبان خارجي تدريس مي شود.در همه رشته هاي فوق الذكر متخصصين ايران شناس نيز تربيت مي شوند. تعداد پذيرفته شدگان ايران شناسي متفاوت است و هر سال در ميان رقمي بين 4 يا 5 نفر را شامل مي شود. همه دانشجويان ايران شناسي علاوه بر رشته منتخب خود ، زبان فارسي را هم ياد مي گيرند. استادان ايرانشناس در دو كرسي زبان هاي خاورميانه ( زبان شناسان ) و خاورشناسي (استادان تاريخ ، اقتصاد و حقوق ) كار مي كنند. در كرسي زبان هاي خاور ميانه هميشه 2 يا 3 نفر استاد به طور دائمي فعاليت مي كنند. در حال حاضر زبان فارسي توسط دانشيار «گئورگي ونيامينويچ آرسانيس» و دانشيار «يلنا لوونا گلادكوا » تدريس مي شود. آنها همچنين در زمينه زبان و ادبيات فارسي تحقيقاتی نيز به عمل مي آورند. در كرسي خاورشناسي ، دانشيار «دراييلوفسكي » به عنوان استاد ، تاريخ و سياست خارجي ايران را تدريس مي كند.

   ث ) دانشگاه نظامي زبان هاي خارجي :

 

انستيتوي نظامي زبان هاي خارجي به تربیت مترجمين زبان هاي خارجي براي نيروهاي نظامي روسيه ( اتحاد شوروي سابق ) اختصاص داده شده است. به فارغ التحصيلان اين انستيتو ، درجه افسري اعطا مي شود. در اين انستيتو ، كرسي زبان هاي شرقي وجود داردکه در آن مترجمين زبان هاي شرقي ، از جمله زبان فارسي آموزش مي بينند. در زمان شوروي ، سالانه 10 تا 20 دانشجو در گروه فارسي پذيرفته مي شدند ولي با فروپاشي اتحاد شوروي و كاهش نيروهاي نظامي ، تعداد دانشجويان بخش فارسي نيز به مراتب كاهش يافته است. در حال حاضر در بخش زبان هاي شرقي اين انستيتو ، 3 استاد زبان فارسي كار مي كنند. كهنسال ترين استاد زبان فارسي انستيتو ، دكتر واسكانيان است كه از سال 1988 تا كنون به عنوان استاد در بخش زبان هاي شرقي فعاليت داشته و به تأليف فرهنگ ها و خودآموزي هاي محاوره اي دو زباني ، فارسي به روسي و روسي به فارسي مشغول بوده است.

    ج ) آكادمي سازمان فدرال ضد جاسوسي:

 اين موسسه آموزش عالي دارای کرسي زبان هاي كشورهاي خاورميانه است كه در آن زبان هاي عربي ، فارسي و تركي تدريس مي شود. سالانه 5 الي 6 نفر دانشجو به گروه زبان فارسي راه مي يابند. دوره تحصيلي ، 5 ساله بوده و هفته اي 12 ساعت به تدريس زبان فارسي اختصاص دارد. در حال حاضر در اين آكادمي 6 استاد ايرانشناس كار مي كنند ، از جمله :1- دانشيار مارينا اوسيپوا ، متخصصين ادبيات فارسي ( وي تز دكتراي خود را با عنوان « آثار ناصر خسرو » نوشته است .) 2 ـ دانشيار بازنشسته ويلا فرولوا ( عنوان تز دكتراي وي ، « افعال مركب در زبان فارسي» است.) 3 ـ استاد ارشد گالينا گوليوا.

   ح ـ دفتر ايران شناسي شعبه خاورميانه و نزديك :

 اكثر ايران شناسان انستيتوي خاور شناسي در دفتر ايران شناسي و برخي ديگر از دفاترشعبه خاورشناسي دور و نزديك كار مي كنند. دفتر ايران شناسي در طي سال هاي گوناگون تحت رياست ايران شناسان معروف زاخوديرن تسيبولسكي ، كوزنيتسوف ، آراباجان ، تسوكانوف رهبري مي شده است. در سال هاي 1950 تا 1960 در شعبه  خاورميانه ، ايران شناسان معروف و نامداری از قبيل پروفسور سترويف ، دياكونف ، پيگوليوسكايا ، داندامايوف ، پتروشفسكي ، به عنوان محقق در عرصه تاريخ ايران كار مي كردند. برنامه هاي علمي شعبه خاورميانه و نزديك خيلي گسترده و دامنه دار بوده و مسائل مبرم تاريخي را در بر مي گيرد. طي ده سال گذشته با سعي و تلاش دانشمندان اين گروه ، 10 كتاب و صدها مقاله علمي به چاپ رسيده است.

امروزه ، در دفتر ايران شناسي ، 4 دكتر علوم ( دكتر آراباجان ـ محقق اقتصاد و تاريخ ايران ، دكتر شمس الدين بديع تبريزي ـ محقق اقتصاد و سياست داخلي ايران ، دكتر علي يف ـ محقق تاريخ قرن 20 ايران و سياست داخلي ، دكتر كلاشتورينا ـ فرهنگ شناس ) و 4 نامزد علوم ( كولاگينا ـ محقق سياست داخلي ايران در قرن هاي 18 و 19 ، محمدووا ـ اقتصاد دان ، اورولوف ـ محقق سياست خارجي ، فدورووا ـ محقق مناسبات ايران و آمريكا ) كار مي كنند. در بخش هاي ديگر شعبه خاورميانه ( كرد شناسي و افغان شناسي ) ايران شناسان  پلاستون ، آرونوف , لازيروف و خانم ژيگالينا به عنوان كارمند علمي فعاليت دارند.

   خ) شعبه ادبيات ملل آسيا :

در اين شعبه ، يك گروه ايران شناس تحت رياست پروفسور كميساروف  که رئيس آن هم می باشد، به آموزش و تحقيق ادبيات كلاسيك و ادبيات معاصر ايران مشغول هستند. اين گروه در سال هاي اخير پژوهش بنيادي « تاريخ ادبيات فارسي» را براي چاپ آماده کرده اند. ايران شناس پريگارينا ـ محقق ادبيات فارسي زبان آسياي جنوبي ، جهانگير دري ـ نظم شناس ، نيكولايوسكايا ـ محقق در رشته  ادبيات معاصر ايران ، عضو اين گروه هستند.

   چ) شعبه ايران شناسي انستيتوي زبان شناسي آكادمي علوم فدراسيون روسيه:

 انستيتوي زبان شناسي ، عمده ترين مركز زبان شناسي فدراسيون روسيه است كه تحقيقات علمي در رابطه با اکثر زبانهاي دنيا در آنجا صورت مي گيرد. تعداد كل كارمندان علمي اين مركز به 180 تا 200 نفر مي رسد. انستيتو داراي شعبه زبان هاي آلماني ، روماني ، فنلاندي ، قفقازي ، ايراني، هندي ، آفريقايي ، زبان هاي خاور دور و شعبه زبان شناسي اجتماعي و غيره است. شعبه ايران شناسي ( زبان هاي ايراني ) در سال 1952 تأسيس شده و در ابتدا پروفسور راستورگويوا عهده دار رياست آن بود. در حال حاضر دكتر ايفموف مدير بخش ايران شناسي است. هم اكنون در اين بخش 4 دكتر علوم ( دكتر والنتين ايفموف ، پروفسور جايي ايدلمن ، خانم تاتيانا پالخالينا و محمد عيسي يف ) و 6 كانديداي علوم ( خانم ها آزا كريمووا ، يلينا مولچانووا ، صوفيا وينگردووا ، ليلي دادخدايوا ، آلا لوشكووا و آقاي وياچسلاوا موشكلو ) به عنوان محقق فعاليت مي كنند. از جمله كارمندان سابق اين بخش ، می توان از پروفسور واسيلي آبايف ، معروف ترين و كهنسال ترين ايران شناس شوروي سابق و دارنده جايزه دولتي, پروفسور ويرا راستارگويوا و دكتر علوم پيريكو نام برد.

شعبه ايران شناسي در تربيت دانشمندان ايران شناس خدمات ارزنده اي انجام داده است. برخي ايران شناسان معروف جمهوري هاي آسياي ميانه و قفقاز و قبل از همه ايران شناسان تاجيكستان ، مدارج فوق ليسانس و دكتراي انستيتوي زبان شناسي مسكو را به پايان رسانده اند. تاكنون تمام زبان هاي ايراني مورد تحقيق و بررسي محققان و پژوهشگران اين بخش قرار گرفته است وراجع به زبان هاي فارسي معاصر ، فارسي باستاني و ميانه ( پهلوي ) ، فارسي تاجيكي ، دري ، كردي ، تاتي ، تالشي ، گيلكي ، مازندراني ، لري ، بختياري ، سمناني ، گويش هاي استان فارس ، زبان هاي ايراني الاصل بدخشان (زبان هاي پاميري ) ، افغاني ، آسي ، آموري ، پراچي ,همچنین تاريخ و سرچشمه  زبان هاي نامبرده تحقيقات زيادي به چاپ رسيده است. در سال هاي اخير ، عمده ترين آثار گروه دانشمندان اين بخش تحت عنوان « اساس هاي زبانهاي ايراني » در 6 جلد و كتاب « آموزش مقايسه اي زبان هاي ايراني » در 2 جلد به چاپ رسيده است. برخي از آثار كارمندان اين شعبه به زبان هاي اروپايي ، تاجيكي و فارسي ترجمه شده اند.

   د ) انستيتوي خاورشناسي آكادمي علوم فداسيون روسيه:

تاريخ علوم خاورشناسي در روسيه از تأسيس « موزه دستنويس هاي كشورهاي آسيا » در سنت پترزبورگ در سال 1918  آغاز مي شود. تا سال هاي بعد از جنگ جهاني دوم ، اين شهر عمده ترين مركز خاورشناسي كشور بود. ولي در اوايل سال هاي 1950 طبق دستور رهبري شوروي ، برخي از مراكز علمي ، من جمله مراكز خاورشناسي ، از سنت پترزبورگ به مسكو انتقال داده شدند.

از سال 1960 الي 1961 ، اين انستيتو تحت عنوان « انستيتوي كشورهاي آسيا » فعاليت مي کرد و از سال 1968 تغيير عنوان داده و « انستيتوي خاور شناسي آكادمي علوم اتحاد شوروي » نام گرفت. درحال حاضر اين انستيتو وابسته به آكادمي علوم فدراسيون روسيه است. ايران شناسان متخصصين در رشته هاي علم و محققان در اين عرصه ها در برخي از شعبه هاي اين انستيتو فعاليت مي كنند.

2- مؤسسات ايران شناسي در سن پترزبورگ

   الف) كرسي زبان شناسي و ادبيات ايران دانشكده خاورشناسي دانشگاه سن پترزبورگ :

سن پترزبورگ بزرگ ترين مركز تاريخي خاورشناسي روسيه به شمار مي رود. تدريس زبان هاي شرقي در روسيه از سال 1804 آغاز شد. شعبه مربوط به تدريس زبان عربي و فارسي در دانشگاه سن پترزبورگ اولين بار در سال 1818 افتتاح شد. با تأسيس دانشكده خاورشناسي در سال 1855 كلاس هاي جديد تحت عنوان پشتو ، ادبيات فارسي ، زبان اوستا و فارسي باستان گشايش يافتند. بخش ادبيات ايران در سال 1916 تأسيس گرديد. طي 40 سال ( از سال 1876 تا سال 1916 ) ، آكادميسين زاليمان ، ايران شناس معروف زبان پهلوي ، اوستا و  مباني زبان هاي ايراني  را در اين دانشكده تدريس مي كرد. از سال 1886 پروفسور ژوكوفسكي ـ بزرگ ترين متخصص رشته اسلام در ايران و دانشمند زبان فارسي معاصر ، ادبيات و فولكور گويش هاي فارسي به عنوان استاد در اين مرکز فعاليت داشت.

پروفسور فريمان عضو وابسته آكادمي و پيش آهنگ سرشناس ايران شناسی روسيه ، نخستین رئيس اين كرسي  بود که طی سال هاي 1917 الي 1941 و سپس سال هاي 1944 الي 1950 مسئولیت اداره آن را بر عهده داشت .از سال 1950 الي سال 1981 ايران شناس معروف پروفسور بولدريف و از سال 1981 تا 1991 آكادميسين بوگوليوبدوف به عنوان رئيس اين كرسي ايفاي وظيفه کردند. رئيس كنوني كرسي ايران شناسي ، پروفسور ايوان استبلين كامنسكي است. دانشمندان سرشناس از قبيل پروفسور رومانوويچ ، برتلس ، زاروبين ، آكادميسين بوگوليوبدوف در دوران های مختلف در اين مجموعه به عنوان رئيس كرسي ايفاي وظيفه نموده اند.

استادان كرسي ايران شناسي اين مرکز از جمله  پيشروا ، دياكونوف ، طاهر جانوف ، سوكولف ، اورانسكي ، ليوشيتس ، گوزاليان ، روزنفلد ، زاويالووا و … كه دارای درجه علمي دكترا بودند ، در تربيت متخصصان ايران شناس و پشرفت علوم ايران شناسي فعاليت فراواني كرده اند. پژوهش هاي علمي دانشمندان اين كرسي ، بخش هاي گوناگون تاريخ زبانهاي ايراني ، تحقيق درعرصه دستنويس هاي فارسي و يادگارهاي خطي زبان هاي ايراني تا دوره گسترش اسلام ، آماري کردن ميراث ادبيات كلاسيك براي چاپ و ترجمه آنها به زبان روسي ، آموزش گويش هاي زبان ايراني و … را در بر مي گيرد.

ميخائيل بوگوليوبوف رئيس دانشكده خاورشناسي و متخصص تاريخ زبان هاي ايراني از جمله فارسي باستاني ، تاريخ سغدي ، خوارزمي و افغاني, پروفسور ايوان استبلين كامينسكي ، رئيس كرسي ايران شناسي ، محقق زبان هاي ايراني ، ازجمله زبان اوستايي ، زبان بدخشاني ( پاميري ) و فولكور ، پروفسور گرونبرگ استاد زبان دري و پشتو ,پروفسور ولاديمير كوشيف متخصص زبان و ادبيات افغانستان و ايران, چنگيز بيبوردي استاد زبان فارسي ، ادبيات و نظم فارسي, اولگ آكيموشكين استاد آثار خطي فارسي ، ادبيات تصوف و تاريخ نويسان ايران , ولاديمير درزاروف متخصص ادبيات فارسي ، تصوف و زبان عربي , محمود صالح يوف استاد زبان فارسي , ايلينا ايوانووا استاد زبان فارسي و نظم فارسي, فيروزه عبدالله يوا استاد زبان فارسي و تفاسير, ميخائيل پيلوين استاد زبان پشتو و ادبيات پشتو وزبان فارسي, خاراتيشويلي استاد تاريخ كشورهاي خاورميانه و بازيليكو استاد تاريخ ايران هيأت كنوني استادان اين كرسي راتشکيل می دهند.

   ب) شعبه  انستيتوي خاورشناسي آكادمي علوم روسيه در سن پترزبورگ:

در سال 1818 موزه آثار خطي شرقي در اين شهر تأسيس گرديد كه بر اساس آن در سال 1930 ، انستيتوي خاورشناسي آكادمي علوم اتحاد شوروي بنا گذاشته شد. در سال 1950 انستيتوي مذكور از لنينگراد (سن پترزبورگ فعلي ) به مسكو انتقال داده شد و در لنينگراد فقط يك شعبه از آن انستيتو به نام شعبه دست نويس هاي شرقي باقي ماند. بعد از گذشت دو سال ، بر پايه شعبه دستنويس هاي شرقي ، بار دیگر انستيتو خاورشناسي، با عنوان انستيتو خاورشناسي شعبه لنينگراد تأسيس گرديد كه تابع انستيتو خاورشناسي مسكو بود. از سال 1960 تا 1968 اين انستيتو به عنوان « انستيتوي ملل آسيا » ناميده مي شد. اين انستيتو به آموزش ميراث ادبي و فرهنگي ايران توجه زيادي نشان مي دهد. در حال حاضر در شعبه خاورميانه آن ، 11 كارمند ايران شناس و افغان شناس ( دو نفر از آنها دكتر علوم و 7 نفر نامزد علوم ) به تحقيقات علمي مشغولند. 4 كارمند علمي ديگر ( 2 دكتر و 2 نامزد علوم ) در كنار آن شعبه زبان ، تاريخ و ادبيات كرد را آموزش مي دهند. چهار ايران شناس ( دكتر ليفشيتس ، دكتر پيريخانيان ، دكتر داندامايوف و دكتر چوناكووا ) در شعبه خاور باستان كار مي كنند. گرچه موضوعات و رشته هاي پژوهشي دانشمندان آن انستيتو خيلي دامنه دار و گسترده هستند، ولي بررسي و تحقيق دستنويس هاي فارسي و تاجيكي همچنان مورد توجه ويژه ايران شناسان آن انستيتو قرار دارد. آرشيو دستنويس هاي پژوهشگاه داراي 5 هزار دستنويس فارسي است. تهيه فهرست دستنويس ها توسط گروه محققان ، دكتر آكيموشكين ، دكتر كوشيف ، دكتر ميكلوخو ماكلايي، دكتر صلاح الدينوف ، دكتر تومانوويچ ، دكتر نيازوف انجام گرفته و دكتر شيگولوا ، تهيه فهرست كتاب هاي چاپ سنگي را عهده دار است.

لينيا اسميرنووا در زمينه متن هاي تاريخي ، آكيموشكين در زمينه متن شناسي مينياتوري ، اولگا اسميرنووا و ليوشيتس در زمينه كشف رمزهاي اسناد به زبان هاي سغدي ، پارتي و باختري ، راگوز و پرخانيان و چوناكووا در زمينه متن هاي فارسي ميانه ، دانداميايف در عرصه مسائل تاريخ ايران باستان ، كولسنيكوف و پوگالوف و نزريه در زمينه مسائل قرون وسطي ، و اورانسكي در عرصه ي تاريخ زبان هاي ايراني ، تحقيقات مختلفي انجام داده اند.

   پ) شعبه انستيتوي زبان شناسي سن پترزبورگ وابسته به آكادمي علوم روسيه:

چند سال قبل در شعبه « آموزش قياسي زبان هاي هند و اروپايي » گروه ويژه « زبان هاي هند و ايراني » ايجاد شد كه به تأليف آثار علمي در زمينه تاريخ و حالت كنوني زبان هاي مختلف ايران و هندي مي پرداخت. در سال هاي گوناگون ، ايران شناسان معروف از جمله پروفسور زاروبين (بنيان گذار آموزش علمي زبان هاي كوچك و بي خط ) و دكتر سوكولوف ( بنيان گذار آموزش علمي صداها در زبان هاي ايراني ) به عنوان رهبر و كارمند علمي در آن گروه كار مي كردند. در زمان شوروي ، انستيتو زبان شناسي سنت پترزبورگ در تربيت ايران شناسان سهم ارزنده اي داشت. در حال حاضر در آن انستيتو ، گروه ويژه ايران شناسي وجود ندارد. چند تن از ايران شناسان از جمله پروفسور گرونبرگ ، پروفسور هرتسينبرگ ، دكتر ايوبي و دكتر سميرنوا در شعبات مختلف انستيتوي فوق الذكر كار مي كنند.

    ت) موزه ارميتاژ:

موزه ارميتاژ در شهر سن پترزبورگ از جمله بزرگ ترين موزه هاي جهان محسوب مي شود. اين موزه در كاخ تزارهاي روس واقع شده است. ارميتاژ به عنوان مركز مهم تحقيقات و مطالعه آثار تاريخي نيز معروف است. دانشمندان رشته هاي مختلف علمي در بخش هاي گوناگون اين موزه كار مي كنند. باستان شناسان ، فرهنگ شناسان و مردم شناسان هر سال جهت توسعه كلكسيون اين موزه به نقاط مختلف كشور و خارج از روسيه مي روند. بخش هاي علمي آن از سال 1920 در جهت پيشبرد مطالعات علمي در اين موزه شروع به فعاليت كرد. محققين ايران شناس نيز در بخش خاورميانه كار مي كنند. اين بخش از چهار شعبه روم ، خاور ميانه و نزديك ، خاور باستان و آسياي ميانه و قفقاز و خاور دور تشكيل مي شود. در مقاطع مختلف زماني در اين موزه ايران شناسان نامداري چون ميخائيل دياكنوف ( دانشمند زبان ادبيات و تاريخ ايران ) ، گوزاليان ( محقق تاريخ ايران ) ، لوكانين ( تاريخ شناس و رئيس اسبق بخش خاور ميانه ) كار مي كردند. در حال حاضر تعداد زيادي از دانشمندان ارميتاژ ، آثار علمي در رابطه با ايران و كشورهاي همجوار تأليف کرده اند كه ازآن جمله مي توان به اين موارد اشاره كرد : 1) دكتر مارشاك ، مدير دفتر آسياي ميانه و قفقاز و محقق در زمينه آثار نقره اي ساخت ايران. 2) ايوانوف آناتولي الكسييويچ ، محقق هنر دستي ايران. 3) آدموا عادل تيگرانونا ، محقق مينياتور ايران. 4) سكودا والنتين گرمانويچ ، محقق در زمينه فرهنگ آسياي ميانه و ايران.

3- مؤسسات ايران شناسي در جمهوري هاي خود مختار:

   الف) جمهوري خود مختار داغستان:

شعبه شرق شناسي دانشگاه دولتي داغستان

دانشگاه دولتي داغستان در سال 1932 ميلادي با بخش هاي مختلف تأسيس شد. تدريس زبان فارسي از سال 1995 در كرسي تاريخ به عنوان زبان اول با آموزش تاريخ و ادبيات زبان فارسي آغاز به كار كرد. رئيس شعبه شرق شناسي اين دانشگاه حسين تيكايو ، نامزد علوم ادبيات عرب فارغ التحصيل دانشگاه دولتي تاشكند ، شعبه شرق شناسي است. استادان فعلي بخش فارسي عبارتند از محمود نوري عثمانف ( ايران شناس , زبان شناسي فارسي ، تفسير قرآن مجيد ، عروض فارسي ) رئوف رستم اف( تدريس زبان فارسي كنوني ، دست خط نويسي ، تاريخ ايران )  و خانم ها فاطمه ممليبكوا ( تدريس فارسي و تاريخ رشد فرهنگ ايران ) اوما كريموا ( تدريس زبان فارسي ) هستند. درحال حاضر این گروه به يادگيري زبان فارسي مشغولند :

1 ـ در سال اول 10 نفر ، سال دوم 10 دانشجو و در سال سوم 7 نفر كه زبان اصلي آموزشي آنان فارسي و زبان عربي است.

2 ـ در سال سوم 16 نفر ، در سال چهارم 16 نفر  و در سال پنجم 20 نفر كه زبان اصلي آموزشي آنان عربي و زبان دوم فارسي است. تعداد فارغ التحصيلان رشته آموزش زبان عربي در شعبه شرق شناسي كه فارسي را مانند زبان دوم آموخته اند نود نفر است.

كتاب هاي درسي مورد استفاده در اين دانشگاه براي آموزش زبان فارسي عبارتند از :

كتاب زبان فارسي نوشته أي.ك.اوچينكوا ، آ.ك.محمدزاده ، انتشار مسكو 1966,درس زبان فارسي براي فارسي آموزان خارجي نوشته دكتر نقي پور نامداريان ـ تهران 1373,دستور زبان فارسي نوشته محمد جواد شريعت ـ انتشارات اساطير چاپ چهارم 1370,زبان فارسي كنوني نوشته يو.روبنچيك انتشار مسكو 1970وتاريخ ادبيات فارسي و تاجيكي نوشته برليتس چاپ مسكو.

   ب) جمهوري خود مختار باشقيرستان :

بخش زبانشناسي و روزنامه نگاري دانشگاه دولتي باشقيرستان

دانشگاه دولتي باشقيرستان در سال 1957 تأسيس گرديد و زبان فارسي از سال 1993 در آن به عنوان يك زبان خارجي تدريس مي شود. كتاب هايي به نام « زبان فارسي » براي سال اول و دوم (ل.خليلف ـ 1992 تاشكند ) و « ما فارسي حرف مي زنيم » از سال سوم ( ام.ي.رادوويلسكي ـ مسكو 1972 ) منابع تدريس در اين شعبه به شمار مي رود. استاد سيسانبايف متخصص ادبيات شرق به عنوان استاد زبان فارسي در اين شعبه كار مي كند. در حال حاضر 5 نفر در كلاس اول ، 11 نفر در كلاس دوم و 11 نفر در كلاس سوم مشغول به تحصيل زبان فارسي هستند. تعداد فارغ التحصيلان اين رشته در سطوح مختلف بالغ بر 30 نفر مي شود. اتاق زبان فارسي در سال 1998 در اين شعبه تأسيس شده اما امكانات چنداني ندارد. رياست اين شعبه را استاديار فلوريد سيسانبايف داراست. بنا به نظر وي زبان فارسي احتياج به افتتاح دفتر مستقل دارد و بايد 2 تا3 نفر براي اداره كلاس ها به ايران اعزام شوند تا آموزش هاي لازم به آنان داده شود.

   پ) جمهوري خودمختار آستياي شمالي :

بخش زبان هاي شرقي ، دانشكده روابط بين المللي دانشگاه دولتي آستياي شمالي

اين دانشگاه در سال 1972 افتتاح شد و دفتر زبان هاي شرقي آن هم در سال 1994 تأسيس گرديد. زبان فارسي به عنوان زبان فرعي در اين دانشکاه  به كار مي رود. استادان فعلي زبان فارسي در اين بخش عبارتند از آقايان سلطان بك ميخاييلويچ قرايف و البروس باتيربكويچ ساتسايف. اين بخش 4 دانشجو در سال پنجم  و 13 نفر در سال چهارم دارد و از كتاب هاي « زبان فارسي » ( ل.خليلف 1992 تاشكند ) و « ما فارسي حرف مي زنيم» ( ام.ي.رادوويلسكي ـ مسكو 1972 ) به عنوان كتاب درسي استفاده مي كنند.

   ت)جمهوری خودمختار تاتارستان:

 انستيتوي دولتي علوم انساني تاتارستان

دانشگاه دولتی علوم انسانی تاتارستان در سال 1992 تأسيس شد . همزمان با آن بخش فيلولوژي اين انستيتو آغاز به كار كرد و كلاس زبان فارسي نيز شروع به كار كرد. در اين دانشگاه آلبرت اخمت زيانويچ بورخانف نامزد علوم در رشته تاريخ و استاد تاريخ ايران, فريده شاوكاتونا آكولوا ايران شناس , زبان شناس و استاد زبان و تاريخ ادبيات ايران و ميرسيوف عبدالايويچ شفييف متخصص زبان و ادبيات ايران واستاد زبان فارسي معاصر به تدريس زبان فارسي مشغول هستند.در اين رشته، زبان فارسي و ادبيات كلاسيك ايران تدريس مي شود. اتاق فرهنگ ايران از مارس 1999 در اين انستيتو داير شده است.


کلمات کلیدی: