نگاهي به وضعيت چپ غير ديني در دانشگاه
ساعت ۳:٤٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٠ آذر ،۱۳۸٥  
به نام خدا

نگاهي به وضعيت چپ غير ديني در دانشگاه

 

همگان بر اين امر كه دانشجويان گروه آينده ساز جامعه هستند واقف بوده و هستند. بر همين اساس تلاش تمامي بزرگان سياسي ، اجتماعي و فرهنگي كشور بر اين امر استوار است تابه گونه اي عمل كنند كه  اين قشر آينده ساز با كوچكترين و كمترين مانعي در راه تحصيل علم مواجه نشود . اين امر مسئله اي مختص به كشور ما نيست بلكه امري جهان شمول است و در تمامي كشورهاي جهان يكي از مهمترين دستورالعمل هاي مسئولان سياسي و فرهنگي كشورها محسوب مي شود زيرا در غير اين صورت آينده اي نامطلوب در انتظار آن كشور و مردم آن خواهد بود . البته براي اجرايي كردن اين تفكر مسئولان هر كشوري برنامه هاي مخصوص به خود داشته و دارند . برنامه هايي  كه بعضا پس از مدت زماني مشخص داراي نتايج مطلوبي بوده و يا برعكس داراي نتايج زيانباري است كه مسئولان بعدي را مجبور به تغيير اين برنامه ها مي كند . يكي از برنامه هايي كه به صورت غير رسمي در سالهاي اخير توسط مسئولان دو وزارتخانه فرهنگ و آموزش عالي سابق و علوم ، تحقيقات و فناوري كنوني و بهداشت ، درمان و آموزش پزشكي كه جمعيت اصلي دانشجويان كشور را تحت پوشش دارند با  همين مبناي فكري در ايران  به اجرا گذاشته شده است ،تغيير دادن گرايش فعاليت هاي اجتماعي دانشجويان از سياسي به فرهنگي بوده است . امري كه با تاسيس كانونهاي فرهنگي و هنري و همچنين دادن امكانات گوناگون به نشريات دانشجويي عينيت پيدا كرده است .

اين امر در نخستين سال اجرا كه درست مصادف با ماههاي اوليه پس از حوادث 18و20تير78يعني وقايع كوي دانشگاه تهران و دانشگاه تبريز بود بدليل سرخوردگي شديد دانشجويان فعال در عرصه سياست از دولت اصلاحات با اقبال خوبي مواجه شد اما اين اقبال تنها يك تغيير رويه آن هم از نوع منفي در فعاليت هاي دانشجويي بود ، زيرا دانشجويان با احساس اين امر كه تشكلي چون انجمن اسلامي دانشجويان كه خود معرف و اولين حامي رئيس جمهور وقت بوده  بدليل بيان خواسته هاي معقول آنان ديگر مورد حمايت وي نيست پس واي به حال آنان ، اقدام به فعاليت هاي غير رسمي و در اصطلاح زير زميني كردند . فعاليت هايي كه تشكلهاي فرهنگي و نشريات مي توانست بهترين پوشش براي آن محسوب شود . براي روشن شدن دلايل اين سرخوردگي و تغيير روند دانشجويان از حضور در تشكلهاي رسمي سياسي به تشكلهاي غير رسمي و فرهنگي بايد به وضعيت تشكلهاي رسمي دانشجويي در ماههاي اوليه پس از وقايع تير ماه 78 نگاهي داشته باشيم تا شايد بدين گونه دلايل اين تغيير گرايش مشخص شود .

1 ـ انجمن هاي اسلامي دانشجويان و دفتر تحكيم وحدت : سال تحصيلي 79 ـ 78 درحالي آغاز شد كه انجمن هاي اسلامي دانشجويان و دفتر تحكيم وحدت كه تشكل مركزي آنان محسوب مي شد با بحران هويتي روبرو شده بود . بحراني كه دليلش وقايع 18 تير 78 دانشگاه تهران و 20 تير دانشگاه تبريز و ماجراهاي پس از اين دو واقعه بود . اين تشكل ها از يك سو بايد به دنبال احقاق مطالبات دانشجوياني باشند كه بر اثر اين وقايع به شدت با حاكميت مشكل پيدا كرده و آن را جدا از خود مي دانستند و از سوي ديگر سيد محمد خاتمي و اعضاي دولت او از آنها مي خواستند كه به عنوان نخستين تشكل حامي دولت اصلاحات در برابر مطالبات نامحدود دانشجويان واكنش نشان داده و اين مطالبات را كنترل كند . وضعيت دوگانه فوق الذكر سرانجام باعث شد اين قديمي ترين تشكل دانشجويي كشور دچار درگيري داخلي و سپس انشعابات گوناگون شود . آن هم به نحوي كه اكنون تنها از آن تشكل بزرگ نامي باقي مانده كه البته بر سر تصاحب اين نام هم درگيري هاي مختلفي هر روز در جريان است  . درگيري هايي كه فاصله فكري عوامل ايجاد كننده آن با تفكر حاكم بر جامعه فعلي دانشجويي كشور در حدي است كه تنها به مسئله اي رسانه اي بدل شده است و هيچ خريداري در سطح دانشگاههاي كشور براي آن پيدا نمي شود .

2 ـ جامعه اسلامي دانشجويان : اين تشكل كه در سالهاي آخر دهه 60 و اوايل دهه 70 به منظور انسجام بخشيدن به نيروهاي طرفدار طيف فكري راست اسلامي كشور در دانشگاهها و مقابله با انجمن اسلامي  دانشجويان كه هوادار تفكر چپ اسلامي محسوب مي شدتشكيل شده بود در سالهاي پس از خرداد 76 در دوران فطرت به سر مي برد . البته فعاليت هاي بسيج دانشجويي در فضاي فكري و فرهنگي اين تشكل و امكانات بيشتر آن نسبت به جامعه اسلامي هم عاملي شد تا دوران فطرت براي اين تشكل حامي تفكرات جناح راست در دانشگاهها طولاني تر شود . سال تحصيلي 79 ـ 78 نيز جامعه اسلامي در اوج اين دوران به سر مي برد و البته سران آن زمان اين تشكل هم بر همين اساس در مسائل سياسي و فرهنگي مرتبط با دانشگاهها دخالت چنداني نمي كردند كه نمونه آن اعلام كناره گيري اين تشكل در فرداي فاجعه كوي از كليه مسائل مرتبط با آن بود .

3 ـ بسيج دانشجويي : اين گروه فعال در عرصه دانشگاهها در آن سالها بدليل وضعيت فكري خاص جامعه و  به تبع آن مراكز علمي كشور با استقبال چندان دانشجويان مواجه نبوده و با بحران نيرو روبرو بود . البته طي سالهاي بعد از تير78 باامكاناتي كه در اختيار اين تشكل قرار گرفت و امتيازاتي كه از سوي اين تشكل به دانشجويان داده شد توانست اين نقيصه از جبران كند هر چند كه بسياري از نيروهاي جذب شده توسط اين تشكل  در اين سالها از افرادي بودند كه هيچ اعتمادي به اهداف آن نداشتند و فقط بدليل امتيازات داده شده به اين تشكل روي خوش نشان دادند .

 

4 ـ انجمن اسلامي دانشجويي : اين تشكل را بايد مرده ترين تشكل دانشجويي كشور نام برد.هر چند تعدادي از نيرو هاي انشعابي اين تشكل از جمله منوچهر محمدي از سردمداران دانشجويان فعال در ماجراي كوي دانشگاه تهران بودند اما واقعيت اين بود و در حال حاضر هم هست كه اين تشكل داراي كمترين جايگاه در ميان دانشجويان در آن زمان بوده و هست ، آنگونه كه فعاليت يا عدم فعاليت آن در وقايع مختلف تاثيري خاص در وضعيت معادلات جنبش دانشجويي كشور و تفكرات حاكم بر آن نداشته و نخواهد داشت .

5 ـ انجمن اسلامي مستقل دانشجويان و جنبش عدالت خواه دانشجويي : اين دو تشكل در سال 78 وجود خارجي نداشته و در سال هاي آغازين دهه 80 در عرصه معادلات دانشجويي سر بر آورده اند كه البته در اين سالها هم داراي پتانسيل فرماندهي و حتي تاثير گذاري در حد بالا و كلان جنبش دانشجويي كشور نبوده اند .

 مسئله ديگري كه براي درك وضعيت سياسي دانشجويان در سالهاي اخير بايد در نظر گرفت تقسيم بندي فكري دانشجويان در سالهاي نخست پس از تير 78 و نحله هاي فكري شكل گرفته در اين سالها در بين دانشجويان است . بر همين اساس  تمايلات  گوناگون  موجوددر بين دانشجويان  نسبت به مسايل سياسي در فاصله سال 78 تا پايان  اين  دهه  را در ذيل مرور مي كنيم :

1_غير فعال :اين دانشجويان افرادي هستند كه بنا بر دلايل گوناگون تمايلي براي فعاليت در عرصه هاي مختلف فرهنگي وسياسي واجتماعي درون دانشگاهي نداشته ودانشگاه را تنها محلي براي كسب علم و پلكاني به منظور رسيدن به درجات با لاي اجتماعي مي دانند.

2ـ فعال : اين دانشجويان افرادي هستند كه صرف نظر از ديدگاههاي اصلاح طلبي يا محافظه كاري در تشكلهاي رسمي موجود دانشگاهها به فعاليت سياسي خود ادامه مي دهند . البته اين امر را بايد در نظر گرفت كه با تو جه به مسائل پيش آمده در اين سالها گرايش دانشجويان به اين تشكلها خاصه تشكلهاي اصلاح طلب دانشجويي و در راس آنها انجمن هاي اسلامي دانشجويان كمتر شده است .

2 ـ سرخورده : اين افراد كساني هستند كه يا در سالهاي قبل از تير 78 در تشكلهاي دانشجويي فعال بوده و يا اينكه طي دوران دبيرستان خود از طريق نشريات با فضاي سياسي دانشگاهها آشنا شده بودند . اين افراد پس از مدتي با برآورده  نشدن خواسته هاي خود از سوي تشكلهاي رسمي دانشجويي در ابتدا از هر گونه فعاليت سياسي سرخورده شده و به يكباره فعاليت  سياسي را كنار مي گذارند . اما پس از مدتي بار ديگر بدليل روحيات دوران جواني به فعاليت سياسي پرداخته و اين بار ضمن تعويض كردن فضاي كار خود از تشكلهاي رسمي سياسي دانشجويي به تشكلهاي غير رسمي سياسي و در اكثر موارد تشكلهاي فرهنگي و نشريات دانشجويي ، ديگران را از همراهي با تشكلهاي رسمي بر حذر مي دارند .

لازم به ذكر است كه اكثر اين افراد در ابتداي ورود به دانشگاه داراي تمايلات اصلاح طلبانه بوده اما عدم تامين نياز روحي آنان توسط تشكل هاي موجود در سطح دانشگاه عامل تغيير رويه آنان در نحوه همراهي با تشكلهاي دانشجويي رسمي شده است . البته اين دانشجويان خود براساس زمينه هاي خانوادگي ، اجتماعي ، دانشگاهي و دوستانه پس از بازگشت به فضاي سياسي به يكي از دو جامعه سياسي دوباره فعال شده در سطح دانشگاههاي كشور پس از تير 78 يعني جوامع ملي و يا چپ غير ديني متمايل و سپس وابسته مي شوند.

الف- گرايش فكري ملي : اين دانشجويان افراد سرخورده از تشكلهاي اصلاح طلب دانشجويي هستند كه از يك سو داراي زمينه ديني به نسبت خوبي در سطح خانواده هستند آن  گونه كه اين زمينه ها مانع جدايي كامل آنها از فضاي سياسي مي شود و از سوي ديگر با قرائت رسمي از دين در سطح دانشگاهها مشكل داشته و آن را قابل قبول نمي دانند . بر همين اساس به سمت تفكرات ملي روي مي آورند . تفكراتي كه ضمن حفظ رابطه آنها با دين براي بسياري از مجهولات ذهن آنان پاسخ مناسب دارد . مجهولاتي كه ناشي از تعارض دو فضاي زندگي يعني دانشگاه و جامعه است . البته اغلب افرادي كه در فضاي دانشگاهها به مسائل ملي گرايش پيدا مي كنند داراي روحيه غالب فرهنگي بوده و كمتر داراي گرايش شديد سياسي هستند و اين درست همان نقطه اي است كه دانشجويان داراي اين تفكر را نسبت به همرديفان داراي گرايش فكري چپ خود داراي امتيازي مثبت مي كند . امتيازي كه معناي آن بي خطر بودن آنان براي آينده نظام جمهوري اسلامي است .

ب ـ گرايش فكري چپ : دانشجوياني كه به اين نحله فكري روي مي آورند از يك سو نسبت به ساير دانشجويان داراي گرايشات مذهبي ضعيف تري بوده و از سوي ديگر بدليل فضاي اجتماعي خانوادگي و محل زندگي خود در دوران قبل از ورود به دانشگاه اختلافات فرهنگي و مالي خود با ساير دانشجويان را ناشي از برخورد تبعيض آميز مسئولان كشور با مردم مناطق مختلف كشور مي دانند . اين دانشجويان بر همين اساس به دشمني با مجموعه حكومتي و ديني كشور اقدام مي كنند . اما دليل اصلي جذب اين طيف دانشجويان به تفكرات چپ را بايد در فقر فرهنگي آنان جستجو كرد . درذيل به طبقه بندي دانشجوياني كه به نحله فكري چپ در سالهاي اخير روي آورده اند را مرور مي كنيم :

1 ـ اقليت هاي قومي : اين دانشجويان با مقايسه امكانات مكان و نحوه زندگي و مكان و نحوه تحصيل خويش آنگونه تصور مي كنند  كه قربانيان دولتي بي رحم هستند كه به انحاي مختلف آينده قومي آنان را با مخاطره روبرو مي كند و اين در حالي است كه اگر بتواند تفكر چپ را در جامعه خود حاكم كنند با توجه به چارچوب اين نحله فكري كه در آن خط بطلاني بر مسائلي چون فاصله فقير و غني ، عدم توجه به اقليت هاي قومي ، برابري كامل اعضاي جامعه ديگر خبري از اين مشكلات نخواهد بود .

2 ـ اقليت هاي مذهبي : دانشجويان موجود در اين زير مجموعه نيز حالتي مشابه با گروه قبلي دارند با اين تفاوت كه آنان به سوي گرايشات ملايم چپ كه در آن فضاي اقدامات ديني حداقلي داده مي شود ، تمايل دارند . اين دانشجويان با توجه به شعار برابري و عدالت نحله فكري چپ تصور مي كنند كه با حاكم شدن و گسترش اين تفكر در سطح اجتماع ، بهتر از وضعيتي كه يك حكومت ديني مخالف با تفكر مذهبي آنان بر جامعه حاكم است ، مي توانند به فعاليت هاي مذهبي خود بپردازند . البته اين انديشه غلط داراي دو پيش زمينه است . از يك سو نقاب روشنفكرانه چپ خواسته چپ انترناليستي و از سوي ديگر نحوه برخورد بد حاكمان با اين اقليتها كه حتي براي برخي از آنها امكان هر گونه مراسم مذهبي را محدود كرده ( اهل سنت ، اسماعليه و بعضي از فرق اهل حق ) دلايلي ديگر بر تشديد اين وضعيت است .

3 ـ دانشجويان كم بضاعت : اين طيف از دانشجويان طرفدار انديشه چپ در دانشگاهها از افرادي تشكيل شده كه با ديدن فاصله طبقاتي شديد خود با همكلاسان و مقايسه اين فاصله با شعارهايي كه به كرات به عنوان اهداف انقلاب از رسانه ها و البته در ايام خاص بيان مي شود ابتدا دچار تناقض شده و سپس بر اثر فضاي خاص دانشگاهي و همچنين مطالعات خود به سوي گروههاي چپ كه معمولا با شعار برابري در اجتماعات اين گونه از دانشجويان نفوذ مي كنند ، تمايل پيدا مي كنند .

4 ـ دانشجويان داراي تمكن مالي بالا : حضور اين افراد در حلقه هاي فكري نحله چپ غير ديني از جمله پديده هايي است كه هر چند در سالهاي پيش از انقلاب مواردي از آن ديده شد اما در سالهاي پس از آن تا اوايل دهه 80 موردي از آن مشاهده نمي شد و فضاي خاص دانشگاهها طي اين سالها بار ديگر ظهور اين پديده اجتماعي را سبب شد . اما دليل اين حضور را بايد در دو مسئله جستجو كرد : اول تنوع طلب بودن افراد وابسته به اين گروه اجتماعي است  زيرا آنان به دليل در اختيار داشتن امكانات گوناگون مادي هميشه قصد دارند كه مسائل و وضعيت هاي گوناگون را تجربه كنند . اما هنگامي كه ديگر از اين حالت خسته شوند به ناگاه قصد مي كنند كه نحوه و چارچوب زندگي خود را به صورت كامل تغيير دهند و البته فضاي چپ گرايي بهترين فرصت براي اين كار است زيرا بدين ترتيب با تمامي بنيانهاي موجود اجتماعي به مقابله بر خواسته اند . ديگر دليل اين حضور توجه خاص اين دانشجويان به فاصله خود با ساير دانشجويان بخصوص دانشجويان شهرستاني است . امري كه معمولا آنان را به تفكر باز داشته و هر چند در بعضي موارد باعث ايجاد روحيه فخر فروشي در اين طيف از دانشجويان نسبت به سايرين مي شود اما در اغلب موارد ايجاد كننده يك حس تلاش براي همرنگي با ديگران است . تلاشي كه نحله فكري چپ غير ديني با توجه به وضعيت بحراني خاص تفكر چپ ديني در سالهاي اخير بهترين فضا براي پوشش دادن آن است .

همانطور كه در بالا مرور كرديم جريان فكري چپ غير ديني در سالهاي اخير نفوذ خاصي در سطح دانشگاهها دانسته است ولي دانستن نحوه فعاليت هاي اين طيف فكري هم در مراكز علمي كشور قابل توجه است . فعالان اين نحله با توجه به اين امر كه نمي توانند به صورت علني به بيان انديشه هاي خود اقدام كنند يكي از روشهاي ذيل را بر مي گزينند :

الف ـ تشكلهاي فرهنگي و هنري : بسياري از فعالان چپ غير ديني در عرصه دانشگاههاي كشور كانونهاي فرهنگي و هنري را مكاني مناسب براي فعاليت هاي خود دانسته اند . آنان با تاسيس يا حضور هماهنگ در اين تشكلها و سپس در اختيار گرفتن سكان آنها  از پوشش آن براي اقدامات فكري خود و جذب كادر هاي جديد استفاده مي كنند . اين دانشجويان بدين ترتيب با استفاده از امكانات دولتي ، بدون دخالت ساير افراد غير هماهنگ و هم فكر به ايده پردازي اقدام مي كنند . برگزاري برنامه هاي شب شعر و نقد كتاب كه معمولا با حضور عناصر ادبي جريان چپ قبل از انقلاب برگزار شده و يا به نقد آثار آنان اخنصاص دارد  بهترين پوشش اين تشكلها براي جذب نيروهاي جديد است . همچنين اين تشكلها با برگزاري مراسم هايي با ظاهر اجتماعي به طور مثال بزرگداشت روز معلم و روز كارگر ، بررسي وضعيت كودكان بي سرپرست و ... به بيان نقطه نظرات اجتماعي چپ غير ديني البته با پوشش اسلامي از زبان ايدئولوگهاي اجتماعي خود كه عموما افرادي با سوابق فعاليت در تشكلهاي چپ غير ديني در سالهاي قبل از انقلاب يا نخستين انقلاب هستند اقدام مي كنند و بدين ترتيب به جدب نيرو مي پردازند . يكي از اين تشكلهاي فرهنگي چپ غير ديني مجموعه تشكلهاي فرهنگي است كه با پيشوند " آفتاب " در بيش از 12 دانشگاه كشور به صورت هماهنگ تشكيل شد .  نخستين اين تشكلها كه از پسوندهايي چون شرقي ، تابان و سرخ براي مشكوك نشدن مسئولان فرهنگي دانشگاهها به هماهنگي آنان با هم استفاده كرده اند در دانشگاه صنعتي شريف تشكيل شد ولي گسترش آن بسيار سريع بود ،  البته اين تشكلها در بعضي موارد اقدام به برگزاري مراسم هاي مشترك از جمله بزرگداشت روز كارگر و يا سفر به عسلويه كرده اند .

ب ـ نشريات دانشجويي : فضاي ديگري كه فعالان چپ غير ديني در عرصه دانشگاههاي كشور براي فعاليت خود و گشترش انديشه خويش توسط آن مناسب دنده اند نشريات دانشجويي است . بر اين اساس اين فعالان ضمن تشكيل حلقه هاي فكري اقدام به در خواست مجوز و سپس انتشار نشريه در سطح دانشگاه كرده و بدين گونه به تغذيه فكري دانشجويان اقدام مي كنند . البته اين افراد دو زمينه فرهنگي و انديشه را در زمينه هاي گوناگوني كه امكان چاپ نشريه در آنها است براي فعاليت خود مناسب تر ديده و اقدام به انتشار نشرياتي با محتواي مسائل چپ غير ديني در اين موضوعات مي كنند . نماد بارز حضور اين تفكر در نشريات را مي توان تكيه بر مطالبي چون اشعار فروغ فرخزاد ، احمد شاملو ، م . آزاد و شعرايي از اين دست كه جامعه را تيره و تار نشان مي دهند در نشريات ادبي و انتشار مطالبي از چه گوارا ، مانا ارنت ، كافكا و ... افرادي از اين قبيل در نشريات انديشه اي اين طيف عنوان كرد .

ج ـ حضور موثر در تشكلهاي رسمي : تعدادي ديگر از دانشجويان داراي گرايشات چپ غير ديني حضور در تشكلهاي رسمي را مقدم بر تاسيس كانون فرهنگي يا انتشار نشريه مستقل دانسته و با حضور در اين تشكلها و ضمن هماهنگي ظاهري با روند فعاليت آن به ايجاد نحله هاي فكري در داخل آنها اقدام كرده حتي در صورت توان سكان اين تشكلها را در دست مي گيرند . دانشجويان در اين راه بيشتر از همه سراغ دو تشكل انجمن اسلامي دانشجويان و بسيج دانشجويي رفته و با نفوذ در آنها اقدام به فعاليت فكري در راه گسترش انديشه خود مي كنند . البته دليل اين انتخابها مشابه نيست زيرا آنان انجمن اسلامي دانشجويان را بدليل فضاي باز و امكان حضور تمام انديشه ها طي سالهاي اخير در داخل آن انتخاب مي كنند اما دليل انتخاب بسيج دانشجويي كه برخلاف تشكل قبلي ذكر شده در بالا داراي فضاي ظاهرا به شدت كنترل شده است امكانات فوق العاده مادي امتيازات حاشيه ويژه آن است . امكاناتي كه حضور دربسياري از نهادهاي مهم كشور را در سالهاي پس از دوران تحصيل را به راحتي ممكن مي كند و بر اين اساس  آنان مي تواند زمينه ساز حضور تفكر چپ غير  ديني در راس نهادهاي مهم امنيتي و حفاظتي كشور شود . دانشجويان  فوق الذكر بر اين اساس و با حضور در بسيج دانشجويي هم مي توانند آينده شغلي خود و هم آينده نحله فكري خود را تضمين كنند .

د ـ  فضاي مجازي  : دانشجويان داراي تفكر چپ غير ديني فضاي مجازي اينترنت را ديگر راه گسترش تفكر خود در سطح دانشگاهها قلمداد مي كنند . اين فضا از آن جهت مورد توجه است كه اولا به راحتي مي توان به بيان تفكرات خود بدون اينكه امكان شناسايي براي افراد غير همفكر باشد ، اقدام كرد . ثانيا امكان جذب و شناسايي نيرو و هماهنگي براي فعاليت هاي داخل دانشگاهي در اين فضا بسيار بيشتر و راحت تر و البته كم خطرتر از فضاي واقعي است . ثالثا امكان تبادل نظر با نيروهاي غير دانشجويي و ايدئولوگهاي فكري بدون دخالت و كنترل مسئولان امر به راحتي امكان پذير است . بر همين اساس است كه با نگاهي كوتاه به فهرست وبلاگهاي سياسي و فرهنگي دانشجويان پي به اين امر مي بريم كه صفحه هاي اينترنتي داراي گرايشات فكري چپ البته با تمامي شعب و انشعابات خود از طرفداران چپ غيرديني و طني كه اغلب در حلقه هاي طرفدار مزدك معلم اجتماعي دوران ساساني متمركز شده اند تا چپ هاي غير ديني جهان وطني كه در حلقه هاي وابسته به حزب كمونيست كارگري اجتماع كرده اند . در  صد بسيار بالايي از اين وبلاگهاي دانشجويي را به خود اختصاص داده بايد اعتراف كرد در جايگاه دوم قرار دارد .

با توجه به مطالب گفته شده در سطور فوق و در پاسخ به اين سئوال كه براي رفع اين مشكل چه بايد كرد ، بايد مسائل ذيل را مورد توجه قرار داد تا بدين گونه از گسترش انديشه چپ غير ديني كه در فرآيند نهايي خود به برخورد خصمانه با نظام جمهوري اسلامي منتهي خواهد شد در سطح دانشگاهها جلوگيري كرد :

1 ـ گسترش فضاي فعاليت تشكلهاي رسمي دانشجويي : يكي از راههاي اصلي رفع اين معضل بها دادن بيشتر به تشكلهاي سياسي و فرهنگي رسمي دانشجويي كشور و خاصه انجمن هاي اسلامي دانشجويان به عنوان تشكلي كه داراي بالاترين جايگاه در بين دانشجويان است مي باشد . اين اقدام از يك سو باعث مي شود تا از سرخوردگي بيشتر دانشجويان و در نتيجه ايجاد تمايلات چپ گرايانه در آنها خودداري شود و از سوي ديگر باعث مي شود كه فضاي دانشگاهها قابل كنترل گردد . البته دركنار اين عمل مسئولان مي توان با بها دادن به تشكلهاي ملي نيز دانشجويان را كه قصد فعاليت درتشكلهاي اسلامي را ندارند به سمت اين گروه از تشكلها سوق داد  تا هم دانشجويان داراي اين تفكر دركنترل در آيند و هم دانشجويان سرخورده با ديدن فضاي فعاليت غير ديني ديگر گرايش به ساختارهاي فكري برانداز پيدا نكنند .

2 ـ نظارت بيشتر كانونهاي فرهنگي و هنري ونشريات دانشجويي : مسئولان فعلي دانشگاههاي كشور  درحال حاضر كنترل تشكلهاي رسمي سياسي دانشگاهي را مقدم بر نظارت  بر معاليت كانونهاي فرهنگي و هنري مي دانند و اين در حالي است كه حداقل در سالهاي اخير اكثر مسائل به وقوع پيوسته در سطح دانشگاههاي كشور ريشه در اين كانونها و همچنين نشريات دانشجويي هماهنگ با آنها داشته است و البته نقش كانونها و نشريات داراي تفكر چپ غير ديني در اين گونه مسائل بسيار محسوس تر از ساير گروهها بوده است . به همين منظور توصيه مي گردد كه مسئولان توجه خود را از تشكلهاي سياسي رسمي به سوي اين قبيل تشكلها و نشريات به ظاهر فرهنگي و در باطن سياسي معطوف كنند تا از بروز بحرانهاي جديد در سطح دانشگاهها جلوگيري شود .

3 ـ ايجاد فضا براي بحث آزاد فكري در دانشگاهها : بهترين راه براي جلوگيري از گسترش تفكر چپ غير ديني در سطح دانشگاهها كشور ايجاد بسترهاي مناسب بيان اين تفكر همراه با نقد آن در سطح  دانشگاهها است زيرا اين تفكر داراي آن چنان اشكالات بزرگي است كه در صورت نقد صحيح به سرعت مورد نكوهش دانشجويان قرار مي گيرد .


کلمات کلیدی: