صابئين مندايي خداپرستان گمنام۲
ساعت ۳:۳۳ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٠ آذر ،۱۳۸٥  

ا صول ديانت

بر اساس متون موجود در بين مندائيان خوزستان بايد آنان را همان صابئين اهل كتاب اشاره شده در قرآن و پيرو حضرت يحيي (ع) محسوب كرد . بر اين پايه آنان يكتا پرست بوده و به عدالت ذات اقدسش و نيز حيات بعد از مرگ (معاد) مومن و معترف اند . آنان علاوه بر اين بر رسالت حضرت محمد نيز باور دارند كه البته اين امر در متون ديني متاخر آنان ذكر شده و نشان دهنده تاثير همزيستي مسالمت آميز آنان با مسلمانان است . بر اين اساس مي توان از  توحيد، نبوت، عدل و معاد به عنوان چهار اصل پايه اي اين دين نام برد.

همان طوري كه پيش از اين عنوان شد ، صابئين به پيامبري آدم، نوح ، سام، ارم،... و بالاخره يحيي اعتقاد داشته و باور دارند كه حضرت آدم پايه گذار و موسس مندائيت بوده است . كتاب گنزاربا را كه كتاب مقدس اصلي آنان است، صحف آدم مي دانند و بدان گنج بزرگ مي گويند . 

 همچنين از براخه كه همان نماز در ديانت مندائي است پي برده مي شود كه آنان به  وجود خداي يكتا ايمان دارند .

 أمِشَبْا ماري اِبليا دَخيا اِكاهيًي اِكاماري اِكامِنداد هيًي اِكابائرانهورا اِبسَهد وثَخ اِدهيًي اِبسَهد وثَخ اِدملكارا مارَبًا اِدمَن نافشي اِفرش اِدلا باطِل و لا مبطل اِشمخ يا هيًي دماري و مِندادهيًي .

اين بخشي از متون براخه است كه آنان مكرر بيان ميكنند و معنايش اين است كه : خدا را با قلبي پاك ستايش باد . پروردگار وجود دارد -  ا ِكًاهيًي بدان معني است كه او به وجود خداوند يكتا اعتراف نموده و شهادت مي دهد- من به وجود خالق بزرگ شهادت مي دهم . ملكا منداد هيًي فرشته مقرب درگاه احديت وجود دارد . به شهادت تو اي خداي جاويدان كه مالك عالم انواري و از ذات خويش منبعث شده و كسي را در بوجود آمدنت دخالتي نبوده و نيست، نام تو هيچگاه از بين نخواهد رفت .

آنگاه بعد از خداوند نوبت اداي احترام به پيامبران و مقدسين مي باشد كه در بوئه يا آيه خاصي است كه  اينگونه آغاز مي شود: اِمشبًاماري ـ كُشطا اَسِنخون .

بنابراين به اين نتيجه مي رسيم كه اعتقاد به آب پرست، ستاره پرست  بودن  مندائيان امري عاري از حقيقت بوده و مولود عدم آگاهي دقيق از باورها و اعتقادات آنان است . درست است كه آنان نيايش هاي خود را در كنار آب و يا گاهي در داخل آب بجا مي آورند و به سوي شمال مي ايستند، ولي اين امر به مثابه پرستش آب يا ستاره نيست . زيرا خطاب آنها با خداي مالك انوار، يگانه و جاودان است . بارون دوبُد، به اين  واقعيت اشاره كرده و افزوده است: معمولاً صابئين نيايش خود را در كنار آب برگزار مي كنند و اگر درست به خاطرم مانده باشد، اين عادت را بدان سبب رعايت مي كنند كه قديس يوحنا از آب روان رود اردن براي تعميد استفاده كرده بود، و به همين دليل ترجيح مي دهند، محل سكونتشان در ساحل آب باشد . عبدالرزاق الحسني، درباره باورهاي صابئين پيرامون مرگ مي نويسد: به عقيده صابئين مرگ ارتحال و انتقال است و فنا نيست و روح متوفي پس از خروج از جسد ، از عالمي به عالم ديگر انتقال مي يابد تا به عالم انوار "الهي دنهورا" متصل شود . اين در حالتي است كه روح منزه و پاك بوده باشد و در غير اين صورت از عذابي به عذاب ديگر منتقل مي گردد . موضوع فوق، آدمي را به ياد تناسخ مي اندازد . البته اين به معناي آن نيست كه صابئان قائل به آنند اما احتمال مي رود كه اين تصورات موجد انديشه تناسخ به شكلي كه غلات صوفي اعتقاد دارند ، شده و به صورت يك اصل درآمده است . حبيب الله نوبخت، پس از ابراز عقيده به اينكه صابئان به "زاب" منسوب اند ، مي نويسد: و صابئين نه مشركند و نه ستاره پرست و نه نصاري و نه پيروان يحيي و نه تابع شيث و نه مريد شوت و نه هرامسه اند، بلكه اين گروه معتقد به خداي يكتاست، و ابواسحاق صابي حراني شاعر دوره ديلمي كه خود نيز صابي است در يكي از قصايد خويش اينگونه مي گويد:

والصابئون يرون انك مفرد        في الحُسن اقراراً لفرد ماجد

دكتر عبدالحسين زرين كوب، در تاليف خود به نام "جستجو در تصوف ايران" به اثرات مذهب مندائي در تصوف مسلمانان چنين اشاره مي نمايد : باري، در بين عقايد و مذاهب موجود در ايران ساساني كه ممكن است در قرون نخستين اسلامي تاثيري هم در تصوف مسلمين كرده باشند ، آئين مندائي يا صُبي اهميت خاص دارد و بقاياي اين قوم كه در خوزستان و جنوب عراق هنوز باقي هستند، تا حدود زيادي مُعرف عقايد گنوسي عهد ساساني بشمار مي آيند. اين طايفه بدان جهت كه به جا آوردن غسل و تعميد در آب جاري ركن عمده ديانتشان بشمار مي آيد از قديم در مجاورت شُعب شط العرب و كارون سكونت جسته اند و ظاهراً به سبب همين توجه خاصي كه به امر غسل و تعميد داشته اند، در نزد اعراب و مسلمين قرون نخستين به عنوان "مغتسله" مشهور شده اند... اين فرقه مراسم و آداب خاصي دارند كه بعضي از آنها يادآور عقايد توتمي TOTEMISTES است .

مخصوصاً كه پوشيدن لباس سياه و چيدن و تراشيدن موي هم در نزد آنها "تابو" محسوب است و در رعايت اين آداب وقتي مخصوص دارند . اين طايفه با آنكه يحيي تعميد دهنده را در واقع پيغمبر خود مي شمارند، به هيچ وجه او را موسس آئين خويش هم نمي دانند . اما او را تجليل بسيار مي كنند و برايش معجزات و كراماتي قائلند.

اين طور به نظر مي رسد كه قرآن مجيد كتاب صابئين را مانند كتابهاي ديگر اهل كتاب مخدوش و تحريف شده مي داند و اين فرقه را مثل ساير اديان گذشته از راه رستگاري و طريق واقعي پيامبران منحرف دانسته، همه را به سوي تعاليم اسلامي دعوت كرده است .تقويم سال 2006 م. مطابق 1384 ش. مندائيان مطالبي از كتاب "كنزاربا" با ترجمه فارسي را در اختيار عموم گذاشته است .اين تقويم به نام خداوند معظم آغاز شده است . نقل بعضي از آن در اينجا به ما ياري مي دهد تا به عقايد آنان درباره خداي يكتا بيشتر پي ببريم :

1 ـ دستهايمان را به حقيقت و راستي شستشو داديم و لبهايمان سخن گفتند، سخناني نيكو از ايمان و اعتقادي پاك و نوراني .

2 ـ به نام خداوند بيدار و آگاه، اي مومن پاك باوقار پيش برو، پاكي را گسترش ده، پروردگار متعال و منزه سر ازلي است كه سرچشمه حيات از اوست .

3 ـ به نام خداوند معظم، خداوندا ما را از عالم جهل و ناداني خارج و نجاتمان ده و جز تو تعليم دهنده كامل و والائي نيست .

4 ـ ندا و آيات والاي الهي را مقدس مي داريم، آن نداي ناجي و ياري دهنده را، نداي سازنده و استوار پروردگار ازلي و هميشه پايدار را .

پيامبران

صابئين عقيده دارند كه پيرو دين حضرت آدم (ع) يعني نخستين پيام آور خدا هستند، ولي به دليل فاصله زماني بسيار با آن پيامبر ، بعضي از مسائل مخالف، در دين او وارد شده و حضرت يحيي (ع) آمده است تا اين دين را نجات دهد و او پيامبري خاص براي آنهاست . اما او رسول نبوده ، بلكه خاص آنان مي باشد . بنابراين صابئين قائل به پيامبري حضرت آدم بوده و او را نخستين پيامبر خود تلقي مي كنند.يكي از مهمترين اعتقادات صابئين اين است كه نخستين كتابهاي مقدس آسماني به آدم و پس از وي به نوح و سپس به سام و آنگاه به رام، ابراهيم خليل، موسي و سرانجام به يحيي بن زكريا نازل گرديد. حضرت نوح (ع) نسل نهم حضرت آدم (ع) بوده و خود سه پسر به نامهاي سام ، حام و يافث داشت .اعقاب سام عبارت اند از: آشور، عيلام، ارم ، ارفخشد و لاود . سام پدر قوم عرب است و بعد از پدر به پيامبري رسيد . در "سبائك الذهب في معرفت قبايل العرب " درباره سام چنين آمده است : هُوَ أوسط ولد نوح و هو ابو العرب ووراهُ في الاثر و أنه نبياً،... و توفي سام يوم الجمعه و كان عمرهُ ستمائه سَنه والله اعلم . استاد محيط طباطبائي نيز در كتاب "صابئين اهل كتابند" چنين مي نويسد : هم اكنون صابئين مندائي كه بازماندگان صابئين صدر اسلام هستند، در آخرين موطن قديمي خود خوزستان مي باشند . كتابي دارند به زبان سرياني قديم كه آن را صُحُفِ آدم و كنز رب يا گنج عظيم مي خوانند و عقيده دارند كه حضرت يحيي بن زكريا اين كتاب را به روايت از پيامبران سلف، نوح، شيث وآدم، قريب دو هزار سال پيش به صورت مدون فعلي آن بديشان تبليغ كرده است . آخرين پيامبر صابئين يحيي بن زكريا نام دارد.در ص 101 جلد اول تفسير نمونه به نقل از علامه يحيي نوري نيز آمده است: سكني گزيدن صابي ها در سرزمين كلده و بين النهرين موجب شد كه گروهي آئين كلداني را به اشتباه آئين صابي بدانند و يا صابي ها را ستاره پرست تفسير كنند و يا آنها را با حنفاء و پيروان ابراهيم (ع) كه در آن ديار و حران كم و بيش وجود داشتند و از لحاظ اعتقاد به مبداء و معاد و احكام و اغسال نيز تشابهي با هم داشتند يكي پندارند و يا حنفاء را صابي هاي ابراهيمي بخوانند. 

كتابهاي ديني

مندائيان داراي كتب ديني هستند كه به باور آنها از راه تبليغ بدست آمده و برخي از آنها وحي مُنزل مي باشند . بر اساس اين باور كتابهاي مقدسي كه آنان در اختياردارند، از آدم ابوالبشر به آنها رسيده، و پس از او به نوح و بعد از توفان به سام، موسي و يحيي انتقال يافته است .

مهمترين اين كتابها عبارت اند از :

1 ـ گنزاربا Qins _ arbba يا گنج بزرگ كه به آن سدراي آدم يا صُحُف نيز مي گويند .

2 ـ ادرافشادهيي يا تعاليم يحيي كه بدان "سدرا يحيي" هم اطلاق مي كنند.

3 ـ قلستا يا كتاب شادي و طرب كه ويژه مراسم ازدواج است.

4 ـ سدرادنشماثا كه به باور آنها اصل ديانت صابئين از آن است.

5 ـ ديونان كه به هدف تحفيف به نام ديوان نيز مي خوانند .

6 ـ اسفر ملواشي كه عامه به آن "اصفر ملواث" مي گويند .

7 ـ انياني، شامل مجموعه سرودها و اذكار مورد نياز در نمازهاي يوميه است .

8 ـ قماهاذهيقل زيوا، مشتمل بر مسائل مربوط به نحو رد ومبارزه با شياطين و ارواح بوده   و به باور آنها صابئان را از اذيت و آزار نگهداري مي كند.

علامه يحيي نوري، درباره كتابهاي مقدس صابئين مي نويسد: صابئان عقيده دارند، نخست از مصدر جلال الاهي كتابهاي مقدس آسماني به حضرت آدم رسيد كه آن را آدم ماري يا "بغره" مي گويند . پس از او به نوح، سام، رام، ابراهيم خليل موسي و يحيي بن زكريا (يوحناي مُعمد) و سپس به عيسي نازل گرديده است ... كتب مُقدس صابئين به زبان مندائي كه از سرياني اشتقاق دارد نوشته شده و به باور آنها آدم به همين زبان تكلم مي كرد . البته در زمان كنوني وبر اساس انديشه صابئين مندائي ايران مهمترين كتب مذهبي اين قوم به ترتيب اهميت عبارتند از :

1 ـ گنزا ربا ـ اين كتاب را سدرا يا صحف آدم مي خوانند و از چگونگي آفرينش و پيدايش موجودات و حوادثي كه براي بشر روي داده بود گفت وگو مي كند . اين كتاب همچنين داراي مطالبي درباره صفات خداوند نيز مي باشد.  پيرامون تاريخ بوجود آمدن اين كتاب اختلاف نظر بسيار وجود دارد . انستاس ماري در اين مورد معتقد است كه تاريخ تأليف اين كتاب در اوائل قرن هشتم ميلادي بود . اين كتاب يك مرتبه توسط مسيونربري سوئدي با حروف سرياني با ترجمه لاتين به سال 1815 ميلادي در 4 جلد به چاپ رسيد، بار ديگر بوسيله خاورشناس آلماني پترمن به حروف مندائي در لايپز يك به سال 1867 ميلادي به طبع رسيد كه نسخه اي از آن در موزه عراق موجود است .

2 ـ كتاب ادرافشادهيي يا كتاب سدراديهي .اين كتاب نسبت به كتاب قبلي از قدمت كمتري برخوردار است . در اين كتاب زندگي حضرت يحيي و دستورات وتعاليم او نگاشته شده است .بر اساس انديشه مندائيان اين كتاب بوسيله جبرائيل بر يحيي پيامبر وحي و الهام شده است . اين كتاب براي نخستين بار توسط ليدزبارسكي خاورشناس آلماني درسال 1915 ميلادي به زبان آلماني ترجمه شده است.

3 ـ قلستا : اين كتاب به مباحث مرتبط با رسوم ازدواج، زناشوئي و تعميد اختصاص داشته و تمامي نقاط ريز و درشت اين مراسمات را بيان كرده است .

4 ـ "سدرادنشاثا" يا "كتاب نفوس" : اين كتاب درباره آداب و سنن تلقين اموات، چگونگي دفن، جدائي روح از بدن و امثال آن گفتگو مي كند . به عقيده صابئين اين كتاب بر حضرت آدم نازل شده است .  اين كتاب هم توسط خاور شناس آلماني ليدزبارسكي در سال 1930 ميلادي به زبان آلماني برگردانده شد .

5 ـ كتاب ديونان يا كتاب ديوان : ديگر كتاب مهم مندائيان در روز گار كنوني است .در اين كتاب مجموعه عقايد وسنتهاي اين قوم بازگو شده است . لازم به ذكر است كه اين كتاب تنها در نزد بزرگان ديني اين قوم مو جود مي باشد .

6 ـ اسفرملواشي يا اصفر مالاشيا :كتابي است كه علماي صابئين با استفاده از آن حوادث را پيش بيني مي كنند! مثلاً طالع مولود را از لحاظ سعد و نحس تعيين مي نمايند . ضمناً در اين كتاب اوراد و ذكرهايي وجود دارد كه براي علاج امراض خوانده مي شود. اين كتاب با چاپ عكسي از نسخه خطي با ترجمه انگليسي توسط "دروور انگليسي" در لندن چاپ شده است ، اسامي تعداد زيادي از شهرها و نقاط قديمي ايران به لغت خاص صابئان در اين كتاب ذكر شده بود .

7 ـ "دهقيل زيوا" يا "هيقل زيوا" :كتابي است كه تنها 1200 سطر بوده و شامل ادعيه، اوراد و اذكار گوناگون است . صابئان بر اين باورند كه اذكار آن به همراهي هر كسي باشد، هيچ سلاح سرد و گرمي در او كارگر واقع نمي شود .

8 ـ "انياني" يا "كتاب اناشيد" :اين كتاب مجموعه  مراسم عبادت و نماز و احكام ميت را در بر مي گيرد و در آن نحوه برگزاري اين مراسم توضيح داده شده است . نسخه اي از اين كتاب در موزه عراق موجود است .

9 ـ تفسير بغره : اين كتاب شامل مباحثي در باب تحولات جسماني انسان است .

10 ـ دساتير : اين كتاب مشتمل بر دستوراتي است . بسياري كتاب دساتير را ساختگي مي دانند و ليكن جمعي چون "سون هارتمان" آن را از آثار گذشته صابئين ايران مي دانند .

تحقيقاتي كه درباره دو كتاب فوق (بغره و دساتير) صورت گرفته، انتساب آنها را به يحيي پيغمبر تأييد نمي كند.

 البته سليم برنجي كه خود از مندائيان است ، كتب پيروان اين دين را اينگونه نام مي برد :

1 ـ گنزاربا،  2 ـ سيدرااِدِنشماثا،  3 ـ ادراشااِديهيا،  4 ـ سيدرااِمَصْوَتا،  5 ـ انياني،  6 ـ قِلِستا،  7 ـ أسفر ملواشه،  8 ـ الماريشايا،  9 ـ تفسير پغرا،  10 ـ طومار حران گوبيئا،  11 ـ قماها،    12  ـ ألفتِرَسَرشياله.

روحانيون

 

بطائح يا همان روحانيون در نزد صابئين ، از نظر مقام و مرتبه همانند تمامي اديان داراي درجات گوناگون است. نكته مهم و جالب اين است كه در اين دين براي هر يك از طبقات روحاني ، اعمال و وظايف ويژه اي وجود دارد كه تنها بايد توسط آنان انجام شده وساير درجات روحاني از انجام آن امور نهي شده اند.  طبقه بندي روحانيون مندائي به صورت ذيل  است :

1ـ حلالي: اين درجه پايين ترين درجه روحاني مذهب صابئي بوده و در نزد مردم عادي مندائي به "شماس" هم معروف است .  وظيفه فردي كه در اين درجه روحاني قرار دارد ذبح براي عوام و پابرهنه حركت كردن به دنبال جنازه متوفا تعيين شده اشت..

2 ـ ترميده: روحاني كه داراي چنين رتبه اي است مسئول انجام امور مرتبط با ازدواج بيوه زنان است . اين فرد حق انجام مراسم عقد دوشيزگان را ندارد.

3 ـ كنزبرا: فردي كه به اين درجه روحاني مي رسد حق تفسير مهمترين كتاب آئين مندائي يعني "كنزاربا را دارد .يك كنزبرا بايد متأهل و غير عقيم بوده و سابقه عقد مهري براي ترميده را  داشته باشد .

4 ـ ارشمه يا رييس اُمت :اين درجه روحاني براي فردي  است كه مورد قبول تمامي جامعه صابئين مندائي جهان باشد اين درجه با پاپ در مسيحيت كاتوليك و آيت الله العظمي  در مذهب شيعه در نزد مندائيان برابري مي كند. در حال حاضر هيچ يك از صابئين امروزي به چنين درجه اي نايل نشده اند.

5 ـ رباني: اين عاليترين مراتب اجتهاد و روحانيت در كيش صابئين مندائي است   كه تاكنون هيچ يك از گذشتگان جز يحيي بن زكريا (ع) به آن  نايل نشده اند .

شرايط روحاني شدن در نزد صابئين: فردي كه قصد دارد به جمع روحانيون مندائي بپيوندد بايد سالم بوده و از بيماريهايي همچون  رمد، آبله و امثال آن رنج نبرد . همچنين نبايد با بيوه ازدواج كرده باشد .مادر او نيزنبايد در هنگام ازدواج با پدرش تا هفت پشت بيوه باشد. براي روحاني جايز نيست كه عمل شرعي را بدون پوشيدن "رسته " انجام دهد . رسته نوعي لباس ديني است كه از هفت قطعه پارچه سفيد تشكيل مي شود .اين هفت قطعه  عبارتند از : عمامه و نصيفه براي سر ، پيراهن و شلوار براي تن، هيمانه و دشه براي كمر و گابوع كه قبا باشد براي بدن .اين قطعه  همه جسم را مانند هنگام خواب مي پوشاند .  از جمله شرايطي كه براي رسيدن فرد روحاني به درجات ترميده و كنزابرا نام برده مي شود ، اين است كه او  داراي سلامت جسمي و صلاحيت رهبري بوده باشد .

لذا لازم مي آيد تحقيق شود كه آيا چنين فردي مرتكب اعمال حرامي مانند دزدي، رباخواري و دروغگوئي يا يكي از گناهان كبيره مانند زنا، و قتل نفس شده است يا خير ؟ به عقيده صابئين اگر كسي در اثر خطا و ناداني مرتكب زنا شده باشد مي تواند با 360 بار تعميد به مقام ترميده برسد . اما كسي كه به عمد مرتكب قتل شود ، بكلي از جرگه مندائيان طرد شده و با هزاران تعميد پاك نمي شود . داشتن اطلاعات لازم از قبيل خواندن، نوشتن زبان مندائي و نيز آگاهي كامل به مسائل مذهبي از جمله شرايط روحاني شدن  درآيين  مندائي است . كسي مي تواند از مقام "ترميده" به درجه "كنزبرا" برسد كه از لحاظ آگاهي به كتاب مقدس يا "كنزاربا" كه آن را صحف آدم مي دانند، داناتر از ترميده هاي ديگر باشد . تنها كسي كه مي تواند عقد ازدواج دوشيزه را به عمل آورد كه به مقام كنزبرا رسيده باشد . به همين دليل است كه تا چند دهه پيش مندائيان خوزستان براي عقد ازدواج چشم به راه آمدن كنزبرا از عراق داشته اند . گفته مي شود كه صابئين فعلي خوزستان همه درجات روحاني را به جز رباني دارند .

ازدواج و طلاق

بر اساس اصول دين صابئين مندائي ، همه آنان و از جمله روحانيان از تجرد نهي و به ازدواج توصيه شده اند .بر اساس همين اصول مراسم ازدواج بايد  در حضور روحانيون و شهود و به موجب شعائر نص كتابهاي مندائي و بر پايه دستورات ذيل انجام گيرد. شروط اصلي ازدواج براي پيروان اين دين عبارت است از:

1 ـ بايد عروس و داماد هر دو در مراسم حاضر بوده و ضمن اعلان موافقت و رضايت از اين وصلت ، به داشتن اخلاص و وفا در ازدواج و تعهد نسبت به يكديگر در نزد روحاني اجرا كننده مراسم اعتراف كنند. بر اين اساس امكان برگزاري مراسم ازدواج به صورت غيابي در اين دين وجود ندارد.

2 ـ حضور حداقل يك كنزبرا و يا تعدادي از آنها به همراه ترميده ها براي برگزاري  شعائر لازم و تلاوت نماز ، ادعيه و ترتيل هاي ويژه ضروري است و اگر وي حضور نداشته باشد امكان برگزاري مراسم وجود ندارد .البته اين امر اختصاص به عروسي كه  دوشيزه  است دارد. بر اساس تعاليم اين آيين  اگر عروس دوشيزه نباشد ، مراسم ازدواج با اهميت كمتري از سوي روحانيون وبا حضور يك ترميده هم امكان پذير است.

3 ـ هنگامي مراسم ديني ازدواج از سوي كنزبرا انجام ميشود كه  عروس و داماد هر دو از پدر و مادر صابئي متولد شده باشند . اجراي مراسم ازدواج پس از انجام صباغه (تعميد عروس و داماد) صورت مي گيرد.

شايان توجه است كه صابئي بايد از پدر و مادر صابي متولد شده باشد و صابي جز با صابئي نمي تواند ازدواج كند . اين امر به خاطر آن است كه خون اختلاط نيافته و نسب ضايع نگردد . اين شدت عمل موجب گرديده كه جمعيت صابئين در طول زمان كاهش پيدا كند.

4ـ هنگامي كه دختر و پسري قصد ازدواج دارند ، ابتدا بايد داماد يا يكي از بستگان او براي اجراي مراسم به سراغ كنزبرا رفته و از او نوبت بگيرد . وي بايد نوبت را در تاريخي انتخاب كند كه دختر يا زني كه مي خواهد ازدواج كند ، در حال عادت ماهانه نباشد و حداقل فاصله زماني تا رگل شدن و يا بعد از آن سه روز باشد .رعايت اين مطلب نيز واجب است ، زيرا در دين صابئين مندائي زنان و دختراني كه در حال عادت ماهانه هستند، ناپاك محسوب شده و براي آنها مراسم ديني تعميد عقد ازدواج انجام نمي گيرد.

در هر حال مقدمات ازدواج بدين صورت آغاز مي شود كه پس از موافقت طرفين (دختر و پسر) و اولياي آنان ، همراه با حالتي از خشوع و خضوع در بارگاه خدا ، خانواده پسر قدم اول را پيش مي گذارند و براي خواستگاري به منزل دختر مي روند .آنان پس از بحث و توافق  برسر مسائل مورد نظر دو خانواده، تاريخي را براي انجام نامزدي تعيين مي كنند . نامزدي زوج صابي طي مراسمي و در جمع هم كيشان اعلام مي شود. پس از انجام مراسم نامزدي عروس و داماد به تهيه وسائل و لوازم مورد نياز مي پردازند و به تدريج آنها را به خانه داماد مي فرستند . سپس در يك روز يكشنبه ، عروس و داماد و خانواده هاي آنها جهت انجام تعميد به كنار رودخانه مي روند . در چنين روزي همه عروس ودامادهاي صُبي كه بايد ازدواج كنند ، حضور مي يابند . پس از آن مراسم تعميد آغاز مي شود . آنان هدف از تعميد را بدست آوردن پاكي تن و روان از ناپاكي ها مي دانند ، زيرا معتقدند كه براي اجراي پيمان هاي منعقد فيمابين ، بايد از هر گونه ناپاكي و آلايشي پاك شوند . هر يك از عروس و داماد بايد دو نوبت غسل تعميد شوند . البته اگر تعداد عروس و دامادها از دونفر بيشتر باشد . اين مراسم به صورت دسته جمعي انجام مي گيرد . لذا بعد از اينكه مردها يكي يكي  تعميد شدند ؛ بار دوم آنان را بصورت دسته جمعي تعميد مي دهند . در اين مراسم بايد زنان جدا از مردان تعميد شوند . پس از پايان اين  عمل ، عروس و دامادها را با هم يا جداگانه به داخل مندي ـ معبد مندائيان ـ مي برند . سپس مراسم عقد ازدواج براي هر يك  از زوجها به صورت جداگانه انجام مي گيرد . ابتدا  عروس به داخل حجره خاصي كه از قبل آماده شده ، هدايت مي شود سپس داماد نيز كه  در جاي ديگر "مندي" لباس خيس تعميد را تعويض كرده و در داخل حجره فوق الذكر كه پشت به جهت شمال يعني قبله صابئين قرار داشته و "اشخنتا" نام دارد،  مي ايستد . او در اين حال   دو سبد محتوي لباس نو را  در برابر ورودي "اشخنتا" تكان مي دهند و از عروس  مي خواهد كه آنها  را به عنوان هديه  قبول  كند . پس از آن ، كنزبرا به ترميده اي كه در اجراي مراسم او را ياري مي كند  دستور مي دهد تا نزد عروس رفته و از  او درباره موافقت و يا مخالفت او با  اين ازدواج سوال كند. اگر عروس اعلام رضايت كرد هداياي درون سبد را به او پيشكش مي كنند . هداياي مزبور بر اساس عرف معمول  عبارت از دو انگشتر طلا با نگين سبز و قرمز و مقداري مغز گردو و يا بادام و كشمش است . در اين حالت روحاني دستهاي عروس را آب مي كشد و ناظر خوردن او از هداياي خوردني و دست كردن دو انگشتر مي شود. علاوه بر اين توسط زنان صابي تحقيق مي كند كه  عروس لباس مذهبي خود را درست پوشيده باشد . اگر چنين باشد براي موفقيت عروس و داماد دست به دعا مي برد . اما چنانچه روحاني مزبور ـ ترميده ـ آگاه شود كه عروس با اين وصلت راضي نيست به نزد "كنزبرا" يا روحاني بزرگ  رفته و ضمن اطلاع به او عقد ازدواج را به هم مي زند . اين امر نشانه آزادي دختران در انتخاب همسر در آئين مندائي است . البته با توجه به توافقهاي قبلي فيمابين چنين امري كه منجر به عدم رضايت عروس گردد كمتر اتفاق مي افتد . اما اگر ترميده پي ببرد كه عروس با چنين وصلتي توافق دارد ، هدايا را به او داده و دستهايش را آب مي كشد و از هداياي خوردني به او مي خوراند . پس از آن بوئه (آيه) مخصوص موفقيت زوج را مي خواند . بعد از آن عقد ازدواج توسط روحاني بزرگ (كنزبرا) خوانده مي شود . در اين هنگام داماد نيز كه در گوشه اي از "مندي" به انتظار ايستاده به جلو مي آيد و در سمت چپ كنزبرا قرار مي گيرد و شاهد كه به او "اشكند "مي گويند و نماينده دختر محسوب مي شود نيز در سمت راست وي مي ايستد و آن گاه كنزبرا شروع به خواندن آيه هاي كتاب مقدس ـ قلستا ـ مي كند تا اينكه به آيه اي برسد كه در آن بايد صداي خوشحالي ابراز گردد . در اين موقع "اشكند" با شكستن كوزه اي كه در دست دارد ، سبب آغاز هلهله مي شود . پس از آن است كه كنزبرا به اتفاق داماد به حجره مخصوص عروس وارد مي شود و در وسط دو ترميده كه قبلاً در آن جا مستقر شده اند مي نشيند و مراسم باقيمانده را اجرا مي كنند. براساس اطلاعات موجود  طلاق در آيين مندائي تنها هنگامي جايز است كه زن به شوهر خيانت كند و چون اين امر از گناهان كبيره شمرده مي شود ، لازم مي آيد تا شوهر با تنظيم شهادت نامه اي اقدام به طلاق كند . زن در اين صورت حق ادعاي هيچ گونه نفقه اي از شوهر را ندارد .


کلمات کلیدی: