انجمن ايرانشناسي فرانسه در ايران،
ساعت ٢:٤٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٩ آذر ،۱۳۸٥  

در سالهاي اخير مقالات متعددي پيرامون تاريخچه و محتواي تحقيقات انجام شده در زمينه فرهنگ ايراني منتشرشده است . مجله "مطالعات ايراني" (چاپ نيويورك) به مديريت خانم نيكي كدي يك شماره كامل را به اين موضوع اختصاص داد و موسسه نشر دانشگاهي نيز به ابتكار آقاي نصرالله پورجوادي اين تحقيقات را كه به ايرانشناسي در اكثر كشورهاي غير انگليسي زبان اختصاص داشت، در مجله نشر دانش منتشر نمود. يك شماره مخصوص مجله لقمان نيز به زبان فرانسه و تحقيقات فرانسوي در زمينه ايران اختصاص داشت.

انجمن ايرانشناسي فرانسه در ايران، چهار مقاله جديد در زمينه ايرانشناسي در فرانسه را در كتاب حاضر گرد آورده و از مديران موسسه نشر دانشگاهي و مطالعات ايراني نيويورك براي اجازه انتشار اين تحقيقات، صميمانه سپاسگزاري مي نمايد.اين مقالات در سالهاي 1986 و 1987 به نگارش درآمده اند، يعني در دوره اي كه طي آن سفر به ايران و تحقيق در آنجا براي محققين عملا مقدور نبود. از آن زمان به بعد، تحولات بسياري رخ داده و كنفرانسهاي متعددي در فرانسه در زمينه ماليات در دوره ساسانيان تاريخ صفويه ، تهران پايتخت دويست ساله ، جامعه ايرانيان در استانبول در 1900 و اقتصاد ايران پس از انقلاب اسلامي ترتيب يافته است. آثار متعددي نيز توسط محققين ايراني و فرانسوي اكثرا با مساعدت همكاران ايراني پيرامون تمدن ايراني به زبانهاي فرانسه و فارسي به چاپ رسيده است. از آن زمان به بعد محققين جوان راه خود را به سوي ايران باز يافته اند. كه البته اين دوره جديد در اين مطالعات مد نظر قرار نگرفته است.

تحقيقات دانشگاهيان فرانسه در زمينه تمدن ايراني از سابقه اي بس طولاني برخوردار است. و در سالهاي اخير دوره جديدي در اين خصوص آغاز شده است . در اين دوره نگاهي به گذشته ، بدون شك خالي از فايده نخواهد بود.

ايرانشناسي در فرانسه

دولت ، سنتهاي دانشگاهي و آگاهي از ايران زمين در فرانسه

از فرهنگ و زبان و قوميت و ويژگيهاي جغرافيايي سرزمين كوهستاني و زمستان هاي سرد مشترك در ميان تمدنهاي اقوام ايراني ساكن ايران و افغانستان و كردستان و عراق و تركيه و بخشهاي جنوبي شوروي سابق بويژه تاجيكستان آگاهي نظرگيري وجود ندارد.

ايران زمين با اين خصوصيات با جهان عرب و ترك و هندي فرق دارد. فرانسويان از خاورميانه به معناي سرزميني كه از كازابلانكا يا دارالبيضا در ساحل غربي مراكش در اقيانوس اطلس تا كابل در افغانستان ممتد است تصوري ندارند. روزنامه ها علي الرسم از سرزمينهاي مسلمان نشين واقع در جنوب و شرق درياي مديترانه با تام جهان عرب ياد مي كنند گويي كه اقوام ترك زبان و فارس زبان ساكن در اين سرزمينها اقليت هايي حاشيه نشين اند.

 

فرانسه از ديرباز به مناسبت ميراث استعماري و نظامي براي مغرب و خاور نزديك (علي الخصوص سوريه و لبنان) و بر اثر فتوحات ناپلئون و اكتشافات شامپو ليون براي مصر اهميت خاصي قايل بوده استم. امت به عكس در ايران و افعانستان هيچگاه نقش سياسي عمده و پايداري نداشته است. در نتيجه مطالعات ايرانشناسي در فرانسه هيچ گاه تا دير زماني در زمره مطالعات عربي قرار مي گرفته كه در مقام مقايسه دولتهاي فرانسه نظر مساعدي نسبت به آن داشته اند.

اما همين امر كه مقامات سياسي فرانسه نظر خوشي نسبت به ايرانشناسي نداشته اند. بسط روابط فرهنگي بين فرانسه و ايران را در قرن  گذشته آسانتر ساخت .در حالي كه انگليسيها انحصار استخراج نفت و بلژيكيها امتياز اداره امور گمركان ايران را كسب مي كردند فرانسه انحصار حفاريها و اكتشافات باستان شناختي را در اين كشور به دست آورد. از همين جا مي توان دريافت كه چرا تحقيقات ايرانشناسي در فرانسه اساسا حول محور هويت اصيل اقوام ايراني ـ آريايي يا هند و ايراني و ريشه هاي فرهنگ اين اقوام تمركز يافته اسم. در عوض همين معين نشان مي دهد كه چرا مطالعات تاريخي و اجتماعي درباره ايران روزگار نو به كندي گسترش مي يابد. اولويتي كه بدين سان به زبانها و ادبيات و تاريخ و هنرهاي ايران قبل از اسلام داده شده بود باعث شد كه جنبه هاي جديدتر فرهنگ ايراني جايگاهي فرعي بيابند ،درحالي كه اين جنبه هاي براي محققان كشورهايي كه داراي روابط اقتصادي و بازرگاني و سياسي مداوم با ايران بودند اولويت داشت.

در فرانسه براي متمايز ساختن تمدن ايراني از تمدنهاي سامي و تركي ، غالبا بر آريايي بودن اقوام ايراني تاكيد شده است. تصادفي نبوده است كه مونتسكيو ايراني را مظهر بيگانگان مستقل اختيار كرده است. نه ترك يا هندي را كه برخي از نويسندگان قرون نوزدهم فرانسه مثل گوبينو و ارنست زيان از همين ويژگي در تاييد اعتقاد خود به تفوق آرياييها بر ساميها استفاده كرده اند. همچنانكه كدي نشان داده است رنان توانايي فكري سيد جمال الدين اسد آبادي را بر اين حمل مي كرده كه او آريايي بوده است نه عرب . البته محققان متخصص در زمينه فرهنگ آريايي و تمدنها هند و ايراني در سطح كاملا متفاوتي تحقيق مي كرده اند . اينان در فرانسه در حكم خانواده اي بوده اند گرانقدرند كه از آنكتيل دوپرون كاشف اوستا در قرن هجدهم آغاز مي شود و تا دومزيل كه پيش از وفاتش در سال 1986 از روي اساطير اقوام هندي و اروپايي پرده برداشت ادامه مي يابد.

ركن ديگر مطالعات ايران شناسي در فرانسه به دليلي كه چه بسا اكنون ديگر بر خواننده معلوم شده باشد. باستان شناسي است. وزارت آموزش عالي فرانسه انحصار حفاريهاي باستان شناسانه در ايران را در اختيار داشت. باستان شناسان فرانسوي كه عهده دار ستردن غبار ايام از چهره گذشته و درآوردن آثار شكوه ايران پيش از اسلام از زير خاك بودند، به ارائه تصوير زيبايي از تمدن پر اعتبار ايراني متمايز از تمدن خاورميانه مسلمان و عمدتا عرب كمك كردند. در سال 1921 فرانسه امتياز انحصاري حفاريهاي باستان شناسي در افغانستان را نيز به دست آورد و بعدها تحقيقاتي را كه در ايران آغاز كرده بود در آنجا نيز ادامه داد.


کلمات کلیدی: