نگاهي به كتاب نخستين روياروييهاي انديشه گران ايران
ساعت ٢:۳٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٩ آذر ،۱۳۸٥  
به نام خدا

نگاهي به كتاب نخستين روياروييهاي انديشه گران ايران

نويسنده : دكتر عبدالهادي حائري

استاد : دكتر زهره زرشناس

دانشجو : رضا سليمان نوري

ارديبهشت 1385

كتاب نخستين روياروييهاي انديشه گران ايران سا  دو رويه تمدن بورژوازي غرب همانگونه كه از نام طولاني و ثقيل آن پيداست را بايد تلاشي از سوي نويسنده آن براي بررسي واقعيات روابط اوليه ايران و كشورهاي اروپايي نام برد . البته اين روابط مربوط به سالهاي پس از پايان استيلاي مغول و آغازين روزهاي سلطنت صفوي در ايران و سالهاي آغازين عهد رنسانس در اروپاي مسيحي مي باشد چه پيش از اين غرب را به معناي امروزين كلمه تمدني نبود كه بخواهد كسي به نحوه برخورد و مواجهه ايرانيان در درجه عام و انديشه ورزان ايران در درجه خاص با آن بپردازد .

حائري يا همان نويسنده كتاب براي بيان ديدگاه خود درباره موضوع مورد بحث از همان ابتدا دو پيش فرض را انتخاب كرده و در ادامه به بسط و گسترش آنها پرداخته است . اين دو پيش فرض كه تحت عنوان دو رويه و دو چهره گوناگون بورژوازي غرب مطرح شده عبارتند از : 

1ـ پيشرفتهاي گسترده در زمينه هاي گوناگون علمي، فني و فكري براي بالا بردن كيفي و كمي امور مادي زندگي .

2ـ استعمار كشورها و بهره كشي از ملتهاي ديگر و در اين راه دستيازي به زشت ترين و غير انساني ترين جنايتها .

نكته مهم اين است كه وي سعي كرده تا به خواننده خود اطمينان دهد كه وي از موضعي بي طرفانه قصد بررسي اين موضوع را دارد ولي استفاده از كلماتي كه خود در ذهن خواننده مسلمان داراي مفاهيم مثبت و منفي ويژه اي هستند در همان الفاظ به كار برده شده براي معرفي دو رويه مختلف تمدن غربي اين تلاش وي را در همان ابتداي راه با شكست مواجه كرده است البته شكستي كه شايد خود خواسته و نه از سوي غفلت بوده باشد، زيرا نويسنده در جاي جاي مطالب سه بخش نخستين كتاب بر استفاده از لغاتي كه داراي بار معنايي ويژه اي هستند بسيار تأكيد داشته و سعي مي كند تا حد امكان از لغاتي براي بيان موضوع مورد نظر خود استفاده كنند كه معناي خاص و حتي مخالف با معناي ظاهري مطلب مورد مطالعه را به خواننده القاء كند اما در واقع او با به كار بردن كلماتي كه به شدت داراي بار معنايي منفي در نزد خواننده مسلمان كتاب است آن بخش به ظاهر سفيد را هم در واقع سياه نشان داده و به عبارت بهتر در حاليكه خواننده اين اثر در نگاه اول تمدن غرب را از ديدگاه نويسنده آن يك مجموعه هماهنگ و داراي هارموني مي بيند با كمي كنكاش متوجه مي شود كه اين برداشت وي غلط بوده و اين مجموعه به ظاهر هماهنگ در واقع چيزي جز سياهي و پليدي افسار گسيخته كه براي بهره برداري جمع كوچكي از انسانها از اكثريت هم نژادان خود طراحي شده نمي باشد .

نويسنده كتاب در بررسي مبحث پيشرفتهاي گسترده در زمينه هاي گوناگون علمي، فني و فكري بدون در نظر گرفتن تمامي دلايل اصلي وجود اين پيشرفتها بر اين امر كه اين مسائل تنها براي ارتقاء كيفي و كمي امور مادي زندگي بوده تأكيد دارد . اين در حالي است كه به طور مثال عنصر دين و رنسانس ديني كه يكي از پايه هاي اصلي ايجاد فضاي جديد در اروپاي قرون 17 به بعد است آنگونه كه بايد و شايد اشاره نكرده و انديشه هاي متفكران تجديد نظر طلب مسيحي كه پلكاني براي انديشمندان تجديد نظر طلب مادي اروپا بودند مورد بررسي و بازبيني قرار نگرفته است . همچنين نويسنده بر الگو برداري و استفاده مسيحيان از انديشه هاي نوگرايانه اسلامي پس از آشنايي با آنها در جريان جنگهاي صليبي هم آنگونه كه شايسته بود و در حدي كه لازم مي نمود اشاره اي نكرده است و تنها به برداشتهايي كه مسيحيان از دستاوردهاي مسلمانان عزناطه آن هم پس از سقوط اين شهر داشته اند، اشاره اي مختصر شده است. همچنين برخلاف برداشت نويسنده كتاب بوده اند انديشمندان و علمايي كه نه براي بهبود كيفي و كمي امور مادي زندگي بلكه براي بهبود وضعيت معنوي زندگي بشر غربي در آن سالها به فعاليت هاي گوناگون در زمينه هاي علمي و فكري مبادرت كرده اند اما چون اين اقدامات به نوعي نتيجه گيري كتاب را با مشكل مواجه مي ساخته است، نويسنده سعي در پاك كردن صورت مسئله كرده و بر همين اساس بدون هيچ اشاره اي به اين طيف از علماء و انديشمندان غربي از كنار آنان گذشته است .

ديگر نكتهيا را كه بايد در بررسي اين كتاب مورد توجه قرار داد اين امر است كه نويسنده همانگونه كه با انديشه هايي كه به مقولاتي غير از فرضيه هاي وي پرداخته با نگاهي سلبي برخورد كرده و آنها را ناديده مي انگارد، به هنگام نقل خود از انديشمنداني هم كه به نوعي سخنانشان فرضيه هاي وي را تأييد مي كنند همين برخورد را به نوعي ديگر به مرحله اجرا گذاشته و تنها به نقل قول سخناني از آنها اقدام مي كنند كه مقوم نظريه هاي او بوده باشد و اگر همان خرد در نوشته و كتابي ديگر به گونه اي برخورد كرده كه با نظر مورد استنداد نويسنده كتاب مورد بررسي متناقض بود وي اين نظر را به كلي ناديده انگاشته و بدون كوچكترين اشاره و تأملي از كنار آن مي گذرد .

سرانجام اينكه مشكل بزرگ ديگر اين كتاب كه مي توان آن را بزرگترين نقص آن نيز قلمداد كرد كه نويسنده كتاب تنها آن را براي قشري خاص از جامعه و نه همگان تنظيم كرده است . به عبارت واضح تر دكتر حائري در اين كتاب با پيش فرض اينكه خواننده همان مفهومي از لغات مادري كه وي به عنوان نكات كليدي و اصلي مباحث خود از آنها استفاده كرده استنباط مي كند كه وي مدنظر دارد به تدوين آن اقدام كرده و بر همين اساس هيچ شرح و توضيحي براي اينگونه لغات كه نقشي پايه اي و اساسي براي درك و فهم منظور نويسنده از نوشتن اين كتاب دارد را در آن ثبت نكرده است و بدين گونه مخاطب كتاب از عام به خاص تغيير پيدا كرده و تنها كساني كه با ادبيات نويسنده كتاب آشنا بوده و يا پيش از خواندن كتاب مورد بحث با اين نوع مباحث آشنا بوده اند به راحتي مي توانند منظور نويسند را درك كنند و ساير خوانندگان نمي توانند آنگونه كه لازم است با اين كتاب كه در صورت نبود اين نقص مي توانست منبعي درخور و شايسته درباره بخشي از دلايل عقب ماندگي شرقي نسبت به غرب و پيشرفت سريع آنها در دو قرن 18و19 بود، ارتباط برقرار كنند .

در پايان نكته اي غير معنايي و بيشتر نوشتاري را هم بايد در بررسي اين كتاب مورد اشاره قرار دهم و اين نكته امري جز سبك و ادبيات خاص مورد استفاده در اين كتاب نيست . ادبيات مورد استفاده در كتاب نخستين روياروييهاي انديشه گران ايران نه ادبياتي كاملا علمي و نه كاملا ديني نيست و بيشتر بين فارسي مورد استفاده در حوزه هاي علميه و فارسي مورد استفاده در متون علمي سرگردان است و بر همين اساس نمي توان به راحتي و آنگونه كه لازم است با آن ارتباط برقرار كرد و به عبارت ديگر براي درك يك مطلب بايد چندين بار جمله حاوي آن را مورد باز خواني قرار داد. البته هر چند نحوه و سبك نويسندگي دكتر حائري عامل اين نقص كتاب است اما اگر كتاب از ويراستاري حرفه اي و كاملا آشنا با اين نوع نثر برخوردار بود اين مشكل تا حدي رفع شده و كتاب قابل فهم تر مي شد .


کلمات کلیدی: