نگاهي به شرق شناسي اثر ادوارد سعيد
ساعت ٢:٠٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٩ آذر ،۱۳۸٥  
نگاهي به شرق شناسي اثر ادوارد سعيد

دانشجو : رضا سليمان نوري                                     استاد : دكتر زرشناس

كتاب شرق شناسي را بايد با اين پيش فرض مطالعه كرد كه نويسنده آن يك عرب مسيحي است . اين مسئله داراي اهميت بسيار است . زيرا اعراب مسيحي لبناني و فلسطيني كه او هم از اين گروه است طي ساليان گذشته و خاصه در دوران تسلط عثماني بر اين مناطق داراي شرايط ويژه اي بوده اند . شرايطي كه براساس آن اين افراد از يك لحاظ بدليل اختلا فات  ديني  خود را  با همسايگان بيگانه دانسته كه اين امر را اقدامات عوامل  حكومت اسلامي عثماني تشديد مي كرد  و از سوي ديگر بدليل هماهنگي  زباني  و نژادي  با همسايگان خود  اظهار وابستگي داشته وخود را بخشي از آنان مي دانند. اين دوگانگي طي ساليان گذشته به يكي از اصول پايه اي تفكر اين افراد تبديل شده است . آنچنان كه در آثار تمامي انديشمندان مسيحي عرب  نيز به سادگي قابل بازخواني است ، ادوارد سعيد هم از اين امر مستثني نيست و در جاي جاي كتاب وي اين دوگانگي  تفكر موجود است . او در بعضي از مراحل به گونه اي سخن مي گويد كه در آن ضد غربي بودن و تلاش براي داشتن يك هويت كامل مستقل شرقي موج ميزند .او در بعضي بخش هاي كتاب شرق شناسي خود كه مورد بحث ما مي باشد تا حدي پيش مي رود كه تنها برداشتي كه خواننده امكان دارد از اين مطالب بكند، اين است كه كليه شرق شناسان جاسوسان كشورهاي غربي بوده  و  در پوشش تحقيق و شناسايي گذشته ساكنان شرق براي به بند كشيدن كامل آن فعاليت كرده و مي كنند. اين در حالي است كه در برخي ديگر از بخش هاي اين كتاب ادوارد سعيد به گونه اي اظهار نظر كرده است كه براساس آن خواننده نتيجه مي گيرد شرق شناسان مردمي خادم و عاشق شرق بوده اند و هدفي جز بازشناسائي تاريخ ملت شرق به منظور آشنا كردن آنان با گذشته پرافتخار خود و در نتيجه بازگرداندن ايشان به آن خط مشي نداشته اند . اين دوگانگي تفكر در تمامي قسمتهاي كتاب ادوارد سعيد به شدت مشاهده مي شود و البته خود وي هم به آن اذعان دارد و حتي تلاش مي كند كه با مطرح كردن راه حل سومي آن را رفع كند . اما اين راه حل مطرح شده اوضاع را پيچيده تر كرده و بر مشكلات خواننده اين اثر مي افزايد زيرا  كه نه تنها ناقض دو تفكر قبلي نيست بلكه داراي پشتوانه و چارچوب كاملي هم نيست كه بتوان حتي آن را به عنوان نظريه سوم مورد قبول قرار داد . اين دوگانگي تفكر ادوارد سعيد كه ريشه اش در بالا ذكر شد حتي درباره معناي خود لغت شرق كه زير ساخت اوليه اين كتاب هست نيز مشاهده مي شود . اما صرف نظر از اين اشكال عمده كه ناشي از تربيت و تفكر خاص ادوارد سعيد به عنوان يك عرب مسيحي است بايد گفت اقدام او براي ايجاد چارچوب خاص براي شرق شناسي كاري قابل توجه و تحسين است ، وي با اين كار خود قدمي خوب براي خارج كردن مباحث شرق شناسي از سلطه كامل غربيان برداشت . اقدامي كه نتيجه داد و باعث شد تا نسل سوم شرق شناسان يا همان شرق شناسان بومي در رأس شاخه هاي مختلف اين علم قرار گيرند .لازم مي دانم در پايان اين نگاه كوتاه به شرق شناسي ادوارد سعيد اين مطلب را هم عنوان دارم كه اين برداشت و يا ساير برداشت هاي مطرح شده از كتاب فوق الذكر بر پايه ترجمه اي است كه عبدالرحيم گواهي از اين كتاب كرده است.  با توجه به اين امر كه اين ترجمه بسيار سخت و مغلق است ، مي توان اين فرضيه را هم مطرح كرد كه اگر ترجمه اي روان تر در دست بود شايد اين برداشت ها صورت نمي گرفت و براي بهتر فهميدن اين كتاب بايد به متن اصل آن رجوع و سپس آن را تحليل كرد .


کلمات کلیدی: