پسيان ۱
ساعت ٢:۳٦ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٩ مهر ،۱۳۸٥  

از تولد تا جواني

محمدتقي پسيان به سال 1309 هجري قمري برابر با 1270 خورشيدي در منزل ياور محمد باقرخان عنايت السلطان برادر كوچكتر محمدعلي خان ميرپنج مرشد سلسله دراويش ذهبيه تبريز و ژنرال حمزه خان رئيس گارد تشريفات مظفر الدين شاه قاجار به دنيا آمد.

مادر وي عزت الحاجيه نام داشت كه برخلاف پدر او كه در سالهاي نخستين زندگي محمدتقي بدرود حيات گفت تا سالها پس از شهادت وي نيز در تبريز به همراه خواهران وي روزگار گذراند. محمدتقي دومين پسر اين خانواده نظامي و آزادي خواه بود كه به مانند برادر بزرگترش غلامرضا خان لباس نظام را براي آينده زندگي خود برگزيد. غلامرضاخان برادر بزرگتر كلنل سالها بعد به همراه عموزاده اش ياور علي قلي خان در جريان جنگ جهاني اول و پس از شكست قيام افسران ژاندارمري شيراز از انگليسي ها و مزدورانش در پليس جنوب براي حفظ شان و جايگاه سربازان ايراني به هنگام محاصره اقدام به خودكشي كرد تا سالم به دست دشمنان خود گرفتار نشود و درست همين امر است كه شايعه خودكشي محمدتقي پسيان را نيز به هنگام محاصره در جعفرآباد قوچان را محتمل مي سازد.

 از ماجراي فارس و زندگي برادر بزرگتر كلنل كه بگذريم بايد گفت كه او برادر ديگري به نام حسينعلي و سه خواهر نيز داشته است كه متأسفانه اطلاعات كاملي به غير از برخي نوشته هاي برجسته و گريخته نجفقلي پسيان پسر ژنرال حمزه خان پسيان درباره آنها و ساير اعضاي خاندان بزرگ پسيان در دست نيست.

محمدتقي همانطور كه خود در زندگينامه خود نوشتش به آن اشاره كرده است حدفاصل سالهاي 1317 تا 1323 قمري كه برابر با 1277 تا 1283 خورشيدي بود در شهر تبريز و در كنار خانواده خود تحت آموزش هاي نخستين علمي قرار گرفت. او در اين دوران ابتدا در منزل، سپس در يكي از مكتب خانه هاي قديمي شهر تبريز و سرانجام چند ماهي نيز در مدرسه لقمانيه كه توسط لقمان الملك تبريزي تأسيس شده بود به فراگرفتن علوم متداول آن دوران پرداخت. او در اين مدرسه علاوه بر آموختن دروس رايج با زبان فرانسه كه در آن روزگار در اغلب مدارس ايران به عنوان زبان علمي اروپا تدريس مي شد، نيز آشنا شد البته اين آشنائي با زبان فرانسه صرف نظر از آشنايي او با زبان عربي كه به همراه فارسي در اين مدرسه به عنوان زبان اصلي تدريس مي شد، محسوب مي شود. اين آشنايي به صورتي بود كه وي در پايان اين دوران به دو زبان فرانسه و عربي به طور كامل تسلط داشت.

محمدتقي سپس در سن پانزده سالگي و در آستانه پيروزي انقلاب مشروطه يعني در ششم جمادي الاول 1324 قمري براي تكميل تحصيلات علمي خود راهي تهران شد و در منزل عموي بزرگ خود ژنرال حمزه خان پسيان كه از آجودان هاي اصلي مظفر الدين شاه محسوب مي شد، ساكن شد. اين خروج محمد تقي از تبريز هيچ گاه بازگشتي به دنبال نداشت و او تا پايان عمر ديگر نتوانست با زادگاه خود و در نتيجه بستگان و دوستان ساكن در آن تجديد ديدار كند. محمد تقي خان، سه روز پس از ورود به تهران به صورت رسمي در مدرسه نظامي آن زمان كه زير نظر وزات جنگ وقت اداره مي شد، پذيرفته گرديد تا مرحله اي جديد از زندگي وي كه در پايان آن ، وي از جواني خام و تازه به مركز رهسپار شده به افسري كارآزموده و ميهن پرست تبديل شده بود ، آغاز شود.

 

نظامي گري تا مهاجرت

 

روز هاي نخست حضور محمد تقي در تهران براي كسب علم ودانش با اوج گيري مبارزات مشروطه طلبانه مردم اين شهر همزمان  بود و اين درست همان تلنگري  بود كه روح عصيانگر و آزادي خواه او را جان تازه اي بخشيد و از محمد تقي جوان و محصل تازه پا به پايتخت گذاشته مردي عاشق استقلال و آزادي وطن ساخت كه حاضر بود به راحتي جان در راه اقتدار وطن دهد و او را يك فدايي و مشروطه خواه واقعي كند. استخدام در نيروي تازه تاسيس ژاندارمري كه در اذهان مردم قطب مخالف نيروي سر سپرده قزاق محسوب مي شد در حالي كه تنها 5 سال از دوره شش ساله مدرسه نظام را پشت سر گذاشته بود به سال 1289 خورشيدي بايد در همين چارچوب تحليل كرد. او بيست ساله بود كه با درجه نايب دومي آن زمان كه معادل فعلي آن در قواي نظامي كشور درجه ستواني است در ژاندارمري ماليه تاسيس شده توسط مورگان شوستر آمريكايي فعاليت خود را آغاز كرد.

مقابله با اشرار قزوين به سركردگي حبيب الله خان كرد نخستين ماموريت رسمي نايب دوم محمد تقي خان پسيان بود كه پس از شش ماه با موفقيت نسبي  وي به پايان رسيد. او پس از پايان اين ماموريت كه طي آن سمت رياست گروهان و معاونت گردان را بر عهده داشت به تهران باز گشته و تحصيل در مدرسه صاحب منصبان نظام را ادامه داد .البته در طول اين مدت هر گاه لازم مي شد به عنوان مترجم ويژه ژنرال يالمارسن سوئدي كه پس از اخراج شوستر بر اثر فشارهاي روسيه به سمت فرماندهي  كل ژاندارمري ايران منصوب شده بود ،به خدمت مي پرداخت .يالمارسن بر اثر همين نوع خدمات محمد تقي خان به توانايي هاي بالاي وي پي برد و با سپردن ماموريت هاي پرمخاطره اي چون رفع ناامني هاي راه هاي همدان و سركوب اشرار لرستان تلاش كرد تا استعداد ذاتي نظامي گري او را هرچه بيشتر شكوفا ساخته و از او افسري سرد و گرم چشيده بسازد.

 محمد تقي خان در جريان ماموريت همدان چنان لياقتي از خود نشان داد كه ناامني موجود در منطقه كه خود باعث عدم عبور كاروان هاي بازرگاني از آن شده بود به طور كامل رفع شد و بر همين اساس نيز وزارت جنگ او را مفتخر به دريافت يك قطعه مدال طلاي نظامي دانست و اين مدال به او طي مراسمي در پايتخت اهدا شد. نايب دوم  پسيان سپس براي دفع فتنه اشرار لرستان به اين ديار اعزام شد كه در جريان اين ماموريت مجروح گرديد و صد البته بدليل ابراز فداكاري هاي بسيار در جريان مقابله با اشرار به دريافت يك درجه تشويقي مفتخر گرديده و به درجه ياوري كه برابر با سرگردي كنوني است ارتقاي درجه پيدا كرد.

 ماموريت بعدي كه به پسيان سپرده شد فرماندهي ژاندارمري همدان بود كه در جريان پذيرش آن وي به مقابله با قواي روس و قزاق هاي وابسته به آنها كه در جريان جنگ جهاني اول اين شهر را اشغال كرده بودند ،مبادرت كرد .اين ماموريت را البته سران كميته دفاع ملي كه پس از نقض بي طرفي ايران در جريان جنگ اول جهاني و ورود نيروهاي نظامي كشورهاي روسيه ،انگليس و عثماني به ايران در دوران نخست وزيري مستوفي الممالك تشكيل شده و هدفش حفظ استقلال ايران و پاكسازي كشور از نيروهاي بيگانه و بيگانه پرست بود به او واگذار كرد. محمدتقي خان كه سران كميته دفاع ملي حساب ويژه اي بر روي او باز كرده بودند در جريان اين ماموريت هم به مانند ساير ماموريت هاي محوله به وي تا آن زمان با اقتدار در مقابل دشمن حاضر شد و توانست در محرم سال 1334 قمري پس از آنكه اغلب نيروهاي قزاق ايراني را از طريق مذاكره از همراهي با روس ها منصرف كند در جنگي سريع با باقي مانده اين نيرو ها و همچنين قواي روسي در تپه مصلاي همدان ايشان را شكست داده و شهر را از قواي بيگانه باز پس گيرد . اين جنگ كه به ظاهر فرقي با ساير نبردهاي تحت فرماندهي محمد تقي پسيان ندارد همان نقطه كوري است كه در جريان بررسي زندگي وي توسط تاريخ نگاران به سهو و يا عمد مورد توجه قرار نگرفته است و باعث شده آنان در پايان بررسي زندگي او به نتايجي غلط برسند. اما نكته اي كه مورد غفلت واقع شده حضور رضاخان  مير      پنج آن زمان و سردار سپه ماه هاي حكومت كلنل بر خراسان در جمع قزاق هاي مغلوب در اين جنگ است .

پسيان در پايان اين جنگ در جمع اسراي ايراني پس از خواندن ابياتي از شاهنامه در مزاياي ايران دوستي و نكوهش بيگانه پرستي به تقبيح سر سپردگي ايرانيان بازداشت شده به اجانب پرداخت و اين درست همان امري  است كه با توجه به خلق و خوي خاص رضاخان مير پنج كه در جمع اسرا ي همدان داراي بالاترين درجه بود و حتي سمت ارشديت نظامي بر محمدتقي خان را هم داشت ايجاد كينه اي شديد نسبت به او كرد. اين كينه بود كه نه تنها  بعدها در مجادله قوام و پسيان نقش اساسي  بازي كرد و باعث شهادت يكي از سربازان شجاع ايران زمين شد بلكه در سال هاي بعد عاملي شد تا جنازه پسيان بارها نبش قبر شده و مكان دفن  او تغيير يابد تا شايد نام او بدين گونه از صفحات  تاريخ محوشود.

 پيروزي پسيان در اين نبرد به شدت مورد توجه آلمان ومتحد او عثماني قرار گرفت تا آنجا كه نيروهاي عثماني حاضر در منطقه آمادگي خود را براي همكاري با وي براي اخراج روس ها از سرحدات غربي ايران اعلام كردند .او اين همكاري را پس از مشورت با سران كميته ملي دفاع از ايران كه پس از استقرار در كرمانشاه به تشكيل كابينه  مهاجرين به نخست وزيري حسينقلي خان نظام السلطنه مافي والي بروجرد و وزارت عدليه سيد حسن مدرس اقدام كرده بودند ،قبول كرده و به مبارزه مشترك با عثماني ها عليه قواي اشغالگر روس پرداخت .البته وي طي اين دوران آزادي خواهي و ايران دوستي خود را به هيچ عنوان فراموش نكرد چنانكه وقتي متوجه شد نيروهاي عثماني در يكي از سرود هاي خود در مراسم صبح گاه مدعي فتح ايران توسط سربازان ترك شده اند به فرمانده آتنان پيغام داد كه اگر اجراي سرود متوقف نشود با نيروهاي خود به جنگ با عثماني اقدام مي كند زيرا او تنها براي حفظ استقلال كشور خود و نجات آن از اشغال هر نوع قواي بيگانه مبارزه مي كند اين نوع رفتار پسيان از يك سو و جنگ هاي دليرانه او از ديگر سو كلنل يپ آلماني اداره كننده قواي مدافعين ملي ايران عليه متفقين را بر آن داشت تا ضمن گزارش اقدامات شجاعانه او به آلمان كه در بخش بعد به آن اشاره خواهد شد، پسيان را به سمت اداره امور كرمانشاه مقر كابينه مهاجرت منصوب كند . البته اين حكم تا زماني كه از سوي اعضاي كابينه موقت هم مورد تاييد قرارگرفت توسط كلنل پذيرفته نشد.

 عمر كابينه مهاجرين بسيار كوتاه بود و آنان بدليل پيش روي سريع  متفقين از يك سو و نبود نيرو و اسلحه كافي براي مقابله با قواي متجاوز از سوي ديگر مجبور به ترك اين شهر و استقرار در عثماني شدند كه همين امر خود باعث جدايي تعدادي از نيروهاي صادق كميته دفاع ملي ايران از اين جمع شد. پسيان هم از افرادي بود كه در اين زمان از دولت مهاجرين جدا شد .او آلمان را به عنوان مقصد بعدي خود برگزيد تا ضمن معالجه بيماري ورم كبد كه در اين دوران با آن مواجه شده بود به آموزش علوم و فنون جديد نيز مبادرت كند.


کلمات کلیدی: