آشنای غریب 8 دی
ساعت ۳:٢۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٧ دی ،۱۳۸۸  

آشنای غریب 8 دی

درویشی عاشق ماهور

رضا سلیمان نوری

سال ۱۲۷۶ خورشیدی محله سنگلج تهران جایی که اکنون پارک شهر قراردارد پسرس به دنبا آمد که  نامش را سعید نهادند. پدرش میرزاحسین خان ثقه السلطنه از صاحب منصبان دوران قاجار و مادرش شاهزاده ملوک خانم بود که بدلیل انتصابش به خاندان قاجار زیر نظر معلمین خصوصی پیانو، زبان فرانسه و انگلیسی را آموزش دیده بود و با این هنرها آشنا بود. فرزندان هم کم و بیش در کنار مادر هنرمند و هنردوست علاقه ای به این هنرها پیدا کرده بودند.

یکی از پسران بزرگ خانواده به نام ابوالفتح به  آموختن تار در محضر میرزا حسینقلی، استاد و نوازنده چیره دست تار و یکی از پیشگامان موسیقی ایرانی پرداخت وهمین امر  سعید را با زیبایی نواختن تار آشنا کرد. شنیدن صدای تار برادر، آنچنان تاثیری در دل برادر کوچکتر گذاشت که در خواست خرید تار و مشق در خدمت برادر را کرد.

پس از مدتی به خدمت استاد درویش خان رسید و با عشق و کار شبانه روزی موفق به آموختن ذخایر هنری استاد خویش، شد. او آنچنان در آموختن از درویش حان ساعی بود که   تبرزین طلا را که نشانه رضایت استاد بود به خود اختصاص داد.

سپس در سال ۱۳۰۷ در خیابان شاپور، کلاس مشق موسیقی دایر کرد و شاگردان زیادی پذیرفت اما  پس از مدتی این کلاس به علت کار در بانک سپه و انتقال به مشهد، تعطیل شد. اما سعید که اکنون نام خانوادگی هرمزی را برای خود برگزیده بود وبه استاد هرمزی مشهوراز پای ننشست و در مشهد به تعلیم شاگردانی پرداخت.

پس از بازگشت از مشهد، در خلوت خود ساز میزد و مدتی هم نزد استاد حاج علی اکبرخان شهنازی فرزند خلف میرزاحسینقلی، رنگها و ضربیهای وی را فراگرفت و همچنین پیش درآمدها و تصنیف های موسی خان نی داوود و رکن الدین خان مختاری را که از نوازندگان و موسیقیدانان بزرگ بودند یاد گرفت و به زیبایی با شیوه خود می نواخت. پس از مدتی  کسالت و عمل جراحی،باعث شد تا از نواختن تار بازماند و به نوازندگی سه تار روی آورد و به قول خودش "ناخن زدن را از برادر" که او نیز موسیقی را بصورت آکادمیک و در محضر قدما آموزش دیده بود، فرا گیرد.

در سال ۱۳۵۰ بنا به درخواست رادیو تلویزیون ملی ایران در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی به تعلیم نوازندگانی که خود از فارغ التحصیلان رشته موسیقی دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران بودند و اکنون از اساتید موسیقی هستند،چون  لطفی، طلایی، علیزاده، جنگوک و خانم توفیق مشغول شد. او به درخواست همین موسسه تمام دستگاههای ایرانی را توسط مرحوم کمالیان، که خود سه تار می ساخت و مدتی هم شاگرد استاد بود، ضبط کرد. متاسفانه هیچ یک از شاگردان نتوانستند سبک استاد را یاد گرفته و بنوازند، اگرچه تا حدودی نواختن سه تار مرحوم کمالیان شباهتی به استاد داشت.

هرمزی صاحب شیوه ای ممتاز و خوشاهنگ در سه تار نوازی است. تسلط به تکنیک نوازندگی، ردیف دانی و احساس فراوان، صفات ویژه نوازندگی اوبود. درویشی بی ریا، افتاده و به دور از من و ما، تصویری بود که پس از دیدن وی در ذهن بیننده نقش می بست.

قدرت وی در ارایه مطالب موسیقی با زیبایی و نهایت ذوق و در عین حال آمیخته با جمله های ردیف و شور، سرخوشی، طراوت و سرزندگی در سه تارش به گوش می رسد. در اجرای تزیینات دست چپ، ویبره  و کنده کاری نهایت ذوق را داشت. ماهور دستگاه مورد علاقه و به نوعی عشق او بود که آن را به زیبایی اجرا می کرد.استاد هرمزی سرانجام پس از یک عمر تلاش و کوشش در راه اعتلای موسیقی اصیل ایرانی، پس از طی یک دوره مریضی طولانی در 8 دی   ماه ۱۳۵۵ در منزل کوچک شخصی خود در خیابان شاپور سابق دارفانی را وداع گفت و در بهشت زهرا به خاک سپرده شد.

 

 


کلمات کلیدی: