اصلی ۵
ساعت ۱٢:٤٥ ‎ب.ظ روز شنبه ٦ آبان ،۱۳۸٥  

كودتاي سوم اسفند 1299  

پس  از وقوع  انقلاب سوسياليستي سال  1917 م در روسيه انگليسي ها خود را تنها دولت صاحب نفوذ در ايران مي ديد .آنان بر همين اساس و  براي حفظ و گسترش سلطه خود بر ايران و مقابله با بازگشت روس ها به صحنه سياست ايران اقدامات گوناگوني را در دستور كار قراردادند. آنان ابتدا براي مقابله با سياست جديد روسها كه پس از انقلاب با داعيه رفع هرگونه تبعيض و ظلم از ملل محروم جهان وارد عرصه سياست بين الملل شده بودند سعي كردند تا با امضاي قرارداد 1919 ايران را به زير سلطه كامل خود در آورند. اما اين حركت با مقاومت احمد شاه قاجار و نمايندگان مجلس شوراي ملي از يك سو و اقدامات شوروي و مبارزاني چون ميرزا كوچك خان جنگلي و شيخ محمد خياباني از سوي ديگر با شكست روبرو و قرارداد 1919 به كاغذ پاره اي بي ارزش تبديل شد. براين اساس انگليسي ها مجبور به اجراي نقشه ديگري در ايران به منظور حفظ منافع خود شدند. نقشه اي كه در جريان آن خاندان سلطنتي قاجار كه در بسياري مواقع سد راه اقدامات آنان براي گسترش منافع خود در ايران بودند ابتدا كمرنگ شده و سپس به طور كامل از صفحه سياست جهان محو گردد. اين نقشه جديد كودتايي بود كه با همكاري سيد ضيا الدين طباطبائي و رضا خان ميرپنج در سوم اسفند 1299 به پيروزي رسيد.

وابسته نبودن اين دو تن برخلاف بسياري از دولتمردان سابق به طبقات اشراف از يك سو و بازداشت بسياري از سياستمداران و اعيان در مرحله آغازين كنترل  قدرت از ديگر سو مخالفت شديد اين قشر از جامعه را كه داراي نفوذ بالايي در اركان حكومت بودند، موجب شد .اين در حالي بود كه اغلب آزادي خواهان و ميهن پرستان ايراني كه با مسائل پشت پرده كودتا آشنايي نداشتند اين حركت را با توجه به جايگاه طبقاتي افراد گرداننده اش و بازداشت بسياري از افراد وابسته به بيگانه در جريان آن حركتي ملي و مردمي دانسته و از آن حمايت كردند .اين كودتا در خراسان هم با توجه به وابستگي  قوام السلطنه به گروه اول و كلنل پسيان به گروه دوم نماد عيني پيدا كرده و موجب افزايش اختلافات اين دو شد.

قوام با توجه به اقدامات سيد ضيا و به ويژه بازداشت تعدادي از منصوبان به خود ، حاضر به اطاعت كامل از دولت او نبود. اودر تلگرافي به سيد ضيا  و در واكنش به  بيانيه نخست كابينه كودتا، سيد ضيا را با لقب مدير روز نامه رعد و نه نخست وزير خطاب قرارداده و متذكر شد تا دستوري از جانب احمد شاه دريافت نكند حاضر به انتشار اعلاميه كودتا در خراسان نيست. او همچنين در تلگراف خود يادآور شد كه از امضا بيانيه رئيس الوزرا معلوم نمي شود كه دولت ايران داراي چه اصول و رژيمي است. او بدين ترتيب و در حالي كه تصور نمي كرد كه انگليسي ها پشت سر دولت كودتا باشند بدبيني خود را نسبت به كودتاچيان ابراز كرد و بدين گونه كارنامه خود را در نزد كودتاچيان سياه نمود و آنان را مصمم به بركناري خويش كرد. هر چند پس از مدتي از وقوع كودتا و استقرار كامل آن سفارت انگليس پرده اسرار را براي نزديكان خود پس زد و در حالي كه همگان دولت سيد ضيا را ملي و مردمي مي دانستند از همراهي خود با كودتا چيان به  قوام و ساير دوستان انگليس در ايران خبر داد اما  قوام با توجه به قدرت فراوانش در خراسان از يك سو و آگاهي از اخلاق خاص سيد ضيا از سوي ديگر، مصلحت خويش را بر مقاومت در برابر كودتا ديد .او در اين راستا و براي افزايش قدرت خود براي مقابله نظامي البته  در صورت لزوم با نيروهاي اعزامي از مركز تعدادي از اعيان و اشراف مشهد را جمع كرده و با اين بهانه كه بلشويك هاي روسيه قصد دارند در خراسان نيز همچون گيلان جمهوري سوسياليستي ايجاد كنند و ما براي مقابله با اين امر نياز به تهيه  قوا و خريد تفنگ و آذوقه داريم آنان را وادار به پرداخت مبالغ كلاني به اين منظور كرد. او با اين بهانه تلاش كرد تا  قوايي عظيم در برابر دولت و ژاندارمري فراهم كند و كودتايي جديد عليه كودتاي سوم اسفند حداقل در خراسان سامان دهد. فضاي اين جلسات غير رسمي قوام به حدي بر عليه سيد ضيا و دولتش تحريك شده بود كه به نوشته علي آذري در كتاب قيام كلنل محمد تقي خان پسيان در خراسان  در يكي از جلسات ، رضا مهدوي رئيس التجار كه يكي از ثروتمندترين ايرانيان عصر خويش به شمار مي رفت در عكس العملي عليه دولت كودتا گفته بود: خراسان از بلژيك بزرگتر است وما اعلام استقلال خواهيم كرد ، البته قوام نيز در مقابل اين سخن سكوت كرد تا حاضران  سكوتش را  علامت رضا تلقي كنند. گزارش كنسول انگليس در مشهد نيز كه نوشته قوام السلطنه بعد از وقوع كودتا در تهران به فكر سرپيچي از دستورهاي حكومت مركزي و اعلام نوعي استقلال در خراسان و فراخواندن واحدهاي نظامي مستقر در نقاط مختلف خراسان به مشهد بوده است، تا حدودي اين ادعاي آذري را تأييد مي كند. قوام السلطنه همزمان با اين اقدام و بدليل احساس خطر از جانب دولت كودتا به ناگاه رفتارش نسبت به كلنل را هم تغيير داده و با كنار گذاشتن ظاهري اختلافات موجود ، تلاش كرد تا با ابراز محبت هاي ويژه به او ، كلنل  را با اهداف خود همراه سازد و خطر دستگيري احتمالي خود را خنثي نمايد.

اين در حالي بود كه پسيان پس از مدتي مشاهده رفتار قوام با دولت سيد ضيا الدين، و با توجه به آشنايي با اقدامات مستبدانه و ثروت اندوزانه او از يك سو  و عدم آشنايي با ماهيت كودتاچيان از ديگر سوي ، بر آن شد تا خود را براي برخوردي فعال در اين قضايا آماده سازد. البته تبليغات و شعارهاي مردم پسند سيد ضيا و همچنين اقدامات دموكراتهاي مشهد و ساير آزاديخواهان خراساني و منتصبين به آستان قدس هم كه مخالف قوام بوده و به انجام اقدامات و اصلاحات مترقيانه از جانب سيد ضيا دل بستند، در اين راه بي تاثير نبود. كلنل با توجه به نظريات قوام و اطرافيانش در مورد كابينه سيد ضيا تلاش مي كرد تا اعتماد او را نسبت به خود همچنان حفظ كند و از سوي ديگر منتظر اعلام برنامه  دولت جديد درباره خراسان بود اما سر زدن اعمال  متمردانه گوناگون از جانب قوام عليه حكومت و دولت مركزي زمينه هاي بر هم خوردن اين صميميت ظاهري و آشكار شدن نشانه هاي اختلاف را فراهم كرد.

 


کلمات کلیدی: