از انقلاب فرهنگی تا شورای عالی انقلاب فرهنگی
ساعت ٥:٠٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢ اردیبهشت ،۱۳۸٧  
ایجاد انقلاب فرهنگی دوم یکی از مسایلی است که پس از روی کار آمدن دولت  نهم هر از چند گاهی از سوی برخی افراد و گروههای حامی این مجموعه عنوان شده و پس از مدتی قرار گرفتن در صدر اخبار کشور به فراموشی سپرده می شود،این در حالی است که  به روایت برخی از مسئولان انقلاب فرهنگی نخست به پایان نرسیده که ایجاد دومین انقلاب از این نوع لازم شود.در این حال همان حرکت نخست نیز در جامعه منتقدان بسیاری دارد که برخی آن را حرکتی  کاملا نادرست وبرخی دیگر حرکتی درست که نتایجی نادرست داد ارزیابی می کنند.در این بین نکته ای که مغفول مانده و ذهن آنانی را که سال های نخستین انقلاب را به چشم ندیده اند به خود مشغول کرده است چیستی انقلاب فرهنگی و ماجرا و دلایل ایجاد آن است که در ذیل بدان می پردازیم.
پیروزی انقلاب مردم ایران در بهمن 1357 و بدنبال آن استقرار نظام جمهوری اسلامی بجای نظام شاهنشاهی به مانند تمامی انقلاب های دیگر  تغییر و تحول بنیادین در عرصه های گوناگون اجتماعی را به دنبال داشت. یکی از این عرصه ها که شاید دیرتر از سایر موارد تغییرات رسمی و نه خودجوش انقلابی در آن آغاز شد فضای فرهنگی بود. هرچند تغییر دانشجو محور رییس دانشگاه تربیت معلم در سال 58 ،فرار بخش قابل توجهی از عناصر فرهنگی وابسته به رژیم گذشته از کشور و سرانجام تسخیر سفارت آمریکا توسط دانشجویان پیرو خط امام خود نشان دهنده آغاز تغییرات گسترده در سطوح فرهنگی جامعه بود صدور پیام نوروزی امام خمینی در اول فروردین 1359 را باید نقطه عطفی در این حرکت بود که بعدها به انقلاب فرهنگی موسوم شد.ایشان در بند یازده این پیام بر ضرورت ایجاد «انقلاب اساسی در دانشگاه‏ های سراسر کشور»، «تصفیه اساتید مرتبط با شرق و غرب» و «تبدیل دانشگاه به محیطی سالم برای تدوین علوم عالی اسلامی» تأکید کردند و بدین گونه دانشگاه ها را نقطه آغاز تغییر وتحول در عرصه فرهنگ کشور اعلام کردند. پس از این حکم اعضای  شورای انقلاب به دیدار رهبر شتافتند که نتیجه آن صدور بیانیه 29/1/59 بود. ایشان در بیانیه خود مقرر کردند که دانشگاه باید از حالت ستاد عملیاتی گروه‏ های گوناگون خارج شود. در این بیانیه، سه روز مهلت برای برچیده شدن دفاتر و تشکیلات گروه‏ ها در دانشگاه‏ ها تعیین و افزوده شده بود که امتحانات دانشگاهی باید تا 14 خرداد به پایان برسد و از 15 خرداد دانشگاه‏ ها تعطیل و هرگونه اقدام استخدامی و مانند آن در دانشگاه متوقف گشته و نظام آموزشی کشور براساس موازین انقلابی و اسلامی طرح ریزی شود. صدور دستور العمل شورای انقلاب درباره تخلیه دانشگاهها از گروه های نظامی همان چیزی بود که انجمنهای اسلامی دانشجویان دانشگاهها به عنوان نزدیک ترین تشکل موجود به حاکمیت انقلاب در دانشگاهها به دنبال آن بود. اعضای این تشکل در د انشگاه های سراسر کشور در روز دوم اردیبهشت یعنی فردای پایان ضرب العجل شورای انقلاب فعالیت خود را برای تصفیه کامل دانشگاهها از عناصر ضد انقلاب والبته مخالف خود آغاز کردند.آنان که کمی پیش از جریان تسخیر سفارت آمریکا نام دفتر تحکیم وحدت را برای خود برگزیده بودند  اهداف این حرکت انقلابی خود را ، محو سلطه فرهنگی غرب، طاغوت زدایی فضای دانشگاهها، و مبارزه با جوّ گروه گرایی سیاسی محض عنوان کردند. تصفیه های دانشجویی ادامه داشت تا اینکه براساس بخش شورای انقلاب دانشگاهها پس از برگزاری امتحانات پایان ترم به تعطیلی تابستانه رفت البته تعطیلی که 30 ماه طول کشید.  پس از این واقعه و در حالیکه دانشجویان مسلمان دانشگاه ها با همکاری همفکران مستقر شده خود در سفارت آمریکا و همچنین مسئولان جوان آموزش عالی و قوه قضاییه و سپاه در حال شناسایی اساتید وابسته ودانشجویان خرابکار بودند ، امام خمینی در 23/3/ 59 فرمانی را مبنی بر تشکیل ستاد انقلاب فرهنگی صادر کرد تا بدین گونه اقدامات دانشجویان برای تصفیه دانشگاهها مدیریت محور گردد. در قسمتی از این فرمان آمده بود :«مدتی است ضرورت انقلاب فرهنگی که امری اسلامی است و خواست ملت مسلمان می‏باشد اعلام شده است و تاکنون اقدام مؤثری انجام نشده است و ملت اسلامی و خصوصاً دانشجویان با ایمان متعهد نگران آن هستند و نیز نگران اخلال توطئه گران که هم اکنون گاه گاه آثارش نمایان می ‏شود و ملت مسلمان و پایبند به اسلام خوف آن دارند که خدای نخواسته فرصت از دست برود و کار مثبتی انجام نگیرد و فرهنگ همان باشد که در طول مدت سلطه رژیم فاسد کارفرمایان بی‏ فرهنگ، این مرکز مهم اساسی را در خدمت استعمارگران قرار داده بودند. ادامه این فاجعه که مع الاسف خواست بعضی گروه های وابسته به اجانب است، ضربه ای مهلک به انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی وارد خواهد کرد و تسامح در این امر حیاتی، خیانتی عظیم بر اسلام و کشور اسلامی است. بر این اساس به حضرات آقایان محترم محمدجواد باهنر، مهدی ربانی املشی، حسن حبیبی، عبدالکریم سروش، شمس آل احمد، جلال الدین فارسی و علی شریعتمداری مسؤولیت داده می ‏شود تا ستادی تشکیل دهند و از افراد صاحب نظر متعهد، از بین اساتید مسلمان و کارکنان متعهد با ایمان و دیگر قشرهای تحصیل کرده، متعهد و مؤمن به جمهوری اسلامی دعوت نمایند تا شورایی تشکیل دهند و برای برنامه‏ ریزی رشته‏ های مختلف و خط مشی فرهنگی آینده دانشگاه ها، براساس فرهنگ اسلامی و انتخاب و آماده سازی اساتید شایسته، متعهد و آگاه و دیگر امور مربوط به انقلاب آموزشی اسلامی اقدام نمایند».افراد مشخص شده در این حکم پس از اعلام آن به سرعت کار خود را آغاز کرده وضمن تلاش برای نهادینه کردن اعمال انقلابی دانشجویان انجمن های اسلامی در تصفیه دانشگاهها سه امر 1ـ تربیت استاد و گزینش افراد شایسته برای تدریس در دانشگاه‏ ها 2ـ گزینش دانشجو 3ـ اسلامی کردن جو دانشگاه‏ ها و تغییر برنامه‏ های آموزشی دانشگاه‏ ها، به صورتی که محصول کار آنها در خدمت مردم قرار گیرد، را برنامه های خود اعلام کردند.بر این اساس، ستاد از صاحبنظران مختلف دعوت به همکاری کرد و در نخستین گام گروه‏ های برنامه‏ ریزی در رشته‏ های پزشکی، فنی و مهندسی، علوم پایه کشاورزی، علوم انسانی و هنر تشکیل شد. همچنین کمیته‏ ای در ستاد با عنوان " کمیته اسلامی کردن دانشگاه‏ ها " ، تشکیل شد.با توجه به ناهماهنگی ضوابط و مقررات حاکم بر دانشگاه‏ ها با شرایط انقلابی جامعه، قسمت اعظم فعالیت‏های ستاد بر اسلامی کردن دانشگاه‏ ها و تعیین ضوابط و مقرراتی منطبق با موازین اسلامی متمرکز شدامری که باعث تعطیلی 30 ماهه دانشگاه ها ومراکز آموزش گردید.
در شهریور ماه سال 62 به دنبال نامه رئیس جمهور وقت (آیت الله خامنه ‏ای) و درخواست تغییرات در کادر شورای عالی انقلاب فرهنگی   امام در تاریخ 8/6/62 طی نامه‏ ای این شورا را ترمیم کرده و افراد ذیل را به عنوان اعضای جدید آن معرفی کرد: نخست وزیر، وزرای فرهنگ و آموزش عالی و فرهنگ و ارشاد اسلامی، دو نفر دانشجو به انتخاب جهاد دانشگاهی و آقایان علی شریعتمداری، احمد احمدی، عبدالکریم سروش و مصطفی معین.
بازگشایی  دانشگاه ها و توسعه مراکز آموزشی و گستردگی فعالیت ستاد انقلاب فرهنگی ضرورت تقویت دوباره این نهاد را مشخص کرد که ثمره آن فرمان جدید امام در این باره بود. معمار انقلاب در این فرمان که در 19 آذر 1363 صادر شد ،عنوان کرد:«خروج از فرهنگ بدآموز غربی و نفوذ و جایگزین شدن فرهنگ آموزنده اسلامی، ملی و انقلاب فرهنگی در تمام زمینه ها در سطح کشور آن چنان محتاج تلاش و کوشش است که برای تحقق آن سالیان دراز باید زحمت کشید و با نفوذ عمیق ریشه دار غرب مبارزه کرد. اینک با تشکر از زحمات ستاد انقلاب فرهنگی برای هر چه بارورتر شدن انقلاب در سطح کشور، تقویت این نهاد را لازم دیدم بدین جهت علاوه بر کلیه افراد ستاد انقلاب فرهنگی و رؤسای محترم سه قوه، حجج اسلام آقای خامنه ‏ای، آقای اردبیلی و آقای رفسنجانی و همچنین جناب حجه الاسلام آقای مهدوی کنی و آقایان سیدکاظم اکرمی وزیر آموزش و پرورش و رضا داوری و نصرالله پورجوادی و محمدرضا هاشمی را به آنان اضافه نمودم». پس از صدور این حکم رییس جمهور وقت در استفساریه مورخ 29/11/63 خود از امام خواست تا حدود  اعتبار مصوبات این شورا را مشخص کند که ایشان در تاریخ 6/12/63  پاسخ دادند:«ضوابط و قواعدی را که شورای محترم عالی انقلاب فرهنگی وضع می نمایند باید ترتیب آثار داده شود».
بدین گونه ضوابط و مقررات وضع شده از سوی شورایی که هسته نخستین تشکیل آن تلاش  دانشجویان خط امامی برای پاکسازی دانشگاهها از رقبای سیاسی خود بود به قانون های درجه اول کشور در حوزه فرهنگ تبدیل شد.
گفتنی است ترکیب این  شورا تا14/9/75  که آیت ‏الله ‏خامنه ‏ای رهبر انقلاب سومین ترمیم عمده شورای عالی انقلاب فرهنگی را انجام داد ،براساس امام باقی ماند. در این تاریخ ایشان در حکمی ضمن تعیین ترکیب جدید اعضای شورای عالی وظایف جدیدی برای این شورا اعلام کرد.در این پیام آمده است:«شورای عالی انقلاب فرهنگی که با تدبیر حکیمانه امام راحل عظیم الشان به جای ستاد انقلاب فرهنگی پدید آمد، نقش فعال و مؤثری را در عرصه های امور فرهنگی کشور به خصوص دانشگاه‏ ها ایفا کرد و برکات زیادی از خود به جای گذارد. اکنون با پیشرفت کشور در کار سازندگی و گسترش دامنه نیاز به دانش و تخصص و لزوم فراگیری علوم و فنون و پرورش محققان و نوآوران و استادان و متخصصان کارآمد، اهمیت این بخش از مسایل فرهنگی تأکید مضاعف یافته است. توسعه دانشگاه‏ ها و پژوهشگاه‏ ها و دیگر مراکز آموزش و آموزش عالی که پاسخ طبیعی به آن نیاز است و افزایش چشمگیر کمیت دانشجویی، به نوبه خود تکالیف تازه‏یی را بر عهده مسؤولان امور فرهنگی کشور می‏گذارد که برتر از همه آنها اولاً کیفیت بخشیدن به مایه های علم و تحقیق در این مراکز و ثانیاً پرداختن به تربیت معنوی دانشجویان و هدایت فکر و عمل آنان است».
در بخشی دیگر از این پیام، با اشاره به هجوم فرهنگی همه جانبه دشمنان به ارزش‏های اسلامی، فرهنگ اصیل ملی و باورهای مردم آمده است:«همه این حقایق مهم و هشدار دهنده مسؤولان فرهنگی کشور را به تدبیری برتر و اهتمامی بیشتر و تلاشی گسترده تر فرا می خواند و به ویژه شورای عالی انقلاب فرهنگی را که در جهاد ملی با بی‏سوادی و عقب ماندگی علمی و تبعیت فرهنگی، در حکم ستاد مرکزی و اصلی است، به تحرک و نوآوری و همت گماری برمی‏ انگیزد».
بدین  ترتیب شورای عالی انقلاب فرهنگی وارد مرحله جدید از حیات تشکیلاتی ‏شد. در این مرحله شورای عالی انقلاب فرهنگی موظف گردید در رأس فعالیتهای خود به «مدیریت فرهنگی» جامعه در عرصه های مختلف بپردازد.
در حال حاضر اعضای حقوقی شورای عالی انقلاب فرهنگی را اینگونه بر شمرده است :1. محمود احمدی نژاد 2. سید  محمود  هاشمی شاهرودی 3. سید    عزت الله ضرغامی 4. سید   مهدی خاموشی 5. منیره   نوبخت 6. عبدالله  جعفر علی جاسبی 7. عباسعلی اختری 8. علی عباس پور تهرانی 9. امیدوار رضایی میر قائد 10. محمدحسین صفارهرندی 11. محمد مهدی زاهدی 12. کامران باقری‌لنکرانی 13. محمود فرشیدی 14. محمد محمدیان 15. حمید رضا طیبی 16. سید امیر منصور برقه ای.
همچنین 1. غلامعلی حداد عادل 2. محمدرضا مخبر دزفولی 3. محمد علی کی نژاد 4. محسن قمی 5. احمد جنتی 6. علی لاریجانی 7. علی اکبر رشاد 8. احمد احمدى 9. علیرضا صدر حسینی 10. حسن ابراهیم حبیبی 11. علی اکبر ولایتی 12. ایرج فاضل 13. علی شریعتمداری 14. رضا داوری اردکانی 15. حسن رحیم پور ازغدی 16. مهدی گلشنی 17. میر حسین موسوی خامنه ای 18. محمدرضا عارف 19. صادق واعظ زاده 20. منصور کبگانیان 21. حسین کچوئیان 22. محمود محمدی عراقی اعضای حقیقی این شورا در حال حاضر محسوب می شوند.
سرانجام اینکه با تمامی تغییراتی که این شورا طی سال های گوناگون داشته است هنوز این سوال مطرح است که آیا طی سال های گذشته در عملکرد خود موفق بوده است وآیا تمامی تفکرات اسلامی وانقلابی موجود در جامعه در مجموعه شورای عالی انقلاب فرهنگی دارای نماینده هستند وسوال آخر اینکه آیا این مجموعه توانایی رساندن جوان کنونی ایرانی را به سرمنزل مقصود دارد ؟
 رضاسلیمان نوری
کلمات کلیدی: