کلنل پسيان ۳
ساعت ۱:٤٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٩ مهر ،۱۳۸٦  

كلنل و حكومت قوام

پسيان بعد از دريافت فرمان رياست ژاندارمري خراسان در شهريور 1299 و درحالي كه همگان او را كلنل  مي ناميدند، وارد اين ايالت شد. وي پس از ورود به مشهد به خدمت قوام به عنوان والي ايالت خراسان رفته و ضمن معرفي رسمي برنامه هاي خود براي توسعه ژاندارمري خراسان را اعلام كرد. قوام هر چند از اين انتصاب بدليل آشنايي غير مستقيم با كلنل از زمان دولت مهاجرين و همچنين انتصاب در منصبي كه پيش از آن يكي از بازوان اصلي او در ايالت يعني محمد حسين ميرزا جهانباني آن را در اختيار داشت، دل خوشي نداشت اما چاره اي هم جز پذيرش كلنل پيش روي خود نمي ديد و بر اين اساس در ظاهر با اين انتصاب مخالفتي نكرد اما غير مستقيم تمهيداتي را براي به سر انجام نرسيدن اين ماموريت به اجرا گذاشت. وضعيت ژاندارمري خراسان در اين زمان بسيار اسفناك بود آن چنان كه عقب افتادگي حقوق چند ماهه نيروهاي ژاندارمري كه به رغم حواله اداره ماليه پرداخت نشده بود و همچنين طلبكاري افراد خارج از ژاندارمري از اين نيروي تازه تأسيس تنها بخشي از مشكلات بود. كلنل در همين ابتداي كار با اينكه ديناري از بابت بودجه قبلي ژاندارمري كه به محمد حسين ميرزا جهانباني داده شده بود به هنگام دريافت سكان اين نيرو در خراسان تحويل نگرفته بود اما ناگزير شد كه پاسخگوي طلبكاران باشد و البته قوام نيز در اين راه هيچ همكاري با او نكرد. البته كلنل كه پيش بيني اين اوضاع را از همان نخستين روز اعزام به اين ماموريت و با توجه به اطلاعاتي كه از سوي دوستانش در تهران و بخصوص ملك الشعراي بهار درباره اوضاع خراسان دريافت كرده بود خود را براي اين وضعيت آماده كرده بود و كمك هاي  مسيو دبوا ،رئيس حسابگر ماليه خراسان كمك حال خوبي براي او در اين دوران بود تا بحران نخستين روزهاي پذيرش ماموريت را با موفقيت پشت سر گذارد. او در اين راستا آنچنان خود برنامه ريزي كرده و اين برنامه ها را به مرحله اجرا گذاشت كه علاوه بر پرداخت حقوق معوقه ژاندارمها و طلبكارها،  توانست شعبه هاي جديدي براي  ژاندارمري در نقاط مختلف ايالت ايجاد كرده و دفاتر اسمي سابق را هم به صورت كامل كند. اما كارشكني هاي قوام  كه انتصاب كلنل را به جاي داماد برادرش محمد حسين ميرزا، از سوي مشير الدوله اقدامي عليه خود تصور مي كرد نه تنها پس از ديدن اين اقدام هاي پسيان حاضر به همكاري جدي با او نشد بلكه به كارشكني هاي خود در برابر اعمال اصلاحي كلنل رنگ و بوي ديگري داد. او به ويژه در پرداخت بودجه حواله شده ژاندارمري  موانع گوناگوني را ايجاد كرد تا بدين گونه كلنل جوان تازه از مركز آمده را از قبول اين حكم پشيمان كرده و بار ديگر به تهران روانه كند. البته پسيان نيز پس از دوماه همكاري با قوام به اين درك مقابل رسيد كه تا هنگام حضور قوام در اين ايالت او نمي تواند اقدامات اصلاحي خود را به صورت كامل به مرحله اجرا گذارد و چون نمي توانست او را از والي گري كنار گذارد ،تصميم گرفت خود به تهران برگردد. بر همين اساس استعفاي خود را تقديم صاحب منصبان ژاندارمري مركز كرد اما اين استعفا به همان دلايلي كه او راهي اين ماموريت شده بود، مورد پذيرش قرار نگرفت تا كلنل اين امر را كه او را نه براي اصلاح ژاندارمري بلكه به نيت اسير شدن در وضعيت نابسامان اين ايالت و در واقع براي اثبات بي كفايتي به خراسان فرستاده اند بهتر با گوشت و پوست خود احساس كند . البته هنگامي اين امر براي پسيان  به يقين مبدل شد كه رياست قشون كشور را به محمد حسين ميرزا جهانباني يعني همان فردي كه او را براي بازسازي ويرانه ايجاد شده توسط وي در ژاندارمري خراسان به اين ايالت گسيل كرده بودند، پيشنهاد كردند و اين درست خلاف استدلالي بودكه برخي از دوستان كلنل درباره علت اعزام او به خراسان يعني عدم رضايت از رئيس سابق ژاندارمري ايالت مطرح مي كردند.

پسيان پس از رد اين استعفا تصميم گرفت  به رغم همه كارشكني ها به فعاليت گسترده خود در ژاندارمري خراسان ادامه دهد. او در اين راستا و به منظور مقيد كردن سران طوايف به رعايت قانون بسياري از آنها را با دادن درجات نظامي وارد ژاندارمري كرد. بر اساس روايت نويسنده كتاب حركت تاريخي كرد به خراسان ،تاج محمد خان بهادري قوچاني، ميرزا محمود خان درگزي، حبيب اله خان ناصر لشكر هودانلو، سعادت قلي خان اوغازي و فرج اله بگ بيچرانلو از جمله اين خوانين بودند كه پس از گذراندن دوره كوتاه مدتي  با دريافت درجه افسري به مناطق محل سكونت خود برگشته و پس از تعليم  نظامي افراد خود زير نظرماموران اعزامي از مشهد  پايگاه ژاندارمري را در منطقه زيرنفوذ خود تأسيس  كردند.

كلنل پس از پايان اين مرحله از اقدامات اصلاحي خود قلع و قمع اشرار خراسان را كه آسايش را از مردم ايالت سلب كرده بودند در دستور كار خود قرارداد .او در اين دوره از فعاليت هاي خود موفق شد افرادي چون  خداوردي سردار (معروف به خدو سردار)، مرسل و زبردست خان درگزي را شكست داده و منطقه را نسبت به حملات آنها ايمن سازد. البته اين امر هنگامي محقق شد كه با اجرايي شدن مرحله قبلي طرح كلنل بسياري از خوانين حامي اين افراد به دشمنان ايشان و ياران پسيان تبديل شده بودند .ديدن همين اقدام كافي بود تا ساير  اشرار و خوانين خراسان اطاعت از حكومت مركز را هرچند به صورت ظاهر در دستور كار خود قرار دهند تا  بدين گونه ناامني هاي موجود در خراسان ريشه كن شود.

حضور كلنل در خراسان نتايج ديگري هم در پي داشت. يكي از اين ثمرات دميده شدن روحي تازه بر كالبد رو به احتزار آزاديخواهان اين خطه بود. اين افراد با حضور پسيان كه او را يكي از مشروطه خواهان واقعي مي دانستند پس از ماه ها درگيري با استبداد قوام جاني تازه پيدا كرده و تحت تأثير اين شرايط اقدام به تأسيس تشكل هاي سياسي و اجتماعي گوناگوني در مشهد به عنوان مركز ايالت كردند. غلام حسين ميرزا صالح در كتاب جنبش كلنل محمد تقي خان بنابر گزارش هاي كنسولگري انگليس در مشهد  روايت كرده كه دو تشكل انجمن حافظ قانون و كميته حاميان مستضعفين به ترتيب  توسط عبدالقدير آزاد سبزواري و شاهزاده حسنعلي ميرزا كه در اين دوران در مشهد شروع به فعاليت كردند از جمله اين  گروهها بودند. همچنين بر اساس نوشته هاي ملك الشعراي بهار در كتاب شناسنامه زندگي و آثار شيخ احمد بهار گروهي نيز به نام دوستداران آزادي در اين دوران براساس انديشه هاي كلنل پسيان شكل گرفت. اين گروه در يكي از اقدامات خود نامه اي به قوام السلطنه نوشته و او و اطرافيانش را به دليل عملكردشان مورد ملامت و تهديد قرار داد. قوام پس از مشاهده اين وضعيت وبا هماهنگي يا مركز تصميم گرفت  به منظور آرام كردن عناصر آزادي خواه و ميهن پرست روش مماشات و همكاري و همدلي با آنان را حداقل در ظاهر در پيش گيرد كه نتيجه آن انجام اصلاحات چشمگير و ايجاد امنيت فوق العاده در خراسان بود.

 

كودتاي سوم اسفند 1299  

پس  از وقوع  انقلاب سوسياليستي سال  1917 م در روسيه انگليسي ها خود را تنها دولت صاحب نفوذ در ايران مي ديد .آنان بر همين اساس و  براي حفظ و گسترش سلطه خود بر ايران و مقابله با بازگشت روس ها به صحنه سياست ايران اقدامات گوناگوني را در دستور كار قراردادند. آنان ابتدا براي مقابله با سياست جديد روسها كه پس از انقلاب با داعيه رفع هرگونه تبعيض و ظلم از ملل محروم جهان وارد عرصه سياست بين الملل شده بودند سعي كردند تا با امضاي قرارداد 1919 ايران را به زير سلطه كامل خود در آورند. اما اين حركت با مقاومت احمد شاه قاجار و نمايندگان مجلس شوراي ملي از يك سو و اقدامات شوروي و مبارزاني چون ميرزا كوچك خان جنگلي و شيخ محمد خياباني از سوي ديگر با شكست روبرو و قرارداد 1919 به كاغذ پاره اي بي ارزش تبديل شد. براين اساس انگليسي ها مجبور به اجراي نقشه ديگري در ايران به منظور حفظ منافع خود شدند. نقشه اي كه در جريان آن خاندان سلطنتي قاجار كه در بسياري مواقع سد راه اقدامات آنان براي گسترش منافع خود در ايران بودند ابتدا كمرنگ شده و سپس به طور كامل از صفحه سياست جهان محو گردد. اين نقشه جديد كودتايي بود كه با همكاري سيد ضيا الدين طباطبائي و رضا خان ميرپنج در سوم اسفند 1299 به پيروزي رسيد.

وابسته نبودن اين دو تن برخلاف بسياري از دولتمردان سابق به طبقات اشراف از يك سو و بازداشت بسياري از سياستمداران و اعيان در مرحله آغازين كنترل  قدرت از ديگر سو مخالفت شديد اين قشر از جامعه را كه داراي نفوذ بالايي در اركان حكومت بودند، موجب شد .اين در حالي بود كه اغلب آزادي خواهان و ميهن پرستان ايراني كه با مسائل پشت پرده كودتا آشنايي نداشتند اين حركت را با توجه به جايگاه طبقاتي افراد گرداننده اش و بازداشت بسياري از افراد وابسته به بيگانه در جريان آن حركتي ملي و مردمي دانسته و از آن حمايت كردند .اين كودتا در خراسان هم با توجه به وابستگي  قوام السلطنه به گروه اول و كلنل پسيان به گروه دوم نماد عيني پيدا كرده و موجب افزايش اختلافات اين دو شد.

قوام با توجه به اقدامات سيد ضيا و به ويژه بازداشت تعدادي از منصوبان به خود ، حاضر به اطاعت كامل از دولت او نبود. اودر تلگرافي به سيد ضيا  و در واكنش به  بيانيه نخست كابينه كودتا، سيد ضيا را با لقب مدير روز نامه رعد و نه نخست وزير خطاب قرارداده و متذكر شد تا دستوري از جانب احمد شاه دريافت نكند حاضر به انتشار اعلاميه كودتا در خراسان نيست. او همچنين در تلگراف خود يادآور شد كه از امضا بيانيه رئيس الوزرا معلوم نمي شود كه دولت ايران داراي چه اصول و رژيمي است. او بدين ترتيب و در حالي كه تصور نمي كرد كه انگليسي ها پشت سر دولت كودتا باشند بدبيني خود را نسبت به كودتاچيان ابراز كرد و بدين گونه كارنامه خود را در نزد كودتاچيان سياه نمود و آنان را مصمم به بركناري خويش كرد. هر چند پس از مدتي از وقوع كودتا و استقرار كامل آن سفارت انگليس پرده اسرار را براي نزديكان خود پس زد و در حالي كه همگان دولت سيد ضيا را ملي و مردمي مي دانستند از همراهي خود با كودتا چيان به  قوام و ساير دوستان انگليس در ايران خبر داد اما  قوام با توجه به قدرت فراوانش در خراسان از يك سو و آگاهي از اخلاق خاص سيد ضيا از سوي ديگر، مصلحت خويش را بر مقاومت در برابر كودتا ديد .او در اين راستا و براي افزايش قدرت خود براي مقابله نظامي البته  در صورت لزوم با نيروهاي اعزامي از مركز تعدادي از اعيان و اشراف مشهد را جمع كرده و با اين بهانه كه بلشويك هاي روسيه قصد دارند در خراسان نيز همچون گيلان جمهوري سوسياليستي ايجاد كنند و ما براي مقابله با اين امر نياز به تهيه  قوا و خريد تفنگ و آذوقه داريم آنان را وادار به پرداخت مبالغ كلاني به اين منظور كرد. او با اين بهانه تلاش كرد تا  قوايي عظيم در برابر دولت و ژاندارمري فراهم كند و كودتايي جديد عليه كودتاي سوم اسفند حداقل در خراسان سامان دهد. فضاي اين جلسات غير رسمي قوام به حدي بر عليه سيد ضيا و دولتش تحريك شده بود كه به نوشته علي آذري در كتاب قيام كلنل محمد تقي خان پسيان در خراسان  در يكي از جلسات ، رضا مهدوي رئيس التجار كه يكي از ثروتمندترين ايرانيان عصر خويش به شمار مي رفت در عكس العملي عليه دولت كودتا گفته بود: خراسان از بلژيك بزرگتر است وما اعلام استقلال خواهيم كرد ، البته قوام نيز در مقابل اين سخن سكوت كرد تا حاضران  سكوتش را  علامت رضا تلقي كنند. گزارش كنسول انگليس در مشهد نيز كه نوشته قوام السلطنه بعد از وقوع كودتا در تهران به فكر سرپيچي از دستورهاي حكومت مركزي و اعلام نوعي استقلال در خراسان و فراخواندن واحدهاي نظامي مستقر در نقاط مختلف خراسان به مشهد بوده است، تا حدودي اين ادعاي آذري را تأييد مي كند. قوام السلطنه همزمان با اين اقدام و بدليل احساس خطر از جانب دولت كودتا به ناگاه رفتارش نسبت به كلنل را هم تغيير داده و با كنار گذاشتن ظاهري اختلافات موجود ، تلاش كرد تا با ابراز محبت هاي ويژه به او ، كلنل  را با اهداف خود همراه سازد و خطر دستگيري احتمالي خود را خنثي نمايد.

اين در حالي بود كه پسيان پس از مدتي مشاهده رفتار قوام با دولت سيد ضيا الدين، و با توجه به آشنايي با اقدامات مستبدانه و ثروت اندوزانه او از يك سو  و عدم آشنايي با ماهيت كودتاچيان از ديگر سوي ، بر آن شد تا خود را براي برخوردي فعال در اين قضايا آماده سازد. البته تبليغات و شعارهاي مردم پسند سيد ضيا و همچنين اقدامات دموكراتهاي مشهد و ساير آزاديخواهان خراساني و منتصبين به آستان قدس هم كه مخالف قوام بوده و به انجام اقدامات و اصلاحات مترقيانه از جانب سيد ضيا دل بستند، در اين راه بي تاثير نبود. كلنل با توجه به نظريات قوام و اطرافيانش در مورد كابينه سيد ضيا تلاش مي كرد تا اعتماد او را نسبت به خود همچنان حفظ كند و از سوي ديگر منتظر اعلام برنامه  دولت جديد درباره خراسان بود اما سر زدن اعمال  متمردانه گوناگون از جانب قوام عليه حكومت و دولت مركزي زمينه هاي بر هم خوردن اين صميميت ظاهري و آشكار شدن نشانه هاي اختلاف را فراهم كرد.

 

بازداشت قوام و آغاز حكومت

سيد ضيا الدين طباطبايي از همان روزهاي پيروزي كودتا قصد دستگيري و بازداشت قوام السلطنه را همچون ساير دولتمردان تهراني داشت اما دوري قوام از تهران و وجود نيروهاي نظامي قدرتمند در خراسان كه ظاهراً مطيع او بودند اين فرصت را فراهم نكرده بود. رئيس دولت كودتا براي فراهم كردن زمينه هاي دستگيري قوام السلطنه يكي از همفكران خود به نام سيد مهدي فرخ (معتصم السلطنه) را به عنوان كارگزار جديد به خراسان اعزام كرد. رسيدن فرخ به خراسان با بروز نشانه هاي اختلاف بين كلنل و قوام همزمان بود. يكي از نخستين نشانه هاي آشكار اين اختلاف مسئله رژه نيروهاي نظامي و انتظامي خراسان در مراسم عيد نوروز سال 1300 بود. در اين روز قرار بود نيروهاي مسلح اقدام به برگزاري رژه نمايشي نمايند اما از آنجا كه به دستور قوام السلطنه و برخلاف رسم معمول، تمثال احمد شاه را در جايگاه مخصوص قرار نداده بودند و خود او در جايگاه قرار گرفته بود نيروهاي ژاندارمري به اشاره كلنل از انجام پروژه خودداري كردند. از ديدگاه كلنل اين حركت قوام نوعي تمرد از اصول مشروطه سلطنتي و خارج از عرف معمول و در واقع يك حركت تجزيه طلبانه بود و او به همين علت مصمم به تجديد نظر در روابط خود با قوام السلطنه شد.

سيد ضيا الدين كه از طريق گزارشات سيد مهدي فرخ از گل آلود شدن روابط كلنل و قوام السلطنه آگاه شده بود با آگاهي از كدورت پيش آمده محرمانه دستور بازداشت قوام را صادر كرد. فرخ بعد از نزديك شدن به كلنل و تعريف و تمجيد از اهداف كابينه سيد ضيا و برشمردن سوابق سو قوام السلطنه، او را در جريان نيات سيد ضيا قرار داد و سپس تلگراف رمز رئيس دولت را در مورد دستگيري حاكم خراسان به او تسليم نمود. در اين تلگراف به كلنل محمد تقي خان دستور داده شده بود تا بدون درگيري و ايجاد دردسر قوام را دستگير و روانه تهران كند. كلنل بعد از دريافت اين دستور مصمم به اجراي آن شد اما از آنجا كه مي خواست اين اقدام بدون خونريزي انجام شود منتظر فراهم شدن فرصت مناسب ماند. اولين اقدام كلنل براي دستگيري قوام السلطنه در محل استانداري، به علت وجود نگهبانان خوافي و باخرزي قوام و احتمال درگيري به جايي نرسيد. آگاهي كلنل از اين نكته كه قوام السلطنه روز سيزده نوروز را در باغ ملك آباد ميهمان رئيس التجار خواهد بود، فرصت مناسب را براي طرح نقشه دستگيري او فراهم ساخت. قوام در اين روز بدون اطلاع از روابط محرمانه كلنل و دولت از او تقاضاي اسكورت كرد و كلنل نيز دوازده نفر از ژاندارم هاي مورد اعتماد خود را با او همراه نمود. قوام بعد از گذراندان ساعاتي چند در باغ ملك آباد در آخرين ساعات روز سيزدهم فروردين به سمت استانداري حركت كرد اما مطابق برنام تنظيمي اسماعيل خان بهادر از صاحب منصبان ژاندارمري و يكي از صميمي ترين ياران كلنل در آستانه ورود قوام السلطنه به محله ارك مشهد، اتومبيل او متوقف شد و حكم توقيفش ابلاغ گرديد. كلنل محمد تقي خان كه از بالكن ساختمان ژاندارمري ناظر اين عمليات بود در پاسخ به اعتراضات قوام السلطنه گفت: حضرت اشرف، امر دولت است و صلاح در اطاعت. قوام كه مقاومت را بي فايده مي ديد تسليم شد و به دستور كلنل در يكي از اتاق هاي ژاندارمري زنداني گشت.

علاوه بر قوام السلطنه، تني چند از مقامات همچون ميرزا قاسم خان، سالار حشمت، معتصم الملك، شجاع سلطان، سالار مظفر، فتح السلطنه، خبير خاقان، هژبر الملك، ماژور عبد اله خان معاون نيروي پليس و ميرزا جواد خان سينكي نيز بازداشت شدند. بعد از آن ادارات نظميه، قشون و همچنين قشون چريك در اختيار و تصرف صاحب منصبان ژاندارمري درآمد و دارايي هاي قوام و از آن ميان سي و شش رأس اسب مخصوص او به نفع ژاندارمري مصادره شد. در بازرسي از منزل قوام علاوه بر يك صندوق جواهر، 5813 تومان پول ايراني،3119  ليره ترك و 410 ليره طلاي انگليسي نيزدست آمد. مسيو دبوا پيشكار ماليه خراسان هم ميزان بدهكاري مالياتي قوام را 150000 تومان اعلام كرد. بدين گونه با بازداشت قوام السلطنه به عمر حكومت سه ساله او در خراسان پايان داده شد. كلنل محمد تقي خان كه بعد از عزل و دستگيري قوام السلطنه، حكم كفالت استانداري خراسان را از سوي نخست وزير دريافت كرده بود، نخستين دوره حكومت خود را در خراسان آغاز كرد.

 


کلمات کلیدی: