اصلی ۳
ساعت ۱٢:۳٩ ‎ب.ظ روز شنبه ٦ آبان ،۱۳۸٥  

پسيان در آلمان

 

سفر به آلمان

محمد تقي پسيان در شعبان سال 1335 قمري برابربا 1296خورشيدي راهي آْمان شد. او در مدت اقامت خود در اين كشور وپس از دوران معالجه وبستري بودن در بيمارستان آموختن علوم وفنون جديد را در دستور كار خود قرارداد. برهمين اساس او به آموختن موسيقي كلاسيك پرداخت تا اندوخته هاي خود را در اين زمينه افزايش دهد. ثمره اين اقدام پسيان   انتشار مختصري از سرودهاي ژاندارمري و اشعار ملي ايران براساس  نت تحت عنوان  سه سرود ملي و هفت آوازمحلي ايراني با مقدمه به زبان آلماني بود. البته اقدامات كلنل به همين جا ختم نمي شد .وي طي ملاقاتي اتفاقي در يكي از فروشگاههاي برلين با هيندنبرگ سردار بزرگ آلماني از سوي او كه آوازه شجاعت پسيان توسط  نيروهاي عملياتي خود در ايران به نحوي به اطلاعش رسيده بود كه پسيان را به نام كوچك مي شناخت  به خدمت در ارتش آلمان دعوت شد .پسيان پس از اين دعوت در ديداري ديگر كه در مقر اقامت هيندنبرگ انجام شد در پاسخ به درخواست اين فرمانده بزرگ آلماني كه خواستار حضور او در يكي از خطوط جنگ با فرانسه شده بود بارديگر خوي آزادمنشي و ايران دوستي خود را بروز داده وبا اين خواسته بدليل  نبود خصومت بين دو ملت ايران وفرانسه مخالفت كرده وخواستار اعزام به جبهه روسيه شد و درباره دليل اين تقاضا هم به سردار آلماني آن گونه كه خود در شرح حال خود نوشت خويش آورده گفت:(ما ايرانيان نسبت به فرانسويان هيچ دشمني نداريم وبه لحاظ معارف جديد نيز تا حدي مديون فرانسويان هستيم.اما رفتارنامناسب روسيان با ايرانيان وبه ويژه بي توجهي آنان به بيطرفي ايران واشغال خاك آن ،انگيزه لازم را براي جنگيدن با روسيان در من ايجاد كرده است.)

پس از اين ديدار بود كه پسيان راهي جبهه شرق ونبرد با روسيه در قالب يك افسر ارتش آلمان  عهد ويلهلم دوم شد،اما در اين حال هم وي كسب دانش هاي جديد را به كناري ننهاد و خدمت در نيروي هوايي را برگزيد تا بدين گونه ضمن جنگ با رو س ها با علوم جديد نيز آشنا شود. وي پس از ديدن آموزش هوانوردي در ارتش آْلمان به پرواز با هواپيما اقدام كرد وبدين گونه نام خود را در تاريخ به عنوان نخستين خلبان ايراني ثبت كرد.اما دوران حضور پسيان در آسمان ديري نپاييد و او بدليل وضعيت نامساعد جسماني مجبور شد پس از تنها سي وسه صورتي پرواز خود را براي ادامه مبارزه با ارتش روس به نيروي زميني منتقل كند.ماجراي ورود  پسيان به  نيروي هوايي آْلمان با تعجب بسياري از ايرانيان مقيم آلمان در آن زمان كه در زمان حال تحت عنوان حلقه برليني ها شناخته مي شوند مواجه شد. اين تعجب تا حدي عميق بود كه پسيان مجبور شد طي نامه اي به حسين كاظم زاده ايرانشهر كه از نزديكترين دوستان وي در برلين محسوب مي شد در اين باره توضيح دهد. بر اساس بخش هايي از اين نامه كه كاظم زاده ايرانشهر در نخستين كتاب منتشره درباره كلنل پسيان پس از قتل وي آورده است پسيان اين موضوع را اين چنين توضيح داده بود:(اما اينكه چرا فورا قبول كرديم وممكن بود رد كنيم ،چندين علت داشت:1_بيكار نماندن 2_خود را به بطالت معرفي نكردن 3_اميد ياد گرفتن چيزي كه در مملكت نوبر واز جمله متاعها و سو قاتيهاي پر قيمت است.)

پسيان پس از خروج از نيروي هوايي آلمان ،فرماندهي بخشي از نيروهاي زميني اين كشور در جبهه لهستان را برعهده گرفت .او در اين جبهه عمليات موفقيت آميز چندي را برعليه نيروهاي روسي رهبري كرد اما پيشروي متفقين در ساير جبهه هاي جنگ نه تنها اين موفقيت ها را بي ارزش ساخت كه در يكي از حملات دشمن پس از آنكه تعداد بسياري از نيروهاي وي كشته شدند ،پسيان وچند تن ديگر از همرزمانش توسط يك هواپيماي آلماني از مهلكه نجات داده شدند.شجاعت هاي بسيار محمدتقي خان در جبهه لهستان عاملي شد تا بر اساس گفته هاي نجفقلي پسيان عموزاده وي ، دولت وقت آلمان با اهداي نشان صليب آهني كه بزرگترين نشان نظامي اين كشور محسوب مي شد از وي تجليل كند.

.پايان جنگ جهاني اول وشكست آلمان نه تنها قلم بطلاني بر برنامه هاي پسيان جوان در اين كشور نكشيد بلكه اورا به تلاش در سمت وسويي ديگر رهنمون ساخت. او در دوران پس از پايان جنگ تا خروجش از آلمان از يك سو به معالجه كامل خود اقدام كرد وازسوي ديگر ارتباط خود با ايرانيان روشنفكر مقيم اروپا يا همان حلقه برليني ها را قوي تر نمود. بر همين اساس كلنل به يكي از مترجمان ثابت نشريه كاوه ارگان مطبوعاتي اين جمع تبديل شد.و ترجمه هاي گوناگوني را در اين نشريه منتشر كرد. اين همراهي و همكاري با حلقه برلني ها تا آن حد گسترده بود كه پس از قتل وي نخستين كساني كه اقدام به انتشار كتابي در اين باره كردند همين گروه بودند كه شش سال پس از قيام كلنل در كتابي باعنوان شرح حال كلنل محمد تقي خان پسيان كه در برلين منتشر شد  به بيان نقطه نظرات خود درباره اين افسر آزاده اقدام كردند. نكته جالب در اين كتاب شيفتگي بسيار نويسندگان اصلي آن يعني كاظم زاده ايرانشهر و رضا زاده شفق نسبت به پسيان وشخصيت او است. اين شيفتگي در حدي است كه حتي مي توان تا حدي آن ریا به رابطه مريد ومرادي تشبيه كرد.پسيان به هنگام اقامت در آْمان ئعلاوه بر همكاري با مجله كاوه بدليل آشنايي وتسلط كامل به زبان روسي با نشريه روسي (اسرار اتحاد با خدا)كه بيشتر به مباحث عرفاني مي پرداخت نيز همكاري ميكرد. مقاله اي درباره ابوسعيد ابوالخير عارف وصوفي بزرگ ايراني از جمله كارهايي است كه از پسيان در اين نشريه منتشر شده است .اين مقاله به حدي قوي بود كه مسئولان نشريه را برآن داشت تا از نويسنده آن براي سفر به مسكو دعوت كنند اما اين سفر بدليل اوضاع خواص روسيه در آن زمان از يك سو وتفكرا ت ويژه پسيان از سوي ديگر هر گز عملي نشد. پسيان سر انجام در ربيع  الثاني 1338قمري برابر با بهمن 1298 خورشيدي پس از توقفي كوتاه در سوييس از طريق مرز انزلي وارد ايران شد ومستقيم رهسپار خانه عموي خود ژنرال حمزه خان در تهران گرديد.

 

 

 

از برلين تا مشهد

محمدتقي خان به هنگام ورود به  تهران تصور مي كرد دولتمردان ايران با توجه به سوابق و تحصيلاتش و همچنين به پاس احترام برادر و عموي شهيدش با او برخورد مناسبي خواهند داشت اما برخلاف اين تصور، به او هيچ توجهي نشد و حني دولت وثوق الدوله برخوردي كاملا ويژه و خاص با او داشت . آن چنان كه نه هزينه برگشت وي از مهاجرت را   برخلاف ديگر بزرگان  كابينه مهاجرت به او پرداخت كرد و  نه او را به كار و خدمتي منصوب كرد .اين در حالي بود كه كلنل در اين زمان با استفاده از تحصيلات و تجربيات و همچنين  علوم نظامي نوين كه در جبهه هاي مختلف اروپا آموخته بود  مي توانست خدمات مناسبي به ارتش ايران ارائه دهد اما احتمالاً به دليل داشتن افكار ضد انگليسي مورد بي مهري  قرار گرفت.

او در اين زمان و در حالي كه در منزل عمويش ساكن بود براي احتراز از بيكاري به نويسندگي و ترجمه روي آورد و در اين دوران كه پنج ماه به درازا كشيد موفق شد ابتدا كتاب (تاريخچه يك كنيز) اثر لامارتين را ترجمه كند و سپس كتاب  (سرگذشت يك جوان وطن دوست) را كه  احتمالاً شرح حال خودش بود،تا ليف كند كه متاسفانه از اين كتا ب نسخه اي در دست نمي باشد.

پس از گذشت اين دوران مشيرالدوله كه سمت نخست وزيري را از  وثوق الدوله تحويل گرفته بود محمد تقي خان را به خدمت دولتي فراخواند اما اين كار بيشتر به خاطر حسن رابطه با ژنرال حمزه خان بود تا خود كلنل. بر همين اساس هم  محل خدمت او را خارج از تهران درنظر گرفتند تا هم پسيان بزرگ را راضي كنند وهم يك فرد مترقي اما داراي افكار مخالف با طبقه حاكم را از تهران دور كنند. ابتدا رياست ژاندارمري آذربايجان به او پيشنهاد شد و به او توصيه گرديد كه همراه مهدي قلي خان مخبر السلطنه والي جديد آذربايجان و در واقع با هدف سركوبي جنبش شيخ محمد خياباني كه در ابتدا عليه قرارداد 1919 آغاز شده بود به اين ايالت برود اما نه پسيان اين ماموريت را پذيرفت و نه ژنرال حمزه خان كه از توطئه مخبرالسلطنه هدايت مبني بر كوبيدن خياباني به وسيله برادرزاده    اش وكاهش جايگاه فكري خاندان پسيان در آن منطقه كه خود فرزند آن بودند، آگاه شده بود ، اجازه پذيرش اين ماموريت را به محمد تقي خان داد.

نكته جالب اين بود كه تا اين زمان هر چند محمد تقي خان در محافل گوناگون با لقب كلنل شناخته مي شد اما دولت و مسئولان نظامي كشور او را هنوز ياور پسيان مي دانستند كه اين مشكل هم بر اثر فعاليت ژنرال حمزه خان و پيگيري برخي نشريات حل شد و درجه كلنلي يا همان سر هنگي  محمد تقي خان مورد تأييد قرار گرفت و همز مان رياست ژاندارمري خراسان به او پيشنهاد شد ،اين پيشنهاد هر چند مورد قبول پسيان و ژنرال حمزه خان قرار گرفت اما اين تعبير خود كلنل كه و (مرا را در فلاخن گذاشته و به سوي خراسان پرتاب كردند)گوياي واقعيت ماجرا است، زيرا به او تذكر دادند كه در صورت عدم قبول اين پيشنهاد، ديگر هرگز به خدمت دعوت نخواهد شد. بر اين اساس كلنل كه شيفته خدمت بود و از سوي ديگر ماهها بيكاري او را به تنگ آورده بود چاره اي جز قبول اين پيشنهاد نداشت. تشويق هاي برخي از رجال آزاديخواه مثل ملك الشعراي بهار كه در ديدارش با كلنل در دفتر روزنامه نوبهار او را براي عزيمت به خراسان ترغيب مي كرد، در پذيرش اين مسئوليت بي نقش نبود. بهاردر ملاقات خود با پسيان به او گفته بود كانون آزاديخواهان خراسان به وجود او نياز مبرم دارد. كلنل سرانجام در شهريور 1299 ابلاغ ژاندارمري خراسان را دريافت كرد و آماده حركت به سوي اين ايالت شد.


کلمات کلیدی: