کلاش ۱
ساعت ۱٠:٥۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۳ خرداد ،۱۳۸٦  

در مناطق کردنشین یک یک نوع گیوه به نام کلاش تولید می شود

رویه این کفش از نخ پنبه ای بافته شده و زیر آن از پارچه فشرده ساخته می شود،به همین دلیل کلاش کفشی است سبک،نرم وقابل انعطاف ومتناسب با محیط کوهستانی،تولید کلاش در اصل مختص منطقه اورامان بوده ولی اکنون در اکثر شهرهای استان تولید می شود. هورامان یا اورامان، نام منطقه‌ای در کردستان ایران و عراق است. این منطقه‌ از طبیعت زیبایی برخوردار است. یکی از جلوه‌های طبیعی ناحیه اورامان، وجود دره‌های پرپیچ‌و‌خم و عمیق و رودبارهای متعدد است. در پایه هر کوهی دره‌ای عمیق و رودباری زیبا قرار دارد. از مجموع آب این چشمه‌ها و رودبارها دو رودخانه‌ سیروان و لیله تشکیل می‌شوند که در نقطه‌ای به نام دروله در نزدیکی مرز ایران و عراق به‌ هم می‌پیوندند. هر چند که بخش عمده‌ای از منطقه اورامان را کوههای مرتفع و پربرف تشکیل می‌دهد اما در ارتفاعات پائین‌تر و در دامنه همین کوه‌ها جنگلهای متراکم نسبتاً وسیعی وجود دارند. پوشش جنگلی این ناحیه همچون پوشش عمومی رشته‌کوه زاگرس عمدتاً از درختان بلوط است درختان دیگری مانند گلابی‌وحشی و زالزالک نیز به تعداد قابل توجهی یافت می‌شود این جنگلها سنتا تأمین‌کننده سوخت زمستانی اهالی منطقه بوده‌اند. مردم این منطقه‌ با گویش کردی هورامی تکلم می‌کنند.

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد.

سریشم چسبی طبیعی‌ست که از عناصر گیاهی و یا جانوری استخراج می‌گردد . سریشم‌های گیاهی به ژلاتین هم معروف هستند .

گیوه

گیوه نوعی پاپوش ویژه مردان روستایی و از جمله صنایع دستی مناطقی از ایران است. در استان مرکزی تولید گیوه در مناطق سنجان و وفس رواج دارد. همه مراحل تولید این پاپوش، دستی است و مواد اولیه آن نخ قالی (که اصطلاحاً تنه نامیده می‌‌شود) و ضایعات چرم است. رویه گیوه بدست زنان و توسط گونه‌ای سوزن که جوالدوز خوانده می‌‌شود بافته می‌‌شود و قسمت کفی آن بدست مردان با استفاده از ابزاری که تخت نامیده می‌‌شود به اصطلاح آجیده می‌‌شود. در صورت لزوم رویه این پاپوش با استفاده از سریشم اندوده می‌‌شود تا در کشتزارها مانع نفوذ آب به درون آن شود. دراستان کرمانشاه 4نوع گيوه تولید می شود: گيوه تخت آجيده که کف تخت آن با نخ آج خورده است و استحکام زيادي داشته و بهترین نوع گیوه به شمار می آید. گيوه تخت چرمي که کف آن چرم يک تکه گاوميش است. گيوه تخت پلاستيکي که ارزانترین است و گيوه با رويه ابريشمي که رويه آن از نخهاي ابريشمي رنگارنگ و داراي نقش های هندسي است. کلاش کردی کرمانشاهكلاش اورامي نوعی گیوه است كه توسط گيوه بافان هورامان با تكه های پارچه به هم دوخته شده با روده دام به هم بافته مي شود.

محله ی گیوه کشان- نام محلی ناودومه کان

در زبان کردی سندجی واژه ی( DOM ) دوم به دو طایفه گفته می شود . یکی نوازندگان و عمله طرب و سازندگان ابزار موسیقی دومی گیوه و کلاش بافان که هر دو یعنی گیوه و کلاش از پاپوشهای بسیار قدیمی کردان بوده  که تفاوت گیوه در این است که زیره ی کلاش از پارچه های کتانی که آنرا نم زده و با مشته یا چرم کوب که در زبان کردی سندج این وسیله را چه رمه کو( CHARMAKO ) یا مشته (MASHTA ) می گویند و وسیله ای آهنی است که قالب مشت است و با آن چرم و زیره کتانی کلاش را که در قطعه های باریک بریده و تاکرده و در کنار هم قرار می دهند و پیش از اینکه به صورت کتابی در کنار هم قرار بدهند و از داخل آنها رشته های چرمی ویژه به نام تیره (TIRA) بگذرانند قطعات پارچه را با همان چرمه کو و بر روی سکوی چوبی که جلو دست دارند می کوبند که کاملا فشرده شود و رویه آنرا به وسیله ی نوعی رشته که به فریت (FRIT) نامزد است می بافند و دور تادور زیره ی کلاش را به وسیله ی تکه فلی آهنی که یک سر آن را کاملا با سنگ که آنرا هه سان (HASAN) می گویند روغن زده و تیز می کنند و در اندازه های مورد نظر می برند و نخ کلفتی را ( که از بوی بز می باشد ) دور تا دور از داخل زیره گذرانده و رویه را به آن می چسبانند و می بافند. کلاش و گیوه پاپوشهای خوبی هستند که بیشتر در فصلهای گرم سال کاربری دارد .این محله از دور میدان انقلاب رو به غرب خیابان امام خمینی در کوچه ی پشت دخانیات فعلی و کوچه ی مسجد دودروازه ملا جلال شروع می شود. این محله پیش از مرکزیت سندج هم وجود داشته است که محل سکونت عمله طرب و گیوه باغها بوده . بعدها به خاطر اینکه محله ای نزدیک به قله ی حکومتی بوده و افراد نامدار که در در بار والی مشغول به کار بودند در همان محله شروع به عمارت سازی کردند و کم کم این محله دارا ی وجهه و آبرویی شد و صاحبان املاک و ثروتمندان بازاری بعدها به خاطر همسایه بودن با آن افراد عمارتی برای خود ساختند از جمله ای عمارات یکی خانه ی حاجی ملک بود که شخص ثروتمندی بود که اصلا کردستانس نبود و دارای مذهب تشیع بود اما به خاطر ماندگار شدن در طول ده ها سال فرزندان و نوه های آنان سنی مذهب شدند. از خانه ی حاج ملک به پایین ساختمان بسیار زیبایی با دو حیاط و اطاقها و تالار بسیار گسترده  و حیاط های زیبایی بود که نخستین دبیرستان به نام هدایت درآنجا ساخته شد. که بعدها به دستور وزارت فرهنگ آن زمان دستور نوسازی آن عمارت د دو طبقه شامل کلاسهای بسار صادر شد. که در حال حاضر به دبیرستان جماران موسوم است .از آنجا به پایین بر سر سه راه کوچه مشیر دیوان عمارت بسیار باشکوهی بود که صاحب آن شیرینی پزی بود که به آقای قناد مشهور بود که تا همین اواخر آنجا پا بر جا بوداز سر سه راهی به سوی کوچه جنوبی در ضلع شمالی خانه های مصباح( فرزند مصباح الدیوان ادب شاعر نامدار کرد که اصلا سقزی بود اما فرزندش در سندج اقامت گزید ) قرار دارد که حیاط بزرگی با حوض سنگی داشت که آب حیاط و حوض های تمام ساختمانهای این محله از آب جاری حیاط به نام < ته ویله> تامین می شد و توسط میراب نامدار آن جا به نام < کافلامه رز> ( همان فرامرز در زبان فارسی) آبها تقسیم می شد. در قسمت جنوبی سه راه کوچه معرفت عمارت بزرگی با دروازه قدیمی بود که دارای حیاط بزرگ بود که دور تادور آن را اطاقهای برزگی در بر گرفته بود که به نام خانه های دانایی شهرت داشتند. این بخش نیز جز محله ی ناودومه کان یا گیوه کشان محسوب می شود . پایین تر از این خانه قلعه ای وجود دارد که در غرب آن ستاد ارتش وجود داشت که عراده توپ قدیمی با چرخهای آن بر روی پایه های سیمانی قرار داده بودند.مردم قدیمی سندج هنوز آنجا را < ده رمال حکومه تی > می نامند. از آنجا به پایین به رود خانه ای می رسیم که حد فاصل محله ی قطارچیان و مابقی شهر بود که توسط دو پل رومی بزرگ بکی در شرق و دیگری در غرب با هم در ارتباط بودند که پل شرقی را پل ملا ویسی  مینامیدند ( به خاطر نزدیک بودن به مسجد ملا ویسی) و پل غربی را پل امین السلام می نامیدند ( به خاطر نزدیکی به خانه ی ملا عباس امین السلام ) . این پلها بسیار زیبا بودند که به هنگام الگو سازی شهر سندج به زیر خاک رفتند که در حال حاضر بر روی پلها خیابانی به نام کردستان ساخته شده است. از پل امین السلطان  که به سوی رودخانه می رسیم کوچه ی مهم ( به ردوکانه کان ) خودنمایی می کند . این کوچه راسته  ی بازاری است که در آنجا مغازه های بقالی ، عطاری، خرازی، نانوایی، قهوه خانه و حمام و... وجود داشت .

تاریخچه گیوه

گیوه، اصولا پای پوشی است سبك، بادوام و مناسب برای راهپیمایی‌های طولانی در مسیرهای ناهموار و با توجه به این خصوصیات، اغلب افراد پیدایش آن را به روزگارانی خیلی قدیم‌تر از پیدایش سایر انواع پاپوش نسبت داده‌‌اند و همین امر باعث شده تا تولد گیوه با افسانه‌ها پیوند بخورد. كما اینكه در اكثر منابع، تولید نخستین گیوه را به گیو، پهلوان داستانی ایران (كه به روایت فردوسی پسر گودرز و داماد رستم بوده است) نسبت داده‌اند. مولف كتاب بهار اجم(عجم) به نقل از فرهنگ قوسی نوشته: گیو منصوب به گیو گودرز است و گیو آن را هنگام سرگردانی در توران زمین ترتیب داد و دیگران با استناد به شاهنامه و در تفسیر این نظریه عنوان كرده‌اند كه گیو وقتی برای بازگرداندن سیاوش(نوه‌ی كیكاوس) و مادرش فرنگیس به تركستان رفت هفت سال در آن دیار سرگردان بود و چون برای راهپیمایی‌های طولانی خود نیاز به پای‌افزاری بادوام،‌ سبك و خنك داشت گیوه را بوجود آورد و بعدها همه‌ی كسانی كه چنین مختصاتی را از پاپوش انتظار داشتند گیوه را انتخاب كردند و در رهگذر قرون و اعصار تغییراتی در آن بوجود آوردند. قرن‌هاست عشایر ایرانی و نیز بسیاری از روستائیان نقاط كوهستانی و نواحی خشك كشورمان گیوه را به هر نوع كفش ترجیح می‌دهند و از ‌آن استفاده می‌كنند و هر چند نمی‌دانیم گیوه‌های ابتدایی از چه جنسی ساخته می‌شده و چه شكلی داشته،‌ اسنادی در دست داریم كه نشان می‌‌دهد قرن هشتم هجری قمری دوران اوج استفاده از گیوه بوده و استان فارس در زمینه تولید آن مقام برجسته‌ای داشته و این معنا از آنجا استنباط می‌شود كه ابوالعباس زركوب شیرازی در كتاب شیرازنامه كه در سال‌های پیش از 754 قمری نوشته شده از بازار گیوه‌دوزان در شیراز یاد كرده و در مكاتبات خواجه رشیدالدین فضل‌الله، گیوه به عنوان یكی از محصولات عمده كازرون مورد اشاره قرار گرفته استدر همین خصوص عبیدزاكانی و نظام‌الدین قاری مصنف كتاب ارزنده‌ی دیوان البسه نیز نكاتی را متذكر شده‌اند كه از خلال آنها ارزش گیوه و اینكه در آن زمان تهیه انواع دیگر كفش برای همگان مقدور نبوده است مستناد می‌گردد. خصوصا كه نظام‌الدین قاری در بیتی،‌ دوام گیوه را نسبت به سایر كفش‌ها متذكر شده است. از دوره‌ی صفوی به بعد به موازات سایر تغییراتی كه در شئون مختلف زندگی مردم كشورمان بوجود آمد كفش نیز دچار دگرگونی‌هایی شد و آنچه از تاریخ پوشاك در ایران بر می‌آید دلالت دارد بر آنكه در دوره‌ی صفوی طبقات بالای جامعه عموما از كفش‌های تمام چرم استفاده كرده و اغلب مردم عادی گیوه می‌پوشیده‌اند و باز در همین دوره است كه می‌بینیم در شكل و ساختمان گیوه تغییراتی رخ می‌دهد و پاپوش‌دوزان قدیمی در راه تطابق كارآیی‌های گیوه با موقعیت اقلیمی منطقه‌ای كه در آن باید مورد استفاده قرار گیرد، برمی‌‌آیند. در این دوره علاوه بر شیراز كه دارای بازار گیوه‌فروشان بوده در اصفهان نیز بازاری برای تولید و فروش گیوه ایجاد شده و محل آن به روایت سیاحان، حوالی بازار علیقلی‌خان بوده است. در بین اسناد و مدارك دوره‌های بعدی نیز به كرات با نام گیوه، كاربردهای آن و حتی مشخصات افراد معروفی كه به گیوه‌دوزی اشتغال داشته‌اند، برمی‌خوریم. گیوه چیست؟ گیوه نوعی پای افزار است كه رویه‌ی آن را به شیوه‌ی بافتنی از ریسمان‌های ابریشمی یا پنبه‌ای نازك و زیره‌ی آن را گاه از چرم یا لاستیك و اغلب از لته‌های به هم فشرده و در هم كشیده می‌سازند.

 

 گیوه كه باید آن را جزو یكی از تولیدات كاملا كاربردی روستایی و عشایری دانست، هم اكنون در بسیاری از مناطق كشور تولید می‌شود و قسمت‌های مختلف كرمانشاه،‌ بخش‌هایی از اورامان، آباده، كازرون در فارس، بهبهان و دزفول در خوزستان،‌ بخشی از اصفهان، چهارمحال و بختیاری، روستای وفس و سنجان در استان مركزی جزو مناطق اصلی تولید گیوه در ایران هستند. البته در گذشته تعداد نقاطی كه گیوه در آن تولید می‌شده به مراتب بیشتر از امروز بوده و تعداد كارگاه‌ها نیز در مناطق نسبت به امروز در سطح بالاتری قرار داشته است. كار تولید گیوه به سه بخش كاملا مشخص تقسیم می‌شود كه عبارت است از رویه‌چینی، تخت‌كشی و‌ گیوه دوزی.

انواع گیوه

از دوره‌ی صفویه به بعد تغییراتی در ساختمان و شكل گیوه بوجود آمد و هم اكنون نیز گیوه‌هایی به اشكال و نام‌های مختلف تولید می‌‌گردد و مهم‌ترین آنها عبارت است از1. ملكی: نوعی كه دارای رویه‌ی نفیس و گران قیمت است و نوك(پنجه) درازی دارد. این نوع گیوه رویه‌اش بلندتر از گیوه‌های دیگر بوده و به قسمت پشت آن نیز یك قطعه چرم دوخته می‌شود.

2. گیوه آجیده یا آجده: نوعی گیوه است كه دارای رویه‌ی درشت باف و تخت‌ چرمی بخیه‌دار می‌باشد.

3. لته‌ای: نوعی كه تنها تفاوتش با سایر انواع گیوه تخت لته‌ای آن است.

4. گیوه تخت چرمی: نوعی گیوه شبیه كفش‌های معمولی كه تخت آن چرمی است و بیشتر در شهرها مورد استفاده قرار می‌گیرد و به همین اعتبار گیوه شهری نیز نامیده می‌شود.

5. تخت لاستیكی: نوعی گیوه درشت باف و ارزان قیمت كه دارای زیره‌ی لاستیكی است.

6. گیوه ابریشمی: نوعی گیوه تزئینی و تشریفاتی با تخت چرمی یا لاستیكی ظریف كه رویه‌اش با نخ ابریشمی رنگین بافته می‌شود و گاهی با منجق‌دوزی همراه است

اين حرفه جزء قديمي ترين صنايع دستي وفس مي باشد كه از تاريخ پيدايش آن اطلاع دقيقي در دست نيست و منحصرا" در استان مركزي، در وفس و سنجان كه فاصله زيادي از آن دارد رونق داشته است. اين نوع تخت از پارچه هاي نخي و لباس هاي مندرس كرباسي تهيه مي شد كه امروزه بيشتر از شلوارهاي كهنه لي استفاده مي كنند به اين ترتيب كه  پود آن از اين پارچه ها و به شكل نوارهايي نازك تهيه مي شود و تار آن از پوست گاو مي باشد و همچنين پنجه و پاشنه تخت را نيز از پوست گاو تهيه مي كنند و بعد از اتصال تار و پود به هم، دور آن را حاشيه زده و اضافات آن را مي برند و تخت درست مي كنند كه به آن « تخت كهنه اي » يا« تخت ملكي » مي گويند. اين حرفه مخصوص مردان بوده و افرادي كه تخت كشي، شغل اصلي آنها مي باشد بيشتر در فصل تابستان و زمستان به اينكار مبادرت مي ورزند و بقيه افرادي كه به كشاورزي يا كار ديگر مشغول مي باشند در اوقات فراغت به تخت كشي مي پردازند.

گیوه دوزی از سابقه ی دیرینه ای برخوردار است. این حرفه تا چندی پیش، از چنان رونقی برخوردار بود که در هر کوچه ای از کوچه ها و محله های وفس، صدای کوبیدن کوبه ها به کُنده های شیوه کشی(šive keši) به گوش می رسید؛ که در حقیقت این صدا ها از کارگاه های شیوه کشی که مردان در آنها مشغول ساخت تخت گیوه بودند بیرون می آمد.

دو مرحله ی اساسی در تولید گیوه، وجود دارد: شیوه کشی (ساخت تخت گیوه) و رویه چینی (بافت رویه گیوه).

در مورد شیوه کشی، در این پست به طور کامل توضیح داده ام که می توانید آن را ملاحظه کنید. فقط این مطلب را اضافه کنم که، شیوه (šive)، تخت گیوه است که از کنار هم قرار دادن پارچه های سه لایه، به عرض حدود یک سانتیمتر و طول حدود دوازده سانتیمتر به دست می آید. حرفه ی شیوه کشی نسبت به رویه چینی مشکل تر و کاری خسته کننده و طاقت فرسا می باشد.

رویه چینی( گیوه چینی)

این هنر مخصوص زنان و دختران روستا می باشد؛ آنان با استفاده از نخ تابیده در ضخامت های مختلف که اصطلاحا آن را یک لایه یا چند لایه می گویند و سوزن مخصوص به گیوه چینی می پردازند. هر چه نخ به کار رفته نازکتر باشد مرغوبیت گیوه تولیدی نیز بیشتر است. گیوه یا مستقیماً بر روی « تخت ملکی(takht malki)» بافته می شود که در این صورت بر مرغوبیت گیوه اضافه می شود و یا ابتدا روی تخته ی مخصوص بافته می شود و در انتهای بافت گیوه، آن را جدا کرده و به روی تخت اصلی می دوزند. پس از اتمام کار، گیوه قالب گیری می شود که در این کار از قالب های مخصوصی از چوب، به شکل پا استفاده می شود و این نوع گیوه ها چون تمام نخ می باشند بسیار سبک و خنک بوده و در تابستان ها مشتریان فراوانی دارد و به قیمت مناسبی در مراکز شهری به فروش می رسد.

در دایره المعارف آزاد ویکی پدیای فارسی، تحت عنوان« گیوه» آمده است: « گیوه نوعی پاپوش مخصوص مردان روستایی و از جمله صنایع دستی مناطقی از ایران است. در استان مرکزی تولید گیوه در مناطق سنجان و وفس رواج دارد. تمامی مراحل تولید این پاپوش دستی است و مواد اولیه آن نخ قالی (که اصطلاحا تنه نامیده می شود) و ضایعات چرم است. رویه گیوه توسط زنان و توسط نوعی سوزن که جوالدوز خوانده می شود بافته می شود و قسمت کفی آن توسط مردان با استفاده از ابزاری که تخت نامیده می شود به اصطلاح آجیده می شود. در صورت لزوم رویه این پاپوش با استفاده از سیریش اندوده می شود تا در مزارع کشاورزی مانع نفوذ آب به درون آن شود.»

همچنین در سایت میراث فرهنگی استان مرکزی درباره ی هنر گیوه دوزی در استان، مطلب زیر ذکر شده است:

Giveh - light cotton summer shoes

 It is current in Saveh, mahallat, vafs and Senejan. Senejan is located in 5k.m. west of Arak, that is the most important center in the central province

همانطور که گفته شد، رویه چینی را زنان و دختران انجام می دادند؛ به صورت گروهی جمع می شدند و به رویه چینی می پرداختند. از آنجایی که نگهداری و مواظبت از بچه ها نیز بر عهده آنها بود، گاهی اوقات گهواره ی بچه ی خود را به این تجمعات زنانه می بردند و در حین کار کردن، برای بچه ها نیز لالایی می خواندند، تعدادی از لالایی ها را در این پست نوشته ام.

دو مرحله ی اساسی در تولید گیوه، وجود دارد: شیوه کشی (ساخت تخت گیوه) و رویه چینی (بافت رویه گیوه).

این هنر مخصوص زنان و دختران روستا می باشد؛ آنان با استفاده از نخ تابیده در ضخامت های مختلف که اصطلاحا آن را یک لایه یا چند لایه می گویند و سوزن مخصوص به گیوه چینی می پردازند. هر چه نخ به کار رفته نازکتر باشد مرغوبیت گیوه تولیدی نیز بیشتر است. گیوه یا مستقیماً بر روی « تخت ملکی(takht malki)» بافته می شود که در این صورت بر مرغوبیت گیوه اضافه می شود و یا ابتدا روی تخته ی مخصوص بافته می شود و در انتهای بافت گیوه، آن را جدا کرده و به روی تخت اصلی می دوزند. پس از اتمام کار، گیوه قالب گیری می شود که در این کار از قالب های مخصوصی از چوب، به شکل پا استفاده می شود و این نوع گیوه ها چون تمام نخ می باشند بسیار سبک و خنک بوده و در تابستان ها مشتریان فراوانی دارد و به قیمت مناسبی در مراکز شهری به فروش می رسد.

شهرهای مهم اورامانات

پاوه: شهرستان پاوه حدوداٌدر 120 كیلومتری شمال غربی استان كرمانشاه واقع گردیده است. كه از شمال و شمال شرقی به استان كردستان، از جنوب و جنوب غربی به شهرستان جوانرود و از غرب و قسمتی از شمال غربی به كشور عراق محدود میگردد. این شهرستان با وسعت 1260 كیلومتر مربع با 19/5 درصد كل مساحت كرمانشاه شامل سه بخش، هشت دهستان و حدود 135 روستا(شامل 84 روستای مسكونی و 51 روستای خالی از سكنه) می باشد.بخشهای مختلف آن عبارتند از بخش باینگان شامل دهستانهای شیوه سر، كلاشی، ماكوان، بخش نوسود شامل دهستانهای سیروان، شرام، بخش مركزی شامل دهستانهای شمشیر-هولی و منصور آقایی می باشد.شهر پاوه در محدوده 35 درجه و دودقیقه تا 35 درجه و سه دقیقه عرض شمالی و 46 درجه و 21 دقیقه تا 46 درجه و 23 دقیقه طول شرقی در ارتفاع حدود 1525 متری از سطح دریا قرار گرفته است.

مریوان : واقع در استان كردستان با جمعیتی برابر با185116 نفر

سروآباد : واقع در استان كردستان    ته ویله: واقع در شمال شرقی شوشمه و نوسود هورامان تخت: در شهرستان سروآباد

     سو سه كان: واقع در غرب ته ویله ،    بیاره: واقع در شمال ده ر گا شیخان و غرب هانه گه رمه له ،شهرها و روستاهای هورامی زبان در كردستان عراق ،ته ویله: واقع در شمال شرقی شوشمه و نوسود ،پالانیا: واقع در شمال شوشمه و نوسود ،ده ره تفی: واقع در غرب سو سه كان ،به لخه: روستای بزرگی واقع در شمال غربی ته ویله

ده ر گا شیخان: واقع در شمال به لخه ،بیاره: واقع در شمال ده ر گا شیخان و غرب هانه گه رمه له ،ده ره قه یسه ر : واقع در غرب بیاره،خه ریانی: واقع در غرب بیاره


کلمات کلیدی: