ساعت ۱٢:٤۸ ‎ق.ظ روز شنبه ۱ اردیبهشت ،۱۳۸٦  

محمد تقي شريعتي پدر بزرگ روشنفكري ديني است 

 

بيست سال از فراق استاد گذشت. بيست سال از آخرين ديدار مردم خراسان با سقراط خود هماني كه يك تنه در برابرعالمان جاهل وجاهلان عالم زمان خود ايستاد گذشت.وبيست سال از يتيم شدن روشنفكري ديني ايران گذشت.آري درست حدس زدا ايد بيست سال پيش در چنين ايامي روح بلند استاد محمد تقي شريعتي مزيناني دانشمندمبارز و روشن  ضمير ايران همو كه بسياري از روشنفكران به حق اورا پدر بزرگ روشنفكري ديني ايران زمين لقب داده اند و  اكثر علماي دين اورا سقراط خراسان نام داده اند ،ديگر قفس تنگ كالبد خاكي را ميزباني لايق ندانست وپس از نزديك ده سال جدايي از پسر بلند آوازه اش دكتر علي شريعتي  به ديدار معبودي شتافت كه پسر را ميزباني مي كرد.

مرحوم استاد شريعتي بزرگ مردي بود كه نجات هموطنان خود از جهل وخرافه را اصل نخست زندگي خويش قرار داده بود.اودر اين راه تفاوتي بين جهل علمي وديني قايل نبود وهمانگونه كه يك تنه به جنگ كمونيست هاي مكر وحيله آن روز گار مي رفت از مبارزه با روحانيوني كه در اين لباس مقدس كسب نان را بر ارشاد انسان ترجيح مي دادند نيزرويگردان نبود. برهمين اساس نيز بود كه وقتي احساس كرد لباس روحانيت مانعي براي توجه جوانان به اصل سخنان وي است در حالي كه از علماي طراز اول مشهد بود و مجتهدي برجسته قلمداد مي شد به يكباره و به منظور  انتقال فرهنگ اصيل اسلامي به نسل جوان آن روزگار، لباس روحانيت را كنار گذاشت و دبيري در دبيرستان‌هاي مشهد را برگزيد.و انچنان در اين وادي پيش رفت كه نه تنها شاگردان برجسته اي چون فزرند گرانمايه خويش دكتر علي شريعتي و دكتر حسين رزمجو را پرورش داد بلكه ريشه كمونيسم را به صورت كامل در خراسان خشكاند و آرزوي سران شوروي سابق را براي تبديل اين خطه از ميهن عزيزمان ايران رابه شانزدهمين جمهوري اتحاد جماهير شوروي به زباله دان تاريخ رهسپار كرد.

عمده فعاليت ايشان در وزارت فرهنگ و آموزش و پرورش آن روزگار تدريس اسلاميات بود و نسلي از اساتيد بنام مشهد هم‌چون و ... از پرورش‌يافتگان و شاگردان آن بزرگوار هستند.اما عملكرد استاد تنها به همين مسايل ختم نمي شود. او در جريان ملي شدن  نفت هم پرچم دار مليون خراسان بود و به همراه افرادي چون مرحوم افشار وطاهر احمد زاده هدايت  طرفداران مصدق را در خراسان برعهده داشت .وي در اين راه حتي كانديداي مجلس ملي شد ومردم نيزبا شناختي كه از درستي وصداقت او داشتند براي حضور در مجلس برگزيدند اما مسايل گوناگون سياسي  مانع حضور او  در مجلس شد.استاد پس از شكست نهضت ملي از نه تنها از صحنه كنار نكشيد بلكه بر فعاليت خود افزود و با انتشار كتبي چون

تفسير نوين و خلافت و ولايت كه به حق عالمانه تأليف شده‌بود ، به نوعي ديگر در صحنه مبارزاتي حاضر شد وخطي جديد را در دفاع از دين وملت ايجادكرد كه كتبي چون شيعه وتشيع علوي وصفوي فزرزند برومندش دكتر شريعتي كامل كننده آن بود.

استاد شريعتي اگرچه تحصيلات كلاسيك دانشگاهي نداشت و بيشتر يك روشنفكر حوزوي به شمار مي آمد اما مطالعات جانبي و دايرة‌المعارفي گسترده‌اي داشت، كانون نشر حقايق اسلامي كه به همت و پايمردي آن بزرگوار تأسيس شد، نقش اساسي در تربيت نيروهاي انقلابي و دين‌مدار ايفا كرد و به صورت پايگاه‌ مبارزه با خرافه‌‌پرستي و بيان اصول حقّه اسلامي درآمده بود.استاد پس از  شكل‌گيري حسينيه ارشاد همانند پسرش يكي از ستونهاي استوار اين مركز شد و مبارزه اش با خرافات و بيگانه‌پرستي و ظلم‌ستيزي را در بعد وسيعتري ادامه داد.اووهمزمان به تاليف كتاب نيز ادامه داد وتا پيروزي انقلاب  17 کتاب تاليف كرد كه هركدام شمعي فروزان براي دوستداران اسلام واقعي محسوب مي شوند.اهتمام و توجه اصلي به قرآن به عنوان منبع اصيل ديني، استناد به منابع اصيل و قابل اعتماد ديني و علمي، آگاهي از منابع جديد، توجه به نيازمندي هاي زمان، پيشتازي در طرح مسائل ديني و قلم روان و سليس و مورد استفاده مخاطب ديروز و امروز از ويژگي هاي آثار استاد است.

پيروزي انقلاب براي استاد چندان خوش يمن نبود زيرا كه وي پس از شهادت يگانه پسرش معلم شهيد دكتر شريعتي به سال 56 تنها دلخوشيش  را تاليف وتربيت شاگرد قرارداده بود اما گمراه شدن برخي شاگردان در شرايط انقلابي  اورا به شدت سرخورده كرد.اين سرخوردگي به همراه مشكلاتي كه درسال هاي نخستين انقلاب براي دوستداران دكتر شريعتي وبه ويژه خانواده اش از سوي انقلابيون تند رو ايجاد شد عاملي شد تا استاد با سياست براي هميشه وداع كند و برهمين اساس در اطاق كارش تابلويي را نصب كند كه مضمون آن ممنوع بودن  هر گونه بحث سياسي در نزد وي بود.سال هاي پاياني زندگي سقراط خراسان بدين گونه سپري شد و البته روزهاي نخست  پس از فوت اونيز در همين حال وهوا بود آنچنان كه در مراسم تشييع پيكر پاك وي به غير ازعلي صالح آبادي معاون سياسي وقت استانداري خراسان هيچ مسئول رسمي جمهوري اسلامي حاضر نبود . البته كم نبودند مسئولان دولت موقت وسال هاي پيش از دهه شصت وهمچنين اساتيد برجسته حوزه ودانشگاه كه در اين مراسم حاضر شده بودند ودر سوگ پدر بزرگ روشنفكري ديني ايران اشك مي ريختند. 

 


کلمات کلیدی: