کلنل ۶
ساعت ۱۱:۱٦ ‎ب.ظ روز جمعه ٥ آبان ،۱۳۸٥  

نخست وزيري قوام السلطنه و عزل كلنل

 

تدبيركلنل وانجام اقدامات اصلاحي توسط اودر خراسان كه در بالا به پاره اي از آنها اشاره شد، امنيت وآرامش خاصي به خراسان بخشيده و مردم را به آينده اميدوار ساخته بود. سيد ضيا الدين هم با توجه به موفقيتهاي كلنلو به ويژه بازداشت قوام بدون هيچ گونه خونريزي  براي او پاداشي معادل سيصد تومان در ماه به صورت مادام العمر در نظر گرفت كه البته بر اساس روايت علي آذري از زندگي پسيان ،وي آن را نپذيرفت و به همان حقوق ژاندارمري خود بسنده كرد. اما روزگار براي هميشه بروفق مراد پسيان وسيد ضيا نبود زيرا هرچند كلنل در خراسان موفق بود ولي  سيد ضيا به دلايل مختلفي توفيق اداره درست و موفقيت آميز كشور را نيافت. سخنان تند او به ويژه در كوبيدن سلسله قاجارواعيان واشراف وابسته به آن در كنار ترديد انگليسي ها درموفقيت كابينه سياه و در نتيجه عدم حمايت از او و همچنين خودسري رضاخان سردارسپه وزير جنگ كه به ويژه پس از بازداشت قوام توسط پسيان رنگ وبوي ديگري پيدا كرد ه بودو بيشتر بوي مخالفت مي داد تا خودسري نتيجه اي جز فراهم شدن موجبات سقوط كابينه كودتا نداشت. اين گونه بود كه اين كابينه در چهارم خرداد 1300 با هماهنگي رضاخان و انگليسي ها از يك سو وجلب موافقت احمد شاه كه از همان ابتدا دلخوشي از آن نداشت از سوي ديگر ،سقوط كرد و سيد ضيا الدين طباطبايي به خارج از كشور هدايت شد. اگر چه سقوط كابينه سياه كه كلنل به سخنان نخست وزير آن دل بسته بود، برخي از نگراني ها رادر بين افرادي كه به غلط سيد ضيا را وطن پرست مي دانستند از جمله پسيان به وجود آورد اما وي هرگز تصور نمي كرد كه سرنوشت او نيز به اين سقوط پيوسته باشد. سقوط كابينه كودتا عاملي براي آزادي  بسياري از زندانيان اين حكومت كودتا از جمله زندانيان مشهد شدكه اين خود زنگ خطري براي پسيان محسوب مي شد .سقوط كابينه سياه وآزادي منتفذين از زندان با شادي و استقبال تجار، زمين داران و اجاره داران آستان قدس كه از پرداخت ماليات ناراضي بودند ،همراه بود  اما افراد ژاندارمري و خود كلنل به اين مسئله چندان خوشبين نبودند. اولين موضوعي كه ذهن كلنل را بعد از سقوط دولت سيد ضيا به خود مشغول كرد، مسئله تلگراف هفتم خرداد احمدشاه بود. شاه در اين تلگراف كلنل را در فرماندهي قواي نظامي خراسان ابقا كرده اما او را از دخالت در امور حكومتي و در واقع از حكومت خراسان منع نموده بود. اين مسئله با توجه به اينكه هنوز نخست وزير جديد معرفي نشده بود براي كلنل ابهام برانگيز به نظر مي رسيد اما او هيچ واكنشي از خود نشان نداد. تا اين كه در چهاردهم خرداد و ده روز پس از سقوط كابينه سياه، رئيس الوزراي جديد معرفي شد واو دليل اصلي اين فرمان شاه را دريافت .وي وقتي نام رييس الوزراي جديد را شنيد،مطمئن شد كه اين انتخاب بدترين انتخاب ممكن حداقل براي او بوده است زيرا كه  قوام السلطنه حاكم قبلي خراسان و فردي كه او به دستور نخست وزير قبلي به زندانش انداخته بود ،سكان دار دولت معرفي شد و اين درحالي بود كه رضا خان ديگر دشمن وي هم در سمت وزير جنگي خود ابقا شده بود.

قوام السلطنه پس از  معرفي اعضاي كابينه خود در نخستين اقدام همان گونه كه انتظار مي رفت والي جديد خراسان را تاييد كرد تا بدين گونه پاسخي به مخالفت ورزي هاي كلنل با خود  داده باشد. وي براين اساس ميرزا صدر نجد السلطنه از بزرگان مشهد را كه زنداني كلنل نيز بود به عنوان كفيل استانداري خراسان معرفي كرد و به او دستور داد كه كليه زندانيان سياسي مشهد را آزاد نمايد. نجدالسلطنه پس از گرفتن اين حكم وبا توجه به آشنايي با خصوصيات كلنل در تلگرافي به قوام از اوخواست كه به علت كبر سن او را از قبول اين مسئوليت معاف كند و اجازه دهد كه كلنل همچون گذشته اداره امور را در اختيار داشته باشد. اين تقاضا با مخالفت تهران مواجه شد و او حسب الامر قوام اداره امور خراسان را در دست گرفت. كلنل هم به رغم ناراحتي شديد از نخست وزيري قوام ودلخوري از اين انتصاب كه از نظر اوهردو اين افراد شايسته مناصب در اختيار گرفته به كفالت نجدالسلطنه تن در داد و امور استانداري خراسان را به او واگذار كرد. نجد السلطنه در همان روزهاي نخست حكومت خود به سرعت مشغول عزل و نصب حكام و گرفتن تقديمي مطابق مرسوم حكام قاجاري شد. وي با برخوردهاي انفعالي نسبت به كلنل و به ويژه با ارائه گزارش هاي نادرست و مغرضانه به تهران، زمينه هاي تحريك او را فراهم كرد.اين گونه حركات، كلنل را مطمئن كرد كه قوام السلطنه درصدد تلافي واقعه روز سيزده نوروز است و لذا در اقدامي دور از انتظار به فكر مخالفت با دستورهاي صادره از تهران افتاد. وي تصور مي كرد كه اين حركت او مي تواند زمينه سقوط دولت قوام را فراهم سازد. او در اين راستا ضمن در اختيار گرفتن كنترل تلگراف خانه، دستور داد كليه كساني را كه احتمال مي رفت از جانب تهران  به عنوان والي منصوب شوند، دستگير كنند. علاوه بر نجدالسلطنه، سالار حشمت، سالار مظفر و هژير الملك نيز بازداشت شدند. اگر چه هدف اصلي از در پيش گرفتن اين اقدامات ساقط كردن دولت قوام بود اما اين هدف از نظر خيلي ها غير منطقي به نظر مي رسيد و زمينه را براي متمرد خواندن و حتي تجزيه طلب ناميدن او فراهم مي كرد. به همين دليل سياستمداران تهراني مخالف قوام، از اين حركت كلنل در خراساني حمايتي جدي به عمل نياوردند. اكنون كلنل در شرايط جديد سه راه بيشتر پيش پاي خود نمي ديد: حمله به تهران، ترك كشور و يا تسليم. او با توجه به در اختيار داشتن حدود 4000 ژاندارم منضبط و در حاليكه دولت قوام از جمع و جور كردن 1000 نفر نيرو نيز ناتوان بود، مي توانست به تهران حمله كند اما نداشتن هزينه لشكركشي و تفرقه بين آزاديخواهان تهراني در حمايت از قيام خراسان و تهديدات ژنرال كنسول انگليس در مشهد كه گفته بود لشكركشي خراسانيان به تهران باعث سلطه بلشويك ها بر ايران و آغاز جنگ داخلي خواهد شد، او را از اجراي اين نقشه منصرف كرد. ترك كشور دومين راه موجود در پيش پاي كلنل بود. او به همين منظور بعد از در جريان قرار دادن مشاور الملك انصاري  وزير خارجه وقت و ژنرال گلروپ سوئدي رئيس كل ژاندارمري كشور در پيامي به احمد شاه قاجار ضمن ابراز عدم اعتماد خود به قوام ، آمادگي خود را براي خروج از كشور تحت شرايطي اعلام كرد.

مهمترين شروط او براي خروج از كشور عبارت بودند از:1-   تأييد ترفيع درجه افسران ژاندارمري،2-   عدم تعقيب افسران ژاندارمري و برخورد مناسب با آنها،3-   رسيدگي به حسابهاي مالي،4-   تأييد بودجه ژاندارمري و5-   دريافت حقوق يك ساله خود و اجازه سفر به اروپا.

اين گونه خواسته ها و شرايط نشان مي داد كه كلنل اهل ترك كشور و فرار در حال ضعف و شكست نبود و مي خواست پيروزمندانه و در شرايطي كه دوستان و هوادارانش تأمين گرفته باشند، كشور را ترك كند. او بعد از مخابره شروط خود به تهران عده اي از بزرگان مشهد را در محل استانداري جمع كرد و آنان را در جريان مذاكرات خود با تهران قرار داد و اضافه كرد كه متعهد به حمايت از افراد زيردست خود بوده و اگر دولت شرايط او را نپذيرد تا آخرين نفس مقاومت خواهد كرد. حاضرين در اين ديدار به آقايان ميرزا جواد خان،حاج حسين آقا ملك ،شيخ قاسم بلور فروش ،حاج شيخ محمد كاظم تاجر ،وهاب اوف ،شيخ فاضل مجتهد،آقا محمد دانش و نايب التوليه  مأموريت دادند تا از شاه بخواهند تا آمدن استاندار جديد، اداره امور خراسان همچنان در اختيار كلنل محمد تقي خان باشد. وزير دربار در پاسخ به تلگراف كلنل، پاسخي براي او مخابره كرد و يادآور شد كه احمدشاه كليه تقاضاهاي او به غير از مسئله ترك كشور را به علت نياز مملكت به خدماتش پذيرفته است. در اين تلگراف از كلنل خواسته شده بود كه نجدالسلطنه را براي پذيرش استانداري خراسان تشويق كند و خود همچنان فرماندهي قشون را عهده دار باشد. اين مذاكرات سرانجام كلنل را به در پيش گرفتن راه سوم يعني تسليم در برابر تصميمات تهران رهنمون شد و او ضمن اظهار اطاعت نسبت به دولت قوام زندانيان مخالف خود و هوادار قوام را از زندان آزاد كرد و اداره امور خراسان را به نجدالسلطنه سپرد.نجدالسلطنه در اين مرحله از حكومت خود ضمن لغو حكومت نظامي و برخي از ماليات ها ، نيروهاي اخراجي آستان قدس را دوباره دعوت به كار كرد و محمد جواد ظهير الاسلام نايب التوليه آستان قدس را كه از طرفداران كلنل بود از كار بركنار نمود. علاوه بر اين اقدامات نجدالسلطنه و مرتضي قلي خان نايب التوليه جديد به ويژه در معتبر اعلام كردن قراردادهايي كه كلنل به واسطه لطمه خوردن به اموال و املاك آستان قدس آنها را باطل اعلام كرده بود- عكس العمل شديد عده اي از مردم را به دنبال داشت. آنها در بيانيه ها و روزنامه ها و حتي تلگرافات خود به شدت از دولت انتقاد مي كردند و نجدالسلطنه را هم مورد تهديد قرار مي دادند. نجدالسلطنه كه به سبب عملكرد خود به شدت تحت فشار منتقدين بود بعد از وقوع برخي از ناامني ها مثل انفجار دو بمب و همچنين تهديدات مخالفين و بعد از يك ماه و نيم حكومت در اوايل مرداد 1300 بدون توجه به مخالفت قوام و به بهانه بيماري استعفا داد و اختيارات خود را تا آمدن والي جديد به كلنل واگذار نمود.كلنل محمد تقي خان پس از اين اقدام نجدالسلطنه در روز دهم مرداد گروهي از سرشناسان مشهد شامل اعيان، تجار، مديران جرايد و كسبه شهر را كه حدود 250 نفر مي شدند جمع كرد و ضمن يادآوري سوابق خدمتي خود و اعلام آمادگي براي واگذاري حكومت خراسان به والي جديد از آنان درخواست كه در تماس با تهران، استاندار جديدي را براي خراسان تقاضا كنند. گروهي از اين افراد با تجمع در تلگرافخانه مشهد و با متوسل شدن به احمد شاه و مشير الدوله و همچنين نمايندگان مجلس شوراي ملي، خواهان ابقاي كلنل در حكومت خراسان شدند.


کلمات کلیدی: