ساعت ۱٢:٤٠ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٦ اسفند ،۱۳۸٥  

ديد و بازديد نوروزي،ناجي مردم در برابر آسيب‌هاي نوين شهرنشيني

اين كه انسان‌ها در روزگار ما بي‌وفا شده‌اند و ماه و سال را در بي‌خبري از پدر و مادر و ديگر اعضاي خانواده سپري مي‌كنند، درد دل خودماني افرادي است كه در اصطلاح عاميانه چند پيراهن بيشتر از ما پاره كرده‌اند. افسردگي كه يكي از بيماري هاي شايع جوامع صنعتي است، بر اثر كاهش روابط انساني و ديد و بازديدهاي موجود به وجود آمده است.

اما، اگر با عينك خوش بيني به پس و پيش تاريخ بنگريم، خواهيم ديد در دل تاريخ جوامع شرقي، راهكارهاي سنتي براي دردهاي عصر نوين انديشيده شده است و به حق كه هنوز مردم اين كشورها با افتخار به آن پايبندند.

ديد و بازديد نوروزي را بايد يكي از اين راهكارهاي سنتي در برابر زندگي انزواگرايانه عصر جديد به حساب آورد، راهكاري كه هر چند براي مدتي كوتاه، آدم‌هاي درگير در زندگي فردگرايانه و پيچيده كنوني را با اجتماع پيوند مي دهد. به نظر مي‌رسد ديد و بازديد نوروزي يا عيد ديدني به عنوان سنتي كه اسلام نيز برآن تاكيد دارد،از زمان‌هاي بسيار دور مورد توجه ايرانيان بوده و است.

هر چند كتاب‌هاي تاريخي و ادبي، تنها از عيد ديدني‌هاي رسمي درباريان و اميران و بزرگان، خبر مي‌دهند،اما شواهد بر اين است كه ديد و بازديد نوروزي فقط مختص بزرگان كشوري و طبقه خاصه نبود، بلكه مردم نيز ديد و بازديد نوروزي را برگزار مي‌كردند. از ديرباز، رسم بر اين بوده است كه ايرانيان در نخستين روز نوروز،اول به ديدن بزرگان فاميل ، طايفه و شخصيت‌هاي علمي و اجتماعي مي‌روند و فرا رسيدن سال نو را به آنان شادباش مي‌گويند.در بسياري از اين عيد ديدني‌هانيز همه افراد خانواده حضور دارند. ديدن‌هاي نوروزي كه ناگزير بازديدها را به دنبال دارد و همراه با دست بوسي و روبوسي است ، در روزهاي نخست فروردين كه تعطيل رسمي است و گاه تا سيزده فروردين بين خويشاوندان و دوستان و آشنايان دور و نزديك ،ادامه دارد. رفت و آمد گروهي خانواده‌ها، در كوي و محله بويژه در شهرهاي كوچك ، هنوز سنتي پابرجا است. اين ديد و بازديدها،تا پاسي از شب گذشته،بويژه براي كساني كه نمي‌توانند كار روزانه را تعطيل كنند، ادامه دارد. تا زماني كه مسافرت‌هاي نوروزي  رسم نشده بود، در شهرها و محله‌هايي كه آشنايي‌هاي شغلي و همسايگي و  روابط چهره به چهره  جايي داشت ، ديد و بازديدهاي نوروزي ، وظيفه‌اي بيش و كم الزامي به شمار مي‌رفت. چه بسا، آشناياني بودند و هستند كه فقط سالي يك بار ، آن هم در ديد و بازديدهاي نوروزي ،به خانه يكديگر مي‌روند. گسترش شهرها، ازدياد جمعيت ، پراكندگي خانواده‌هاي سنتي ، محدوديت‌هاي شغلي و نيز فرهنگ آپارتمان نشيني،از عواملي است كه ديد و بازديدهاي نوروزي را كاهش داده است. بر اثر اين دشواري‌ها و محدوديت‌هاي زماني، بسياري از خانواده‌هايي هم كه به مسافرت نمي‌روند، براي ديد و بازديدهاي نوروزي ، از پيش زماني را معين مي‌كنند.در ديد و بازديدهاي نوروزي رسم است كه براي دلجويي نخست به خانه كساني بروند كه در سال گذشته عزيزي را از دست داده‌اند و در اصطلاح  نوروز اول  درگذشت عضوي از آن خانواده است. در ايران رسم بر اين است كه خانواده‌هاي سوگوار افزون بر سومين، هفتمين و چهلمين روز درگذشت عزيزي از خانواده، كه بيشتر در مسجد برگزار مي‌شود، نخستين نوروز را نيز، در خانه مي‌نشينند و خويشاوندان با آوردن هدايايي كه بيشتر اوقات پارچه‌هاي رنگي است،رخت سياه عزا را از تن آنان درمي‌آورند، به اميد اينكه در يك سال پيش رو به جاي عزا و ناخوشي ،خوشي و شادماني در آن خانواده برقرار باشد. نشست‌هاي نوروز اول هرچند جنبه نمادين دارد،اما از فضاي ديد و بازديدهاي نوروزي نيز برخوردار است.ديداركنندگان، در نوروز اول به خانواده سوگوار  تسليت نمي‌گويند، بلكه براي آنان آرزوي شادماني مي‌كنند، تا در آغاز سال نو فال بد نزنند. به دور ريختن كدورت‌ها و برطرف كردن دلخوري بين خانواده‌هايي كه در سال گذشته كدورتي بين آنان وجود داشت، نيز از ويژگي‌هاي پسنديده ديد و بازديدهاي نوروزي است. شيوه معمول اين مراسم، اين است كه بزرگان يك فاميل براي رفع كدورت‌هابين اعضاي فاميل، پيش قدم مي‌شوند. آنان دو طرف دعوا را به خانه خود دعوت مي‌كنند و سعي مي‌كنند با نصيحت به كدورت‌هاي بين آنان،پايان دهند كه بيشتر اوقات هم موفق مي‌شوند. زيبايي ديد و بازديدهاي نوروز و تاثيرگذارترين جنبه‌آن اين است كه هرچند نمادين، دوستان و فاميل حداقل سالي يك بار مي‌توانند از احوال يكديگر خبر بگيرند، وضعيت يكديگر را جويا شوند و شادي‌ها را باهم تقسيم كنند. اين رسم در واقع همان صله‌رحم است كه پيامبر اكرم ،امامان معصوم و بزرگان دين ما نيز در كتابها و احاديث ديني بر آن تاكيد فراوان دارند. نگرشي بر رسوم نوروز نشانگر آن است كه هريك از آنها بر حكمتي خردمندانه استوار و حاوي نكاتي جامعه شناختي است كه براي جلوگيري از آسيب‌هاي شهرنشيني مي‌توان آنها را رواج داد. 


کلمات کلیدی: