ساعت ۱٢:٤٠ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٦ اسفند ،۱۳۸٥  

حاجي فيروز سيه روي سپيددل

بوي بهار مي‌آيد، نوروز در راه است، طبيعت از دل خاك سر برمي‌آورد و زمستان با تمام سختي‌ها و نعمت‌ها با ما وداع مي‌كند تا زمستاني ديگر.

اما پيشگام نوروز در فرهنگ كهن ما ايرانيان، عمو نوروز دوران پيش ازاسلام و حاجي فيروزدوران اسلامي  است كه وجه تسميه آن، اعلام خبر خوش فرا رسيدن عيد است. برپايه نقل‌هاي اساطيري ، الهه همسر دوموزي يا تموز (نماد شاه) اراده مي‌كند درسفر به زير زمين، از دنياي مردگان آگاه شود، امااين سفر بي‌بازگشت است و دوموز مي‌خواهد در پي همسر خود راهي دنياي زيرزمين شود. بزرگان تصميم مي‌گيرند براي انصراف شاه از اين سفر بي‌بازگشت، نماينده‌اي را به زير زمين بفرستند و بدين ترتيب شخصي را با لباس قرمز و دايره و دنبك به جست وجوي الهه گم شده به زير زمين مي‌فرستند.

عمو نوروز و حاجي فيروز اصلا فرعي نيستند ، خيلي هم اصلي اند. داستان عمونوروز، داستاني عاشقانه است. عمو نوروز منتظر زني است. آنها مي‌خواهند با هم ازدواج كنند. اين داستان مي‌تواند به آن ازدواج مقدس الهه و شاه مربوط باشد. در واقع آن زن بي‌نام (سال) عاشق عمو نوروز است و آن الهه هم عاشق شاه است. در گفته‌هاي ديگر، عمو نوروز نماد فردي است كه مژده بركت مي‌دهد، مرحوم مهرداد بهار بر اين باور است كه سياهي صورت حاجي فيروز بايد مربوط به بازگشت او از دنياي مردگان باشد. ظاهرا داستان از اين قرار است كه ايشتر كه همان الهه تموز است شاه -دوموزي- را برمي‌گزيند. يك روز الهه به زيرزمين مي‌رود و با ورود الهه به زيرزمين، باروري روي زمين متوقف مي‌شود. نه ديگر درختي سبز مي‌شود و نه ديگر گياهي هست. خدايان كه از ايستايي جهان ناراحت بودند، مقرر مي‌كنند نيمي از سال را دوموزي به زير زمين برود و نيم ديگر سال را خواهر دوموزي كه گشتي ننه نام دارد، به جاي برادر به زيرزمين برود. وقتي دوموزي به روي زمين مي‌آيد، بهار پا مي‌گشايد و تمام مراسم نوروز هم‌ظاهرا و احتمالا به دليل آمدن اوست. دوموزي پيش از سفر به زيرزمين، لباس قرمز بر تنش مي‌كند ، دايره، دنبك ، ساز و ني‌لبك مي‌گيرد و اين، يعني خود حاجي فيروز.

صورت سياه هم مربوط به بازگشت از دنياي مردگان است و سپس شادماني‌ها براي بازگشت دوموزي از زيرزمين. عيد نوروز از زمان حكومت كوروش بر ايران باستان ، جشن گرفته شده است. نوروزكه يك سنت  ۳۵۰۰ساله ايراني است، درواقع پايكوبي براي بيداري طبيعت از خواب طولاني زمستاني است. تمام ملت‌ها داراي منشا ايراني كه مباني زبان و تاريخ آنها از اشتراك برخوردار است ، نوروز را جشن مي‌گيرند كه عبارتند از ايراني‌ها، تاجيك‌ها، آذربايجاني‌ها، كردها، افغان‌ها،بلوچ‌ها وبخشي ازهندي‌هاي داراي ريشه ايراني. نو در زبان پارسي به معناي جديد و روز به معناي آغاز روشنايي پس از شب است. بنابراين، نوروز در كلام به معناي روز جديد است كه در نخستين روز بهار كه طول روز و شب مساوي است، رخ مي‌دهد. روح بقا و عصاره نوروز ، نو شدن طبيعت است. ايرانيان از ديرباز آغاز بهار را جشن گرفته‌اند و اين بخشي از سنت‌هاي برجاي مانده از ايران باستان است.

آيين زرتشت كه در ايران پيش از اسلام رواج داشت ، نخستين آيين تاريخ جهان است كه مفاهيمي چون خداي واحد، جهنم، بهشت، و شعار كردار نيك، پندار نيك و گفتار نيكو را ترويج كرد كه اين مفاهيم در دين اسلام نيز جايگاه بسيار والايي دارد.

زرتشتيان دوره‌هاي طبيعت، مانند تغيير فصل‌ها را در جشن‌هاي باشكوه ارج مي‌نهادند. جمشيد پادشاه اسطوره‌اي ايران، جشن آغاز بهار را نوروز نام نهاد و رسما جشن ملي اعلام كرد. كهن‌ترين يافته‌هاي باستان شناسي درباره نوروز به دوران هخامنشيان در  ۲۵۰۰سال پيش برمي‌گردد. در ديوارهاي تخت جمشيد نيز تصاوير بسياري از آيين‌هاي مختلف در جشن نوروز نقش بسته است. نوروز همچنين، انگيزه‌اي براي متحدشدن تمام ايرانيان در برابر بيگانگان و هجوم‌ها بوده تا از خاك و فرهنگ خود پاسداري كنند.

اسكندر مقدوني و پس از او نيز تلاش شد تا نوروز را از تاريخ و ذهن ايرانيان برگيرند ، اما اين جشن كه ريشه عميقي در فرهنگ غني ايران دارد، تاكنون زنده مانده زيرا نوروز ارج نهادن به زندگي است. درايران باستان تعطيلات  ۳۱روزه نوروز فرصتي بود تا تمام اعضاي خانواده دور هم جمع شوند، اما اكنون اين ايام  ۱۳روزه شده و آيين‌ها نيز در گردش تاريخ اندكي تفاوت كرده است. اما هفت سين، در شب سال نو. خانواده‌هاي ايراني سفره هفت سين مي‌چينند كه مجموعه‌اي از نمادهاي استقبال از بهار است . برصدر اين سفره، قرآن مجيد به‌عنوان تبرك و سايه سار سعادت و سلامت قرار مي‌گيرد. سبزه نشانه حيات نو و سبز بودن است. سركه قرمز نشانه سن و عقل. سنجد نمادي از عشق. سكه زرد علامت ثروت. سير يادآور دارو و درمان. سمنو نمادي از فراواني و وفور و سنبل نشان‌دهنده زيبايي است .

همچنين برسر سفره هفت سين شمع‌هايي روشن در برابر آينه به عنوان نماد خلقت قرار مي‌دهند كه نشانه آينده‌اي روشن است و تخم مرغ رنگ شده نيز نشانه باروري و ماهي قرمز نشانه زندگي است.

اما با اين باورها و سنت‌هاي شيرين كهن و پس از گذر سده‌ها از تكاپوي چند روزه حاجي نوروزها براي شادماني مردم، از چند سال پيش نوروز به فرصتي براي دگرگونه جلوه دادن اين رسم و تكدي‌گري به شيوه‌اي ديگر تبديل شده است. كودكان خردسال، نوجوانان، جوانان و سالمنداني كه قرمز پوشيده‌اند و روي خود را سياه كرده‌اند، بين ازدحام خودروها و در بيشتر نقاط شهرها، با سرو صدا و شكلك‌هاي عجيب غريب ، تمناي ريال مي‌كنند و هر روز كه فاصله با نوروز كوتاه تر مي‌شود، جمع حاجي فيروزها بيشتر مي‌شود. با نوروز و حاجي فيروزهاي جديد، عيد كمتر جاي شادماني است. 


کلمات کلیدی: