سال نو سبز باد
ساعت ۳:۳۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۸ اسفند ،۱۳٩٠  

درود بر تمام دوستان.خوب 90 هم در حال پایان است و تا چند روز دیگر  91 فرا می رسد. من هم با اجازه همه به سبک خودم سال جدید را تبریک می گویم. یاحق.

سالی دگر گذشت. سالی سیه گذشت. واکنون در آستانه نوروز,این یگانه جشن فرخنده باستانی از نیاکان نیک اندیش ,نیک کردار ,نیک گفتارمان در حالی ایستاده ایم که در تمامی سیاهی های سالی که در واپسین روزهایش قرار داریم ,اندیشه ,گفتار وکردارمان هر روز سبزتر از دیروز بود. پس به امید پاکی و سبزی کامل تمام ایرانیان آزاد اندیش و در سال نو,نوروز بر شما بیشمار همدلان ,همراه خجسته باد.


کلمات کلیدی:
 
به یاد پدرم
ساعت ۱:۱٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٢ اسفند ،۱۳٩٠  

 چندی است داستانی کوتاه در بین مردم از طریق پیامک رد وبدل می شود. داستانی که براساس آن پسر جوانی تا وقتی دست پدر را در پشت دارد خود را قوی ترین فرد دنیا می داند و حتی از پدر قوی تر اما آن هنگام که پدر دست خود را از پشت وی برمی دارد پدر را از همه کس قوی تر می پندارد . من نیز این گونه می پنداشتم تا دوسال پیش درست حکایت من تا دوسال پیش در روزی این چنین حکایت همان جوان بود که دست پدر را برپشت داشت وخدا را بنده نبود اما از 22 اسفند 88 این حکایت تغییر کرد. درست آن روز شوم بود که پدرم، بزرگ معلمم و مرشدم، حاج جعفر سلیمان نوری، به فراخوان خالق خود پاسخ داد و دست خود را از پشت من برداشت. اکنون دوسال از آن زمان گذشته است و من هنوز در حسرت روزهایی هستم که آن دست گرم و قدرتمند بر پشتم بود و من قدرش را ندانستم.

و اینک دوخواهش از شما عزیز خواننده این سطور دارم. نخست آنکه اگر هنوز دست گرم پدر را برپشت دارید و دعای دلنشین مادر را بدرقه قدرشان را بدانید و همه گونه خادمشان باشید و اگر مانند من از محبت همراهی یکی از آن و یا هر دو محروم شده اید، همیشه با انجام اعمال خیر و نیکی نامشان را به سبزی و نیکی حفظ کنید و دیگر اینکه به یادبود پدرم فاتحه ای قرائت کرده و نثار روح آن بزرگ مرد کنید. یا حق. 


کلمات کلیدی: پدر ،حاج جعفرسلیمان نوری
 
 
ساعت ۱:٢٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱ اسفند ،۱۳٩٠  

 

 شاعر خشتمال

 

خراسان از دیرباز مهد شعر و شاعری بوده و هست.شعرایی که برخی چون حکیم سخن فردوسی توسی بدلیل آثار گرانبها و تاثیر گذار خود در زندگی ایرانیان برای همگان شناخته شده هستند و برخی بدلیلی جز شاعری. حیدر یغما شاعری که بیستم دی ماه ۱۳۰۲ خورشیدی در صومعه یکی از روستاهای نیشابور متولد شد از این گروه دوم است. او که پدر و مادرش در خردسالی او از خور و بیابانک  اصفهان راهی دیار خراسان شده بودند در بستر تهیدستی زاده شد، با نداری زندگی کرد و با نداری درگذشت. یغما  به همین دلیل به کار سخت خشتمالی برای گذران زندگی روی آورد، تا جایی که از آموختن  خواندن و نوشتن تا میانسالی بازماند.

او با این وجود از کودکی دلبستگی فراوانی به شعر داشت و با  گوش دادن به اشعار  فردوسی بزرگ  شب‌های بلند زمستان را به صبح می رساند. یغما  در جوانی راهی نیشابور شد  و پس از ازدواج با فراگیری  روخوانی قرآن و سپس فارسی خواندن را آموخت. حضور در  انجمن‌های روخوانی قرآن نیشابور و آشنا شدن با  ادب پیشگان و شاعران  شهر گام بعدی یغما بود. او برای نخستین بار در این جمع ها اشعار خود را عرضه کرد که با استقبال ادب پیشگان و شعر شناسان مواجه شد و وی را در ادامه  این راه مصمم تر کرد.

یغما در حالی که به شاعری ادامه می داد خشتمالی را نیز کنار نگذاشت و برهمین اساس در بین اهل ادب به شاعر خشتمال معروف شد. دست نوشته های او بدلیل نداشتن سطح بالایی از سواد دارای اغلاط املایی و هجایی فراوان بود اما با این وجود شعرش بر دل می نشست.

شاعر خشتمال نیشابور  در چهل سالگی برای نخستین بار شعرهای خود را قلمی کرد و  اولین مجموعه شعرش که نام  «اشک عاشورا»  را بر خود داشت در سال ۱۳۴۶ منتشر شد. یغما پس از سه سال مجموعه‌ای از رباعیاتش و در سال ۱۳۵۵ نخستین مجموعه غزل‌هایش را به چاپ رساند. او همچنین سال ۱۳۶۵ کتاب دیگر خود به نام «سیری در غزلیات یغما» را  به علاقه مندان ارائه داد.

اشعار یغما نزدیک ۴۵۰۰ بیت شعر است که گزیده‌ای از آن‌ها سال ۱۳۷۳  به همت جواد محقق نیشابوری در کتاب شاعر خشتمال به دوستداران او عرضه شد.این اشعار را می توان را می‌توان در سه جستار سخن عشق،سخن باخود و جهان بینی و باورها تقسیم بندی کرد . ۸۰ درصد شعرهای یغما سخن عشق است. او در این زمینه شعرهایی برابر با شاعران هم ردیف خود ندارد ولی در دیگر جستارها ابیات برجسته و در خور ستایشی با درون‌مایهٔ آزادگی، بسندگی، والا منشی، فرازهای تهیدستی، سرکشی و غرور از خود به یادگار گذاشته داست. شعرهای یغما پر از آرایه‌های ادبی معنوی و ظاهری است که  ساختگی نبوده و از درون او جوشیده‌اند. او در شعرهای خود کار و کارگری را ستوده و خود را بی‌نیاز از استاد دانسته زیرا که می‌پنداشته آن‌ها سخنی برای گفتن و آموختن به وی ندارند.

یغما در دوران زندگی گاهی متهم به سرقت اشعار مهجور قدما  و بازسازی و ارائه آنها به نام خود می شد و  گاهی هم شعرهایش ‌دزدیده شده و بدون حذف و اضافه ای توسط دیگران ارائه می شد.

شاعر خشتمال ما سرانجام شب دوم اسفند سال ۱۳۶۶ درگذشت و روز چهارم اسفند در  شادیاخ نیشابور به خاک سپرده شد .

رضا سلیمان نوری


کلمات کلیدی: