آشنای غریب 28 دی
ساعت ٤:٥٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٧ دی ،۱۳۸۸  

آشنای غریب 28 دی

دانای تاریخ و هنر ایران

رضا سلیمان نوری

«آذربایگانی ها ترک نیستند بلکه ایرانیان ترک زبانند و اگر زبان آنان بر اثر پیشامدهای تاریخی و اجتماعی ترکی شده است هیچ مدخلیتی در ملیت و نژاد آنان ندارد.» این جمله را می توان خلاصه اندیشه مردی دانست که اغلب عمر خود را صرف بررسی گذشته زبان و هنر ایران وبه ویژه آذربایجان کرد. سخن از یحیی ذکاء ایرانشناس و پژوهشگر تاریخ هنر ایران است که سال ۱۳۰۲ خورشیدی در تبریز به دنیا آمد. پدربزرگش، حاج میرزا علی اعیان، از تجار معروف تبریز بود و پدرش میرزاعلی نقی ذکاء ابتدا کارمند راه‌آهن و سپس بانک ملی بود. یحیی تحصیلات اولیه را در مدارس رشدیه تبریز و ترغیب تهران و دبیرستان‌های تمدن تهران و پهلوی قزوین گذراند. او سپس دوره دوم متوسطه را در رشته ادبی در حالی در دبیرستان فیروز بهرام در کنار دانش آموزانی چون ایرج افشار، هوشنگ کاووسی و احمد فتحی گذراند که  از محضر استادان برجسته‌ای چون ذبیح‌ الله صفا، پرویز ناتل خانلری ،محمدجواد تربتی و  محمد حسین مشایخ فریدنی بهره برد. یحیی همچنین در دوره ایران‌شناسی ابراهیم پورداود و محمد معین و دوره تخصصی کتابداری باشگاه دانشگاه تهران نیز شرکت کرد. او سپس در رشته باستان‌شناسی دانشکده ادبیات دانشگاه تهران تحصیل کرد. یحیی سپس برای  گذراندن دوره نظام راهی آذربایجان شد و پس از آن یعنی از سال ۱۳۳۰ به بعد چندین سال متوالی در دبیرستان اندیشه به تدریس پرداخت. او اواخر سال  ۱۳۳۵ به استخدام رسمی دولت در آمد و بیش از یک سال در کتابخانه دانشکده حقوق در کنار دانش‌پژوه، محمدتقی، ایرج افشار و محمد مشکوه به کسب تجربه کتابداری پرداخت. سپس به وزارت فرهنگ و هنر رفت تا به ترتیب کفیل اداره موزه‌ها و فرهنگ عامه، رییس موزه هنرهای تزیینی، معاون اداره کل موزه‌ها و فرهنگ عامه، رییس موزه مردم‌شناسی، رییس انتشارات ادارات کل باستان‌شناسی و فرهنگ عامه و موزه‌ها و حفظ بناهای تاریخی و رییس کتابخانه ملی ایران گردد. او سال ۱۳۵۷ در حالیکه مشاور وزیر فرهنگ و هنر بود بازنشسته شد. این کارشناس برجسته اموال فرهنگی پس بازنشستگی تا پایان عمر به تحقیق و تفحص و تألیف می پرداخت به‌طوری که در سال‌های آخر عمر، با وجود بیماری و کهولت به عنوان کارشناس برجسته موزه هنرهای معاصر و مشاور عالی دایره ‌المعارف بزرگ اسلامی به تلاش ارزشمند خود ادامه می‌داد. او که یکی از بزرگترین پژوهشگران معاصر و یکی از بنیان گذاران موزه در ایران است نزدیک ۴۰ کتاب تالیف کرده که تاریخچه بناهای کاخ گلستان، هنر کاغذ بری ، زمین لرزه‌های تبریز ،تاریخ عکاسی و عکاسان پیشگام در ایران، تاریخچه تحولات و تغییرات درفش و علامت دولت ایران در دوره قاجاریه، موزه‌های ایران، تاریخچه ارگ سلطنتی تهران و راهنمای کاخ گلستان، لباس زنان ایرانی از سده سیزدهم هجری تا امروز، نگاهی به نگارگری ایران در سده دهم ،تاریخ ارتش ایران ، نوروز و بنیاد نجومی آن در همبستگی با تخت‌جمشید و جستارهایی درباره زبان مردم آذربایگان از آن جمله هستند. سرانجام این دانای تاریخ و هنر ایران در ۲8 دی ۱۳۷۹خورشیدی ، پس از ماه‌ها بیماری، براثر از کارافتادگی کلیه، در تهران درگذشت و در بهشت‌زهرا در قطعه هنرمندان به خاک سپرده شد. پس از درگذشت وی، طی مراسم بزرگداشتی در خرداد ۱۳۸۰ خانه قدیمی و بازسازی شده لاله‌ای‌های تبریز به دفتر پژوهش‌های تاریخی و فرهنگی یحیی ذکاء تبدیل  شد و کتابخانه او که شامل بیش از چهار هزار کتاب و تعداد زیادی دوره‌های مختلف مجلات علمی و فرهنگی در رشته‌های تاریخ، ادب، هنر و زبان‌شناسی بود در این خانه جای گرفت.


کلمات کلیدی:
 
مجتهد مصححان
ساعت ٥:۳٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٢ دی ،۱۳۸۸  

آشنای غریب 13 دی

مجتهد مصححان

رضا سلیمان نوری

rsnoori@yahoo.com

 

نخستین‌ روز رمضان‌ 1317 قمری که برابر با 13  دی‌ ماه‌1278 خورشیدی بود،‌ درمحله‌ پا قلعه‌ اصفهان‌ پسری به دنیا آمد که نامش را جلال‌ الدین‌ گذاشتند.پدراین طفل میرزا ابوالقاسم‌ متخلص‌ به‌ طرب‌ فرزند کهتر شاعر بزرگ همای‌ شیرازی‌ بود .او از سن‌ چهار پنج‌ سالگی درس‌ خواندن‌ را نزد پدر و مادر فاضل‌ خویش‌ آغاز کرد .بعد از آن‌ هم‌ اگر چه‌ در مکتب‌ خانه‌ و مدرسه‌ درس‌ رسمی را ادامه‌ داد ،اما تا زمان‌ حیات‌ پدرش‌ نزد او هم‌ به‌ تحصیل‌ اشتغال‌ داشت‌ . جلال الدین تحصیلات جدید را دردبیرستان قدسیه اصفهان به پایان رساند و سپس در حالیکه در فنون‌ ادب‌ تازی‌ دانش‌ زیادی‌ آموخته‌ بود به مدت20سال حجره نشین مدرسه نیماوَرد این شهرشد و به تعلیم و تعلم پرداخت.او در این دوران در حوزه علوم‌ نقلی نزد بزرگانی چون‌ آخوند ملا عبدالکریم‌ گیوی‌ ، آقا سید مهدی‌ درچه‌ ای‌ ،حاج‌ میر محمد صادق‌ خاتون‌ آبادی‌ و آیت‌ الله‌ العظمی سید محمد باقردرچه‌ ای‌ شاگردی کرد و تا آنجا پیش‌ رفت که‌ از آن بزرگواران اجازه اجتهاد گرفت.جالال الدین  همزمان با تلاش در آموختن علوم نقلی ،علوم عقلی را نیز فراموش نکرد و در محضر بزرگانی چون‌ آقا شیخ‌ محمد خراسانی ، شیخ‌ اسدالله‌ حکیم‌ قمشه‌ ای‌ ، ملا عبدالجواد آدینه‌ ای‌ و آیت‌ الله‌ العظمی حاج‌ آقا رحیم‌ ارباب‌ به فرا گرفتن این علوم پرداخت وحتی  چندی‌ هم‌ نزد آیت‌ الله‌ حاج‌ میرزا علی آقای‌ شیرازی‌ طب‌ ‌ آموخت‌. البته در طول این 20 سال او  از تعلیم‌ هم‌ غافل‌ نبود‌ و به‌ تدریس‌ معقول‌ و منقول‌ می پرداخت‌.

جلال‌ الدین‌ تدریس‌ درمدارس‌ جدید را از سال‌ 1300 خورشیدی  آغاز کرد ولی تا 1308از طلبگی دست‌ نکشید.او که در این دوران نام خانوادگی همایی را به یاد پدر بزرگش برگزیده بود، چندی‌ در مدارس‌ اصفهان‌ و تبریز و تهران‌ تدریس‌ کرد و سپس‌ راهی دانشگاه‌ تهران‌ شد و به‌ تدریس‌ در دانشگاه‌ های‌ حقوق‌ و ادبیات‌ پرداخت‌ و طی این مدت دو بار برای  رهشپار  بیروت‌ ولاهور شد.

استاد همایی طی این دوران تالیفات گوناگونی را قلمی کرد که  تاریخ‌ ادبیات‌ ایران‌ ،غزالی نامه‌ ، خیامی نامه‌ ، شرح‌ داستان‌ دژهوش‌ربا ،فنون‌ بلاغت‌ و صناعات‌ ادبی ومولوی‌ نامه‌ از آن جمله هستند.البته مشهروترین اثر قلمی او تاریخ‌ اصفهان‌ است‌ . که‌ از روزگار جوانی و طلبگی تا پایان‌ حیاتش‌ به‌ نگاشتن آن‌ اشتغال‌ داشت‌.

جلال الدین همایی  همچنین با یاری فروزانفر و ملک‌ الشعرای‌ بهار برای‌ کلاسهای‌ دوره‌ اول‌ متوسطه‌ چند کتاب‌ درسی نوشت و مقالات‌ تحقیقی و انتقادی‌ بسیاری‌ نیز  در مجلات‌ کشور به‌ رشته‌ تحریر درآورد.او همچنین چون پدران خود طبعی خوش بود.  شعر همایی که مجموعه آن در دیوان سنا گرد آمده دارای پختگی معنی و اندیشه‌ همراه با استواری‌ بیان‌ در عین‌ سادگی  و روانی بود‌.هرچند همه موارد گفته شده در بالا به نوبه خود می تواند شخصی را به عنوان یک نابغه ادبی مطرح کند اما تخصص خاص استاد همایی در تصحیح متون گذشتگان بود .

استاد همایی  تصحیح‌ را امری‌ فراتراز مقابله‌ و ثبت‌ نسخه‌ بدلها دانسته   و آن را کاری‌ اجتهادی‌ می خواند ‌ که‌ باید به‌ دست‌ اهل‌ فن‌ یعنی کسی که‌ گذشته‌ از آیین‌ های‌ مشترک‌ تصحیح‌ متون‌ ،از علم‌ مورد بحث‌ در متن‌ هم‌ مطلع‌ باشد ،انجام‌ گیرد.مثنوی‌ ولد نامه‌ ، التفهیم‌ لاوایل‌ صناعه‌ التنجیم‌ ابوریحان‌ بیرونی،نصیحه‌ الملوک‌ غزالی،منتخب‌ ومقدمه‌ اخلاق‌ ناصری‌ خواجه‌ نصیرالدین‌ طوسی ،مصباح‌ الهدایه‌ و مفتاح‌ الکفایه‌ غرالدین‌ محمود کاشانی، کنوز المفرمین‌ ابن‌ سینا ،معیارالعقول‌ ابن‌ سینا ،دیوان‌ عثمان‌ مختاری‌ ، مجموعه‌ رباعیات‌ طربخانه‌ ‌ خیام‌ ودیوان‌ ارزقی از جمله آثاری بود که  استاد همایی با این نگرش به تصحیح آنها اقدام کرد و در این کار تا آن اندازه دقت به خرج داد که به مجتهد مصححان معروف شد.

این استاد فرزانه سالهای‌ آخر عمر را  به‌ خانه‌ نشینی و تکمیل‌ و تحریر برخی آثار گذراند‌ تا اینکه‌ در شنبه‌ شب‌ 28 تیر ماه‌ 1359خورشیدی در اصفهان با جهان فانی وداع گفت و در همان شهر به خاک سپرده شد.

 


کلمات کلیدی:
 
آشنای غریب 8 دی
ساعت ۳:٢۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٧ دی ،۱۳۸۸  

آشنای غریب 8 دی

درویشی عاشق ماهور

رضا سلیمان نوری

سال ۱۲۷۶ خورشیدی محله سنگلج تهران جایی که اکنون پارک شهر قراردارد پسرس به دنبا آمد که  نامش را سعید نهادند. پدرش میرزاحسین خان ثقه السلطنه از صاحب منصبان دوران قاجار و مادرش شاهزاده ملوک خانم بود که بدلیل انتصابش به خاندان قاجار زیر نظر معلمین خصوصی پیانو، زبان فرانسه و انگلیسی را آموزش دیده بود و با این هنرها آشنا بود. فرزندان هم کم و بیش در کنار مادر هنرمند و هنردوست علاقه ای به این هنرها پیدا کرده بودند.

یکی از پسران بزرگ خانواده به نام ابوالفتح به  آموختن تار در محضر میرزا حسینقلی، استاد و نوازنده چیره دست تار و یکی از پیشگامان موسیقی ایرانی پرداخت وهمین امر  سعید را با زیبایی نواختن تار آشنا کرد. شنیدن صدای تار برادر، آنچنان تاثیری در دل برادر کوچکتر گذاشت که در خواست خرید تار و مشق در خدمت برادر را کرد.

پس از مدتی به خدمت استاد درویش خان رسید و با عشق و کار شبانه روزی موفق به آموختن ذخایر هنری استاد خویش، شد. او آنچنان در آموختن از درویش حان ساعی بود که   تبرزین طلا را که نشانه رضایت استاد بود به خود اختصاص داد.

سپس در سال ۱۳۰۷ در خیابان شاپور، کلاس مشق موسیقی دایر کرد و شاگردان زیادی پذیرفت اما  پس از مدتی این کلاس به علت کار در بانک سپه و انتقال به مشهد، تعطیل شد. اما سعید که اکنون نام خانوادگی هرمزی را برای خود برگزیده بود وبه استاد هرمزی مشهوراز پای ننشست و در مشهد به تعلیم شاگردانی پرداخت.

پس از بازگشت از مشهد، در خلوت خود ساز میزد و مدتی هم نزد استاد حاج علی اکبرخان شهنازی فرزند خلف میرزاحسینقلی، رنگها و ضربیهای وی را فراگرفت و همچنین پیش درآمدها و تصنیف های موسی خان نی داوود و رکن الدین خان مختاری را که از نوازندگان و موسیقیدانان بزرگ بودند یاد گرفت و به زیبایی با شیوه خود می نواخت. پس از مدتی  کسالت و عمل جراحی،باعث شد تا از نواختن تار بازماند و به نوازندگی سه تار روی آورد و به قول خودش "ناخن زدن را از برادر" که او نیز موسیقی را بصورت آکادمیک و در محضر قدما آموزش دیده بود، فرا گیرد.

در سال ۱۳۵۰ بنا به درخواست رادیو تلویزیون ملی ایران در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی به تعلیم نوازندگانی که خود از فارغ التحصیلان رشته موسیقی دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران بودند و اکنون از اساتید موسیقی هستند،چون  لطفی، طلایی، علیزاده، جنگوک و خانم توفیق مشغول شد. او به درخواست همین موسسه تمام دستگاههای ایرانی را توسط مرحوم کمالیان، که خود سه تار می ساخت و مدتی هم شاگرد استاد بود، ضبط کرد. متاسفانه هیچ یک از شاگردان نتوانستند سبک استاد را یاد گرفته و بنوازند، اگرچه تا حدودی نواختن سه تار مرحوم کمالیان شباهتی به استاد داشت.

هرمزی صاحب شیوه ای ممتاز و خوشاهنگ در سه تار نوازی است. تسلط به تکنیک نوازندگی، ردیف دانی و احساس فراوان، صفات ویژه نوازندگی اوبود. درویشی بی ریا، افتاده و به دور از من و ما، تصویری بود که پس از دیدن وی در ذهن بیننده نقش می بست.

قدرت وی در ارایه مطالب موسیقی با زیبایی و نهایت ذوق و در عین حال آمیخته با جمله های ردیف و شور، سرخوشی، طراوت و سرزندگی در سه تارش به گوش می رسد. در اجرای تزیینات دست چپ، ویبره  و کنده کاری نهایت ذوق را داشت. ماهور دستگاه مورد علاقه و به نوعی عشق او بود که آن را به زیبایی اجرا می کرد.استاد هرمزی سرانجام پس از یک عمر تلاش و کوشش در راه اعتلای موسیقی اصیل ایرانی، پس از طی یک دوره مریضی طولانی در 8 دی   ماه ۱۳۵۵ در منزل کوچک شخصی خود در خیابان شاپور سابق دارفانی را وداع گفت و در بهشت زهرا به خاک سپرده شد.

 

 


کلمات کلیدی:
 
روزگار3
ساعت ۳:٢٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٧ دی ،۱۳۸۸  

مطلب اصلی وسط صفحه روزگار

 

خونین ترین روزهای انقلاب اسلامی  در مشهد

رضا توسی

شهر مقدس مشهد به عنوان پایگاه مذهبی طی دوران مبارزات مردم برای سرنگون کردن رژیم پهلوی ورسیدن به استقلال وآزادی نقش مهم واساسی را برعهده داشت.مردم ایران پس از پاریس ،تهران و قم چشم به اقدامات فعالان مذهبی وسیاسی مشهد دوخته ونوع مبارزه  آنان با عمال حکومت وقت مرجعی برای مردم سایر شهرهای کشور به ویژه مردم مناطق شرقی، شمالی و مرکزی  کشور بود.این ویژگی عاملی شد تا مشهد در دوران انقلاب روز های خاص بسیاری رابه خود ببیند که شاید سر آمد همه آنها ایام خونین 9 تا 11 دی ماه بود که در تاریخ انقلاب به عنوان روزهای خونین مشهد ثبت شده است.در این روزها که اوجش 10 دی معروف به یکشنبه خونین بود از یک سومردم مشهد شهدای بسیاری را به انقلاب تقدیم کردند و از سوی دیگر مهمترین مراکز رژیم در مشهد که همان نیروی پایداری بود به دست مردم افتاد  تا به نوعی تکلیف حکومت در این شهر به طور خاص و شرق کشور به صورت عام مشخص شد. این واقعه بازتاب گسترده ای در خارج و داخل ایران داشت و ضربه های سختی به بدنه پیکر نیمه جان رژیم پهلوی گذارد. در ذیل وقایع آن روزهای مشهد که پیروزی انقلاب در این شهر را نهادینه کرد بازخوانی می کنیم:

 

 

هفتم دی‌،اعلام همبستگی کارکنان استانداری با مردم

در روز هفتم دی‌ماه باز هم چراغ خودروها روشن شد. مردم باخبر شدند که کارکنان استانداری پلاکارد نوشته‌اند و با انقلاب مردم اعلام همبستگی کرده‌اند. فرمانده حکومت نظامی استانداری را محاصره کرده بود تا مساله در نطفه خفه شود و اینها راهپیمایی نکنند. مردم با کارکنان استانداری که اعلام همبستگی کرده بودند شروع به راهپیمایی کردند و به سمت چهارراه شهدا و بیت حضرت آیت‌الله العظمی شیرازی به راه افتادند. این مساله برای استانداری خراسان خیلی گران تمام شد. آنها می‌دانستند اگر کارکنان استانداری هم به انقلاب بپیوندند معنی‌اش این است که یک استان سقوط کرده و از حکومت جدا شده است.

 

خونین‌ترین روزهای مشهد

 

مردم به پاس قدردانی از کارکنان استانداری در روز نهم دی‌ماه هم راهپیمایی کردند.انگیزه دیگر این راهپیمایی پرشور چهلمین روز فاجعه هجوم به حرم امام رضا(ع) بود. نهم دی‌ماه از سوی حضرت امام عزای عمومی اعلام شده بود. همه راهپیمایی‌های مردم به حرم امام رضا(ع) ختم می‌شد. اما این بار مردم از طرف حرم به سمت استانداری به راه افتادند. یعنی حرم مبدا راهپیمایی بود. مردم داخل استانداری شدند و در محوطه آنجا علیه رژیم شعار دادند. در همین حین  یک تانک، سه نفربر و یک جیپ به داخل جمعیت آمده و نظامیان داخل آنان به  انقلاب پیوستند. مردم از پیوستن نیروهای ارتشی به انقلاب خوشحال شده بودند بالای تانک رفته و حتی چند نفر روی لوله تانک نشستند و عکس امام را جلوی لوله آن نصب کردند. آنان اسلحه‌ها را از نظامیان ‌گرفتند و به آنها گل و عکس امام ‌دادند. فرماندهان ارتش با شنیدن این خبر به سرعت با تهران تماس گرفته و کسب تکلیف کردند که تیمسار اویسی دستور کشتار فراگیر مردم  مشهد، را صادر کرد. در این هنگام روحانیون سرشناس انقلابی مشهد در حال  نصب  بلندگو‌ها داخل استانداری برای سخنرانی بودند که  به دستور مقامات نظامی یک هلی‌کوپتر در بالای سرمردم به پرواز درآمده  و به سمت مردم آتش گشود. همزمان تعدادی تانک از سمت میدان تقی‌آباد (‌شریعتی فعلی)‌ غرش‌کنان به سمت جمعیت حمله کردند که این امر باعث پراکنده شدن مردم شد. عده‌ای به سمت بیمارستان امام رضا رفتند و از بالای نرده‌ها به داخل پریدند. آنها نرده‌های فولادی را آنچنان تکان دادند که نرده‌ها از ریشه با آجر کنده شده بود. مردم با هر وسیله ای دفاع می کردند از جمله پسر بچه 8 ساله ای یک پیت روغن حلبی 17 کیلویی را جلوی تانکی  گذاشت تا مانع حرکتش شود اما سرانجام این حرکت شهادت او بود تا بدین گونه او شهید  فهمیده دوران پیروزی انقلاب مشهد شود.

مردم انقلابی نرده‌هایی را که از بیمارستان کنده بودند، جلوی مسیر تانک‌ها می‌گذاشتند و راه آنها را سد می‌کردند. تانک‌ها مسلسل‌وار شلیک می‌کردند و مردم بی‌گناه را به شهادت می‌رساندند. کفش و کلاه و چادری بود که روی آسفالت خیابان افتاده بود. مردم مجروحین حادثه را به بیمارستان می‌رساندند. همه تخت‌های بیمارستان از مجروحان پر شده بود. یک عده در راهروی طولانی بیمارستان روی زمین خوابیده بودند. سردخانه بیمارستان پر از اجساد شهدا شده بود.

 

صبحگاه ارتش در مشهد

شب نهم دی ‌ماه آبستن حوادث زیادی بود که روز بعد بارور شد. فرماندهان لشکر خراسان در راستای دستورهای تیمسار اویسی مبنی بر کشتار فراگیر در سطح شهر مشهد، اقدام به سازماندهی ارتش می نمایند. بر همین اساس، در مراسم صبحگاه ارتش، برای تحریک احساسات سربازان و درجه داران، اجساد سه نفر ساواکی را که شب گذشته مردم انقلابی مشهد به قتل رسانده و تا میدان شهدا روی زمین کشیده و در آنجا به دار آویخته بودند، به نمایش گذاشتند و از این طریق احساساتشان را تحریک کردند. فرماندهان رژیم ستمشاهی از نیروهایشان خواستند که صبح روز دهم دی‌ماه به صورت کارناوال مرگ در خیابان‌های مشهد حرکت کنند و هر جا مردم را دیدند به رگبار ببندند.آنان نیروها را وادار کردند تا با ایجاد رعب و وحشت، جلو قیام گسترده مردم را بگیرند.

 

کشتار در خیابانهای مشهد

مردم مشهد در روز یکشنبه، بی خبر از تصمیم نظامیان برای کشتار آنها، مانند روزهای قبل به خیابان آمدند. چنانکه گفته شد، نظامیان رژیم مصمم به انتقام گیری از مردم به خاطر تظاهرات روز پیشین بودند. اتومبیلها نیز در خیابانهای شهر مشهد از خطر تانکهای ارتش در امان نماندند. اگر کسی با وسایل نقلیه شخصی خود برای انجام کاری از خیابانها و کوچه های شهر عبور می کرد، مورد هدف گلوله قرار می گرفت.

حجت الاسلام کاشف حسینی یکی  از مجروحان حوادث  این روز،آنچه در آن روزها اتفاق افتاده را اینگونه نقل می کند: «عصر نهم دی  سه نفر از ارتشی هایی را که به قتل رسیده بودند، در میدان شهدا به دار آویختند. اما ظاهراً ارتش، جنازه ها را شب به داخل پادگان منتقل می کند به همراه لباسهای نو؛ حتی چکمه نویی که به پایشان کرده بود، در معرض دید ارتشیان قرار می دهد و به آنها می گوید: نگاه کنید؛ مردم شما را این جوری می کشند. ارتشیان با دیدن این صحنه ها به شدت عصبانی شدند... سربازان و درجه داران با دستور فرماندار نظامی، دیگر دنبال بهانه ای نمی گشتند. نیاز به صفوف فشرده راه پیمایان نداشتند؛ با اسکورتی منظم، در شکل کارناوال مرگ حرکت کردند و پادگان را به قصد آدم کشی بی سابقه و به راه اندازی جوی خون تاریخی خویش، ترک نمودند.

تانکها در جلو قرار داشتند، نفربرها پشت سر و نعش کش ها به دنبالشان پیش می رفتند.به محض اینکه از پادگان خارج شدند، آتش گشودند، هر که را در خیابان و کوچه دیدند، به رگبار بستند و هیچ کس از گلوله دژخیمان در امان نماند.» (خاطرات حجةالاسلام سید محمد کاشف حسینی، آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ش. ب13970)

 

تیراندازی به اجتماعات

حمله به اجتماعات مردمی، یکی دیگر از جلوه های حملات خونین واقعه دهم دی ماه بود. حضرت آیةا... خامنه ای ضمن تاریخی خواندن حادثه یکشنبه خونین، می فرماید: «... آن روز، روز عجیبی بود. خبرهایی که می رسید، نشان دهنده کمال وحشیگری و جنایت دستگاه بود. از جمله خبرها این بود که ماشینهای ارتشی در خیابانها راه افتادند و هر جا صف نفت یا صف نان، که آن روزها زیاد دیده می شد،می بیند به رگبار می بندند. عده ای از زنان و مردان، بچه و کوچک و بزرگ را در میان صفها به رگبار بسته اند که بعضی شهید و مجروح شدند. در چهارراه نادری (چهارراه شهدا) و خیابانهای اطراف حملات سختی انجام شد.در جاهای مختلف شهر، همین طور برخورد با مردم انجام گرفت و هر کجا اجتماعی دیده می شد، با حرکت مسلحانه و بسیار خشن با مردم رفتار می کردند...» (آیةا... خامنه ای، روزنامه قدس، 10/10/1366- به نقل از یکشنبه خونین مشهد/ مرکز اسناد انقلاب اسلامی)

تصرف ساختمان نیروی پایداری

در این روز، عده ای از مردم به عنوان اعتراض به جنایتهای روز گذشته و کسب تکلیف و ادامه مبارزه، در اطراف بیت علما و روحانیون تجمع کرده بودند و بتدریج بر تعداد اجتماع کنندگان اضافه می شد و به این صورت در چهارراه شهدا، جمعیتی انبوه گرد آمده بودند. تیراندازی مأموران از داخل ساختمان نیروی پایداری (نیروی پایداری در یازدهم خرداد ماه1316ه.ش به فرمان رضا پهلوی تأسیس شد. عنوان نیروی پایداری همان سازمان مقاومت ملی سابق بود. هدف از تأسیس آن در ظاهر آشنایی همه افراد ملت ایران با روشها و راه های جدید دفاع از خانه و کاشانه خود و در واقع ابزاری بود برای سرکوبی مخالفان رژیم شاهنشاهی؛ به همین دلیل در دهم دی ماه 1357 جمع زیادی از مردم در مقابله با نیروهای این سازمان، به شهادت می رسند.) و استقامت مردم برای تصرف آن پایگاه، آن جا را به میدان نبرد، مبدل ساخته بود.

گروهی از مردم به سوی هتل مجاور- هتل امیر- و گروهی دیگر بر پشت بام مسجد کرامت رفته و از آن جا قصد ورود به ساختمان نیروی پایداری را داشتند و سربازان ویژه نیز از داخل، مردم را به رگبار می بستند.

در همین زمان، سرسپردگان رژیم به همراه تانکها و نفربرها به فرماندهی سرهنگ فریدونی و با دستور سرتیپ خسروداد که به عنوان معاون فرماندار نظامی به مشهد آمده بود، از پادگان حرکت کرده و ضمن تیراندازی در خیابانها و معابر عمومی، حدود ساعت یازده به خیابان شیرازی می رسند و به کمک سربازان نیروی پایداری می شتابند. روزنامه آفتاب شرق، 18/11/1358 این خبر را در روزنامه می نویسد که: «در خبر آمده است روز گذشته یک طیاره ارتشی، عده ای از سربازان کلاه سبز دست پروردگان خسروداد- قهرمان حمله به خانه آیة ا... شریعتمداری در قم- را به مشهد (آورده است)تا با همکاری مأموران ساواک با لباس شخصی در اتومبیلهای سواری قوای نظامی را تقویت کنند و مردم را به گلوله ببندند تا یزدگردی، فرماندار نظامی مشهد و حومه بتواند به دست آنها مسؤولیت قتل عام مردم را به عهده بگیرد.»

در جریان درگیری نیروی پایداری با انقلابیون، نظامیان مستقر در نیروی پایداری از مرکز فرماندهی تقاضای کمک می کنند. سرتیپ خسروداد- معاون فرمانداری نظامی مشهد- بر اساس تقاضای آنها، گروه ویژه ای به فرماندهی سرهنگ فریدونی برای سرکوب مردم اطراف نیروی پایداری و کمک به نیروهای مستقر آن سازمان، اعزام می کند. این گروه همانند دیگر گروه های نظامی، در مسیر راه مردم کوچه و خیابان را به رگبار بسته و چند نفر را به شهادت می رسانند. بالاخره نیروی پایداری پس از چندین ساعت درگیری به تصرف مردم درآمد. در نتیجه، تزلزلی دیگر در ارکان رژیم سست شده پهلوی به وجود آمد و حرکت مردمی را گامی به جلوتر راند.

دستگیری و بازداشت مردم

نیروهای نظامی رژیم در این روز، علاوه بر اینکه مردم مشهد را مورد هدف رگبار سلاحهای سبک و سنگین خویش قرار دادند، گروه زیادی را هم بازداشت کردند. بیشتر دستگیرشدگان از کسانی بودند که آن روز، نزدیک چهارراه شهدا، جلو منزل آیةا... سیدعبدا... شیرازی، مسجد کرامت، مقابل نیروی پایداری و کوچه های اطراف آن اجتماع کرده یا در حال عبور از این مکانها بودند.

مسجد کرامت در معرض تهاجم تانک ها

مسجد کرامت واقع در چهارراه شهدا در دوران مبارزات ملت مسلمان مشهد، مرکز و ستاد عملیاتی تظاهرات و راه پیمایی ها و رهبران انقلاب اسلامی بود. در این روز- یکشنبه خونین- به دلیل اجتماع مردم و به تصور اینکه رهبران نهضت در این پایگاه مستقرند، نیروهای نظامی به مسجد و مردم اطراف تعرض می کنند و تعدادی از آنان را در این مکان، شهید و مجروح می سازند.

آیةا... خامنه ای درباره موقعیت و وضعیت این مرکز،می گوید: «صبح دهم دی ماه که می خواستیم به مسجد کرامت برویم، به ما گفتند صبر کنید، ببینیم حول و حوش مسجد چه خبر است؛ برای ارزیابی درست تر، یک نفر را فرستادیم، بعد از مدتی برگشت و گفت آن جا غوغایی است، ماشینهای ارتشی به میزان زیادی سر چهارراه نادری (شهدا) که محل مسجد کرامت است، جمع شده اند. (در دوران انقلاب)چهارراه نادری (شهدا) حد و مرز حضور پلیس و ارتش بود.

از چهارراه نادری به طرف حرم مطهر، معمولاً ارتش یا پلیس هیچ وقت حضور پیدا نمی کرد. در ایام اوج مبارزه، آن جا خط قرمز بود و دیگر نمی توانستند به این طرف (حرم)بیایند و واقعاً اگر می آمدند، برایشان خطر جانی داشت. در این قسمت خیابان (به طرف حرم)دائماً مردم در رفت و آمد بودند. شعار، گردهمایی و سخنرانی رواج داشت و اصلاً از حوزه مأموریت و دخالت دستگاه خارج بود.

شنیدیم ماشینهای ارتشی و تانکها را در همین منطقه مستقر کرده اند و هیچ کس هم نیست و هر کس هم پیدا شود، او را می زنند. کسی را نمی گرفتند، فقط افراد را می زدند. عده ای در مسجد کرامت بودند و بالاخره از مسجد کرامت در خیابان شاه رضا آن روز- آزادی فعلی- که محل استقرار نیروهای دولتی به اصطلاح مقاومت ملی یا پایداری بود، عده ای از جوانها، بالای پشت بام آن جا و عده ای هم پشت بام مسجد کرامت بودند.اول صبح در اطراف مسجد در خیابان (نادری)یک اجتماع مختصری تشکیل شده بود که عمال رژیم آنها را به رگبار می بندند و بعد هم با وحشیگری تمام حمله می کنند و عده ای را در همان جا به شهادت می رسانند.... در این وضعیت به ما گفتند مصلحت نیست به مسجد کرامت برویم و همین طور هم بود. اگر می رفتیم، مطمئناً خطر جانی در پیش بود و کارها متوقف می ماند.

سرانجام آن روز را تا شب در منزل ماندیم. روزی عجیب بود و خبرهایی که می رسید، نشان دهنده کمال وحشیگری و خباثت دستگاه بود. از جمله خبرها، این بود که ماشینهای ارتشی در خیابانها راه می افتند و هر جا صف نفت یا صف نان را- که آن روزها زیاد دیده می شد- می بینند، به رگبار می بندند و می روند. عده ای از مرد و زن، بچه و بزرگ را در میان صف ها به رگبار بسته که بعضی شهید و مجروح شدند.

در چهارراه نادری و خیابانهای اطراف هم، حملات سختی شد». (روزنامه قدس، 10/10/1366 به نقل از یکشنبه خونین مشهد/ مرکز اسناد انقلاب اسلامی)

وقایع اطراف منزل آیةا... شیرازی

منزل آیةا... سید عبدا... شیرازی- که در آن زمان از مراجع معروف و شناخته شده بود- یکی از پایگاه های انقلابیون به حساب می آمد و بر همین اساس، عصر آن روز- یکشنبه خونین- مردم برای اطلاع یافتن از اوضاع پیش آمده، در چهارراه شهدا- نادری سابق- و اطراف منزل آیة ا... سید عبدا... شیرازی حضور می یابند. (ر.ک.به: سند شماره 14 از مجموعه حاضر) مأموران رژیم برای پراکنده ساختن مردم به آن جا یورش می برند که بر اثر این تهاجم، گروهی را مجروح و شهید می کنند.

 

نقشه حمله به منازل رهبران نهضت در مشهد

از دیگر نقشه های شوم مأموران رژیم در سرکوبی قیام سراسری مردم مشهد، از بین بردن رهبران نهضت در خراسان بود. بر همین اساس، قرار بود سیاستگذاران شاه، شب هنگام در دهم دی 1357 به منازل رهبران نهضت در مشهد حمله کنند. مهاجمان با وجود اینکه با از میان برداشتن رهبران خواهند توانست انقلابیون را متوقف سازند، چنین تصمیم گرفتند که در سکوت شب، به منازل آنان حمله ور شوند و آنان را دستگیر یا به شهادت برسانند. البته، این عمل برای چندمین بار در زمانهای پیشین تکرار شده بود، ولی از آنجا که رهبران خراسان از این ترفند و سیاست آگاهی داشتند، هیچ گاه در منازلشان به صورت مستمر توقف نمی کردند و شبها را در جاهای خاصی به استراحت پرداخته و به مبارزات خود ادامه می دادند.

 

بازتاب روزهای خونین  دی ماه57 مشهد

وقایع نهم و دهم دی ماه مشهد بازتابهای گوناگونی در پی داشت.

الف) علما و مراجع

در پی حوادث روزهای خونین نهم و دهم دی ماه در سال1357، حضرات آیات میرزا جوادآقا تهرانی، علی فلسفی، ابوالحسن شیرازی، سید عزالدین حسینی زنجانی و حسینعلی مروارید و... اعلامیه ای مبنی بر محکومیت جنایتهای رژیم پهلوی و حمله به منزل آیةا... العظمی سیدعبدا... شیرازی در مشهد، صادر کردند. آیةا... سیدعبدا... شیرازی یکی از مراجع تقلید در مشهد، به دنبال حوادث نهم و دهم دی ماه 1357، اعلامیه ای در چهار بند صادر کرد و در آن ضمن افشاگری جنایتهای رژیم، مردم و جوانان را به هوشیاری و مقاومت در برابر رفتارهای وحشیانه مأموران دعوت نمود.

پس از گذشت چند روز از حادثه غمبار و غرورانگیز یکشنبه خونین (دهم دی ماه)، از سوی جامعه روحانیت مبارز مشهد مجلس ترحیمی در مسجد گوهرشاد مشهد برگزار شد که در این مجلس گروه های مختلف مردم شرکت داشتند.

 

ب) مطبوعات

با توجه به اینکه حوادث یاد شده همزمان با اعتصاب سراسری روزنامه های کشور بود، اطلاع رسانی جامع و دقیقی از تعداد مجروحان و کشته شدگان صورت نمی گرفت. آنچه در پی می آید، مطالبی است که روزنامه ها پس از پایان اعتصاب 61 روزه- که دگربار فعالیت خود را آغاز کرده بودند- بر اساس گزارشها و مسموعات پراکنده، اقدام به درج آنها کرده اند.

روزنامه کیهان در 16 دی ماه1357 طی گزارشی از وقایع هفته اول دی ماه 1357 در مشهد نوشت: «مشهد در هفته اول دی ماه شاهد تظاهرات گسترده و خونینی بود و تنها در دو روز شنبه و یکشنبه (9 و 10 دی ماه1357)، به گفته مردم حدود پانصد نفر کشته و نزدیک به یک هزار نفر مجروح شدند و حتی رقم کشته شدگان این واقعه را در تهران تا دو هزار نفر هم ذکر کرده اند.

واقعه از آنجا ناشی شد که چون کارکنان استانداری و آستان قدس رضوی، پیوستگی خود را با نهضت مردم اعلام کرده بودند، گروهی از روحانیون عظام از جمله فرزند آیةا... العظمی سید عبدا... شیرازی همراه با قریب به پنج  هزار نفر از مردم برای تشکر و ارشاد به صحن استانداری در محوطه استانداری اجتماع کردند، در حالی که هزاران نفر نیز در خیابانهای اطراف استانداری ایستاده و به سخنان آقایان روحانیون گوش می دادند.

هنگامی که آیةا... سیدعلی خامنه ای در محوطه استانداری مشغول صحبت بود، ده ها تانک و زره پوش و کامیون ارتشی خیابانهای اطراف استانداری را محاصره کرده بودند و به طرف مردم آتش می گشودند. یک فروند بالگرد (نیز) از آسمان مردم را به رگبار مسلسل می بست. در این حمله خونین مأموران انتظامی، حدود 500 نفر کشته و نزدیک به یک هزار نفر مجروح شدند که بعداً نیز گروهی از مجروحان درگذشته و تعداد تلفات از پانصد نفر تجاوز کرد.

این زد و خورد تا غروب (روز 9/10/ 1357) ادامه داشت.روزنامه کیهان در ادامه، به نقل از خبرنگاران خود در مشهد، روزهای نهم و دهم دی ماه1357 را خونین ترین روزهای مشهد در دوران انقلاب نام برده و می افزاید: «خبرنگاران ما در مشهد اضافه کردند روزهای 9، 10 و 11 دی ماه 57 را باید خونین ترین روزهای مشهد نام برد.»

در جریان این برخوردها، مردم یک سرهنگ دوم ارتش به نام کمای (کلامی) را با ضربات مشت و لگد و چماق کشتند و فروشگاه ارتش را آتش زدند. همچنین، سه نفر را که گفته می شد عضو ساواک بوده اند، به اتفاق دو مأمور انتظامی دیگر در میدان شهدا به دار آویختند. ساختمان نیروی پایداری نیز به آتش کشیده شد. مردم ساختمان هتل هایت (هما) را به نام بیمارستان امام خمینی نامگذاری کردند.

اعلامیه فرمانداری نظامی مشهد و خبرگزاری پارس تعداد کشته شدگان این وقایع را 116 نفر می داند، حال آن که مردم عقیده دارند حداقل مقتولین، پانصد نفر بودند». (روزنامه کیهان، 16/10/1357)

روزنامه آفتاب شرق از به شهادت رسیدن دو هزار نفر در این روز (دهم دی ماه1357) سخن به میان آورده و می نویسد: «رادیو لندن به گفتن چند صد تن اکتفا کرد، اما دولت تعداد تلفات را فقط 63 نفر و بعد تا 109 نفر اعلام نمود؛ البته این آماری بود که به بیمارستانها داده شده بود، ولی از آمار کشته های خیابانی که توسط کامیونهای ارتشی به بهشت رضا انتقال می یافتند، خبری در دست نیست.

اگر رقم دو هزار گواهی مردم را قبول نکنیم، همان خبر چند صد تن رادیو لندن که از قول خبرنگار خودش در مشهد به عنوان شاهد عینی نقل کرد، برای شهر مشهد خیلی زیاد است، چرا که در طول یک سال مبارزه مردم مشهد، کشتاری این چنین وحشیانه در این شهر دیده نشده بود». (روزنامه آفتاب شرق، 18/11/1357)

روزنامه اطلاعات با گزارشی از حوادث خونین مشهد، شهدای نهم و دهم دی ماه را با توجه به اظهارات مردم، پانصد نفر و مجروحان را هزار نفر اعلام می کند. (روزنامه اطلاعات. 16/10/1357)

رادیو بی بی سی، سه شنبه 12/10/1357 درباره کشتار 9 و 10 دی ماه مشهد به نقل از سخنگوی دولت ایران می گوید: «سخنگوی دولت ایران گفته: کشته شدگان مشهد در حدود 170 نفر بوده، ولی مخالفان (انقلابیون) دولت گفته اند چند صد نفر در این دو روز گذشته به قتل رسیده اند و امروز (دوشنبه 11/10/ 57])سربازان ترسیده اند که به شهر بیایند».

رادیو مسکو، آمار شهدا و مجروحان شنبه و یکشنبه را سه هزار نفر و روزنامه های عربی زبان السفیر و الابناء، آمار شهدای شنبه را 14 نفر و مجروحین را 56 نفر اعلام کرد. (روزنامه السفیر و الابناء، 2صفر 1399 برابر 13/10/1357)

خبرگزاری فرانسه و رویترزنیز در گزارشی مخصوص، با اشاره به وقایع مشهد در نهم دی ماه، اظهار داشتند: «امروز در جریان زد و خوردهایی که بین تظاهرکنندگان و نیروهای ارتش در مشهد روی داد، 41 نفر کشته و 250 نفر زخمی شدند که در بیمارستانهای شهر بستری هستند.

منابع موثق می گویند: «ارتش برای پراکنده کردن تظاهرکنندگان، از تانک استفاده کرده است.» این گزارش حاکی از آن است که تیراندازی تانکها به سوی مردم، زمانی روی داد که یکی از سربازان، اونیفورم خود را از تن درآورد و از دیگر سربازان خواست تا از وی پیروی کنند.

مردم نسبت به سربازان ابراز احساسات فوق العاده کردند. در این هنگام، تانکها به سوی مردم شلیک کردند و جمعی نیز در زیر تانکها کشته شدند.

گزارش سخنگوی آیة ا... شیرازی در مورد کشته و زخمی شدن صدها نفر در رویدادهای امروز مشهد، تاکنون مورد تأیید مقامهای رسمی قرار نگرفته است. وی که در یک مکالمه تلفنی از مشهد با رویترز سخن می گفت، اظهار کرد قبل از شروع تیراندازیها، به خانه آیة ا... شیرازی حمله شد و در این جریان، چهارده نفر کشته و 56 نفر زخمی شدند.

همچنین، افزود که دو بیمارستان امام رضا(ع) و قائم شهر پراز کشته شدگان و زخمی هاست. ضمناً دیده شده که نیروهای انتظامی اجساد کشته شدگان را از خیابانها جمع آوری می کنند و برای دفن در گودالها، به خارج از شهر می برند». (تقویم تاریخ انقلاب اسلامی ایران، پیشین، ص215)

 

ج) استعفای استاندار خراسان

دیگر پیامدهای حوادث خونین 9 و 10 دی ماه1357 مشهد، استعفای استاندار خراسان بود. در پی اوج گیری مبارزات مردم انقلابی مشهد بویژه واقعه فوق، سپهبد صادق امیر عزیزی- استاندار خراسان- در 14/10/1357 مجبور به استعفا شد و مشهد را به قصد تهران ترک کرد.


کلمات کلیدی:
 
روزگار2
ساعت ۳:٢٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٧ دی ،۱۳۸۸  

ستون چپ صفحه روزگار

 

روایت

سیر تقسیمات کشوری در ایران

رضا سلیمان نوری

72 سال پیش در دهیم روز دی ماه 1316 خورشیدی  تقسیمات جدید کشوری در ایران به اجرا در آمد که درآن برای نخستین بار از کلمه استان استفاده شد. برپایه این تقسیم بندی ایران دارای  ده استان، 49 شهرستان و 290 بخش گردید.اما پیش از آن نیز ایران دارای تقسیم بندی هتای اداری گوناگونی بود وپس از آن نیز این تقسیم بندی تحولات گسترده ای را پذیرا شد.در ذیل این تغییر وتحولات را مرور می کنیم:

  

به هنگام مهاجرت آریاییان به ایران و رویارویی و زد و خورد بین آنها و بومیان،پیران کارآزموده،رهبری وراهنمایی جنگجویان را به عهده داشتند . پس از استقرار وشروع آرامش، پیران راهنما،حکومت مشایخی را به وجود آوردند.در نخستین مرحله زندگی اجتماعی ( ده نشینی ) پیران یا رؤسای دسته‌ها وگروه‌ها، رهبری مذهبی سیاسی را به عهده گرفتند. در این مرحله از زندگی اجتماعی، ساکنان یک آبادی کوچک را ویس می‌نامیدند. آبادی بزرگتر را گئو و چند گئو بخشی را تشکیل می‌داد که به آن دهیو می‌گفتند. سران ویس ،ویس‌پت،‌گئو، گئو‌پت وسران‌دهیو دهیوپت نامیده می‌شدند. دهیوپت‌ها به علت فرماندهی جنگها، صاحب قدرت و نفوذ شده و طبقه خاصی را تشکیل دادند و نجبا و اشراف را به وجود آورده و هر کدام در محل خود شاه به شمار می‌آمدند .

هخامنشیان پس از تشکیل حکومت ،کشوری را به وجود آورند که حدود آن از شرق وشمال،رود سیحون،دریای خزر،دریای سیاه وکوههای قفقاز واز جنوب دریای عمان و خلیج‌فارس بود. مرز غربی به علت کشمکش‌های بین ایران و یونان در تغییر بود  ولی می‌توان دریای اژه را حد غربی تصور کرد.داریوش کشور را به سی‌خشتره یا شتره که همان شهر ‌باشد، تقسیم کرده و برای هر یک از آنها ماموری  گماشت که خشتربان یا شهربان و به یونانی،ساتراپ ‌نامیه شدند.رود فرات سرزمین‌های هخامنشیان را به دو بخش خشتره‌های غرب و شرق تقسیم می‌کرد .

پس ازهخامنشینیان در دوره سلوکیان با کاسته‌شدن از وسعت ایران تقسیمات دوران هخامنشی از بین رفت و کشور به 72 بخش تقسیم شد.اشکانیان که سرزمین اصلی آنها ایالت پارت بود پس از رسیدن به حکومت سنت‌های هخامنشی را احیا کردند وبخشی ازسرزمین‌های تحت قلمرو آنها به ساتراپی‌هایی تقسیم ‌شد. دردوره مذکور کوچکترین واحد اداری که از تجمیع چند روستا تشکیل شده بود دیزو نامیده می‌شد. ایزودور خاراکسی درقرن اول میلادی ازهیجده ساتراپ اشکانی نام برده است. تقسیمات کشوری در دوره ساسانیان چندبار دچارتحول شد.قبل ازانوشیروان بخش‌های مختلف کشور به دست کسانی اداره می‌شد که عنوان مرزبان داشتند و از میان ایشان چهار مرزبان ارمنستان، خوارزم،حدود روم و خزر و آرانیها بیشتر اهمیت داشتند.در زمان انوشیروان تقسیم کشور به 4 پاذگس شرقی شامل خراسان و کرمان،غربی شامل عراق و بین‌النهرین ، شمالی شامل ارمنستان وآذربایجان و جنوبی شامل فارس و خوزستان و بر اساس حدود جغرافیایی جهات چهارگانه انجام شد.

بعد از حمله اعراب به ایران ، تا مدتها تقسیم کشور به چند بخش یا استان مفهومی نداشت.پس از کاهش نفوذ خلفای بغداد،دولتهای نیمه‌مستقل و مستقل نظیرطاهریان ،صفاریان،سامانیان،آل‌زیار،آل‌بویه وغیره یکی بعد ازدیگری بر روی کار آمدند.ایران تا دوره مغول به صورت یک پارچه نبود وحوزه‌های قدرت در نقاط مختلف وجود داشت.طبق اطلاعات حمدالله مستوفی در تاریخ گزیده  ایران دردوره مغول شامل 20 بخش عراق عرب، عراق عجم، آذربایجان، اران ومغان ، شیروان، گرجستان، ملک‌روم،

ولایت ارمن،دیار بکروربیعه،کردستان،خوزستان، فارس ، شبانکاره،کرمان،

مکران وهرمز،مفازه میان کرمان و سیستان،قهستان و نمیروز و زاولستان،

خراسان،مازندران،قومس وجرجان و گیلان بود. این تقسیمات پس از مغول اندک اندک فراموش شد تا در دوران صفویه تقسیمات جدیدی شکل گرفت. براساس برخی از مدارک در زمان شاه اسماعیل اول،ایران 19 ایالت داشته که اداره کنندگان این مناطق دارای عناوین مختلفی مانند خان، سلطان و بیگ بودند.حکام ایالت بزرگ را خان و حکام کم‌ اهمیت‌تررا سلطان می‌خواندند.

پس از نهضت مشروطیت دراولین دوره قانون‌گذاری به سال 1285 شمسی قانونی تحت عنوان قانون تشکیلات ایالات و ولایات به تصویب رسید.ماده 2 قانون مزبور واژه‌های ایالت و ولایت را تعریف و اسامی 4 ایالت را که عبارت‌ بودند از آذربایجان،کرمان و بلوچستان، فارس و بنادر و نیز خراسان و سیستان مشخص کرد. واحدهای دیگر تقسیماتی مشخص شده در قانون ؛ بلوکات و ناحیه بوده است .

گرچه اسامی ولایات درقانون نیامده بود،ولی درعمل12 ولایت استرآباد،مازندران،گیلان،زنجان،کردستان، لرستان،همدان،کرمانشاهان، اصفهان،یزد،خوزستان وعراق( اراک) وجود داشت.

در سال 1341 قمری ایران به 8 ایالت بزرگ آذربایجان،گیلان،مازندران،

استرآباد،خراسان،کرمان،فارس وخوزستان تقسیم شد. حدود ایالات ، ولایات وبلوکات به موجب اصل سوم متمم قانونی اساسی ( 14 ذیقعده 1285 هـ . ش ) ثابت و تغییر در آنها به حکم قانون بوده است.تا 16 آبانماه سال 1316 شمسی که قانون تقسیمات کشور و وظایف فرمانداران و بخشداران به تصویب می‌رسد، تغییرات عمده‌ای در محدوده تقسیمات کشوری به عمل نمی‌آید.همزمان با تصویب قانون مذکور،اسامی واحدهای تقسیماتی و همچنین مسوولان واحدها تغییرپیدا کرد.براساس مصوبه‌ای نامهای استان،شهرستان،بخش و دهستان، اسامی جدید واحدهای تقسیماتی گردیده و در ماده یک قانون تقسیمات کشوری و وظایف فرمانداران و بخشداران، کشور ایران مطابق نقشه و صورت ضمیمه به 6 استان و 50 شهرستان تقسیم ‌‌شد.استان‌های کشور با توجه به موقعیت جغرافیایی استقرار آنها و جهات اربعه،نامگذاری ‌گردید.استان‌های شمال غرب،غرب،شمال،جنوب،

شمال شرق واستان ششم (مکران).هر یک از استانها با در نظر داشتن وسعت،دارای شهرستان‌ها وبخش‌های متعددی بوده‌اند . در دهم دی همان سال ،با اصلاح قانون تقسیمات کشوری ایران به ده استان و49 شهرستان تقسیم شد. از سال 1316 به بعد تغییراتی در تقسیمات کشوری به استناد تبصره ماده 2 قانون سال 1316 به وجود می آید. در سال 1357 و قبل از پیروزی  انقلاب اسلامی ، کشور ایران دارای 165 شهرستان و 475 بخش بوده است .

پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران ، در سال 1358 عمده تغییرات،در تغییر نام عناصر و واحدهای تقسیمات کشوری بود.درسال 1361، شهرستان ابوموسی ایجاد شده واز همان سال  به علت انجام مطالعات مربوط به تهیه و تدوین قانون جدید تقسیمات کشوری،کلیه تغییرات تقسیماتی متوقف شد . قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری در سال 1362 به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید.چارچوب این قانون همان چارچوب قانون مصوب سال 1316 بوده بدین‌گونه که واحدهای تقسیماتی وسطوح موجود درهردو قانون، عبارت‌ ازاستان، شهرستان، بخش و دهستان بودند. در اجرای مراحل اولیه قانون، نزدیک به 2320 دهستان و 810 بخش تأسیس شد. شهرستان جاسک به عنوان اولین شهرستان پس از تصویب این قانون به تصویب رسید. سال  1372  طی یک ماده واحده قانون تأسیس استان  اردبیل تصویب  شد. درسال 1375 قانون ایجاد استان قم به مرکزیت شهر قم و درسال 1376 قانون ایجاد دو استان گلستان وقزوین به تصویب مجلس رسید. سرانجام اینکه سال 1383 تاسیس استان‌های خراسان‌ شمالی و خراسان جنوبی به تصویب مجلس شورای اسلامی ‌رسید. گفتنی است در حال حاضرایران براساس تقسیمات موجود شامل 363 شهرستان ، 920 بخش ، 2430 دهستان و 1068 شهر است.

 


کلمات کلیدی:
 
روزگار1
ساعت ۳:۱٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٧ دی ،۱۳۸۸  

ستون راست صفحه روزگار

روزهای تاریخ ساز

 

8 دی

76 سال پیش یعنی 8 دی1312خورشیدی ایران دارای نخستین کارخانه سیمان شد .

67 سال پیش یعنی8 دی1321 خورشیدی محمد حسن (وحید) دستگردی، شاعرو ترانه سرای مشهوردرگذشت .

33 سال پیش یعنی8 دی1355خورشیدی سعید هرمزی، نوازنده مشهور سه تار درگذشت.

19 سال پیش یعنی8 دی 1369خورشیدی با حضورتعداد زیادی از محققان و فردوسی شناسان ایرانی و خارجی مراسم بزرگداشت هزارمین سال تدوین شاهنامه فردوسی در مشهد برگزار شد در این مراسم ضمن تجلیل از فردوسی استاد فرزانه طوس ، بخشی از داستانهای شاهنامه را استاد صادق علیشاه نقال کهنسال خراسانی نقل کرد.

1370 سال پیش یعنی 12 محرم 61 قمری کاروان اسیران کربلا متشکل از زنان و دختران وکودکان خرد سال به فرمان ابن سعد به کوفه رسید .

1336سال پیش یعنی12 محرم 95 قمری  بنابرروایتهای مشهور حضرت امام سجاد (ع) چهارمین پیشوای مسلمین جهان به دسیسه ولید بن عبد الملک به شهادت رسید.

854سال پیش 29 دسامبر1155میلادی به دستور پاپ آرنولد برسچیا روحانی مسیحی که گفته بود روحانیون حق ندارند صاحب مال و منال باشند آتش زده شد.

839سال پیش 29 دسامبر1170میلادی هنری دوم پادشاه وقت انگلستان دستور داد توماس بکر اسقف اعظم آن کشور را که گفته بود پادشاه حق مداخله در کار او را ندارد ،گردن زدند.

119سال پیش یعنی 29دسامبر1890میلادی واحد هفتم سواره نظام آمریکا  سرخپوستان قبیله «سو» را در ایالت داکوتای جنوبی  قتل عام کردند. این آخرین درگیری بزرگ سرخپوستان آمریکای شمالی با مهاجران سفید پوست بود که از سال 1607میلادی پس از ورود انگلیسی ها به شمال آمریکا آغاز شده بود.

72 سال پیش یعنی29 دسامبر1937میلادی  قرارداد ایرلند امضا شد که به موجب آن ایرلند جنوبی مستقل شد.

55 سال پیش یعنی 29 دسامبر1954میلادی سرزمین گویان هلند به استقلال رسید.این کشوردر شمال آمریکای مرکزی قرار دارد و دارای غنی ترین معادن بوکیست جهان است.

 

9 دی

103سال پیش یعنی 9 دی 1285 خورشیدی مظفرالدین شاه قاجار مصوبه قانون اساسی را که با اجرای آن نظام حکومتی ایران به مشروطه سلطنتی تبدیل می شد امضاء کرد و ده روز بعد هم درگذشت.

88سال پیش یعنی 9 دی 1300خورشیدی مجلس شورای ملی عضویت ایران در جامعه ملل را تصویب کرد.

45 سال پیش یعنی 9 دی1343خورشیدی  بنیاد فرهنگ ایران به منظور حراست از میراث فرهنگی و نیز پاکسازی زبان پارسی آغاز به کارکرد.

31 سال پیش یعنی 9 دی 1357خورشیدی  تظاهرات گسترده مردم مشهد با حملات مأموران رژیم طاغوت مواجه شد.این حملات ودرگیریها به شهید و مجروح شدن شمار زیادی از تظاهر کنندگان منجر شد. درگیری مأموران رژیم شاه با مردم زمانی اوج گرفت که تظاهر کنندگان سربازی را که به آنان پیوسته بود با ابراز احساسات گرم و پرشور در میان خود پذیرفتند.

410 سال پیش یعنی  13محرم 1021 قمری آیت الله ملا عبدالله شوشتری ازعالمان شیعه وشاگرد مقدس اردبیلی درگذشت. مرحوم شوشتری ازمدرسان برجسته اصفهان بود ودر دوره اقامت خود دراین شهر به بنای مدرسه ملا عبدالله و مدرسه شیخ لطف الله درمیدان نقش جهان همت کرد. پیکرایشان درکنارمزارشهیدان کربلا به خاک سپرده شده است.

104سال پیش یعنی 30 دسامبر 1905میلادی تزار نیکلای دوم امپراتور روسیه دستور به توپ بستن تظاهرکنندگان روسی را صادر کرد.در جریان این اقدام بیش از ده هزار تن کشته شدند.

98 سال پیش یعنی 30 دسامبر 1911 میلادی نخستین رییس جمهور چین انتخاب شد. دراین روزشورای انقلاب چین،دکترسون یات سن رهبر انقلاب را به عنوان رییس جمهور موقت چین برگزید.

    

10 دی

97 سال پیش یعنی 10دی1291 خورشیدی یحیی ماهیارنوایی پژوهشگر ایران باستان ومترجم متون پهلوی،در شیرازبه دنیا آمد.ازآثار وی ترجمه درخت آسوریک و یادگار زریران را می توان نام برد.

72 سال پیش یعنی 10 دی 1316 خورشیدی  تقسیمات جدید کشوری در ایران اجرا شد.برپایه این تقسیم بندی ایران دارای ده استان،49 شهرستان و 290 بخش گردید.

66 سال پیش یعنی 10دی1322خورشیدی شریعت سنگلچی از نویسندگان و علمای ایران درگذشت.ازآثار شریعت سنگلچی کتابهایی چون توحید عبادت یا یکتا پرستی  کلید فهم قرآن و منابر باقیست که در کتاب اخیر گفتگوهای شریعت سنگلچی با دکتر رابیندرانات تاگور چاپ شده است.

56سال پیش یعنی 10دی 1332 خورشیدی داریوش فروهر رییس وقت حزب پان ایرانیست به اتهام حمایت از دکتر مصدق وفراراز بیمارستان  پس از اطلاع کودتا علیه مصدق بازداشت شد.

38سال پیش یعنی31دسامبر1971میلادی دولت عراق که اختلافاتش بادولت وقت ایران گسترش یافته بود هزاران ایرانی و ایرانی زاده را از آن کشور اخراج کرد.

30 سال پیش یعنی10دی 1358خورشیدی استاد جواد بدیع زاده از هنرمندان بزرگ عرصه موسیقی ایران بدرود حیات گفت. « شُدخَزان» از آثار جاودان موسیقی ایران است که همواره نام او را تداعی می کند.

1101 سال پیش یعنی 14محرم 330 قمری ابوعبدالله حسین بن حجّاج بغدادی شاعرایرانی نژاد شیعه مذهب و ازعلما و نویسندگان قرن چهارم هجری قمری متولد شد. او درسرودن شعرذوقی سرشارداشت و به سبب داشتن قریحه شاعری به معلم ثانی ملقب بود.

167 سال پیش یعنی 14محرم1264قمری سید صدرالدین عاملی اصفهانی ازمراجع شیعه دراصفهان بدرود حیات گفت. اُسوه عترت،منظومه رضاعیه وچندین حاشیه برکتب مرجع شیعه ازمهمترین آثاروی محسوب می شوند.

 

11 دی

719 سال پیش یعنی11 دی 669 خورشیدی خواجوی کرمانی عارف و شاعر،بزرگ در کرمان به دنیا آمد.

31 سال پیش یعنی11 دی 1357 خورشیدی استعفای‌ اررتشبد ازهاری‌ پذیرفته و شاهپور بختیار دولت خود را معرفی کرد.

31 سال پیش یعنی 11 دی 1357 خورشیدی عبدالجواد فلاطوری‌ عالم و‌ پژوهشگربزرگ  علوم‌ اسلامی درگذشت.

21 سال پیش یعنی11دی 1367خورشیدی امام خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران پیام تاریخی خود را خطاب به گورباچف صدر هییت رییسه شوروی سابق صادر فرمودند. حضرت امام در بخشی از پیام خویش چنین فرمودند:« برای همه روشن است که ازاین پس کمونیسم رابایددر موزههای تاریخ سیاسی جهان جستجو کرد چرا که مارکسیسم جوابگوی هیچ نیازی از نیازهای واقعی انسان نیست،چراکه مکتبی است مادی وبا مادیت نمیتوان بشریت رااز بحران عدم اعتقاد به معنویت که اساسیترین دردجامعه بشری درغرب و شرق است به در آورد...».

17 سال پیش یعنی11 دی 1371خورشیدی هجری گلشن کردستانی شاعر معاصر ایرانی بدرود حیات گفت.

842 سال پیش یعنی15محرم 589قمری سیّدابن طاووس ازعلمای نامدارشیعی به دنیا آمد.نسب اوازطرف پدربه امام حسن مجتبی (ع) می رسد. ازابن طاووس چند کتاب ارزشمند درذکروقایع کربلا باقیست. روح الاسرارازدیگرآثارسیدابن طاووس است.

256 سال پیش یعنی1 ژانویه 1753میلادی لازارکارنوسیاستمدارو ریاضیدان فرانسوی متولد شد.وی مهندس نظامی بود وازاین روبه روح نظامی انقلاب فرانسه معروف است.ازآثارمشهوروی به کتابهای« هندسه وضعیت و تفکرات مابَعدُ الطَّبیعه»میتوان اشاره کرد.

96 سال پیش یعنی1ژانویه 1914 میلادی نخستین شرکت مسافرت هوایی درجهان در فلوریدای آمریکا آغاز بکار کرد.

54 سال پیش یعنی1ژانویه1956 میلادی سودان پهناورترین کشور آفریقایی استقلال خود را اعلام کرد .

51 سال پیش یعنی1ژانویه1959میلادی فیدل کاستروپیروزی انقلاب کوبا را اعلام کرد.

45 سال پیش یعنی 1ژانویه 1965 میلادی  قیام مسلحانه مردم فلسطین برضد رژیم اشغالگر قدس آغاز شد.در این زمان کشورهای عضو اتحادیه عرب سازمان آزادیبخش فلسطین را بنیان نهادند ودر پی آن الفتح شاخه چریکی جنبش ملی فلسطین با اجرای چند عملیات نظامی اعلام موجودیت کرد.


کلمات کلیدی: