مصدق قهرمانی پرحاشیه
ساعت ٤:٢۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٩ اردیبهشت ،۱۳۸٧  

به مناسبت 126 سالگی

مصدق قهرمانی پرحاشیه

رضاسلیمان نوری

یکی از مطرح ترین چهره های صد ساله اخیر ایران زمین که سخنان گوناگونی درباره وی مطرح شده دکتر محمد مصدق است.وی چهره ای بسیار پرحاشیه محسوب می شود زیرا که چه در دوران حیات وچه در دوران پس از آن مورد توجه بوده ودر آینده نیز خواهد بود. نکته مهم این است که هرچند وی همیشه از سوی عده ای به صورت کامل مورد پذیرش قرار گرفته واز سوی گروهی دیگر رد شده است اما تمامی کارشناسان منصف برنقش مهم او در مبارزه با استعمار پیر انگلستان وخاندان پهلوی تاکید دارند. بلی مناسبت ندیدیم با توجه به فرا رسیدن صدو بیست وششمین سالروز تولد وی مروری کوتاه بر ادوار گوناگون زندگی او داشته باشیم.

محمد مصدق در 29 اردیبهشت   سال 1261 هجری شمسی در تهران، در یک خانواده اشرافی بدنیا آمد. پدر او میرزا هدایت الله معروف به " وزیر دفتر " از رجال عصر ناصری و مادرش ملک تاج خانم ( نجم السلطنه ) فرزند عبدالمجید میرزا فرمانفرما و نوه عباس میرزا ولیعهد و نایب السلطنه ایران بود. میرزا هدایت الله که مدت مدیدی در سمت " رئیس دفتر استیفاء " امور مربوط به وزارت مالیه را در زمان سلطنت ناصرالدین شاه به عهده داشت، لقب مستوفی الممالکی را بعد از پسر عمویش میرزا یوسف مستوفی الممالک از آن خود می دانست، ولی میرزا یوسف در زمان حیات خود لقب مستوفی الممالک را برای پسر خردسالش میرزا حسن گرفت و میرزا هدایت الله بعنوان اعتراض از سمت خود استعفا نمود. بعد از مرگ میرزا یوسف، ناصرالدین شاه میرزا هدایت الله را به کفالت امور مالیه و سرپرستی میرزا حسن منصوب کرد. میرزا هدایت الله سه پسر داشت که محمد کوچکترین آنها بود. هنگام مرگ میرزا هدایت الله در سال 1271 شمسی محمد ده ساله بود، ولی ناصرالدین شاه علاوه بر اعطای شغل و لقب میرزا هدایت الله به پسر ارشد او میرزا حسین خان، به دو پسر دیگر او هم القابی داد، و محمد را " مصدق السلطنه " نامید. دکتر مصدق در خاطرات خود از دوران کودکیش می نویسد: " چون مادرم پس از فوت پدر با برادرم میرزا حسین وزیر دفتر اختلاف پیدا کرد، با میرزا فضل الله خان وکیل الملک منشی باشی ولیعهد ( مظفرالدین شاه ) ازدواج نمود و مرا هم با خود به تبریز برد. در آن موقع من در حدود دوازده سال داشتم ... "محمد خان مصدق السلطنه پس از اتمام تحصیلات مقدماتی در تبریز همراه پدر خوانده اش، که بعد از جلوس مظفرالدین شاه بر تخت سلطنت به سمت منشی مخصوص شاه تعیین شده بود، به تهران آمد. مصدق السلطنه با وجود سن کم در نخستین سالهای خدمت در مقام مستوفی گری خراسان کاملا در کار خود مسلط شد و توجه و علاقه عموم را به طرف خود جلب نمود. در باره خدمات او در خراسان افضل الملک در کتاب افضل التواریخ چنین می نویسد: " میرزا محمد خان مصدق السلطنه را امروز از طرف شغل مستوفی و محاسب خراسان گویند، لیکن رتبه و حسب و نسب و استعداد و هوش و فضل و حسابدانی این طفل یک شبه ره صد ساله می رود. این جوان به قدری آداب دان و قاعده پرداز است که هیچ مزیدی بر آن متصور نیست. گفتار و رفتار و پذیرایی و احتراماتش در حق مردم به طوری است که خود او از متانت و بزرگی خارج نمی شود، ولی بدون تزویر و ریا با کمال خفض جناح کمال ادب را درباره مردمان بجای می آورد و نهایت مرتبه انسانیت و خوش خلقی و تواضع را سرمشق خود قرار داده است". مصدق السلطنه بعد از مراجعت به تهران در اولین انتخابات دوره مشروطیت نامزد وکالت شد. او به نمایندگی از طبقه اعیان و اشراف اصفهان در اولین دوره تقنینیه انتخاب گردید ولی اعتبار نامه او بدلیل این که سن او به سی سال تمام نرسیده بود ،رد شد. مصدق السلطنه در سال 1287 شمسی برای ادامه تحصیلات خود به فرانسه رفت و پس از خاتمه تحصیل در مدرسه علوم سیاسی پاریس به سویس رفت و در این مرحله به اخذ درجه دکترای حقوق نائل آمد. مراجعت مصدق به ایران با آغاز جنگ جهانی اول مصادف بود. بعد از مراجعت به ایران مصدق السلطنه با سوابقی که در امور مالیه و مستوفی گری خراسان داشت به خدمت در وزارت مالیه دعوت شد.  دکتر مصدق قریب چهارده ماه در کابینه های مختلف این سمت را حفظ می کند تا اینکه سرانجام در حکومت صمصام السلطنه به علت اختلاف با وزیر وقت مالیه ( مشار الملک ) از معاونت وزارت مالیه استعفا می دهد و هنگام تشکیل کابینه دوم وثوق الدوله دگربار رهسپار اروپا می شود. دکتر مصدق در خاطرات خود از دوران اقامت در سویس این گونه می نویسد: " در آنجا بودم که قرارداد وثوق الدوله بین ایران و انگلیس منعقد گردید.... تصمیم گرفتم در سویس اقامت کنم و به کار تجارت پردازم. مقدار قلیلی هم کالا که در ایران کمیاب شده بود خریده و به ایران فرستادم و بعد چنین صلاح دیدم که با پسر و دختر بزرگم که ده سال بود وطن خود را ندیده بودند به ایران بیایم و بعد از تصفیه کارهایم از ایران مهاجرت نمایم. این بود که همان راهی که رفته بودم به قصد مراجعت به ایران حرکت نمودم..."  وی سپس شرح مفصلی از جریان مسافرت خود از طریق قفقاز به ایران داده و از آن جمله می نویسد که چون کمونیستها بر این منطقه مسلط شده بودند، به او توصیه کرده بودند که دستهایش را با دوده سیاه کند تا کسی او را سرمایه دار نداند! دکتر مصدق اضافه می کند " به دستور ژنران قنسول ایران در تفلیس اتومبیلی تهیه نمودند که با پرداخت چهل هزار منات مرا به پتروسکی برساند و از آنجا از طریق دریا وارد مشهد سر ( بابلسر فعلی ) شویم. ولی چند ساعتی قبل از حرکت خبر رسید که کمونیستها دربند را تصرف کرده اند که از این طریق نیز مایوس شدم  و چون ناامنی در تفلیس رو به شدت می گذاشت از همان خطی که آمده بودم به سویس مراجعت کردم."بعد از مراجعت دکتر مصدق به سویس، مشیرالدوله که به جای وثوق الدوله به نخست وزیری انتخاب شده بود، تلگرافی بعنوان مصدق السلطنه به سویس فرستاد و او را برای تصدی وزارت عدلیه به ایران دعوت کردو بدین گونه دکتر مصدق تصمیم گرفت از راه بنادر جنوب به ایران مراجعت کند. در مراجعت مصدق به ایران از طریق بندر بوشهر، پس از ورود به شیراز بر حسب تقاضای محترمین فارس به والیگری ( استانداری ) این خطه منصوب شد و تا کودتای سوم اسفند 1299 در این مقام ماند و برای ایجاد امنیت قدمهای موثری برداشت.پس از این کودتا وی  تنها شخصیت سیاسی ایران بود که کابینه سیاه را به رسمیت نشناخت و از مقام خود استعفادادو  پس از آن عازم تهران شداما دربین راه  بنا به دعوت سران بختیاری به آن دیار رفت و تا پایان کابینه 100 روزه  سید ضیا در آن دیار باقی ماند. قوام السلطنه نخست وزیر بعدی مصدق را به وزارت مالیه ( دارائی ) انتخاب نمود که او با قبول شرایطی همکاری خود را با دولت جدید آغاز کرد. با سقوط دوت قوام السلطنه و روی کار آمدن مجدد مشیرالدوله وقتی از مصدق خواسته شد که با سمت والی آذربایجان با دولت همکاری کند، با این شرط که ارتشیان منطقه تحت امر او باشند، این سمت راقبول کرد ولی این شرط با تخطی  فرمانده قشون آذربایجان از اوامرش بدستور رضا خان سردار سپه، وزیر جنگ پس از مدتی مورد تعرض واقع شد و مصدق در اعتراض ، استعفا داده  و به تهران مراجعت کرد.در خرداد ماه 1302 دکتر مصدق در کابینه مشیرالدوله به سمت وزیر خارجه انتخاب شد و با خواسته انگلیسیها برای دو ملیون لیره که مدعی بودند برای ایجاد پلیس جنوب خرج کرده اند بشدت مخالفت نمود و آب پاکی را بر دست وزیر مختار انگلستان ریخت. پس از استعفای مشیرالدوله، سردار سپه به نخست وزیری رسید و دکتر مصدق از همکاری با این دولت خودداری ورزید.دکتر مصق در دوره پنجم و ششم مجلس شواری ملی به وکالت مردم تهران انتخاب و در همین زمان که با صحنه سازی سلطنت خاندان قاجار منقرض و رضا خان سردار سپه و نخست وزیر فعلی به مقام پادشاهی رسید، او قاطعانه با این انتخاب به مخالفت برخاست. در پایان مجلس ششم رضا شاه با دیکتاتوری مطلق فاتحه حکومت مشروطه و دمکراسی را خوانده بود و برهمین اساس ، دکتر مصدق طی سالیان دراز خانه نشین شد و حتی در اواخر سلطنت پهلوی اول که همه رجال سابق یا از بین رفته بودند و یا دست بیعت به حکومت داده بودند، مصدق توسط شهربانی‌ رضاشاه‌ بازداشت‌ و به‌ زندان‌ بیرجند منتقل‌ گردیداما براثر‌ فشار عده‌ای‌ از رجال‌ که‌ هنوز قدرت‌ نفس‌ کشیدن‌ داشتند به‌ احمدآباد بازگردانده‌ شد و تحت‌ نظر قرار گرفت‌ تا شهریور 1320 که‌ اجازه‌ خروج‌ گرفت‌.او سپس در انتخابات دوره چهاردهم مجلس شورای ملی که در  14 اسفند 1322 شمسی‌ برگزار شد  به عنوان نماینده‌ اول‌ مردم‌ تهران‌ برگزیده شد ودر نخستین اقدام با  اعتبارنامه‌ نمایندگی‌ سیدضیاء مخالفت کرد.وی همچنین در سال  1323 شمسی‌ ضمن  مخالفت‌ با اعطای‌ هرگونه‌ امتیاز نفت‌ به‌ خارجیان‌ و پیشنهاد طرح‌ چهار ماده‌ای‌ منع‌ دولت‌های‌ ایران‌ برای‌ مذاکره‌ با خارجیان‌ درباره‌ی‌ واگذاری‌ امتیاز نفتمطرح نمود که براثر تلاش وی وهمفکرانش به ثمر نشسته وتصویب شد.او همچنین در همین سال در کسوت نماینده مجلس به مقابله با دزدان‌ بیت‌المال‌ در ‌ دستگاه‌های‌ دولتی‌ پرداخته وخواستار‌ اخراج‌ دکتر میلیسپو مستشار آمریکایی‌ در امور مالی‌ ایران‌شد.او درسال  1324 شمسی نیز  رهبری‌ اقلیت‌ مجلس‌ در آبستراکسیون‌ علیه‌ کابینه‌ صدرالاشراف‌ را برعهده داشت. در آذر 1326 شمسی‌ 53 تن‌ از نمایندگان‌ مجلس‌ شورای‌ ملی‌ تمایل خود را به‌ نخست‌ وزیری‌ مصدق‌ اعلام کردند اما سرانجام ‌ حکیم‌ الملک‌ نخست‌ وزیر شد. مصدق در سال 1328 شمسی‌ به مخالفت علنی با  تشکیل‌ مجلس‌ مؤسسان‌ که‌ ساخته‌ دست‌ هژیر و اشرف‌ بودو در آن قصد داشتند اشرف را به عنوان نایب السلطنه برگزینند، اقدام کرد.پهلوی دوم با همکاری قوام السلطنه  نخست وزیر  در انتخابات دوره 15 مجلس بامداخلات نامشروع خود مانع حضور  مصدق در خانه ملت شدندتا انگلیسیها بتوانند قرارداد تحمیلی سال 1933 دوره رضا شاه را که بمدت 60 سال حقوق ملت ایران را از نفت جنوب ضایع می ساخت، در دولت ساعد مراغه ای تنفیذ سازند. خوشبختانه بر اثر فشار افکار عمومی مقصود انگلیسیها تامین نشد و عمر مجلس پانزدهم  سر رسید. بر خلاف انتظار انگلیسی ها، در انتخابات مجلس 16 با همه تقلبات و حمایت شاه و دربار صندوقهای ساختگی آرا تهران باطل شد و هژیر وزیر دربار دست نشانده اشرف به قتل رسید و در نوبت دوم انتخابات، دکتر مصدق و گروهی از یارانش که هنوز دو سه نفری از آنها راه خیانت در پیش نگرفته بودند، به مجلس راه یافتند . او  پس‌ از ترور عبدالحسین‌ هژیر وزیر دربار باز به‌ حومه‌ احمدآباد تبعید گردیده بود اما با جمعی‌ از یاران‌ خود  22مهر 1328 شمسی‌  به‌ منظور اعتراض‌ به نحوه  برگزاری‌ انتخابات‌ مجلس‌ شانزدهم‌  در دربار تحصن‌ کرد.در همین دوران یعنی سال 1328بود  دکتر مصدق و همراهان وی اقدام به پایه گذاری جبهه ملی ایران را کردند. 132اودر سال 1329 ودر کسوت نماینده اول تهران درمجلس با

نخست‌ وزیر رزم‌آرا مخالفت کرد.دلیل این اقدام وی آگاهی او  از تلاش اشرف و سرویس جاسوسی انگلیس  برای  نظامی‌ شدن‌ فضای‌ سیاسی‌ بود‌. رزم‌آرا بعد از تحمل‌ مشکلات‌ فراوان‌ در هنگام‌ معرفی‌ کابینه‌به‌ناچار با اردوگاه‌ چپ‌ مخصوصاً حزب‌ توده‌ از پشت‌ پرده‌ مغازله‌ ای‌ آغاز کرد که‌ تمایلات‌ زنده‌ یاد صادق‌ هدایت‌ برادر خانم‌ رزم‌ آرا بی‌تأثیر نبود و همین‌ امر در نهایت‌ باعث‌ گردید که‌ در مسجد سپهسالار توسط  فداییان اسلام ترور شود.در تیرماه 1329 شمسی‌  کمیسیون‌ ویژه‌ موضوع‌ نفت مجلس ‌ تشکیل‌ و مصدق‌ به‌ ریاست‌ آن‌ برگزیده‌ شد. در 15 آبان‌ماه‌ پیشنهادملی‌ شدن‌ صنعت‌ نفت‌ از سوی‌ نمایندگان‌ جبهه‌ ملی‌ به ویژه دکتر مصدق‌ مطرح‌ شد. در 29 اسفند  مجلس‌ شورا طرح‌ مصدق‌ را برای‌ ملی‌ شدن‌ نفت‌ تصویب‌ نمود  .پس از این اقدام در12 اردیبهشت‌ 1330 شمسی‌  او  به‌ نخست‌ وزیری‌ رسید و در 29 خرداد از شرکت‌ نفت‌ انگلیس‌ و ایران‌ خلع‌ ید کرد که‌ نقش‌ زنده‌یاد مهندس‌ بازرگان‌ در اداره‌ صنعت‌ نفت‌ چشم‌گیر بود.همچنین وی در فاصله  23 الی‌ 27 مهر 1330 در شورای‌ امنیت‌ سازمان‌ ملل‌ حاضر و از حقانیت‌ نهضت‌ ملی‌ نفت‌ ایران‌ دفاع‌ نموده‌ و تحسین‌ جهانیان‌ را برانگیخت‌ .اوسپس در خرداد ماه‌ سال 1331 نیزدر  در دیوان‌ لاهه‌ حاضر شده و به  دفاع‌ از حقانیت‌ ملت‌ ایران‌ اقدام کرد. در بازگشت به ایران سفری نیز به مصر کرد و در آنجا مورد استقبال پر شکوه ملت مصر قرار گرفت. انتخابات دوره هفدهم مجلس بخاطر دخالتهای ارتشیان و دربار به تشنج کشید و کار به جایی رسید که پس از انتخاب 80 نماینده، مصدق  به عنوان نخست وزیردستور توقف انتخابات حوزه های باقی مانده را صادر کرد. مصدق سپس برای جلوگیری از کارشکنیهای ارتش درخواست انتقال وزارت جنگ به دولت را از شاه کرد که از طرف شاه رد شدو به همین دلیل او در 25 تیرماه 1331 در مقام نخست وزیری استعفا دادو قوام‌ به‌ نخست‌وزیری‌ رسید اما مخالفت‌های‌ گسترده‌‌ مردم‌ و قیام‌ ملی‌ 30 تیر باعث شد تا  قوام‌ و دربار عقب‌ نشینی‌ کرده  و مجلس‌ باردیگرمصدق‌ را به‌ نخست‌ وزیری‌ رسانید. فردای آن روز نیز   دیوان‌ دادگستری‌ لاهه‌ رأی‌ به‌ نفع‌ ملت‌ ایران‌ صادر کرد.در   8مرداد 1330 همین‌ سال‌ لایحه‌ اختیارات‌ قانونی‌ نخست‌ وزیری‌ تصویب‌ گردید و عده‌ای‌ از نمایندگان‌ مجلس‌ و تنی‌ چند از نمایندگان‌ جبهه‌ ملی‌ که‌ مصدق‌ را پای‌بند به‌ سیاسی‌ بازی‌ و گنجاندن‌ در حریم‌بسته‌ حزبی‌ خویش‌ نمی‌دیدند و مصدق‌ سر تسلیم‌ در مقابل‌ فشارهای‌ آن‌ها مبنی‌ بر انتخاب‌ تمامی‌ دولت‌مردان‌ و وزراء از میان‌ هم‌ حزبی‌های‌ خویش‌ فرود نمی‌آورد به‌ آغوش‌ دربار رفته‌ و مشکلات‌ عدیده‌ای‌ برسر راه‌ مصدق‌ به‌ وجود آوردند. در این‌ میان‌ حسین‌ مکی‌ که‌ روزی‌ عنوان‌ سرباز فداکار میهن‌ به‌ خود اختصاص‌ داده‌ بود در تاختن‌ به‌آرمان‌های‌ ملی‌ مصدق‌ بی‌شرمی‌ و رسوایی‌ تمام‌ نمود و تمامی‌ آبروی‌ خویش‌ بر سر سودای‌ بازار مکاره‌ سیاست‌ باخت‌. مظفر بقایی‌ نیز به راه‌ دربار رفت‌.لکن‌ بزرگ‌ مردانی‌ چون آیات‌ عظام‌ طالقانی‌، زنجانی‌، لاری‌ و... همچنین ‌خلیل‌ ملکی‌ ،داریوش‌ فروهر، مرحوم‌ دهخدا وبازاریان‌ مسلمان‌ ومردم‌دار حاج‌ مانیان‌ و حاج‌ حسن‌ شمشیری‌آن‌ روز از حریم‌ تنگ‌ و نوپای‌ حزبی‌ به‌درآمده‌ و وسیع‌تر نگریستند. در روز 9 اسفند ماه 1331 دربار با کمک عده ای از روحانیون، افسران اخراجی و اراذل و اوباش تصمیم به اجرای طرح توطئه ای بر علیه مصدق کردند تا او را از بین ببرند. نقشه از این قرار بود که شاه در آن روز به عنوان سفر به اروپا از پایتخت خارج شود و اعلام دارد که این خواسته دکتر مصدق است ( برای اطلاعات بیشتر لطفا به کتاب " خاطرات و تالمات دکتر مصدق" بقلم خود ایشان مراجعه کنید). ارازل و اوباش نوکر دربار هم به بهانه جلوگیری از سفر شاه در مقابل کاخ شاه تظاهرات برپا کنند و هنگام خروج دکتر مصدق از دربار وی را به قتل برسانند. ولی مصدق از نقشه اطلاع یافت و توطئه با شکست روبرو گشت. اما متأسفانه‌ سرانجام توطئه‌های‌ دربار و بعضی‌ از مجلسیان‌ فریب‌ خورده‌ و بیگانگان‌طماع‌ نتیجه داد. دولت دکتر مصدق به علت اختلافات شدید با مجلس  و بدنبال استعفای بسیاری از نمایندگان ، اقدام به برگزاری همه پرسی در سطح کشور کرد تا مردم به انحلال یا عدم انحلال مجلس رای دهند. در این همه پرسی در حدود دو میلیون ایرانی به انحلال مجلس رای مثبت دادند و مجلس در روز 23 مرداد 1332 منحل شد. پس از این ماجرا در روز 25 مرداد 1332 طبق نقشه ای که سازمانهای جاسوسی آمریکا و انگلیس برای براندازی دولت مصدق کشیده بودند، شاه دستور عزل دکتر مصدق را صادر کرد و رئیس گارد سلطنتی خویش، سرهنگ نصیری را موظف نمود تا با محاصره خانه نخست وزیر فرمان را به وی تحویل دهد. همزمان با این اقدام شاه راهی شمال شد.همچنین نیروهایی از گارد سلطنتی مامور بازداشت عده ای از وزرای دکتر مصدق گشتند. ولی نیروهای محافظ نخست وزیری با یک حرکت غافلگیر کننده رئیس گارد سلطنتی و نیروهایش را خلع سلاح و بازداشت نمودند و نقشه کودتای 25 مرداد به شکست انجامید.پس از این شکست شاه به سرعت از کشور فرار کرده وبه رم پایتخت ایتالیا رفت. اما

در روز 28 مرداد ماه 1332 دولتین آمریکا و انگلیس با اجرای نقشه دقیق تری دست به کودتای دیگری علیه دولت ملی مصدق زدند که این بار باعث سقوط دولت وی گشت. در این روز سازمان سیا با دادن پول به ارتشیان، اراذل و اوباش تهران آنها را به خیابانها کشانید. به دلیل خیانت رئیس شهربانی و بی توجهی رئیس ستاد ارتش دولت مصدق، کودتاچیان توانستند به آسانی خود را به خانه دکتر مصدق برسانند و پس از چندین ساعت نبرد خونین گارد محافظ نخست وزیری را نابود کنند و خانه وی را پس از غارت کردن به آتش بکشانند. ولی دکتر مصدق موفق شد به همراه یاران خود از نردبان استفاده کند و به خانه همسایه پناه ببرد. در این کودتا گروهی از یاران سابق دکتر مصدق نیز به بهانه مخالفت با مصدق با اجانب همکاری کردند! همچنین شایان ذکر است که اعضای حزب توده که در روزهای 26 و 27 مرداد به بهانه هواداری از دکتر مصدق دست به اغتشاشات می زدند، در روز 28 مرداد هیچ عملی بر ضد کودتای آمریکائیان انجام ندادند. در روز 29 مرداد دکتر مصدق و یارانش خود را به حکومت کودتا به رهبری ژنرال زاهدی تسلیم کردند. 17 آبان‌ 1332  محاکمه‌ نظامی‌ مصدق‌ آغاز شد که درپایان آن  وی ‌ به‌ 3 سال‌ زندان‌ محکوم‌ گردید.  دکتر مصدق در این دادگاه با برملا کردن اسرار کودتای 25 و 28 مرداد چهره کودتاچیان را نزد جهانیان رسوا ساخت. وی در آخرین سخنان خود در این دادگاه که  بعنوان وداع با مردم قرائت شد ،گفت: "...آری تنها گناه من وگناه بسیار بزرگ من این است که صنعت نفت را ملی کرده ام و بساط استعمار و اعمال نفوذ منافع اقتصادی عظیم ترین امپراطوری‌های جهان را ازاین مملکت برچیده ام و پنجه در پنجه مخوف ترین سازمان‌های استعماری و جاسوسی بین المللی در افکنده ام و به قیمت ازدست رفتن خود و خانواده ام و به قیمت جان و عرض و مالم خداوند مرا توفیق عطا فرمود تا با همت واراده مردم آزاده این مملکت بساط این دستگاه وحشت انگیز را درنوردیدم. من طی این همه فشاروناملایمات ، این همه تهدید و تضییقات از علت اساسی و اصلی گرفتاری خودم غافل نیستم و به خوبی میدانم که سرنوشت من باید مایه عبرت مردانی بشود که ممکن است درآتیه در سراسر خاورمیانه درصدد گسیختن زنجیر بندگی و بردگی استعماربرآیند.من میخواهم برای آخرین باردرزندگی خود ملت رشید ایران را از حقایق این نبرد وحشت انگیز مطلع سازم و مژده بدهم:

مصطفی را وعده داد الطاف حق / گربمیری تو نمیرد این ورق

حیات و عرض و مال و موجودیت من و امثال من در برابر حیات و استقلال و عظمت و سرافرازی میلیون‌ها ایرانی و نسل‌های متوالی این ملت کوچک ترین ارزشی ندارد و ازآن چه برایم پیش آورده‌اند هیچ تأسف ندارم و یقین دارم وظیفه تاریخی خود راتا سرحد امکان انجام داده ام و من به حس و عیان می بینم که این نهال برومند در خلال تمام مشقت‌هایی که امروز گریبان همه را گرفته بثمر رسیده و خواهد رسید.عمر من و شما و هرکس چند صباحی دیر یا زود به پایان می رسد ولی آن چه می ماند حیات و سرافرازی یک ملت مظلوم و ستم دیده است. از مقدمات کار و طرز تعقیب و جریان دادرسی معلوم است که در گوشه زندان خواهم ماند و این صدا و حرارت را که همیشه درخیر مردم به کار برده ام خاموش خواهند کرد و دیگر جزدراین لحظه نمی توانم با هموطنان عزیز صحبت کنم. بدینوسیله از مردم رشید و عزیز ایران مرد و زن و پیروجوان تودیع میکنم و تاًکید مینمایم که در راه پرافتخاری که قدم برداشته‌اند از هیچ حادثه‌ای نهراسند و نهضت مقدس خود را ادامه دهند و یقین بدانند ، خدا یارو مدد کار آن‌ها خواهد بود." 

مصدق  پس از گذراندن 3 سال زندان، به ملک خود در احمد آباد تبعید گشت و تا آخر عمر تحت نظارت شدید بود.در سال 1342 همسر دکتر مصدق، خانم ضیاالسلطنه، در سن 84 سالگی درگذشت و دکتر مصدق را بیش از پیش در غم فرو برد. حاصل ازدواج وی و دکتر مصدق 2 پسر و 3 دختر بود. سرانجام‌ در 14 اسفندماه‌ 1345 مطابق‌ با 5 مارس‌ 1967 وی در غربت‌ احمدآباد در سن ۸۴ سالگی به‌ جاودانه‌های‌ این‌ ملت‌ پیوست . تا عصر همان‌ روز محدود یاران‌ باوفایش‌ ترتیبات‌ کفن‌ و دفن‌ او را در همان‌ خانه‌اش‌ بدهند وجهان‌ پهلوان‌ تختی‌ شجاعانه‌ و بی‌ هیچ‌ واهمه‌ای‌ بر پیکر ارجمند پیشوا بوسه‌ زند و سحابی‌ او را غسل‌ دهد .مصدق وصیت کرده بود او را کنار شهدای ۳۰ تیر در ابن بابویه دفن کنند، اما با مخالفت شاه چنبن نشد و او در یکی از اتاقهای خانه‌اش در احمد آباد به خاک سپرده شد.

پی‌نوشت‌ها

1 ـ سال‌های خاکستری ، علی‌اصغر حسینی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی ، ص 18.

3. ـ چهره حقیقی مصدق السلطنه ، حسن آیت، دفتر انتشارات اسلامی .

3 ـ دکتر مصدق و نطق‌های تاریخی او ـ حسین مکی ، جاویدان .

4 ـ موازنه منفی ، کی استوان .

5 ـ تاریخ 20 ساله ایران، حسین مکی .

6 ـ رک . روزنامه کیهان ، 22 تیر 1332.

7 ـ نگرشی کوتاه بر نهضت ملی ایران .

8ـ خاطرات دکتر کریم سنجابی ، صدای معاصر .

9-«ایران در دوره دکتر مصدق، ریشه های انقلاب ایران.

 


کلمات کلیدی: مصدق ،زندگی نامه ،خلیل ملکی
 
وداع با امام
ساعت ۱۱:٥٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٥ اردیبهشت ،۱۳۸٧  
وداع با امام امام خمینى هـدفها و آرمانها و هـر آنچه را که مـى بایــست ابـلاغ کنـد , گفته بـود و در عمـل نیز تـمام هستیـش را بـراى تحقق هـمان هـدفها بـکار گرفته بـود . اینک در آستـانه نیمه خـرداد سـال 1368 خـود را در آماده ملاقات عزیزى مى کرد که تمام عمرش را براى جلب رضاى او صرف کرده بـود و قامتش جز در بـرابـر او , در مـقابل هیچ قدرتى خـم نشده , و چشـمانش جز براى او گریه نکرده بـود . سروده هاى عارفانه اش همه حاکى از درد فـراق و بیان عطـش لحظه وصال محبوب بـود . و اینک ایـن لحظه شکـوهمنـد بـراى او , و جانــکاه و تحمل ناپذیر بـراى پیروانـش , فـرا مـى رسید . او خـود در وصیتنامه اش نـوشـته است : با دلى آرام و قلبـى مطمئن و روحى شاد و ضمیرى امیدوار به فضل خدا از خدمت خـواهران و برادران مرخص و به سـوى جایگاه ابــدى سفر مى کنـم و به دعاى خیر شما احتیاج مبرم دارم و از خداى رحمن و رحیـم مى خـواهـم که عذرم را در کوتاهى خدمت و قصـور و تقصیر بپذیـرد و از مـلت امـیدوارم که عذرم را در کـوتاهى ها و قصـور و تقصیـرها بـپذیـرنـد و بـا قــدرت و تصمیـم و اراده بــه پیش بروند. ساعت 20 / 22 بعداز ظهر روز شنبه سیزدهـم خـرداد ماه سـال 1368 لحظه وصال بـود . قــلبـى از کار ایستـاد که میلیـونها قلــب را بـه نور خدا و معنـویت احـیاء کرده بـود . بــه وسیله دوربین مخفـى اى که تـوسط دوستان امــام در بیمارستان نصب شده بـود روزهاى بیمارى و جریان عمل و لحظه لقاى حق ضبط شده است. وقتى که گوشه هایـى از حالات معنوى و آرامـش امام در ایـن ایـام از تلویزیون پخـش شـد غوغایى در دلها بر افکند که وصف آن جــز با بودن در آن فضا ممکـن نیست . لبها دائمـا به ذکـر خـدا در حـرکت بود. در آخرین شب زندگى و در حالى که چند عمل جراحى سخت و طولانى درسن 87 سالگى تحمل کرده بود و در حالیکه چندیـن سرم به دستهاى مبارکـش وصل بـود نافله شب مى خـواند و قـرآن تلاوت مـى کرد . در ساعات آخر , طمانینه و آرامشى ملکـوتـى داشـت و مـرتبا شـهادت بـه وحـدانیت خـدا و رسالت پیـامبـر اکرم (ص) را زمـزمه مـى کـرد و بـا چنیـن حــالتى بـود که روحـش به ملکـوت اعلى پرواز کرد . وقتى که خبر رحلت امــام منتشر شـد , گـویـى زلزله اى عظیـم رخ داده است , بغضها تـرکیـد و سرتاسر ایران و همـه کانـونهایـى کـه در جـهان بـا نام و پیام امام خمینـى آشـنا بـودنـد یــکپارچه گـریستند و بـر سر و سینه زدنـد . هیچ قلـم و بیـانـى قـادر نیست ابعاد حـادثه را و امواج احساسات غیر قابل کنترل مردم را در آن روزها تـوصیف کند. مـردم ایـران و مسلمانان انقلابى , حق داشتـند اینـچنیـن ضجه کـنند و صحنه هایى پدید آورند که در تاریخ نمونه اى بـدیـن حجم و عظـمت براى آن سراغ نداریـم. آنان کسـى را از دست داده بـودند کـه عـزت پـایمال شـده شان را بـاز گـردانده بود , دست شاهان ستمگر ودستهاى غارتگران آمریکایى و غربـى را از سرزمینشان کـوتاه کرده بود , اسلام را احــیاء کـرده بــود , مسلمـیـن را عــزت بـخـشـیـده بـــود , جمهـورى اسلامـى را بـر پـا کـرده بـود , رو در روى همـه قـدرتهاى جهـنمـى و شیـطانـى دنـیا ایستاده بـود و ده سال در بـرابـر صـدها تـوطئه برانـدازى و طـرح کـودتا و آشـوب و فتنه داخلـى و خارجـى مقاومت کرده بود و 8 سـال دفـاعى را فـرمانـدهـى کرده بـود که در جبهه مقابلـش دشمنـى قـرار داشت که آشکارا از سـوى هر دو قـدرت بزرگ شرق و غرب حمایت همه جانبه مـى شـد . مردم ,رهبر محبـوب و مرجع دینـى خـود و منادى اسلام راستیـن را از دست داده بـودند . شایـد کسانـى که قـادر به درک و هضـم ایـن مفاهیـم نیستنـد , اگـر حالات مردم را در فیـلمهاى مـراسـم تودیع و تشییع و خاکسپارى پیکر مطهر امام خمینـى مشاهده کنـنـد و خـبر مرگ دهها تـن که در مقابل سنگینـى ایـن حادثه تاب تحمـل نیـاورده و قـلبـشان از کار ایستـاده بـود را بشنـوند و پیکرهایى که یکـى پـس از دیـگرى از شـدت تـاثـر بیهوش شـده , بر روى دسـتها در امـواج جمعـیت به سـوى درمانگاهها روانه مى شـدند را در فیلمها و عکسها ببیننـد , در تفسیر ایـن واقعیتها درمانده شوند . امـا آنـانکه عشـق را مـى شنـاسنـد و تجـربـه کـرده انـد , مشکلـى نـخواهند داشت . حقیقـتا مردم ایران عاشق امام خمینى بـودند و چـه شعار زیبا و گـویایى در سالگرد رحلتـش انتخاب کرده بـودند که : عشق به خمینـى عشق به همه خوبیهاست . روز چهاردهم 1368 , مجلس خبرگان رهـبـر تشکیل گردیـد و پـس از قرائت وصیتنامه امـام خمینى تـوسـط حضرت آیـه الله خامنه اى که دو ساعت و نیـم طـول کشید , بحث و تبـادل نظر براى تعییـن جانشینـى امام خمینـى و رهبر انقلاب اسلامـى آغاز شد و پـس از چندیـن ساعت سـرانجام حضرت آیـه الله خامنه اى ( رئیـس جمهور وقت ) که خود از شـاگـردان امـام خمینـى ـ سلام الله علیه ـ و از چهره هاى درخشـان انقلاب اسلامـى و از یـاوران قیـام 15 خـرداد بـود و در تـمـام دوران نهضت امـام در همـه فـراز و نشیبها در جـمع دیگـر یــاوران انـقلاب جـانبـازى کرده بود , به اتفاق آرا براى ایـن رسالـت خطیر بـرگـزیده شد . سالها بـود که غـربیـها و عوامل تحت حمایتشان در داخل کشـور که از شکست دادن امـام ماءیـوس شـده بـودند وعده زمان مرگ امـام را مى دادند . اما هـوشمندى ملت ایران و انتخاب سریع و شایسته خـبرگان و حمایـت فـرزنـدان و پیـروان امـام همه امیدهاى ضـد انقلاب را بـر بـاد دادنـد و نه تنها رحلت امـام پایان راه او نبـود بلکه در واقع عصر امام خمینـى در پهـنه اى وسیعـتر از گـذشـته آغاز شده بـود . مگر اندیشه و خـوبى و معنویت و حقیقت مى میرد ؟ روز و شـب پانزدهـم خرداد 67 میلونها نفر از مردن تهران و سـوگوارانى که از شهرها و روستاها آمـده بـودند , در محل مصلاى بـزرگ تهـران اجتماع کردنـد تـا بـراى آخـریـن بـار با پیکر مطهر مـردى که بـا قیـامش قـامت خمیـده ارزشها و کرامتها را در عصر سیاه ستـم استـوار کرده و در دنـیا نهـضتـى از خـدا خواهى و باز گشت به فطرت انسانى آغاز کرده بود , وداع کنند. هیچ اثرى از تشریـفات بـى روح مـرسـوم در مراسـم رسمى نبـود . همه چیز, بسیجى و مردمى وعاشقانه بـود. پیـکر پاک و سبز پوش امـام بـر بـالاى بـلنـدى و در حلـقه میلیـونها نفـر از جمعیت مـاتـم زده چـون نگینى مى درخشید . هر کس به زبان خویـش با امامـش زمـزمه مى کرد و اشک مـى ریخت . سـرتاسـر اتـوبان و راههاى منتهى به مصلـى مملـو از جمیعت سیاهپوش بود . پـرچمهاى عزا بـر در و دیـورا شهر آویخته و آواى قرآن از تمام مساجد و مراکـز و ادارات و مـنازل بگـوش مـى رسیـد . شـب کـه فـرا رسیـد هزاران شمع بیاد مشعلـى که امـام افـروخـته است , در بـیابـان مصلـى و تپه هـاى اطـراف آن روشـن شـد . خـانـواده هـاى داغدار گرداگرد شمعـها نشسته و چشمانشان بر بلنداى نـورانـى دوخته شـده بود . فریاد یا حسیـن بسیجیان که احساس یتیمى مـى کـردنـد و بــر سـر و سینه مـى زدنـد فـضا را عـاشـورایـى کرده بـود . بـاور اینـکـه دیـگر صداى دلنشیـن امام خمینـى را در حسینیه جماران نخـواهند شنید , طاقتـها را بـرده بـود . مـردم شـب را در کـنار پیـکـر امـام بـه صبـح رسانیدند . در نخستنى ساعت بامداد شانزده خــرداد , مـیـلـونهـا تـن به امامت آیت الله العظمـى گلپایگانى(ره) با چشمانى اشکبار برپیکر امام نماز گذاردند . انبـوهى جمعیت و شکوه حماسه حضـور مـردم در روز ورود امام خمـینى به کشـور در 12 بهمـن 1357 و تـکـرار گسـتـرده تـر ایـن حماسـه در مـراسـم تشییع پیکر امام , از شگفـتیهاى تـاریخ اسـت . خـبرگـزاریهاى رسمـى جهـانـى جمعیت استقبال کننده را در سال 1357 تا 6 میلیـون نفر و جمعیت حاضـر در مــراسـم تشـییـع را تا 9 میلیـون نفر تخمیـن زدند و ایـن در حالى بـود که طى دوران 11 سـاله حکومت امام خمینى بـواسطه اتحـاد کشـورها غربـى و شرقى در دشمنى با انـقلاب و تحمیل جنگ 8 ساله و صـدهـا تـوطـئه دیـگـر آنـان , مردم ایـران سخـتیها و مشکلات فـراوانـى را تحـمـل کرده و عزیزان بى شمارى را در ایـن راه از دست داده بـودند و طـبعا مـى بـایـست بـتدرج خسته و دلسرد شـده باشنـد امـا هرگز اینچنیـن نشـد . نسل پرورش یـافـته در مکتب الـهى امام خمینى به ایـن فرمـوده امام ایـمان کامـل داشـت که :در جهـان حجـم تحمل زحمـتها و رنجها و فداکاریها و جان نثـاریها ومحرومیتها مناسب حجـم بـزرگى مقصـود و ارزشمندى وعلـو رتـبـه آن است پـس از آنـکه مراسـم تـدفیـن به علت شـدت احسـاسات عـزاداران امـکان ادامـه نیافت , طـى اطلاعیه هاى مـکرر از رادیـو اعلام شـد کـه مـردم بـه خانه هایشان بازگردند , مراسـم به بعد مـوکـول شــده و زمــان آن بعـدا اعلام شد . براى مسئولیـن تـردیـدى نـبـود که هر چه زمان بگذرد صـدها هزار تـن از علاقه مندان دیگر امـام کـه از شهـرهاى دور راهـى تهران شده اند نیز بر جمعیت تشییع کننـده افـزوده خـواهـد شـد , ناگزیر در بعدازظهر همان روز مراسم تـدفـین بـا همان احساسات و بـه دشـوارى انـجـام شـد کـه گـوشـه هـایـى از این مـراسـم بـوسـیـله خبرنگـاران بـه جهان مخابره شـد و بدین سان رحلت امام خمینـى نیز همچـون حیاتـش منـشاء بیـدارى و نهضتـى دوباره شـد و راه و یادش جاودانه گردید چرا کـه او حقیـقت بـود و حقیقت همیشه زنـده است و فناناپذیر . . . . و آن روز قلب ملت از کار ایستاد شماره صفحه در مجله: 101 پدیدآورنده:، خلاصه: کلمات کلیدی: ، آنروز که عاشق جمالت گشتم دیوانه روی بی مثالت گشتم دیدم نبود در دو جهان جز تو کسی بیخود شدم و غرق کمالت گشتم امام خمینی (س) بدیهی است رهبری و هدایت هر انقلابی پس از پیروزی به مراتب مشکلتر از دوره‏های پیش از پیروزی زیرا تا زمان حصول پیروزی انگیزه‏های فراوانی برای وحدت کلمه به منظور استیلا یافتن بر دشمن مشترک وجود دارد. حتی افراد و گروههایی یافت می‏شوند که به رغم عدم خلوص کافی، برای دستیابی به اهداف خاص خود، ضمن قلمداد دادن خود به همراهی و همفکری با مردم، در مبارزه شرکت می‏کنند و معارضه آشکاری با رهبری مبارزه و انقلاب ندارند، اما پس از پیروزی انقلاب، به دلیل سهم خواهی که از خصلتهای افراد و گروههای ناخالص است نغمه‏های جدایی آنها ساز می‏شود و این روند در برخی موارد به شکل‏گیری توطئه‏های گوناگون علیه انقلاب و رهبری آن منجر می‏گردد. چنین واقعیتی را در انقلاب اسلامی ایران نیز شاهد بودیم که نمونه‏های بارز آن توطئه‏ها و کارشکنیهای منافقین، ملی‏گراها و دیگر گروههای وابسته به شرق و غرب بود. از سوی دیگر قدرتهای استعماری نیز به ستیز با انقلاب پرداختند و با تحمیل جنگ ناخواسته، محاصره اقتصادی تبلیغات مسموم و اعمال فشارهای سیاسی به دشمنی با انقلاب و مردم مسلمان ایران پرداختند اما رهبریهای خردمندانه و هوشیارانه امام خمینی (س) و مقاومت‏بی نظیر مردم تمام نقشه‏های شیطانی مستکبران عالم علیه انقلاب را نقش بر آب ساخت. رحلت جانگداز امام خمینی (س) این توهم پوچ را در دشمنان قسم خورده انقلاب به وجود آورد که انقلاب اسلامی از مسیر خود منحرف می‏شود و توده‏ها به بی تفاوتی کشیده خواهند شد، اما از آنجا که انقلاب اسلامی ایران، ریشه در اعماق قلوب مردم داشت، هیچ گاه تصور خام مخالفان اسلام و انقلاب و مردم، مصداق نیافت و مجلس خبرگان، یک روز پس از ارتحال امام، با انتخاب یکی از فرزندان رشید اسلام و شاگرد خلف و شایسته امام خمینی - حضرت آیت‏الله خامنه‏ای - بر تداوم راه رهبر راحل، مهر تایید زد و امروز همه جهان بر این نکته اعتراف دارند که پایانی برای انقلاب اسلامی متصور نیست و ایران اسلامی به عنوان تنها ملجا و مامن محرومان و پشتیبان مستضعفان شناخته شده است. امروز هر ایرانی مسلمان و آزاده بر خود می‏بالد که کشورش در شمار مستقل‏ترین و آزادترین ممالک دنیاست و رهبرش راهی را می‏پیماید که بنیانگذار فقید جمهوری اسلامی ایران، از نخستین روزهای قیام به پیروان راستین و وفادارش نشان داده است. در تاریخ 28 اردیبهشت‏سال 1368 تیم پزشکی حضرت امام از اولین علائم خونریزی در دستگاه گوارش معظم له اطلاع یافت و بلافاصله معاینات و بررسیهای لازم صورت گرفت انجام معاینات، دو زخم در معده حضرت امام را مشخص می‏نمود که یکی سطحی و دیگر نسبتا عمیق بود. با مشاهده زخمها مشاوره با پزشکان متخصص بیماریهای گوارشی صورت گرفت. مشخصات ظاهری زخمها حکایت مشکوکی از احتمال وجود بیماری بدخیم می‏کرد. مطالعات پرتونگاری و عکس‏برداری از معده امام نشان دهنده ضایعاتی نگران کننده بود. بزرگترین زخم چهار تا پنج‏سانتی‏متر و حاشیه آن نامنظم و کاملا برجسته و متورم بود و در معده آثار خونریزی و خون تازه وجود داشت. این مشاهدات توسط اندوسکوپی و مشاهده داخل معده توسط دستگاه صورت گرفته بود که شرح آن توسط پزشکان تیم مراقبت از امام، آقایان دکتر عارفی و دکتر فاضل داده شده است. روز یکشنبه 31 اردیبهشت ماه آزمایشات تکمیلی انجام شده و وضعیت قلبی و عمومی حضرت امام مورد بررسی دقیق واقع شد، چرا که تصمیم‏گیری در مورد انتخاب درمانی جراحی در شخصی با سن امام و با وضعیت قلبی و عمومی ایشان تصمیم‏گیری بسیار دقیق و حساسی بود. در چنین شرایطی با محاسبه بسیار دقیق وضعیت‏بیماری و خطرات ناشی از عدم انجام عمل جراحی در مقایسه با انجام آن، انتخاب نهایی صورت گرفت. مشکلی که از نظر جسمانی برای حضرت امام پیش آمده بود از دو جنبه جان معظم له را تهدید می‏کرد. یکی ایجاد خونریزی وسیع و کشنده و غیرقابل کنترل و دیگری احتمال ایجاد سوراخ در جدار معده و ورود محتویات معده به داخل حفر شکم در آن صورت یا به سرعت مرگ مستولی می‏شد و یا باید تن به انجام عمل جراحی در شرایطی بسیار نامناسب داد که احتمال خطرش بسیار بیشتر از زمانی بود که جراحی با آمادگی کامل قلب و وضعیت عمومی بدن صورت می‏گیرد. شرح حالی که حضرت امام از وضعیت جسمانی و دستگاه گوارش ارائه می‏فرمودند حاکی از افزایش میزان خونریزی در دستگاه گوارش بود و روز به روز بر میزان آن افزوده می‏شد. از طرفی مطالعات اندوسکوپی با دستگاه اندوسکوپ وسعت و عمق قابل توجه زخمها را نشان می‏داد و بخصوص در مورد یکی از زخمها حاکی از نازک شدن خطرناک جدار معده بود. بنابراین قضاوت پزشکان متفقا در پیشگیری از دو عارضه بسیار خطرناک و کشنده که امکان وقوع آن در آینده‏ای نزدیک حتمی می‏نمود برانجام عمل جراحی قرار گرفت. بنابراین این تصمیم‏گیری با فرزند امام حضرت حجت‏الاسلام والمسلمین حاج احمد آقا در میان گذاشته شد و ایشان نیز مساله را با مسئولان مملکتی در میان گذاشت. جوانب کار برای مسئولان کاملا توضیح داده شد و پس از موافقت موضوع با حضرت امام مطرح شد. امام پس از حصور اطلاع از تصمیم پزشکان با خونسردی فرمود: "هر طور صلاح است همان طور عمل کنید. " مقدمات عمل جراحی برای روز دوم خرداد آماده شد و امام به بیمارستان منتقل گشت. زمانی که امام، جماران را به سوی بیمارستان ترک می‏کرد در سر پایینی کوچه جلو بیت‏به اطرافیان فرمود: "من از این سرازیری که پایین می‏روم دیگر بالا نمی‏آیم" و بنا به گفته اطرافیان حالتی حاکی از آرامش و ثبات در برخورد با مساله مرگ در موقع گفتن این جمله کاملا حس می‏شد. بررسی‏های قلب، وضع امام را، حتی بهتر از آنچه تصور می‏شد نشان داده بود و با تزریق یکی دو واحد خون، کم‏خونی ناشی از خونریزیهای مکرر نیز اصلاح شد. بنا به گفته دکتر فاضل جراح امام، معظم له نماز شبشان را خواند که از تلویزیون نیز بخشی از آن پخش شد. امام پس از ادای نماز صبح جهت جراحی آماده شد. یکی دو لوله نازک برای رساندن مایعات و نشان دادن فشار داخلی وریدهای مرکزی در رگها قرار گرفت و در ساعت 45/7 دقیقه امام توسط یک برانکارد به اتاق عمل منتقل گشت. بنا به گفته دکتر فاضل در اتاق عمل، تیم جراحی مرکب از دکتر فاضل، دو جراح، یک تکنسین، پرستار اتاق عمل، دو نفر متخصص بیهوشی، یک تکنسین بیهوشی و دو متخصص قلب آماده انجام عمل شدند. بیهوشی که یکی از حساسترین مراحل انجام عمل بود با موفقیت انجام شد و ساعت 30/8 دقیقه انجام جراحی آغاز گشت و جریان عمل توسط تلویزیون مدار بسته‏ای در معرض مشاهده اشخاصی که در بیرون اتاق عمل حضور داشتند قرار گرفت. جراحی کمتر از دو ساعت طول کشید و در ساعت 20/10 دقیقه به پایان رسید. طبق اظهارات دکتر فاضل، وقتی شکم امام باز شد مشاهده گشت که قسمت میانی معده دچار ضایعه است. بزرگترین زخمی که قبلا ذکر شد در خم بزرگ معده وجود داشت و جدار معده را به نحو خطرناکی نازک نموده بود. ضایعه‏ای کوچک با قطری حدود شش میلیمتر در قسمت چپ کبد به صورت یک دانه مشاهده می‏شد و غدد لنفاوی کمی بزرگ بود که مشابه آن در افراد عادی نیز دیده می‏شود و اندازه طحال طبیعی بود. قسمتی از معده که مبتلا بود، برداشته شد و قسمتهای باقیمانده به هم متصل گشت و از غدد لنفاوی و کبد نیز نمونه‏برداری شد و در طول عمل مشکل خاصی پیش نیامد. سپس امام به بخش آی. سی. یو منتقل شد، بخشی که از نظر مراقبتهای ویژه دارای امکانات کامل جهت کنترل خطرات احتمالی است. لوله داخل نای یا تراشه حضرت امام برای 24 ساعت آینده باقی ماند تا وضع تنفسی حضرت امام کاملا مطمئن شود. در فاصله کوتاهی پس از عمل، جلسه‏ای با حضور مسئولین کشور تشکیل شد و با مشورت دو تا سه نفر از تیم پزشکی، نحوه اطلاع دادن مساله به مردم مشخص شد. نکته‏ای که در این موضوع مورد توجه قرار گرفت جلوگیری از ایجاد نگرانی زیاد بود و همان روز ساعت دو بعدازظهر متنی از اخبار رادیو برای مردم خوانده شد مبنی بر اینکه حضرت امام به علت‏خونریزی گوارشی و برای کنترل آن، مورد عمل جراحی موفقی قرار گرفته‏اند و حال ایشان رضایت‏بخش است. علی‏رغم لحن اطلاعیه که حاکی از موفقیت آمیز بودن جراحی امام بود ملت عاشق و دلباخته امام ناگهان برای اولین بار از کسالت جدید امام مطلع و این موجب بروز نگرانی شد. ولی در طی روزهای بعد که رسانه‏های گروهی و سیمای جمهوری اسلامی ایران از بهبود حال امام گزارش می‏دادند دلهای نگران مردم با ناباوری می‏رفت که دلهره و اضطراب را از خود بیرون کند. که. . . ساعت 30/8 بعدازظهر روز شنبه سیزده خرداد اولین خبر نگران کننده از اخبار شبکه سراسری پخش شد: این اطلاعیه امشب از سوی دفتر حضرت امام به این شرح انتشار یافت: بسمه تعالی به اطلاع ملت‏شریف و عزیز ایران می‏رسانیم امروز در ساعت‏سه بعدازظهر در سیر درمان حضرت امام مدظله العای مشکلی پیش آمد. پزشکان با همه کوشش خستگی ناپذیر خود برای درمان حضرت امام به مراقبت و درمانهای لازم سرگرمند و از همه لت‏خداجوی درخواست می‏کنیم دعاهای خالصانه خود را ادامه دهند. امید و انتظار می‏رود که ادعیه شما مردم مورد اجابت‏حضرت حق قرار گیرد. دفتر امام خمینی متعاقب پخش این اطلاعیه از اخبار شبکه سراسری، هزاران دلباخته امام به سوی جماران شتافتند تا از حال امام خویش با خبر شوند. مردم با ناله و اشک راه جماران را در پیش گرفته بودند تا بیقراری و اضطراب خویش را تسکین دهند. در میان آنان صدها تن از جانبازان انقلاب به چشم می‏خورند. خانواده‏های شهدا، زنان، مردان، پیر و جوان خیابانی را که به جماران منتهی می‏شد پر کرده بودند و اندوهبار حال امام خود را جویا می‏شدند، ولی هیچ‏کس پاسخی نمی‏داد. رفت و آمدهای پر جنب و جوشی به بیت‏حضرت امام صورت می‏گرفت و چشمهای راهیان بیت، بیشتر اوقات گریان بود. نزدیکهای صبح خبرهای رسیده غم‏انگیز و غم‏انگیزتر می‏شد. تا اینکه در اخبار ساعت هفت‏بامداد روز چهارده خرداد. . . و اما بشنوید از روزهای پس از عمل جراحی از داخل بیمارستان. در اطلاعیه روز دوم خرداد چیزی از تشخیص بیماری امام گفته نشد چرا که در حقیقت از اسرار مملکتی به شمار می‏رفت و گذشته از آن حال حضرت امام در آن موقع خوب و رضایتبخش بود و بنابراین ظاهر امر حاکی از موفقیت عمل جراحی حضرت امام بود و بر طبق مفاد آن مساله منتفی شده بود. در واقع در چند روز اول هم اوضاع به خوبی پیش می‏رفت. امام پس از عمل به راحتی به هوش آمد، منتها به دلیل وجود لوله تراشه در داخل نای قادر به صحبت کردن نبود و به دستورات پزشکان مبنی بر باز و بسته نمودن چشم و حرکات دستها و پاها پاسخ مثبت می‏داد. ساعت‏شش بعدازظهر همان روز یعنی در دوم خرداد ناگهان اختلالی در منحنی نوار قلب حضرت امام پیدا شد که نگران کننده بود و حدود یک ساعت و نیم به طول انجامید که با درمانهای لازم مرتفع شد و پس از آن در همان روز مصاحبه‏ای توسط پزشکان حضرت امام صورت گرفت و اطلاعاتی در اختیار مردم قرار گرفت. فردای آن روز حال امام بهتر بود و چند تن از مسئولین مملکتی و حجت‏الاسلام والمسلمین حاج احمد آقا خدمت امام رسید. همان روز لوله داخل تراشه حضرت امام برداشته شد و امام قادر به صحبت کردن شد. ضمنا قرار شد وضعیت امام از طریق اطلاعیه‏ای به اطلاع مردم برسد. در روز پنج‏شنبه چهارم خرداد وضع کلیوی امام مختصر اشکالی پیدا کرد که پیش بینی آن می‏شد که تدابیر لازم اندیشیده شد. در این شرایط به گفته اطرافیان و پزشکان، معظم له حاضران را دلداری می‏دادند. روز سوم پس از عمل، از نظر بروز مشکلات عفونی و پیدا شدن اشکال تنفسی و تب از روزهای دیگر اهمیت‏بیشتری داشت; و در بخشهای جراحی پس از انجام عمل در روز سوم بیشتر از روزهای دیگر احتمال وقوع عوارض وجود دارد. روز جمعه پنجم خرداد ماه یعنی روز سوم پس از عمل عده‏ای از اعضای خانواده امام و آقای هاشمی رفسنجانی نیز به حضور ایشان رسیده بودند. تا ظهر اتفاقی که نگران کننده باشد نیفتاد و امام با آقای هاشمی صحبت کرد و وقتی آقای هاشمی اجازه خواست که سلامتی حضرت امام را از طریق خطبه‏های نماز جمعه به اطلاع مردم رساند، امام اجازه داد و مطالبی فرمود که توسط آقای هاشمی به اطلاع مردم رسید و طی آن امام عزیز به مردم سلام رسانید و از کسانی که ابراز احساسات نموده بودند، تشکر کرد. ولی در ساعت دوازده و پنج دقیقه همان روز امام ناراحتی تنفسی پیدا کرد و در نوار قلبی تغییراتی پیدا شد که بنا به اظهارات پزشکان بیش از دو سال طول کشید ومختصری هم تب ایجاد شد که با تدابیر لازم درمانی و خروج لوله‏های تزریقات از رگها مرتفع شد. روز شنبه به خوبی و بدون وجود واقعه نگران کننده‏ای سپری شد و فقط به دلیل وجود علائم خونریزی در دستگاه ادراری، بررسی داخل مثانه با دستگاه و بدون بیهوشی عمومی و صرفا با بی حسی موضعی انجام شد و نکته مهمی مشاهده نشد. بعلاوه یک عکسبرداری هم با استفاده از ماده حاجب از معده صورت گرفت که نشان دهنده جوش خوردن بخیه‏های عمل بود و شب همان روز تصاویری از حضرت امام از طریق سیمای جمهوری اسلامی ایران ملت پخش شد که همه مشاهده نمودند، سپس لوله معده خارج شد و رژیم مایعات شروع شد. فردای آن روز به جز مختصری کاهش فشار خون، مشکل دیگری پیش نیامد و امام نماز را با وضو خواند و شب مختصری هم غذا میل کرد روز دوشنبه هشتم خرداد وضع تنفسی و ریوی امام دچار مشکل شدو ظاهرا مقداری مایع در داخل ریه‏ها جمع شده بود که می‏توانست ناشی از سه عارضه باشد: یکی اینکه ریه‏ها دچار عفونت‏شده باشند، دیگر اینکه وضع قلبی و نارسایی قلب موجب تجمع مایع در ریه شده باشد و سوم اینکه بیماری اصلی که معده را گرفتار کرده است ریه‏ها را هم مورد تهاجم قرار داده باشد. مشکل ریوی کماکان ادامه داشت و اختلالات کلیوی نیز به درمان پاسخ نمی‏داد. روز چهاشنبه جلسه مشاوره‏ای با تعداد زیادی از پزشکان متخصص سراسر کشور تشکیل شد و وضع بیماری امام از جنبه‏های مختلف مورد بررسی قرار گرفت. در کنار مشکلات متعددی که وجود داشت، تغییرات نگران کننده فرمول شمارش خون حاکی از پیشرفت‏بیماری اصلی امام بود که لزوم انجام سریع شیمی درمانی را مطرح می‏ساخت، ولی مساله‏ای که تیم پزشکان در این مورد با آن روبرو شد این بود که معمولا اگر شیمی درمانی پس از عمل جراحی لزوم داشته باشد آن را دو تا سه هفته پس از جراحی به تعویق می‏اندازند تا آثار سؤ ناشی از شیمی درمانی مشکلی را در وضع عمومی بدن ایجاد نکند، ولی آزمایشات خون حضرت امام در هر لحظه مبین مشکلات بیشتری بود و ناچار پزشکان، شیمی درمانی را شروع کردند و این در حالی بود که وضعیت عمومی بدن از نظر وضع ریوی و کلیوی در شرایط چندان مطلوبی به سر نمی‏برد. روز شنبه سیزدهم خرداد دفع ادراری به کلی مختل شده بود و کلیه‏ها که وظیفه دفع ادرار را به عهده دارند به درمانها جواب نمی‏دادند و این موضوع باعث تشدید مساله ریوی نیز می‏گشت و ریه‏ها نیز پر از مایعی بود که خروج آن با درمانهای انجام شده امکانپذیر نبود. ساعت‏یازده صبح همان روز، نوار قلب تغییراتی را نشان داد و فشار خون کم‏کم کاهش یافت، در بیمارستان پزشکان، حاج احمد آقا، بعضی از مسئولان مملکتی و نوه امام نزد معظم له بودند و بنا به اظهارات نوه حضرت امام ایشان شاید بیش از 100 بار شهادتین گفته بود. امام نماز ظهر و عصر را خواند و حدود ساعت‏سه بعدازظهر یک ایست قلبی پیش آمد که با ماساژ قلبی و تنفس مصنوعی دوباره قلب به کار افتاد و دستگاهی جهت کمک به ایجاد ضربان قلب در جلوی سینه امام کار گذاشته شد. این وضعیت تا ساعت 30/8 دقیقه بعدازظهر ادامه داشت که وضع نگران کننده از طریق اخبار شبکه سراسری سیمای جمهوری اسلامی به اطلاع مردم رسید و موج عاشقان امام به سوی جماران روان گشت. وضعیت عمومی حضرت امام اصلا خوب نبود ولی بعدازظهر گویی مجددا کمی به هوش آمده بود. کهولت‏سن، بیماری صعب‏العلاج و وضع نامناسب قلبی دست‏به دست هم داده بودند تا ملتی را داغدار کنند. کاری از دست پزشکان بر نمی‏آمد. علی‏رغم تلاش همه جانبه و درمانهای متعدد و مختلف، کاری از پیش نمی‏رفت. انبوه جمعیت هر لحظه در جماران بیشتر و بیشتر می‏گشت، اشکها از نگرانی جاری بود و دستها به سوی آسمان بلند. چشم حاج احمد آقا مانند چشم میلیونها انسان دیگر، چشم میلیونها فرزند دیگر امام، اشک آلود بود. دستان امام لرزش داشت و در لحظات آخر با صدایی لرزان فرموده بود: "من می‏دانم زنده نمی‏مانم، اگر مرا برای خودم نگهداشته‏اید به حال خودم بگذارید و اگر برای مردم است هر کاری می‏خواهید بکنید. " در سراسر ایران دستها به دعا برداشته شد، حتی در خارج از مرزها عاشقان امام ضجه‏کنان بقای امام را از یگانه استدعا می‏کردند، ولی در ساعت 20/10 دقیقه بعدازظهر روز شنبه سیزدهم خرداد ماه سال 1368، دعای امام بر دعای میلیونها انسان غلبه یافت و قلب ملت از کار ایستاد. انالله و انا الیه راجعون. ارتحال امام خمینی (ره)(8) تعداد بازدید : 146 دلسوختگان، ارادتمندان و همه یاران امام راحل، هرگز آن روز اندوهبار و خبر سنگین ارتحال آن عزیز را از یاد و خاطر نخواهند برد. عروج آن بزرگ تا روزها امت اسلام را در سراسر عالم در دریاى غم و ناباورى، فرو برده بود. هرکس به زبان خویش از آتش نهفته در درون سخن مى‏گفت اما عظمت ارتحال بقدرى فراگیر بود که به واقع هیچ گروه و جماعتى از هنرمندان، شاعران، اندیشمندان و ارباب قلم نتوانست کربلاى ارتحال را رنگ جاودانگى بخشد و تصویرى هرچند کم رنگ اما نزدیک به واقعیت از آن شورش که در خلق عالم افتاده بود ترسیم نماید. چنانچه خلف صالحش - مقام معظم رهبری – فرمود: اگر ما بخواهیم به عظمت مصیبت بیندیشیم باید دلسرد و دلمرده باشیم، مصیبت خیلی بالاست! فقدان و ثلمه خیلی غیر قابل تحمل است.[i]این مصیبت، مصیبت جهان اسلام است بلکه مصیبتی است که قلب همه ملت های مستضعف از آن رنج می برند.[ii] روح ملکوتى آن رهبر ربانى که چند صباحى مهمان ما زمینیان شده بود، در آستان قرب الهى و ملکوت اعلى در کمال اطمینان، آرام خفته بود، اما این امت قدرشناس از آغاز اعلام خبر تا پایان مراسم تدفین با حضور میلیونى و دشمن شکن خویش تمام محاسبات شیطانى استکبار را نقش برآب کرد. هر وقت‏شکوه آن روزها را بیاد مى‏آوریم و حرکت تاریخى مردم را تحلیل مى‏کنیم، درمى‏یابیم که با هوشیارى چشمگیر این امت دلاور حتى در ارتحال امام هم زمینه وحدت و یکپارچگى مردم حاصل آمد و بنیانى چنان مرصوص در برابر دشمنان انقلاب بوجود آمد که هرگز تصورش را نداشتند. و چه زیبا حضرتش درباره هجرت جانکاه خویش سرود: روز که من هجرت از این خانه کنم از جهان پرزده در شاخ عدم لانه کنم رسد آن حال که در شمع وجود دلدار بال و پرسوخته کار شب پروانه کنم روى از خانقه و صومعه برگردانم سجده بر خاک در ساقى میخانه کنم حالى حاصل نشد از موعظه صوفى و شیخ رو به کوى صنعى واله و دیوانه کنم گیسوى و خال لبت دانه و دامند چسان مرغ دل فارغ از این دام و از این دانه کنم شود آیا که از این بتکده بربندم رخت پرزنان پشت‏بر این خانه بیگانه کنم این نمایه با 2 مطلب به شرح آن غم جانگداز می پردازد. -------------------------------------------------------------------------------- [i]. بیانات مقام معظم رهبری در دیدار مسئولین نظام با ایشان، 9/11/1368، به نقل از کتاب سخن آفتاب، ص 168. [ii].بیانات مقام معظم رهبری در دیدار گروهی از مردم گلپایگان با ایشان، 21/4/1368، به نقل از کتاب سخن آفتاب، ص 169.
کلمات کلیدی:
 
امام خمینی از دیدگاه بزرگان جهان
ساعت ۱۱:٢۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٥ اردیبهشت ،۱۳۸٧  
امام خمینی از دیدگاه بزرگان جهان  آغاز سخن: سخن گفتن در مورد ابعاد شخصیت و اندیشه‏های تابناک امام خمینی رحمه الله رهبر بزرگ جهان اسلام در عصر حاضر و پدید آورنده مهم‏ترین حادثه قرن بیستم کاری بس دشوار است. با اینکه تا به حال مقالات و کتاب‏های بسیاری در این زمینه نوشته شده است، در معرفی شخصیت کامل آن رادمرد جهان اسلام به پایان راه نرسیده‏ایم، بلکه هنوز برای شناخت کامل هویت آن شخصیت فرزانه راهی دراز در پیش داریم و باید اعتراف نمود که: من چه گویم یک رگم هشیار نیست وصف آن یاری که او را یار نیست یک دهان خواهم به پهنای فلک  تا بگویم وصف آن رشک ملک  ور دهان یابم چنین و صد چنین  تنگ آید در بیان آن امین  حضرت امام خمینی رحمه الله به عنوان فقیهی ژرف‏نگر و حکیمی خردمند و سیاستمداری دوراندیش و عارفی الهی، توانسته بود در پرتو مناجات‏های شبانه و توکل و معرفت و اخلاص، به منبع نورانیت الهی و اقیانوس بی کران عرفان و معنویت متصل گردد. به همین دلیل دست‏یابی به افق اندیشه‏های این شخصیت عظیم برای اندیشمندان اگر غیر ممکن نباشد، آسان نخواهد بود. امیر مؤمنان علیه السلام در مورد شخصیت چنین مردانی می‏فرماید: «هجم بهم العلم علی حقیقة البصیرة، و باشروا روح الیقین، واستلانوا مااستوعره المترفون. و انسوا بمااستوحش منه الجاهلون و صحبوا الدنیا بابدان ارواحها معلقة بالمحل الاعلی. اولئک خلفاء الله فی ارضه و الدعاة الی دینه، آه آه، شوقا الی رؤیتهم; آنان با نور دانش به حقیقت ادراک و بصیرت رسیدند و جوهره یقین را با جان خود دریافته‏اند و آنچه را که بر افراد رفاه طلب دشوار می‏نمود راحت و آسان گرفته و با آنچه که نا آگاهان از آن بیم داشتند مانوس شدند. با بدن هایی همنشین دنیا گشتند که روح‏های آن‏ها به [قله‏های رفیع] عالم ملکوت پیوند خورده است. آنان جانشینان خدا در زمین او و دعوت کنندگان مردم به سوی دین اویند. آه! آه! چقدر مشتاق دیدارشان هستم! . (1) » براین اساس در این سطور سعی کرده ایم تا بخش هایی از مهم‏ترین ویژگی‏های شخصیتی امام راحل را از زبان و قلم بزرگان سیاسی وفرهنگی دانشمندان و جهان مورد بازنگری قرار دهیم زیرا: خوشتر آن باشد که سر دلبران                    گفته آید در حدیث دیگران امام خمینی رحمه الله سازنده تاریخ معاصر  دکتر مصطفی ایوب، دانشمند مسلمان آمریکایی و مسؤول گروه مطالعات ادیان در دانشگاه تامبل آمریکا در مورد رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران می‏گوید: «بنده معتقدم که تاریخ، امام خمینی رحمه الله را به عنوان بزرگترین شخصیت جهانی قرن بیستم معرفی خواهد کرد، زیرا او فردی بود که هم نبوغ سیاسی و هم نبوغ دینی داشت. درست است که ولایت فقیه به عنوان یک مفهوم اسلامی شیعی از غیبت صغری همواره مورد بحث و بررسی بوده ولی امام خمینی رحمه الله به این مفهوم تفسیر دیگری دادند که امام معصوم علیه السلام از طریق علمایی که فقیه‏اند نقشی در حکومت دارد و آن علماء نایبان امام علیه السلام هستند و چنانچه در شخصی خصوصیاتی که امام عصر علیه السلام بیان کرده فراهم گردد، فقیه اول خواهد بود. بنده معتقدم که از جمله مهم‏ترین تاثیرات نهضت امام خمینی رحمه الله این بوده که حکومت در یک کشور بزرگ و با اهمیت اسلامی را از ماهیت لائیکی آن به ماهیت اسلامی و دینی مبدل ساخت و بدین ترتیب جمهوری اسلامی الگویی برای جنبش‏های اسلامی جهان گردید. من بر این باورم که از لحاظ قدرت فکری، امام تنها یک فرد یا پدیده فردی نبود بلکه یکی از سازندگان تاریخ بود. (3) »  اثبات بطلان نظریه «دین افیون ملت‏ها» استاد فهمی هویدی مصری نویسنده مشهور روزنامه «الاهرام‏» ، مجله «المجله‏» و روزنامه «الشرق الاوسط‏» می‏گوید: «باید گفت: که به طور کلی ذهن انسان از بیان دستاوردهای امام عاجز است ولی می‏توان آن‏ها را در بندهای ذیل خلاصه کرد: 1- اعتبار بخشیدن دوباره به ملت ایران و متوقف نمودن دشمنی و بی حرمتی به شخصیت مذهبی آنان که رژیم گذشته ایران درصدد بی ارزش کردن آن بود. 2- ایشان گفته هایی چون «دین عنصری است افیون ملل و عامل خمود و سستی‏» را رد کردند و ثابت نمودند که اگر از دین به درستی استفاده شود عنصری فعال و مؤثر در برانگیختن ملت هاست. 3- امام خمینی رحمه الله پیروزی مستضعفین و پیشرفت مهم مواضع اسلامی را در جهان معاصر محقق ساختند. 4- امام در مقابل قوای استکبار جهانی با قدرتی عظیم قد علم کردند و در مقابل ایشان سکوت نکردند. 5- در چهارچوب افکار مذهبی به پیروزی بزرگی دست‏یافتند و آن، تشکیل حکومتی جدید پس از سال‏ها انتظار بود و این دستاورد از اهمیت‏خاصی برخوردار است. (4) » رهبر 79 ساله و ارتباط عمیق با نسل جوان  آقای احمد هوبر از اندیشمندان مسلمان اهل سوئیس می‏گوید: «هنگامی که من از سال 79- 1978 (57- 1356) به مطالعه درباره امام خمینی رحمه الله به خصوص از منابع ایرانی شروع نمودم، به طرز عجیبی شگفت زده شدم، چراکه امام خمینی رحمه الله اولین رهبر مذهبی در قرن ماست که انقلابی را به وجود آورد که همزمان سه وجهه مذهبی، سیاسی و فرهنگی را در خود جمع کرده بود. تمام انقلابیون قرن ما نظیر لنین، مائوتسه تونگ یا آدولف هیتلر و موسولینی! یک انقلاب سیاسی و اجتماعی را به وجود آوردند; اما چون آنان بویی از مذهب نبرده بودند، راه و روش‏هایشان امروزه کهنه شده و طرفدارهایشان به پایان خط رسیده‏اند، ولی امام خمینی رحمه الله اولین رهبر مذهبی است که دین، سیاست و فرهنگ را یک جا به کار گرفته و به همین دلیل نیز ادامه خواهد یافت. از جمله کارهای اعجاب‏انگیز امام خمینی رحمه الله ارتباط عمیق با نسل جوان است. با اینکه او بخش اعظم زندگی‏اش را شت‏سرگذاشته بود، اما نسل جوان را به میدان مبارزه می‏کشانید، اصولا روحیه و شرایط سنی نسل جوان طوری است که بیشتر از همسالان خود تاثیر می‏پذیرد تا از پیر مردی که در دوران انقلاب حدود 5 برابر سن جوان‏های کشور از عمر خویش را سپری کرده بود. این در حالی است که رهبران سایر انقلاب‏ها، در هنگام انقلاب، جوان یا میان سال بوده‏اند. رمز این توفیق را من در شخصیت منحصر به فرد امام خمینی رحمه الله می‏دانم که او نه تنها از ارزش‏های بزرگ اخلاقی - انسانی و ایمان عمیق مذهبی برخوردار بود بلکه عالمی دانشمند و فقیهی آگاه از مسائل جاری بود و درزمینه‏های سیاست و دانش اجتماعی و اقتصادی اطلاعات وسیعی داشت، زیرا بدون این دانش‏ها، یک عالم مذهبی به دور از اطلاعات گسترده جهان امروز نمی‏تواند چنین قدرت نمایی کرده و هیولای وحشتناکی را که به نمایندگی از امریکا و سایر قدرت‏ها در ایران حکومت می‏کرد به زیر بکشد. نکته ظریف دیگری را که من در نهضت امام خمینی رحمه الله احساس کردم این است که انقلاب اسلامی ایران مستقیما از بطن مردم جوشیده است، نه اینکه مثل انقلاب فرانسه از روشنفکرانی چون «ژان ژاک روسو» ، «ولتر» ، «دیدرو» و دیگران تغذیه شود. به واقع باید انقلاب اسلامی را انقلاب مردمی نامید. (6) »  تاثیر کلام دکتر غیاث الدین صدیقی، متفکر آزاد اندیش انگلیسی و عضو پارلمان مسلمانان انگستان می‏گوید: «شخصیت امام رحمه الله تاثیر عمیقی بر دنیای جدید و به خصوص بر امت اسلامی داشته است. مدت‏ها بود که ما رهبری نداشتیم که آنچه را می‏گفت تاثیر داشته باشد. به نظر من این مهم‏ترین خصوصیت امام خمینی رحمه الله بود، مردم احساس می‏کردند که هر آنچه ایشان انجام می‏دادند، هیچ دلیلی جز برای عزت اسلام و کیان اسلامی نداشت. این مهم‏ترین دستاورد و این ویژگی شخصیت او بود. در جامعه اسلامی خیلی معمول شده است که هرگاه چیزی مطابق معمول وخوب پیش نرود مردم می‏گویند: «ما یک خمینی لازم داریم.» او نوعی استاندارد اخلاقی و رهبری در جامعه مسلمانان بنیان نهاده است و هرکسی که می‏خواهد برای خود کسی بشود، باید خصوصیت امام خمینی رحمه الله را داشته باشد. (8) »  دفاع از مقدسات مسلمانان مولانا نواب بلدین نقشبندی از دانشمندان برجسته اهل سنت می‏گوید: «امام خمینی رحمه الله جامعه ایرانی غرق در فرهنگ فاسد غرب را تبدیل به جامعه ای کاملا اسلامی کرده، آن بزرگ مرد تاریخ بشریت پس از سکوت طولانی جهان اسلام در برابر اهانت‏سلمان رشدی به مقدسات مسلمین، فتوایی صادر کرد که ابرقدرت‏ها و همه دول ضد اسلامی جهان را شوکه نمود. (9) » او یک آیت‏حقیقی از الله بود پروفسور «حامد الگار» استاد اسلام‏شناسی در دانشگاه کالیفرنیای آمریکا می‏گوید: «یک مسلمان هرچه قدر بخواهد از یک شخصیت‏بزرگ معنوی تعریف و تمجید کند، به خاطر آنکه بزرگی و عظمت تنها از آن خداست و نمی‏توان شخصی غیر از خداوند را با این صفات خواند، بهتر است در عوض به کارگیری چنین لفظی گفته شود که عظمت و بزرگی خداوند بنحو نادری در آن فرد جلوه پیدا کرده و او را به آیتی از «الله‏» مبدل ساخته است. امام خمینی رحمه الله قطعا چنین آیتی بود. هرکس که سعادت حضور درکنار او را داشته باشد می‏داند، زیارت وی حتی هنگامی که او یک کلمه سخن نیز نمی‏گفته، عمیق‏ترین تاثیر را بر روی آدمی می‏گذاشت. راز این تاثیر در همان ویژگی الهی نهفته است.» به عقیده این استاد آمریکایی مسلمان، یکی دیگر از ویژگی‏های رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران آرامشی بود که در امام وجود داشت. او در توضیح این سخن خود می‏گوید: «آرامشی که در امام وجود داشت، متعلق به فردی بود که با شیوه‏ای زاهدانه خود را غرق در «اندیشه و عبادت الهی‏» کرده بود، اما در عین حال آنچنان به اقدامات سیاسی مهمی دست می‏زد که به لحاظ گستردگی و تاثیر، در هیچ فرد انقلابی وجود نداشت وبه خاطر چنین ویژگی وی بود که در شخصیت او نوعی تکامل و همه جانبگی ایجاد کرده بود، به طوری که از عابد گرفته تا عامی و از عارف گرفته تا قاضی، همه را تحت تاثیر قرار می‏داد. در یک کلام، «زندگی او تجلی عمل صالح و ایثار بود و او در این دنیا چنان به سر می‏برد که گویی دائما مجذوب عز قدس الهی است و دقیقا به این دلیل بود که میلیون‏ها مسلمان جهان از ممالک مختلف به او عشق ورزیده و به راهش ایمان آوردند. (11) »  سمبل مبارزه علیه ارزش‏های مادی غرب دکتر «دیمتری کیت‏سیکس‏» از متفکران مسیحی ارتدکس و استاد تاریخ روابط بین الملل کشور یونان می‏گوید: «برای ما مسیحیان ارتدکس یونان که تفوق جویی شیطانی ارزش‏های غربی را رد می‏کنیم، امام خمینی رحمه الله نمونه‏ای بود از یک مبارز جهانی، جهت استقرار حق به جای ارزش‏های مادی. اگر چه تبلیغات جهانی غرب سعی می‏کرد از ایشان یک تصویر فناتیک (12) ترسیم نماید، ولی ما می‏دانیم که وجود او مملو از مهر و محبت نسبت‏به تمام ملل روی زمین - که در مسیر خدا حرکت می‏کردند و برتری ارزش‏های مادیگری را رد می‏کردند - بود. (13) » شخصیت‏شگفت‏انگیز و بی نظیر تاریخ معاصر  «رابین وود زورث‏» ، نویسنده و محقق مسیحی از کشور آمریکا می‏گوید: «درباره آیت الله خمینی رهبر جمهوری اسلامی، صحبت‏ها و حب و بغض‏های فراوانی مطرح شده است. در فرصتی که برای دیدار او پیش آمد، فکر کردم در چنین موقعیت مهمی، تلاش لازم را به کار برم و نتیجه را هرچه شد قبول نمایم. از نظر دنیای غرب، امام خمینی رحمه الله مظهر سرسختی، غرور و انعطاف ناپذیری بود، حتی آن عده از غربی هایی که من آن‏ها را ملاقات کرده بودم و آن‏ها نیز قبلا امام را دیده بودند، ضمن آن که جذابیت رهبری ایشان را انکار نمی‏کردند ولی رفتار او را فاقد گرمی و خنده توصیف می‏کردند. حالا من فرصتی یافتم، تا خودم قضاوت کنم. فرصت‏برای دیدن کسی که برجستگی و شامخیت‏شخصیت او ایران را در برگرفته بود، آن که سیاستش باعث تحولات عمیق در ایران و برانگیختن خشم فراوان غرب شده بود. من در جلو هال (حسینیه جماران) قرار گرفتم، به محض حضور امام روی بالکن حسینیه، جمعیت‏حاضر یکپارچه از جای خود برخاستند و فریاد زدند خمینی، خمینی، خمینی. اولین باری بود که چنین رفتار عمیقا هیجان‏انگیز، شادمانه، مبارزانه و احترام‏آمیز را نسبت‏به یک انسان مشاهده می‏کردم. هنگامی که در باز شد و او وارد شد، توفانی از انرژی برخاست. عبای قهوه‏ای، عمامه مشکی و محاسن سفیدش همه مولکول‏های ساختمان را به حرکت درآورد. توجه حضار آن‏چنان متمرکز و میخکوب شد که هر چیز دیگر غیر از او ناپدید شد. خمینی به مثابه هاله یک نور در حال حرکت‏به عمق وجدان و آگاهی همه کسانی که در حسینیه جماران حاضر بودند، نفوذ کرده بود. او تمام تصاویر تخیلی را که هرکس قبل از ملاقات با او در ذهن خود ساخته بود، منهدم می‏کرد. حضورش چنان پرقدرت بود که من خود را در محاصره هیجاناتم و در فاصله بسیار دور از ایده‏ها و تجارب شخصی قبلی‏ام احساس می‏کردم. من قبلا انتظار داشتم پیرامون حرکات سیما و انگیزه‏های او و شگفتی‏های طبیعت واقعی او به تحقیق بپردازم، ولی قدرت خمینی، توفیقات او و قدرت مطلق کنترل و احاطه نفسانی او، همه قالب‏های ارزیابی ذهنی مرا نابود ساخت و من خود را در حال گرفتن احساس و انرژی که توسط اشعه حضور او در حال تبلور بود یافتم. خمینی یک توفان بود، با این همه درنهاد این توفان یک سکون و آرامش مطلق وجود داشت. او بسیار شدید و آمرانه بود و در عین حال بسیار آرام بخش. او پاسخگو، باز و پرتاثیر بود. در درون او یک حقیقت‏ساکن و غیر قابل حرکت وجود داشت، ولی همین بی حرکتی باعث‏حرکت کلی یک کشور شد. او یک انسان معمولی نبود، در واقع تمام کسانی را که قبلا ملاقات کرده بودم از عرفا و زهاد تا راهب‏های بودایی، حکمای هندی و دیگران، هیچ کدام دارای چنین حضور برق آسا و انرژی بخشی نبودند. برای آن‏ها که توانستند ببینند و احساس کنند، هیچ گونه ابهامی خمینی یک توفان بود، با این همه در نهاد این توفان یک سکون و آرامش مطلق وجود داشت. او بسیار شدید و آمرانه بود و در عین حال بسیار آرام‏بخش. او پاسخگو، باز و پرتاثیر بود. درباره کمالات والای خمینی باقی نماند. این عظمت و کمال در همه جا منعکس بود. در تنفسش، در حرکت اندام و دستانش، در آتش شخصیتش و در آرامش آگاهی و وجدانش ; همه چشم‏ها به سوی خمینی بود، در آنجا اثری از خودخواهی و خودپسندی نبود. همه حواس اوبه شکل سرسختانه و در عین حال برنامه ریزی شده‏ای به همان نقطه‏ای معطوف بود که به نحو زیبا و عارفانه‏ای جو آن جمع را جلب کرده بود. علی رغم آن اراده شدید و اخلاق پرصلابت و سازش‏ناپذیر، روحیه کاملا مثبت و هموار او در حرکت دستانش و صدای صاف کردن حنجره‏اش و افکار متمرکزش متجلی شده بود. در حالی که صدها مسلمان عاشق میهن در مجلس، عظمت او را فریاد می‏زدند و با تحسین و ستایش مطلق از او به وفاداری عاشقانه‏اش سوگند یاد می‏کردند، او در درون خود بود و همچنان آرام و بی حرکت‏باقی مانده بود. چنین صحنه هایی خارج از مرز تصور و حدودی بود که من به آن‏ها خو گرفته بودم. خواننده ممکن است این توصیفات را مبالغه‏آمیز بداند. چنین کسی باید بداند که علیرغم همه شنیده‏های قبلی‏ام و علیرغم مطالب متضادی که قبلا دریافت کرده بودم، اولین و واقعی‏ترین تاثیر شخصیتی [امام] خمینی هیچ ارتباطی با مقولات مطرح شده علیه او نداشت. برای آنکه بتوانید واقعه نهم فوریه را که در شمال تهران (ملاقات در حسینیه جماران) اتفاق افتاد، تصور کنید به مثال‏های زیر توجه کنید: برای یک لحظه فشار نوزاد برای رهایی از رحم مادر و ورود به دنیای جدید را تصور کنید و یا لحضه‏ای که فرد به مردن آگاهی پیدا می‏کند. ریشه این حقایق خارج از چارچوب تجارب شخصی بود و برای من قبلا قابل تصور نبود، زیرا هرگز تجربه نکرده بودم. حقیقت این است که وقایع خود آفریننده تجارب اند. موضوعیت این تجربه به نظر می‏رسید اساس و ریشه آگاهی مرا هدف قرار داده است. من مدل این تجربه را به نحوی بالا بردم که تمام احساسات و افکارم را به سوی آگاهی خود هدایت کرد. آری، امام خمینی رحمه الله آن انسان قوی، قدرتمند و شکست‏ناپذیر بود; و شخصیت او مهم‏ترین ویژگی اوست و مهم‏ترین ویژگی حرکت او شناساندن چنین شخصیتی بود. (14) » احیاگر روحیه اعتماد به نفس در مردم  پروفسور «ام - اس - اگوانی‏» ، متخصص امور ایران و رئیس دانشگاه جواهر لعل نهرو می‏گوید: «آیت الله خمینی تنها کسی بود که از سال 1342 تا رحلتش سازش نکرد. هیچ فرد دیگری در قرن حاضر قادر به ایجاد تغییراتی بنیادی در جامعه ایران همچون معظم له نبوده است.» وی در مقایسه دوران انقلاب با زمان شاه اظهار می‏دارد: «رژیم شاه از مردم و حمایتشان دور بود، اما آیت الله خمینی با جلب حمایت توده مردم پیروز شد و بعد از سالیان طولانی، آموزش‏های اسلامی را عملا وارد زندگی مردم کرد. و مهم‏ترین دستاورد ایشان احیاء احترام و اعتماد به نفس در مردم بود. او تنها رهبری است که توانست جنبش را بر اساس ایدئولوژی و مذهب بنیانگذاری کند که هیچ یک از رهبران انقلاب‏های جهان نتوانستند به آن دست‏یابند. (15) »  الهام بخش مسیحیان آزاده دکتر جرج موستاکیس روحانی و نویسنده مسیحی از یونان می‏گوید: «من یک مسیحی هستم ولی به امام خمینی رحمه الله علاقه بسیار زیادی دارم. امام خمینی (ره) اصلاح کننده بزرگ امت اسلامی بوده است. من و سایر مسیحیان آزاده وظیفه خود می‏دانیم که از ایشان پیروی کنیم.» «زندگی مذهبی و سیاسی امام خمینی رحمه الله و مبارزات ایشان برعلیه استعمار به روشنی در روند تاریخ ثبت است.» این کشیش یونانی و استاد فلسفه و جامعه‏شناسی که وصیت نامه امام را به زبان یونانی ترجمه کرده است در ادامه می‏گوید: «من یک مسیحی هستم ولی به امام خمینی رحمه الله علاقه بسیار زیادی دارم. امام خمینی رحمه الله اصلاح کننده بزرگ امت اسلامی بوده است. من و سایر مسیحیان آزاده وظیفه خود می‏دانیم که از ایشان پیروی کنیم.»  (16) »  عشق عمیق یک ملت«دکتر فوسبری‏» کشیش و رئیس دانشگاه‏های کاتولیک آمریکای لاتین می‏گوید: «امام خمینی با استفاده از ریشه‏های فرهنگی اسلامی موجب حرکت تاریخی ملت‏خویش گشت. وی توانست‏با یک انقلاب مذهبی سیاسی، حرکت عظیمی در کشورهای اسلامی به وجود آورد. او راهی را به روی ما گشود که مهم‏ترین پیام آن امکان بازیابی ماهیت معنوی و قدرت الهی و ایمان به خدا بوده است. امام با بازگشایی این راه، وجدان معنوی غرب را شدیدا به لرزه در آورد هرچند رسانه‏های گروهی غرب سعی در پوشاندن و مخفی ساختن آن داشته باشند.»  (17)  اثبات پیروزی تفکر دینی در قرن بیستم پروفسور پروولسی ایتالیایی، استاد ایران‏شناسی در دانشگاه رم می‏گوید:«مهم‏ترین عملکرد آیت الله خمینی امکان‏پذیر نمودن یک انقلاب اسلامی بود، آن هم در کشوری که تمدن و فرهنگی قوی را در سابقه خود دارد. این کار باعث‏شد تا مردم ایران فرهنگ واقعی و قدیمی خود را که همان فرهنگ اسلامی بوده بشناسند و خود را متکی بر آن فرهنگ به جامعه جهانی بشناسانند. این در حالی بودکه تا قبل از انقلاب اسلامی، تنها آوایی که از ایران بلند بود و معیار شناخت جهانیان از کشور ایران اعلام می‏شد، صدای غربزدگی بود. بنابراین آیت الله خمینی رحمه الله آغاز کننده انقلابی بود که بالاخره فرهنگ اسلامی راستین ملت ایران را آشکار ساخت. (18) »  صادق المهدی: امام خمینی (س) و انقلاب اسلامی در ایران به نیروی مبارزاتی و جهاد امت عرب و خلق فلسطین علیه صهیونیسم و امپریالیسم جان تازه‏ای بخشیدند. عباس مدنی رهبر نجات اسلامی الجزایر: چراغی که امام خمینی (س) برافروخت، دلهای ما را روشن کرد.  آیت‌ا… العظمی اراکی «سلام بر روح بلند و ملکوتی سلالة پاک رسول‌ا… و خلف شایسته ائمه معصومین که عمر گرانمایه خویش را در مسیر احیای جامعه اسلامی و احیای مجد و عظمت شریعت آسمانی سپری نمود» آیت‌ا… العظمی گلپایگانی «سلام و صلوات خدا بر روح بزرگ مردی که با مجاهدات بزرگ و فداکارها و رهبریهای قاطع خود اسلام را در عالم زنده کرد و ندای تکبیر و توحید را به گوش جهانیان رساند و مجد و عظمت مسلمانان را به آنها بازگردانید و فریاد کوبنده اش دلهای مستکبران ابر قدرت را به لرزه در آورد.» آیت‌ا… العظمی مرعشی نجفی «سلام خدا بر روح خدا که با ستیز و پیکار بی امان با دشمنان اسلام تمامی معادلات سیاسی آنان را در هم شکست و بر بزرگترین قدرتهای استعمای جهان پیروز گردید» آیت‌ا… بهاء‌الدینی «مقاومت ایشان در راه هدف و در مقابل ظلم و ستم و فراخوانی است اسلامی به خدا و رسول جبهه کفر و شرک را به واکنش واداشت و بدین سان استکبار با تمام قدرت و توان علیه آن بزرگوار به توطئه برخاست.» آیت‌ا… شهید سید محمد باقر صدر «در میان پیروان پیامبر اکرم طی چهارده قرن که از تاریخ اسلام گذشته است کمتر کسی را می توان پیدا کرد که تاثیر جامعی چون ایشان از خود بر جای گذاشته باشد» آیت‌ا… جوادی آملی «امام خمینی یکی از بزرگترین نایبان امام معصوم بود» آیت‌ا… اشرفی اصفهانی «دیگران را نمی شود با امام خمینی مقایسه کرد» آیت‌ا… فاضل لنکرانی «امام جداً مصداق انسان کامل بودند، شاید در طول تاریخ روحانیت تشیع و جهان اسلام نتوانیم نظیر و بدیلی برای ایشان پیدا کنیم. حجت‌الاسلام و المسلمین علی دوانی «قیافه آرام و آراسته و حرکات و سکنات موزون و حساب شده و متناسب نگاههای نافذ و منظم و به موقع، حرکات دستها و سر و گردن در موقع نشست و برخاست، سخن گفتن آرام و شمرده و وقار زاید‌الوصف در وقت راه رفتن که حاکی از روح بلند ایشان بود بر جذابیت بی‌بدیل ایشان افزوده بود» آیت‌ا… مظاهری «امام مجسمه اخلاق اسلامی بود …، از امتیازات بارز ایشان احتراز از محرمات بود، حتی یک عمل مکروه از آن مرد صادر نشد و حتی اگر شبهة گناه پیش می آمد حالت نگرانی از ایشان نمایان می شد.» رهبر معظم انقلاب اسلامی «او اهل خلوت، اهل عبادت، اهل گریه نیمه شب، اهل دعا تضرع، ارتباط با خدا، شعر و معنویت و عرفان و ذوق و حال بود، آن مردی که چهره او دشمنان ملت ایران را می‌ترساند و به خود می‌لرزاند و آن سد مستحکم و کوه استوار وقتی که مسائل عاطفی و انسانی پیش می آمد یک انسان لطیف یک انسان کامل و یک انسان مهربان بود» آیت‌ا… علامه محمد تقی جعفری «امام از مصادیق بارز کسانی بودند که مشمول این حدیث شریف قرار می‌گیرند: یحزنون لحزننا ویفرحون لفرحنا» شیعیان واقعی ما در آنچه اندوه ما است اندوهگین و در آنچه سرورها است مسرور می باشند» آیت‌ا… شهید علامه مرتضی مطهری «مردی که روزها می‌نشست و این اعلامیه‌های آتشین را می داد. سحرها اقلاً یک ساعت با خدای خودش راز و نیاز می‌کرد و آنچنان اشکهایی می‌ریخت که باورش مشکل است، این مرد درست نمونة علی بود» ‌آیت‌ا… جوادی آملی «جانها را حیات بخشید … و در پرتو احیای جان، علوم الهی را احیا کرد و خداوند سبحان نیز همواره با امداد غیبی او را تأیید نمود. امام راحل قرآن مهجور را مشهور و سنت مستور را سنت مشهور و دین مهجور را دین مأنوس کرد» آیت‌ا… شهید سید اسدا… مدنی «چگونه می‌توان باور کرد مردی که مایة آن همه شور و حرکت و صاحب آن همه قدرت و عظمت بود اکنون در میان ما نیست، چگونه می توان کسی که آثار وجودیش صحنة اجتماع ما را پر کرده و د‌ر هر جا گام می نهیم با اثر تازه‌ای از او روبرو می‌شویم و کران تا کران عالم هنوز از او سخن می گویند. در صف مردگان دانست» آیت‌ا… مصباح یزدی «دست کم دو قرن لازم است تا تأثیری که ایشان در جامعة بشریت گذاشته دقیقاً ارزشیابی شود» علامه فضل اللهامام خمینی پیامبرگونه رسالت الهی خویش را حمل نمود و سرانجام شهید جهاد و رنج شدید خود شد.پاپدر مورد آیت الله خمینی و آنچه او در بخش وسیعی از جهان انجام داد باید با احترامی عظیم تفکری عمیق اظهارنظر کرد.رییس جمهور پاکستانعزتی را که امام خمینی برای اسلام برگرداندند تا ابد باقی خواهد ماند.رییس جمهور سوریهامام خمینی امام همه ما بود.نخست‌وزیر هندتحت رهبریت آیت الله العظمی روح الله الخمینی ایران به احترام حریت و استقلال دست یافت.دبیرکل سازمان ملل متحدمردم ایران رهبری بزرگ را از دست دادند و من عظمت اندوه مسلمانان این کشور را به خوبی درک می‌کنم.فیدل کاسترو، رهبر کوبااینجانب مفتخر به برخورداری از امتیاز آشنایی نزدیک با یکی از بزرگترین شخصیت‌های تاریخ شدم، یک آشنایی بسیارنزدیک با خلوت آخرین سال‌ها، روزها و دقایق زندگی، در کنار نزدیکترین افراد خانواده و دوستانش. تنها می‌توانم از عمیقترین گوشه قلبم بگویم و تکرار کنم که او یک نمونه بود. نمونه، یک نمونه واقعی. ارنستو کاردینال، روحانی سرشناس نیکاراگوئهامروز(در پی رحلت امام خمینی) نمی‌توانم احساس درد سنگین خود را بیان کنم، لذا تنها به گفتن این جمله اکتفا می‌کنم، خدایا در عوض این انسان‌هاکه از میان ما رفتند، برای هدایت ما انسان‌های دیگری به زمین فرست.کلیم صدیقی، رئیس موسسه اسلامی لندنامام خمینی رهبر بی‌چون و چرای امت و تاریخ معاصر اسلام است چرا که ایشان همه کفر را یکجا به مبارزه طلبید و به همین دلیل است که غرب و شرق برار ترور شخصیت این رهبر کم‌نظیر، تمام قدرت شیطانی، تبلیغاتی خود را به کار می‌گیرند، در نتیجه تأثیر انقلاب اسلامی و تحت رهبری امام خمینی،‌ مسلمانان سراسر جهان به یک زبان و فکر تازه سیاسی برای محاوره دست یافتند، این زبان و این افکار سیاسی جدید به کالبد فرهنگی سیاسی اسلام جان تازه‌ای بخشید و مسلمانان را در سراسر دنیا وارد معادلات سیاسی کرد. امام خمینی با رهبری یکی از بزرگترین انقلاب‌های جهان توانست تنها با تکیه بر قدرت لایزل خداوند، اسلام و ایمان مردم،‌ یکی از بزرگترین دیکتاتورهای مورد حمایت کامل شرق و غرب را شکست دهد.پاپ ژان پل دوم، رهبر کاتولیک‌های جهانبرما لازم است که ضمن ادای احترام در برابر همه دستاوردهای آیت‌الله خمینی که با رهبری سیاسی و دینی خود برای ملت و امت خویش به ارمغان آورد، تأمل عمیق و تشکر و تقدیر نماییم.فرانچسکو فرانجیلا، دبیر کل سازمان جهانی گردشگریبه نظر من امام خمینی که دارای شخصیت جهانی بود، نه تنها تاریخ معاصر ایران بلکه تاریخ معاصر جهان را تحت تأثیر افکار و اندیشه‌های والای خود قرار داده است.فرانچسکو گابریلی، اسلام‌شناس ایتالیاییاو (امام خمینی) سمبل ضد حمله به امپریالیسم، قرن است، امام خمینی مظهر و قهرمان این عکس‌العمل است.ژیرینوفسکی،‌ رهبر حزب لیبرال دمکرات روسیهانقلاب اسلامی ایران بزرگترین حادثه قرن بود، ما از انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی استقبال کردیم، چون این انقلاب منبع الهی داشت، و از خواست‌های مردم ریشه می‌گرفت.محمد نوری عثمان، اف، استاد انستیتو خاورشناسی آکادمی علوم روسیهامام خمینی سیاستمدار بزرگ جهان معاصر بود که به وسیله او، نه تنها در ایران بلکه در جهان اسلام (دنیای اسلام) و تمام جهان تحولات بزرگی روی داده است.روژه گارودی، فیلسوف و اندیشمند فرانسویانقلابی که به رهبری امام خمینی روی داد، متعلق به تمدن بشری بود،‌ و به یک جامعه و ملت خاص اختصاص نداشت.نلسون ماندلا، رئیس جمهوری سابق آفریقای جنوبیرهبری منحصر به فرد امام خمینی بود که توانست با دست خالی ملت ایران را به پیروزی برساند.سرهنگ قذافی، رئیس جمهوری لیبیامام خمینی از بزرگترین انبیاء انقلاب و دشمن سرخست امپریالیسم، صهیونیسم و استکبار جهانی بود. بی‌شک نام ایشان در تاریخ اسلام برای همیشه جاودان خواهد ماند.حامد الگار، از اساتید دانشگاه‌های آمریکاامام خمینی قلوب انسان‌ها را زنده کرد و تصور تناقض میان عرفان با تلاش برای حل مشکلات سیاسی و اجتماعی امام خمینی عمیقاً مبتنی بر عرفان و توجهات الهی ایشان بود.گرچه امروز از نظر فیزیکی امام در میام ما نیست ولی باید اندیشه‌ها و افکار لنسر، پروفسور اتریشی[امام خمینی] ... در نزدیک شدن انسان به خدا، فصل جدیدی را گشود و با حمایت مردم، انقلاب اسلامی را که نقطه عطف مهمی در تاریخ قرن بیستم است، به سرانجام پیروزمندانه رساند. آنتونیو مدرانو، نویسنده اسپانیاییجهانیان، همچنان تحت تأثیر انقلاب معنوی او قرار دارند.میخائیل گورباچفاو فراتر از زمان می اندیشید و در بعد مکان نمی گنجید. او توانست اثر بزرگی در تاریخ جهان برجای بگذارد. احمد هوبر، محقق و متفکر سوئیسیایشان از گذشته آمده بود و در حال زندگی می کرد، ولی بیان‌گر و نمایانگر آینده بود. امروز در اروپا احساس می شود سقوط دیوار برلین با انقلاب و قیامی که شما آغاز کردید، مرتبط است. هنری کسینجر، استراتژیست یهودی الأصل آیت الله خمینی(ره)، غرب را با بحران جدی برنامه ریزی مواجه کرد، تصمیمات او آنچنان رعدآسا بود که مجال هر نوع تفکر و برنامه ریزی را از سیاستمداران و نظریه پردازان سیاسی می گرفت. هیچ کس نمی توانست تصمیمات او را از پیش حدس بزند، او با معیارهای دیگری، غیر از معیارهای شناخته شده در دنیا، سخن می گفت و عمل می کرد. گویی از جایی دیگر الهام می گرفت، دشمنی آیت الله خمینی(ره) با غرب، برگرفته از تعالیم الهی او بود. او در دشمنی خود نیز خلوص نیت داشت. طلال عتریسی، استاد دانشگاه لبنانرهبری امام خمینی(ره) و پیروزی انقلاب اسلامی، اساس حرکت و تمدن جهان کنونی می باشد. ماسیمو فینی، روزنامه نگار معروف ایتالیاییحقیقت انقلاب اسلامی و تفکر آیة الله خمینی(ره) بسیار عمیق است و جهان غرب از درک عمیق آن درمانده است. پروفسور یاوس اوسوس، رییس "اتحادیة راه اسلامی در اروپا" و استاد برجسته دانشگاه‌ در آلمانامام خمینی(ره)، بیدارگر همه موحدان در عصر ما است، احیای دین و معنویت در روزگاری که سیطره مادیت و ابزار مادی و اندیشه های ضد معنوی، جامعه بشری را در چنبره خود گرفته بود، مدیون او و یاران انقلاب اسلامی است. آلوین تافلر، استراتژیست آمریکاییوقتی آیة الله خمینی فتوای قتل سلمان رشدی را صادر کرد، در واقع برای حکومتهای دنیا پیامی تاریخی فرستاد که بسیاری از دریافت و تحلیل آن عاجز ماندند و مضمون واقعی پیام امام چیزی نبود مگر فرا رسیدن "عصری جدید" از حاکمیت جهانی، که غربی‌ها باید آن را با دقت موردنظر و بررسی قرار دهند. زیرا در ادامه حرکت امام خمینی(ره)، قلمرو اندیشه های بشری هم جایگاه حکومت‌های دولتی و هم اقتدار دولت‌های ملی و محلی را تغییر می دهد. پی‏نوشت‏ها: 1) نهج البلاغه، حکمت 147. 2) بحارالانوار، ج‏57، ص‏216. 3) شخصیت امام رحمه الله از دیدگاه رسانه‏ها، ص‏14. 4) همان، ص‏62. 5) همان، ص‏47. 6) فصلنامه حضور، ش‏27، ص‏66 به بعد، با تلخیص. 7) امام خمینی رحمه الله در حدیث دیگران، ص‏4. 8) امام خمینی رحمه الله درحدیث دیگران، ص‏92. 9) خورشید بی غروب، ص‏74 به نقل از بولتن خبرگزاری، 22/3/1368. 10) خورشید بی غروب، ص‏76. 11) روزنامه کیهان، 18/4/1368. 12) فناتیک یعنی: متعصب در دین یا مذهب، طرفدار شدید یک فرقه یا یک حزب. (فرهنگ معین) . 13) شخصیت امام رحمه الله از دیدگاه رسانه‏ها و متفکران جهان، ص‏58. 14) همان، ص‏49. 15) خورشید بی غروب، محمد سپهری، ص‏86. 16) جمهوری اسلامی، 24/11/1368. 17) خورشید بی غروب، ص‏92. 18) شخصیت امام رحمه الله از دیدگاه رسانه‏ها و متفکران جهان، ص‏26.   05:13:30 PM  امام خمینی را زنده نگه‌داشت
کلمات کلیدی:
 
فرازهایی از وصیت نامه سیاسی الهی حضرت امام خمینی (ره)
ساعت ۱۱:٢۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٥ اردیبهشت ،۱۳۸٧  
 فرازهایی از  وصیت نامه سیاسی الهی حضرت امام خمینی (ره) 26 بهمن 1361 / 1 جمادی الاولی 1403 روح الله الموسوی الخمینی اخیرا قدرتهای شیطانی بزرگ به وسیله حکومتهای منحرف خارج ازتعلیمات اسلامی ، که خود را به دروغ به اسلام بسته اند، برای محو قرآن و تثبیت مقاصد شیطانی ابرقدرتها قرآن را با خط زیبا طبع می کنند و به اطراف می فرستند و با این حیله شیطانی قرآن را از صحنه خارج می کنند. ما مفتخریم و ملت عزیز سرتاپا متعهد به اسلام و قرآن مفتخر است که پیرومذهبی است که می خواهد حقایق قرآنی ، که سراسر آن از وحدت بین مسلمین بلکه بشریت دم می زند، از مقبره ها و گورستانها نجات داده و به عنوان بزرگترین نسخه نجات دهنده بشر از جمیع قیودی که بر پای و دست و قلب و عقل اوپیچیده است و او را به سوی فنا و نیستی و بردگی و بندگی طاغوتیان می کشاندنجات دهد.   ما امروز مفتخریم که می خواهیم مقاصد قرآن و سنت را پیاده کنیم و اقشار مختلفه ملت ما در این راه بزرگ سرنوشت ساز سر از پا نشناخته ، جان و مال و عزیزان خود را نثار راه خدامی کنند.  و ملت ما بلکه ملتهای اسلامی و مستضعفان جهان مفتخرند به اینکه دشمنان آنان که دشمنان خدای بزرگ و قرآن کریم و اسلام عزیزند، درندگانی هستند که از هیچ جنایت و خیانتی برای مقاصد شوم جنایتکارانه خود دست نمی کشند وبرای رسیدن به ریاست و مطامع پست خود دوست و دشمن را نمی شناسند. و درراس آنان امریکا این تروریست بالذات دولتی است که سرتاسر جهان را به آتش کشیده و هم پیمان او صهیونیست جهانی است که برای رسیدن به مطامع خود جنایاتی مرتکب می شود که قلمها از نوشتن و زبانها از گفتن آن شرم دارند؛ و خیال ابلهانه "اسرائیل بزرگ "! آنان را به هر جنایتی می کشاند. و ما و ملتهای مظلوم دنیا مفتخریم که رسانه های گروهی و دستگاههای تبلیغات جهانی ، ما و همه مظلومان جهان را به هر جنایت و خیانتی که ابرقدرتهای جنایتکار دستور می دهند متهم می کنند. کدام افتخار بالاتر و والاتراز اینکه امریکا با همه ادعاهایش و همه ساز و برگهای جنگی اش و آنهمه دولتهای سرسپرده اش و به دست داشتن ثروتهای بی پایان ملتهای مظلوم عقب افتاده و در دست داشتن تمام رسانه های گروهی ، در مقابل ملت غیور ایران و کشور حضرت بقیه الله - ارواحنا لمقدمه الفدا - آنچنان وامانده و رسوا شده است که نمی داند به که متوسل شود! و رو به هر کس می کند جواب رد می شنود!  من اکنون به ملتهای شریف ستمدیده و به ملت عزیز ایران توصیه می کنم که از این راه مستقیم الهی که نه به شرق ملحد و نه به غرب ستمگر کافر وابسته است ، بلکه به صراطی که خداوند به آنها نصیب فرموده است محکم و استوار ومتعهد و پایدار پایبند بوده ، و لحظه (ای) از شکر این نعمت غفلت نکرده ودستهای ناپاک عمال ابرقدرتها، چه عمال خارجی و چه عمال داخلی بدتر ازخارجی ، تزلزلی در نیت پاک و اراده آهنین آنان رخنه نکند؛ و با کمال جد و عجز از ملتهای مسلمان می خواهم که از ائمه اطهار و فرهنگ سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی ، نظامی این بزرگ راهنمایان عالم بشریت به طورشایسته و به جان و دل و جانفشانی و نثار عزیزان پیروی کنند. از آن جمله دست از فقه سنتی که بیانگر مکتب رسالت و امامت است و ضامن رشد و عظمت ملتهااست ، چه احکام اولیه و چه ثانویه که هر دو مکتب فقه اسلامی است ، ذره ای منحرف نشوند و به وسواس خناسان معاند با حق و مذهب گوش فرا ندهند وبدانند قدمی انحرافی ، مقدمه سقوط مذهب و احکام اسلامی و حکومت عدل الهی است . و لازم است در نوحه ها و اشعار مرثیه و اشعار ثنای از ائمه حق - علیهم سلام الله - به طور کوبنده فجایع و ستمگریهای ستمگران هر عصر و مصر یادآوری شود؛  و آنچه لازم است تذکر دهم آن است که وصیت سیاسی - الهی اینجانب اختصاص به ملت عظیم الشان ایران ندارد، بلکه توصیه به جمیع ملل اسلامی ومظلومان جهان از هر ملت و مذهب می باشد.  از خداوند - عزوجل - عاجزانه خواهانم که لحظه ای ما و ملت ما را به خودواگذار نکند و از عنایات غیبی خود به این فرزندان اسلام و رزمندگان عزیزلحظه ای دریغ نفرماید.  بنابراین شک نباید کرد که انقلاب اسلامی ایران از همه انقلابها جدا است : هم در پیدایش و هم در کیفیت مبارزه و هم درانگیزه انقلاب و قیام . و تردید نیست که این یک تحفه الهی و هدیه غیبی بوده که از جانب خداوند منان بر این ملت مظلوم غارتزده عنایت شده است .  اسلام و حکومت اسلامی پدیده الهی است که با به کار بستن آن سعادت فرزندان خود را در دنیا و آخرت به بالاترین وجه تامین می کند و قدرت آن دارد که قلم سرخ بر ستمگریها و چپاولگریها و فسادها و تجاوزها بکشد وانسانها را به کمال مطلوب خود برساند.  اینک که به توفیق و تایید خداوند، جمهوری اسلامی با دست توانای ملت متعهد پایه ریزی شده ، و آنچه در این حکومت اسلامی مطرح است اسلام و احکام مترقی آن است ، بر ملت عظیم الشان ایران است که در تحقق محتوای آن به جمیع ابعاد و حفظ و حراست آن بکوشند که حفظ اسلام در راس تمام واجبات است ، که انبیای عظام از آدم - علیه السلام - تاخاتم النبیین - صلی الله علیه و آله و سلم - در راه آن کوشش و فداکاری جانفرسانموده اند و هیچ مانعی آنان را از این فریضه بزرگ بازنداشته  و همچنین پس ازآنان اصحاب متعهد و ائمه اسلام - علیهم صلوات الله - با کوششهای توانفرسا تاحد نثار خون خود در حفظ آن کوشیده اند. بی تردید رمز بقای انقلاب اسلامی همان رمز پیروزی است ؛ و رمزپیروزی را ملت می داند و نسلهای آینده در تاریخ خواهند خواند که دو رکن اصلی آن : انگیزه الهی و مقصد عالی حکومت اسلامی ؛ و اجتماع ملت درسراسر کشور با وحدت کلمه برای همان انگیزه و مقصد.   امروز و در آتیه نیز آنچه برای ملت ایران ومسلمانان جهان باید مطرح باشد واهمیت آن را در نظر گیرند، خنثی کردن تبلیغات تفرقه افکن خانه برانداز است .توصیه اینجانب به مسلمین و خصوص ایرانیان بویژه در عصر حاضر، آن است که در مقابل این توطئه ها عکس العمل نشان داده و به انسجام و وحدت خود، به هر راه ممکن افزایش دهند و کفار و منافقان را مایوس نمایند. بعض از روحانیان و متدینان بیخبر از اسلام حتی دخالت در حکومت و سیاست را به مثابه یک گناه و فسق می دانستند و شایدبعضی بدانند! و این فاجعه بزرگی است که اسلام مبتلای به آن بود.  اجرای قوانین بر معیار قسط وعدل و جلوگیری از ستمگری و حکومت جائرانه و بسط عدالت فردی واجتماعی و منع از فساد و فحشا و انواع کجرویها، و آزادی بر معیار عقل و عدل و استقلال و خودکفایی و جلوگیری از استعمار و استثمار و استعباد، و حدود وقصاص و تعزیرات بر میزان عدل برای جلوگیری از فساد و تباهی یک جامعه ، و سیاست و راه بردن جامعه به موازین عقل و عدل و انصاف و صدها ازاین قبیل ، چیزهایی نیست که با مرور زمان در طول تاریخ بشر و زندگی اجتماعی کهنه شود. این دعوی به مثابه آن است که گفته شود قواعد عقلی و ریاضی درقرن حاضر باید عوض شود و به جای آن قواعد دیگر نشانده شود. اگر مراد از مظاهر تمدن و نوآوردها، اختراعات وابتکارات و صنعتهای پیشرفته که در پیشرفت و تمدن بشر دخالت دارد، هیچ گاه اسلام و هیچ مذهب توحیدی با آن مخالفت نکرده و نخواهد کرد بلکه علم وصنعت مورد تاکید اسلام و قرآن مجید است . و اگر مراد از تجدد و تمدن به آن معنی است که بعضی روشنفکران حرفه ای می گویند که آزادی در تمام منکرات و فحشا حتی همجنس بازی و از این قبیل ، تمام ادیان آسمانی و دانشمندان وعقلا با آن مخالفند گرچه غرب و شرقزدگان به تقلید کورکورانه آن را ترویج می کنند.  آنچه گفته شده و می شود که انبیا - علیهم السلام - به معنویات کار دارند و حکومت وسررشته داری دنیایی مطرود است و انبیا و اولیا و بزرگان از آن احتراز می کردندو ما نیز باید چنین کنیم ، اشتباه تاسف آوری است که نتایج آن به تباهی کشیدن ملتهای اسلامی و باز کردن راه برای استعمارگران خونخوار است . شما اشکالتراشان به فکر بنشینید که آیا بهتر نیست به جای سرکوبی به اصلاح و کمک بکوشید؛ و به جای طرفداری از منافقان و ستمگران و سرمایه داران و محتکران بی انصاف از خدا بیخبر، طرفدار مظلومان وستمدیدگان و محرومان باشید؛ اینجانب هیچ گاه نگفته و نمی گویم که امروز در این جمهوری به اسلام بزرگ با همه ابعادش عمل می شود و اشخاصی از روی جهالت و عقده وبی انضباطی برخلاف مقررات اسلام عمل نمی کنند؛ لکن عرض می کنم که قوه مقننه و قضاییه و اجراییه با زحمات جانفرسا کوشش در اسلامی کردن این کشورمی کنند و ملت دهها میلیونی نیز طرفدار و مددکار آنان هستند؛ و اگر این اقلیت اشکالتراش و کارشکن به کمک بشتابند، تحقق این آمال آسانتر و سریعترخواهد بود.  من با جرات مدعی هستم که ملت ایران و توده میلیونی آن در عصر حاضربهتر از ملت حجاز در عهد رسول الله - صلی الله علیه و آله - و کوفه و عراق درعهد امیرالمومنین و حسین بن علی - صلوات الله و سلامه علیهما - می باشند.   اینجانب در اینجا یک وصیت به اشخاصی که به انگیزه مختلف باجمهوری اسلامی مخالفت می کنند و به جوانان ، چه دختران و چه پسرانی که مورد بهره برداری منافقان و منحرفان فرصت طلب و سودجو واقع شده اندمی نمایم ، که بیطرفانه و با فکر آزاد به قضاوت بنشینید و تبلیغات آنان که می خواهند جمهوری اسلامی ساقط شود و کیفیت عمل آنان و رفتارشان باتوده های محروم و گروهها و دولتهایی که از آنان پشتیبانی کرده و می کنند وگروهها و اشخاصی که در داخل به آنان پیوسته و از آنان پشتیبانی می کنند واخلاق و رفتارشان در بین خود و هوادارانشان و تغییر موضعهایشان درپیشامدهای مختلف را، با دقت و بدون هوای نفس بررسی کنید، و مطالعه کنیدحالات آنان که در این جمهوری اسلامی به دست منافقان و منحرفان شهیدشدند، و ارزیابی کنید بین آنان و دشمنانشان ؛ نوارهای این شهیدان تا حدی دردست و نوارهای مخالفان شاید در دست شماها باشد، ببینید کدام دسته طرفدارمحرومان و مظلومان جامعه هستند.  به ملت عزیز ایران توصیه می کنم که نعمتی که با جهاد عظیم خودتان و خون جوانان برومندتان به دست آوردید همچون عزیزترین امور قدرش را بدانید و از آن حفاظت و پاسداری نمایید و در راه آن ،که نعمتی عظیم الهی و امانت بزرگ خداوندی است کوشش کنید و از مشکلاتی که در این صراط مستقیم پیش می آید نهراسید که ان تنصرواالله ینصرکم ویثبت اقدامکم . و در مشکلات دولت جمهوری اسلامی با جان و دل شریک ودر رفع آنها کوشا باشید، و دولت و مجلس را از خود بدانید، و چون محبوبی گرامی از آن نگهداری کنید.  و به مجلس و دولت و دست اندرکاران توصیه می نمایم که قدر این ملت رابدانید و در خدمتگزاری به آنان خصوصا مستضعفان و محرومان و ستمدیدگان که نور چشمان ما و اولیای نعم همه هستند و جمهوری اسلامی رهاورد آنان و بافداکاریهای آنان تحقق پیدا کرد و بقای آن نیز مرهون خدمات آنان است ،فروگذار نکنید و خود را از مردم و آنان را از خود بدانید. توصیه اینجانب آن است که نسل حاضر و آینده غفلت نکنند ودانشگاهیان و جوانان برومند عزیز هر چه بیشتر با روحانیان و طلاب علوم اسلامی پیوند دوستی و تفاهم را محکمتر و استوارتر سازند و از نقشه ها وتوطئه های دشمن غدار غافل نباشند و به مجرد آنکه فرد یا افرادی را دیدند که باگفتار و رفتار خود در صدد است بذر نفاق بین آنان افکند او را ارشاد و نصیحت نمایند؛ و اگر تاثیر نکرد از او روگردان شوند و او را به انزوا کشانند و نگذارندتوطئه ریشه دواند که سرچشمه را به آسانی می توان گرفت .  باید هوشیار و بیدار و مراقب باشید که سیاست بازان پیوسته به غرب و شرق باوسوسه های شیطانی شما را به سوی این چپاولگران بین المللی نکشند؛ و با اراده مصمم و فعالیت و پشتکار خود به رفع وابستگیها قیام کنید.  و بدانید که نژاد آریا و عرب از نژاد اروپا و امریکا و شوروی کم ندارد و اگرخودی خود را بیابد و یاس را از خود دور کند و چشمداشت به غیر خود نداشته باشد، در درازمدت قدرت همه کار و ساختن همه چیز را دارد.  و بر دولتها و دست اندرکاران است چه در نسل حاضر و چه در نسلهای آینده که از متخصصین خود قدردانی کنند و آنان را با کمکهای مادی و معنوی تشویق به کار نمایند و از ورود کالاهای مصرف ساز و خانه برانداز جلوگیری نمایند و به آنچه دارند بسازند تا خود همه چیز بسازند.  و از جوانان ، دختران و پسران ، می خواهم که استقلال و آزادی و ارزشهای انسانی را، ولو با تحمل زحمت و رنج ، فدای تجملات و عشرتها و بی بند وباریها و حضور در مراکز فحشا که از طرف غرب و عمال بی وطن به شما عرضه می شود نکنند. و اما در دانشگاه نقشه آن است که جوانان را از فرهنگ و ادب و ارزشهای خودی منحرف کنند و به سوی شرق یا غرب بکشانند و دولتمردان را از بین اینان انتخاب و بر سرنوشت کشورها حکومت دهند تا به دست آنها هرچه می خواهند انجام دهند.  و به همه نسلهای مسلسل توصیه می کنم که برای نجات خود و کشور عزیز و اسلام آدم ساز، دانشگاهها را از انحراف و غرب و شرقزدگی حفظ و پاسداری کنید و بااین عمل انسانی - اسلامی خود دست قدرتهای بزرگ را از کشور قطع و آنان راناامید نمایید.  وصیت اینجانب به ملت در حال و آتیه آن است که با اراده مصمم خود و تعهد خود به احکام اسلام و مصالح کشور در هر دوره از انتخابات وکلای دارای تعهد به اسلام وجمهوری اسلامی که غالبا بین متوسطین جامعه و محرومین می باشند و غیرمنحرف از صراط مستقیم - به سوی غرب یا شرق - و بدون گرایش به مکتبهای انحرافی و اشخاص تحصیلکرده و مطلع بر مسائل روز و سیاستهای اسلامی ، به مجلس بفرستند.  و به جامعه محترم روحانیت خصوصا مراجع معظم ، وصیت می کنم که خودرا از مسائل جامعه خصوصا مثل انتخاب رئیس جمهور و وکلای مجلس ، کنارنکشند و بی تفاوت نباشند.  اکنون که بحمدالله تعالی موانع رفع گردیده و فضای آزاد برای دخالت همه طبقات پیش آمده است ، هیچ عذری باقی نمانده و از گناهان بزرگ نابخشودنی ،مسامحه در امر مسلمین است .  و از نمایندگان مجلس شورای اسلامی در این عصر و عصرهای آینده می خواهم که اگر خدای نخواسته عناصر منحرفی با دسیسه و بازی سیاسی وکالت خود را به مردم تحمیل نمودند، مجلس اعتبارنامه آنان را رد کنند ونگذارند حتی یک عنصر خرابکار وابسته به مجلس راه یابد.  و از شورای محترم نگهبان می خواهم و توصیه می کنم ، چه در نسل حاضر وچه در نسلهای آینده ، که با کمال دقت و قدرت وظایف اسلامی و ملی خود راایفا و تحت تاثیر هیچ قدرتی واقع نشوند و از قوانین مخالف با شرع مطهر وقانون اساسی بدون هیچ ملاحظه جلوگیری نمایند و با ملاحظه ضرورات کشورکه گاهی با احکام ثانویه و گاهی به ولایت فقیه باید اجرا شود توجه نمایند.  و وصیت من به ملت شریف آن است که در تمام انتخابات ، چه انتخاب رئیس جمهور و چه نمایندگان مجلس شورای اسلامی و چه انتخاب خبرگان برای تعیین شورای رهبری یا رهبر، در صحنه باشند.  و باید بدانیم که اگر رئیس جمهور و نمایندگان مجلس ، شایسته و متعهد به اسلام و دلسوز برای کشور و ملت باشند، بسیاری از مشکلات پیش نمی آید؛ ومشکلاتی اگر باشد رفع می شود.  و وصیت اینجانب به رهبر و شورای رهبری در این عصر که عصر تهاجم ابرقدرتها و وابستگان به آنان در داخل و خارج کشور به جمهوری اسلامی و درحقیقت به اسلام است در پوشش جمهوری اسلامی و در عصرهای آینده ، آن است که خود را وقف در خدمت به اسلام و جمهوری اسلامی و محرومان ومستضعفان بنمایند؛  و به قضات محترم در عصر حاضر و اعصار آینده وصیت می کنم که با درنظرگرفتن احادیثی که از معصومین - صلوات الله علیهم - در اهمیت قضا و خطرعظیمی که قضاوت دارد و توجه و نظر به آنچه درباره قضاوت به غیر حق واردشده است ، این امر خطیر را تصدی نمایند و نگذارند این مقام به غیر اهلش سپرده شود. وصیت اینجانب به حوزه های مقدسه علمیه آن است که در همه اعصار خصوصا در عصرحاضر که نقشه ها و توطئه ها سرعت و قوت گرفته است ، قیام برای نظام دادن به حوزه ها لازم و ضروری است ؛ که علما و مدرسین و افاضل عظیم الشان صرف وقت نموده و با برنامه دقیق صحیح حوزه ها را و خصوصا حوزه علمیه قم و سایرحوزه های بزرگ و با اهمیت را در این مقطع از زمان از آسیب حفظ نمایند. و لازم است علما و مدرسین محترم نگذارند در درسهایی که مربوط به فقاهت است و حوزه های فقهی و اصولی از طریقه مشایخ معظم که تنها راه برای حفظ فقه اسلامی است منحرف شوند، و کوشش نمایند که هر روز بر دقتها وبحث و نظرها و ابتکار و تحقیقها افزوده شود؛ و فقه سنتی که ارث سلف صالح است و انحراف از آن سست شدن ارکان تحقیق و تدقیق است ، محفوظ بماند . وصیت اینجانب به وزرای مسئول در عصر حاضر و در عصرهای دیگر آن است که علاوه بر آنکه شماها و کارمندان وزارتخانه ها بودجه ای که از آن ارتزاق می کنید مال ملت ، و باید همه خدمتگزار ملت و خصوصا مستضعفان باشید، و ایجاد زحمت برای مردم و مخالف وظیفه عمل کردن حرام و خدای نخواسته گاهی موجب غضب الهی می شود، همه شما به پشتیبانی ملت احتیاج دارید.  با پشتیبانی مردم خصوصا طبقات محروم بود که پیروزی حاصل شد ودست ستمشاهی از کشور و ذخائر آن کوتاه گردید. و اگر روزی از پشتیبانی آنان محروم شوید، شماها کنار گذاشته می شوید و همچون رژیم شاهنشاهی ستمکاربه جای شما ستم پیشگان پستها را اشغال می نمایند.  و در همین انگیزه به وزرای کشور در طول تاریخ آینده توصیه می کنم که درانتخاب استاندارها دقت کنند اشخاص لایق ، متدین ، متعهد، عاقل و سازگار بامردم انتخاب نمایند، تا آرامش در کشور هرچه بیشتر حکمفرما باشد. و وصیت من به ملتهای کشورهای اسلامی است که انتظار نداشته باشید که ازخارج کسی به شما در رسیدن به هدف که آن اسلام و پیاده کردن احکام اسلام است کمک کند؛ خود باید به این امر حیاتی که آزادی و استقلال را تحقق می بخشد قیام کنید.  و علمای اعلام و خطبای محترم کشورهای اسلامی دولتها رادعوت کنند که از وابستگی به قدرتهای بزرگ خارجی خود را رها کنند و با ملت خود تفاهم کنند؛ در این صورت پیروزی را در آغوش خواهند کشید.  و وصیت اینجانب به وزارت ارشاد در همه اعصار خصوصا عصر حاضر که ویژگی خاصی دارد، آن است که برای تبلیغ حق مقابل باطل و ارائه چهره حقیقی جمهوری اسلامی کوشش کنند. باید ملت غارت شده بدانند که در نیم قرن اخیر آنچه به ایران و اسلام ضربه مهلک زده است قسمت عمده اش از دانشگاهها بوده است . اگردانشگاهها و مراکز تعلیم و تربیت دیگر با برنامه های اسلامی و ملی در راه منافع کشور به تعلیم و تهذیب و تربیت کودکان و نوجوانان و جوانان جریان داشتند،هرگز میهن ما در حلقوم انگلستان و پس از آن امریکا و شوروی فرو نمی رفت.  اگر مجلس و دولت و قوه قضاییه و سایر ارگانها ازدانشگاههای اسلامی و ملی سرچشمه می گرفت ملت ما امروز گرفتار مشکلات خانه برانداز نبود.  و وصیت اینجانب به جوانان عزیز دانشسراها و دبیرستانها و دانشگاهها آن است که خودشان شجاعانه در مقابل انحرافات قیام نمایند تا استقلال و آزادی خود و کشور و ملت خودشان مصون باشد.   وصیت اکید من به قوای مسلح آن است که همان طور که از مقررات نظام ،عدم دخول نظامی در احزاب و گروهها و جبهه ها است به آن عمل نمایند؛ وقوای مسلح مطلقا، چه نظامی و انتظامی و پاسدار و بسیج و غیر اینها، در هیچ حزب و گروهی وارد نشده و خود را از بازیهای سیاسی دور نگه دارند.  و چون انقلاب از همه ملت و حفظ آن بر همگان است ،دولت و ملت و شورای دفاع و مجلس شورای اسلامی وظیفه شرعی و میهنی آنان است که اگر قوای مسلح ، چه فرماندهان و طبقات بالا و چه طبقات بعد،برخلاف مصالح اسلام و کشور بخواهند عملی انجام دهند یا در احزاب واردشوند که - بی اشکال به تباهی کشیده می شوند - و یا در بازیهای سیاسی واردشوند، از قدم اول با آن مخالفت کنند.  اکنون وصیت من به مجلس شورای اسلامی در حال و آینده و رئیس جمهورو روسای جمهور مابعد و به شورای نگهبان و شورای قضایی و دولت در هرزمان ، آن است که نگذارند این دستگاههای خبری و مطبوعات و مجله ها ازاسلام و مصالح کشور منحرف شوند.  باید همه بدانیم که آزادی به شکل غربی آن ، که موجب تباهی جوانان و دختران و پسران می شود، از نظر اسلام و عقل محکوم است . و تبلیغات و مقالات و سخنرانیها و کتب و مجلات برخلاف اسلام و عفت عمومی و مصالح کشور حرام است . و بر همه ما و همه مسلمانان جلوگیری از آنها واجب است . من به شما احزاب و گروهها، چه آنان که به چپگرایی معروف - گرچه بعضی شواهد و قرائن دلالت دارد که اینان کمونیست امریکایی هستند - و چه آنان که از غرب ارتزاق می کنند و الهام می گیرند و چه آنها که با اسم "خودمختاری " وطرفداری از کرد و بلوچ دست به اسلحه برده و مردم محروم کردستان و دیگرجاها را از هستی ساقط نموده و مانع از خدمتهای فرهنگی و بهداشتی واقتصادی و بازسازی دولت جمهوری در آن استانها می شوند، مثل حزب "دموکرات " و "کومله " وصیت می کنم که به ملت بپیوندند.  و وصیت من به گروههای مسلمان که از روی اشتباه به غرب و احیانا به شرق تمایل نشان می دهند و از منافقان که اکنون خیانتشان معلوم شد گاهی طرفداری می کردند و به مخالفان بدخواهان اسلام از روی خطا و اشتباه گاهی لعن می کردند و طعن می زدند، آن است که بر سر اشتباه خود پافشاری نکنند و باشهامت اسلامی به خطای خود اعتراف ، و با دولت و مجلس و ملت مظلوم برای رضای خداوند هم صدا و هم مسیر شده و این مستضعفان تاریخ را ازشرمستکبران نجات دهید؛  و وصیت من به نویسندگان و گویندگان و روشنفکران و اشکالتراشان وصاحب عقدگان آن است که به جای آنکه وقت خود را در خلاف مسیرجمهوری اسلامی صرف کنید و هرچه توان دارید در بدبینی و بدخواهی وبدگویی از مجلس و دولت و سایر خدمتگزاران به کار برید، و با این عمل کشورخود را به سوی ابرقدرتها سوق دهید، با خدای خود یک شب خلوت کنید و اگربه خداوند عقیده ندارید با وجدان خود خلوت کنید و انگیزه باطنی خود را که بسیار می شود خود انسانها از آن بیخبرند بررسی کنید، ببینید آیا با کدام معیار و باچه انصاف خون این جوانان قلم قلم شده را در جبهه ها و در شهرها نادیده می گیرید . وصیت من به مجلس و شورای نگهبان و دولت و رئیس جمهور و شورای قضایی آن است که در مقابل احکام خداوند متعال خاضع بوده ؛ و تحت تاثیرتبلیغات بی محتوای قطب ظالم چپاولگر سرمایه داری و قطب ملحد اشتراکی وکمونیستی واقع نشوید، و به مالکیت و سرمایه های مشروع با حدود اسلامی احترام گذارید، و به ملت اطمینان دهید تا سرمایه ها و فعالیتهای سازنده به کارافتند و دولت و کشور را به خودکفایی و صنایع سبک و سنگین برسانند.  و به همه در کوشش برای رفاه طبقات محروم وصیت می کنم که خیر دنیا وآخرت شماها رسیدگی به حال محرومان جامعه است که در طول تاریخ ستمشاهی و خان خانی در رنج و زحمت بوده اند.  وصیت اینجانب به آن طایفه از روحانیون و روحانی نماها که با انگیزه های مختلف با جمهوری اسلامی و نهادهای آن مخالفت می کنند و وقت خود راوقف براندازی آن می نمایند و با مخالفان توطئه گر و بازیگران سیاسی کمک ، وگاهی به طوری که نقل می شود با پولهای گزافی که از سرمایه داران بیخبر از خدادریافت برای این مقصد می کنند کمکهای کلان می نمایند، آن است که شماها طرفی از این غلطکاریها تاکنون نبسته و بعد از این هم گمان ندارم ببندید. بهتر آن است که اگر برای دنیا به این عمل دست زده اید - و خداوند نخواهد گذاشت که شما به مقصد شوم خود برسید - تا در توبه باز است از پیشگاه خداوند عذربخواهید و با ملت مستمند مظلوم هم صدا شوید و از جمهوری اسلامی که بافداکاریهای ملت به دست آمده حمایت کنید، که خیر دنیا و آخرت در آن است .گرچه گمان ندارم که موفق به توبه شوید.  شما آقایان اگر توقع دارید که در یک شب همه امور بر طبق اسلام و احکام خداوند تعالی متحول شود یک اشتباه است ، و در تمام طول تاریخ بشر چنین معجزه ای روی نداده است و نخواهد داد. و آن روزی که ان شاءالله تعالی مصلح کل ظهور نماید، گمان نکنید که یک معجزه شود ویکروزه عالم اصلاح شود؛ بلکه با کوششها و فداکاریها ستمکاران سرکوب ومنزوی می شوند.  وصیت من به همه مسلمانان و مستضعفان جهان این است که شماها نبایدبنشینید و منتظر آن باشید که حکام و دست اندرکاران کشورتان یا قدرتهای خارجی بیایند و برای شما استقلال و آزادی را تحفه بیاورند.  و شما ای مستضعفان جهان و ای کشورهای اسلامی و مسلمانان جهان بپاخیزید و حق را با چنگ و دندان بگیرید و از هیاهوی تبلیغاتی ابرقدرتها وعمال سرسپرده آنان نترسید؛ و حکام جنایتکار که دسترنج شما را به دشمنان شما و اسلام عزیز تسلیم می کنند از کشور خود برانید.   و وصیت من به همه آن است که با یاد خدای متعال به سوی خودشناسی وخودکفایی و استقلال ، با همه ابعادش به پیش ، و بی تردید دست خدا با شمااست ، اگر شما در خدمت او باشید و برای ترقی و تعالی کشور اسلامی به روح تعاون ادامه دهید.
کلمات کلیدی:
 
فرازهایی از وصیت نامه سیاسی الهی حضرت امام خمینی (ره
ساعت ۱٠:٥۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٥ اردیبهشت ،۱۳۸٧  
 فرازهایی از  وصیت نامه سیاسی الهی حضرت امام خمینی (ره)26 بهمن 1361 / 1 جمادی الاولی 1403 روح الله الموسوی الخمینی اخیرا قدرتهای شیطانی بزرگ به وسیله حکومتهای منحرف خارج ازتعلیمات اسلامی ، که خود را به دروغ به اسلام بسته اند، برای محو قرآن و تثبیت مقاصد شیطانی ابرقدرتها قرآن را با خط زیبا طبع می کنند و به اطراف می فرستند و با این حیله شیطانی قرآن را از صحنه خارج می کنند. ما مفتخریم و ملت عزیز سرتاپا متعهد به اسلام و قرآن مفتخر است که پیرومذهبی است که می خواهد حقایق قرآنی ، که سراسر آن از وحدت بین مسلمین بلکه بشریت دم می زند، از مقبره ها و گورستانها نجات داده و به عنوان بزرگترین نسخه نجات دهنده بشر از جمیع قیودی که بر پای و دست و قلب و عقل اوپیچیده است و او را به سوی فنا و نیستی و بردگی و بندگی طاغوتیان می کشاندنجات دهد.   ما امروز مفتخریم که می خواهیم مقاصد قرآن و سنت را پیاده کنیم و اقشار مختلفه ملت ما در این راه بزرگ سرنوشت ساز سر از پا نشناخته ، جان و مال و عزیزان خود را نثار راه خدامی کنند.  و ملت ما بلکه ملتهای اسلامی و مستضعفان جهان مفتخرند به اینکه دشمنان آنان که دشمنان خدای بزرگ و قرآن کریم و اسلام عزیزند، درندگانی هستند که از هیچ جنایت و خیانتی برای مقاصد شوم جنایتکارانه خود دست نمی کشند وبرای رسیدن به ریاست و مطامع پست خود دوست و دشمن را نمی شناسند. و درراس آنان امریکا این تروریست بالذات دولتی است که سرتاسر جهان را به آتش کشیده و هم پیمان او صهیونیست جهانی است که برای رسیدن به مطامع خود جنایاتی مرتکب می شود که قلمها از نوشتن و زبانها از گفتن آن شرم دارند؛ و خیال ابلهانه "اسرائیل بزرگ "! آنان را به هر جنایتی می کشاند. و ما و ملتهای مظلوم دنیا مفتخریم که رسانه های گروهی و دستگاههای تبلیغات جهانی ، ما و همه مظلومان جهان را به هر جنایت و خیانتی که ابرقدرتهای جنایتکار دستور می دهند متهم می کنند. کدام افتخار بالاتر و والاتراز اینکه امریکا با همه ادعاهایش و همه ساز و برگهای جنگی اش و آنهمه دولتهای سرسپرده اش و به دست داشتن ثروتهای بی پایان ملتهای مظلوم عقب افتاده و در دست داشتن تمام رسانه های گروهی ، در مقابل ملت غیور ایران و کشور حضرت بقیه الله - ارواحنا لمقدمه الفدا - آنچنان وامانده و رسوا شده است که نمی داند به که متوسل شود! و رو به هر کس می کند جواب رد می شنود! من اکنون به ملتهای شریف ستمدیده و به ملت عزیز ایران توصیه می کنم که از این راه مستقیم الهی که نه به شرق ملحد و نه به غرب ستمگر کافر وابسته است ، بلکه به صراطی که خداوند به آنها نصیب فرموده است محکم و استوار ومتعهد و پایدار پایبند بوده ، و لحظه (ای) از شکر این نعمت غفلت نکرده ودستهای ناپاک عمال ابرقدرتها، چه عمال خارجی و چه عمال داخلی بدتر ازخارجی ، تزلزلی در نیت پاک و اراده آهنین آنان رخنه نکند؛ و با کمال جد و عجز از ملتهای مسلمان می خواهم که از ائمه اطهار و فرهنگ سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی ، نظامی این بزرگ راهنمایان عالم بشریت به طورشایسته و به جان و دل و جانفشانی و نثار عزیزان پیروی کنند. از آن جمله دست از فقه سنتی که بیانگر مکتب رسالت و امامت است و ضامن رشد و عظمت ملتهااست ، چه احکام اولیه و چه ثانویه که هر دو مکتب فقه اسلامی است ، ذره ای منحرف نشوند و به وسواس خناسان معاند با حق و مذهب گوش فرا ندهند وبدانند قدمی انحرافی ، مقدمه سقوط مذهب و احکام اسلامی و حکومت عدل الهی است . و لازم است در نوحه ها و اشعار مرثیه و اشعار ثنای از ائمه حق - علیهم سلام الله - به طور کوبنده فجایع و ستمگریهای ستمگران هر عصر و مصر یادآوری شود؛  و آنچه لازم است تذکر دهم آن است که وصیت سیاسی - الهی اینجانب اختصاص به ملت عظیم الشان ایران ندارد، بلکه توصیه به جمیع ملل اسلامی ومظلومان جهان از هر ملت و مذهب می باشد.  از خداوند - عزوجل - عاجزانه خواهانم که لحظه ای ما و ملت ما را به خودواگذار نکند و از عنایات غیبی خود به این فرزندان اسلام و رزمندگان عزیزلحظه ای دریغ نفرماید.  بنابراین شک نباید کرد که انقلاب اسلامی ایران از همه انقلابها جدا است : هم در پیدایش و هم در کیفیت مبارزه و هم درانگیزه انقلاب و قیام . و تردید نیست که این یک تحفه الهی و هدیه غیبی بوده که از جانب خداوند منان بر این ملت مظلوم غارتزده عنایت شده است .  اسلام و حکومت اسلامی پدیده الهی است که با به کار بستن آن سعادت فرزندان خود را در دنیا و آخرت به بالاترین وجه تامین می کند و قدرت آن دارد که قلم سرخ بر ستمگریها و چپاولگریها و فسادها و تجاوزها بکشد وانسانها را به کمال مطلوب خود برساند.  اینک که به توفیق و تایید خداوند، جمهوری اسلامی با دست توانای ملت متعهد پایه ریزی شده ، و آنچه در این حکومت اسلامی مطرح است اسلام و احکام مترقی آن است ، بر ملت عظیم الشان ایران است که در تحقق محتوای آن به جمیع ابعاد و حفظ و حراست آن بکوشند که حفظ اسلام در راس تمام واجبات است ، که انبیای عظام از آدم - علیه السلام - تاخاتم النبیین - صلی الله علیه و آله و سلم - در راه آن کوشش و فداکاری جانفرسانموده اند و هیچ مانعی آنان را از این فریضه بزرگ بازنداشته  و همچنین پس ازآنان اصحاب متعهد و ائمه اسلام - علیهم صلوات الله - با کوششهای توانفرسا تاحد نثار خون خود در حفظ آن کوشیده اند. بی تردید رمز بقای انقلاب اسلامی همان رمز پیروزی است ؛ و رمزپیروزی را ملت می داند و نسلهای آینده در تاریخ خواهند خواند که دو رکن اصلی آن : انگیزه الهی و مقصد عالی حکومت اسلامی ؛ و اجتماع ملت درسراسر کشور با وحدت کلمه برای همان انگیزه و مقصد.   امروز و در آتیه نیز آنچه برای ملت ایران ومسلمانان جهان باید مطرح باشد واهمیت آن را در نظر گیرند، خنثی کردن تبلیغات تفرقه افکن خانه برانداز است .توصیه اینجانب به مسلمین و خصوص ایرانیان بویژه در عصر حاضر، آن است که در مقابل این توطئه ها عکس العمل نشان داده و به انسجام و وحدت خود، به هر راه ممکن افزایش دهند و کفار و منافقان را مایوس نمایند. بعض از روحانیان و متدینان بیخبر از اسلام حتی دخالت در حکومت و سیاست را به مثابه یک گناه و فسق می دانستند و شایدبعضی بدانند! و این فاجعه بزرگی است که اسلام مبتلای به آن بود.  اجرای قوانین بر معیار قسط وعدل و جلوگیری از ستمگری و حکومت جائرانه و بسط عدالت فردی واجتماعی و منع از فساد و فحشا و انواع کجرویها، و آزادی بر معیار عقل و عدل و استقلال و خودکفایی و جلوگیری از استعمار و استثمار و استعباد، و حدود وقصاص و تعزیرات بر میزان عدل برای جلوگیری از فساد و تباهی یک جامعه ، و سیاست و راه بردن جامعه به موازین عقل و عدل و انصاف و صدها ازاین قبیل ، چیزهایی نیست که با مرور زمان در طول تاریخ بشر و زندگی اجتماعی کهنه شود. این دعوی به مثابه آن است که گفته شود قواعد عقلی و ریاضی درقرن حاضر باید عوض شود و به جای آن قواعد دیگر نشانده شود. اگر مراد از مظاهر تمدن و نوآوردها، اختراعات وابتکارات و صنعتهای پیشرفته که در پیشرفت و تمدن بشر دخالت دارد، هیچ گاه اسلام و هیچ مذهب توحیدی با آن مخالفت نکرده و نخواهد کرد بلکه علم وصنعت مورد تاکید اسلام و قرآن مجید است . و اگر مراد از تجدد و تمدن به آن معنی است که بعضی روشنفکران حرفه ای می گویند که آزادی در تمام منکرات و فحشا حتی همجنس بازی و از این قبیل ، تمام ادیان آسمانی و دانشمندان وعقلا با آن مخالفند گرچه غرب و شرقزدگان به تقلید کورکورانه آن را ترویج می کنند.  آنچه گفته شده و می شود که انبیا - علیهم السلام - به معنویات کار دارند و حکومت وسررشته داری دنیایی مطرود است و انبیا و اولیا و بزرگان از آن احتراز می کردندو ما نیز باید چنین کنیم ، اشتباه تاسف آوری است که نتایج آن به تباهی کشیدن ملتهای اسلامی و باز کردن راه برای استعمارگران خونخوار است . شما اشکالتراشان به فکر بنشینید که آیا بهتر نیست به جای سرکوبی به اصلاح و کمک بکوشید؛ و به جای طرفداری از منافقان و ستمگران و سرمایه داران و محتکران بی انصاف از خدا بیخبر، طرفدار مظلومان وستمدیدگان و محرومان باشید؛ اینجانب هیچ گاه نگفته و نمی گویم که امروز در این جمهوری به اسلام بزرگ با همه ابعادش عمل می شود و اشخاصی از روی جهالت و عقده وبی انضباطی برخلاف مقررات اسلام عمل نمی کنند؛ لکن عرض می کنم که قوه مقننه و قضاییه و اجراییه با زحمات جانفرسا کوشش در اسلامی کردن این کشورمی کنند و ملت دهها میلیونی نیز طرفدار و مددکار آنان هستند؛ و اگر این اقلیت اشکالتراش و کارشکن به کمک بشتابند، تحقق این آمال آسانتر و سریعترخواهد بود.  من با جرات مدعی هستم که ملت ایران و توده میلیونی آن در عصر حاضربهتر از ملت حجاز در عهد رسول الله - صلی الله علیه و آله - و کوفه و عراق درعهد امیرالمومنین و حسین بن علی - صلوات الله و سلامه علیهما - می باشند.   اینجانب در اینجا یک وصیت به اشخاصی که به انگیزه مختلف باجمهوری اسلامی مخالفت می کنند و به جوانان ، چه دختران و چه پسرانی که مورد بهره برداری منافقان و منحرفان فرصت طلب و سودجو واقع شده اندمی نمایم ، که بیطرفانه و با فکر آزاد به قضاوت بنشینید و تبلیغات آنان که می خواهند جمهوری اسلامی ساقط شود و کیفیت عمل آنان و رفتارشان باتوده های محروم و گروهها و دولتهایی که از آنان پشتیبانی کرده و می کنند وگروهها و اشخاصی که در داخل به آنان پیوسته و از آنان پشتیبانی می کنند واخلاق و رفتارشان در بین خود و هوادارانشان و تغییر موضعهایشان درپیشامدهای مختلف را، با دقت و بدون هوای نفس بررسی کنید، و مطالعه کنیدحالات آنان که در این جمهوری اسلامی به دست منافقان و منحرفان شهیدشدند، و ارزیابی کنید بین آنان و دشمنانشان ؛ نوارهای این شهیدان تا حدی دردست و نوارهای مخالفان شاید در دست شماها باشد، ببینید کدام دسته طرفدارمحرومان و مظلومان جامعه هستند.  به ملت عزیز ایران توصیه می کنم که نعمتی که با جهاد عظیم خودتان و خون جوانان برومندتان به دست آوردید همچون عزیزترین امور قدرش را بدانید و از آن حفاظت و پاسداری نمایید و در راه آن ،که نعمتی عظیم الهی و امانت بزرگ خداوندی است کوشش کنید و از مشکلاتی که در این صراط مستقیم پیش می آید نهراسید که ان تنصرواالله ینصرکم ویثبت اقدامکم . و در مشکلات دولت جمهوری اسلامی با جان و دل شریک ودر رفع آنها کوشا باشید، و دولت و مجلس را از خود بدانید، و چون محبوبی گرامی از آن نگهداری کنید.  و به مجلس و دولت و دست اندرکاران توصیه می نمایم که قدر این ملت رابدانید و در خدمتگزاری به آنان خصوصا مستضعفان و محرومان و ستمدیدگان که نور چشمان ما و اولیای نعم همه هستند و جمهوری اسلامی رهاورد آنان و بافداکاریهای آنان تحقق پیدا کرد و بقای آن نیز مرهون خدمات آنان است ،فروگذار نکنید و خود را از مردم و آنان را از خود بدانید. توصیه اینجانب آن است که نسل حاضر و آینده غفلت نکنند ودانشگاهیان و جوانان برومند عزیز هر چه بیشتر با روحانیان و طلاب علوم اسلامی پیوند دوستی و تفاهم را محکمتر و استوارتر سازند و از نقشه ها وتوطئه های دشمن غدار غافل نباشند و به مجرد آنکه فرد یا افرادی را دیدند که باگفتار و رفتار خود در صدد است بذر نفاق بین آنان افکند او را ارشاد و نصیحت نمایند؛ و اگر تاثیر نکرد از او روگردان شوند و او را به انزوا کشانند و نگذارندتوطئه ریشه دواند که سرچشمه را به آسانی می توان گرفت .  باید هوشیار و بیدار و مراقب باشید که سیاست بازان پیوسته به غرب و شرق باوسوسه های شیطانی شما را به سوی این چپاولگران بین المللی نکشند؛ و با اراده مصمم و فعالیت و پشتکار خود به رفع وابستگیها قیام کنید.  و بدانید که نژاد آریا و عرب از نژاد اروپا و امریکا و شوروی کم ندارد و اگرخودی خود را بیابد و یاس را از خود دور کند و چشمداشت به غیر خود نداشته باشد، در درازمدت قدرت همه کار و ساختن همه چیز را دارد.  و بر دولتها و دست اندرکاران است چه در نسل حاضر و چه در نسلهای آینده که از متخصصین خود قدردانی کنند و آنان را با کمکهای مادی و معنوی تشویق به کار نمایند و از ورود کالاهای مصرف ساز و خانه برانداز جلوگیری نمایند و به آنچه دارند بسازند تا خود همه چیز بسازند.  و از جوانان ، دختران و پسران ، می خواهم که استقلال و آزادی و ارزشهای انسانی را، ولو با تحمل زحمت و رنج ، فدای تجملات و عشرتها و بی بند وباریها و حضور در مراکز فحشا که از طرف غرب و عمال بی وطن به شما عرضه می شود نکنند. و اما در دانشگاه نقشه آن است که جوانان را از فرهنگ و ادب و ارزشهای خودی منحرف کنند و به سوی شرق یا غرب بکشانند و دولتمردان را از بین اینان انتخاب و بر سرنوشت کشورها حکومت دهند تا به دست آنها هرچه می خواهند انجام دهند.  و به همه نسلهای مسلسل توصیه می کنم که برای نجات خود و کشور عزیز و اسلام آدم ساز، دانشگاهها را از انحراف و غرب و شرقزدگی حفظ و پاسداری کنید و بااین عمل انسانی - اسلامی خود دست قدرتهای بزرگ را از کشور قطع و آنان راناامید نمایید.  وصیت اینجانب به ملت در حال و آتیه آن است که با اراده مصمم خود و تعهد خود به احکام اسلام و مصالح کشور در هر دوره از انتخابات وکلای دارای تعهد به اسلام وجمهوری اسلامی که غالبا بین متوسطین جامعه و محرومین می باشند و غیرمنحرف از صراط مستقیم - به سوی غرب یا شرق - و بدون گرایش به مکتبهای انحرافی و اشخاص تحصیلکرده و مطلع بر مسائل روز و سیاستهای اسلامی ، به مجلس بفرستند.  و به جامعه محترم روحانیت خصوصا مراجع معظم ، وصیت می کنم که خودرا از مسائل جامعه خصوصا مثل انتخاب رئیس جمهور و وکلای مجلس ، کنارنکشند و بی تفاوت نباشند.  اکنون که بحمدالله تعالی موانع رفع گردیده و فضای آزاد برای دخالت همه طبقات پیش آمده است ، هیچ عذری باقی نمانده و از گناهان بزرگ نابخشودنی ،مسامحه در امر مسلمین است .  و از نمایندگان مجلس شورای اسلامی در این عصر و عصرهای آینده می خواهم که اگر خدای نخواسته عناصر منحرفی با دسیسه و بازی سیاسی وکالت خود را به مردم تحمیل نمودند، مجلس اعتبارنامه آنان را رد کنند ونگذارند حتی یک عنصر خرابکار وابسته به مجلس راه یابد.  و از شورای محترم نگهبان می خواهم و توصیه می کنم ، چه در نسل حاضر وچه در نسلهای آینده ، که با کمال دقت و قدرت وظایف اسلامی و ملی خود راایفا و تحت تاثیر هیچ قدرتی واقع نشوند و از قوانین مخالف با شرع مطهر وقانون اساسی بدون هیچ ملاحظه جلوگیری نمایند و با ملاحظه ضرورات کشورکه گاهی با احکام ثانویه و گاهی به ولایت فقیه باید اجرا شود توجه نمایند.  و وصیت من به ملت شریف آن است که در تمام انتخابات ، چه انتخاب رئیس جمهور و چه نمایندگان مجلس شورای اسلامی و چه انتخاب خبرگان برای تعیین شورای رهبری یا رهبر، در صحنه باشند.  و باید بدانیم که اگر رئیس جمهور و نمایندگان مجلس ، شایسته و متعهد به اسلام و دلسوز برای کشور و ملت باشند، بسیاری از مشکلات پیش نمی آید؛ ومشکلاتی اگر باشد رفع می شود.  و وصیت اینجانب به رهبر و شورای رهبری در این عصر که عصر تهاجم ابرقدرتها و وابستگان به آنان در داخل و خارج کشور به جمهوری اسلامی و درحقیقت به اسلام است در پوشش جمهوری اسلامی و در عصرهای آینده ، آن است که خود را وقف در خدمت به اسلام و جمهوری اسلامی و محرومان ومستضعفان بنمایند؛  و به قضات محترم در عصر حاضر و اعصار آینده وصیت می کنم که با درنظرگرفتن احادیثی که از معصومین - صلوات الله علیهم - در اهمیت قضا و خطرعظیمی که قضاوت دارد و توجه و نظر به آنچه درباره قضاوت به غیر حق واردشده است ، این امر خطیر را تصدی نمایند و نگذارند این مقام به غیر اهلش سپرده شود. وصیت اینجانب به حوزه های مقدسه علمیه آن است که در همه اعصار خصوصا در عصرحاضر که نقشه ها و توطئه ها سرعت و قوت گرفته است ، قیام برای نظام دادن به حوزه ها لازم و ضروری است ؛ که علما و مدرسین و افاضل عظیم الشان صرف وقت نموده و با برنامه دقیق صحیح حوزه ها را و خصوصا حوزه علمیه قم و سایرحوزه های بزرگ و با اهمیت را در این مقطع از زمان از آسیب حفظ نمایند. و لازم است علما و مدرسین محترم نگذارند در درسهایی که مربوط به فقاهت است و حوزه های فقهی و اصولی از طریقه مشایخ معظم که تنها راه برای حفظ فقه اسلامی است منحرف شوند، و کوشش نمایند که هر روز بر دقتها وبحث و نظرها و ابتکار و تحقیقها افزوده شود؛ و فقه سنتی که ارث سلف صالح است و انحراف از آن سست شدن ارکان تحقیق و تدقیق است ، محفوظ بماند . وصیت اینجانب به وزرای مسئول در عصر حاضر و در عصرهای دیگر آن است که علاوه بر آنکه شماها و کارمندان وزارتخانه ها بودجه ای که از آن ارتزاق می کنید مال ملت ، و باید همه خدمتگزار ملت و خصوصا مستضعفان باشید، و ایجاد زحمت برای مردم و مخالف وظیفه عمل کردن حرام و خدای نخواسته گاهی موجب غضب الهی می شود، همه شما به پشتیبانی ملت احتیاج دارید.  با پشتیبانی مردم خصوصا طبقات محروم بود که پیروزی حاصل شد ودست ستمشاهی از کشور و ذخائر آن کوتاه گردید. و اگر روزی از پشتیبانی آنان محروم شوید، شماها کنار گذاشته می شوید و همچون رژیم شاهنشاهی ستمکاربه جای شما ستم پیشگان پستها را اشغال می نمایند.  و در همین انگیزه به وزرای کشور در طول تاریخ آینده توصیه می کنم که درانتخاب استاندارها دقت کنند اشخاص لایق ، متدین ، متعهد، عاقل و سازگار بامردم انتخاب نمایند، تا آرامش در کشور هرچه بیشتر حکمفرما باشد. و وصیت من به ملتهای کشورهای اسلامی است که انتظار نداشته باشید که ازخارج کسی به شما در رسیدن به هدف که آن اسلام و پیاده کردن احکام اسلام است کمک کند؛ خود باید به این امر حیاتی که آزادی و استقلال را تحقق می بخشد قیام کنید.  و علمای اعلام و خطبای محترم کشورهای اسلامی دولتها رادعوت کنند که از وابستگی به قدرتهای بزرگ خارجی خود را رها کنند و با ملت خود تفاهم کنند؛ در این صورت پیروزی را در آغوش خواهند کشید.  و وصیت اینجانب به وزارت ارشاد در همه اعصار خصوصا عصر حاضر که ویژگی خاصی دارد، آن است که برای تبلیغ حق مقابل باطل و ارائه چهره حقیقی جمهوری اسلامی کوشش کنند. باید ملت غارت شده بدانند که در نیم قرن اخیر آنچه به ایران و اسلام ضربه مهلک زده است قسمت عمده اش از دانشگاهها بوده است . اگردانشگاهها و مراکز تعلیم و تربیت دیگر با برنامه های اسلامی و ملی در راه منافع کشور به تعلیم و تهذیب و تربیت کودکان و نوجوانان و جوانان جریان داشتند،هرگز میهن ما در حلقوم انگلستان و پس از آن امریکا و شوروی فرو نمی رفت.  اگر مجلس و دولت و قوه قضاییه و سایر ارگانها ازدانشگاههای اسلامی و ملی سرچشمه می گرفت ملت ما امروز گرفتار مشکلات خانه برانداز نبود.  و وصیت اینجانب به جوانان عزیز دانشسراها و دبیرستانها و دانشگاهها آن است که خودشان شجاعانه در مقابل انحرافات قیام نمایند تا استقلال و آزادی خود و کشور و ملت خودشان مصون باشد.   وصیت اکید من به قوای مسلح آن است که همان طور که از مقررات نظام ،عدم دخول نظامی در احزاب و گروهها و جبهه ها است به آن عمل نمایند؛ وقوای مسلح مطلقا، چه نظامی و انتظامی و پاسدار و بسیج و غیر اینها، در هیچ حزب و گروهی وارد نشده و خود را از بازیهای سیاسی دور نگه دارند.  و چون انقلاب از همه ملت و حفظ آن بر همگان است ،دولت و ملت و شورای دفاع و مجلس شورای اسلامی وظیفه شرعی و میهنی آنان است که اگر قوای مسلح ، چه فرماندهان و طبقات بالا و چه طبقات بعد،برخلاف مصالح اسلام و کشور بخواهند عملی انجام دهند یا در احزاب واردشوند که - بی اشکال به تباهی کشیده می شوند - و یا در بازیهای سیاسی واردشوند، از قدم اول با آن مخالفت کنند.  اکنون وصیت من به مجلس شورای اسلامی در حال و آینده و رئیس جمهورو روسای جمهور مابعد و به شورای نگهبان و شورای قضایی و دولت در هرزمان ، آن است که نگذارند این دستگاههای خبری و مطبوعات و مجله ها ازاسلام و مصالح کشور منحرف شوند.  باید همه بدانیم که آزادی به شکل غربی آن ، که موجب تباهی جوانان و دختران و پسران می شود، از نظر اسلام و عقل محکوم است . و تبلیغات و مقالات و سخنرانیها و کتب و مجلات برخلاف اسلام و عفت عمومی و مصالح کشور حرام است . و بر همه ما و همه مسلمانان جلوگیری از آنها واجب است . من به شما احزاب و گروهها، چه آنان که به چپگرایی معروف - گرچه بعضی شواهد و قرائن دلالت دارد که اینان کمونیست امریکایی هستند - و چه آنان که از غرب ارتزاق می کنند و الهام می گیرند و چه آنها که با اسم "خودمختاری " وطرفداری از کرد و بلوچ دست به اسلحه برده و مردم محروم کردستان و دیگرجاها را از هستی ساقط نموده و مانع از خدمتهای فرهنگی و بهداشتی واقتصادی و بازسازی دولت جمهوری در آن استانها می شوند، مثل حزب "دموکرات " و "کومله " وصیت می کنم که به ملت بپیوندند.  و وصیت من به گروههای مسلمان که از روی اشتباه به غرب و احیانا به شرق تمایل نشان می دهند و از منافقان که اکنون خیانتشان معلوم شد گاهی طرفداری می کردند و به مخالفان بدخواهان اسلام از روی خطا و اشتباه گاهی لعن می کردند و طعن می زدند، آن است که بر سر اشتباه خود پافشاری نکنند و باشهامت اسلامی به خطای خود اعتراف ، و با دولت و مجلس و ملت مظلوم برای رضای خداوند هم صدا و هم مسیر شده و این مستضعفان تاریخ را ازشرمستکبران نجات دهید؛  و وصیت من به نویسندگان و گویندگان و روشنفکران و اشکالتراشان وصاحب عقدگان آن است که به جای آنکه وقت خود را در خلاف مسیرجمهوری اسلامی صرف کنید و هرچه توان دارید در بدبینی و بدخواهی وبدگویی از مجلس و دولت و سایر خدمتگزاران به کار برید، و با این عمل کشورخود را به سوی ابرقدرتها سوق دهید، با خدای خود یک شب خلوت کنید و اگربه خداوند عقیده ندارید با وجدان خود خلوت کنید و انگیزه باطنی خود را که بسیار می شود خود انسانها از آن بیخبرند بررسی کنید، ببینید آیا با کدام معیار و باچه انصاف خون این جوانان قلم قلم شده را در جبهه ها و در شهرها نادیده می گیرید . وصیت من به مجلس و شورای نگهبان و دولت و رئیس جمهور و شورای قضایی آن است که در مقابل احکام خداوند متعال خاضع بوده ؛ و تحت تاثیرتبلیغات بی محتوای قطب ظالم چپاولگر سرمایه داری و قطب ملحد اشتراکی وکمونیستی واقع نشوید، و به مالکیت و سرمایه های مشروع با حدود اسلامی احترام گذارید، و به ملت اطمینان دهید تا سرمایه ها و فعالیتهای سازنده به کارافتند و دولت و کشور را به خودکفایی و صنایع سبک و سنگین برسانند.  و به همه در کوشش برای رفاه طبقات محروم وصیت می کنم که خیر دنیا وآخرت شماها رسیدگی به حال محرومان جامعه است که در طول تاریخ ستمشاهی و خان خانی در رنج و زحمت بوده اند.  وصیت اینجانب به آن طایفه از روحانیون و روحانی نماها که با انگیزه های مختلف با جمهوری اسلامی و نهادهای آن مخالفت می کنند و وقت خود راوقف براندازی آن می نمایند و با مخالفان توطئه گر و بازیگران سیاسی کمک ، وگاهی به طوری که نقل می شود با پولهای گزافی که از سرمایه داران بیخبر از خدادریافت برای این مقصد می کنند کمکهای کلان می نمایند، آن است که شماها طرفی از این غلطکاریها تاکنون نبسته و بعد از این هم گمان ندارم ببندید. بهتر آن است که اگر برای دنیا به این عمل دست زده اید - و خداوند نخواهد گذاشت که شما به مقصد شوم خود برسید - تا در توبه باز است از پیشگاه خداوند عذربخواهید و با ملت مستمند مظلوم هم صدا شوید و از جمهوری اسلامی که بافداکاریهای ملت به دست آمده حمایت کنید، که خیر دنیا و آخرت در آن است .گرچه گمان ندارم که موفق به توبه شوید.  شما آقایان اگر توقع دارید که در یک شب همه امور بر طبق اسلام و احکام خداوند تعالی متحول شود یک اشتباه است ، و در تمام طول تاریخ بشر چنین معجزه ای روی نداده است و نخواهد داد. و آن روزی که ان شاءالله تعالی مصلح کل ظهور نماید، گمان نکنید که یک معجزه شود ویکروزه عالم اصلاح شود؛ بلکه با کوششها و فداکاریها ستمکاران سرکوب ومنزوی می شوند.  وصیت من به همه مسلمانان و مستضعفان جهان این است که شماها نبایدبنشینید و منتظر آن باشید که حکام و دست اندرکاران کشورتان یا قدرتهای خارجی بیایند و برای شما استقلال و آزادی را تحفه بیاورند.  و شما ای مستضعفان جهان و ای کشورهای اسلامی و مسلمانان جهان بپاخیزید و حق را با چنگ و دندان بگیرید و از هیاهوی تبلیغاتی ابرقدرتها وعمال سرسپرده آنان نترسید؛ و حکام جنایتکار که دسترنج شما را به دشمنان شما و اسلام عزیز تسلیم می کنند از کشور خود برانید.   و وصیت من به همه آن است که با یاد خدای متعال به سوی خودشناسی وخودکفایی و استقلال ، با همه ابعادش به پیش ، و بی تردید دست خدا با شمااست ، اگر شما در خدمت او باشید و برای ترقی و تعالی کشور اسلامی به روح تعاون ادامه دهید.
کلمات کلیدی:
 
چگونه قانون اساسی تغییر کرد
ساعت ٤:٢٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٤ اردیبهشت ،۱۳۸٧  
قانون اساسی یکی از مهمترین ارکان حکومتی هر نظامی در دنیای کنونی محسوب می شود. این قانون نشانگر اندیشه های حاکمان بر آن کشور است. برهمین اساس هم در اغلب کشور های دنیا هر از چندگاهی توسط بزرگان ونخبگان نظام مورد بازبینی وبازنگری قرار می گیرد تا اشکالات به وجود آمده در آن بر اثر تغییر شرایط جهان وکشور  رفع گردد. کشور ما نیز از این اصل مستثنی نیست با این تفاوت که برای رفع ورجوع مسایل سطحی و نه ریشه ای نهاد مجمع تشخیص مصلحت نظام در خود قانون اساسی در نظر گرفته شده است تا اصول کلی قانون اساسی را در صورت لزوم تفسیر به روز کند اما با این وجود در طی سال های گذشته از انقلاب اسلامی یک بار  این قانون به صورت کامل مورد بازنگری قرار گرفت.ماجرای این بازنگری درقانون اساسی از همان خستین روزهای پس از رفراندوم 12 اذر 58 که مردم این قانون را تایید کردند،کلید خود.برخی از حقوقدانان در همان هنگام اصولی از آن را ناقص ودارای اشکال عنوان کردند. یکی از ایرادات قانون اساسی، نبودن شیوه‌ای برای بازنگری در آن  بود. در ابتدا باید شرایطی برای بازنگری در قانون قرار می‌گرفت تا بعدها بازنگری‌های پیاپی و با توجه به اوضاع و احوال زمانه صورت گیرد. آیت‌الله بهشتی‌(ره) یکی از انقلابیونی بود که به این ضعف در قانون اساسی پی برده و درباره آن صحبت کرد. در 17 آذرماه 1358 ایشان به شکلی رسمی به این خلاء درقانون اساسی اشاره کرده و تجدیدنظر در آن به آینده موکول شد. ایجاد این تغییر در ابتدا، در متن پیش‌نویس قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اصل 148 از فصل 11 وجود داشت، اما در بحث‌ها و بررسی‌ها صورت گرفته در مجلس خبرگان قانون اساسی تصویب نشده بود.امام‌(ره)نیز پس از مطرح شدن این مسایل طی پیام کوتاهی در تاریخ اول بهمن‌ماه سال 1358 ترمیم این اصل و بعضی اصول دیگر را موکول به تصویب مردم دانسته و ضمن دادن صلاحیت تایید به مردم، بلامانع بودن رفراندوم را اعلام کردند، اما این پیام که وجه قانونی به خود داشت، فاقد شرح دقیقی درباره چگونگی اجرای آن بود و باوقوع جنگ تحمیلی  به فراموشی سپرده شد تا اینکه پس از پایان جنگ در بیست و هفتم فرودین سال 1368   شصت و شش تن از نمایندگان مجلس نامه ای خطاب به امام خمینی منتشر کرده و در آن خواستار تعیین هیات بررسى متمم قانون اساسى شدند. در بخشی از نامه آنها آمده بود: «ما نمایندگان مجلس شورای اسلامی به‌عنوان منتخبان مردم از محضر شریفتان استدعا داریم، چنانچه مصلحت بدانید گروهی را برای بازنگری در قانون اساسی و تهیه پیش‌نویس اصلاحیه و متمم آن تعیین فرموده تا پس از تایید مراتب توسط حضرت مستطاب عالی به رفراندوم مردم گذاشته شود.» همچنین در فردای آن روز اعضای شوراى عالى قضایى نیز نامه ای جداگانه به این مضمون نوشتند.در بخشی از نامه آنها نیز آمده بود: «شورای عالی قضایی پیشنهاد می‌کند اگر حضرتعالی صلاح بدانید، دستور فرمایید هیاتی تعیین شود و اصولی را در قسمت‌های فوق به‌عنوان متمم یا اصلاحیه تهیه و به حضور مبارک تقدیم کند تا در صورت تایید برای تصویب به آرای عمومی گذاشته شود.»پس از این دونامه بود که امام فرصت را برای تعیین گروهی به منظور بازنگری در قانون اساسی و رفع اشکالات مغتنم دانست وطی نامه اى خطاب به رییس جمهوروقت حضرت آیت الله خامنه اى فرمودند:(از آنجا که پس از کسب 10 سال تجربه عینی و عملی از اداره کشور اکثر مسوولان، دست‌اندرکاران و کارشناسان نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران بر این عقیده‌اند که قانون اساسی با اینکه دارای نقاط قوت بسیار خوب و جاودانه است، دارای نقایص و اشکالاتی است که در تدوین و تصویب آن به علت جو ملتهب ابتدای پیروزی انقلاب و عدم شناخت دقیق معضلات اجرایی جامعه، کمتر به آن توجه شده است، ولی خوشبختانه مساله تتمیم قانون اساسی پس از یکی، دو سال مورد بحث محافل گوناگون بوده است و رفع نقایص آن یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر جامعه اسلامی و انقلاب ماست و چه بسا تاخیر در آن موجب بروز آفات و عواقب تلخی برای کشور و انقلاب شود و من نیز، بنا بر احساس تکلیف شرعی و ملی خود از مدت‌ها قبل در فکر حل آن بوده‌ام که جنگ و مسائل دیگر مانع انجام آن می‌شد. اکنون که به یاری خداوند بزرگ و دعای خیر حضرت بقیه‌الله روحی له الفداء نظام اسلامی ایران راه سازندگی و رشد و تعالی همه جانبه خود را در پیش گرفته است هیاتی را برای رسیدگی به این امر مهم تعیین کرده‌ام که پس از بررسی و تدوین و تصویب موارد و اصولی که ذکر می‌شود، تایید آن را به آرای عمومی مردم شریف و عزیز آن بگذارند.الف: حضرات حجج اسلام والمسلمین و آقایانی که برای این مهم در نظر گرفته‌ام:1 - آقای مشکینی 2- آقای طاهری‌خرم‌آبادی 3 - آقای مؤمن 4 - آقای هاشمی‌رفسنجانی 5 - آقای امینی 6 - آقای خامنه‌ای 7 - آقای موسوی، نخست‌وزیر 8 - آقای حسن‌حبیبی9 - آقای موسوی اردبیلی 10 - آقای موسوی‌خوئینی‌ها 11 - آقای محمدی‌گیلانی 12- آقای خزعلی 13 - آقای یزدی 14 - آقای امامی‌کاشانی 15 - آقای جنتی 16 - آقای مهدوی‌کنی 17 - آقای آذری‌قمی 18 - آقای توسلی 19 - آقای کروبی 20 - آقای عبدالله نوری که آقایان محترم از مجلس خبرگان و قوای مقننه و اجرائیه و مجمع تشخیص مصلحت و افرادی دیگر و نیز پنج نفر از نمایندگان مجلس شورای اسلامی به انتخاب مجلس انتخاب شده‌اند.ب: محدوده مسائل مورد بحث: 1- رهبری 2- تمرکز در مدیریت قوه‌مجریه 3- تمرکز در مدیریت قوه‌قضائیه 4- تمرکز در مدیریت صداوسیما به صورتی که قوای سه‌گانه بر آن نظارت داشته باشند 5- تعداد نمایندگان مجلس شورای اسلامی 6- مجمع تشخیص مصلحت برای حل معضلات نظام و مشورت رهبری به صورتی که قدرتی در عرض قوای دیگر نباشد 7- راه بازنگری قانون اساسی 8- تغییر نام مجلس شورای ملی به مجلس شورای اسلامی.ج: مدت برای این کار حداکثر دو ماه هست.توفیق حضرات آقایان را از خداوند متعال خواستارم.)پس از صدور این نامه مجلس که در آن زمان توسط هاشمی رفسنجانی اداره می شد ،طی جلسه ای آقایان حسین هاشمیان ، عباسعلى عمید زنجانى ، اسدالله بیات ، نجفقلى حبیبى و سید هادى خامنه اى را به عنوان 5 نماینده منتخب خود در این شورا معرفی کرد تا بدین گونه روند بازنگری درقانون اساسی جمهوری اسلامی ایران آغاز شود. شورای بازنگری قانون اساسی پس از تکمیل  درتاریخ هفتم اردیبهشت‌ همان سال نخستین جلسه خود را به ریاست آیت الله مشکینی تشکیل داد  و تا 20 تیرماه با برگزاری 41 جلسه، تغییرات و اصلاحاتی اساسی در متن قانون اساسی ایجاد کرد که در همه‌پرسی ششم‌ مرداد طی رفراندومی مورد قبول اکثریت مردم قرار گرفته وجنبه رسمی پیدا کرد.همه پرسی قانون اساسی در سه ماده بیان شده بود که به شرح زیر بود:ماده 1) در تمامی اصول و سرفصل ها و مقدمه قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، عبارت «مجلس شورای ملی» به «مجلس شورای اسلامی» تغییر می یابد. ماده 2) عنوان مبحث اول فصل نهم یعنی «ریاست جمهوری» به «ریاست جمهوری و وزراء» تبدیل گردد و عنوان مبحث سوم همین فصل (قبل از اصل یکصد و چهل و سوم) به مبحث دوم تغییر یابد و عنوان مبحث دوم، نخست وزیر و وزراء (قبل از اصل یکصد و سی و سوم) حذف گردد و عنوان فصل دوازدهم، رسانه های گروهی به فصل دوازدهم، صدا و سیما تغییر یابد و قبل از اصل یکصد و هفتاد و ششم عنوان فصل سیزدهم، شورای عالی امنیت ملی و قبل از اصل یکصد و هفتاد و هفتم، عنوان فصل چهاردهم، بازنگری در قانون اساسی افزوده گردد. ماده3) اصول ۵-۵۷-۶۰-۶۴-۶۹-۷۰-۸۵-۸۷-۸۸-۸۹-۹۱-۹۹-۱۰۷-۱۰۸-۱۰۹-۱۱۰-۱۱۱-۱۱۲-۱۱۳-۱۲۱-۱۲۲-۱۲۴-۱۲۶-۱۲۷-۱۲۸-۱۳۰-۱۳۱-۱۳۲-۱۳۳-۱۳۴-۱۳۵-۱۳۶-۱۳۷-۱۳۸-۱۴۰-۱۴۱-۱۴۲-۱۵۷-۱۵۸-۱۶۰-۱۶۱-۱۶۲-۱۶۴-۱۷۳-۱۷۴ و ۱۷۵ اصلاح می شود و تغییر و تتمیم می یابد و به جای اصول قانون اساسی مصوب ۱۳۵۸ قرار می گیرد و اصولا ۱۷۶ و ۱۷۷ نیز به قانون اساسی اضافه می شود و کلیه اصلاحات و تغییرات و جابه جایی ها و اضافات در چهل و هشت اصل مدون تصویب می گردد. بدین‌ترتیب دو اصل که هر کدام یک فصل محسوب می شوند به قانون اساسی 175 اصلی و 12 فصلی مصوب سال 58 افزوده شد که مهمترین تغییرات قانون محسوب می شود. اصل176  که با عنوان شورای عالی امنیت ملی فصل سیزدهم قانون اساسی را تشکیل می دهد بر این اساس است:  به‏ منظور تامین‏ منافع ملی‏ و پاسداری‏ از انقلاب‏ اسلامی‏ و تمامیت‏ ارضی‏ و حاکمیت‏ ملی‏ "شورای‏ عالی‏ امنیت‏ ملی‏" به‏ ریاست‏ رییس‏ جمهور، با وظایف‏ زیر تشکیل‏ می‏ گرد. 1 - تعیین‏ سیاستهای‏ دفاعی‏ - امنیتی‏ کشور در محدوده‏ سیاستهای‏ کلی‏ تعیین‏ شده‏ از طرف‏ مقام‏ رهبری‏. 2 - هماهنگ‏ نمودن‏ فعالیت‏ های‏ سیاسی‏، اطلاعاتی‏، اجتماعی‏، فرهنگی‏ و اقتصادی‏ در ارتباط با تدابیر کلی‏ دفاعی‏ - امنیتی‏. 3 - بهره‏ گیری‏ از امکانات‏ مادی‏ و معنوی‏ کشور برای‏ مقابله‏ با تهدیدهای‏ داخلی‏ و خارجی‏. اعضای‏ شورا عبارتند از: - رئسای‏ قوای‏ سه‏ گانه‏ - رییس‏ ستاد فرماندهی‏ کل‏ نیروهای‏ مسلح‏ - مسیول‏ امور برنامه‏ و بودجه‏ - دو نماینده‏ به‏ انتخاب‏ مقام‏ رهبری‏ - وزرای‏ امور خارجه‏، کشور، اطلاعات‏ - حسب‏ مورد وزیر مربوط و عالیترین‏ مقام‏ ارتش‏ و سپاه‏ شورای‏ عالی‏ امنیت‏ ملی‏ به‏ تناسب‏ وظایف‏ خود شوراهای‏ فرعی‏ از قبیل‏ شورای‏ دفاع‏ و شورای‏ امنیت‏ کشور تشکیل‏ میدهد. ریاست‏ هر یک‏ از شوراهای‏ فرعی‏ با رییس‏ جمهور یا یکی‏ از اعضای‏ شورای‏ عالی‏ است‏ که‏ از طرف‏ رییس‏ جمهور تعیین‏ می‏ شود. حدود اختیارات‏ و وظایف‏ شوراهای‏ فرعی‏ را قانونی‏ معین‏ می‏ کند و تشکیلات‏ آنها به‏ تصویب‏ شورای‏ عالی‏ می‏ رسد. مصوبات‏ شورای‏ عالی‏ امنیت‏ ملی‏ پس‏ از تایید مقام‏ رهبری‏ قابل‏ اجراست‏. همچنین اصل 177 که فصل چهاردهم این قانون  را با عنوان  بازنگری در قانون اساسی شامل می شود به شرح ذیل است: بازنگری‏ در قانون‏ اساسی‏ جمهوری‏ اسلامی‏ ایران‏، در موارد ضروری‏ به‏ ترتیب‏ زیر انجام‏ می‏ گیرد. مقام‏ رهبری‏ پس‏ از مشورت‏ با مجمع تشخیص‏ مصلحت‏ نظام‏ طی‏ حکمی‏ خطاب‏ به‏ رییس‏ جمهور موارد اصلاح‏ یا تتمیم‏ قانون‏ اساسی‏ را به‏ شورای‏ بازنگری‏ قانون‏ اساسی‏ با ترکیب‏ زیر پیشنهاد می‏ نماید: 1 - اعظای‏ شورای‏ نگهبان‏. 2 - رئسای‏ قوای‏ سه‏ گانه‏. 3 - اعضای‏ ثابت‏ مجمع تشخیص‏ مصلحت‏ نظام‏. 4 - پنج‏ نفر از اعضای‏ مجلس‏ خبرگان‏ رهبری‏. 5 - ده‏ نفر به‏ انتخاب‏ مقام‏ رهبری‏. 6 - سه‏ نفر از هیات‏ وزیران‏. 7 - سه‏ نفر از قوه‏ قضاییه‏. 8 - ده‏ نفر از نمایندگان‏ مجلس‏ شورای‏ اسلامی‏. 9 - سه‏ نفر از دانشگاهیان‏. شیوه‏ کار و کیفیت‏ انتخاب‏ و شرایط آن‏ را قانون‏ معین‏ می‏ کند. مصوبات‏ شورا پس‏ از تایید و امضای‏ مقام‏ رهبری‏ باید از طریق‏ مراجعه‏ به‏ آرا عمومی‏ به‏ تصویب‏ اکثریت‏ مطلق‏ شرکت‏ کنندگان‏ در همه‏ پرسی‏ برسد. رعایت‏ ذیل‏ اصل‏ پنجاه‏ و نهم‏ در مورد همه‏ پرسی‏ "بازنگری‏ در قانون‏ اساسی‏" لازم‏ نیست‏. محتوای‏ اصول‏ مربوط به‏ اسلامی‏ بودن‏ نظام‏ و ابتنای‏ کلیه‏ قوانین‏ و مقررات‏ بر اساس‏ موازین‏ اسلامی‏ و پایه‏ های‏ ایمانی‏ و اهداف‏ جمهوری‏ اسلامی‏ ایران‏ و جمهوری‏ بودن‏ حکومت‏ و ولایت‏ امر و امامت‏ امت‏ و نیز اداره‏ امور کشور با اتکا به‏ آرا عمومی‏ و دین‏ و مذهب‏ رسمی‏ ایران‏ تغییر ناپذیر است‏.  از دیگر تغییرات مهم صورت گرفته دربازنگری قانون اساسی باید مواردی چون  حذف شرط مرجعیت برای مقام رهبری ،افزایش اختیارات رهبری ، تغییر نام ولایت فقیه به ولایت مطلقه فقیه ، افزایش اختیارات شورای نگهبان ، تشکیل مجمع تشخیص مصلحت نظام، حذف مقام نخست وزیری ، تغییر نام مجلس شورای ملی به مجلس شورای اسلامی را ذکر کرد. رضا سلیمان نوری
کلمات کلیدی:
 
از انقلاب فرهنگی تا شورای عالی انقلاب فرهنگی
ساعت ٥:٠٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢ اردیبهشت ،۱۳۸٧  
ایجاد انقلاب فرهنگی دوم یکی از مسایلی است که پس از روی کار آمدن دولت  نهم هر از چند گاهی از سوی برخی افراد و گروههای حامی این مجموعه عنوان شده و پس از مدتی قرار گرفتن در صدر اخبار کشور به فراموشی سپرده می شود،این در حالی است که  به روایت برخی از مسئولان انقلاب فرهنگی نخست به پایان نرسیده که ایجاد دومین انقلاب از این نوع لازم شود.در این حال همان حرکت نخست نیز در جامعه منتقدان بسیاری دارد که برخی آن را حرکتی  کاملا نادرست وبرخی دیگر حرکتی درست که نتایجی نادرست داد ارزیابی می کنند.در این بین نکته ای که مغفول مانده و ذهن آنانی را که سال های نخستین انقلاب را به چشم ندیده اند به خود مشغول کرده است چیستی انقلاب فرهنگی و ماجرا و دلایل ایجاد آن است که در ذیل بدان می پردازیم.
پیروزی انقلاب مردم ایران در بهمن 1357 و بدنبال آن استقرار نظام جمهوری اسلامی بجای نظام شاهنشاهی به مانند تمامی انقلاب های دیگر  تغییر و تحول بنیادین در عرصه های گوناگون اجتماعی را به دنبال داشت. یکی از این عرصه ها که شاید دیرتر از سایر موارد تغییرات رسمی و نه خودجوش انقلابی در آن آغاز شد فضای فرهنگی بود. هرچند تغییر دانشجو محور رییس دانشگاه تربیت معلم در سال 58 ،فرار بخش قابل توجهی از عناصر فرهنگی وابسته به رژیم گذشته از کشور و سرانجام تسخیر سفارت آمریکا توسط دانشجویان پیرو خط امام خود نشان دهنده آغاز تغییرات گسترده در سطوح فرهنگی جامعه بود صدور پیام نوروزی امام خمینی در اول فروردین 1359 را باید نقطه عطفی در این حرکت بود که بعدها به انقلاب فرهنگی موسوم شد.ایشان در بند یازده این پیام بر ضرورت ایجاد «انقلاب اساسی در دانشگاه‏ های سراسر کشور»، «تصفیه اساتید مرتبط با شرق و غرب» و «تبدیل دانشگاه به محیطی سالم برای تدوین علوم عالی اسلامی» تأکید کردند و بدین گونه دانشگاه ها را نقطه آغاز تغییر وتحول در عرصه فرهنگ کشور اعلام کردند. پس از این حکم اعضای  شورای انقلاب به دیدار رهبر شتافتند که نتیجه آن صدور بیانیه 29/1/59 بود. ایشان در بیانیه خود مقرر کردند که دانشگاه باید از حالت ستاد عملیاتی گروه‏ های گوناگون خارج شود. در این بیانیه، سه روز مهلت برای برچیده شدن دفاتر و تشکیلات گروه‏ ها در دانشگاه‏ ها تعیین و افزوده شده بود که امتحانات دانشگاهی باید تا 14 خرداد به پایان برسد و از 15 خرداد دانشگاه‏ ها تعطیل و هرگونه اقدام استخدامی و مانند آن در دانشگاه متوقف گشته و نظام آموزشی کشور براساس موازین انقلابی و اسلامی طرح ریزی شود. صدور دستور العمل شورای انقلاب درباره تخلیه دانشگاهها از گروه های نظامی همان چیزی بود که انجمنهای اسلامی دانشجویان دانشگاهها به عنوان نزدیک ترین تشکل موجود به حاکمیت انقلاب در دانشگاهها به دنبال آن بود. اعضای این تشکل در د انشگاه های سراسر کشور در روز دوم اردیبهشت یعنی فردای پایان ضرب العجل شورای انقلاب فعالیت خود را برای تصفیه کامل دانشگاهها از عناصر ضد انقلاب والبته مخالف خود آغاز کردند.آنان که کمی پیش از جریان تسخیر سفارت آمریکا نام دفتر تحکیم وحدت را برای خود برگزیده بودند  اهداف این حرکت انقلابی خود را ، محو سلطه فرهنگی غرب، طاغوت زدایی فضای دانشگاهها، و مبارزه با جوّ گروه گرایی سیاسی محض عنوان کردند. تصفیه های دانشجویی ادامه داشت تا اینکه براساس بخش شورای انقلاب دانشگاهها پس از برگزاری امتحانات پایان ترم به تعطیلی تابستانه رفت البته تعطیلی که 30 ماه طول کشید.  پس از این واقعه و در حالیکه دانشجویان مسلمان دانشگاه ها با همکاری همفکران مستقر شده خود در سفارت آمریکا و همچنین مسئولان جوان آموزش عالی و قوه قضاییه و سپاه در حال شناسایی اساتید وابسته ودانشجویان خرابکار بودند ، امام خمینی در 23/3/ 59 فرمانی را مبنی بر تشکیل ستاد انقلاب فرهنگی صادر کرد تا بدین گونه اقدامات دانشجویان برای تصفیه دانشگاهها مدیریت محور گردد. در قسمتی از این فرمان آمده بود :«مدتی است ضرورت انقلاب فرهنگی که امری اسلامی است و خواست ملت مسلمان می‏باشد اعلام شده است و تاکنون اقدام مؤثری انجام نشده است و ملت اسلامی و خصوصاً دانشجویان با ایمان متعهد نگران آن هستند و نیز نگران اخلال توطئه گران که هم اکنون گاه گاه آثارش نمایان می ‏شود و ملت مسلمان و پایبند به اسلام خوف آن دارند که خدای نخواسته فرصت از دست برود و کار مثبتی انجام نگیرد و فرهنگ همان باشد که در طول مدت سلطه رژیم فاسد کارفرمایان بی‏ فرهنگ، این مرکز مهم اساسی را در خدمت استعمارگران قرار داده بودند. ادامه این فاجعه که مع الاسف خواست بعضی گروه های وابسته به اجانب است، ضربه ای مهلک به انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی وارد خواهد کرد و تسامح در این امر حیاتی، خیانتی عظیم بر اسلام و کشور اسلامی است. بر این اساس به حضرات آقایان محترم محمدجواد باهنر، مهدی ربانی املشی، حسن حبیبی، عبدالکریم سروش، شمس آل احمد، جلال الدین فارسی و علی شریعتمداری مسؤولیت داده می ‏شود تا ستادی تشکیل دهند و از افراد صاحب نظر متعهد، از بین اساتید مسلمان و کارکنان متعهد با ایمان و دیگر قشرهای تحصیل کرده، متعهد و مؤمن به جمهوری اسلامی دعوت نمایند تا شورایی تشکیل دهند و برای برنامه‏ ریزی رشته‏ های مختلف و خط مشی فرهنگی آینده دانشگاه ها، براساس فرهنگ اسلامی و انتخاب و آماده سازی اساتید شایسته، متعهد و آگاه و دیگر امور مربوط به انقلاب آموزشی اسلامی اقدام نمایند».افراد مشخص شده در این حکم پس از اعلام آن به سرعت کار خود را آغاز کرده وضمن تلاش برای نهادینه کردن اعمال انقلابی دانشجویان انجمن های اسلامی در تصفیه دانشگاهها سه امر 1ـ تربیت استاد و گزینش افراد شایسته برای تدریس در دانشگاه‏ ها 2ـ گزینش دانشجو 3ـ اسلامی کردن جو دانشگاه‏ ها و تغییر برنامه‏ های آموزشی دانشگاه‏ ها، به صورتی که محصول کار آنها در خدمت مردم قرار گیرد، را برنامه های خود اعلام کردند.بر این اساس، ستاد از صاحبنظران مختلف دعوت به همکاری کرد و در نخستین گام گروه‏ های برنامه‏ ریزی در رشته‏ های پزشکی، فنی و مهندسی، علوم پایه کشاورزی، علوم انسانی و هنر تشکیل شد. همچنین کمیته‏ ای در ستاد با عنوان " کمیته اسلامی کردن دانشگاه‏ ها " ، تشکیل شد.با توجه به ناهماهنگی ضوابط و مقررات حاکم بر دانشگاه‏ ها با شرایط انقلابی جامعه، قسمت اعظم فعالیت‏های ستاد بر اسلامی کردن دانشگاه‏ ها و تعیین ضوابط و مقرراتی منطبق با موازین اسلامی متمرکز شدامری که باعث تعطیلی 30 ماهه دانشگاه ها ومراکز آموزش گردید.
در شهریور ماه سال 62 به دنبال نامه رئیس جمهور وقت (آیت الله خامنه ‏ای) و درخواست تغییرات در کادر شورای عالی انقلاب فرهنگی   امام در تاریخ 8/6/62 طی نامه‏ ای این شورا را ترمیم کرده و افراد ذیل را به عنوان اعضای جدید آن معرفی کرد: نخست وزیر، وزرای فرهنگ و آموزش عالی و فرهنگ و ارشاد اسلامی، دو نفر دانشجو به انتخاب جهاد دانشگاهی و آقایان علی شریعتمداری، احمد احمدی، عبدالکریم سروش و مصطفی معین.
بازگشایی  دانشگاه ها و توسعه مراکز آموزشی و گستردگی فعالیت ستاد انقلاب فرهنگی ضرورت تقویت دوباره این نهاد را مشخص کرد که ثمره آن فرمان جدید امام در این باره بود. معمار انقلاب در این فرمان که در 19 آذر 1363 صادر شد ،عنوان کرد:«خروج از فرهنگ بدآموز غربی و نفوذ و جایگزین شدن فرهنگ آموزنده اسلامی، ملی و انقلاب فرهنگی در تمام زمینه ها در سطح کشور آن چنان محتاج تلاش و کوشش است که برای تحقق آن سالیان دراز باید زحمت کشید و با نفوذ عمیق ریشه دار غرب مبارزه کرد. اینک با تشکر از زحمات ستاد انقلاب فرهنگی برای هر چه بارورتر شدن انقلاب در سطح کشور، تقویت این نهاد را لازم دیدم بدین جهت علاوه بر کلیه افراد ستاد انقلاب فرهنگی و رؤسای محترم سه قوه، حجج اسلام آقای خامنه ‏ای، آقای اردبیلی و آقای رفسنجانی و همچنین جناب حجه الاسلام آقای مهدوی کنی و آقایان سیدکاظم اکرمی وزیر آموزش و پرورش و رضا داوری و نصرالله پورجوادی و محمدرضا هاشمی را به آنان اضافه نمودم». پس از صدور این حکم رییس جمهور وقت در استفساریه مورخ 29/11/63 خود از امام خواست تا حدود  اعتبار مصوبات این شورا را مشخص کند که ایشان در تاریخ 6/12/63  پاسخ دادند:«ضوابط و قواعدی را که شورای محترم عالی انقلاب فرهنگی وضع می نمایند باید ترتیب آثار داده شود».
بدین گونه ضوابط و مقررات وضع شده از سوی شورایی که هسته نخستین تشکیل آن تلاش  دانشجویان خط امامی برای پاکسازی دانشگاهها از رقبای سیاسی خود بود به قانون های درجه اول کشور در حوزه فرهنگ تبدیل شد.
گفتنی است ترکیب این  شورا تا14/9/75  که آیت ‏الله ‏خامنه ‏ای رهبر انقلاب سومین ترمیم عمده شورای عالی انقلاب فرهنگی را انجام داد ،براساس امام باقی ماند. در این تاریخ ایشان در حکمی ضمن تعیین ترکیب جدید اعضای شورای عالی وظایف جدیدی برای این شورا اعلام کرد.در این پیام آمده است:«شورای عالی انقلاب فرهنگی که با تدبیر حکیمانه امام راحل عظیم الشان به جای ستاد انقلاب فرهنگی پدید آمد، نقش فعال و مؤثری را در عرصه های امور فرهنگی کشور به خصوص دانشگاه‏ ها ایفا کرد و برکات زیادی از خود به جای گذارد. اکنون با پیشرفت کشور در کار سازندگی و گسترش دامنه نیاز به دانش و تخصص و لزوم فراگیری علوم و فنون و پرورش محققان و نوآوران و استادان و متخصصان کارآمد، اهمیت این بخش از مسایل فرهنگی تأکید مضاعف یافته است. توسعه دانشگاه‏ ها و پژوهشگاه‏ ها و دیگر مراکز آموزش و آموزش عالی که پاسخ طبیعی به آن نیاز است و افزایش چشمگیر کمیت دانشجویی، به نوبه خود تکالیف تازه‏یی را بر عهده مسؤولان امور فرهنگی کشور می‏گذارد که برتر از همه آنها اولاً کیفیت بخشیدن به مایه های علم و تحقیق در این مراکز و ثانیاً پرداختن به تربیت معنوی دانشجویان و هدایت فکر و عمل آنان است».
در بخشی دیگر از این پیام، با اشاره به هجوم فرهنگی همه جانبه دشمنان به ارزش‏های اسلامی، فرهنگ اصیل ملی و باورهای مردم آمده است:«همه این حقایق مهم و هشدار دهنده مسؤولان فرهنگی کشور را به تدبیری برتر و اهتمامی بیشتر و تلاشی گسترده تر فرا می خواند و به ویژه شورای عالی انقلاب فرهنگی را که در جهاد ملی با بی‏سوادی و عقب ماندگی علمی و تبعیت فرهنگی، در حکم ستاد مرکزی و اصلی است، به تحرک و نوآوری و همت گماری برمی‏ انگیزد».
بدین  ترتیب شورای عالی انقلاب فرهنگی وارد مرحله جدید از حیات تشکیلاتی ‏شد. در این مرحله شورای عالی انقلاب فرهنگی موظف گردید در رأس فعالیتهای خود به «مدیریت فرهنگی» جامعه در عرصه های مختلف بپردازد.
در حال حاضر اعضای حقوقی شورای عالی انقلاب فرهنگی را اینگونه بر شمرده است :1. محمود احمدی نژاد 2. سید  محمود  هاشمی شاهرودی 3. سید    عزت الله ضرغامی 4. سید   مهدی خاموشی 5. منیره   نوبخت 6. عبدالله  جعفر علی جاسبی 7. عباسعلی اختری 8. علی عباس پور تهرانی 9. امیدوار رضایی میر قائد 10. محمدحسین صفارهرندی 11. محمد مهدی زاهدی 12. کامران باقری‌لنکرانی 13. محمود فرشیدی 14. محمد محمدیان 15. حمید رضا طیبی 16. سید امیر منصور برقه ای.
همچنین 1. غلامعلی حداد عادل 2. محمدرضا مخبر دزفولی 3. محمد علی کی نژاد 4. محسن قمی 5. احمد جنتی 6. علی لاریجانی 7. علی اکبر رشاد 8. احمد احمدى 9. علیرضا صدر حسینی 10. حسن ابراهیم حبیبی 11. علی اکبر ولایتی 12. ایرج فاضل 13. علی شریعتمداری 14. رضا داوری اردکانی 15. حسن رحیم پور ازغدی 16. مهدی گلشنی 17. میر حسین موسوی خامنه ای 18. محمدرضا عارف 19. صادق واعظ زاده 20. منصور کبگانیان 21. حسین کچوئیان 22. محمود محمدی عراقی اعضای حقیقی این شورا در حال حاضر محسوب می شوند.
سرانجام اینکه با تمامی تغییراتی که این شورا طی سال های گوناگون داشته است هنوز این سوال مطرح است که آیا طی سال های گذشته در عملکرد خود موفق بوده است وآیا تمامی تفکرات اسلامی وانقلابی موجود در جامعه در مجموعه شورای عالی انقلاب فرهنگی دارای نماینده هستند وسوال آخر اینکه آیا این مجموعه توانایی رساندن جوان کنونی ایرانی را به سرمنزل مقصود دارد ؟
 رضاسلیمان نوری
کلمات کلیدی: