گيوه کشی ۵
ساعت ۱٠:٠۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٩ امرداد ،۱۳۸٦  

گيوه كشي

منطقه كوهستاني كردستان و كرمانشاه، گذرگاههاي صعب العبور آن، كم بودن راههاي ارتباطي ماشين رو، نوع معيشت مبتني بر دامداري و كشاورزي و ضرورت تحرك فراوان در فصول سه گانه بهار و تابستان و پائيز (كه فصلهاي كار هستند) پاافزاري را مي طلبد كه سبك، راحت، مقاوم، خنك و در عين حال ارزان باشد، خود منطقه عشايري، روستائي و جوامع نيمه شهري با امكانات موجود منطقه قادر به توليد آن باشند، و تا حدي خودكفا بوده و تا حد خود مصرفي بتوانند به توليد آن اقدام كنند.

پا افزاري چون گيوه بهترين پاسخگو براي تمامي اين نيازها بوده و هنوز هم مي تواند باشد زيرا:

1- مواد اوليه كف آن تماماًً در منطقه موجود است.

2- ابزار كار ساده است و به راحتي مي توان تهيه كرد.

3- بخش عظيمي از نيروهاي زنان روستا را كه در زمينه كارهاي توليدي مسلط منطقه قادر به فعاليت نيستند فعال مي كند.

4- در صورت توليد بيشتر مي تواند حوزه آن به خارج از محدوده خود نيز كشيده شود و به جاي اينكه با خروج مواد اوليه غذائي، نيازهاي ديگر تأمين گردد، مواد غذائي براي اهالي باقي بماند، نوع تغذيه كامل گردد، از مقدار بيماريهاي ناشي از سوءتغذيه كاسته شود، نيروي بيشتري صرف توليدهاي مسلط منطقه گردد، راه سياست خودكفائي بازتر شود، و نيازهاي مصرفي منطقه از اين راه تأمين گردد.

كلاش

توليد گيوه در روستاهاي منطقه بيشتر به نوع خاصي از گيوه مربوط مي شود كه تخت آن كهنه اي است و به نام گيوه "زيره اي" يا "كلاش" شهرت دارد. دو روستاي "حجيج" و "نودشه" از بخش اورامانات از مراكز قديمي و مهم توليد اين نوع گيوه بوده است.

امروزه ميزان توليد آن در روستاي حجيج بسيار كم شده است ولي نودشه همچنان از جمله مشاغل عمده روستا مي باشد و نقش اساسي در اقتصاد روستا دارد. روستاهاي ديگري كه در آن قبلاً گيوه كشي و گيوه چيني معمول بوده و هنوز هم ادامه دارد عبارتند از:وراء اورامان لهون، حجيج بزرگ، حجيج كوچك، خانه دره ،شركان نوسود ،ميريه نوسود ،نروي نوسود، وزلي نوسود، نودشه نوسود،تنگ مردان حسن آباد،پيله گه بره سمين عليا اسلام آباد غرب،طلسم اسلام آباد غرب، ژامرگ اسلام آباد غرب، تولك اسلام آباد غرب، زمگه حيدر اسلام آباد غرب، حسين آباد، دوآب ، قشلاق علياو داربيد.

مواد اوليه

بخشي از مواد اوليه مورد مصرف در گيوه كشي در محل تهيه مي شود و بخشي نيز از نقاط ديگر آورده مي شود.

موادي كه در محل تهيه مي شوند:

- پوست گاو كه به صورت نوارهاي باريك در كف گيوه به كار مي رود و از روستاهاي اطراف و بخصوص "اسپريس" مي آورند.

- پيه براي اينكه به درفش ها يا نوارهاي باريك پوست ماليده شود و ضمن كار اصطكاك را از بين ببرد.

- نري گاو براي نصب در نوك و انتهاي گيوه كه بعد خشك شدن حالت شاخي پيدا مي كند و استحكام گيوه را افزايش مي دهد.

- نخ تابيده شده از موي بز براي بخيه كاري دور تخت گيوه كه رويه گيوه به آن بافته مي شود. ولي چون مواد توليد شده در محل بخصوص در روستاي نودشه كه توليد زياد است كفاف مصرف كار را نمي دهد، كمبود آن را از نقاط ديگر بخصوص از روستاهاي اطراف و شهرهاي باختران، سنندج، همدان و ... تهيه مي كنند.

موادي كه از خارج محل تهيه مي شود:

- رنگ، براي رنگ كردن پارچه هاي كف گيوه، كه معمولاً از باختران، سنندج، تهران و اصفهان آورده مي شود.

- پارچه نازك نخي، براي درست كردن فيته هاي كف گيوه، كه از ملافه هاي كهنه بيمارستان هاي شهرهاي دور و نزديك آورده مي شود.

- كتيرا، براي آهار دادن و منسجم كردن فيتله هاي كف گيوه كه بيشتر از سنندج مي آورند.

- نخ تابيده شده (نخ قرقره) براي بافتن رويه گيوه كه از كرمانشاه و اصفهان آورده مي شود.

- ميخ سياه بنفش براي كف گيوه، كه از شهرهاي نزديك تهيه مي شود.

پاره اي از اين مواد را گيوه كشان بدون اينكه كاري روي آن انجام دهند به كار مي برند مثل پيه، نخ قرقره، چرم دباغي شده گاوميش (كه فقط دوربري مي شود)، رنگ (رنگ شيميائي آماده شده در كارخانه) كف هاي پلاستيكي كه در كارخانه هاي تهران تهيه مي شود، ميخ سياه بنفش، كتيرا (كه فقط در آب مي خيسانند)، چسب و نخ قرقره. روي پاره اي ديگر از مواد استادكاران و كنندگان كار فعاليت هاي اوليه اي انجام مي دهند تا در گيوه كشي قابل استفاده باشد كه عبارتند از:

- پوست، كه بايد ابتدا خشك و سپس رشته رشته و در پايان موزدائي و سپس پيه مالي شود.

- نري گاو، كه بايد ابتدا پوست كني، سپس خشك، دوباره اندكي نمدار و سپس قطعه قطعه شود.

- پارچه نخي كه بايد ابتدا رنگ و سپس رشته رشته و بعد از آن تبديل به فيتله شود.

- موي بز، كه در پاره اي موارد توسط زنان تابيده شده و تبديل به ريسمان هاي نازكي مي شود و يا اينكه بطور كلي از روستاهاي اطراف تهيه مي گردد.

كارگران

كار گيوه كشي در دو مرحله كارگاهي و خانگي انجام مي شود. اعمال كارگاهي آن در مغازه ها با ابزارهاي گوناگون و هميشه به دست مردان انجام مي گيرد، اين اعمال كلاً مربوط به تخت گيوه است. عمليات خانگي در خانه ها و يا در گذرگاه ها و قهوه خانه ها و اماكن عمومي و در واقع در ايام فراغت انجام مي گيرد با  در روستاها، هم مردان و هم زنان عهده دار آن هستند و در شهرها فقط زنان. عمليات خانگي بيشتر مربوط به رويه گيوه است كه ابزار آن فقط يك سوزن است.

كارگران كارگاه

در كارگاه هاي گيوه كشي معمولاً سه نفر با هم كار مي كنند. اين سه نفر به صورت زنجيره اي و با تقسيم كار معين كار را شروع مي كنند و به مرحله انجام مي رسانند، عبارتند از:

1- "پروني- paruni  "، كه از پارچه هاي رنگ شده، فتيله درست مي كند و نسبت به دو نفر ديگر از مهارت و تخصص كمتري برخوردار است. در واقع "پروني" در مرحله شاگردي گيوه كشي قرار دارد.

2- "پي كنه گير"، كسي كه داراي تخصص و مهارت است و به مرحله استادي نزديك مي باشد. او بخش مياني كار و به عبارت ديگر بخش اتصال فتيله ها را انجام مي دهد و تخت گيوه را براي انجام كار مرحله نهائي كه به دست استادكار انجام مي گيرد آماده مي كند.

3- "كلاشگر" كه استاد و معمولاً صاحب كارگاه است، برش و پرداخت و تكميل تخت گيوه و به طور كلي موارد حساس و دقيق كار را انجام مي دهد.

علاوه بر فعاليت هاي مذكور، مرحله اي از كار وجود دارد كه حدفاصل بين گيوه كشي و گيوه چيني است و آن تعيين خط اتصال رويه گيوه به تخت گيوه است. محل آن را استادكار با سوراخهائي كه با درفش به وجود مي آورد تعيين مي كند و يك نفر ديگر كه معمولاً در خارج از كارگاه است اين محدوده را با ريسماني كه از موي بز تابيده شده است مي دوزد. اين كار را "پرگاماروني" و كننده اين كار را "پرگاماگير" مي نامند.

كارگران خانگي

اين كارگران همان بافندگان رويه گيوه هستند. اين كار امروزه توسط زنان و در خانه انجام مي گيرد. مردها نيز در ايام فراغت و در زماني كه اشتغالات كشاورزي و دامداريشان امكان مي دهد به اين كار مي پردازند.

مهارت و آموزش

ساختن تخت گيوه، كه مستلزم نيروي زياد و مهارت كافي مي باشد و در واقع يك كار فني و تخصصي و سنگين است فقط توسط مردان انجام مي شود. مراحل كسب مهارت به اين ترتيب است كه شاگرد ابتدا "پاروني" سپس "پي كنه گير" و سرانجام "كلاش گر" يا استاد مي شود. استاد كسي است كه به تنهائي مي تواند در صورت لزوم همه مراحل تخت گيوه را به انجام برساند.

ابزار كار

در كار گيوه كشي بطور كلي از سه نيروي فشاري، كششي و ضربه اي استفاده مي شود و ابزارهائي كه در اين صنعت دستي به كار رفته اند، در جهت استفاده از اين سه نيرو هستند.

كليه اين نيروها از طريق دست ها وارد مي شود و در پاره اي از موارد به منظور نگهداري و مقاومت، پاها هم به كار گرفته مي شوند؛ مانند مواردي كه پا به لحاظ انعطاف پذيري جايگزين سندان مي شود و به كمك دست مي آيد، زيرا سندان فقط يك نيروي مقاومت ثابت دارد. از اين جمله است عمل تسمه كشيدن در برخي موارد هم از حالات مختلف بدن براي افزايش كارآيي نيروهاي دست استفاده مي كنند.

1- سندان چوبي "كوته" با (دزگا). از كنده درخت بلوط ساخته مي شود. قطر آن حدود چهار انگشت باز (تقريباً 13 سانتيمتر) و بلندي كل آن كمي بيشتر از نيم متر است كه نزديك به نيمي از آن در زمين چال مي شود و بقيه (حدود 33 سانتيمتر) كه قسمت كارآي سندان است از زمين بيرون مي ماند. اندازه آن در حدي است كه كارگر گيوه كش بدون خم كردن كمر و به راحتي مي تواند روي آن كار كند. سطح اين سندان در اثر ضربه مشته و تيغه گزن به تدريج ناهموار مي گردد كه هر چند روز يكبار روي آن را با سوهان چوب ساب تخت مي كنند. همين امر باعث مي شود كه به تدريج ارتفاع سندان كم شود و وقتي به حدي برسد كه براي كار كردن روي آن كمر خم شود و كار مداوم با آن دشوار گردد، مجبور به تعويض آن هستند. در قسمتي از سندان كه درون زمين قرار مي گيرد، استوانه اي به قطر كنده تراشيده شده است كه سطح زيرين آن روي خاك فشار مي آورد و با ضربه هاي مشته پائين تر نمي شيند و فرورفتگي بالاي سطح روي آن محل مناسبي براي جا گرفتن زانوها است و نيز وقتي كه از پاها براي كار استفاده مي شود تكيه گاه قابل استفاده اي براي پا مي باشد. سندان براي موارد زير به كار مي آيد: بريدن تسمه ها، كوبيدن فتيله ها و غضروفهائي كه در سر و ته گيوه قرار مي گيرد، تكيه گاه براي سوراخ كردن، تكيه گاه براي بريدن و شكل دادن كف گيوه ها و غيره

2- "مشته" از آهن ساخته شده است و حدود سه كيلوگرم وزن دارد. طول آن تقريباً 16 سانتيمتر و قطر كف آن حدود 5/5 سانتيمتر است. بيشتر مشته ها ساخت آهنگران روستاي حجيج مي باشد. در هر مرحله كار كه احتياج به نيروهاي شديد ضربه اي باشد (مانند كوبيدن فتيله ها) از آن استفاده مي كنند.

3- "درفش" ابزاري است كه دسته خراطي شده و قسمت كارآي آن از فلز است. طول قسمت كارآي آن 5/15 سانتيمتر و عرض نوك آن يك سانتيمتر است از اين ابزار براي سوراخ كردن نري گاو، سوراخ كردن فتيله ها، سوراخ كردن سروته تسمه چرمي و بريدن فتيله هاي وسط تخت گيوه و نيز در موقع كوبيدن و شكل دادن به قسمت غضروفي سروته گيوه استفاده مي كنند.

در مورد آخر، درفش را در سوراخ قسمت غضروفي باقي مي گذارند كه هم به عنوان دسته از آن استفاده مي شود و هم موقع كوبيدن و منسجم كردن قسمت غضروفي، سوراخ آن بسته نمي شود.

4- "درفش ناوكش" ابزاري است كه دسته آن از چوب خراطي شده و قسمت كارآي آن از فلز است. طول قسمت كارآي آن 5/5 سانتيمتر و عرض دهنه كارآي آن كه تيز است 7/0 سانتيمتر مي باشد. از اين ابزار در سوراخ كردن رديف پنجم وسط تخت گيوه براي عبور دادن تسمه استفاده مي كنند.

5- "درفش پرگاماسم" ابزاري است كه دسته آن از چوب خراطي شده و قسمت كارآي آن از فلز است. طول قسمت كارآي آن 10 سانتيمتر و طول دسته 8 سانتيمتر و عرض دهنه تيز آن 6/0 سانتيمتر است. از اين ابزار براي سوراخ كردن جاي بخيه ها (پرگاما) استفاده مي شود.

6- " كوره درفش" ابزاري است كه دسته آن از چوب و ميله كارآي آن از فلز است. طول دسته 10 سانتيمتر و طول ميله 25 سانتيمتر و نوك ميله كشيده و مخروطي شكل است كه نوك آن چندان تيز نمي باشد. از اين ابزار براي گشاد كردن مسير عبور تسمه ها در فتيله ها و منظم كردن فتيله هاي نخست استفاده مي شود.

7- " پي كنه" ابزاري است با دسته چوبي و ميله فلزي. طول ميله آن 36 سانتيمتر است و مي توان يك دسته كامل از فتيله ها را كه براي تخت يك گيوه كفايت مي كند از آن گذراند. در حد فاصل بين ميله آهني و دسته چوبي يك قطعه غضروف گذاشته شده كه فتيله ها با تكيه به آن حالت خود را حفظ مي كنند و در يك رديف قرار مي گيرند.

8- "چني": سوزني است فلزي كه براي راحتي كار قوس ملايمي هم دارد. در انتهاي سوزن نخ پرك موم زده اي از سوراخ آن گذشته و گره خورده است. انتهاي ديگر اين نخ به سوراخ تسمه "چني" گره مي خورد. با اين سوزن تسمه را از بين سوراخهاي فتيله ها عبور مي دهند و فتيله ها را به هم متصل مي كنند.

9- "چني پرگاما" چهار سوزن فلزي است كه دو به دو براي بخيه كشي تخت گيوه به كار مي روند. اين سوزنها براي راحتي كار اندكي خميده هستند. در انتهاي هر كدام از آنها يك تكه نخ پرك موم زده از سوراخ سوزن عبور داده شده و گره خورده است و سر ديگر اين نخ، به نخ بخيه دوزي گره مي خورد. هردوتا از اين سوزن ها به سروته يك تكه نخ بخيه دوزي كه از موي بز تابيده شده و طول تقريبي آن 160 سانتيمتر است، گره مي خورد.

10- "گازن" ابزاري است با دسته چوبي خراطي شده و قسمت كارآي آهني. طول قسمت كارآي آن حدود 15 سانتيمتر است و فقط از قسمت سراين ابزار، كه كوبيده و پهن و تيز شده و به صورت يك خط درآمده است استفاده مي كنند. از اين ابزار براي بريدن و صاف كردن تسمه هاي چرمي و نيز براي قسمت هاي اضافي فتيله هاي به هم متصل شده تحت استفاده مي كنند.

11- "چوب ساو" ابزاري است با دسته چوبي خراطي شده و قسمت كارآي فلزي پهن كه سطح هردو طرف آن آج هاي درشت خورده است. طول قسمت كارآي آن 28 سانتيمتر مي باشد و از آن براي سائيدن و صاف كردن روي سندان چوبي استفاده مي كنند.

12- "چوكله" ابزاري است به طول 12 سانتيمتر و قطر 5/1 سانتيمتر به شكل استوانه كه از آن براي اهرم كردن و كشيدن تسمه ها استفاده مي كنند. اين ابزار معمولاً از جنس چوب است. به جاي آن از يك قطعه استخوان بز هم استفاده مي كنند.

13- روغن دان: يك قوطي كوچگ دردار و چوبي است كه هميشه در آن مقداري پارچه آغشته به روغن وجود دارد كه براي روغن زدن به سر درفش ها و سوزن ها و گزن ها استفاده مي شود.

14- "وز" قطعه چرمي است كه آن را تا مي كنند و مقداري پيه گاو در آن مي گذارند. اين ابزار براي پيه كشيدن تسمه ها به كار مي رود. و نيز آن را كارگر بدون پيه در كف دست مي گيرد و تسمه ها را با آن مي كشيد كه تسمه ها صدمه اي به دستش وارد نكند.

15- "دوارگير" ابزاري است با دسته چوبي خراطي شده و ميله فلزي. طول ميله 3 سانتي متر و نوك آن كاملاًً تيز و باريك است. از اين ابزار براي نگهداري تسمه ها بعد از كشيده شدن استفاده مي كنند.

16- "گوده گير" ابزاري است آهني، و از قسمت تيزي آن كه در سمت قوس بيروني است استفاده مي كنند. تيزي اين ابزار را روي فتيله ها، در كنار مسير تسمه ها و درست مماس با آن قرار مي دهند و با مشته روي آن مي كوبند كه مسير تسمه ها مشخص شود و فتيله ها در اين قسمت به هم فشرده گردند. اين كار از جابجا شدن تسمه درون سوراخهاي فتيله ها و در نتيجه شل شدن كف گيوه جلوگيري مي كند. وقتي كه گوده گير به كار برده مي شود "قوتله" را نيز در زير تخت گيوه قرار مي دهند به طوري كه تسمه تابيده شده زير گيوه در شكاف "قوتله" قرار بگيرد.

17- "قوتله" ابزاري است كه از چوب گردو ساخته شده است. موقعي كه مي خواهند كف گيوه آماده شده را بكوبند و صاف كنند، سمت بيروني كف گيوه را، كه قسمت اضافي تسمه چرمي در آن قسمت به هم تابيده شده است، روي اين ابزار كه روي سندان چوبي قرار گرفته مي گذارند، تسمه چرمي تابيده شده در شكاف آن قرار مي گيرد و فتيله هاي رديف شده در قسمت مسطح آن. با مشته روي آن مي كوبند تا صاف و فشرده شود. علاوه براين چنانكه توضيح داده شد "قوتله" همراه با "گوده گير" نيز به كار برده مي شود.

18- "چاقو" يك چاقوي دسته شاخي معمولي كه براي پاك كردن موهاي روي تسمه ها به كار مي رود.

19- "پواز" ابزاري است به شكل گوه از جنس چوب بلوط كه براي شيار انداختن ميان تسمه هاي كشيده شده در قسمت مياني تخت گيوه به كار مي رود.

20- "گيره پي كنه" وسيله ايست كه از چوب ساخته شده است. فتيله ها را در دسته هاي زياد در لاي آن قرار مي دهند كه با فشار خشك شود و حالت خود را براي هميشه حفظ كند.

مراحل مختلف كار

1- آماده كردن پوست كه مراحل زير را شامل مي شود و همه كارهاي آن توسط استادكار انجام مي گيرد.

الف- خيس كردن

ب- گستردن آن روي زمين

ج- خاك يا خاكستر پاشيدان روي آن كه به تدريج آب پوست را مي كشد و خشكش مي كند. كه اين كار يك ماه و گاهي بيشتر طول مي كشد.

د- نرم كردن پوست. براي اين منظور پوست را در آب مي خوابانند.

ه- رشته كردن پوست و درست كردن تسمه هاي باريك و بلند از آن

و- زدودن مواز تسمه هاي بريده شده از پوست

ز- نرم كردن تسمه ها با پيه.

نري گاو را هم پوست مي كنند، خشك مي كنند و در موقع استفاده آن را در آب مي خيسانند تا هنگام استفاده نرم و انعطاف پذير باشد و برش دادن و سوراخ كردن آن به راحتي انجام بگيرد.

2- رنگ آميزي پارچه: اين كار توسط شاگرد انجام مي گيرد. در نودشه به علت محدود بودن امكانات، براي حدود هر بيست تخت گيوه يك بار پارچه را رنگ مي كنند كه معمولاً براي مصرف پنج روز يك كارگاه كافي است. رنگ شيميائي را در ديگ هاي پر از آب مي ريزند و آن را مي جوشانند و سپس پارچه ها را در آن فرو مي برند، پارچه ها حدود نيم ساعت در رنگ جوشيده مي ماند و حدود نيم ساعت هم به همان حالت خشك مي شود، سپس آنها را در آب گرم و سرد مي شويند. به اين ترتيب پارچه براي برش و درست كردن فتيله هاي تخت گيوه آماده مي شود.

3- تهيه فتيله توسط شاگرد. پاروني يا شاگرد، پارچه ها را به طول و عرض مورد نظر مي برد و دو تا از اين ها را تا كرده و داخل هم مي گذارد و با مشته مي كوبد تا يك فتيله آماده شود. او اين فتيله ها را بسته بندي و با هم رديف مي كند و به زير دست "پي كنه گير" مي گذارد.

4- "پي كنه گير" دسته دسته فتيله ها را با درفش سوراخ مي كند و هر دسته سوراخ شده را به پي كنه مي كشد. دقت كافي دارد كه همه آنها در يك رديف سوراخ شوند و موقع به "پي كنه" كشيدن آنها مراعات مي كند كه جاي فتيله هاي قرمز و آبي مشخص باشد.

وقتي همه فتيله ها به اندازه يك وجب و سه انگشت، كه قد تقريبي يك گيوه معمولي است، به "پي كنه" سوار شد، يك قطعه غضروف به سرميله "پي كنه" فرو مي كند و اين يك دسته فتيله را با آن مهار مي نمايد. پس از اندكي كه از خشك شدن اين فتيله ها گذشت، آنها را از پي كنه بطور منظم درمي آورد و دو قسمت مي كند و در كنار هم مي گذارد و با يك نخ به هم مي بندد، تا استاد روي آن كار كند. و چون "پي كنه" آزاد شد، به تنظيم دسته ديگر مي پردازد.

5- استادكار دو قطعه از نري گاو را كه در آب خيسانده و نرم شده است مي برد، براي اينكه اين دو قطعه در سروته گيوه نصب شوند بايد تبديل به مكعب مستطيلي گردند كه قاعده آن يك مربع باشد. براي اين كار درفش را از ميان طولي آن مي گذرانند كه هم به صورت دستگيره از آن استفاده مي كند و هم سوراخ لازم سرتاسري را كه بايستي تسمه چرمين از آن بگذرد بوجود مي آورد. استادكار با استفاده از نيروي ايستادگي سندان و نيروي ضربه اي مشته و دستگيره اي كه توسط درفش بوجود آورده است اين قطعه غضروف را مي كوبد و عمل مي آورد تا به شكل دلخواه و اندازه هاي لازم درآورد. در اين دو قطعه غضروف، به ياري دو دست و بوسيله درفش سوراخهائي را كه بايد تسمه چرمي از آنها عبور كند بوجود مي آورد.

6- پوست گاو را كه در ابتدا بصورت نوارهائي درآمده است، در ظرف پرآبي مي خيسانند و سپس بوسيله لبه تيز چاقو از آن موزدائي مي كنند.

7- تسمه هاي چرمي كه به اين ترتيب به دست مي آيد پهن و ناصاف است. استادكار بوسيله گزن و سندان چوبي قسمتهاي زيادي آن را مي برد و پهناي تسمه را به 8/0 سانتيمتر مي رساند تا براحتي از بين سوراخهاي غضروفهاي سروته گيوه و فتيله ها بگذرد.

8- به وسيله درفش و با كمك سندان چوبي دو سوراخ در يك سر تسمه و يك سوراخ هم در سر ديگر تسمه چرمي ايجاد مي كند.

9- نخ موم خورده سوزن (چني) به تنها سوراخ يك سوي تسمه چرمين گره مي خورد و با كمك همين سوزن تسمه را از دو سوراخ غضروفي كه بايستي در ته گيوه قرار گيرد مي گذرانند و آن را قلاب مي كنند.

10- تسمه چرمين را آغشته به پيه مي كنند كه هم نرم شود و هم به راحتي از ميان سوراخهاي فتيله بگذرد.

11- استادكار اولين مسير تسمه را از يك دسته از فتيله ها كه پي كنه گير تنظيم كرده است، عبور مي دهد. در اين مرحله چون پي كنه مسير عبور را گشادتر كرده است لذا از "كوره درفش تيره" براي گشاد كردن استفاده نمي شود.

12- وقتي تسمه از اولين سوراخ همه فتيله ها گذشت تسمه را مي كشند كه غضروف انتهاي گيوه در سرجاي خود محكم شود و فتيله ها به هم بچسبد، براي اينكه فتيله هاي به همان حالت چسبيده باقي بمانند و استادكار به راحتي بتواند بقيه كار را انجام دهد، درفش "دوارگير" را به تسمه فرو مي كند.

13- تسمه را از ميان غضروف سر گيوه عبور مي دهند.

14- بوسيله "كوره درفش وژاره" فتيله ها را منظم و رديف مي كنند.

15- دومين سوراخ را توسط ردفش در فتيله ها بوجود مي آورند و اين مسير را با "كوره درفش تيره" گشاد مي نمايند. اين عمل براي همه مسيرها انجام مي شود.

16- قسمتي از تسمه در قسمت سر گيوه آزاد باقي مي ماند، تا در مراحل بعد بتوان با استفاده از آن تسمه ها را محكم كشيد و فتيله ها را فشرده تر كرد، براي اينكه تسمه در مسير دوم نلغزد يك درفش دوارگير در آن فرو مي كنند و تسمه را از ميان سوراخ هاي مسير دوم فتيله ها و نيز از بخشي از سوراخهاي غضروفي كه در ته گيوه است بوسيله سوزن مي گذرانند.

17- سومين سوراخ مسير عبور تسمه در فتيله ها توسط درفش بوجود مي آيد و تسمه را توسط سوزن از آن عبور مي دهند و براي اينكه فتيله ها سر جاي خود باقي بماند، "درفش دوارگير" رديف اول را درمي آورند.

18- محل رديف چهارم تسمه توسط درفش سوراخ مي شود.

در اين گونه موارد از زانو و ران براي تكيه گاه استفاده مي شود كه با حركت دادن به آن مي توان مسير درفش را كنترل كرد.

19- تسمه را بوسيله سوزن از سوراخ ديگر غضروف سر گيوه عبور مي دهند، چهارمين مسير عبور تسمه را از ميان فتيله ها به روش گذشته با درفش سوراخ مي كنند و تسمه را توسط سوزن از آن سوراخ ها و سپس از سوراخ هاي غضروف ته گيوه عبور مي دهند.

20- قسمت مياني كف گيوه، كه با رنگ سرخ مشخص شده است، با درفش، كه لبه آن باريك تر و دقت كار آن بيشتر است، بريده مي شود.

21- از اين مرحله به بعد، كشيدن تسمه ها و فشرده كردن فتيله ها شروع مي شود. گيوه كش قطعه چرم "وز" را به دور "چوگله" مي پيچد و تسمه رديف اول را، كه قسمتي از آن از طرف سر گيوه آزاد مانده است، به دور آن مي تابد. تخت گيوه را با پا نگه مي دارد، با يك دست اين تسمه را با تمام قدرت مي كشد و با دست ديگر كف گيوه را لوله مي كند كه تسمه بيشتر كشيده شود.

22- تسمه مسير دوم و ساير مسيرها به همين ترتيب با كمك پا، كه از آن به عنوان گيره استفاده مي شود، و دستها و گاهي با هرم كردن درفش با تمام قدرت كشيده مي شوند، تا فتيله ها در تمامي مسيرها به هم فشرده گردند.

23- وقتي اين مراحل به پايان رسيد، به تخت گيوه آب مي پاشند و به مشته آن را مي كوبند كه صاف و فشرده تر گردد.

24- قسمت مياني تخت گيوه را روي سندان چوبي مي گذارند و به كمك "پواز" و ضربه مشته حد فاصل بين تسمه ها را در هر دو سوي تخت شيار مي اندازند. اين شيارها، فتيله هاي كنار تسمه ها را چنان فشرده مي كند كه امكان جابجائي (در اثر حركت پا) را از تسمه ها مي گيرد و نيز مانع بريده و پاره شدن آنها مي شود.

25- قسمت اضافي تسمه را بخشي از ميان گيوه و بخشي ديگر از سر گيوه مي گذرانند و در زير تخت گيوه به هم مي تابانند.

26- اين تخت را باز هم با آب نمدار مي كنند و مي كوبند تا صاف شود. در اين مرحله ضربه هاي مشته چندان قوي نيست و فقط به منظور صاف كردن است.

27- تخت گيوه صاف شده را روي سندان چوبي مي گذارند به نحوي كه تسمه چرمي اضافي تابيده شده در رو قرار گيرد و تخت گيوه مماس با سطح سندان باشد. "گوده گير" را در دست چپ مي گيرند و لبه تيز آن را در كنار مسير تسمه هاي رد شده از سوراخهاي فتيله ها قرار مي دهند و با مشته روي آن مي كوبند. اين كار را در سرتاسر كنار همه تسمه ها انجام مي دهند تا پارچه ها در اين قسمت فشرده تر گردد. براي اينكه همين كار را در سطح ديگر تخت گيوه انجام دهند، تسمه چرمي تابيده شده مانع تماس تمامي سطح گيوه با روي سندان چوبي مي شود و براي رفع اين نقيصه از "قوتله" استفاده مي كنند "قوتله" را روي سندان چوبي به نحوي قرار مي دهند كه شيار آن رو به بالا باشد و تخت گيوه را به نحوي روي آن قرار مي دهند كه تسمه تابيده شده در درون شيار قرار گيرد و سطح گيوه با سطح "قوتله" مماس و آماده براي ضربه پذيري باشد. به كمك مشته و "گوده گير" در اين قسمت نيز شيار مي اندازند.

28- استادكار با درفش پرگاماسم جاي بخيه كشي را سوراخ مي كند. اين سوراخها بصورت افقي در سطح گيوه و در دور تا دور آن بوجود مي آيد و به زير گيوه نمي رسد.

29- كارگر بخيه كش با سوزنهاي بخيه كشي از سر گيوه شروع و مطابق با طرح دور تا دور گيوه را با موي بز بخيه كشي مي كند. اين بخيه ها علاوه بر اينكه پايه رويه گيوه است و رويه گيوه به آنها بافته مي شود، دور فتيله ها را هم به هم مي دوزد و مانع جدا شدن آنها از يكديگر مي شود.

30- استادكار دور تا دور گيوه را ، به فاصله يك سانتيمتر از خط بخيه، با گزن مي برد و صاف و پرداخت و كتيرامالي مي كند.

زير غضروفهاي سر و ته گيوه را ميخ سايه مي زند تا پس از خشك شدن تسمه ها را خوب نگهدارد، سپس اين تخت ها را جفت جفت به هم مي پيوندد و آماده مي كند كه به گيوه چين تحويل دهد.

31- گيوه چين به كمك يك سوزن رويه گيوه را مي چيند و به اين ترتيب يك لنگه گيوه آماده مي شود.

رنگ در گيوه

در شرايط فعلي، بطور كلي پنج رنگ مختلف در گيوه ها وجود دارد كه عبارتند از: آبي، قرمز، سفيد، استخواني، سياه

رنگهاي آبي و قرمز- اين دو رنگ كه در تخت گيوه به كار برده مي شود، طي چند سال اخير معمول شده است. قبلاً تخت گيوه ها فقط به رنگ سفيد بود.

رنگ سفيد- رنگ رويه گيوه هميشه سفيد بوده و هنوز هم سفيد است. تخت گيوه ها هم در گذشته همه سفيد بوده است، اما امروزه به ندرت به اين رنگ درست مي شود.

رنگ استخواني- رنگ پاشنه و نوك تخت گيوه به دليل استفاده از نري گاو كه بعد از خشك شدن حالت استخواني به خود مي گيرد به رنگ استخواني است.

رنگ سياه- رنگ موي بز كه در "پرگاما" به كار مي رود سياه است، اين رنگ در زير رويه قرار مي گيرد و هرگز ديده نمي شود.

رنگ در قسمت هائي از گيوه تابع رنگ طبيعي موادي است كه در آن به كار مي رود، از اين جمله است، رنگ استخواني پاشنه و نوك و نيز رنگ سياه موي بز در نخ هاي "پرگاما". اين مواد به دليل استحكام و نيز انعطاف پذيري كه در ضمن كار دارند تا كنون تغيير پيدا نكرده و ماده ديگري جايگزين آن ها نشده است. اما در مورد پيدا شدن رنگ هاي قرمز و آبي: در گذشته توليد در حد مصرف محل و روستاهاي اطراف بوده است و كهنه پارچه هاي محل كفاف مصرف را مي داده است؛ اخيراً كه محصول اين صنعت بومي جنبه كالائي پيدا كرده و راه خود را به بازارهاي مصرف شهرها باز كرده است، براي تهيه مقدار پارچه مورد نياز براي تخت گيوه، از ملافه هاي مندرس بيمارستان ها استفاده مي شود كه اغلب كثيف و آلوده است. رنگ كردن آنها تدبيري است كه هم بر زيبائي كار مي افزايد و جلب توجه مشتري را ميكند و هم چركي ملافه ها را مي پوشاند. در ضمن اين خاصيت را هم دارد كه چون براي رنگ آميزي مي بايستي پارچه را مواد شيميائي و در آب جوش فرو برند، ملافه ها ضدعفوني نيز مي شوند.

همانطور كه قبلاً نيز توضيح داده شد به كار بردن تدريجي رنگ هاي قرمز و آبي در تخت گيوه يك كاربرد فني هم پيدا كرده است يعني از رنگ قرمز كه به صورت يك مستطيل در قسمت مياني تخت قرار مي گيرد، به عنوان نشانه اي براي دادن برش وسط تخت كه پاشنه و پنجه را از هم تفكيك مي كند استفاده مي شود، اين قسمت مشكل ترين و حساس ترين مرحله برش است و فقط توسط استادكار انجام مي شود. شايد به همين دليل است كه حتي در تخت هاي سفيد هم امروزه از رنگ قرمز براي قسمت مياني تخت استفاده مي شود. در مورد اينكه چرا رويه گيوه را رنگ نمي كنند و يا نقشهاي رنگين نمي اندازند، استادكار حجيجي به راحتي و خيلي ساده گفت "عيب است". بعضي بر اين عقيده اند كه انتخاب رنگ سفيد روي گيوه در مناطق كوهستاني، كه وسيله نقليه كم است و مردم هميشه پياده در رفت و آمد هستند و معمولاً در كوهستانها، هنگام راه رفتن دست به پشت خود زده و هميشه جلوي پاي خود را نگاه مي كنند و از ارتفاعات مي گذرند، يك انتخاب ناخودآگاه رواني است زيرا رنگ سفيد كه در هنگام راه رفتن در سربالائي به تناوب و مكرر به چشم مي خورد، چشم را نمي آزارد، در صورتيكه رنگ هاي ديگر چشم را مي زند و خسته مي كند.


کلمات کلیدی:
 
گيوه ۴
ساعت ۱٢:۱٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٧ امرداد ،۱۳۸٦  

به نام خدا

 

كلاش

پاي افزار گمنام

 

 

استاد:سركار خانم دكتر بياني

 

دانشجو:رضا سليمان نوري

 

تير 86

سرآغاز

 

انسان از نخستين روزهايي كه بر روي زمين راه رفتن را شروع كرد،احساس كرد بدون داشتن پوششي خاص براي پاهايش نمي تواند مدتي طولاني به حركت خود ادامه دهد .برهمين اساس پس ازآن تلاش كرد با طرق مختلف پوششي براي پاهاي خود ايجاد كند تا بدين روش راه رفتن برايش سهل تر گردد.شايد نخستين پوششي كه او براي اين منظور از آن استفاده كرده همان پوششي بوده كه براي سترعورت هم مورد استفاده قرار مي داده است .بر اساس شواهد موجود اين وضعيت تا زماني كه انسان با شكار آشنا شده است ادامه داشته و برگ و پوست درختان همان گونه كه تنها لباس او بوده اند تنها پاپوش وي هم محسوب مي شده اند اما پس از  آشنايي بشر نخستين با شكار حيوانات وضعيت فرق كرد و انسان اوليه براي پاپوش خود نيز همانند لباس خود از پوست حيوانات استفاده كرد. بعدها انسان نخستين متوجه شد كه مي تواند با تغييراتي در استخوان حيوانات بزرگ جثه از آن به عنوان پاپوش وكفش استفاده كند و بدين گونه صنعت كفاشي متولد شد.پس از اين زايش روند تكامل صنعت كفاشي همانند تكامل زندگي بشر با شتابي فراوان دنبال شد تا جايي كه اكنون كارخانه هاي بزرگ به صورت يك شكل و يك اندازه هزاران هزار كفش را در چند ساعت براي استفاده بشر آماده مي كنند.البته هنوز هم در برخي نقاط جهان و از جمله ايران كفش هاي دست ساخت بشر طرفداران خاص خود را داردو برخي از مردم به ويژه در مناطق غير شهري اين نوع پاپوش ها را به كفش هاي يك شكل كارخانه اي ترجيح مي دهند. معروفترين نوع كفش هاي  دست دوز كه در نقاط مختلف ايران داراي طرفداران پرشماري بوده وحتي برخي مردم شهر نشين نيز در روزهاي گرم سال آن را به ساير انواع كفش ترجيح مي دهند گيوه نام دارد.درزير ابتدا تاريخچه توليد وساخت گيوه را در ايران مرور مي كنيم و سپس  به بررسي مراحل ساخت كلاش كه نوعي گيوه خاص مناطق كردنشين كشور است و همچنين خصوصيات اين نوع كفش مي پردازيم.

 

تاريخچه گيوه

درباره تكامل صنعت كوچك گيوه بافي اطلاعات كمي در دست هست.گيوه، اصولا پای پوشی است سبك، بادوام و مناسب برای راهپيمايی‌های طولانی در مسيرهای ناهموار و با توجه به اين خصوصيات، اغلب افراد پيدايش آن را به روزگارانی خيلی قدیم‌تر از پيدايش ساير انواع پاپوش نسبت داده‌‌اند و همين امر باعث شده تا تولد گيوه با افسانه‌ها پيوند بخورد. كما اينكه در اكثر منابع، توليد نخستين گيوه را به گيو، پهلوان داستانی ايران (كه به روايت فردوسی پسر گودرز و داماد رستم بوده است) نسبت داده‌اند. مولف كتاب بهارعجم به نقل از فرهنگ قوسی نوشته: گيوه منصوب به گيو گودرز است و گيو آن را هنگام سرگردانی در توران زمين ترتيب داد و ديگران با استناد به شاهنامه و در تفسير اين نظريه عنوان كرده‌اند كه گيو وقتی برای بازگرداندن سياوش(نوه‌ی كيكاوس) و مادرش فرنگيس به تركستان رفت هفت سال در آن ديار سرگردان بود و چون برای راهپيمايی‌های طولانی خود نياز به پای‌افزاری بادوام،‌ سبك و خنك داشت گيوه را بوجود آورد و بعدها همه‌ كسانی كه چنين مختصاتی را از پاپوش انتظار داشتند گيوه را انتخاب كردند و در رهگذر قرون و اعصار تغييراتی در آن بوجود آوردند. هر چند نمی‌دانيم گيوه‌های ابتدايی از چه جنسی ساخته می‌شده و چه شكلی داشته،‌ اسنادی در دست داريم كه نشان می‌‌دهد قرن هشتم هجری قمری دوران اوج استفاده از گيوه بوده و استان فارس در زمينه توليد آن مقام برجسته‌ای داشته و اين معنا از آنجا استنباط می‌شود كه ابوالعباس زركوب شيرازی در كتاب شيرازنامه كه در سال‌های پيش از 754 قمری نوشته شده از بازار گيوه‌دوزان در شيراز ياد كرده و در مكاتبات خواجه رشيدالدين فضل‌الله، گيوه به عنوان يكی از محصولات عمده كازرون مورد اشاره قرار گرفته است . البلخي تاريخ نويس معروف در سال 1105 ميلادي متذكر مي شود كه غنديجان فارس (جميله امروز) در صنعت گيوه بافي مشهور بوده است. مستوفي جغرافي نگار نيز كه در سال 1340 ميلادي كه از آنجا بازديد كرده مي نويسد كه پيشه گيوه بافي در اوج تكامل بوده است. در همين خصوص عبيدزاكانی و نظام‌الدين قاری مصنف كتاب ارزنده‌ديوان البسه نيز نكاتی را متذكر شده‌اند كه از خلال آنها ارزش گيوه و اينكه در آن زمان تهيه انواع ديگر كفش برای همگان مقدور نبوده است مشخص می‌گردد. از دوره‌ صفوی به بعد به موازات ساير تغييراتی كه در شئون مختلف زندگی مردم كشورمان بوجود آمد كفش نيز دچار دگرگونی‌هايی شد. در دوره‌ صفوی طبقات بالای جامعه اغلب از كفش‌های تمام چرم استفاده كرده و مردم عادی گيوه می‌پوشيده‌اند و باز در همين دوره است كه می‌بينيم در شكل و ساختمان گيوه تغييراتی رخ می‌دهد و پاپوش‌دوزان قديمی تلاش مي كنند تا كارآيی‌های گيوه  را با موقعيت اقليمی منطقه‌ای كه در آن بايد مورد استفاده قرار گيرد،تطابق دهند. در اين دوره علاوه بر شيراز كه دارای بازار گيوه‌فروشان بوده در اصفهان نيز بازاری برای توليد و فروش گيوه ايجاد شده و محل آن به روايت سياحان، حوالی بازار عليقلی‌خان بوده است. در بين اسناد و مدارك دوره‌های بعدی نيز به كرات با نام گيوه، كاربردهای آن و حتی مشخصات افراد معروفی كه به گيوه‌دوزی اشتغال داشته‌اند، برمی‌خوريم. زيباترين رويه گيوه در آباده، ميان راه اصفهان و شيراز، بافته مي شد. هم اكنون گيوه در بسياری از مناطق كشور توليد می‌شود و قسمت‌های مختلف كرمانشاه،‌ منطقه  اورامانات، آباده، كازرون ، بهبهان و دزفول ،‌ بخشی از اصفهان، چهارمحال و بختياری، روستای وفس و سنجان در استان مركزی جزو مناطق اصلی توليد گيوه در ايران هستند.

انواع گيوه

گيوه انواع گوناگوني دارد. تقسيم بندي انواع گيوه  بر اساس  نوع بافت رويه ،مواد استفاده در زيره وهمچنين نوع اتصال دو تكه كفش به هم مي باشد.رويه‌گيوه را به شيوه‌ بافتنی از ريسمان‌های ابريشمی يا پنبه‌ای نازك و زيره‌ آن را گاه از چرم يا لاستيك و اغلب از لته‌های به هم فشرده و در هم كشيده می‌سازند.مهم‌ترين انواع گيوه عبارتند از:

1.گيوه ملكی:اين نوع گيوه  دارای رويه‌ای نفيس و گران قيمت بوده و نوك(پنجه) درازی دارد. رويه‌اش بلندتر از گيوه‌های ديگر بوده و به قسمت پشت آن نيز يك قطعه چرم دوخته می‌شود.تخت اين نوع  گيوه از پارچه هاي نخي و لباس هاي مندرس كرباسي تهيه مي شد كه امروزه بيشتر  از شلوارهاي كهنه لي درساخت آن استفاده مي شود به اين ترتيب كه  پود آن از اين پارچه ها و به شكل نوارهايي نازك تهيه مي شود و تار آن از پوست گاو مي باشد و همچنين پنجه و پاشنه تخت را نيز از پوست گاو تهيه كرده و بعد از اتصال تار و پود به هم، دور آن را حاشيه زده و اضافات آن را مي برند و تخت درست مي كنند كه به آن « تخت كهنه اي » يا« تخت ملكي » مي گويند.

2. گيوه آجيده يا آجده: تفاوت اين گيوه با ملكي در اين است رويه‌ آن  درشت باف بوده و كف آن هم  تخت‌ چرمی بخيه‌دار می‌باشد.

3. گيوه تخت چرمی: اين نوع بسيار شبيه كفش‌های معمولی است و تخت آن چرمی مي باشد. از اين نوع گيوه بيشتر در شهرها مورد استفاده مي شود و بر همين اساس  آن را  گيوه شهری نيز ناميده می‌شود .

4. گيوه لته‌ای: تفاوت اصليش با ساير انواع گيوه دراين است كه درتخت آن تنها از تكه هاي كهنه پارچه كه در اصطلاح به  آن لته‌ای گويند ،استفاده مي شود.

5. گيوه تخت لاستيكی: نوعی گيوه درشت باف و ارزان قيمت است كه دارای زيره‌یلاستيكی مي باشد.

6. گيوه ابريشمی: نوعی گيوه تزئينی و تشريفاتی است كه تخت آن چرمی يا لاستيكی است اما بافت اين تخت بسيار ظريف مي باشد. همچنين رويه‌ اين نوع گيوه از نخ ابريشمی رنگين بافته می‌شود و گاهی نيز با منجق‌دوزی همراه است .

7. گيوه كردي يا كلاش:اين نوع گيوه كه موضوع اصلي اين تحقيق  مي باشد خاص مناطق كردنشين كشور بوده و محل اصلي توليد آن ناحيه اورامانات است . مهمترين ويژگي كه  كلاش را از ساير انواع گيوه مشخص مي كند مواد به كار رفته در آن است.رويه اين نوع گيوه از نخ پنبه ای بافته شده و زيره آن از پارچه فشرده ساخته می شود و بر همين اساس  کلاش کفشی سبک،نرم ،قابل انعطاف ومتناسب با محيط کوهستانی است. براي  شناخت اين نوع گيوه لازم است تا ابتدا منطقه جفرافيايي توليد واستفاده آن را شناخت.

 

 

اورامانات

 توليد کلاش كه داراي قدمتي 1500 ساله بوده واثر باقيمانده از كلاش‌هاي پير شاليار گواه اين ادعا است دراصل مختص منطقه اورامان بوده اما اکنون در اکثر شهرهای استانهاي كردستان و كرمانشاه و همچنين مناطق كردنشين عراق  توليد می شود. هورامان يا اورامان به  منطقه‌ای از کردستان ايران و عراق گفته مي شود كه از طبيعت بسيار زيبايی برخوردار است. اورامان يا هورامان از دو بخش اهورا و مان به معنی خانه، جايگاه و سرزمين تشکيل شده است. پس اورامان به معناي  سرزمين اهورايی هور  است.يکی از جلوه‌های طبيعی ناحيه اورامان، وجود دره‌های پرپيچ ‌و‌خم و عميق و چشمه ها رودبارهای متعدد است كه  از آب آنها دو رودخانه‌ سيروان و ليله تشکيل می‌شوند. اين دو رود در نقطه‌ای به نام دروله در نزديکی مرز ايران و عراق به‌ هم می‌پيوندندو تشكيل رود زاب را مي دهند . هر چند که بخش عمده‌ای از منطقه اورامان را کوههای مرتفع و پربرف تشکيل می‌دهد اما در ارتفاعات پائين‌تر و در دامنه همين کوه‌ها جنگلهای متراکم نسبتاً وسيعی وجود دارند. اين جنگلها تأمين‌کننده سوخت زمستانی اهالی منطقه بوده‌اند. مردم اين منطقه‌ با گويش کردی اورامی تکلم می‌کنند. پاوه در استان كرمانشاه ، سروآباد و مريوان در استان كردستان ، مهمترين شهرهاي اين منطقه هستند كه اصلي ترين وقديمي ترين مراكز دوخت كلاش نيز در آنها واقع شده است.روستاهاي حجيج ، نودشه‌ و اورامانات تخت  از مراکز قديمي و مهم توليد كلاش محسوب مي شوند كه همگي از لحاظ تقسيمات كشوري زير مجموعه شهر سرو آباد هستند.

پيشينه تاريخی اورامانات

  اورامانات تخت كه از لحاظ تاريخي مركز منطقه اورامانات محسوب مي شود روستايي است كه هرچند از نظر تقسيمات كشوري زير نظر شهرستان سرو آباد استاما راه اصلي ارتباطي آن  جاده‌اى  هفتاد و پنج كيلومتري است كه آن را به شهر مريوان متصل مى‌كند.اين روستا از لحاظ معماري  به گونه اي است كه اگر حفظ اصالت و فرهنگ ابيانه‌اى‌ها و معمارى ماسوله را كنار هم قرارداده  و گسترش دهيم جواب اورامانات تخت خواهد بود. بر همين اساس آن را هزار ماسوله نيز مى‌نامند. معمارى اورامانات و سرسبزى اين منطقه كوهستانى روياى پله‌هايى به سمت بهشت را متصور مى‌كند. خانه‌هاى اين روستا با سنگ و اغلب به صورت خشكه و به صورت پلكانى ساخته شده است. به غير از معمارى خاص روستا،وجود مقبره پير شاليار و مراسم خاص آن نيز باعث برتري اين روستا نسبت به روستاهاي اطراف شده است.بر همين اساس مردم منطقه كه هنوز بر پوشش كردي خود تاكيد مي ورزند معتقدند  كه اورامانات تخت زمانى شهرى بزرگ بوده و مركزيتى خاص داشته به همين دليل از آن به عنوان تخت يا مركز (حكومت) ناحيه‌اى اورامان ياد مى‌كرده‌اند. ساخت پاى افزار كلاش كه آن را در محل  كالى هم مي گويند از مشاغل اصلي مردم اين روستا است واين دست ساختها از آن چنان دقت و ظرافتي برخوردار است كه كلاش اورامي بهترين نوع  كلاش محسوب مي شود.

مراحل ساخت كلاش

كلاش بر خلاف ساير انواع گيوه كه براي توليدآنها بايد سه مرحله ساخت زيره ،توليد رويه و اتصال دو بخش با يكديگر را پشت سر گذاشت تنها دو مرحله ساخت دارد زيرا كه‌مرحله اتصال دو بخش رويه و زيره كلاش همزمان با بافت رويه صورت گرفته و به عبارت ديگر رويه كلاش به زيره آن بافته مي شود. بر اين اساس بايد گفت كلاش پا افزاري است كه از دو قسمت عمده تشكيل شده است :1.  رويه كه توسط زنان روستايي با استفاده از نخ مخصوص كه در محل به آن به‌ن گويند و سوزن كه آن را ته‌وه‌نه مي نامند، بافته مي شود . 2.  كف كلاش كه به آن در محل ژيره‌ي‌كه‌وش گويند و از تكه‌هاي پارچه متقال كه په‌روگفته مي شود، ساخته شده و نمايانگر استعداد و خلاقيت ابداع كننده آن است.

 زيره کلاش را كه در زبان محلي ژيره‌ي‌كه‌وش مي گويند از پارچه های کتانی که آنرا نم زده و با وسيله‌ای آهنی که قالب مشت است و در زبان فارسي مشته يا چرم کوب و در زبان كردي چه‌رمه‌کو مي‌گويند به‌هم كوبيده و سفت كرده اند،ساخته مي‌شود. با مشته همچنين چرم و زيره‌کتانی کلاش را که قطعه‌های باريک بريده‌ وتاکرده درکنار هم قرار گرفته هستند، پيش از اينکه به صورت کتابی‌در کنار هم قرار دهند و از داخل آنها رشته‌های چرمی ويژه به نام تيره كه در كردي به‌آن كاشي‌به‌ن مي گويند، بگذرانند بارديگر بر روی سکوی چوبی که جلو دست دارند‌ می‌کوبند تا کاملا فشرده شده و آماده استفاده گردد. پس از آن نوبت زنان است تارويه كلاش را از نوعی رشته به نام فريت (FRIT) دور تا دور زيره کلاش ببافند.البته پيش از آن زيره‌ها را به وسيله‌ی تکه فلزی آهنی که آن را هه سان (HASAN) مي گويند ويک سر آن را  با سنگ تيز كرده و روغن زده‌اند در اندازه‌های مورد نظر می برند. سپس  نخ کلفتی را  که از موی بز است از داخل دور تا دور زيره گذرانده تا رويه‌ به‌آن بافته شود.سرانجام وپس از بافت كامل رويه به منظور استحكام بيشتر  با سريشم كه چسبی طبيعی‌ بوده و از عناصر گياهی و يا جانوری استخراج می‌گردد رويه را به زيره مي چسبانند و همزمان طنابي كه از پوست گاو تهيه شده است و به‌آن در كردي پيسه مي گويند به صورت كوك وار از سه نقطه زيره كلاش عبور مي داده وسپس محكم گره مي زنند تا بدين گونه كفش قبل از قرار گرفتن در پا تغيير حالت ندهد.

ويژگي هاي كلاش

كلاش داراي ويژگي هاي خاصي است كه باعث شده درز مان كنوني كه انواع واقسام كفش هاي كارخانه‌اي بازار پاپوش كشور را در اختيار گرفته‌اند هنوزهم به عنواني كفشي عمومي ونه تزييني مورد استفاده قرار گيرد.يكي از ويژگيهاي منحصر به فرد كلاش اين است كه اين پاي افزار چپ و راست ندارد و فرد مي‌تواند هر لنگه از كلاش ها را در هر يك پاهايي كه دوست دارد، بپوشد. اين ويژگي ممتازپيش از اين در تمامي انواع گيوه‌ها ديده مي شد اما مرور زمان واستفاده از زيره‌هاي ماشيني عاملي شد تا اكنون اين امربه ويژگي منحصر به فرد كلاش تبديل گردد.يكي ديگر از ويژگيهاي اين پاافزار خنك بودن آن است كه موجب مي‌شود پا هميشه خنك باشد و از بوي بد و عرق پاها جلوگيري كند.ديگر ويژگي قابل توجه كلاش عدم رنگ پذيري آن است. اين نوع گيوه بر خلاف ساير انواع داراي تنوع رنگ نبوده وتنها به رنگ سفيد ديده مي شود.همچنين قبل از پوشيدن اين كفش بايد كف آن را برروي سبزي كشيد ويا در اصطلاح محلي سبزه خور كرد تا معدود منافذ باقي مانده هم پرشده وآب نتواند به كفش وارد شود.سرانجام اينكه كلاش با اينكه بخش اعظم كار بافت وتوليد آن با زنان است ،كفشي مردانه محسوب مي شود كه نسخه‌اي زنانه ندارد.


کلمات کلیدی:
 
گیوه ۳
ساعت ۱٢:۱٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٧ امرداد ،۱۳۸٦  

اورامان لهون :

بخش ديگر اورامان را لهون مي گويند كه از طريق مشرق و جنوب شرقي به سنندج و كامياران و از شمال به اورامان تخت و مريوان و از طرف غرب به خاك عراق متصل است در گذشته مركز آن نوسود بوده و اكنون به شهرستان پاوه انتقال يافته است رودخانه سيروان از ابتداي اورامان لهون جريان مي يابد و بعد از مشروب كردن اورامان تخت به خاك عراق مي ريزد شهرهاي جوانرود روانسر و نودشه نيز در اين ناحيه قرار دارند .كوه زيباي شاهو كه سراسر اورامان لهون را زير چتر خود گرفته در سقط الرس كوه شاهو روستاي تاريخي تنگي ور و پلنگان يا پالنگان قرار گرفته است كه در ادوار گذشته حاكم نشين چند قوم كرد بوده و خاطرات تلخ و شيرين فراواني را در سينه دارد قلعه پلنگان در دهستان ژاوروود واقع شده كه در قرون ششم هجري بوسيله حاكم اردلان براي مركز حكومت خود ساخته است كه كتيبه سنگي بزرگ آن برجاي مانده است .تعدادي از روستاهاي اين ناحيه عبارتند از :۱-درويشان ۲-خانقاه ۳-دشه ۴-نروي ۵-هيروي ۶-تشار ۷-شيخان ۸-دزآور ۹-وزلي ۱۰-داريان ۱۱-شوشمي ۱۲- هجيج ۱۳-درآور ۱۴- هاني گرمله ۱۵-كيمنه ۱۶-بيرواس و. . . .

:hewraman.blogfa.com

منبع تصاویر : www.azadkooh.blogspot.com

+ نوشته شده در  83/10/05ساعت   توسط سعید محمدی وردانی ( هورامان )  |  4 نظر

پیشینه تاریخی اورامانات 

واژه اورامان یا هورامان از دو بخش «اهورا» و «مان» به معنى خانه، جایگاه و سرزمین تشكیل شده است. پس اورامان یعنى سرزمین اهورایى و جایگاه اهورا مزدا. «هور» معنى دیگرى هم دارد.

هور در اوستا به معنى خورشید است. هورامان را مى‌توان جایگاه خورشید هم معنى كرد. جنوب شرقى شهر مریوان روستایى به نام «اورامانات تخت» قرار دارد كه جاده‌اى به طول هفتاد و پنج كیلومتر آن را به شهر مریوان متصل مى‌كند. اگر با یك حساب سرانگشتى حفظ اصالت و فرهنگ ابیانه‌اى‌ها و معمارى ماسوله را كنار هم قرار و گسترش دهیم جواب صورت مسئله ما روستاى اورامانات تخت خواهد بود. این روستا را هزار ماسوله مى‌نامند. زیرا معمارى آن همانند ماسوله است. حیاط هر خانه بام خانه‌اى دیگر است، اما با وسعتى بیشتر. معمارى اورامانات و سرسبزى این منطقه كوهستانى رویاى پله‌هایى به سمت بهشت را متصور مى‌كند. خانه‌هاى این روستا با سنگ و اغلب به صورت خشكه و به صورت پلكانى ساخته شده است.

مردم منطقه معتقدند اورامانات تخت زمانى شهرى بزرگ بوده و مركزیتى خاص داشته به همین دلیل از آن به عنوان تخت یا مركز (حكومت) ناحیه‌اى اورامان یاد مى‌كرده‌اند. به غیر از وضعیت خاص روستا از نظر معمارى، موقعیت چشمه‌هاى پرآب، مراسم خاص و آداب و رسوم و وجود مقبره و مسجد پیر شالیار و به ویژه جمعیت و تعداد سكنه قابل توجه آن نشانگر اهمیت منطقه از زمان ساسانى است. پوشاك كردى آمیزه‌اى از رنگ و نقش است. در كجا و چگونه مى‌توان زیباترین رنگ‌هاى دنیا را در كنار هم دید. لباس مردم اورامانات كردى است. پیش از ورود پارچه و كفش‌هاى خارجى و سایر منسوجات داخلى به استان كردستان، بیشتر پارچه‌ها و پاى افزار مورد نیاز آنها توسط بافندگان و دوزندگان محلى بافته و ساخته مى‌شده است.

ساخت پاى افزار «گیوه» یا «گلاش» یا «كالى» بر عهده اوراماناتى‌ها و مردم و آبادى‌هاى هجیع، نودشه، بوده و بافت را مردم آبادى‌هاى نوسود شهرستان پاوه بر عهده داشته‌اند. جولایى، بافت، پارچه و انواع منسوجات مانند بوزو، ربال، جاجیم، بره بوشمین، موج، جوراب، دستكش، زنگال و كلاء انواع دستبافت‌هاى این منطقه هستند. مردان كرد اورامانى چوخه، پانتول، ملكى شال، دستار، فرنجى و كله بال و زنان آن جانى، كلنجه، شال، كلاه و كلله مى‌پوشند. انواع این لباس‌ها با زیورآلات مختلف تزئین شده‌اند و رنگارنگ هستند. قارچ، كرفس، كنگر، ریواس، خوژه، پنیر، شیر، عسل، گردو، انجیر موادغذایى این منطقه را تشكیل مى‌دهند. پلو، «دوغه وا» یا آش دوغ، ساوار، گردول، ترخینه، دوختن یا آش گزنه، هتیمچه با گوشت گوسفند، شدروا، گرما، رشته پلو، رشته رون یك آبه، پرشین، شلغم ترش، و كلانه، از غذاهاى اورامانى است.

از تولیدات هنرهاى سنتى مثل گلیم، سجاده، نمد، سبد، گیوه به عنوان سوغات این محل نام برد. اما دلیل دیگرى به غیر از درمان و سیاحت در یك منطقه سنتى براى سفر وجود دارد. میراث فرهنگى و كهن ایران زمین مى‌تواند دلیلى براى كشش مسافران به شهر‌هاى مختلف باشد. هخامنشیان و شكوه شان زبانزد و مایه افتخار ایرانیان است.

موقعیت جغرافیایی :

منطقه هورامان ناحیه ای كوهستانی كه به لحاظ زبانی و سابقه تاریخی جایگاه ویژه ا ی در جمع ساكنان مناطق كردنشین دارد، دو بخش شمالی شهرستان پاوه (بخش مركزی و بخش نوسود)، بخشی از استان كردستان( شامل مریوان و مناطق اطراف آن)، و مناطقی از كشور عراق را در بر می گیرد. آن بخش از منطقه هورامان كه در داخل مرز های كشور ایران قرار دارد. خود به دو بخش هورامان تخت و هورامان لهون قابل تقسیم است. از مقایسه نقشه ی تقسیمات كشوری و موقعیت ویژه منطقه هورامان می توان در یافت كه منطقه هورامان تخت به تمامی، در استان كردستان و منطقه هورامان لهون به تمامی در استان كرمانشاه قراردارد.

منطقه شگفت انگیزهورامانات کردستان

واژه ي " اورامان" يا " هورامان" از دو بخش " هورا" به معني "اهورا" و " مان" به معني خانه، جايگاه و سرزمين تشكيل شده است. بنابراين اورامان به معني " سرزمين اهورايي" و "جايگاه اهورامزدا" است. " هور" در اوستا به معني خورشيد آمده و هورامان " جايگاه خورشيد" نيز معني مي دهد .   روستاهایی پلکانی  با ۳۵۹۶ خانوار ۱۸۹۶۹ نفرجمعيت تابع بخش سروآباد شهرستان مريوان مي باشدکه به شیب تند خانه هاو سختی کوههای بلند پر از  برف و دره های عمیق مشهورگشته است.اين دهستان از سمت غرب با كشورعراق و از سمت جنوب به پاوه و كوه شاهو و از طرف شمال به مريوان و در طرف شرق به روستاهاي ژاورود و شهرستان سنندج همسايه است . كوه تخت با  ۲۷۷۰ متر در غرب اين دهستان واقع شده است. یک شاخه مهم رودخانه سيروان ازاين دهستان سرچشمه گرفته و پس از تلاقي اين دو رودخانه با يكديگر در خاك كردستان عراق به درياچه دربنديخان مي ريزد .مرکز دهستان  با ۴۴۹ خانوار ۲۱۴۸ نفر جمعيت در فاصله ۷۵ كيلومتري جنوب مريوان و اقع شده است.اورامان كه مركز روستاي اورامانات در جنوب شرقي شهر مريوان است، در دره اي شرقي _ غربي و در شيب تندي رو به روي يال شمال كوه تخت واقع شده است. خانه هاي روستا كه به طور كلي از سنگ و به صورت خشكه چين ساخته شده، پلكاني كوهستاني را ايجاد كرده كه در زير هر پله مردماني تندرست و شاداب جاي گير شده اند و معني زندگي را با لذت درك مي كنند. هر روز كه از پنجره به آن سوي كوه مي نگرند، همسايگان كوه مجاورشان را مي بينند. و اين خانه ها به وسيله پلي باريك و ابتدايي به هم اتصال مي يابند. همين بافت معماري زيباست كه موجب نامگذاري اين روستا به پالنگان شده است. ظاهرا همه چيز دست در دست هم داده اند كه اورامان تخت را بهشتي پنهان در دل كوه و دشت بنا كنند. مسير الحاقي اين بهشت از سوي مريوان جاده اي به طول 75 كيلومتر است كه حدود 30 كيلومترش آسفالت و بقيه آن خاكي است. البته خاكي كه نمي توان گفت جاده اي پر از گل و گياه و سبزه كه شايد اگر در ارديبهشت گذرتان به آنجا بيفتد هرگز رقبت حركت در آدمي ايجاد نشود چرا كه چشم انداز رويايي جاده مريوان به راستي چشم نواز و زيباست و هيچ سخني ياراي توصيف اين سرزمين را نتواند بود. گل هاي وحشي زرد و سرخ و لاله هاي واژگون اطراف دشت ها و مناطق كوهستاني جاده مريوان هم ارزش دارويي دارند و هم باستاني. ولي شايد فقط خود اهالي منطقه علت ماندگاريشان را بتوانند بازگو كنند. بنا به اعتقاد اين مردم، روستايشان زماني شهري بزرگ بوده و مركزيتي خاص داشته و به همين دليل از آن به عنوان تخت يا مركز (حكومت) ناحيه اورامان ياد مي كردند.

وضعيت خاص روستا از نظر معماري، موقعيت چشمه هاي پر آب، هم چنين مراسم خاص و آداب و رسوم و وجود مقبره و مسجد پير شاليار و به ويژه جمعيت و تعداد سكنه قابل توجه آن، نشانگر اهميت آن در زمان ساساني است. مراسم معروف «پير شاليار» از زمان هاي بسيار دور در اين روستا برگزار مي شده. مراسمي كه با ريشه اي كهن جشن عروسي پير شاليار (شهريار) را يادآور مي شود،اين مراسم كه شامل سه مرحله است در اولين هفته دي ماه با ارسال گردوهايي براي مردم كه از باغ شاليار چيده شده آغاز مي گردد و با طي مراحل و آداب و سنن بسيار در كنار مزار پير شاليار با تقسيم نان خرد شده در داخل ماست بين مردم، پايان مي يابد. مردم اورامان بر اين عقيده اند كه اين رسم و رسوم بايد پا بر جا بماند و اورامانات تخت همچنان با طي همين مراحل تا به اينجا پايدار مانده و خواهد ماند . ( سازمان میراث فرهنگی ایران )

هورامان تخت شامل روستاهای زیر است :

1 - کماله 2 - رودبر3 - ویسیان4 - مرکزی ( هورامان تخت ) 5 - سرپیر

اورامان قبل از آن كه به سرسبزى و شگفت انگيزى معروف باشد به واسطه درآغوش گرفتن پير شاليار شهره عام و خاص است به طورى كه در نيمه بهمن ماه بسيارى از گردشگران اهل تسنن از داخل و خارج كشور به اين روستا سفر مى كنند تا در اجراى مراسم سنتى اين پير شركت كنند. مراسم درويشان اهل حق اورامان نيز از محبوبيت بالايى در نزد مردم برخوردار است. اورامان با اين كه آب و هوايى معتدل دارد اما بهترين زمان بازديد از آن در فصل بهار و تابستان است. گردو، سيب، انار، لبنيات و روغن محلى از محصولاتى هستند كه در اين فصل به وفور يافت مى شود. علاوه بر گيوه و جاجيم كه محصول مشترك اكثر روستاهاى كردستان است اورامان به توليد صنايع چوبى مانند قاشق، چنگال، شانه، سبد و پنجره هاى چوبى نيز مشهور است. در اين بين گردو، گيوه، نمد، جاجيم و صنايع چوبى توانسته اند به سوغات پرطرفدار مردم اين روستا تبديل شوند.

زبان مردم اورامان گونه اى زبان كردى است كه در بقيه منطقه كردستان به خوبى فهميده نمى شود. اين لهجه اورامى نام دارد كه در چند روستاى ديگر اورامانات نيز به آن گويش مى شود. موسيقى و رقص اين منطقه هم با بقيه منطقه كردستان فرق مى كند. رقص جايگاه فرهنگى خاصى در ميان مردم اين منطقه دارد.سياچمانه، چيله، شمشال، و رقص هورامى جزو آواها و موسيقى هاى متداول منطقه است كه به هر بهانه كوچكى در كوچه ها و خانه هاى سنگى اين روستا ديده مى شود. قل قلان، بيلان، گورزبازى و هلك ملك نيز از ورزش هاى بومى و بازى هاى محلى مردم اورامان است كه در ايام نوروز، جشن هاى عروسى، اعياد مذهبى و چهارشنبه سورى جوانان، پيران و كودكان اين روستا را گردهم جمع مى كند .

فرسا صادقى كارشناس ميراث فرهنگى اورامانات را يكى از پاك ترين و زيباترين شهر هاى نه تنها ايران بلكه جهان مى داند: «اگر كسى بتواند يك قطعه زباله در اماكن عمومى اين منطقه بيابد يك جايزه پيش من دارد. در اورامانات كه دور از شهر است، با سنگ ديوارى چيده اند كه زباله ها را در اين محل جمع آورى مى كنند.» اورامانات را هزار ماسوله نيز مى نامند. اين محل اصالت خود را حفظ كرده و در كنار طبيعت زيباى آن، مدنيت و شهرنشينى منطقه زيبايى خاصى به هزار ماسوله داده است. معنى واژه اورامان چيست؟ واژه اورامان يا هورامان از دو بخش «اهورا» و «مان» به معنى خانه، جايگاه و سرزمين تشكيل شده است. پس اورامان يعنى سرزمين اهورايى و جايگاه اهورا مزدا. «هور» معنى ديگرى هم دارد. هور در اوستا به معنى خورشيد است. هورامان را مى توان جايگاه خورشيد یا همان سرزمین اهورا معنى كرد. جنوب شرقى شهر مريوان روستايى به نام «اورامانات تخت» قرار دارد كه جاده اى به طول ۷۵ كيلومتر آن را به شهر مريوان متصل مى كند. اگر با يك حساب سرانگشتى حفظ اصالت و فرهنگ ابيانه اى ها و معمارى ماسوله را كنار هم قرار و گسترش دهيم جواب صورت مسئله ما روستاى اورامانات تخت خواهد بود. اين روستا را هزار ماسوله مى نامند. زيرا معمارى آن همانند ماسوله است. حياط هر خانه بام خانه اى ديگر است، اما با وسعتى بيشتر. معمارى اورامانات و سرسبزى اين منطقه كوهستانى روياى پله هايى به سمت بهشت را متصور مى كند. خانه هاى اين روستا با سنگ و اغلب به صورت خشكه و به صورت پلكانى ساخته شده است. مردم منطقه معتقدند اورامانات تخت زمانى شهرى بزرگ بوده و مركزيتى خاص داشته به همين دليل از آن به عنوان تخت يا مركز (حكومت) ناحيه اى اورامان ياد مى كرده اند. به غير از وضعيت خاص روستا از نظر معمارى، موقعيت چشمه هاى پرآب، مراسم خاص و آداب و رسوم و وجود مقبره و مسجد پير شاليار و به ويژه جمعيت و تعداد سكنه قابل توجه آن نشانگر اهميت منطقه از زمان ساسانى است. پوشاك كردى آميزه اى از رنگ و نقش است. در كجا و چگونه مى توان زيباترين رنگ هاى دنيا را در كنار هم ديد. لباس مردم اورامانات كردى است. پيش از ورود پارچه و كفش هاى خارجى و ساير منسوجات داخلى به استان كردستان، بيشتر پارچه ها و پاى افزار مورد نياز آنها توسط بافندگان و دوزندگان محلى بافته و ساخته مى شده است. ساخت پاى افزار «گيوه» يا «گلاش» يا «كالى» بر عهده اوراماناتى ها و مردم و آبادى هاى هجيع، نودشه، بوده و بافت را مردم آبادى هاى نوسود شهرستان پاوه بر عهده داشته اند. جولايى، بافت، پارچه و انواع منسوجات مانند بوزو، ربال، جاجيم، بره بوشمين، موج، جوراب، دستكش، زنگال و كلاء انواع دستبافت هاى اين منطقه هستند. مردان كرد اورامانى چوخه، پانتول، ملكى شال، دستار، فرنجى و كله بال و زنان آن جانى، كلنجه، شال، كلاه و كلله مى پوشند. انواع اين لباس ها با زيور آلات مختلف تزئين شده اند و رنگارنگ هستند. قارچ، كرفس، كنگر، ريواس، خوژه، پنير، شير، عسل، گردو، انجير موادغذايى اين منطقه را تشكيل مى دهند. پلو، «دوغه وا» يا آش دوغ، ساوار، گردول، ترخينه، دوختن يا آش گزنه، هتيمچه با گوشت گوسفند، شدروا، گرما، رشته پلو، رشته رون يك آبه، پرشين، شلغم ترش، و كلانه، از غذا هاى اورامانى است. از توليدات هنر هاى سنتى مثل گليم، سجاده، نمد، سبد، گيوه به عنوان سوغات اين محل نام برد. اما دليل ديگرى به غير از درمان و سياحت در يك منطقه سنتى براى سفر وجود دارد. ميراث فرهنگى و كهن ايران زمين مى تواند دليلى براى كشش مسافران به شهر هاى مختلف باشد. هخامنشيان و شكوه شان زبانزد و مايه افتخار ايرانيان است

بن مایه این پژوهش : کتاب سرزمین و مردم ایران ( ایرانشناسی ) , دکتر عبدالعظیم رضایی

پایگاه هورامان شناسی

روزنامه ایران , خبرگزاری ایرنا , روزنامه شرق

مونوگرافی روستای هجیج

گردآوری و پژوهش از ارشام پارسی , برداشت این نوشتار با ذکر نام و آدرس پایگاه آزاد است

www.ariarman.com/Iمعرفی صنایع دستی استان کردستان (گيوه - چارق) هنرهای سنتی

گیوه (Giveh)

Light cotton summer shoes

گيوه - چارق

مناطق كوهستاني كردستان و باختران و فارس و گذرگاههاي صفب العبور آن‌ها، كم بوده راههاي ارتباطي ماشين رو، نوع معيشت مبتني بردامداري و كشاورزي و ضرورت تحرك فراوان در فصول سه گانه بهار و تابستان و پائيز (‌كه فصل كار هستند) پا افزاري را مي‌طلبد كه سبك- راحت مقاوم خنك و در عين حال ارزان باشد و خود عشاير، ورستاييان و جوامع نيمه شهري با امكانات موجود در منطقه قادر به توليد آن باشند. گيوه نوعي پاي افزار است كه رويه آن را از ريسمان و نخ پرگ يعني ريسمانهاي پنبه‌اي بافته و زيه يا ته آن را گاه از چرم و غالباً‌ از لته‌هاي بهم فشرده و در هم كشيده مي‌سازند.

گيوه را بايد يكي از جالبترين و ارزنده ترين صنايع دستي روستايي ايران دانست. اين پاي پوش قريمي كه روزگاري، بخصوص در فصل تابستان مورد استفاده فراوان قرار مي گيرفت در سالهاي اخير به سبب رواج كفش ماشيني و جايگزين شدن آن بجاي پاي افزارهاي قديمي در اكثر مناطق ايران رونق و اعتبار ديرين را از دست داده و صنعتگران شاغل نيز بعلت كمي درآمد و كاهش تقاضا در اين رشته به مشاغل ديگر روي آورده اند ولي زيبائي و تنوع و طرحهاي متعدد گيوه آنچنان است كه هنوز هم داراي متقاضيان فراواني بوده و از استقبال قابل توجهي در فصول بهار و تابستان برخوردار مي‌باشد. گيوه كشي يكي از صنايع دستي رايج و بومي استان کرمانشاه است و به ويژه در بخش اورامانات از جمله صنايع دستي مسلط مي‌باشد. اين صنعت بومي را ميتوان بر مبناي نوع توليد و محل توليد به دو بخش اصلي روستايي و شهري تقسيم كرد. دو روستاي حجيج و نودشه از بخش اورامانات جزو مراكز قريمي و مهم توليد نوع خاصي از گيوه مي‌باشد كه تخت آن كهنه اي است و به نام گيوه زيره اي شهرت دارد.

علاوه بر دو روستاي ياد شده روستاهاي ديگري كه در آنها قبلاً گيوه كشي چيني معمول يوده و هنوز هم اين كار ادامه دارد عبارت است از: روستاي ورادر- خانه دره شركان ميريه نروي وزلي تنگ مردان پيله گر بره سيمين عليا- طلسم ژامرگ تومك زمگه حيدر- حسين آباد دوآب قشلاق عليا و داربيد.

مواد اوليه:

بخشي از مواد مورد مصرف گيوه با فان در محل و بخشي ديگر از نقاط ديگر تهيه ميشود.

موادي كه در محل تهيه ميشود.

پوست گاو پيه نري گاو و نخ تابيده است .

و موادي كه از خارج محل تهيه ميشود عبارت است از:

1 براي گيوه هاي تخت زيره اي

رنگ پارچه نازك نخي كتيرا نخ تابيده ( قرقره)

2 براي گيوه هاي طرح جديد (‌تخت چرمي و پلاستيكي) ميخ پوست دباغي شده پاشنه هاي لاستيكي كف لاستيكي چسب پوست نري گاو پارچه نخي موي بز. -    كار گيوه كشي معمولاً در دو مرحله كارگاهي و خانگي انجام ميشود. كارهاي مربوط به تخت گيوه كه كاري مردانه است معمولاً در كارگاه و يا مغازه ها با ابزار گوناگون انجام ميشود.

در مناطق شهري كارهاي مربوط به رويه گيوه توسط زنان و در خانه ها صورت ميگيرد. اين كار در روستا ها هم به دست زنان و هم به دست مردان در خانه و قهره خانه و اماكن عمومي در ايام فراغت انجام ميشود.

-    در كارگاه هاي گيوه كشي معمولاً‌ سه نفر با هم كار مي‌كنند اين سه نفر كه در يك مقطع مثلثي شكل به صورت زنجيره‌اي و يا تقسيم كار معين كار را شروع مي‌كنند و به مرحله انجام مي‌رسانند عبارتند از:

1 پرونيParuni كه از پارچه هاي رنگ شده فيتيله درست مي‌كنند و نسبت به دو نفر ديگر از مهارت و تخصص كمتري برخوردار است و در واقع پروني در مرحله شاگردي گيوه كشي قرار دارد.

2 پي كينه گيرPeykanegir كسي كه داراي تخصص و مهارت است و به مرحله استادي نزديك مي‌باشد . او بخش مياني كار و به عبارت ديگر بخش اتصال فتيله ها را انجام مي‌دهد و تخت گيوه را براي انجام كار نهايي كه به دست استاد كار انجام مي‌گيرد آماده مي‌كند.

3 كلاشگرKelash-ger كه استاد و معمولاً صاحب كارگاه است برش و پرداخت و تكميل تخت گيوه و بطور كلي موارد حساس و دقيق كار را انجام مي‌دهد.

مرحله ديگر اتصال رويه گيوه به تخت گيوه است و محل آن آنرا استاد كار با سوراخهائي كه با درفش بوجود مي‌آورد تعيين مي كند و يك نفر ديگر كه معمولاً در خارج از كارگاه است اين محدوده را با ريسماني كه از موي بز تابيده شده مي‌دوزد اين كار را پرگاماروني Pergama-runi و عامل اين كار را پركاماگيرPergama-gir مي‌نامند.

ابزار كار

در كار گيوه كشي بطور كلي از سه نيروي فشاري كششي و ضربه اي استفاده ميشود و ابزارهائي كه در اين صنعت دستي به كار ميرود در جهت استفاده از اين سه نيرو است و در پاره‌اي موارد به منظور نگهداري و مقاومت پا هم به كار گرفته ميشود و كليه اين نيروها از طريق دست وارد ميشود پا به لحاظ انعطاف پذيري جايگزين سندان ميشود و بطور كلي ابزار كار عبارت است از : سندان چوبي مشته درفش كوره درفش درفش ناوكش درفش پرگاماسم كوره درفش پي كنه چسني پرگاما- گزن چوب ساو چوكله روغندان وز- دوارگير- گوره گير قوتله- چاقو پواز- گيره كنه.

مراحل مختلف ساخت: 1 آماده كردن پوست كه مراحل زير را شامل ميشود و همه كارهاي آن توسط استادكار انجام ميگيرد. 1 -  خيس كردن . 2 -  گستردن آن روي زمين. 3 - خاك يا خاكستر پاشيدن روي آن كه به تدريج آب پوست را مي‌كشد و خشكش مي‌كند كه اين كار گاهي از يكماه هم بيشتر به طول مي‌انجامد . 4 -  نرم كردن پوست. 5 - رشته كردن پوست و درست كردن نسخه‌هاي باريك. 6 - زدودن مو از تسمه‌ها. 7 - نرم كردن تسمه ها با پيه. 8 رنگ آميزي پارچه. 9 تهيه فيتيله توسط شاگرد. 10 پي كنه گير.

رنگ در گيوه

رنگ هايي كه در تهيه گيوه بكار ميرود عبارتند از رنگ هاي آبي قرمز- سفيد- استخواني- سياه رنگ هاي آبي و قرمز كه در تخت گيوه بكار برده ميشود قبلاً تخت گيوه ها فقط به رنگ سفيد بود رويه گيوه مردانه معمولاً سفيد بوده و براي بافت گيوه هاي زنانه از نخ هاي رنگين و گاه از انواع منجوق نيز استفاده به عمل مي‌آيد.

رنگ استخواني رنگ پاشنه و نوك تخت گيوه به دليل استفاده از نري گاو كه بعد از خشك شده حالت استخواني ميگيرد به رنگ استخواني است . رنگ سياه رنگ موي بز كه در پرگاما به كار ميرود . سياه است اين رنگ در زير رويه قرار ميگيرد و هرگز ديده نميشود. در باختران 4 نوع گيوه معمول است: 1 گيوه تخت آجيده 2 گيوه تخت چرمي 3 گيوه تخت لاستيكي 4 گيوه رويه ابريشمي

مراكز توليد گيوه در ايران پراكنده بود و تقريبا در بيشتر نقاط كشور نشانه‌هايي از توليد اين محصول ميتوان ديد اما عمدتاً مناطق مختلف باختران ، استان مركزي ، فارس و . مركز توليد انواع گيوه محسوب ميشود.

چاروق

چاروق يا چارق نوعي پايپوش قديمي و پاي افزار دهقانان است كه بندها و تسمه هاي بلند دارد و بندهاي آن را به ساق پا ميپيچند كه اصطلاحاً به آن شم ،‌ پاتابه و پاليك نيز گفته ميشود در سالهاي اخير تا حدودي جنبه هاي مصرفي خود را از دست داده و توليد آن بيشتر جنبه تزئيني دارد ولي هنوز كم و بيش در اكثر مناطق روستايي كشور توليد ميشود. به منظور تزئين چاروق معمولاً از نوعي استفاده ميشود اين منگوله ها با استفاده از نخ ابريشم بوسيله خود صنعتگران تهيه ميشود. نحوه توليد چاروق مشابه تهيه كفش مي‌باشد. مهمترين ماده اوليه مورد مصرف چاروق دوزان چرم است كه به اندازه ي مورد نياز بريده و قالب بندي مي‌كنند بطوريكه با فشار و دقت قالب در چرم جاي گيرد.

و از آنجا كه رويه و كف چاروق از يك قطعه چرم يك تكه ساخته شده آن را مدتي حدود 12 ساعت در هواي آزاد قرار ميدهند تا كف آن بر اثر فشار از رويه متمايز شود سپس آن را از قالب خارج ساخته تمسه‌هاي چرمي بلند و متناسبي به آن دوخته و قسمتهاي مختلف ان را ( بجز كف چاروق) به كمك طرح هاي گل سه گلي چهارگلي بوته دار و گل بادامي كه اكثراً هم ذهني است گلدوزي مي‌كنند.

مهمترين مراكز توليد چاروق در ايران زنجان، قوچان ، ابيانه، مهاباد و سردشت مي‌باشد. چاروق در دو نوع پاشنه دار و بدون پاشنه توليد و تهيه ميشود.

چاروقهاي پاشنه دار اقتباسي از كفشهاي طرح خارجي است ولي چاروق پشت بسته بعلت حفظ اصالت اين نوع پاپوش بيشتر مورد نظر علاقمندان به صنايع دستي كشور مي‌باشد.

آلات و ابزاريكه جهت توليد چاروق مورد استفاده قرار ميگيرد ابزاريست كه در كفاشي بكار برده مي‌شود و شامل قالب گاز گزن سوزن درفش قلاب چكش و متشه مي‌باشد.

لطفا جهت مشاهده نمونه کارها به وب سایت اصلی در لینک http://www.soozandoozi.ir/ مراجعه فرمائید.

Posted at September 15, 2006 05:03 PM

Trackback Pings

گيوه پاي پوشي در راه فراموشي - Light cotton summer shoes

از قول شريعتي :«....امروز ما گيوه هايي كه پدرانمان بر پا مي كردند را بر ديوار مي كوبيم تا نشان دهيم كه به گذشته خود افتخار مي كنيم...»

امروزه به گيوه بيشتر به عنوان پاي پوش قديمي نگاه مي شود و با وجودي كه هنوز در بسياري از مناطق ايران هنوز بهترين پاي افزار است، كفش هاي پلاستيكي و چرمي جاي آن را گرفته است.

گيوه‌ يا «كلاش‌» پاي‌افزاري‌ راحت‌، مقاوم‌ و ارزان‌ است‌ كه‌ در جوامع‌ كوچ‌نشين‌، روستايي‌ و شهرنشين‌ مورد استفاده‌ قرار مي‌گيرد سادگي‌ ابزار كار و در دسترس‌ بودن‌ مواد اوليه‌ براي‌ توليد آن‌، وجود گذرگاه هاي صعب العبور مناطق كوهستاني كردستان، باختران و فارس، کم‌ بودن‌‌راه هاي ارتباطي ماشين رو، نوع معيشت مبتني بر دامداري‌ و کشاورزي‌ و ضرورت‌ تحرک‌فراوان در فصول سه‌ گانه‌ بهار و تابستان و پائيز (که‌ فصل هاي کار هستند) پاافزاري‌ مي خواهد که‌ سبک، راحت،‌ مقاوم،‌ خنک و در عين حال ارزان باشد و خود عشاير، روستاييان، ‌جوامع‌ شهري و‌ نيمه شهري با امکانات موجود در منطقه قادر به‌ توليدآن باشند. وجود نيروي كار در دسترس‌، موجب‌ رواج‌ پيشه‌ گيوه‌كشي‌ در كردستان‌ به‌ ويژه‌ در ناحيه‌ اورامانات‌ شده‌ است‌.

گيوه‌نوعي‌ پاي افزار است‌ که‌ رويه‌ آن را از ريسمان و نخ‌ پرگ يعني ريسمان هاي پنبه اي بافته، و زير يا ‌ته آن را گاه از چرم و غالبااز لتهاي به هم فشرده‌ و درهم‌ کشيده مي‌سازند.

مراكز عمده‌ توليد گيوه‌ در كردستان‌، آبادي‌ اورامانات‌ و هجيج‌ است‌ و در قصبه‌ نودشه‌، گيوه‌كشي‌ از مشاغل‌ عمده‌ مردمان‌ محسوب‌ مي‌شود. در توليد گيوه‌، يا كلاش‌ سه‌ نوع‌ كار انجام‌ مي‌شود: كار خانگي‌ كه‌ شامل‌ بافت‌ رويه‌ گيوه‌ است‌ و به‌ وسيله‌ زنان‌ و مردان‌ در اوقات‌ فراغت‌ انجام‌ مي‌شود، كار كارگاهي‌ كه‌ مربوط‌ به‌ ساختن‌ كف‌ و تخت‌ گيوه‌ و دوخت‌ رويه‌ به‌ آن‌ است‌ و مرحله‌ اتصال‌ رويه‌ و تخت‌ گيوه‌ كه‌ آن‌ را «پرگاماروني‌» مي‌نامند.

گيوه را بايديکي از جالب ترين‌ و ارزنده ترين‌ صنايع‌ دستي روستايي‌ ايران دانست.اين پوشش‌قديمي که‌ روزگاري‌ در فصل تابستان مورد استفاده‌ فراوان قرار مي‌گرفت‌ .

در سال هاي اخير به دليل رواج کفش ماشيني و جايگزين‌ شدن آن به جاي پاي افزارهاي قديمي، گيوه ‌در اکثر مناطق ايران رونق‌ و اعتبار ديرين‌ را از دست‌ داده‌ و صنعتگران شاغل‌ نيز به علت کمي ‌درآمد و کاهش‌ تقاضا به‌ مشاغل‌ ديگر روي‌ آورده‌اند ولي‌ زيبائي‌ و تنوع و‌طرح هاي متعدد باعث شده گيوه هنوز هم‌ داراي متقاضيان فراواني‌ باشد و استقبال‌قابل‌ توجهي در بهار و تابستان از آن شود.

گيوه کشي يکي از صنايع‌ دستي رايج‌ و بومي‌ استان باختران است‌ و به‌ ويژه در بخش ‌اورامانات توليد مي شود. اين‌ صنعت بومي‌ را مي توان بر مبناي نوع‌ توليد و محل توليد به‌ دو بخش اصلي روستايي‌ و شهري تقسيم کرد.

دو روستاي حجيج و نودشه‌ از بخش اورامانات جزو مراکز قديمي و مهم توليد گيوه هستند. که علاوه‌ بر دو روستاي ‌ياد شده روستاهاي ديگري که‌ در آنها قبلاگيوه کشي و گيوه چيني معمول بوده‌ و هنوز هم‌‌اين‌ کار ادامه‌ دارد عبارت‌ است‌ از : روستاي وراد، خانه‌ دره‌، شرکان، ميريه‌ نروي‌، وزلي‌ تنگ‌مردان، پيله گر بره سيمين عليا، طلسم، ژامرگ، تومک‌، زمگه حيدر، حسين آباد دوآب،‌قشلاق عليا، داربيد.

بخشي از مواد مورد مصرف گيوه بافان در محل و بخشي ديگر از نقاط ديگر تهيه مي شود. پوست‌ گاو، پيه، نري گاو و نخ‌ تابيده در محل تهيه مي شود.

رنگ‌، پارچه‌ نازک‌ نخي، کتيرا و نخ‌ تابيده(قرقره) براي گيوه هاي تخت زيره اي‌ و براي گيوه هاي طرح جديد (تخت چرمي‌ و پلاستيکي) ميخ پوست‌ دباغي‌ شده، پاشنه هاي لاستيکي، کف‌ هاي لاستيکي، چسب، پوست‌، نري گاو، پارچه‌ نخي و موي بز از خارج از منطقه تهيه مي شود.

- کار گيوه کشي معمولا در دو مرحله کارگاهي‌ و خانگي انجام مي شود. کارهاي مربوط به‌ تخت‌گيوه که‌ کاري‌ مردانه‌ است‌ معمولا در کارگاه و يا مغازه‌ها با ابزار گوناگون انجام مي شود. در‌مناطق شهري کارهاي مربوط به‌ رويه‌ گيوه توسط‌ زنان و در خانه‌ها صورت‌ مي گيرد. اين‌ کار در‌روستاها هم‌ به‌ دست‌ زنان و هم‌ به‌ دست‌ مردان در خانه، قهوه خانه‌ و اماکن‌ عمومي‌ در ايام ‌فراغت‌ انجام ميشود.

- در کارگاه هاي گيوه کشي معمولا سه‌ نفر با هم‌ کار مي‌کنند اين‌ سه‌ نفر که‌ در يک‌ مقطع‌‌مثلثي شکل به صورت‌ زنجيرهايي‌ با تقسيم کار معين کار را شروع‌ مي‌کنند و به‌ مرحله انجام‌مي رسانند عبارتند از: پروني‌ paruni که‌ از پارچه‌هاي رنگ‌ شده فيتيله درست‌ مي‌کند ‌و نسبت به‌ دو نفر ديگر از مهارت‌ و تخصص کمتري برخوردار است‌ در واقع‌ پروني‌ در مرحله‌شاگردي‌ گيوه کشي قرار دارد. نفر بعدي پي‌ کنه گيرpeykanegir است که‌ داراي تخصص و‌مهارت‌ است‌ و به‌ مرحله استادي‌ نزديک‌ شده است. او بخش مياني‌ کار و به‌ عبارت‌ ديگر بخش‌اتصال فتيله ها را انجام مي دهد و تخت گيوه را براي انجام کار نهايي‌ که‌ به‌ دست‌ استاد کار‌انجام مي گيرد آماده‌ مي‌کند. کلاشگرkelas-ger که استاد و معمولا صاحب‌ کارگاه‌است‌ برش و پرداخت‌ و تکميل تخت گيوه و به ط‌ور کلي موارد حساس و دقيق کار را انجام‌مي دهد. مرحله ديگر اتصال رويه‌ گيوه به‌ تخت گيوه است‌ كه استاد کار با ‌سوراخ هائي‌ که‌ با درفش‌ بوجود مي‌آورد محل آن را تعيين مي کند و يک‌ نفر ديگر که‌ معمولا خارج‌ از ‌کارگاه است‌ اين‌ محدوده‌ را با ريسماني‌ که‌ از موي بز تابيده شده مي‌دوزد. اين‌ کار ‌را «پرگاماروني» pergama-runi و عامل‌ اين‌ کار را پرکاماگير Pergama-Gir مي‌نامند.

ابزار ‌کار گيوه کشي عبارت‌ است‌ از: سندان چوبي‌، مشته، درفش‌، کوره‌ درفش‌ درفش‌ ناوکش‌ ، درفش‌‌پرگاماسم‌، کوره‌ درفش‌ پي‌ کنه، چسني، پرگاما، گزن، چوب ساوچوکله، روغندان، وز، دوار‌گير، گوره‌ گير، قوتله، چاقو، پواز، گيره پي‌ کنه.

مراحل‌ مختلف ساخت‌: 1.آماده‌ کردن‌ پوست‌ که‌ مراحل‌ زير را شامل‌ مي شود و همه کارهاي آن توسط‌ استاد کار انجام ‌مي گيرد. الف‌. خيس کردن‌ ب. گستردن‌ آن روي‌ زمين‌ ج. خاک يا خاکستر پاشيدن روي‌ آن که‌ به‌ تدريج‌ آب پوست‌ را مي‌کشد و خشکش مي کندکه‌‌اين‌ کار گاهي‌ از يک ماه هم‌ بيشتر به‌ طول مي‌انجامد. د. نرم کردن‌ پوست‌ ه. رشته کردن‌ پوست‌ و درست‌ کردن‌ نسخه هاي باريک‌و. زدون‌ مو از تسمه ز. نرم کردن‌ تسمه ها با پيه‌ 2.رنگ‌آميزي پارچه‌

3.تهيه فيتيله توسط‌ شاگرد‌ 4.پي‌ کنه گير‌

رنگ‌ در گيوه رنگ‌ هايي‌ که‌ در تهيه گيوه به کار مي رود عبارتند از رنگ‌هاي آبي‌ ، قرمز، سفيد، استخواني‌،‌سياه رنگ‌هاي آبي‌ و قرمز که‌ در تخت گيوه به کار برده‌ مي شود قبلا تخت گيوه ها فقط به‌ رنگ‌‌سفيد بود رويه‌ گيوه مردانه‌ معمولا سفيد بوده‌ وبراي بافت‌ گيوه هاي زنانه‌ از نخ‌هاي رنگين‌و گاه از انواع منجوق نيز استفاده‌ به‌ عمل مي‌آيد. رنگ‌ استخواني‌، رنگ‌ پاشنه و نوک تخت‌گيوه به‌ دليل استفاده‌ از نري گاو که‌ بعد از خشک شدن حالت‌ استخواني‌ مي گيرد به‌ رنگ‌‌استخواني‌ است‌. رنگ‌ سياه ، رنگ‌ موي بز که‌ در پر گاما به‌ کار مي رود. سياه است‌ اين‌ رنگ‌ در ‌زير رويه‌ قرار مي‌گيردو هرگز ديده نمي شود. در باختران 4 نوع گيوه معمول است‌: 1. گيوه تخت آجيده 2. گيوه تخت چرمي‌ 3. گيوه تخت لاستيکي 4. گيوه رويه‌ ابريشمي. مراکز توليد گيوه در ايران پراکنده بود و تقريبا در بيشتر نقاط کشور ‌نشانه‌ هايي‌ از توليد اين‌ محصول مي توان ديد اما عمدتا مناطق مختلف باختران، استان ‌مرکزي، فارس‌ و... مرکز توليد انواع گيوه محسوب مي شود.

 


کلمات کلیدی:
 
گيوه ۲
ساعت ۱٢:٠٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٧ امرداد ،۱۳۸٦  

بسياري از كارشناسان، " گيوه " را تنها كفش طبي دست ساز دنيا مي‌دانند و نيز تنها كفش در تمام جهان است كه تا به تا (لنگه به لنگه) نمي‌شود. ساخت گيوه كه به زبان محلي به آن كلاش مي‌گويند، قدمتي برابر پاپوش در مناطق كوهستاني استان يعني حدود هزار ساله دارد.

مناطق كوهستاني كرمانشاه با گذرگاههاي صعب العبور و راههاي كم ارتباطي، نوع معيشت مبتني بر كشاورزي و دامداري و ضرورت تحرك فراوان كفشي را مي طلبد كه سبك، راحت، مقاوم، خنك و ارزان باشد و همچنين بتوان با امكانات موجود در منطقه آنرا توليد كرد كه اين ويژگي را تنها همين گيوه‌هاي محلي دارند. مراكز ساخت گيوه هرسين، كرمانشاه و پاوه مي‌باشد كه زيره آنرا مردان در كارگاه و رويه را زنان در خانه توليد مي‌كنند. زيره را معمولا از لاستيك و چرم و رويه را از نخ مي‌سازند تا قبل از پيدايش صنعت لاستيك‌سازي ، گيوه - كشهاي كرمانشاهي زيره را با پوست گاوميش و رويه را با نخ يا ابريشم مي- بافتند و به همين دليل تنها اعيان توانايي استفاده از آنرا داشتند اما با پيدايش اين صنعت، كلاشهايي با زيره لاستيكي براي استفاده كشاورزان و كارگران تهيه شد.

در استان كرمانشاه چهار نوع گيوه با نامهاي گيوه تخت آجيده، گيوه تخت چرمي، گيوه تخت لاستيكي و گيوه رويه ابريشمي توليد مي‌شود.

گيوه بافهاي اورامانات نيز كه به " دوم " معروفند، كلاشهاي اورامي را مي‌سازند كه از لحاظ فرم و طرح با گيوه‌هاي كرمانشاه و هرسين كاملا متفاوت است. زيره اين كلاشها را از كهنه پارچه كوبيده شده تهيه و با روده خشك حيوانات به هم وصل مي‌كنند.

از مهمترين انواع گيوه‌ها از نظر ظاهر و نوع استفاده‌اي كه از آنها مي‌شود مي‌توان حوله‌اي، كفشي، عاج دار، قيصري، ملكي، پشت بسته، دمپايي، توري، پاشنه بلند، جاوي و منجوقي را نام برد. از آنجا كه رويه كلاش را نخ سفيد و زيره آنرا با نخ‌هاي سفيد، قرمز و آبي مي‌بافند مي‌توان گفت كه اين نوع كفش از زيباترين كفش‌هاي دنياست كه اين زيبايي وقتي كه همراه با لباسهاي محلي منطقه كرد پوشيده مي‌شود به اوج خود مي‌رسد.

کردستان

موقعیت جغرافیایی استان کردستان

موقعیت جغرافیایی و تقسیمات سیاسی استان

کردستان استانی سرسبز و خرم با وسعتی معادل بیست و هشت هزار و دویست و سه کیلومتر مربع در غرب ایران و در مجاورت بخش شرقی کشور عراق قرار دارد. این استان که در دامنه ها و دشتهای پراکنده سلسله جبال زاگرس میانی قرار گرفته است، از شمال به استانهای آذربایجان غربی و زنجان ، از شرق به همدان و زنجان، از جنوب به استان کرمانشاه و از غرب به کشور عراق محدود است. استان کردستان بین سی وچهار درجه و چهل وچهار دقیقه تا سیوشش درجه و سی دقیقه عرض شمالی و چهل وپنج درجه و سیویک دقیقه تا چهل وهشت درجه و شانزده دقیقه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ قرار گرفته است. استان کردستان براساس آخرین تقسیمات کشوری در سال یکهزار و سیصد و هفتاد و پنج دارای هشت شهرستان، دوازده شهر، بیست و یک بخش، هفتاد و هشت دهستان و هزار و هفتصد و شصت و پنج آبادی دارای سکنه بوده است. شهرستانهای این استان عبارتند از: بانه، بیجار، دیواندره، سقز، سنندج، قروه، کامیاران و مریوان. در حال حاضر استان کردستان با مجموعه شهرها، روستاها و عشایری که در اقصی نقاط آن پراکنده شده و استقرار یافته اند، به یکی از نواحی در حال توسعه غرب کشور تبدیل شده و از پتانسیلهای توریستی و تفرجگاهی بسیار خوبی برخوردار می باشد.مرکز این استان شهر سنندج می باشد.

جغرافیای طبیعی و اقلیم استان کردستان

این استان منطقهای کاملاً کوهستانی است که از مریوان تا دره قزلاوزن و کوه های زنجان جنوبی در مشرق گسترده شده است. ناهمواریهای این استان که تحت عنوان ناحیه کوهستانی کردستان مرکزی بررسی میشود، مشتمل بر دو بخش غربی و شرقی است. این دو قسمت از نظر شکل پستی و بلندی و جنس زمین متفاوتند. قسمت وسیعی از سنندج، مریوان و سرزمینهای اطراف آنها تا جنوب کردستان بخش کوهستانی غربی را تشکیل میدهد. در این ناحیه، یکنواختی و سستی جنس زمین اشکال مشابهی را به وجود آورده که از ویژگیهای آن کوههای گنبدی شکل با شیب یکنواخت و ملایم همراه با دره های باز است. این یکنواختی را طبقات آهکی سخت و سنگهای درونی که بین لایه های سست ظاهر میشوند، درهم ریخته و آن را به صورت صخره های عریان درآورده است. نوع مشخص این ناهمواریها، ناحیه کوهستانی چهل چشمه در بین مریوان و سقز است که دنباله پستی بلندیهای این ناحیه را در جنوب و مشرق، تشکیل داده اند و دامنه غربی آن تا داخل کشور عراق کشیده شده است. در این ناحیه شعبه های رود قزلاوزن در شرق و شمال شرقی و رود سیروان در حنوب چهره زمین را به طور کامل تغییر داده اند. بخش کوهستانی شرقی، قسمتهای شرقی سنندج را دربرمیگیرد و درحد فاصل ناحیه غربی و شرقی، یک رشته از ارتفاعات آتشفشانی شمالی - جنوبی را به وجود می آورد. در شرق این رشته کوه، شهرستانهای قروه و بیجار قرار گرفته اند که شکل زمین در آنها با پستی و بلندیهای ناحیه غربی به کلی متفاوت است. از ویژگیهای این ناحیه، وجود یک حصار کوهستانی متشکل از سنگهای دگرگونی و رسوبی است که دشتهای مرتفع هموار و تپه ماهوری را احاطه کرده است. در این ناحیه به استثنای کوههای بیجار، دشتهای نسبتاً وسیعی نیز وجود دارد. این دشتها به وسیله شعبه های رود قزل اوزن قطع شده و به صورت تپه ماهور درآمده اند. مرتفعترین دشت این ناحیه «هوهتو» خوانده میشود که با دو هزار و دویست متر ارتفاع در شمال سنندج واقع شده است. بلندترین کوههای این ناحیه، شاهنشین در شمال بیجار، شیدا در مرکز و پنجه علی بین قروه و سقز است. استان کردستان به طور کلی تحت تأثیر دو جریان عمده هوای گرم و سرد قرار دارد و اقلیمهای گوناگونی را به وجود میآورد. بیشترین میزان بارش جوی در ناحیه غربی استان (شهرهای بانه و مریوان) حدود هشتصد میلیمتر در سال و کمترین میزان بارندگی آن در ناحیه شرقی حدود چهارصد میلیمتر در سال است. میزان نزولات جوی در قسمت مرکزی استان (شهرهای سقز و سنندج) نزدیک به پانصد میلیمتر در سال است. تمام قلمرو استان در بهار و تابستان آب و هوایی خنک و معتدل دارد. مقایسه ارقام میانگین دمای ماههای مختلف سال در مرکز استان نشان میدهد که متوسط دمای روزانه در اردیبهشت ماه شانزده و یکدهم و در مهر ماه شانزده و نهدهم درجه سانتیگراد است. میانگین دمای ماههای این دوره از بیست و دو تا بیست و هشت درجه سانتیگراد متغیر است. این درجه، دمای مطلوبی برای صنعت گردشگری میباشد. از اینرو شش ماه از سال در مرکز استان کردستان برای جریان جهانگردی بهترین و مناسبترین ایام به حساب می آید. سردترین ماه سال در شهرستان سنندج، بهمن ماه است که حداقل دمای آن به حدود یک درجه زیر صفر میرسد. تعداد روزهای یخبندان در سنندج نود و دو روز در سال گزارش شده است. در پهنه استان کردستان پاره اقلیمهای گوناگونی وجود دارد که در زیر به انواع و نواحی مشخص آن اشاره میشود:

- دره میرآوا (امیرآباد) که زمستانهای سرد و تابستانهای معتدل دارد.

- مسیر سنندج به سمت سقز (دشت اوباتو) که زمستانهای معتدل دارد.

- مسیرمریوان به دربنددزلی که زمستانهای سرد با یخبندانهای طولانی دارد و در فصل تابستان روزهای آن گرم و شبهای آن خنک است.

- ناحیه اورامانات که آب و هوای آن مرطوب و معتدل است.

- مسیر سنندج به مریوان که اقلیمی نیمه خشک و نیمه مرطوب دارد.

نفوذ توده های مرطوب زمستانی و بهاری در مریوان و دریاچه زریوار تأثیر فراوانی در مرطوب و معتدل شدن هوای این ناحیه دارد. میزان رطوبت و بارش مناسب باعث ایجاد جنگلهای انبوه بلوط و گونه های مختلف درختان جنگلی شده است. پوشش گیاهی این ناحیه مناظری شگفت انگیز و باشکوه دارند.از آنجا که تنوع اقلیمی همراه با سایر شرایط مناسب، از جاذبه های مهم در صنعت جهانگردی به شمار میرود و جهانگردان خواهان دمای مطلوب و مطبوعی (بیست و پنج- بیست و دو درجه سانتیگراد) هستند، استان کردستان به ویژه در فصول بهار و تابستان از این نظر بسیار مناسب و دارای توانایی های جهانگردی قابل توجهی می باشد.

صنایع دستی در استان کردستان تهیه و تولید انواع فرآورده های دستی از دیرباز مرسوم بوده است. مهمترین صنایع دستی استان مذکور عبارتند از:

پايگاه رشد

تاريخـــچه گـــــيوه (كـــــلاش)

منطقه كوهستاني اورامانات، گذر گاههاي صعب العـــبور آن، نوع معشيت و ضرورت تحرك فراوان در فصول سه گانه بهار، تابستان و پاييز(كه فصل هاي كار هستند) پـا افزاري را مي طلبد كه سبك، راحت، مقاوم و خنك باشد از گيوه بعنوان ابن پا افزار مي توان نام برد كه داراي قدمتي 15000 ساله است.(اثر باقي مانده از گيوه هاي پير شا ليار در منطقه باستاني اورامان مدعي بر اين نظر مي باشد.)

پا افزاري چون گيوه بهترين پا سخ گو براي تمامي اين نيازها بوده و مي باشد زيرا :     1.      مواد اوله كف آن تما ما در منطقه موجود مي باشد.      2.      ابزار كار را ساده و به راحتي مي توان تهيه كرد. 3.      بخش عظيمي از نيروهاي زنان روستا را كه در زمينه كارهاي توليدي قـــادر به فعاليت نيستند ، فعال مي كند.      4.      در صورت توليد بيشتر مي تواند  حوزه ي آن به خارج از محدوده خود نيز كشيده شود .   گيــوه ( كلاش ) پا افزاري است كه از دو قسمت عمده تشكيل شده است :

      1.      رويه ي آن كه با نخ مخصوص و سوزن بافته مي شود و اكثر اين كار را زنان انجام مي دهند .

2.      كف كلاش كه نمايانگر استعداد و خلاقيت ابداع كننده آن است از پارچه و چرم ساخته مي شود .

وبلاگ ئاسو

:asoshahbazi.kurdblogger.com

پیشینه تاریخی اورامانات 

واژه اورامان یا هورامان از دو بخش «اهورا» و «مان» به معنى خانه، جایگاه و سرزمین تشكیل شده است. پس اورامان یعنى سرزمین اهورایى و جایگاه اهورا مزدا. «هور» معنى دیگرى هم دارد.

هور در اوستا به معنى خورشید است. هورامان را مى‌توان جایگاه خورشید هم معنى كرد. جنوب شرقى شهر مریوان روستایى به نام «اورامانات تخت» قرار دارد كه جاده‌اى به طول هفتاد و پنج كیلومتر آن را به شهر مریوان متصل مى‌كند. اگر با یك حساب سرانگشتى حفظ اصالت و فرهنگ ابیانه‌اى‌ها و معمارى ماسوله را كنار هم قرار و گسترش دهیم جواب صورت مسئله ما روستاى اورامانات تخت خواهد بود. این روستا را هزار ماسوله مى‌نامند. زیرا معمارى آن همانند ماسوله است. حیاط هر خانه بام خانه‌اى دیگر است، اما با وسعتى بیشتر.

معمارى اورامانات و سرسبزى این منطقه كوهستانى رویاى پله‌هایى به سمت بهشت را متصور مى‌كند. خانه‌هاى این روستا با سنگ و اغلب به صورت خشكه و به صورت پلكانى ساخته شده است. مردم منطقه معتقدند اورامانات تخت زمانى شهرى بزرگ بوده و مركزیتى خاص داشته به همین دلیل از آن به عنوان تخت یا مركز (حكومت) ناحیه‌اى اورامان یاد مى‌كرده‌اند. به غیر از وضعیت خاص روستا از نظر معمارى، موقعیت چشمه‌هاى پرآب، مراسم خاص و آداب و رسوم و وجود مقبره و مسجد پیر شالیار و به ویژه جمعیت و تعداد سكنه قابل توجه آن نشانگر اهمیت منطقه از زمان ساسانى است. پوشاك كردى آمیزه‌اى از رنگ و نقش است. در كجا و چگونه مى‌توان زیباترین رنگ‌هاى دنیا را در كنار هم دید. لباس مردم اورامانات كردى است. پیش از ورود پارچه و كفش‌هاى خارجى و سایر منسوجات داخلى به استان كردستان، بیشتر پارچه‌ها و پاى افزار مورد نیاز آنها توسط بافندگان و دوزندگان محلى بافته و ساخته مى‌شده است.

ساخت پاى افزار «گیوه» یا «گلاش» یا «كالى» بر عهده اوراماناتى‌ها و مردم و آبادى‌هاى هجیع، نودشه، بوده و بافت را مردم آبادى‌هاى نوسود شهرستان پاوه بر عهده داشته‌اند. جولایى، بافت، پارچه و انواع منسوجات مانند بوزو، ربال، جاجیم، بره بوشمین، موج، جوراب، دستكش، زنگال و كلاء انواع دستبافت‌هاى این منطقه هستند. مردان كرد اورامانى چوخه، پانتول، ملكى شال، دستار، فرنجى و كله بال و زنان آن جانى، كلنجه، شال، كلاه و كلله مى‌پوشند. انواع این لباس‌ها با زیورآلات مختلف تزئین شده‌اند و رنگارنگ هستند. قارچ، كرفس، كنگر، ریواس، خوژه، پنیر، شیر، عسل، گردو، انجیر موادغذایى این منطقه را تشكیل مى‌دهند. پلو، «دوغه وا» یا آش دوغ، ساوار، گردول، ترخینه، دوختن یا آش گزنه، هتیمچه با گوشت گوسفند، شدروا، گرما، رشته پلو، رشته رون یك آبه، پرشین، شلغم ترش، و كلانه، از غذاهاى اورامانى است.

از تولیدات هنرهاى سنتى مثل گلیم، سجاده، نمد، سبد، گیوه به عنوان سوغات این محل نام برد. اما دلیل دیگرى به غیر از درمان و سیاحت در یك منطقه سنتى براى سفر وجود دارد. میراث فرهنگى و كهن ایران زمین مى‌تواند دلیلى براى كشش مسافران به شهر‌هاى مختلف باشد. هخامنشیان و شكوه شان زبانزد و مایه افتخار ایرانیان است

موقعیت جغرافیایی

منطقه هورامان ناحیه ای كوهستانی كه به لحاظ زبانی و سابقه تاریخی جایگاه ویژه ا ی در جمع ساكنان مناطق كردنشین دارد، دو بخش شمالی شهرستان پاوه (بخش مركزی و بخش نوسود)، بخشی از استان كردستان( شامل مریوان و مناطق اطراف آن)، و مناطقی از كشور عراق را در بر می گیرد. آن بخش از منطقه هورامان كه در داخل مرز های كشور ایران قرار دارد. خود به دو بخش هورامان تخت و هورامان لهون قابل تقسیم است. از مقایسه نقشه ی تقسیمات كشوری و موقعیت ویژه منطقه هورامان می توان در یافت كه منطقه هورامان تخت به تمامی، در استان كردستان و منطقه هورامان لهون به تمامی در استان كرمانشاه قراردارد.

شهرهای مهم اورامانات

پاوه: شهرستان پاوه حدوداٌدر 120 كیلومتری شمال غربی استان كرمانشاه واقع گردیده است. كه از شمال و شمال شرقی به استان كردستان، از جنوب و جنوب غربی به شهرستان جوانرود و از غرب و قسمتی از شمال غربی به كشور عراق محدود میگردد. این شهرستان با وسعت 1260 كیلومتر مربع با 19/5 درصد كل مساحت كرمانشاه شامل سه بخش، هشت دهستان و حدود 135 روستا(شامل 84 روستای مسكونی و 51 روستای خالی از سكنه) می باشد.بخشهای مختلف آن عبارتند از بخش باینگان شامل دهستانهای شیوه سر، كلاشی، ماكوان، بخش نوسود شامل دهستانهای سیروان، شرام، بخش مركزی شامل دهستانهای شمشیر-هولی و منصور آقایی می باشد.شهر پاوه در محدوده 35 درجه و دودقیقه تا 35 درجه و سه دقیقه عرض شمالی و 46 درجه و 21 دقیقه تا 46 درجه و 23 دقیقه طول شرقی در ارتفاع حدود 1525 متری از سطح دریا قرار گرفته است.

مریوان : واقع در استان كردستان با جمعیتی برابر با185116 نفر

سروآباد : واقع در استان كردستان

ته ویله: واقع در شمال شرقی شوشمه و نوسود

بیاره: واقع در شمال ده ر گا شیخان و غرب هانه گه رمه له

بالاشهرها و روستاهای هورامی زبان در كردستان عراق

ته ویله: واقع در شمال شرقی شوشمه و نوسود

پالانیا: واقع در شمال شوشمه و نوسود

سو سه كان: واقع در غرب ته ویله

ده ره تفی: واقع در غرب سو سه كان

به لخه: روستای بزرگی واقع در شمال غربی ته ویله

ده ر گا شیخان: واقع در شمال به لخه

بیاره: واقع در شمال ده ر گا شیخان و غرب هانه گه رمه له

ده ره قه یسه ر : واقع در غرب بیاره

خه ریانی: واقع در غرب بیاره

خه ر گیلان: تقریبا واقع در شمال غربی بیاره

زه رده هال یا بنجه دری: واقع در شمال شرقی بیاره

نارنجله: واقع در شمال بیاره

گولپ: واقع در شمال بیاره

باخه كون: واقع در شمال بیاره

گه چینه: واقع در شمال غربی كه یمنه و شرق باخه كون

سه ر گه ت: واقع در شمال كه یمنه

هانه ی دن: واقع در شمال كه یمنه

ده ره ی مه ر: واقع در جنوب ده ركی ایران

زه لم: واقع در غرب دزلی

ها نه ی قول: واقع در جنوب غربی دزلی

ئیلانپی: واقع در شمال غربی دزلی

احمد ئاوا: واقع در غرب زه لم

ناحیه هورامان كوهستانی و پر برف و باران است. میزان بارندگی سالیانه حدود 800-900 میلی متر می باشد. بخش اعظم این بارش به صورت برف و در قلل و دامنه كوهها صورت میگیرد.

بالاسابقه تاریخی و اعیاد رسمی

هورامان سرزمینی باستانی است؛ این سرزمین، دست كم ، از زمان ورود آریایی به ایران، جزو مناطقی بوده كه اقوامی كه در آن سكونت داشته اند. و آنطور كه از شواهد بر میآید، در دوران حكومت های مختلف كه ، از آن زمان به بعد، بر نواحی از ایران حكم رانده اند، همچنان اقوامی(به ویژه اقوام كرد) را در خود جای داده است. چرم نبشته های اورامان(هورامان) كه قدمت شان به حدود قرن اول میلادی می رسد، شاهدی بر قدمت این سرزمین(دست كم تا قرن اول میلادی) هستند. این سرزمین، در حال حاضر، محل سكونت كردهای هورامی زبان ایران و عراق است.با توجه به مسلمان بودن و معتقد بودن هورامی های به آئین اسلام اعیاد رسمی آنان نیز همانند عید های مبارك و مقبول دنیای اسلام میباشد . عید سعید فطر(رمضان) و عید سعید قربان و در كنار این دو عید مهم، ماه مولود پیامبر اكرم در این منطقه محترم و برگزاری مراسم های میلاد رسول اكرم(ص) معمول و مرسوم میباشد. مردم هورامان شافعی مذهب هستند . مردم هورامان كرد و یه گویش هورامی(اورامی) تكلم میكنند. مكنزی: هورامی گویشی از گورانی، و همانگونه خواهیم دید، احتمالا ، باستانی ترین گویش آن ، و گویشی است كه كمتر از گویش های دیگر دچار دگرگونی شده است.

بالاطریقه نقشبندیه و مشایخ 

تاریخ ابتدای طریقه نقشبندیه به اوایل قرنهای اسلامی بر میگردد. و در طول سده های گوناگون ، نام آن تغییر یافته است. در این طریقه ، گرچه نام ((شاه نقشبند)) شهرت بیشتری دارد، اما نقشبندیان ، به پیش از او میرسند. و طریقه او ، به حقیقت ، دنباله طریقه ((خواجگان)) است.خواجه بها الدین محمد بن محمد اویسی بخاری، مشهور به شاه نقشبند، متولد در روستای ((قصر عارفان)) در یك فرسنگی شهر بخارا، به سال 718 ه ق ، و متوفی در همانجا به سال 791 . وی گرچه دست پرورده سید امیر كلال (772 ه ق) بود.، امادر واقع، اویسی و مستفیذ از روحانیت عارف بزرگوار((خواجه عبدالخالق غجدوانی است. شاه نقشبند، سه اصل به اصول هشتگانه غجدوانی افزود. و با الهام از روح او، مامور به تلقین ((ذكر خلفی)) شد و ذكر جهر را منسوخ كرد. آرامگاهش ، هنوز پا بر جا و مزار عاشقان است. طریقه نقشبندیه، به او نسبت دارد.طریقه نقشبندی، برسنت و شریعت و دوری از بدعت استوار است. و تاكید دارد و همین ، باعث شده است كه در شرق و غرب جهان اسلام، گسترش یابد و به خصوص ، روش عرفانی علما و فضلا و ادبا و فقهای اسلام بشود.سالك مبتدی و مرید در طریقه نقشبند ، انسانی پایبند به شریعت اسلا م و سنت پیامبر (ص) و پرهیزنده از بدعت است، وی ، باید این 11 اصل را رعایت كندو دارا شود:

 

1 -هوش در دم 2- نظر بر قدم 3- سفر در وطن 4- خلوت در انجمن 5- یاد كرد 6- بازگشت 7- نگاهداشت 8- یادداشت 9- وقوف زمانی 10- وقوف عددی 11- وقوف قلبی

یكی از مرشدان و بزرگان نقشبندی، مولانا شاه غلامعلی عبدالله دهوی(1240-1158 ه ق) است. عارف و دانشمند بزرگ كرد، ضیاالدین ابوالبها مولانا خالد ذوالجناحین شهروزی(1242-1193 ه ق) با راهنمایی یكی ازمریدان او در سال 1222 ه ق به دهلی در هندوستان می رود. و پس از یكسال ، با اخذ طریقه و اجازه ارشاد از شاه عبدالله ، به كردستان باز میگردد. و به ارشاد و تبلیغ طریقه نقشبندی می پردازد. یكی از جانشینان بسیار نامی مولانا خالد (( شیخ عثمان سراج الدین نقشبندی ) است. او در سال 1195 ه ق در در روستای ((ته ویله)) در كردستان (عراق) متولد شد. و پس از رسیدن به سن بلوغ، به تحصیل علوم دینی آغازید. وی برای ادامه تحصیل علوم دینی، چند سالی را هم در بغداد ماندگار شد و در سال 1228ه ق ؛ در شهر سلیمانیه عراق به عنوان اولین خلیفه مولانا ، اجازه خلافت و ارشاد گرفت. شیخ عثمان ، پس از چند سال ، به اورامان((هه ورامان)) بر میگردد و در روستای مسقط الراس خویش و گاهی در مناطق اطراف آن ، تا سال وفاتش (1283 ه ق) به ارشاد مشغول می شود.شیخ عثمان شش فرزند پسر داشت كه چهار نفر از آنان و همچنین نوه های ایشان ، به مقام خلافت و ارشاد رسیدند و هر كدام در جایی به ارشاد طریقه نقشبندی پرداخته اند.

1. حاج شیخ محمد بهاء الدین، شیخ علی حسام الدین

2. حاج شیخ عبدالرحمن ابوالوفا

3. شیخ عمر ضیاء الدین، شیخ محمد نجم الدین، شیخ محمد علاء الدین

4. حاج شیخ احمد شمس الدین

شیخ محمد عثمان سراج الدین:

فرزند شیخ محمد علاء الدین، (متولد 1314 ه ق)،(1275 ه ش) در روستای صفی آباد واقع در 5 كیلومتری شهر جوانرود،( وفات11 بهمن سال 1375 ه ش) در استانبولِ تركیه، و مدفون در خانقاء و دارالارشاد خویش در استابول

بالاطریقه قادریه و مشایخ 

پایه گذار طریقت قادریه ، شیخ عبدالقادر گیلانی، می باشد. ایشان در سال 470ه ق و به قول دیگری 471 ه ق تولد یافته است. شیخ عبدالقادر در اصول پیرو ابی الحسن اشعری و در فروع تابع امام شافعی(رض) و امام احمد حنبل(رض) است.در نزد صوفیان هند، ترك و عراق صاحب كرامت میباشد.

درپاوه خاندان خالصی كه بزرگ آنها شیخ نصرالدین خالصی بوده است ، روز شنبه 26/9/1356 هجری شمسی وفات كرد. و اكنون فرزند ایشان حاج شیخ طه خالصی ، به ارشاد مشغول میباشند. ((افراد دیگری هم در منطقه به ترویج قادریه اشتغال دارند از جمله: شیخ حسین هاشمی حسینی، از سادات برزنجه، در ده شاه ولد بخش ازگله حاج شیخ نجم الدین هاشمی در بخش ازگله و شیخ محی الدین هاشمی در دار زنگنه ی ازگله ، دو نفر اخیر هم از سادات برزنجه هستند. در قریه ی نجار نیز ملا شیخ محمد فرزند شیخ قادر از خاندان طالبانی، به ارشاد مشغول است.))

بالاپیر شالیار

در این مراسم كه هرساله و در اواسط بهمن‌ماه در اورمان تخت و در كنار مرقد پیرشالیار برگزار میشود هزاران نفر از مشتاقان و علاقمندان این مراسم برای گرامیداشت پیرشالیار گرد هم جمع می شوند.

پیرشالیار كیست ؟

پیرشالیار فرزند جاماسب یكی از رهبران و مغان آیین زردشت بوده كه در اورامان می‌زیسته است ، وی مردی دانا و آگاه با طبعی روان بود . ایم مغ كتابی را به نام مارفه‌تو پیرشالیار (‌معرفت پیرشهریار) به لجهه كردی اورامی به نظم در آورده است مشتمل بر امثال و حكم و پند و اندرز با ذكر نكاتی چند از آداب و رسوم آیین باستانی و تاكید و توصیه در جهت حفظ و نگهداری آن . نسخه این كتاب اكنون كمیاب است و فقط عبارات و ابیاتی از آن را برخی از مردم آن سامان در حفظ دارند و در مواردی به جای مثل به كار می برند .

در این كتاب منظوم ، بعد از هر دو بیت ، بیتی تكرار شده است به این مضمون :

گوشت جه‌ واته‌ی پیرشالیار بوو           هوشت جه كیاسته‌ی زانای سیمیار بوو

(‌به گفته پیرشهریار گوش بده ، و برای درك نوشته‌ زردشت دانا و هوشیار باش ) چندبند از آن منظومه :

داران گیان‌داران ، جه‌رگ و دل به‌رگه‌ن           گایی پر به‌رگه‌ن گایی بی به‌رگه‌ن

كه ره‌گ جه ‌هیلین ، هیلی جه كه‌رگه‌ن           رواس جه رواس ورگه‌ن جه ورگه‌ن

( درختان جان دارند ،‌ جگر و دلشان برگ است ، گاهی پر برگ و گاهی بی برگند . مرغ از تحم است ، و تخم از مرغ روباه از روباه است و گرگ از گرگ)

وه‌وری وه‌وارو ، وه‌وره‌وه‌رینه           وریسه ، بریو چوارسه رینه

كه‌رگی سیاوه هیلیش چه‌رمینه           گوشلی مه مریو دوی درینه

( برفی می باره كه برف خوره است ، و رسن كه پاره شود چهارسر پیدا می‌كند ، ماكیان سیاه ، تخمش سفید است ،‌دیگچه كه سوراخ شد ، دودر پیدا می كند )

برخی از دانشمندان كرد معتقدند كه پیرشالیار در اواخر زندگی دین اسلام را قبول كرده و كوشیده تا مردم این سامان را با این آیین مبین آشنا سازد ،‌اما توفیقی حاصل نكرده است و در اواخر قرن پنجم رو در نقاب خاك كشیده است . اما از روی قراین این پیرشالیار(‌پیراول) در اواخر قرن اول می زیسته و برهمان عقیده و آیین كهن تا واپسین دم باقی مانده است ، زیرا اولا در قرن چهارم و پنجم و حتی سوم دین اسلام در سراسر منطقه اورامان گسترش پیدا كرده ، و همه اهالی این دیار گرویده اسلام شده اند ، ثانیا اسلام آوردن پیرشالیار اول نیز نمی تواند مقرون به صحت باشد وگرنه منظومه خود را با همان مضامین كه حاكی از مجوسیت اوست باقی نمی گذاشت بلكه آن قسمت را كه مربوط به آیین كهن و توصیه در باره حفظ آن و نگهداشت آن است تغییر میداد همچنانكه پیرشالیار دوم كه مسلمان بوده دست به این كار زده است .

بالامنابع

1- سایت اینترنتی پاوه و اورامان (www.paveh)

2- محمد علی سلطانی، حدیقه سلطانی، 1369، انتشارات صلاح الدین ایوبی،ارومیه

3- هادی سپنجی،دیوان میرزا ئه و لقادر پاوه یی 4- عثمان نقشبندی، بر پهنه یاد،1379، نشر كردستان 5- محمد رئوف توكلی، تاریخ تصوف در كردستان،1378،نشر توكلی 6- ملا عبدالكریم مدرس، دانشمندان كُرد در خدمت علم و دین، ترجمه احمد حواری نسب، مؤسسه اطلاعات 7- محمد علی سلطانی، تاریخ تسنن در كرمانشاه، تهران، نشر سُها،1380

بالا

:www.sarvabad.gov.ir/

نظر جغرافيايي و در اصطلاح و جغرافياي قديمي منطقه اورامان به سه قسمت :

۱-اورامان تخت۲- اورامان لهون۳- هورامان ژاورود تقسيم گرديده است ولي شايد درست آن سه منطقه است و منطقه ژاورود را نيز بايد جزء لاينفك اورامان بدانيم در ذيل به بررسي ويژگيهاي جغرافيايي هركدام خواهيم پرداخت .

اورامان تخت :

دهستان اورامان تخت با ۳۵۹۶ خانوار ۱۸۹۶۹ نفر جمعيت تابع بخش سروآباد شهرستان مريوان مي باشد .اين دهستان از سمت غرب با كشور عراق و از سمت جنوب به پاوه و كوه شاهو و از طرف شمال به مريوان و در طرف شرق به روستاهاي ژاورود و شهرستان سنندج همسايه استكوههاي دالاني و دَرَكي ۲۶۳۹ متر در شمال و كوه كوسالان در شرق و كوه شاهو ۳۳۹۰ متر در جنوب و كوه تخت و كوه دربند ۲۷۷۰ متر در غرب اين دهستان واقع شده است و دو شاخه مهم رودخانه سيروان از بخش شمالي و جنوب شرقي وارد اين دهستان شده و پس از تلاقي اين دو رودخانه با يكديگر در خاك كردستان عراق به درياچه دربنديخان مي ريزد اورامان تخت حدودا داراي ۲۶ روستا بوده است و در گذشته مركز آن روستاي رزاب بوده است و شخصي بنام حسن بيگ با اخلاف و اسلافش براين منطقه حاكم بوده ولي اكنون مركز آن روستاي اورامان تخت مي باشد اين روستا با ۴۴۹ خانوار ۲۱۴۸ نفر جمعيت در فاصله ۷۵ كيلومتري جنوب مريوان و ۷۵ كيلومتري شمال پاوه واقع شده است .اورامان تخت منطقه اي بسيار دلنشين و داراي مناظر زيبا و چشمه سارهاي باصفاي كوسالان مي باشد از نظر اقتصادي بيشتر مردم از طريق كشاورزي مختصر و باغداري و اندك صنايع دستي امرار معاش مي كنند البته درآمد بسيار كم آن باعث مهاجرت به شهر ها و خالي شدن روستاها گرديده است .تعدادي از روستاهاي دهستان اورامان تخت عبارتند از :

رودخانه سيروان : از ديگر زيبايي هاي منطقه اورامان رودخانه عظيم و خروشان سيروان است كه به امتداد كوه شاهو جريان يافته و از ارتفاعات اين ناحيه سرچشمه گرفته و بعد از طي تمامي منطقه شمالي اورامان و اورامان تخت به اورامان عراق وارد مي شود طول رودخانه سيروان در خاك ايران ۲۱۵ كيلومتر مي باشد كه داراي مناظر زيبا و ديدني مانند (تاف بل ) آبشار بل و . . . است


کلمات کلیدی:
 
گيوه ۱
ساعت ۱٢:٠۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٧ امرداد ،۱۳۸٦  

كلاش " كردي پاي افزاري سبك، راحت و خنك از صنايع دستي زيباي خبرگزاري جمهوري اسلامي ۸۶/۰۳/۱۶ 

استان كردستان به دليل پيشينه تاريخي خود همواره يكي از مهدهاي صنايع دستي در سطح كشور بوده و وجود صنايع دستي متنوع و جذاب در اين استان شاهدي بر اين مدعاست.

صنايع دستي اين استان به گواه اكثر كارشناسان يكي از بهترين، باكيفيت ترين و زيباترين صنايع دستي موجود در كشور و حتي جهان به شمار مي‌آيد.

يكي از صنايع دستي زيبا و مورد استفاده در مناطق كردنشين غرب كشور " گيوه " يا " كلاش " مي‌باشد كه با آغاز فصل گرما به عنوان يك پاي افزار زيبا و جالب كردها از آن به جاي كفش استفاده مي‌كنند.

" گيوه " يا " كلاش " پاي افزاري راحت و مقاوم است كه در جوامع كوچ نشين، روستايي و شهرنشين مورد استفاده قرار مي‌گيرد.

منطقه كوهستاني اورامانات، گذرگاههاي صعب العبور آن نوع معيشت و ضرورت تحرك فراوان در فصول سه گانه بهار، تابستان و پاييز كه فصلهاي كار هستند پاي افزاري را مي‌طلبد كه سبك، راحت، مقاوم و خنك باشد.

از گيوه به عنوان پاي افزاري مي‌توان نام برد كه داراي قدمتي  ۱۵هزار ساله است ( اثر باقيمانده از گيوه‌هاي پير شاليار در منطقه باستاني اورامان مدعي بر اين نظر مي‌باشد).

پاي افزاري چون گيوه بهترين پاسخگو براي تمامي اين نيازها بوده و مي باشد چونكه موارد اوليه كف آن تماما در منطقه موجود مي‌باشد، ابزار كار آن ساده و به راحتي مي‌توان آنرا تهيه كرد، بخش اعظمي از نيروي زنان روستا كه در زمينه كارهاي توليدي قادر به فعاليت نيستند را فعال مي‌كند و در صورت توليد بيشتر مي‌تواند حوزه آن به خارج از محدوده نيز كشيده شود. سادگي ابزار كار و در دسترس بودن مواد اوليه براي توليد آن و همچنين وجود نيروي كار در دسترس، موجب رواج پيشه گيوه‌كشي در كردستان به ويژه در ناحيه اورامانات شده است.

گيوه را بايد يكي از جالبترين و ارزان‌ترين صنايع دستي روستايي ايران دانست، اين پاي پوش قديمي كه روزگاري به خصوص در فصل تابستان مورد استفاده قرار مي‌گرفت در سالهاي اخير به سبب رواج كفشهاي مدل جديد جايگزين اين پاي پوش قديمي شده است اما باز در مناطق كردنشين بسياري از مردم از آن استفاده مي‌كنند.

كلاش يا گيوه پاي افزاري است كه از دو قمست عمده رويه و كف تشكيل شده كه رويه آن با نخ مخصوص و سوزن بافته مي‌شود و اكثر اين كار را زنان انجام مي‌دهند و كف كلاش كه نمايانگر استعداد و خلاقيت ابداع‌كننده آن است از پارچه و چرم ساخته مي‌شود.

گيوه كشي يكي از صنايع دستي رايج و بومي استان كردستان به خصوص منطقه اورامانات است، اين صنعت بومي را مي‌توان بر مبناي توليد و محل توليد به دو بخش اصلي روستايي و شهري تقسيم نمود.

مواد اوليه براي توليد گيوه بخشي در منطقه و بخشي ديگر در ديگر مناطق تهيه مي‌شود.

جهت بافت گيوه از پوست گاو، پيه و نري گاو و نخ تابيده استفاده مي‌شود كه در منطقه كردستان موجود است و ديگر مواد از جمله گيوه‌هاي تخت زيره‌اي، رنگ، پارچه نازك نخي، كتيرا و نخ تابيده (قرقره) تهيه مي‌شود.

براي تهيه گيوه‌هاي طرح جديد ( تخت چرمي و پلاستيكي) ميخ پوست دباغي شده، پاشنه‌هاي پلاستيكي، كف پلاستيكي، چسب، پوست، نري گاو، پارچه نخي و موي بز استفاده مي‌شود.

كار گيوه كشي معمولا در دو مرحله كارگاهي و خانگي انجام مي‌شود، كارهاي مربوط به تخت گيوه‌كاري مردانه است كه معمولا در كارگاه و يا مغازه‌ها با ابزار گوناگون انجام مي‌شود.

در مناطق شهري كارهاي مربوط به رويه گيوه‌كشي توسط زنان و در خانه‌ها صورت مي‌گيرد و اين كار در روستاها هم به دست زنان و هم به دست مردان در خانه و در اوقات فراغت انجام مي‌شود.

رنگهايي كه در تهيه گيوه بكار مي‌رود شامل آبي، قرمز، سفيد، استخواني، سياه مي‌باشد كه رنگهاي آبي و قرمز كه در تخت گيوه بكار برده مي‌شود قبلا تخت گيوه‌ها فقط به رنگ سفيد بود و رويه گيوه مردانه معمولا سفيد بوده و براي بافت گيوه‌هاي زنانه از نخهاي رنگين و گاه از انواع منجوق نيز استفاده مي‌شود.

يكي از ويژگيهاي منحصر به فرد گيوه اين است كه اين پاي افزار چپ و راست ندارد و فرد مي‌تواند هر لنگه از گيوه‌ها را در هر يك پاهايي كه دوست دارد بپوشد و مانند كفش سمت چپ و راست ندارد كه اين ويژگي ممتازي است.

يكي ديگر از ويژگيهاي گيوه خنك بودن آن است كه موجب مي‌شود پا هميشه خنك باشد و از بوي بد و عرق پاها جلوگيري كند.

نرخ هر جفت گيوه هم اكنون در بازار شهرهاي استان كردستان متفاوت است و هر جفت گيوه به تناسب درجه و نوع مرغوبيت آن متفاوت است.

گيوه‌ها براساس مواد اوليه و به كار رفته داراي نرخهعاي متفاوتي هستند و هر جفت گيوه هم‌اكنون در بازار شهرهاي استان كردستان از  ۲۰۰هزار ريال تا نزديك  ۸۰۰هزار ريال مي‌باشد.

از تعداد گيوه‌بافان استان كردستان و نحوه فعاليت آنها اطلاعات و آماري در دست نيست و مديريت صنايع دستي استان كردستان نيز در مورد تعداد گيوه بافان استان آمار تفكيكي ندارد.ك/۴ 

نگاهي به هنر كلاش دوزي در كردستان سنندج ، خبرگزاري جمهوري اسلامي ۸۶/۰۴/۳۱ 

كلاش پاي افزاري است تهيه شده از مواد طبيعي موجود در محيط مانند نخ و چرم كه با توجه به خنكي و سبكي آن بسيار مورد توجه بوده و در فصول گرم سال مورد استفاده دارد.

اين هنر با قدمتي بيش از دو هزار سال مختص مناطق كردستان بوده و پاي افزار منطقه شناخته شده كه قبلا در دو طرح ساخته مي‌شده است.

طرح اول مخصوص آقايان بود كه كفه آن ضمخت و داراي نوك برآمده بود زيرا مردان به خاطر داتشن كارهاي سنگين و كوهپيمايي لازم بود كلاش آنها از استحكام خاصي برخوردار باشد.

طرح دوم مخصوص دختران و زنان بود و اين طرح داراي كفه‌اي زيبا و رنگين در رنگهاي مختلف با همان مواد اوليه اما نسبت به طرح اول از لطافت خاصي برخودار بود.

با رشد صنعت توليد كفش و عرضه كفشهاي مختلف به بازار، اين صنعت ركورد قابل چشمگيري پيدا كرد و رسما مي‌رفت تا اين هنر به دست فراموشي سپرده شود.

اما در مناطق اورامان با توجه به صعب العبور بودن اين منطقه و عدم تاثير صنايع جديد اين هنر در اين منطقه محفوظ ماند تا اينكه با عنايت و همكاري سازمان صنايع دستي كردستان در سالهاي اخير اين هنر صنعت مجددا پا به عرضه وجود گذاشت و مورد توجه جهانيان قرار گرفته است.

مشخصات منحصر به فرد كلاش:

چون كفه كلاش كاملا پارچه‌اي بوده و رويه آن نيز نخ مي‌باشد، پا مطلقا داخل آن عرق نمي‌كند و با توجه به خاصيت (اسموزي ) كلاش، رطوبت داخلي كلاش از طريق پارچه و نخ به بيرون هدايت مي‌شود كه اين موضوع باعث مي‌شود ضمن جذب رطوبت پا نيز خنك شود و اين خاصيت را درهيچ پاي افزاري نمي‌توان ديد.

كلاش تنها پاي افزاري است كه داراي خط تقارن است به اين معني كه چپ و راست براي آن نيست و براي حفظ اين فرم و مدل بايد هرچند مدت كلاش را راست و چپ و يا چپ و راست با پا كرد.

 

پياده‌روي با كلاش متناسب با فرم و مرفولوژي پاها مي‌باشد كفه آن و قسمت سينه گود پا بر آمده و در پاشنه پا بر جسته اين فرم باعث رفع خستگي و عدم خسته شدن پاها در هنگام پياده روي ميباشد.

موضوع بسيار مهم و حائز اهميت آن است كه از نظر زيست محيطي هيچ نوع آلودگي محيط بعد از استفاده آن ايجاد نمي‌كند چون مواد مصرفي آن كاملا طبيعي بوده و به وسيله آنزيمهاي موجود در خاك كمتر از يك سال تجزيه و به عناصر طبيعي خود تبديل مي‌شود درحالي كه ساير پاي افزارها به طور متوسط  ۵۰سال طول مي‌كشد كه تجزيه شود.

در ساخت و توليد اين پاي افزار هيچ نوع دستگاه صنعتي دخيل نيست اين امر باعث مي‌شود زمينه اشتغال را براي افراد زيادي در منطقه ايجاد كند.

مواد اوليه مورد نياز براي كلاش پارچه نخي مانند متقال، چلوار، نخ تابيده شده نمره ،۱۲لايه ،۱۸لايه ،۲۱پوست، يا چرم گاو است.

بعد از انتخاب سايز مورد نظر كاشي‌بند زير آن را باز كرده، كفه آنرا با سبزه ماش داده تا شيره سبزه در بافت كفه نفوذ كند سپس آنرا پوشيده و هر چند مدت بايد به صورت لنگه به لنگه پوشيد تا فرم و مدل آن به هم نخورد و همچنان زيبا بماند.

ساخت كفه و بافت رويه ان به طور متوسط چهار نفر روز وقت لازم دارد.

قيمت هر جفت كلاش به طور متوسط در شهر سنندج  ۵۰۰هزار ريال معادل پنجاه هزار تومان مي‌باشد كه اين رقم متناسب با نوع بافت متغير است.

 

كلاش را با آب سرد و پودر لباس‌شوئي شسته، بلافاصله دوعدد بطري شيشه‌اي و يا قالب كفش را داخل آن قرار داده سپس قسمت بيروني آن را مي‌شويد بعد از خشك شدن بطري‌ها را بيرون اوريد.

طريقه نگهداري: هر موقع خواستيد كلاش را نپوشيد، حبه‌اي قرص نفتالين يا مقداري توتون داخل كلاش ريخته و سپس آنرا در جاي خشك نگهداري كنيد تا از گزند حشرات مصون بماند.

به هر حال اگر خواستيد كلاش بخريد يادتان نرود كلاش را لنگه به لنگه كنيد، از خيس شدن ان جلوگيري كنيد و نگذاري اشخاص ديگر از ان استفاده كنند، زيرا اين موارد بر روي عمر كلاش اثر مي‌گذارد.

سرپرست معاونت صنايع دستي كردستان گفت: سالانه بيش از  ۳۷هزار جفت گيوه در سطح كردستان توسط گيوه‌بافان استان توليد مي‌شود.

" نبي شهروان " افزود: اين ميزان گيوه توليدي توسط حدود  ۵۰۰شاغلين اين حرفه توليد مي‌شود.

وي با اشاره به اينكه ارزش هر جفت گيوه بافته شده توسط هنرمندان استان كردستان از  ۲۰۰هزار تا بيش از  ۶۰۰هزار ريال است ، افزود: ارزش ريالي هر جفت گيوه بر حسب كيفيت به صورت متوسط در حدود  ۳۰۰هزار ريال است.

وي در ادامه به پراكندگي جغرافيايي بافندگان گيوه در استان اشاره كرد و افزود: گيوه بيشتر در مناطق اورامان، شهرستانهاي سرواباد و مريوان توليد مي‌شود ولي در ساير شهرستانهاي استان نيز به صورت پراكنده افرادي به اين شغل فعاليت دارند.

شهروان به آموزش هنر گيوه‌بافي توسط معاونت صنايع دستي استان كردستان اشاره كرد و افزود: سالانه بيش از  ۱۰۰هنرجوي علاقه‌مند به فراگيري هنر گيوه بافي توسط صنايع دستي استان كردستان آموزش داده مي‌شود.

وي تصريح كرد: اين افراد توسط چهار مربي مجرب و برجسته استان آموزشهاي لازم را فرا مي‌گيرند. معاون صنايع دستي استان كردستان در پايان اظهار داشت: كلاسهاي آموزش هنر گيوه‌بافي هم اكنون نيز داير است و علاقه‌مندان مي‌توانند براي ثبت نام در اين كلاسها به معاونت صنايع دستي واقع در خيابان پاسداران سنندج مراجعه كنند.ك/۴ 

ر بیست و پنجم صفر سنه ی سبع و عشرین و اربعمائه و الف به کرمانشاه خواهم شدن. شهریست خوش و آبادان بر لب قره سو و این آب را از آن سبب "قره" گویند که چون پیغامبر نامه ای نبشت مر خسرو را و این نامه بدو رسید، او را خشم گرفت از بردن نام الله پیش از نام وی و آن نامه بدرید و کرمانشاهیان بر این باورند که بدین آبش انداخت و این آب را زان پس "قره" یعنی "سیاه" گویند. شهر را بر دشت کرمانشاه بنا کرده اند که از شمال به کوه طاق بستان و از جنوب به کوه های سفید محدود است و چنان که گام کردم طول آن به طریقه ی فرنگیان 20 کیلومتر است و عرض آن بیش از 15 کیلومتر. مرکز آن میدانی باشد آزادی نام که کرمانشاهیان آنرا "گاراژ" خوانند. از گاراژ به جنوب که شوی بافت اصلی و پیشین شهر است و مراکز خرید نیز در این بافت است.

مردمان کرمانشاه به زبانهای فارسی با گویش کرمانشاهی و کردی سخن می گویند. آنچه در اینان دیدم مهمان نوازیست چرا که سده هاست میزبان زایران حرم امامان بوده اند. از سوغات ها کرمانشاهیان در شیرینی مهارت دارند و این نیز بدان سبب است که خود مردمانی شکم پرستند و نیز زایران را بدین شیرینی ها پذیرایی می کردند. این شیرینی ها بسیار می مانند چنان که زایر را در راه حرمهای عراق توشه ای بوده مفید و مغذی، که فساد نپذیرد. نان برنجی و کاک خود وعده ای می توانسته باشد غذای زایران را. دودیگر سوغات این شهر پای افزاریست "کلاش" نام که مردمان دیگر ایران انرا "گیوه" نامند و این نیز هم به سبب رهواری این پای افزار در کوهستانهای کرمانشاه است و هم پای افزاری پسندیده بوده مر زایران را که بدان طریق صعب عراق بپیمایند.

مردمانی هستند شاد و بزله گو و همچنین دلیر که بسیار هجمه های انیرانان را دفاع کرده اند در تاریخ ایران و مرزهای کشور به دلیری خود نگاه داشته اند از شر آفات دشمنان.

از بناها که در این شهر است دو طاق است که به دستور شاپور دیّم و خسرو پرویز کنده شده در دل کوه طاق بستان و نقوشی از اینان و بزم و رزمشان بر آن است و دودیگر تکایایست از عهد قاجار که از جمله است تکیه ی معاون الملک و تکیه ی بیگلربیگی و ... سدیگر بازار سنتی است که بازاریست به طول 13 کیلومتر به ابتدای مسجدی به نام هاشمی و انتهای مسجدی به نام میبدی، که در آن افزون از پنجاه و هفت کاروانسرا و مساجد و حمامهای بسیاری بوده که برخی از آنان هنوز بر جایند، چهارم کلیساها و خانقاه هایست از گذشته و و بسیاری دیگر.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385ساعت 16:4  توسط پاپتی  |  45 لطف

جام جم        

    برگرفته از: جام جم آن لاين   

     مسافران قديم براي پياده پيمودن مسيرهاي طولاني بايد پاي پوشي مقاوم انتخاب مي کردند که ضمن سبکي و خنکي ، در گرما و سرما پوشش مناسبي براي حفاظت از پا باشد.

مجموعه اين نيازها باعث شد پاي پوشي اختصاصي و بي نظير به نام گيوه در نقاط مختلف ايران ساخته شود. گيوه پاي پوشي سبک ، راحت ، مقاوم ، خنک و در مقايسه با ديگر اقلام زندگي ، ارزان بوده است.گيوه ، توليد مشترک خانوادگي است.بدين صورت که رويه گيوه را زنان و قسمت زيرين تخته را مردان توليد مي کنند. تخته کشي که توليد آن خاص مردان است با پارچه و چرم درست مي شود. مواد اوليه آن نيز عبارت است از: پوست گاو که به صورت نوارهاي باريک در کف گيوه به کار مي رود ، چربي (يا پيه) براي کم کردن اصطکاک و راحتي کار دوخت به درفش يا نوارهاي پوست ماليده مي شود ، نخ که بيشتر از موي بز است ، براي بخيه کاري دور تخت گيوه به کار مي رود و پارچه نخي نازک که آن را به صورت فتيله هاي نازک براي استفاده در کف گيوه درمي آورند. گيوه را با رنگهاي طبيعي و مصنوعي رنگ مي کنند و از کتيرا براي آهار زدن و منسجم کردن پارچه هاي فتيله استفاده مي شود. تخت چرمي و پلاستيکي در گيوه هاي طرح جديد به کار مي روند. کار گيوه کشي به طور کلي در 2مرحله کارگاهي و خانگي صورت مي پذيرد. کارهاي کارگاهي (مغازه اي) با ابزارهاي گوناگون به دست مردان انجام مي شود و عمليات خانگي به قسمت روي گيوه مربوط است که به وسيله زنان روستايي انجام مي شود. در حال حاضر در يزد ، اصفهان و کرمانشاه گيوه توليد مي شود که در کرمانشاه توليد گيوه بيشتر است.

در کرمانشاه توليد 4نوع گيوه معمول است : گيوه تخت آجيده که کف تخت آن با نخ پرک آج خورده است و استحکام زيادي دارد و مرغوب ترين نوع گيوه به شمار مي آيد. گيوه تخت چرمي که بتدريج جايگزين گيوه هاي تخت آجيده شده است و کف آن چرم يک تکه گاوميش است.

گيوه تخت پلاستيکي که به دليل ارزاني خريدار بيشتري دارد و گيوه با رويه ابريشمي که رويه آن از نخهاي ابريشمي رنگارنگ تهيه مي شود و داراي نقوش هندسي و بسيار چشمنواز است.

هورامان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد.

پرش به: ناوبری, جستجو

در متن این مقاله از هیچ منبعی نام برده نشده‌است. شما می‌توانید با افزودن منابع بر طبق شیوه‌نامهٔ ارجاع به منابع، به ویکی‌پدیا کمک کنید.

مطالب بی‌منبع احتمالاً در آینده حذف خواهند‌ شد.

هورامان یا اورامان، نام منطقه‌ای در ایران و عراق است. این منطقه‌ از طبیعت زیبایی برخوردار است.یکی از جلوه‌های طبیعی ناحیه اورامان، وجود دره‌های پرپیچ‌و‌خم و عمیق و رودبارهای متعدد است. در پایه هر کوهی دره‌ای عمیق و رودباری زیبا قرار دارد. از مجموع آب این چشمه‌ها و رودبارها دو رودخانه‌ سیروان و لیله تشکیل می‌شوند که در نقطه‌ای به نام دروله در نزدیکی مرز ایران و عراق به‌ هم می‌پیوندند.

هر چند که بخش عمده‌ای از منطقه اورامان را کوههای مرتفع و پربرف تشکیل می‌دهد اما در ارتفاعات پائین‌تر و در دامنه همین کوه‌ها جنگلهای متراکم نسبتاً وسیعی وجود دارند. پوشش جنگلی این ناحیه همچون پوشش عمومی رشته‌کوه زاگرس عمدتاً از درختان بلوط است درختان دیگری مانند گلابی‌وحشی و زالزالک نیز به تعداد قابل توجهی یافت می‌شود این جنگلها سنتا تأمین‌کننده سوخت زمستانی اهالی منطقه بوده‌اند.

مردم این منطقه‌ با زبان هورامی تکلم می‌کنند.

گیوه

این روز ها که هوا گرم است وکفشها وکتانی ها پاها را اذیت میکند وپاها معمولا بو میگیرد یاد گیوه های قدیمی و مورد استفاده مردم روستا ها افتادم و گفتم یک نیم نگاهی به آن داشته باشم. گیوه، اصولا پای پوشی است سبك، بادوام و مناسب برای راهپیمایی‌های طولانی در مسیرهای ناهموار و با توجه به این خصوصیات، اغلب افراد پیدایش آن را به روزگارانی خیلی قدیم‌تر از پیدایش سایر انواع پاپوش نسبت داده‌‌اند و همین امر باعث شده تا تولد گیوه با افسانه‌ها پیوند بخورد.

گیوه چیست؟ گیوه نوعی پای افزار است كه رویه‌ی آن را به شیوه‌ی بافتنی از ریسمان‌های ابریشمی یا پنبه‌ای نازك و زیره‌ی آن را گاه از چرم یا لاستیك و اغلب از لته‌های به هم فشرده و در هم كشیده می‌سازند.

گیوه كه باید آن را جزو یكی از تولیدات كاملا كاربردی روستایی و عشایری دانست، هم اكنون در بسیاری از مناطق كشور تولید می‌شود و قسمت‌های مختلف كرمانشاه،‌ بخش‌هایی از اورامان، آباده، كازرون در فارس، بهبهان و دزفول در خوزستان،‌ بخشی از اصفهان، چهارمحال و بختیاری، روستای وفس و سنجان در استان مركزی جزو مناطق اصلی تولید گیوه در ایران هستند. البته در گذشته تعداد نقاطی كه گیوه در آن تولید می‌شده به مراتب بیشتر از امروز بوده و تعداد كارگاه‌ها نیز در مناطق نسبت به امروز در سطح بالاتری قرار داشته است.

كار تولید گیوه به سه بخش كاملا مشخص تقسیم می‌شود كه عبارت است از رویه‌چینی، تخت‌كشی و‌ گیوه دوزی.

انواع گیوهاز دوره‌ی صفویه به بعد تغییراتی در ساختمان و شكل گیوه بوجود آمد و هم اكنون نیز گیوه‌هایی به اشكال و نام‌های مختلف تولید می‌‌گردد و مهم‌ترین آنها عبارت است از:

1. ملكی: نوعی كه دارای رویه‌ی نفیس و گران قیمت است و نوك(پنجه) درازی دارد. این نوع گیوه رویه‌اش بلندتر از گیوه‌های دیگر بوده و به قسمت پشت آن نیز یك قطعه چرم دوخته می‌شود.

2. گیوه آجیده یا آجده: نوعی گیوه است كه دارای رویه‌ی درشت باف و تخت‌ چرمی بخیه‌دار می‌باشد.

3. لته‌ای: نوعی كه تنها تفاوتش با سایر انواع گیوه تخت لته‌ای آن است.

4. گیوه تخت چرمی: نوعی گیوه شبیه كفش‌های معمولی كه تخت آن چرمی است و بیشتر در شهرها مورد استفاده قرار می‌گیرد و به همین اعتبار گیوه شهری نیز نامیده می‌شود.

5. تخت لاستیكی: نوعی گیوه درشت باف و ارزان قیمت كه دارای زیره‌ی لاستیكی است.

6. گیوه ابریشمی: نوعی گیوه تزئینی و تشریفاتی با تخت چرمی یا لاستیكی ظریف كه رویه‌اش با نخ ابریشمی رنگین بافته می‌شود و گاهی با منجق‌دوزی همراه است.

منبع قسمتهای از وب سایت وفس

+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم تیر 1386ساعت 6:52 توسط بختیاری | 3 نظر

وبلاگ قاهان

شرق  سال دوم - شماره۴۸۳  سه شنبه ۳ خرداد ۱۳۸۴ - - ۲۴ مى ۲۰۰۵ 

 گيوه تنها پاپوش بى همتاى جهان

ايسنا: گيوه بافى يكى از صنايع دستى استان كرمانشاه است كه از قدمتى برابر پاپوش در مناطق كوهستانى استان برخوردار است. گيوه را به اصطلاح محلى كلاش هم مى گويند. در مناطق كوهستانى كرمانشاه و گذرهاى صعب العبور و سنگلاخى استفاده از گيوه به عنوان پاپوش نرم، سبك، راحت و مقاوم رواج دارد. مراكز ساخت گيوه پاوه، هرسين و كرمانشاه است. گيوه از دو قسمت كفى و رويى تشكيل مى شود. كفى معمولاً از لاستيك و چرم است ولى رويى از نخ است. تا قبل از پيدايش صنعت لاستيك سازى، گيوه كش ها در كرمانشاه زير كلاش ها را از پوست گاوميش تهيه مى كردند و رويه آن را از نخ يا ابريشم مى بافتند كه اكثر اعيان از آن استفاده مى كردند. با پيدايش صنعت لاستيك براى كارگران و كشاورزان زير لاستيك به كار مى بردند. نوع دوم كلاش معروف به كلاش اورامى است كه گيوه باف هاى آن منطقه كه به «دوم» شهرت دارند در نهايت استادى زير گيوه را از كهنه پارچه كه كوبيده مى شود و با روده خشك حيوانات كه تيره مى گويند به هم وصل مى كنند كه از لحاظ فرم و طرح با گيوه هاى كرمانشاه و هرسين كاملاً متفاوت است.مهمترين انواع گيوه ها شامل دم پايى، پاشنه بلند، گيوه عاج دار، پشت بسته، كفشى، حوله اى، منجوقى، قيصرى، جاوى، تورى و ملكى است. به اعتقاد بسيارى از كارشناسان گيوه تنها كفش طبى دست ساز است و تنها نوعى از كفش در جهان محسوب مى شود كه تا به تا (لنگه به لنگه) نمى شود.

 سالانه ۳۷هزار جفت گيوه در كردستان توليد مي‌شود سنندج ، خبرگزاري جمهوري اسلامي ۸۶/۰۴/۲۷

سرپرست معاونت صنايع دستي كردستان گفت: سالانه بيش از ۳۷هزار جفت گيوه در سطح كردستان توسط گيوه‌بافان استان توليد مي‌شود. " نبي شهروان " روز چهارشنبه در گفت و گو با خبرگزاري جمهوري اسلامي افزود: اين ميزان گيوه توليدي توسط حدود ۵۰۰شاغلين اين حرفه توليد مي- شود. وي با اشاره به اينكه ارزش هر جفت گيوه بافته شده توسط هنرمندان استان كردستان از ۲۰۰هزار تا بيش از ۶۰۰هزار ريال است ، افزود: ارزش ريالي هر جفت گيوه بر حسب كيفيت به صورت متوسط در حدود ۳۰۰هزار ريال است. وي در ادامه به پراكندگي جغرافيايي بافندگان گيوه در استان اشاره كرد و افزود: گيوه بيشتر در مناطق اورامان، شهرستانهاي سرواباد و مريوان توليد مي‌شود ولي در ساير شهرستانهاي استان نيز به صورت پراكنده افرادي به اين شغل فعاليت دارند.

شهروان به آموزش هنر گيوه‌بافي توسط معاونت صنايع دستي استان كردستان اشاره كرد و افزود: سالانه بيش از ۱۰۰هنرجوي علاقه‌مند به فراگيري هنر گيوه بافي توسط صنايع دستي استان كردستان آموزش داده مي‌شود.

وي تصريح كرد: اين افراد توسط چهار مربي مجرب و برجسته استان آموزشهاي لازم را فرامي گيرند.

معاون صنايع دستي استان كردستان در پايان اظهار داشت: كلاسهاي آموزش هنر گيوه‌بافي هم اكنون نيز داير است و علاقه‌مندان مي‌توانند براي ثبت نام در اين كلاسها به معاونت صنايع دستي واقع در خيابان پاسداران سنندج مراجعه كنند.ك/۳

: پنج شنبه ۷ تير ۱۳۸۶

صنايع دستي كرمانشاه پيوند زيبايي و هنر مردمي  خبرگزاري جمهوري اسلامي ۱۳۸۶/۰۴/۰۵

صنايع دستي پيوند زيبايي و هنر است و قدمت اين هنرمندي و ظرافت در كارهاي هنري كرمانشاه به بلندي تاريخ كهن اين ديار است.

صنايع دستي گوناگون و متفاوت در كنار مهمان نوازي و آثار باستاني ارزشمند و ديدني، كرمانشاه را به يكي از استان هاي با سابقه و غني به لحاظ تنوع و زيبايي آثار هنري و صنايع دستي در كشور مبدل كرده است.

تنوع و زيبايي خارق‌العاده صنايع دستي در استان كرمانشاه چنان چشمگير است كه چشم و دل هر بيننده اي را مي‌ربايد.

محصولات صنايع دستي در استان كرمانشاه به لحاظ كيفيت و تنوع در كشور منحصر به فرد و مختص هنرمندان اين ديار است و در ديگر نقاط كشور نمونه هاي آن كمتر يافت مي‌شود.

متاسفانه بايدگفت صنايع دستي اين استان نه تنها در ديگر كشورهاي جهان بلكه حتي در داخل كشور نيز به خوبي معرفي نشده و براي دوست داران و علاقمندان به صنايع دستي نا شناخته و مهجور مانده است. هر چند بعضي از انواع توليدات مانند گليم، گيوه، قلم زني، حكاكي، سياه چادر، موج بافي شايد براي نسل امروز نا آشنا و واژه‌هايي بيگانه باشند، اما براي صاحبان فن در امر صنايع دستي نامي آشنا، مانوس و بيادماندني است. استان كرمانشاه از گذشته دور تا به امروز به سبب موقعيت خاص جغرافيايي نوع خاص فرهنك، سنت و طرز زندگي مهد صنايع دستي بوده و از لحاظ نساجي سنتي به دليل استفاده خاص مردم از اين توليدات،هنرمندان بسياري را پرورش داده است.

مشهورترين بافته هاي سنتي، روستايي و عشايري اصيل و بومي منطقه كرمانشاه گليم سنتي، گليم نقش برجسته، موج بافي، جاجيم بافي، چيغ بافي، سياه چادر، نمد مالي و گيوه بافي است.

سجاده بافي و خورجين بافي نيز از ديگر بافته هاي عشايري استان كرمانشاه است.

***گيوه بافي

گيوه بافي يا گيوه كشي از هنرهاي سنتي رايج در كرمانشاه است كه از گذشته هاي دور به علت شرايط خاص محيطي و امكانات موجود منطقه به توليد و مصرف آن پرداخته شده است.

در اصطلاح محلي به گيوه "كلاش" گفته مي‌شود و نوعي پاپوش است كه زيره آن از پوست گاوميش و رويه آن از ابريشم و نخ است.

بخش "اورامانات"، روستاي "هجيج " و "نودشه" از مناطق قديمي در توليد اين محصول مي‌باشند. تنها شهري كه در كشور گيوه هايش شهرت دارد كرمانشاه است كه قدمت زيادي در گيوه كشي داشته و به گيوه كرمانشاهي معروف است. انواع گيوه عبارت است از گيوه زير لاستيكي، گيوه زير پارچه اي، گيوه زيرچرمي، گيوه ابريشمي كه مخصوص كرمانشاه و "صحنه" است.

شهرها و روستاهايي كه گيوه در آن توليد و بافته مي‌شود نودشه، روستاي دل ،روستاي هجيج، روستاي ناو، مريوان، پاوه، روانسر و جوانرود است.

به رغم تنوع توليدات ارزشمند و منحصر به فرد صنايع دستي در استان كرمانشاه،اين صنايع آن چنان كه شايسته آن است مورد توجه مردم ديگر نقاط كشور قرار نگرفته و اكثر محصولات توليدي آن به جز چند نوع كالا كه در كشور معروف شده‌اند مابقي در حد استفاده مردم منطقه و استان باقي مانده است.

نوروز به ياد ماندني در كرمانشاه /گيوه سوغاتي بي‌نظير كرمانشاه كرمانشاه، خبرگزاري جمهوري اسلامي ۸۶/۰۱/۰۴

گيوه بافي، يكي از صنايع دستي اصيل و ريشه دار در استان كرمانشاه است كه قدمتي هزار ساله دارد.

طبيعت كوهستاني استان كرمانشاه و نياز به پاپوشي سبك ، راحت و در عين حال مقاوم باعث شده كه گيوه در زمانهاي گذشته همواره همراه مردم سخت كوش منطقه و امروز به عنوان سوغاتي بي‌نظير اين ديار يادآور خاطرات شيرين سفر به كرمانشاه است.


کلمات کلیدی: