ساعت ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٥ تیر ،۱۳۸٦  

در ضرورت حفظ نوروز به عنوان  يگانه جشن ملي اسلامي

رضا سليمان نوري

آيت‌الله شيخ ابوالقاسم خزعلي دبير كل بنياد بين‌المللي غدير در پنجمين همايش دبيران اجرايي اين تشكل در حضور مصطفي پورمحمدي وزير فقيه دولت نهم با تاكيد براينكه تبريك هاي عيد خدير كمتر از يك سوم نوروز است  آرزوي روزي را كرد كه غدير جايگزين  نوروز شود.اين جمله هرچند از سرحب اهل بيت و به ويژه امام نخست شيعيان گفته شده است اما نشانگرآن است كه گوينده آن نه با و واقعيت نوروز آشنا هست و نه اطلاعي از وضعيت فرهنگي ،اجتماعي ايران و عوامل پيوندآن با همسايگان دارد. بر همين اساس در ذيل نخست به بيان ريشه هاي اسلامي نوروز و اهميت آن در نزد بزرگان دين مي پردازيم وسپس نيم نگاهي به ويضعيت خاص نوروز در فشرده كردن پيوند ما با كشور هاي همسايه خواهيم داشت.

1:نگاهي كوتاه به  تاريخ ايران نشان دهنده آن است كه هرچند نوروز جشني باستاني بوده وريشه در آيين وسنن ايراني پيش از اسلام دارد اما به دليل ويژگي هاي خاص خود يعني نهفتن پندهاي اخلاقي و اجتماعي  فراوان در دل آن كه پيام هاي اصلي اسلام نيز مي باشد  ،آنچنان مورد پذيرش بزرگان اسلامي قرار گرفته  كه ماهيت كنوني آن همان مقدار كه ايراني است اسلامي نيز مي باشد. گواه اين ادعا ي ما روايات وسخنان بسياري است كه  درباره ميموني و مباركي اين جشن فرخنده از پيامبر اسلام و ائمه معصوم شيعه به عنوان مذهبي كه آيت الله خزعلي و دوستان ايشان  خود را مبلغ راستين آن مي دانند،نقل شده است.

در ذيل به برخي از اين روايات اشاره مي كنيم تا شايد بدين گونه اهميت نوروز را دگر باره متذكر شويم.

الف:  ابوريحان بيروني حكيم ودانشمندبزرگ ايراني در صفحه  ۳۲۵  اثر گران سنگ خود آثار الباقيه عن القرون الخاليه نظر پيامبر بزرگ اسلام درباره نوروز را با ذكر اين حديث بيان كرده است: "عبدالصمد بن علي از جد خود نقل مي‌كند كه در نوروز جامي سيمين كه پر از حلوا بود، براي پيغمبر هديه آوردند و آن حضرت پرسيد كه اين چيست؟ گفتند عيد بزرگ ايرانيان است، فرمود :آري ، در اين روز بود كه خداوند عسكره را زنده كرد. پرسيدند: عسكره چيست ؟ فرمود: عسكره هزاران مردمي بودند كه از ترس مرگ ترك ديار كردند و سر به بيابان نهادند و خداوند به آنان گفت بميريد و مردند ، سپس آنان را زنده كرد و ابرها را امر فرمود كه به آنان ببارد ، از اين روست كه پاشيدن آب در اين روز رسم شده است. سپس پيامبر اكرم  از آن حلوا تناول و آن را ميان اصحاب خود قسمت كردند و فرمودند:كاش هر روزي برما نوروز بود. "

ب:علامه مجلسي عالم بزرگ شيعه كه فقهاي شيعه خواندن مجموعه گران سنگ نوشته تاليف ايشان يعني بحار الانوار را از افتخارات خود مي دانند در جلد   ۱۴ اين كتاب و در  مبحث نوروز درباره ديدگاه امام جعفر صادق نسبت به اين جشن بزرگ ايراني آورده است:"معلي بن خنيس نقل كرده است:روز نوروز بر حضرت جعفر بن محمد صادق (ع) درآمدم.گفت:آيا اين روز را مي‌شناسي ؟ گفتم: فداي تو شوم ، اين روزي است كه ايرانيان آن را بزرگ مي‌دارند و به يكديگر هديه و ارمغان مي‌دهند. پس حضرت صادق گفت:سوگند به خداوند كه اين بزرگداشت نوروز به علت امري كهن است كه برايت بازگو مي‌كنم تا آن را دريابي. پس گفت :اي معلي، روز نوروز، روزي است كه خداوند از بندگان خدا پيمان گرفت كه او را بپرستند و او را شريك و انبازي نگيرند و به پيامبران و راهنمايان او بگروند و به پيشوايان دين ايمان بياورند. همان روزي است كه آفتاب درآن طلوع كرد و بادها وزيدن گرفت، و زمين در آن شكوفا و درخشان شد.همان روزي است كه كشتي نوح (ع) در كوه آرام گرفت ، همان روزي است كه پيامبر خدا (ص)، اميرالمومنين علي (ع) را بر دوش خود گرفت تا بت‌هاي قريش را از كعبه به زير افكند و بتان را خرد كند، چنان كه ابراهيم (ع) نيز اين كار را كرد. همان روزي است كه پيامبر به ياران خود فرمودند تا با علي (ع) به عنوان اميرالمومنين بيعت كنند .همان روزي است كه قائم (عج) بر دجال پيروز شود و او را در كنار كوفه بر دار كشد و هيچ روز نوروزي نيست كه ما در آن متوقع گشايش و فرجي نباشيم،زيرا نوروز از روزهاي ما شيعيان است. "

ج:علامه مجلسي همچنين در صفحه 129كتاب ديگر خود سماء والعالم نيز در اين باره به نقل از امام جعفر صادق آورده است:"در آغاز فروردين آدم آفريده شد و آن روز فرخنده اي است.جهت طلب حاجات وبرآورده شدن آرزوها و ديدن پادشاهان وكسب دانش وزنا شويي ،سفر،داد و ستد.در اين روز خجسته بيماران بهبود ونوزادان به آساني متولد مي شوند و روزي فراوان مي شود."

د: امام علي كه آيت الله خزعلي خود را مريد ايشان مي دانند وخوشحال است كه درطول  82 سال عمرش در راه شناساندن بيشتر ايشان به جهانيان تلاش كرده نيز خطاب به گروهي از ايرانيان كه به خدمت ايشان رسيده وويژگي هاي نوروز را به ايشان گفتند، فرموده اند:هر روزتان نوروز ،نوروز تان پيروز باد."

البته اين چهارحديث بيان شده در بالا گوشه اي از خرمن احاديث بيان شده از سوي بزرگان مذهب تشيع درباره  اهميت نوروز است وعلاقه مندان براي آگاهي بيشتر از كلام بزرگان درباره اين عيد بزرگ ايراني اسلامي مي توانند به كتابهاي

 عيد نوروز از منظر شرع وعقل نوشته حسنعلي خزائلي،نوروز وهفت سين نوشته محمد علي دادخواه وسماءو العالم تاليف علامه مجلسي مراجعه كنند.

2:نوروز در روابط ما با كشورهاي همسايه نيز از جايگاه بالايي برخوردار است .براي درك اين جايگاه كافي است به مقولات زير توجه كنيم:

الف:جشن نوروز ايراني حداقل در يازده كشور منطقه كه شامل كشورهاي عرب زبان ،ترك زبان و فارس زبان مي شود به عنوان يكي از جشن هاي ملي  ومهم شناخته مي گردد در حاليكه عيد غدير تنها در سه كشور ايران ،عراق و بحرين به عنوان جشن اصلي مردم مطرح است كه البته در دوكشور عراق وبحرين نيز تنها جشني مردمي ونه قابل قبول از سوي تمامي اركان دولت وحكومت محسوب مي شود.

ب:محاصره بودن ايران در بين كشورهاي اسلامي كه اغلب داراي اكثريت اهل تسنن بوده واگر هم مانند عراق وآذربايجان داراي اكثريت شيعه مي باشند اين وضعيت حالتي شكننده دارد، ايجاب مي كنند كه كمتر برروي نقاط افتراق تاكيد كنيم.

ج:وضعيت مذهبي داخلي كشور و وجود اقليت هاي بزرگ اهل تسنن در نقاط مرزي اين نكته را به مسئولان گوشزد مي كند كه با همه اهميت عيد غدير از تلاشي وسيع براي جايگزين كرددن آن با هر عيد ديگري از جمله نوروز يا قربان خودداري كنند زيرااين امر ممكن است عامل ايجاد نارضايتي هاي فرقه اي در مناطق مرزي گردد كه خود وسيله اي براي دخالت بيگانگان در مسايل داخلي كشور است.


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ۱:٤٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٠ تیر ،۱۳۸٦  

125مركزدرماني درشرايط بحران آلودگي صوتي

آلودگي صوتي در پايتخت بحراني شده است

مديرعامل شركت كنترل كيفيت هوا گفت: منطقه 6 با میزان آلودگی صوتی بالاتر از حد استاندارد به عنوان آلوده ترین منطقه به لحاظ آلودگی صوتی در شهر تهران شناسایی شده است. به گفته وي نصب سدهاي آكوستيكي در مجاورت بزرگراهها و خيابانها از جمله راهكارهاي كنترل آلودگي صوتي در نقاط بحراني است البته در ايران اغلب سدهاي صوتي بتني است در صورتي كه امروزه سدهاي صوتي شفاف براي حفظ نماي شهر نصب مي‌شود.

 آلودگى صوتى چيست؟

بحث آلودگى بحث مفصلى است، سالهاست كه در مورد آلودگى هوا و آلودگى آب و محيط زيست و خاك، مطالب بسيارى شنيده ايم. اما آلودگى جديدترى كه مجبور به تحمل آن هستيم «آلودگى صوتى» است.

همه ما به شكلهاى مختلف سروصدا را تحمل مى كنيم. در بعضى شرايط خود ما منبع مولد اين صدا و در برخى حالات قربانى آن هستيم. درست مانند افراد سيگارى و غيرسيگارى كه هر دو از دود موجود در محيط آسيب مى بينند. البته به طور حتم فردى كه قربانى يك امر غيرارادى و ناخواسته است هميشه بيشتر آسيب مى بيند.

تحقيقات نشان داده است افرادى كه در اطراف مراكز شلوغى چون فرودگاهها يا ايستگاههاى راه آهن و... زندگى مى كنند، در مقايسه با سايرين به دفعات بيشترى دچار سردرد مى شوند و احتمال بروز تصادفات كوچك در مورد آنها بيشتر است. اين افراد اعتياد بيشترى به مصرف قرصهاى مسكن و خواب آور پيدا مى كنند.

تفاوت آلودگى صوتى با ساير آلودگيها

اين آلودگى از جهات زير با ساير آلودگيهايى چون هوا، آب، خاك و... فرق دارد.

۱- آلودگى صوتى گذراست به اين معنا كه وقتى منبع آلودگى از بين برود محيط از آسيب آن حفظ مى شود. اما آلودگى اى كه در محيط ايجاد مى كنند باقى مى ماند.

۲- ساير انواع آلودگى را مى توان اندازه گيرى كرد، گرچه در مورد صوت مى توان هر صدا را به تنهايى اندازه گرفت اما سنجش و ارزيابى صداى كلى محيط كار مشكلى است.. ۳- تعيين و تفسير و توصيف شلوغى و صداى آزاردهنده كاملاً نسبى است.

يكى از عوامل تعيين كننده آلوده بودن يا نبودن چيزى بسته به آن دارد كه چه مقدار آن عامل به سلامت ما آسيب مى رساند و از آنجايى كه سروصدا عامل استرس و عامل بسيارى از بيماريهاى انسان است مى توان گفت شلوغى و سروصدايى كه باعث رنجش ما باشد، آلوده كننده محيط زندگيمان محسوب مى شود.

عوامل تشديد كننده آلودگى يك صدا

«بلندى» يك صدا تنها يكى از اجزاى تأثيرگذار آن بر انسان است. زمان، مكان مدت تأثيرپذيرى، منبع مواد صوت، شرايط روحى شنونده و كنترل يا عدم كنترل او بر آن صدا خود مى تواند صدايى را آزاردهنده يا روح افزا كند.

صداى باز نشدن يك بسته بيسكويت هرگز در گوشه اى از خيابانى شلوغ توجه ما را جلب نمى كند. به عبارتى آن را نمى شنويم اما همين صدا اگر در كتابخانه اى خلوت يك هفته پيش از امتحان كنكور! در حالي كه شب را نخوابيده ايم و الآن ساعت ۲ بعدازظهر است و... شنيده شود از صداى ناشى از هيجان آتش بازى چهارشنبه سورى و استفاده از انواع نارنجكها، بلندتر و آزاردهنده تر به نظر مى رسد!

واحد اندازه گيرى صوت:

(dB) يا دسى بل واحدى است كه در اين مقاله زياد به آن برخورد مى كنيم و واحد اندازه گيرى شدت صوت است. اين واحد لگاريتمى است، به اين معنا كه ۲ برابر شدن شدت صوت به مفهوم ۲ برابر شدن واحد دسى بل نيست.

مفهوم بلندى يك صدا در گوش انسان، مفهومى نيست كه مستقيماً به واحد دسى بل مرتبط باشد شدت صوت با مسافت هم نسبت عكس دارد.كه اين نسبت هم تابع ارتباطات عددى معمول نيست براى نمونه يك صداى ۱۰۰ دسى بلى در ۱۰ متر در مسافت ۲۰ متر db94 مى شود و در ۴۰ مترى معادل ۸۸ دسى بل (۲ برابر شدن مسافت ۶ واحد شدت صوت را كم مى كند) و...

سروصدا و ديدگاه روانشناسى:

تحقيقات نشان داده است كه انسانهاى درون گرا در مقايسه با افراد برون گرا نسبت به سروصدا تحريك پذيرتر هستند و كوچكترين صداها مى تواند آرامش درونى آنها را به هم بزند.

در ضمن اينكه در زمان ناراحتى، افسردگى، نگرانى يا شرايط سخت عاطفى همچون طلاق، بيكارى، مرگ يك عزيز و... صداهاى عادى تر فرد را زودتر به ستوه مى آورند و آنها را شلوغى قلمداد مى كند.

تفاوت بين «صدا» و «سروصدا» چيست؟

واكنش ما در مقابل صداها يكسان نيست. همه ما هر روز صداهاى مختلفى را در شرايط و مكانهاى متفاوت مى شنويم كه اگر آن صداها با امورى كه انجام مى دهيم تداخل داشته باشد آن صدا در نظر ما شلوغى يا سروصدا مى آيد.

صدايى كه براى يك فرد آزاردهنده است مى تواند براى ديگرى لذت بخش باشد.

شلوغى و صداى بلند آسيبهاى بيش از آسيب گوش ايجاد مى كند!

سروصدا علاوه بر مشكلات شنوايى، مى تواند مشكلات قلبى- عروقى، تند شدن ضربان قلب، افزايش فشارخون، مشكلات گوارشى، كم شدن هوشيارى و پايين آمدن قدرت حافظه، عصبانيت، اتساع مردمك چشم و كم شدن ديد را به وجود آورد.

همچنين يكى از مشكلاتى كه در اثر سروصدا ايجاد مى شود، به هم خوردن عادات خواب و بى خوابى است كه در شهرهاى بزرگ بسيارى از مردم با آن درگير هستند.

آلودگى صوتى باعث كاهش زمان خواب، يا افزايش تعداد دفعات بيدار شدن و به قول معروف از خواب پريدن مى شود.

براى اينكه يك صدا بتواند شخصى را از خواب بى خواب كند! چند عامل مهم است.

۱- نوع صدا و آلودگى صوتى (مثلاً صداى يك بلبل يا صداى وزوز پشه!)

۲- تكرار آن (صداى زنگ زدن يك ساعت يا به صدا درآمدن ۵ ساعت هر كدام به فاصله ۵ دقيقه از ديگرى)

۳- مدت آن (صداى ريخته شدن آب در يك ليوان يا صداى چكه چكه كردن شير آب به طور ممتد.)

۴- شدت آن (صداى نفسهاى عادى هم اتاقى در خوابگاه دانشجويى يا صداى خروپف شديد او)

۵- آستانه تحريك پذيرى يك شخص (شخص با صدايى به شدت ۳۵ دسى بل بيدار مى شود اما شخصى ديگر در ۹۰ دسى بل همچنان راحت مى خوابد و خم به ابرو نمى آورد.)

۶- مراحل خواب، اينكه ما اول خوابمان باشيم يا عميقاً خواب باشيم و هفت پادشاه را خواب ببينيم خيلى مهم است. قرار گرفتن شخص در مرحله عميق خواب نياز به شدت بيشترى از صوت براى بيدار شدن دارد.

- البته متغيرهاى ديگرى چون بالا رفتن سن هم مؤثر است. يك فرد جوان ممكن است به قول مادرش با صداى توپ و تانك هم بلند نشود اما يك پدربزرگ يا مادربزرگ با آهسته ترين صداى پاى نوه مچ او را مى گيرد!

- انگيزه براى بيدار شدن از خواب هم خود مهم است. روز كارى بيدار شدن و حضور در سر كار و كارت زدن آن هم ساعت ۸ صبح بسيار سختتر از بيدار شدن از خواب در روز جمعه آن هم ساعت 5/4 صبح و حضور در كوهستان است.

- از طرف ديگر سازش با سروصدا هم فاكتور مهمى است بسيارى از مادران كودكان خود را با صداى راديو و تلويزيون مى خوابانند و تحريك پذيرى او در مقابل صدا كم مى شود. اما عده اى ديگر در زمان خواب كودك حتى در خانه قدم هم نمى زنند!

مقايسه شدت چند نوع صدا با يكديگر:

- صداهاى موجود در خانه اى ساكت نه آپارتمانى شلوغ db ۲۰ - صداى صحبت معمولى db ۴۰ - صداى زنگ تلفن db ۶۰

- صداى هواكش سالم نه خراب!! db ۷۵ - صداى حاصل از ترافيك سنگين db ۱۰۰ - صداى ناشى از موتور هواپيما db ۲۰۰-۱۰۰

- اگر كار شما به گونه اى است كه بايد صدايى با شدت db75 را براى ۸ ساعت در روز تحمل كنيد مراقب گوشهاى خود باشيد و فكر اساسى كنيد.

اغلب خيابانهاي تهران،آلودگي صوتي بيش از  ۷۰دسي بل دارندبه آلاینده های موجود صدای بلند گوهای مساجد را نیز باید افزود.

يك متخصص و كارشناس آلودگي هوا گفت: با توجه به مدلسازي‌هاي انجام شده اكثر خيابان‌هاي شهر تهران داراي آلودگي صوتي بالاتر از از حد استاندارد و به ميزان  ۷۰دسي بل هستند.

دكتر "يوسف رشيدياز ترافيك، راه آهن، فرودگاه ، كارگاه‌هاي صنعتي و تجاري به عنوان مهم‌ترين منابع ايجاد آلودگي صوتي در كلان شهرها ياد كرد.

وي با اظهار اين كه حد استاندارد آلودگي صوتي براي اماكن مختلف متفاوت است،افزود:همچنين براي تعيين ميزان استاندارد آلودگي صوتي، هر شبانه روز به دو دوره زماني  ۶صبح تا  ۱۰شب و  ۱۰شب تا شش صبح تقيسم مي‌شود.

اين متخصص زيست محيطي و آلودگي هوا گفت:بر اين اساس،اين كه مكاني داراي كاربري تجاري، مسكوني، صنعتي، درماني و يا آموزشي باشد،ميزان استانداردها براي آنها در دو دوره مشخص شده شبانه روز متفاوت خواهد بود.

رشيدي افزود: مثلا براي ساختمان مسكوني در دوره زماني روز حد استاندارد آلودگي صوتي  ۵۵دسي بل و در دوره شب  ۴۵دسي بل است. وي ادامه داد:استاندارد آلودگي صوتي براي اماكن آموزشي و درماني نيز به خاطر كاربري خاصشان بايد پايين تري از ساير اماكن باشد.

اين متخصص اظهار داشت:با توجه به مدلسازي‌ها و اندازه‌گيري‌هايي كه انجام شده، آلودگي صوتي اكثر خيابانهاي تهران بسيار بالاتر از ميزان استانداردي است كه براي اماكن مسكوني در نظر گرفته شده است.

رشيدي افزود:وضعيت آلودگي صوتي خيابان‌هاي تهران در شب به خاطر پايين‌تر بودن حد استاندارد درنظر گرفته شده، بسيار بدتر از دوره زماني روز است. وي،يكي‌از دلايل مهم اين مشكل در تهران را محدود بودن تردد خودروهاي سنگين در اين شهر در دوره زماني شب دانست. اين متخصص آلودگي هوا گفت: كمترين ميزان سر و صدا در اكثر خيابان‌هاي شهر تهران در ساعات دو تا سه بامداد رخ مي‌دهد و بيشترين آن در ساعت  ۶تا  ۷صبح، به علت شروع ساعت كاري در شهر است. رشيدي افزود: البته براي مناطق جنوبي تهران ميل به ساعت  ۶صبح و در مناطق شمالي تر به سمت  ۷و  ۸صبح سوق پيدا مي‌كند. وي تاكيد كرد: به منظور كاهش اين مشكل در زندگي صنعتي امروزي، نياز به حركت جمعي است، به گونه‌اي كه بدون يك حركت جمعي نمي‌توان با موفقيت به حفاظت، بهره‌وري و بهره برداري منطقي از محيط زيست دست يافت.


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ۱۱:۱۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٥ تیر ،۱۳۸٦  

به نام خدا

چراغ برات

آيين همنشيني خراسانيان با مردگان

استاد:دكتر عسگري خانقاه

دانشجو:رضا سليمان نوري

بهار 86

سرآغاز

مردم خراسان در نيمه‌هاي ماه شعبان هر سال يعني  طي روز هاي دوازدهم تا چهاردهم شعبان با برگزاري مراسم مذهبي ويژه اي با عنوان برات ياد و خاطره عزيزان از دست رفته را گرامي داشته و به ياد مردگان خيرات مي كنند. دامنه اين رسم آن چنان گسترده است كه به ماه شعبان در اين منطقه  ماه برات نيز می گويند.

مراسم شب‌هاي برات يا چراغ برات سابقه‌اي ديرينه و ريشه‌دار دارد. پژوهش حاضر به منظور بررسي سابقه و تطور اين رسم و باور خراساني و نشان دادن اين امر صورت گرفته كه برات رسمي ايراني اسلامي ونه فقط اسلامي است.

بدان دليل كه مراسم چراغ برات در سه شب و روز يازده تا چهارده و يا دوازده تا پانزده ماه قمري شعبان برگزار مي‌شود در نگاه نخست همگان آن را  آييني عربي- اسلامي تلقي مي كنند  اما با توجه به اينكه  نه در گذشته هزار و چند صد ساله حضور اسلام در ايران و نه در حال حاضر اين سنت به صورت كامل از سوي هيچ كدام از  پيشوايان ديني مورد تاييد قرار نگرفته است در اسلامي بودن صددرصد آن ترديد است . از سوي ديگر با توجه به اينكه اين رسم برخلاف ساير رسوم  ملي ايراني همچون نوروز و يلدا و چهارشنبه سوري و ... مورد توجه حكومت‌هاي ملي ايراني يا حداقل مدعيان حكومت ملي  و نهادهاي رسمي كشور  ، چون روزنامه‌ها و راديو  تلويزيون نبوده و نيست ايراني بودن كامل اين آيين نيز محل ترديد است .

با اين همه شواهدي هست كه نشان مي دهد اصل اين آيين برگفته از اعتقادات و رسوم ايران باستان است كه پس از اسلام و خاصه در دوراني كه نهضت شعوبي گري در ايران والبته در راس همه مناطق آن ،خراسان براي ايراني كردن اسلام تلاش مي كرد رنگ و بوي اسلامي گرفته و براين اساس آييني  ايراني و ريشه‌مند است . لذا با توجه به بي‌توجهي ارگان‌هاي ملي كشوري و مذهبي نسبت به اين مراسم و باورهاي آن ضرورت بررسي ريشه و سابقه اين آيين توسط دست‌اندركاران فرهنگ ايران زمين و به ويژه اهل خراسان محسوس است و در صورت توفيق گام فرهنگي در خوري در راه شناخت ايران و خراسان بزرگ خواهد بود.

براين اساس در اين مقال تلاش مي شود تا ضمن نگاهي به ريشه هاي تاريخي و اسلامي اين رسم كهن نحوه اجراي آن در برخي مناطق خراسان هم مورد بازنگري و تامل قرارگيرد تا بدين گونه قدمي كوچك در راه حفظ و احياي اين سنت نكو برداشته شود.

گراميداشت  مردگان در بين ايرانيان

ايرانيان از ديرباز براي رفتگان خود احترام خاصي قايل بوده وسعي مي كرده اند كه به نوعي روح آنان را از خود راضي نگه دارند. ايشان بر همين اساس مراسمات گوناگوني داشته اند كه مراسم چراغ برات يكي از آنها است.

گرچه مراسم چراغ برات يا شب‌هاي  برات خراسان با اين عنوان و زمان براي عموم مردم ايران شناخته شده نبوده و رسمي با اين نام  در ميان آنان رايج نيست اما موضوع و مراسم آن براي همه ايرانيان آشنا است.

 مردم تهراني‌ها و اغلب  اهالي مناطق مركزي  ايران جمعه آخر اسفند را بي آن كه نامي خاص براي آن داشته باشند به مردگان خود و خيرات براي آنها اختصاص مي‌دهند. اهالي مناطق گيلان و آذربايجان و يزد نيز برخي  از جمعه هاي ماه رجب را به نام رغايب يا ليلت الرغائب نامگذاري كرده و در آن ايام به زيارت ديار خاموشان رفته و اقدام به خيرات براي درگذشتگان مي كنند. برخي  ديگر از مردم ايران نيز آخرين روزهاي سال شمسي و آخر اسفند را با نام عيد علفه يا عيد مرده‌ها به اين امر اختصاص مي‌دهند.

مردم بخشي از مناطق استان مركزي و همچنين مردم كردستان نيز همانند خراسانيان  مراسمي با نام برات دارند اما با اين تفاوت كه تنها روز چهاردهم شعبان را شامل مي شود. حال با توجه به مطالب گفته شده در بالا مي توان نتيجه گرفت هرچند  بررسي ريشه و سوابق آيين چراغ برات در خراسان به ظاهر پژوهشي براي شناسايي يك رسم كهن در بخشي از سرزمين ايران است اما به واقع بررسي سوابق ساير عناوين اين مراسم نيز هست و خلاصه اين كه اقدامي است براي بازشناسي سنتي كهن كه به مرور زمان پاره پاره گشته است و هر بخش نامي به خود گرفته و بر اثر شرايط زماني و مكاني با ساير بخش هاي ديگر تفاوت يافته است.

پس از سير و تأمل در مراسم ، باورها، عناوين و ايام اين آيين ايراني _ اسلامي به وضوح معلوم مي‌شود كه چنين باور و رفتاري از به هم پيوستن دو چشمه ايراني و اسلامي پديد آمده كه هر كدام از جايي دور دست يكي از فلات ايران و هزاران سال پيش و ديگري از جزيرت العرب نشأت گرفته و در ايران به هم رسيده و تشكيل آيين موجود را داده‌اند.

سرچشمه ايراني برات

ايرانيان پيش از اسلام  دليل مرگ ظاهري زمين در پاييز و حيات مجدد آن در بهار را در اين مي دانستند كه ارواح در پاييز زمين را به قصد آسمان ترك كرده  و بار ديگر در آستانه بهار به زمين باز مي گردند و بر اين اساس است كه گل در بهار مي شكفد و گياه مي رويد و حيات از سر گرفته مي شود. به تبع اين باور خلقت ارواح يا روانها نيز به آستانه بهار مربوط دانسته  مي شد . همچنين نياكان ما معتقد بودند كه در اين دوره اهورا مزدا به روانهاي درگذشتگان نيز اجازه پنج يا ده روزه رجعت به زمين و خانه و كاشانه پيشين را مي دهد  تا با باز ماندگان خود ديدار تازه كرده و توشه اي مجدد براي خود فراهم كنند.

بر اين اساس ، روان يا فروهر در گذشتگان هر ساله در آستانه ايام نوروز اجازه و برات آزادي از عذاب و پروانه چند روزه پرواز به خانه و كاشانه پيشين زميني خود را به دست مي آوردند و به تبع آن زندگان نيز به استقبال آنان شتافته و خانه و كاشانه خود را براي آمدنشان تميز مي كردند و اين همان رسمي است كه اكنون با عنوان خانه تكاني در روزهاي آخر سال انجام مي شود. همچنين  زندگان براي خوش آمد ارواح درگذشتگان  بر بام و در هر سرا شمع و چراغي افروخته و خوردني و نوشيدني مورد علاقه مردگان را بر سر سفره قرار مي دادند و  انتظار آنها را مي كشيدند. بدين سبب، نام اولين ماه بهار يعني فروردين از فروهر گرفته شده، كه گويي ماه سير و سفر و بازگشت فروران از آسمان به زمين و دادن حيات مجدد به اين توده خاكي مرده است. جمع اين باورها سبب شده است تا ايرانيان باستان در آستانه هر بهار و نوروز مراسم يا عيدي به نام فروردگان براي استقبال و پذيرايي از روان درگذشتگان خويش داشته باشند كه بعدها به دلايلي، از جمله تنظيم نبودن كامل تقويم آن دوران  به آخر ماه آبان انتقال يافته و نام عيد آبانگان به خود گرفته است. اين مراسم در دوران اوج نهضت شعوبي گري و بازگشت به اصول گذشته در ايران تازه مسلمان شده يعني حدود هزار سال پيش و پس از گذشت چهار سده از اسلامي شدن ايران تنها در ميان زرتشتيان رواج داشته و هنوز هم بر همان روال در بين ايشان برگزار مي شود. از سوي ديگر ايرانيان مسلمان شده نيز بيكار ننشسته و در طي اين چهار قرن و خاصه قرون سوم و چهارم هجري تلفيقي شيرين و موفق از باورهاي ايراني پيشين و اسلامي پسينِ خود ساختند، بدين گونه كه هزار سال پيش در خراسان بزرگ عيد يا مراسم ليله البرات يا ليله الصك را در نيمه شعبان ماه با همان رسوم و آيين ايراني- زرتشتي اما با توضيح و توجيه اسلامي تدارك ديدند و برگزار كردند. منبع اين ادعاي ما  نوشتاري است از دانشمند بزرگ ابوريحان بيروني  كه نمي تواند اين مراسم را  توجيه اسلامي كرده و ريشه و علت آن را باز شناسد و بر اين اساس با حيرت نوشته است: شب پانزدهم شعبان بزرگوار است و او را شب برات خوانند. و همي پندارم كه اين از قِبل آنست كه هر كه اندرو عبادت كند و نيك به جاي آرد بيزاري يابد از دوزخ. و سيزدهم و چهاردهم و پانزدهم اين ماه ايام البيض نام دارد. و شب پانزدهم اين ماه شب بزرگ است و ليله الصك و ليله البرات نام دارد. و عوام مردم بر اين عقيده اند كه صورت افرادي را كه در آن سال بايد بميرند خداوند در آن شب به ملك موكل بر گرفتن ارواح مي دهد.

سرچشمه عربي ـ اسلامي برات

گرچه اغلب مردم مسلمان از بلخ و بخارا تا بغداد و مصر در سده‌هاي ميانه بعد از اختلاط اسلام و ايران در ماه شعبان متوجه گورستان‌ها و زيارت قبور كسان خود مي‌شده‌اند، اما بعيد است كه ماه شعبان براي اين امر ويژگي و توصيه‌اي از سوي شارع دين مبين اسلام به همراه داشته باشد. بلكه به نظر مي‌رسد كه بعضي تشابهات و همخواني‌هاي اين ماه با برج اسفند ايراني باعث شده تا آداب فروردگاني برج اسفند به ماه قمري شعبان افتاده و نام ليله‌البرات  و شب چك گرفته باشد.

ماه شعبان كه تا پيش از لغو كبيسه (به فرموده پيامبر اسلام) تقريبا با ماه اسفند شمسي منطبق بوده است،‌از فرداي ظهور پيامبر اسلام بعضي ويژگي‌ و قداست‌هاي حائز اهميت البته بي‌هيچ اهميتي براي يادبود مردگان يافته است. اولا گفته شده است كه در اين ماه ولادت امام حسين صورت گرفت و پيامبر را بسيار شادمان ساخت. ديگر اينكه در روز پانزدهم ماه شعبان بوده كه پس از 18 ماه قبله‌گاهي بيت‌المقدس، قبله از بيت‌المقدس به كعبه انصراف و تحويل يافته است. پس از اين واقعه ماه شعبان نزد اعراب و مسلمين از اهميت خاصي برخوردار شد،‌ به طوري كه در سده‌هاي نخستين اسلامي شب نيمه شعبان براي تمام امت شبي مبارك و عيدي بزرگ بوده است. به نوشته مقدسي دانشمند و سياح ايراني‌الاصل ساكن بيت‌المقدس سده چهارم هجري نيمه شعبان يكي از عيدهاي مهم اسلامي بوده و در بيت‌المقدس بهتر و زيباتر از هر جاي ديگر برگزار مي‌شده است چنان كه رمضان در مكه ، دو عيد[فطر و قربان] در اصقليه (ظاهرا سيسيل) و عرفه در شيراز و آدينه در بغداد و عاشورا در مكه به نيكي برگزار مي‌شده است.

نكته قابل ذكر اينكه، گرچه به اعتقاد شيعه اماميه ولادت امام غائب (در سده سوم هجري) هم در نيمه شعبان روايت شده است، اما پيداست كه براي امت اسلامي غيرشيعه اين امر خبر مهمي نبوده است.

  دو دليل براي اين امركه مردم مسلمان ايران در سده‌هاي سوم و چهارم هجري آيين و مراسم ياد درگذشتگان و پذيرايي از روان و فروهر آنان را به نيمه ماه شعبان انتقال داده و نام ليله‌البرات يا چراغ برات و شب چك به آن داده‌اند،وجود دارد كه تا حدي قانع كننده است. اول اينكه اگر حساسيت ايرانيان زرتشتي را نسبت به هر ماه و روز سال، از نظر رفتار ديني و اعتقادي، درنظر بگيريم و توجه داشته باشيم كه آنان عيد مردگان را در سده‌هاي سوم و چهارم در برج هشتم سال يعني آبان‌ماه برگزار مي‌كرده‌اند، پذيرفتني خواهد بود كه پس از اسلام آوردن هم باز متمايل باشند كه در ماه هشتم سال اسلامي قمري، يعني شعبان، به برگزاري اين مراسم بپردازند. ديگر اين‌كه شعبان قمري تا سال 11 هجري، كه در آن سال بنا به آيه انما النسئي زيادت في‌الكفر... لغو كبيسه توسط اعراب صورت گرفت با برج اسفند شمسي منطبق بوده و ريشه و اصل عيد آبانگان يعني  فروردگان خاص آستانه بهار و ماه اسفند بوده است.

حال اگر به اختلاط پيش از اسلام اعراب با ايرانيان و تاثير شديد بعضي از قبايل عرب از فرهنگ و تمدن ايران هم توجه داشته باشيم، اين مسئله كه باور و آيين فروردگاني ايراني مربوط به ماه اسفند، پس از اسلام رنگ و بوي اسلامي گرفته و به دليل فوق به ماه شعبان افتاده باشد.غير قابل قبول نمي نمايد. هرچند ممكن است دلايل ديگري هم براي اين انتقال و تحول بوده باشد.

مراسم ويژه برات

از ريشه هاي اسلامي وايراني  برات كه در گذريم بايد گفت كه آيين برگزاري اين مراسم نيز سرشار از نكات جالب توجه است. بر اساس اعتقادات مردم خراسان  در اين سه شبانه روز مردگان آزاد بوده و زندگان با احسان براي آنها نه تنها تلاش مي كنند تا برات آزادي آنان را از آتش جهنم كسب كنند بلكه آزادي خود از آتش جهنم را نيز از امام دوازدهم خواستار مي شوند.اعتقاد اغلب مردم خراسان بر اين است كه در اين ايام  برات انسان نو مي شود و  به عبارتي سرنوشت او رقم مي خورد، به طوري كه درنقاط روستايي  خراسان در شب پانزدهم نيمه شعبان به پشت بام رفته و در مهتاب (اگر شب مهتابي باشد) ايستاده و به سايه خود نگاه مي كنند و از اين طريق سرنوشت خود و اقوام خود را در آن سال پيش بيني مي كنند .

 اقشار مختلف مردم به ويژه كساني كه به تازگي عزيزي را از دست داده‌اند در اين روز با حضور در مزار اموات ضمن درخواست آمرزش و زنده نگهداشتن ياد و خاطره درگذشتگان، آنان را در بركات ميلاد يگانه منجي عالم بشريت حضرت مهدي شريك مي‌سازند.

برات در خراسان مصداقي بر اعتقاد به اصل معاد است كه مردم اين خطه با انجام اعمال مخصوصي به استقبال آن مي‌روند. اين مراسم به مدت سه روز و با عناوين مختلف برگزار مي‌شود و مردم هر روز آن را با بزرگداشت قشر خاصي از مسلمانان برگزار مي‌كنند.

 برات غريبان، برات اسرا، برات مسافران، برات زنده‌ها و برات مرده‌ها از عناويني است كه براي اين سه روز در نقاط مختلف خراسان استفاده مي شود كه از اين ميان برات مرده‌ها در ‪ ۱۴شعبان با شور و حال خاصي برگزار مي‌شود.

پخت انواع نانهاي سنتي مانند روغن جوشي، چلبكي، كماچ، ساچ و حلوا و پخش آن دربين مردم به ويژه كودكان از مراسم ايام برات در شهرهاي گوناگون  خراسان است. مردم اين منطقه از كشورمان  اعتقاد دارند پخت اين خوراكيها بايد قبل از غروب آفتاب صورت گيرد.

 روز سيزدهم شعبان در برخي شهرهاي خراسان  به برات زنده‌ها شهرت دارد و مردم در اين روز به شكرانه نعمت سلامتي به پخش شيريني و شكلات مي‌پردازند. در غروب روز سيزدهم شعبان نيز كساني كه به‌تازگي عزيزي را از دست داده‌اند اقدام به پخت نوعي نان سنتي به نام روغن جوشي كرده و آن را بين مردم تقسيم مي‌كنند. اعتقاد مردم اين خطه بر اين است كه اگر عروس خانواده روغن جوشي را بپزد ارواح تازه‌گذشتگان از اين خيرات بهره بيشتري مي‌برند.

 در روز ‪ ۱۴شعبان نيز كه به برات مرده‌ها شهرت دارد مردم با حضور بر سر قبور خويشاوندان ، خواندن فاتحه و پخش انواع شيريني، شكلات، ميوه و نانهاي سنتي ياد و خاطره عزيزان خود را گرامي مي‌دارند.

 در اين روز كساني كه به تازگي عزيزي را از دست داده‌اند با پهن كردن فرش ، خيرات، پخش انواع خوراكي و خواندن روضه ياد و خاطره تازه گذشته را گرامي مي‌دارند. قرائت قرآن و فاتحه نيز در اين راستا هديه‌اي است كه از سوي مردم نثار روح درگذشتگان مي‌شود.

نكته جالب توجه اين است كه هرچند ايام برات سه روز است اما در برخي از روستاها و همچنين مناطقي كه هنوز روابط طايفه اي مستحكم است در صورتي كه تعداد درگذشتگان سال بيش از سه نفر باشد مراسم را از ابتداي ماه شعبان آغاز كرده و هر روز در منزل يكي از درگذشتگان   مجلس عزا و روضه همچنين  مراسم قرائت قرآن برپا مي‌شود. مردم در اين روستاها به چند گروه تقسيم شده و هر گروه در قسمتي از روستا در جمع بازماندگان متوفي به قرائت قرآن مي‌پردازند. مردم در اين روستاها عصر روز سيزدهم شعبان با حضور بر مزار اموات و خواندن فاتحه، ياد و خاطره آنان را گرامي مي‌دارند. در روز چهاردهم شعبان نيز تمام اهالي روستا به صورت دسته‌جمعي در خانه آخرين خانواده اي كه  عزيزي را از دست داده‌اند جمع شده و براي متوفي فاتحه مي‌خوانند. از ديگر مراسم روز برات كه بيشتر در روستاها رونق دارد اجراي مراسمي برات خواني است. در اين مراسم جوانان و نوجوانان روستا به خانه افرادي كه به تازگي عزيزي را از دست داده‌اند مراجعه كرده و اشعاري را در يادآوري روز برات قرائت مي‌كنند. اهالي خانه نيز از آنچه در خانه موجود است مانند خرما، شكلات، نقل و نبات، لنگاش پخته، عناب و گردو به آنها مي‌دهند و بدينوسيله از آنها تشكر مي‌كنند. در روستاها رسم بر اين است كه شب نيمه شعبان تمام چراغهاي خانه بايد روشن باشد. اعتقاد روستاييان بر اين است كه در اين شب ارواح مردگان آن خانه به محل زندگي خود مي‌آيند و اگر چراغ خانه روشن باشد براي اهالي خانه دعاي خير نموده و در غير اين صورت آنان را نفرين مي‌كنند. از مشتركات مراسم برات كه بگذريم مردم برخي مناطق خراسان آيين هاي خاصي براي اين ايام دارند كه در ذيل به تعدادي از آنها اشاره مي كنيم:

برات در كاشمر

مردم كاشمر در روزهاي چراغ برات   علاوه بر مراسم عمومي كه در همه مناطق خراسان مشترك است طي سال هاي گذشته خيمه ها و چادر ها يي  بر فراز قبور عزيزان نصب كرده و اين دوره زماني را برسرقبر عزيزان خود بيتوته مي كردند. در كاشمر رسم براين است كه بر حسب رابطه بزرگی و کوچکی سني  بر سر قبر  عزيزان  سفر کرده حاضر مي شوند  و فاتحه ای مي خوانند و خرمایی و نقلی و شکلاتی و تکه ای حلوا نوش جان مي کنند و مي روند. بر اين اساس افراد يك فاميل صبح روز دوازدهم به سراغ  پيرترين فرد درگذشته فاميل رفته و با حضور در چادر خانواده او به ايشان تسليت مي گويند و پس از خواندن فاتحه  به سراغ بزرگ بعدي فاميل مي روند . اين ديدار سلسله مراتبي از خانواده درگذشتگان ادامه دارد تا در آخرين ساعات عصر روز چهاردهم  همه فاميل به سراغ خانواده كوچكترين متوفي فاميل رفته وبا دادن تسليت به او و خواندن فاتحه آنان را در جمع كردن چادر خود ياري مي كنند و بدين گونه خبر از پايان مراسم مي دهند. اين اقدام را مي توان نوعی يار گری در وادی تسليت گويی و ابراز همدردی و نوعی صله رحم همگانی وتروبج عاطفه همگاني محسوب كرد. در آخربن ساعات 14 شعبان بعد از نماز مغرب و عشا  نيز  هر فرد به تعداد آرزوهای پاک و خالصانه اش ترکه ای از درختی پاک سرشت (انار و انگور) مهيا و در چهار گوشه پشت بام خانه اش نصب می کند و بر انتهای هر ترکه تکه ای پنبه و یا پارچه ای پاک به نيت آرزوی مورد نظر خود وصل می كند. سپس فرد به تنهایی و یا در حضور خانواده نيت و آرزویش را بعد از حمد و ثنای خدا و صلوات بر نبی اکرم (ع)  و طلب سلامتی برای امام زمان (عج) مطرح کرده و خدا را به حق   ولی عصر (عج)قسم می دهد تا گره گشايی مشکلاتش  باشد. تصور بفرماييد روستایی را که همه بر پشت بام برای چند ثانيه ترکه های را روشن کرده باشند. البته اين رسم چند دهه است که به صورت جمعی برگزار نمی شود و فردی شده است.

برات در منطقه قاينات

از آغاز ماه شعبان كه مردم عادي آن را  ماه برات مي گويند و بويژه از روز دهم توجه به مردگان به ويژه مردگاني كه نخستين سال درگذشت آنان است فزوني مي گيرد. نزديكي هاي غروب هر روز اغلب گورستان هاي منطقه شاهد اجتماع مردمي است كه براي آمرزش مردگان بر مزارشان گرد مي آيند و  نان و خرما و نقل پخش مي كنند. اوج مراسم و پايان آن روز چهاردهم شعبان است كه به روز برات شهرت دارد.

در اين روز در مناطق روستايي قاين همه مردم روستا از ساعت ده صبح به تدريج در گورستان عمومي گرد مي آيند. نزديك ظهر هر يك از خانواده ها به حسب توانايي خود سيني يا مجمعه اي كه به آن اصطلاحاً براتي گفته مي شود از خرما و نقل پر مي كنند، و بر روي آن پارچه اي كه به آن  مجمعه پوش مي گويند ، مي اندازند و يكي از اعضاي خانواده آن را از خانه تا گورستان بر روي سر مي برد و بر روي گور مي گذارد و بر سر هر گور يك يا چند تن از بستگان نزديك مرده مي نشينند. در اكثر موارد  يك ظرف آب و به ندرت يك دسته سبزي نيز بر روي گور گذاشته مي شود. در حالي كه بوي اسپند و كندر فضاي گورستان را خوشبو كرده مردم دسته جمعي بر يكي از گورها گرد مي آيندو فاتحه اي خوانده وباز به صورت عمومي به سراغ گور بعدي مي روند. پس از دعا مجمعه پوشها كنار مي رود و از براتي ابتدا مقداري در دستمال براتي خوان ريخته مي شود و از سوي بازمانده ميان بينوايان و كودكان پخش مي شود. آنان كه استطاعت دارند براي مردگان خود نان مخصوصي مي پزند كه آن را روغه جوشي rugajuvsi ياهمان روغن جوشي مي نامند. اين نان خمير فطيري است كه بسيار نازك و به شكل دايره با قطر تقريباً 20 سانتي متر در روغن پخته مي شود و غروب روز چهاردهم (شب پانزدهم) ميان بينوايان بخش مي شود. غروب روز چهاردهم شعبان آخرين مراسم در گورستان انجام مي گيرد و همزمان با تاريكي شب پس از بازگشت از گورستان در چهار گوشه اتاق نشيمن هر خانواده پنبه آغشته به روغن منداب روشن مي شود كه البته اكنون شمع جانشين آن شده است .

مردم چنين مي پندارند كه روان مردگان خانواده در شبهاي برات گرداگرد خانه مي چرخند و بستگان خود و اعمال و رفتارشان را مي نگرند و روشن كردن شمع و تقسيم خيرات و خواندن قرآن و آمرزش خواهي براي آنان خشنود و شادشان مي كند و آنها را از عذاب مي رهاند. و اگر خانه اي در شبهاي برات تاريك و چراغش خاموش باشد، روان مرده يا مردگان آن خانه ناخشنود است. افروختن شمع دليل ديگري نيز دارد. پندار مردم بر اين است كه نور و روشنايي تا سال ديگر همچنان در خانه خواهد بود و بر اين اساس مراقب هستند  كه شمعهاي روشن شده تا آخر بسوزند، چه اگر در ميان كار خاموش شوند يا عاملي سبب خاموشي آنها گردد چراغ عمر يكي از افراد خانواده پيش از رسيدن برات ديگر خاموش خواهد شد و بدين ترتيب مراسم برات پايان مي پذيرد.

برات در تربت حيدريه

مردم تربت حيدريه كه از مناطق مركزي خراسان محسوب مي شود نيز همچون مردم ساير مناطق اين استان شبهاي دوازدهم و سيزدهم و چهاردهم ماه شعبان را برات مي نامند و در آن شبها بر سر گورها مي روند و براي مردگان فاتحه مي خوانند و طلب آمرزش مي كنند و روغن جوشي مي پزند و خيرات مي كنند. روغن جوشي گرده هاي ناني است كه از خمير به اندازه يك بشقاب كوچك درست مي كنند و به جاي آن كه در تنور بپزند ميان روغني كه در ظرفي داغ كرده اند مي اندازند تا پخته و سرخ رنگ شود. پس بيرون مي آورند و گرده ديگري را در روغن مي افكنند و در آخر بر روي آنها خاكه قند مي پاشند و بسي خوش طعم و لذيذ مي گردد. و اين روغن جوشي را فقط در اين شبها درست مي كنند.

اين سه شب اختصاص به مردگان دارد و شب پانزدهم ماه شعبان هم عيد زنده هاست كه آن را عيد برات مي گويند و در آن شب چراغ برات را روشن مي كنند.

 

 

چراغ برات به اين صورت روشن مي شد كه به شماره هر يك از افراد خانواده سيخ باريكي را مي گيرند و بر يك سر آن تا نزديك نيمه پنبه مي پيچيدند و چنين سيخ پنبه پيچيده اي را در محل ما مولي يا موليك مي گويند. آنگاه همه آنها را دسته كرده بر ساقه آنها فتيله اي از پنبه مي پيچيدند تا چون دسته گلي به هم بسته شود. پس آن طرف را كه پنبه پيچيده شده بود در روغن كره خوراكي فرو مي بردند و روشن مي كنند. پايين سيخها را كه به هم بسته شده بود با مشت گلي بر بالاي در اتاق نشيمن البته از طرف بيرون مي چسباندند. اين دسته موليك همچنان بر بالاي در مي سوزد تا تمامي اهل خانه  از زير آن به داخل اتاق روند و بيرون آيند و همزمان  كف دست خود را بر آتش گرفته و با خواندن صلوات بر صورت كشند. در اين مراسم بزرگان  خانه كودكاني را كه قدشان نمي رسد از زمين بلند كنند تا كف دستشان را بر آتش چراغ برات بگيرند و بر چهره بكشند و متبرك بشوند.

شبهاي برات در فردوس

در فردوس مراسم برات را در دوازدهم، سيزدهم و چهاردهم شعبان برگزار مي كنند. نخست با ياد مردگان خويش به پختن روغن جوشي مي پردازند كه در اين منطقه مواد اوليه اش آرد گندم، زردچوبه و روغن كنجد است. پس از پخته شدن روغن جوشي به روي آن شكر هم مي ريزند. بعد در ساعات روز راهي گورستان مي شوند و در آن جا هر چه با خود آورده اند از جمله همان روغن جوشيها، حلوا و خرما را در ميان گدايان و تنگدستان پخش مي كنند و معتقدند خير از خيرات سر مي زند. در شب چهاردهم و پانزدهم شعبان و در هنگامي كه ماه از همه وقت بزرگتر است برخي  از اهالي به سوي قبرستان مي روند و بخشي ديگر در خانه ها مي مانند. آنهايي كه براي خيرات راهي گورستان شده اند همراه خويش چوبهاي كوچكي مي بردند كه اندازه آن بيست سانتيمتر است و سر آن پنبه پيچ و به روغن كنجد آغشته شده است. چوبها را كه در محل مولك در گورستان روشن مي كنند كه اين صحنه بسيار زيبا وتامل برانگيز است . آن دسته كه عزيزي را در گوري به خاك سپرده اند مي گريند و با زمزمه و دعا آمرزش و بهورزي براي رفته خود طلب مي كنند. ديگران نيزكه در خانه ها ماننده اند همزمان با گورستان رفته ها مولكها را به آتش مي كشند و به هر كجا كه دري هست مي آويزند و معتقدند كه مولك مي بايد تا به آخر بسوزد. آنان هنگامي كه مولكها را در سوراخ جا مي دهند مي خوانند: آتِنا براتِنا، رُحمُتِنا و از خدا  مي خواهند كه نيكي و آمرزش شامل حالشان بشود.

چراغ برات در  مشهد

تمامي مردم شهر مشهد و توابع آن (دشت توس) در حال حاضر به طور همگاني و جدي به مراسم چراغ برات در سه شب سيزده تا پانزده شعبان (ماه برات) مي پردازند. اصلي ترين كنش ايشان در شبهاي برات رفتن به گورستانها و زيارت خاك مردگان و عزيزان رخت بسته از جهان است. زيارت قبور و ياد مردگان و خيرات براي آن كوتاه دستان به قدري جدي و همگاني و مرسوم است كه اگر كسي در اين سه روز و سه شب به گورستان و زيارت خاك مردگان نزديك خود نرود متهم به بي قيدي و لاابالي گري و يا بي وفايي و قهر از مردگان خويش مي شود، لذا اگر كسي به اهميت شبهاي برات اعتقاد نداشه باشد باز هم مجبور است كه دست كم در يكي از روزهاي برات به سر گور بستگان خويش برود.

بر اين اساس تقريباً همه زندگان ساكن در مشهد و دشت  توس طي اين ايام لااقل در يك گورستان حاضر مي شوند و بعضي كه در چند گورستان مرده دارند به همه آنها سر مي زنند. بنابراين حيات و زندگي در آن ايام از شهر و محل زندگان به ديار خاموشان منتقل مي گردد. افراد تنها به خواندن فاتحه و كشيدن چند خط بر سنگ گورها اكتفا نمي كنند، بلكه حتماً دمي چند را به همراه ديگران بر گرد گور، كه اغلب فرش شده است، مي نشينند و به مناسبت فصل با آب و شربت و ميوه و يا خرما و شيريني و... پذيرايي مي شوند. اگر هم خود صاحب مجلس و محفل باشند از ديگران پذيرايي مي كنند. گور هم از تزيين و تشريف بي بهره نمي ماند و به فرا خور حال و مكنت صاحب آن و متناسب با تازگي يا كهنگي زمان درگذشت مرده، با يك فرش يا حوله كوچك و كم بها، يا با قاليچه و حوله و حلوا و شمع و لاله و گل و... آرايش مي يابد، به گونه اي كه اگر رهگذري ناآشنا به آن جمع نشسته بر سر گورها بنگرد در بدو امر مي پندارد كه به ديدار مسافر تازه از سفر رسيده و يا بيماري تازه از بستر برخاسته آمده اند. البته بايد گفت كه قرار دادن لاله بر سر قبر مخصوص جوانان بوده و نشاني از زود پژمرده شدن و ناكام بودن فرد فوت شده مي باشد.

گرفتاري مردم شهرنشين و اين مسئله كه اغلب مردم پيش از ظهرها مشغول كار مستمر هستند و در آن روزها تعطيلي اعلام نمي شود عاملي شده تا اكثر ساكنان مشهد بعدازظهرها به گورستان بروند و تا قبل از تاريكي شب در آن جا بمانند.

 ديار خاموشان با فرا رسيدن شب ديگر بار به خاموشي مي گرايد ولي طي اين روزها  در خانه و منازل زندگان و كوي و برزن شهر حال و هوايي ديگر حكم فرماست. در اكثر خانه ها خيرات و مبرات داير است و روغن جوشي با حلوا و يا غذا پخته و توزيع مي شود. در كوچه و خيابان هم نقل و خرما و شيريني و... به رهگذران تعارف مي گردد كه خورنده در عوض بايد فاتحه اي خوانده و يا بر ميت مربوطه رحمتي فرستد و آمرزش او را طلب كند. روغن جوشي اصلي ترين و واجب ترين خيراتي است كه بايد در اين ايام پخته شود. باور و اعتقاد عامه مردم مشهد در شبهاي برات نيز بر اين است كه ارواح درگذشتگان در آن ايام برات آزادي مي يابند تا به هر كجا كه مايلند سير و سياحت كنند. لذا زندگان روزها به خانه مردگان كه همان گور ايشان است، مي روند. و شبها در خانه خود انتظار ورود آنها را مي كشند و رفتارشان به گونه اي است كه انگار ارواح در آن شب با ايشان هم سفره و هم خانه اند. بانوان خانه دار و كدبانو چراغ خانه را زودتر از شبهاي ديگر روشن و ديرتر خاموش مي كنند، و گويا در گذشته اصلاً خاموش نمي كرده و حتي در روز هم چراغ خانه را روشن نگه مي داشته اند.

برات در ادبيات عاميانه

همان گونه كه مي دانيد خراسان ديار شاعران و اديبان به نام ايراني است. برخي از اين بزرگان همچون فردوسي و خيام و مولوي كه اصليتي خراساني دارد سبك و روالي ويژه در اشعار خود داشته و كمتر به مسايل منطقه  خود پرداخته و جهاني انديشيده اند. در مقابل ايشان شعرايي نيز بوده اند كه سعي خود را به زنده نگه داشتن رسوم كهن منطقه خود معطوف كرده اند و اكنون از آنان با عنوان شاعر محلي ياد مي شود . بي مناسبت نديدم اين مقال را با شعر يكي از اين شعراي محاي يعني مرحوم اصغر ميرخديوي در مورد مراسم چراغ برات به پايان رسانم: 

ماه شعبون ماهيه يکسره خير و برکات

مشدي نيمه اي ماه ره مگه چراغ برات

از سه روز به نيمه مانده، سر خاکا محشره

مين قبرستونا گوش آدم از صدا کره

سور و سات قاريا خوبه و پولي مستنن

سبيل همه شا بسکه چربه، پوز مگردنن

مستنن پولي که الرحمن و ياسين بخنن

دو سه خط نخونده زود در مرن و جيم مکنن

سر قبرا مندزن قاليچه و روشم چراغ

شيخ قاريم نشسته خوش و شاد و سردماغ

ختم قرآني ره بايد بخنه، اي دو سه روز

پولشم خيلي خوبه توش نداره هيچ سوخت و سوز

سر قبرا جوونا لاله و گلدون مذارن

قوم و خويشاش همه هي نقل و نباتم مي يرن

اي سه روز تو هر خنه روغن جوشي پخته مره

قبايه که بري مرد خنه دخته مره!

شيريني سيوا، آجيل و ميوه سيوا، حلوا سيوا

خير و خيراتشم از زنا سيوا، مردا سيوا

از شکر، آرد برنج، تر حلواي زعفروني

همه شم چرب و چيلي و لاي لقمه ي نوني

رسم ايه بين گداها همه ره رسد کنن

اما چون خوشمزه يه، نره لاتا يم مستنن

همه ي اهل مشد چراغ برات شادن دگه

اعتقاد درن که مرده هايم آزادن دگه

سر قبرستون و خير و خيراتاشا، يک طرف

خير و خيرات ميون خنه هاشا يک طرف

اي سه روز تو هر خنه روغن جوشي و حلوايه

که بري هم مبرن، اي رسم از او قديمايه

باز خوبه همي جوري به ياد امواتشاين

هم خودشا مخورن هم مرده هاشا ره مپاين

سور فراوونه، پلو قيمه و آبگوشت و شله

هر جايم سوري باشه، قيله و قال و غلغله

اي سه روز چراغ براته همه جا ورد زبون

تا شب تولد حضرت صاحب الزمون (ع)

منابع :

!_ بيروني ، ابوريحان ،آثار الباقيه ، تهران ،اميركبير،1367.

2_شكورزاده،ابراهيم،عقايدورسوم مردم خراسان،تهران،سروش،1366.

3_راشد،حسينعلي،فضيلت هاي فراموش شده،تهران،اطلاعلت،1369.

4_هنري،مرتضي،آيين هاي نوروزي،تهران،وزارت فرهنگ وهنر،1353.

5_معين ،محمد،مجموعه مقالات،ج1،تهران،معين،1364.

6_شكورزاده،ابراهيم،خراسان و...ايران،فردوسي مشهد.

7_مجله دانشكده ادبيات وعلوم انساني،دانشگاه فردوسي،سال پانزدهم.

8_سيدي،مهدي،چراغ برات فروردگان باستان،مشهد،پاژ،1374.


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ۱۱:٢٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٤ تیر ،۱۳۸٦  

به نام خدا

چراغ برات

آيين همنشيني خراسانيان با مردگان

استاد:دكتر عسگري خانقاه

دانشجو:رضا سليمان نوري

بهار 86

 

سرآغاز

مردم خراسان در نيمه‌هاي ماه شعبان هر سال يعني  طي روز هاي دوازدهم تا چهاردهم شعبان با برگزاري مراسم مذهبي ويژه اي با عنوان برات ياد و خاطره عزيزان از دست رفته را گرامي داشته و به ياد مردگان خيرات مي كنند. دامنه اين رسم آن چنان گسترده است كه به ماه شعبان در اين منطقه  ماه برات نيز می گویند.

مراسم شب‌هاي برات يا چراغ برات سابقه‌اي ديرينه و ريشه‌دار دارد. پژوهش حاضر به منظور بررسي سابقه و تطور اين رسم و باور خراساني و نشان دادن اين امر صورت گرفته كه برات رسمي ايراني اسلامي ونه فقط اسلامي است.

بدان دليل كه مراسم چراغ برات در سه شب و روز يازده تا چهارده و يا دوازده تا پانزده ماه قمري شعبان برگزار مي‌شود در نگاه نخست همگان آن را  آييني عربي- اسلامي تلقي مي كنند  اما با توجه به اينكه  نه در گذشته هزار وچند صد ساله حضور اسلام در ايران و نه در حال حاضر اين سنت به صورت كامل از سوي هيچ كدام از  پيشوايان ديني مورد تاييد قرار نگرفته است در اسلامي بودن صددرصد آن ترديد است . از سوي ديگر با توجه به اينكه اين رسم برخلاف ساير رسوم  ملي ايراني همچون نوروز و يلدا و چهارشنبه سوري و ... مورد توجه حكومت‌هاي ملي ايراني يا حداقل مدعيان حكومت ملي  و نهادهاي رسمي كشور  ، چون روزنامه‌ها و راديو  تلويزيون نبوده و نيست ايراني بودن كامل اين آيين نيز محل ترديد است .

با اين همه شواهدي هست كه نشان مي دهد اصل اين آيين برگفته از اعتقادات و رسوم ايران باستان است كه پس از اسلام و خاصه در دوراني كه نهضت شعوبي گري در ايران والبته در راس همه مناطق آن ،خراسان براي ايراني كردن اسلام تلاش مي كرد رنگ و بوي اسلامي گرفته و براين اساس آييني  ايراني و ريشه‌مند است . لذا با توجه به بي‌توجهي ارگان‌هاي ملي كشوري و مذهبي نسبت به اين مراسم و باورهاي آن ضرورت بررسي ريشه و سابقه اين آيين توسط دست‌اندركاران فرهنگ ايران زمين و به ويژه اهل خراسان محسوس است و در صورت توفيق گام فرهنگي در خوري در راه شناخت ايران و خراسان بزرگ خواهد بود.

براين اساس در اين مقال تلاش مي شود تا ضمن نگاهي به ريشه هاي تاريخي واسلامي اين رسم كهن نحوه اجراي آن در برخي مناطق خراسان هم مورد بازنگري وتامل قرارگيرد تا بدين گونه قدمي كوچك در راه حفظ واحياي اين سنت نكو برداشته شود.

گراميداشت  مردگان در بين ايرانيان

ايرانيان از ديرباز براي رفتگان خود احترام خاصي قايل بوده وسعي مي كرده اند كه به نوعي روح آنان را از خود راضي نگه دارند.ايشان برهمين اساس مراسمات گوناگوني داشته اند كه مراسم چراغ برات يكي از آنها است.

گرچه مراسم چراغ برات يا شب‌هاي  برات خراسان با اين عنوان و زمان براي عموم مردم ايران شناخته شده نبوده ورسمي با اين نام  در ميان آنان رايج نيست اما موضوع و مراسم آن براي همه ايرانيان آشنا است.

 مردم تهراني‌ها و اغلب  اهالي مناطق مركزي  ايران جمعه آخر اسفند را بي آن كه نامي خاص براي آن داشته باشند به مردگان خود و خيرات براي آنها اختصاص مي‌دهند. اهالي مناطق گيلان و آذربايجان و يزد نيز برخي  از جمعه هاي ماه رجب را به نام رغايب يا ليلت الرغائب نامگذاري كرده ودر آن ايام به زيارت ديار خاموشان رفته واقدام به خيرات براي درگذشتگان مي كنند.برخي  ديگر از مردم ايران نيز آخرين روزهاي سال شمسي و آخر اسفند را با نام عيد علفه يا عيد مرده‌ها به اين امر اختصاص مي‌دهند.

مردم بخشي از مناطق استان مركزي وهمچنين مردم كردستان نيزهمانند خراسانيان  مراسمي بانام برات دارند اما با اين تفاوت كه تنها روز چهاردهم شعبان را شامل مي شود.حال با توجه به مطالب گفته شده دربالا مي توان نتيجه گرفت هرچند  بررسي ريشه و سوابق آيين چراغ برات در خراسان به ظاهر پژوهشي براي شناسايي يك رسم كهن در بخشي از سرزمين ايران است اما به واقع بررسي سوابق ساير عناوين اين مراسم نيز هست و خلاصه اين كه اقدامي است براي بازشناسي سنتي كهن كه به مروز زمان پاره پاره گشته است و هر بخش نامي به خود گرفته وبراثر شرايط زماني ومكاني با ساير بخش هاي ديگر تفاوت يافته است.

پس از سير و تأمل در مراسم ، باورها، عناوين و ايام اين آيين ايراني _ اسلامي به وضوح معلوم مي‌شود كه چنين باور و رفتاري از به هم پيوستن دو چشمه ايراني و اسلامي پديد آمده كه هر كدام از جايي دور دست يكي از فلات ايران و هزاران سال پيش و ديگري از جزيرت العرب نشأت گرفته و در ايران به هم رسيده و تشكيل آيين موجود را داده‌اند.

سرچشمه ايراني برات

سرچشمه عربي ـ اسلامي برات

گرچه اغلب مردم مسلمان از بلخ و بخارا تا بغداد و مصر در سده‌هاي ميانه بعد از اختلاط اسلام و ايران در ماه شعبان متوجه گورستان‌ها و زيارت قبور كسان خود مي‌شده‌اند، اما بعيد است كه ماه شعبان براي اين امر ويژگي و توصيه‌اي از سوي شارع دين مبين اسلام به همراه داشته باشد. بلكه به نظر مي‌رسد كه بعضي تشابهات و همخواني‌هاي اين ماه با برج اسفند ايراني باعث شده تا آداب فروردگاني برج اسفند به ماه قمري شعبان افتاده و نام ليله‌البرات  و شب چك گرفته باشد.

ماه شعبان كه تا پيش از لغو كبيسه (به فرموده پيامبر اسلام) تقريبا با ماه اسفند شمسي منطبق بوده است،‌از فرداي ظهور پيامبر اسلام بعضي ويژگي‌ و قداست‌هاي حائز اهميت البته بي‌هيچ اهميتي براي يادبود مردگان يافته است. اولا گفته شده است كه در اين ماه ولادت امام حسين صورت گرفت و پيامبر را بسيار شادمان ساخت. ديگر اينكه در روز پانزدهم ماه شعبان بوده كه پس از 18 ماه قبله‌گاهي بيت‌المقدس، قبله از بيت‌المقدس به كعبه انصراف و تحويل يافته است. پس از اين واقعه ماه شعبان نزد اعراب و مسلمين از اهميت خاصي برخوردار شد،‌ به طوري كه در سده‌هاي نخستين اسلامي شب نيمه شعبان براي تمام امت شبي مبارك و عيدي بزرگ بوده است. به نوشته مقدسي دانشمند و سياح ايراني‌الاصل ساكن بيت‌المقدس سده چهارم هجري نيمه شعبان يكي از عيدهاي مهم اسلامي بوده و در بيت‌المقدس بهتر و زيباتر از هر جاي ديگر برگزار مي‌شده است چنان كه رمضان در مكه ، دو عيد[فطر و قربان] در اصقليه (ظاهرا سيسيل) و عرفه در شيراز و آدينه در بغداد و عاشورا در مكه به نيكي برگزار مي‌شده است.

نكته قابل ذكر اينكه، گرچه به اعتقاد شيعه اماميه ولادت امام غائب (در سده سوم هجري) هم در نيمه شعبان روايت شده است، اما پيداست كه براي امت اسلامي غيرشيعه اين امر خبر مهمي نبوده است.

  دو دليل براي اين امركه مردم مسلمان ايران در سده‌هاي سوم و چهارم هجري آيين و مراسم ياد درگذشتگان و پذيرايي از روان و فروهر آنان را به نيمه ماه شعبان انتقال داده و نام ليله‌البرات يا چراغ برات و شب چك به آن داده‌اند،وجود دارد كه تا حدي قانع كننده است. اول اينكه اگر حساسيت ايرانيان زرتشتي را نسبت به هر ماه و روز سال، از نظر رفتار ديني و اعتقادي، درنظر بگيريم و توجه داشته باشيم كه آنان عيد مردگان را در سده‌هاي سوم و چهارم در برج هشتم سال يعني آبان‌ماه برگزار مي‌كرده‌اند، پذيرفتني خواهد بود كه پس از اسلام آوردن هم باز متمايل باشند كه در ماه هشتم سال اسلامي قمري، يعني شعبان، به برگزاري اين مراسم بپردازند. ديگر اين‌كه شعبان قمري تا سال 11 هجري، كه در آن سال بنا به آيه انما النسئي زيادت في‌الكفر... لغو كبيسه توسط اعراب صورت گرفت با برج اسفند شمسي منطبق بوده و ريشه و اصل عيد آبانگان يعني  فروردگان خاص آستانه بهار و ماه اسفند بوده است.

حال اگر به اختلاط پيش از اسلام اعراب با ايرانيان و تاثير شديد بعضي از قبايل عرب از فرهنگ و تمدن ايران هم توجه داشته باشيم، اين مسئله كه باور و آيين فروردگاني ايراني مربوط به ماه اسفند، پس از اسلام رنگ و بوي اسلامي گرفته و به دليل فوق به ماه شعبان افتاده باشد.غير قابل قبول نمي نمايد. هرچند ممكن است دلايل ديگري هم براي اين انتقال و تحول بوده باشد.

مراسم ويژه برات

از ريشه هاي اسلامي وايراني  برات كه در گذريم بايد گفت كه آيين برگزاري اين مراسم نيز سرشار از نكات جالب توجه است. بر اساس اعتقادات مردم خراسان  در اين سه شبانه روز مردگان آزاد بوده و زندگان با احسان براي آنها نه تنها تلاش مي كنند تا برات آزادي آنان را از آتش جهنم كسب كنند بلكه آزادي خود از آتش جهنم را نيز از امام دوازدهم خواستار مي شوند.اعتقاد اغلب مردم خراسان بر اين است كه در اين ايام  برات انسان نو مي شود و  به عبارتي سرنوشت او رقم مي خورد، به طوري كه درنقاط روستايي  خراسان در شب پانزدهم نيمه شعبان به پشت بام رفته و در مهتاب (اگر شب مهتابي باشد) ايستاده و به سايه خود نگاه مي كنند و از اين طريق سرنوشت خود و اقوام خود را در آن سال پيش بيني مي كنند .

 اقشار مختلف مردم به ويژه كساني كه به تازگي عزيزي را از دست داده‌اند در اين روز با حضور در مزار اموات ضمن درخواست آمرزش و زنده نگهداشتن ياد و خاطره درگذشتگان، آنان را در بركات ميلاد يگانه منجي عالم بشريت حضرت مهدي شريك مي‌سازند.

برات در خراسان مصداقي براعتقاد به اصل معاد است كه مردم اين خطه با انجام اعمال مخصوصي به استقبال آن مي‌روند. اين مراسم به مدت سه روز و با عناوين مختلف برگزار مي‌شود و مردم هر روز آن را با بزرگداشت قشر خاصي از مسلمانان برگزار مي‌كنند.

 برات غريبان، برات اسرا، برات مسافران، برات زنده‌ها و برات مرده‌ها از عناويني است كه براي اين سه روز در نقاط مختلف خراسان استفاده مي شود كه از اين ميان برات مرده‌ها در  ۱۴شعبان با شور و حال خاصي برگزار مي‌شود.

پخت انواع نانهاي سنتي مانند روغن جوشي، چلبكي، كماچ، ساچ و حلوا و پخش آن دربين مردم به ويژه كودكان ازمراسم ايام برات در شهرهاي گوناگون  خراسان است. مردم اين منطقه از كشورمان  اعتقاد دارند پخت اين خوراكيها بايد قبل از غروب آفتاب صورت گيرد.

روز سيزدهم شعبان در برخي شهرهاي خراسان  به برات زنده‌ها شهرت دارد و مردم در اين روز به شكرانه نعمت سلامتي به پخش شيريني و شكلات مي‌پردازند. در غروب روز سيزدهم شعبان نيز كساني كه به‌تازگي عزيزي رااز دست داده‌اند اقدام به پخت نوعي نان سنتي به نام روغن جوشي كرده و آن را بين مردم تقسيم مي‌كنند. اعتقاد مردم اين خطه بر اين است كه اگر عروس خانواده روغن جوشي را بپزد ارواح تازه‌گذشتگان از اين خيرات بهره بيشتري مي‌برند.

 در روز  ۱۴شعبان نيز كه به برات مرده‌ها شهرت دارد مردم با حضور بر سر قبور خويشاوندان ، خواندن فاتحه و پخش انواع شيريني، شكلات، ميوه و نانهاي سنتي ياد و خاطره عزيزان خود را گرامي مي‌دارند.

 در اين روز كساني كه به تازگي عزيزي را از دست داده‌اند با پهن كردن فرش ، خيرات، پخش انواع خوراكي و خواندن روضه ياد و خاطره تازه گذشته را گرامي مي‌دارند. قرائت قرآن و فاتحه نيز در اين راستا هديه‌اي است كه از سوي مردم نثار روح درگذشتگان مي‌شود.

نكته جالب توجه اين است كه هرچند ايام برات سه روز است اما در برخي از روستاها وهمچنين مناطقي كه هنوز روابط طايفه اي مستحكم است در صورتي كه تعداد درگذشتگان سال بيش از سه نفر باشد مراسم را از ابتداي ماه شعبان آغاز كرده وهر روز در منزل يكي ازدرگذشتگان   مجلس عزا و روضه همچنين  مراسم قرائت قرآن برپا مي‌شود. مردم دراين روستاها به چند گروه تقسيم شده و هر گروه در قسمتي از روستا در جمع بازماندگان متوفي به قرائت قرآن مي‌پردازند. مردم در اين روستاها عصر روز سيزدهم شعبان با حضور بر مزار اموات و خواندن فاتحه، ياد و خاطره آنان را گرامي مي‌دارند. در روز چهاردهم شعبان نيز تمام اهالي روستا به صورت دسته‌جمعي در خانه آخرين خانواده اي كه  عزيزي را از دست داده‌اند جمع شده و براي متوفي فاتحه مي‌خوانند. از ديگر مراسم روز برات كه بيشتر در روستاها رونق دارد اجراي مراسمي برات خواني است. دراين مراسم جوانان و نوجوانان روستا به خانه افرادي كه به تازگي عزيزي را از دست داده‌اند مراجعه كرده و اشعاري را در يادآوري روز برات قرائت مي‌كنند. اهالي خانه نيز از آنچه درخانه موجود است مانند خرما، شكلات، نقل و نبات، لنگاش پخته، عناب و گردو به آنها مي‌دهند و بدينوسيله از آنها تشكر مي‌كنند. در روستاها رسم بر اين است كه شب نيمه شعبان تمام چراغهاي خانه بايد روشن باشد. اعتقاد روستاييان بر اين است كه در اين شب ارواح مردگان آن خانه به محل زندگي خود مي‌آيند و اگر چراغ خانه روشن باشد براي اهالي خانه دعاي خير نموده و در غير اين صورت آنان را نفرين مي‌كنند. از مشتركات مراسم برات كه بگذريم مردم برخي مناطق خراسان آيين هاي خاصي براي اين ايام دارند كه در ذيل به تعدادي از آنها اشاره مي كنيم:

برات در كاشمر

مردم كاشمر در روزهاي چراغ برات   علاوه بر مراسم عمومي كه در همه مناطق خراسان مشترك است طي سال هاي گذشته خیمه ها و چادر ها يي  بر فراز قبور عزیزان نصب كرده واين دوره زماني را برسرقبر عزيزان خود بيتوته مي كردند.در كاشمر رسم براين است كه بر حسب رابطه بزرگی و کوچکی سني  بر سر قبر  عزیزان  سفر کرده حاضر مي شوند  وفاتحه ای مي خوانند و خرمایی و نقلی و شکلاتی و تکه ای حلوا نوش جان مي کنند و مي روند.بر اين اساس افراد يك فاميل صبح روز دوازدهم به سراغ  پيرترين فرد درگذشته فاميل رفته وباحضوردر چادر خانواده او به ايشان تسليت مي گويند وپس از خواندن فاتحه  به سراغ بزرگ بعدي فاميل مي روند . اين ديدار سلسله مراتبي از خانواده درگذشتگان ادامه دارد تا در آخرين ساعات عصر روز چهادهم  همه فاميل به سراغ خانواده كوچكترين متوفي فاميل رفته وبا دادن تسليت به او وخواندن فاتحه آنان را در جمع كردن چادر خود ياري مي كنند وبدين گونه خبر از پايان مراسم مي دهند.اين اقدام را مي توان نوعی یاری گری در وادی تسلیت گویی و ابراز همدردی ونوعی صله رحم همگانی وترویج عاطفه همگاني محسوب كرد. در آخرین ساعات 14 شعبان بعد از نماز مغرب و عشا  نيز  هر فرد به تعداد آرزوهای پاک و خالصانه اش ترکه ای از درختی پاک سرشت (انار و انگور) مهیا و در چهار گوشه پشت بام خانه اش نصب می کند و بر انتهای هر ترکه تکه ای پنبه و یا پارچه ای پاک به نیت آرزوی مورد نظر خود وصل می كند.سپس فرد به تنهایی و یا در حضور خانواده نیت و آرزویش را بعد از حمد و ثنای خدا و صلوات بر نبی اکرم (ع)  و طلب سلامتی برای امام زمان (عج) مطرح کرده و خدا را به حق   ولی عصر (عج)قسم می دهد تا گره گشایی مشکلاتش باشد.تصور بفرمایید روستایی را که همه بر پشت بام برای چند ثانیه ترکه های را روشن کرده باشند.البته این رسم چند دهه است که به صورت جمعی برگزار نمی شود و فردی شده است.

برات در روستاي افضل آباد بيرجند

محمد تقي راشد در مقاله اي با عنوان "برات، براتي" نوشته است:

"آنچه در زير مي آيد مراسمي است كه در ماه شعبان براي مردگان... در روستاي افضل آباد... برگزار مي شود... نگارنده خود تا سال 1377 تقريباً همه ساله ناظر برگزاري اين آيين بوده است و مي داند كه تا سال 1353 كه قنات قديمي روستا نخشكيده بود و مردمش جلاي وطن نكرده بودند به همين روال انجام مي شده است. يادآوري مي كند كه اين آيين ويژه اين روستا يا منطقه نيست، تا آنجا كه آگاهي دارد در تمام منطقه قاينات، و شايد بيشتر نقاط ايران، مراسم مشابهي در همين ماه به احترام مردگان و براي شادي روانشان برگزار مي شود.

... ماه شعبان را عامه ماه برات مي گويند و مشهور است كه اين ماه از آن مردگان است... از آغاز اين ماه و بويژه از روز دهم توجه به مردگان مخصوصاً مردگاني كه نخستين سال درگذشت آنان است فزوني مي گيرد... نزديكيهاي غروب هر روز غالباً گورستان دهكده شاهد اجتماع اهالي روستاست كه براي آمرزش مردگان بر مزارشان گرد مي آيند و احياناً در آن جا نان و خرما و نقل پخش مي كنند. اوج مراسم و پايان آن روز چهاردهم شعبان است كه به روز "برات" شهرت دارد.

در اين روز همه مردم روستا از ساعت ده صبح به تدريج در گورستان عمومي گرد مي آيند... نزديك ظهر هر يك از خانواده ها به حسب توانايي خود سيني يا مجمعه اي از خرما و نقل پر مي كنند، اين نياز اصطلاحاً "براتي" خوانده مي شود و بر روي آن پارچه اي (= مجمعه پوش) مي اندازند و آن را از خانه تا گورستان بر روي سر مي برند و بر روي گور مي گذارند و بر سر هر گور يك يا چند تن از بستگان نزديك مرده مي نشينند. غالباً يك ظرف آب و به ندرت يك دسته سبزي نيز بر روي گور گذاشته مي شود. در حالي كه بوي اسپند و كندر فضاي گورستان را خوشبو كرده مردم روستا دسته جمعي بر يكي از گورها گرد مي آيند... در پايان براي بازماندگان نيز دعا مي كنند... پس از دعا مجمعه پوشها كنار مي رود؛ و از براتي ابتدا مقداري در دستمال "براتي خوان" ريخته مي شود و بازمانده آن ميان بينوايان و كودكان پخش مي شود. آنان كه استطاعت دارند براي مردگان خود نان مخصوصي مي پزند كه آن را "روغه جوشي" rugajuvsi (= روغن جوشي) مي نامند. اين نان خمير فطيري است كه بسيار نازك و به شكل دايره با قطر تقريباً 20 سانتي متر در روغن پخته مي شود و غروب روز چهاردهم (شب پانزدهم) ميان بينوايان بخش مي شود. غروب روز چهاردهم شعبان آخرين مراسم در گورستان انجام مي گيرد، و همزمان با تاريكي شب پس از بازگشت از گورستان در چهار گوشه اتاق نشيمن هر خانواده شمع روشن مي شود- غالباً به جاي شمع از پنبه آغشته به روغن منداب استفاده مي شود.

مردم چنين مي پندارند كه روان مردگان خانواده در شبهاي برات گرداگرد خانه مي چرخند و بستگان خود و اعمال و رفتارشان را مي نگرند. و روشن كردن شمع و تقسيم خيرات و خواندن قرآن و آمرزش خواهي براي آنان خشنود و شادشان مي كند و آنها را از عذاب مي رهاند. و اگر خانه اي در شبهاي برات تاريك و چراغش خاموش باشد، روان مرده يا مردگان آن خانه ناخشنود است. افروختن شمع دليل ديگري نيز دارد. پندار مردم بر اين است كه: نور و روشنايي تا سال ديگر همچنان در خانه خواهد بود، و مخصوصاً مراقب اند كه شمعهاي روشن شده تا آخر بسوزند، چه اگر در ميان كار خاموش شوند يا عاملي سبب خاموشي آنها گردد چراغ عمر يكي از افراد خانواده پيش از رسيدن برات ديگر خاموش خواهد شد، و بدين ترتيب مراسم برات پايان مي پذيرد".

برات و چراغ آن در روستاي "كاريزك" تربت حيدريه

مرحوم حسينعلي راشد (فوت 1359)، واعظ دانشمند عصر ما، در شرح حال پدر روحاني و با تقواي خويش "حاج آخوند" (1250-1322) با عنوان فضيلتهاي فراموش شده به شبهاي برات و "روغن جوشي" خوشمزه آن زمان هم اشاره كرده، آنگاه در توضيح برات افزوده است: "شبهاي دوازدهم و سيزدهم و چهاردهم ماه شعبان را برات مي نامند" و در آن شبها بر سر گورها مي روند و براي مردگان فاتحه مي خوانند و طلب آمرزش مي كنند و "روغن جوشي" مي پزند و خيرات مي كنند. ايشان پختن روغن جوشي در آن زمان را چنين توصيف كرده است:

"آن گرده هاي ناني است كه از خمير به اندازه يك بشقاب كوچك درست مي كنند و به جاي آن كه در تنور بپزند ميان روغني كه در ظرفي داغ كرده اند مي اندازند تا پخته و سرخ رنگ شود. پس بيرون مي آورند و گرده ديگري را در روغن مي افكنند و در آخر بر روي آنها خاكه قند مي پاشند، و بسي خوش طعم و لذيذ مي گردد. و اين روغن جوشي را فقط در اين شبها درست مي كنند....

اين سه شب كه ذكر شد اختصاص به مردگان دارد، و شب پانزدهم ماه شعبان هم عيد زنده هاست كه آن را "عيد برات" مي گويند و در آن شب "چراغ" برات را روشن مي كنند.

چراغ برات در ده به اين صورت روشن مي شد كه به شماره هر يك از افراد خانواده سيخ باريكي را مي گرفتند و بر يك سر آن تا نزديك نيمه پنبه مي پيچيدند، و چنين سيخ پنبه پيچيده اي را در محل ما "مولي" يا "موليك" مي گويند. آنگاه همه آنها را دسته كرده بر ساقه آنها فتيله اي از پنبه مي پيچيدند تا چون دسته گلي به هم بسته مي شد. پس آن طرف را كه پنبه پيچيده شده بود در روغن كره خوراكي فرو مي بردند و روشن مي كردند. پايين سيخها را كه به هم بسته شده بود با مشت گلي بر بالاي در اتاقي كه نشيمن داشتند، البته از طرف بيرون، مي چسباندند. اين دسته موليك همچنان بر بالاي در مي سوخت، و از زير آن به داخل اتاق مي رفتند و بيرون مي آمدند و كف دست خود را بر آن آتش مي گرفتند و بر صورت مي كشيدند و صلوات مي فرستادند. كودكان را هم كه قدشان نمي رسيد از زمين بلند مي كردند تا كف دستشان را بر آتش چراغ برات بگيرند و بر چهره بكشند و متبرك بشوند"

چراغ برات در مشهد سالهاي 30-1300   

پژوهشگر و صاحب خبري مشهدي كه در دهه سي از قرن حاضر آداب و رسوم و رفتار و پندار مردم زادگاه خويش را از سالهاي نوجواني تا سنين كمال خود (1300- 1330) مي نوشته، در اين باره آورده است:

"در آن زمان از دوازدهم تا پانزدهم شعبان چراغ برات ناميده مي شد. در اين ايام همه به زيارت اهل قبور مي رفتند و با دادن خيرات و تلاوت قرآن ارواح در گذشتگان خود را خشنود مي ساختند... آن سال به علت اين كه هم برادرم مرده بود و هم شوهر عمه ام، از آغاز چراغ برات بيشتر قوم و خويشان بر سر قبر آنان گرد آمدند... شب پانزدهم كه هم شب آخر برات و هم شب تولد حضرت حجت به شمار مي رفت، قبرستان غلغله بود. دسته دسته زن و مرد و بچه مي آمدند و گله گله سر قبر اقوام خود مي نشستند و سوگواري مي نمودند. يك جا گروهي دور گوري گرد آمده با صداي بلند مي گريستند و به سر و صورت خود مي زدند. نزديك آنان مرد ژنده پوشي دو زانو نشسته بود و قرآن مي خواند. پيرمرد سقايي نيز با مشك چرمي پرآبي ايستاده بود و دم به دم مي پرسيد "بريزم؟ بريزم كه روح خدا بيامرز تازه شه؟" "... يك جا روي قبري قاليچه اي و روي آن حوله سفيدي گسترده، يك جفت لاله يك رحل قرآنِ آن، يك قندان قهوه بوداده و چند بشقاب حلوا و يك گلدان گل روي حوله چيده بود. يك جا پيرزن و مرد جواني با دو سه بچه دور گوري حلقه زده و روي آن سفره انداخته بودند، هر كس از نزديك شان مي گذشت يك لقمه به دستش مي دادند و مي گفتند فاتحه بخوان... صداي قاريها و روضه خوانها، شيون و زاري زنها، فرياد فروشندگان آب و بوي گلاب و حلوا و دود قليان و چپق و اسفند به ديار خاموشان جلوه خاصي بخشيده بود، ولي با غروب آفتاب اين جوش و خروشها به خاموشي گراييد."

همه باورها و اعتقادات آن زمان مردم مشهد را هم چنين به رشته تحرير كشيده است:"در منزل ما بجز نامادري ام... و دختر عيال ديگر پدرم... هيچ كس نبود، و آنها با هم بگو مگو داشتند. مادرم مي گفت: پاشو برو يه ذره حلوا بند از رو پشت بام، تا در اين شب مرده هامان خوشحال بشن.

و خواهرم مي گفت: ما كه اين جا هيشكي نداريم.

- چطور هيشكي نداريم؟ از زير بته كه در نيامديم، شبهاي برات به همه مردگان برات آزادي مي دن. هر كجا باشن به يك طرفه العين خودشان را به خانه اقوامشان مي رسانند. مرده از همه چيز آگاهه، مي تواند به همه جا بره. روح خدا بيامرز مادرت از ده به شهر مياد، و روح والدين منِ عاصي هم از كرمان پرواز مي كنه مياد خراسون. اول هم مي رن زيارت، بعد يكراست ميان لَب پشت بام خانه مان گوش مي دن و بو مي كشن كه ببينند به فكرشان هستيم يا نه. اگر بفهمن كه خداي نكرده هيچ كار براشان نكرديم دست خالي و نااميد بر مي گردن؛ اونوخت پيش همقطاراشان، كه هر كدام يه چيزي با خودشان آوردند، سرشكسته مي شن و تا چراغ برات سال ديگه همه سركوفتشان مي دن كه: بي كس و كارن و هيشكي بيادشان نيست...".

شبهاي برات در فردوس

آخرين گزارش مكتوبي كه نگارنده در اين باره ديده است عنوان "شب برات، يا شب آزادي مردگان در تون (= فردوس)" را دارد، كه به قلم پژوهشگري خراساني در سال 1350 فراهم آمده است. ايشان نوشته اند:"در فردوس مراسم براتي را در دوازدهم، سيزدهم و چهاردهم شعبان برگزار مي كنند. نخست با ياد مردگان خويش به پختن "روغن جوشي" مي پردازند كه تهيه اش با آرد گندم، زردچوبه و روغن كنجد است. پس از پخته شدن روغن جوشي به روي آن شكر هم مي ريزند. بعد در ساعات روز راهي گورستان مي شوند و در آن جا هر چه با خود آورده اند، از جمله همان روغن جوشيها، حلوا و خرما... را در ميان گدايان و تنگدستان پخش مي كنند" و معتقدند "خير" از "خيرات" سر بر مي زند. در شب چهاردهم و پانزدهم شعبان به هنگامي كه ماه از همه وقت بزرگتر مي نمايد بخشي از اهالي تون به سوي قبرستان مي شتابند، و بخشي ديگر در خانه ها مي مانند. آنهايي كه براي خيرات راهي گورستان شده اند همراه خويش چوبهاي كوچكي مي بردند كه اندازه آن بيست سانتيمتر است، و سر آن پنبه پيچ و به روغن كنجد آغشته شده است. چوبها را در اصطلاح محل "مولك" مي گويند- مولكهاي روشن در پرتو ماه به هنگامي كه گورستان از مردگان موج مي زند فضايي بس تأمل انگيز به وجود مي آورد. آن دسته كه عزيزي را در گوري به خاك سپرده اند مي گريند و با زمزمه و دعا آمرزش و بهورزي براي "رفته" خود طلب مي كنند. ديگران (هم) كه در خانه ها مي مانند مولكها را به آتش مي كشند و به هر كجا كه دري هست مي آويزند؛ و معتقدند كه "مولك مي بايد تا به آخر بسوزد"، چه بهروزي و روشن زايي عمر را از اين تا به آخر رسيدن (= سوختن) به "باور" در گنجانيده اند. هنگامي كه مولكها را در سوراخ جا مي دهند مي خوانند: "آتِنا براتِنا، رُحمُتِنا" و مي خواهند كه نيكي و آمرزش شامل حالشان بشود...".

چراغ برات در خراسان، بويژه مشهد امروز

در حال حاضر تمامي مردم شهر مشهد و توابع آن (دشت طوس) به طور همگاني و جدي به مراسم "چراغ برات" در سه شب سيزده تا پانزده شعبان (ماه برات) مي پردازند. اصلي ترين كنش ايشان در شبهاي برات رفتن به گورستانها و زيارت خاك مردگان و عزيزان رخت بسته از جهان است. زيارت قبور و ياد مردگان و خيرات براي آن كوتاه دستان به قدري جدي و همگاني و مرسوم است كه اگر كسي در اين سه روز و سه شب به گورستان و زيارت خاك مردگان نزديكِ خود نرود متهم به بي قيدي و لاابالي گري و يا بي وفايي و قهر از مردگان خويش مي شود، لذا اگر كسي به اهميت شبهاي برات اعتقاد نداشه باشد باز هم مجبور است كه دست كم در يكي از روزهاي برات به سر گور بستگان خويش برود. در نتيجه تقريباً همه زندگانِ دشت توس لااقل در يك گورستان حاضر مي شوند، و بعضي كه در چند گورستان مرده دارند به همه آنها سر مي زنند. بنابراين حيات و زندگي در آن ايام از شهر و محل زندگان به ديار خاموشان منتقل مي گردد. افراد تنها به خواندن فاتحه و كشيدن چند خط بر سنگ گورها اكتفا نمي كنند، بلكه حتماً دمي چند را به همراه ديگران بر گرد گور، كه اغلب فرش شده است، مي نشينند و به مناسبت فصل با آب و شربت و ميوه و يا خرما و شيريني و... پذيرايي مي شوند. اگر هم خود صاحب مجلس و محفل باشند از ديگران پذيرايي مي كنند. گور هم از تزيين و تشريف بي بهره نمي ماند و به فرا خور حال و مكنت صاحب آن، و متناسب با تازگي يا كهنگي زمان درگذشت مرده، با يك فرش يا حوله كوچك و كم بها، يا با قاليچه و حوله و حلوا و شمع و لاله و گل و... آرايش مي يابد؛ به گونه اي كه اگر رهگذري ناآشنا به آن جمع نشسته بر سر گورها بنگرد در بُدو امر مي پندارد كه به ديدار مسافر تازه از سفر رسيده و يا بيماري تازه از بستر برخاسته آمده اند.به سبب آن كه افراد پيش از ظهرها را مشغول كارِ مستمر خود هستند، و در آن روزها تعطيلي اعلام نمي شود، اكثراً بعدازظهرها به گورستان مي روند، و تا قبل از تاريكي شب در آن جا مي مانند. اما ديار خاموشان با فرا رسيدن شب ديگر بار به خاموشي مي گرايد، ولي در خانه و منازل زندگان و كوي و برزن شهر حال و هوايي ديگر است. در اكثر خانه ها خيرات و مبرات داير است و روغن جوشي با حلوا و يا غذا پخته و توزيع مي شود. در كوچه و خيابان هم نقل و خرما و شيريني و... به رهگذران تعارف مي گردد، كه خورنده در عوض بايد فاتحه اي خوانده و يا بر ميت مربوطه رحمتي فرستد و آمرزش او را طلب كند. روغن جوشي اصلي ترين و واجب ترين خيراتي است كه بايد در اين ايام پخته شود. مواد به كار رفته و نوع پخت آن هم به گونه اي است كه انگار در نهايت لطافت و ملايمت براي ذائقه ارواح تدارك ديده شده است؛ و آن مخلوطي از آرد و شكر است كه به جاي تنور در تابه روغن پخته مي شود. اغلب هم با روغني پخته مي شود كه پر بوي تر و هوس انگيزتر شود، در گذشته روغن جوشي را با روغن "كنجد" كه پر بوي تر است مي پختند، و امروزه اگر ميسر باشد با روغن حيواني و گرنه با روغن دنبه و ... مي پزند. اما بانويي مشهدي الاصل و ميان حال مي گويد كه در گذشته تنها فقرا روغن جوشي مي پختند، مثل نوغاني ها. و مي گفتند بايد در آن شبها "بودُر كنيم"، اما ثروتمندان غذا انفاق مي كردند، چشم و هم چشمي و رقابت هم در مقدار و كيفيت غذاي اتفاقي آنها بي دخالت نبود.باور و اعتقاد عامه مردم مشهد در شبهاي برات نيز بر اين بود كه ارواح درگذشتگان در آن ايام "برات آزادي" مي يابند تا به هر كجا كه مايلند سير و سياحت كنند. لذا زندگان به خانه مردگان، كه همان گور ايشان است، مي روند. و هم شبها در خانه خود انتظار ورود آنها را مي كشند؛ و رفتارشان به گونه اي است كه انگار ارواح در آن شب با ايشان هم سفره و هم خانه اند. بانوان خانه دار و كدبانو چراغ خانه را زودتر از شبهاي ديگر روشن و ديرتر خاموش مي كنند، و گويا در گذشته اصلاً خاموش نمي كرده، و حتي در روز هم چراغ خانه را روشن نگه مي داشته اند.

اين شعر هم از مرحوم «اصغر ميرخديوي» در مورد مراسم چراغ برات است. 

ماه شعبون ماهيه يکسره خير و برکات

مشدي نيمه اي ماه ره مگه چراغ برات

از سه روز به نيمه مانده، سر خاکا محشره

مين قبرستونا گوش آدم از صدا کره

سور و سات قاريا خوبه و پولي مستنن

سبيل همه شا بسکه چربه، پوز مگردنن

مستنن پولي که الرحمن و ياسين بخنن

دو سه خط نخونده زود در مرن و جيم مکنن

سر قبرا مندزن قاليچه و روشم چراغ

شيخ قاريم نشسته خوش و شاد و سردماغ

ختم قرآني ره بايد بخنه، اي دو سه روز

پولشم خيلي خوبه توش نداره هيچ سوخت و سوز

سر قبرا جوونا لاله و گلدون مذارن

قوم و خويشاش همه هي نقل و نباتم مي يرن

اي سه روز تو هر خنه روغن جوشي پخته مره

قبايه که بري مرد خنه دخته مره!

شيريني سيوا، آجيل و ميوه سيوا، حلوا سيوا

خير و خيراتشم از زنا سيوا، مردا سيوا

از شکر، آرد برنج، تر حلواي زعفروني

همه شم چرب و چيلي و لاي لقمه ي نوني

رسم ايه بين گداها همه ره رسد کنن

اما چون خوشمزه يه، نره لاتا يم مستنن

همه ي اهل مشد چراغ برات شادن دگه

اعتقاد درن که مرده هايم آزادن دگه

سر قبرستون و خير و خيراتاشا، يک طرف

خير و خيرات ميون خنه هاشا يک طرف

اي سه روز تو هر خنه روغن جوشي و حلوايه

که بري هم مبرن، اي رسم از او قديمايه

باز خوبه همي جوري به ياد امواتشاين

هم خودشا مخورن هم مرده هاشا ره مپاين

سور فراوونه، پلو قيمه و آبگوشت و شله

هر جايم سوري باشه، قيله و قال و غلغله

اي سه روز چراغ براته همه جا ورد زبون

تا شب تولد حضرت صاحب الزمون (ع)


کلمات کلیدی: