ساعت ٢:۳٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٦ خرداد ،۱۳۸٦  

كلاش كفشي مقاوم اما گمنام

شريعتي  مي گويد:«....امروز ما گيوه هايي كه پدرانمان بر پا مي كردند را بر ديوار مي كوبيم تا نشان دهيم كه به گذشته خود افتخار مي كنيم...»

تاريخچه گيوه

درباره تكامل صنعت كوچك و ناچيز گيوه بافي اطلاعات كمي در دست هست. البلخي تاريخ نويس معروف در سال 1105 ميلادي متذكر مي شود كه غنديجان (جميله امروز) در فارس در صنعت گيوه بافي مشهور بوده، و در سال 1340 ميلادي كه مستوفي جغرافي نگار از آنجا بازديد كرده مي نويسد كه پيشه گيوه بافي در اوج تكامل بوده است. گيوه، اصولا پای پوشی است سبك، بادوام و مناسب برای راهپيمايی‌های طولانی در مسيرهای ناهموار و با توجه به اين خصوصيات، اغلب افراد پيدايش آن را به روزگارانی خيلی قدیم‌تر از پيدايش ساير انواع پاپوش نسبت داده‌‌اند و همين امر باعث شده تا تولد گيوه با افسانه‌ها پيوند بخورد. كما اينكه در اكثر منابع، توليد نخستين گيوه را به گيو، پهلوان داستانی ايران (كه به روايت فردوسی پسر گودرز و داماد رستم بوده است) نسبت داده‌اند. مولف كتاب بهارعجم به نقل از فرهنگ قوسی نوشته: گيوه منصوب به گيو گودرز است و گيو آن را هنگام سرگردانی در توران زمين ترتيب داد و ديگران با استناد به شاهنامه و در تفسير اين نظريه عنوان كرده‌اند كه گيو وقتی برای بازگرداندن سياوش(نوه‌ی كيكاوس) و مادرش فرنگيس به تركستان رفت هفت سال در آن ديار سرگردان بود و چون برای راهپيمايی‌های طولانی خود نياز به پای‌افزاری بادوام،‌ سبك و خنك داشت گيوه را بوجود آورد و بعدها همه‌ كسانی كه چنين مختصاتی را از پاپوش انتظار داشتند گيوه را انتخاب كردند و در رهگذر قرون و اعصار تغييراتی در آن بوجود آوردند. قرن‌هاست عشاير ايرانی و نيیز بسیاری از روستائيان نقاط كوهستانی و نواحی خشك كشورمان گيوه را به هر نوع كفش ترجيح می‌دهند و از ‌آن استفاده می‌كنند . هر چند نمی‌دانيم گيوه‌های ابتدايی از چه جنسی ساخته می‌شده و چه شكلی داشته،‌ اسنادی در دست داريم كه نشان می‌‌دهد قرن هشتم هجری قمری دوران اوج استفاده از گيوه بوده و استان فارس در زمينه توليد آن مقام برجسته‌ای داشته و اين معنا از آنجا استنباط می‌شود كه ابوالعباس زركوب شيرازی در كتاب شيرازنامه كه در سال‌های پيش از 754 قمری نوشته شده از بازار گيوه‌دوزان در شيراز ياد كرده و در مكاتبات خواجه رشيدالدين فضل‌الله، گيوه به عنوان يكی از محصولات عمده كازرون مورد اشاره قرار گرفته است .در همين خصوص عبيدزاكانی و نظام‌الدين قاری مصنف كتاب ارزنده‌ی ديوان البسه نيز نكاتی را متذكر شده‌اند كه از خلال آنها ارزش گيوه و اينكه در آن زمان تهيه انواع ديگر كفش برای همگان مقدور نبوده است مستناد می‌گردد. خصوصا كه نظام‌الدين قاری در بيتی،‌ دوام گيوه را نسبت به ساير كفش‌ها متذكر شده است. از دوره‌ صفوی به بعد به موازات ساير تغييراتی كه در شئون مختلف زندگی مردم كشورمان بوجود آمد كفش نيز دچار دگرگونی‌هايی شد و آنچه از تاريخ پوشاك در ايران بر می‌آيد دلالت دارد بر آنكه در دوره‌ صفوی طبقات بالای جامعه عموما از كفش‌های تمام چرم استفاده كرده و اغلب مردم عادی گيوه می‌پوشيده‌اند و باز در همين دوره است كه می‌بينيم در شكل و ساختمان گيوه تغييراتی رخ می‌دهد و پاپوش‌دوزان قديمی در راه تطابق كارآيی‌های گيوه با موقعيت اقليمی منطقه‌ای كه در آن بايد مورد استفاده قرار گيرد، برمی‌‌آيند. در اين دوره علاوه بر شيراز كه دارای بازار گيوه‌فروشان بوده در اصفهان نيز بازاری برای توليد و فروش گيوه ايجاد شده و محل آن به روايت سياحان، حوالی بازار عليقلی‌خان بوده است. در بين اسناد و مدارك دوره‌های بعدی نيز به كرات با نام گيوه، كاربردهای آن و حتی مشخصات افراد معروفی كه به گيوه‌دوزی اشتغال داشته‌اند، برمی‌خوريم. زيباترين رويه گيوه در آباده، ميان راه اصفهان و شيراز، بافته مي شد. گيوه ايراني (ملكي) خيلي راحت و براي آب و هواي ايران مناسب است ولي كاملاً با نوع غربي آن فرق دارد. گيوه يك زيره پارچه اي به نام شيوه دارد كه دوام و مقاومت آن بسيار زياد است و يك رويه نخي.

گيوه چيست؟ گيوه نوعی پاپوش ويژه مردان روستايی و از جمله صنايع دستی مناطقی از ايران است. رويه‌ آن را به شيوه‌ بافتنی از ريسمان‌های ابريشمی يا پنبه‌ای نازك و زيره‌ی آن را گاه از چرم يا لاستيك و اغلب از لته‌های به هم فشرده و در هم كشيده می‌سازند. گيوه كه بايد آن را جزو يكی از توليدات كاملا كاربردی روستای و عشايری دانست، هم اكنون در بسياری از مناطق كشور توليد می‌شود و قسمت‌های مختلف كرمانشاه،‌ منطقه  اورامانات، آباده، كازرون در فارس، بهبهان و دزفول در خوزستان،‌ بخشی از اصفهان، چهارمحال و بختياری، روستای وفس و سنجان در استان مركزی جزو مناطق اصلی توليد گيوه در ايران هستند..

انواع گيوه

گيوه‌ه به اشكال و نام‌های مختلف توليد می‌‌گردد و مهم‌ترين آنها عبارت است از:

1. ملكی: نوعی كه دارای رويه‌ی نفيس و گران قيمت است و نوك(پنجه) درازی دارد. اين نوع گيوه رويه‌اش بلندتر از گيوه‌های ديگر بوده و به قسمت پشت آن نيز يك قطعه چرم دوخته می‌شود.تخت اين نوع از پارچه هاي نخي و لباس هاي مندرس كرباسي تهيه مي شد كه امروزه بيشتر از شلوارهاي كهنه لي استفاده مي كنند به اين ترتيب كه  پود آن از اين پارچه ها و به شكل نوارهايي نازك تهيه مي شود و تار آن از پوست گاو مي باشد و همچنين پنجه و پاشنه تخت را نيز از پوست گاو تهيه مي كنند و بعد از اتصال تار و پود به هم، دور آن را حاشيه زده و اضافات آن را مي برند و تخت درست مي كنند كه به آن « تخت كهنه اي » يا« تخت ملكي » مي گويند.

2. گيوه آجيده يا آجده: نوعی گيوه است كه دارای رويه‌ی درشت باف و تخت‌ چرمی بخيه‌دار می‌باشد.

3. لته‌ای: تنها تفاوتش با ساير انواع گيوه تخت لته‌ای آن است.

4. گيوه تخت چرمی: نوعی گيوه شبيه كفش‌های معمولی كه تخت آن چرمی است و بيشتر در شهرها مورد استفاده قرار می‌گيرد و به همين اعتبار گيوه شهری نيز ناميده می‌شود.

5. تخت لاستيكی: نوعی گيوه درشت باف و ارزان قيمت كه دارای زيره‌ی لاستيكی است.

6. گيوه ابريشمی: نوعی گيوه تزئينی و تشريفاتی با تخت چرمی يا لاستيكی ظريف كه رويه‌اش با نخ ابريشمی رنگين بافته می‌شود و گاهی با منجق‌دوزی همراه است .

7_كلاش:نوعي خاص از گيوه كه در مناطق كردنشين وبه ويژه اورامانات توليد مي شود و موضوغ اصلي بحث ما مي باشد . رويه اين کفش از نخ پنبه ای بافته شده و زير آن از پارچه فشرده ساخته می شود،به همين دليل کلاش کفشی سبک،نرم وقابل انعطاف ومتناسب با محيط کوهستانی، است. براي  شناخت اين نوع كفش. بايد ابتدا منطقه جفرافيايي توليد واستفاده آن را شناخت. کلاش  در تمامي مناطق کردنشين  ايران وعراق مورد استفاده است اما مهمترين ناحيه توليد آن منطقه اورامانات است.

اورامانات

توليد کلاش در اصل مختص منطقه اورامان بوده ولی اکنون در اکثر شهرهای استان توليد می شود. هورامان يا اورامان، نام منطقه‌ای در کردستان ايران و عراق است. اين منطقه‌ از طبيعت زيبايی برخوردار است. يکی از جلوه‌های طبيعی ناحيه اورامان، وجود دره‌های پرپيچ‌و‌خم و عميق و رودبارهای متعدد است. در پايه هر کوهی دره‌ای عميق و رودباری زيبا قرار دارد. از مجموع آب اين چشمه‌ها و رودبارها دو رودخانه‌ سيروان و ليله تشکيل می‌شوند که در نقطه‌ای به نام دروله در نزديکی مرز ايران و عراق به‌ هم می‌پيوندند. هر چند که بخش عمده‌ای از منطقه اورامان را کوههای مرتفع و پربرف تشکيل می‌دهد اما در ارتفاعات پائين‌تر و در دامنه هميین کوه‌ها جنگلهای متراکم نسبتاً وسيعی وجود دارند. پوشش جنگلی اين ناحيه همچون پوشش عمومی رشته‌کوه زاگرس عمدتاً از درختان بلوط است درختان ديگری مانند گلابی‌وحشی و زالزالک نيز به تعداد قابل توجهی افت می‌شود. اين جنگلها تأمين‌کننده سوخت زمستانی اهالی منطقه بوده‌اند. مردم اين منطقه‌ با گويش کردی اورامی تکلم می‌کنند.

شهرهای مهم اورامانات

پاوه: شهرستان پاوه حدوداٌدر 120 كيلومتری شمال غربی استان كرمانشاه واقع گرديده است. كه از شمال و شمال شرقی به استان كردستان، از جنوب و جنوب غربی به شهرستان جوانرود و از غرب و قسمتی از شمال غربی به كشور عراق محدود مي گردد. اين شهرستان با وسعت 1260 كيلومتر مربع با 19/5 درصد كل مساحت كرمانشاه شامل سه بخش، هشت دهستان و حدود 135 روستا(شامل 84 روستای مسكونی و 51 روستای خالی از سكنه) می باشد.بخشهای مختلف آن عبارتند از بخش باينگان شامل دهستانهای شيوه سر، كلاشی، ماكوان، بخش نوسود شامل دهستانهای سيروان، شرام، بخش مركزی شامل دهستانهای شمشير- هولی و منصور آقايی می باشد.شهر پاوه در محدوده 35 درجه و دودقيقه تا 35 درجه و سه دقيقه عرض شمالی و 46 درجه و 21 دقیقه تا 46 درجه و 23 دقيقه طول شرقی در ارتفاع حدود 1525 متری از سطح دريا قرار گرفته است.

مريوان : واقع در استان كردستان با جمعیتی برابر با185116 نفر

سروآباد : واقع در استان كردستان 

  ته ويله: واقع در شمال شرقی شوشمه و نوسود

هورامان تخت: در شهرستان سروآباد

بياره: واقع در شمال ده  ر گا شيخان و غرب هانه گه رمه له ،

ناحيه هورامان كوهستانی و پر برف و باران است. ميزان بارندگی سالیانه حدود 800-900 ميلی متر می باشد. بخش اعظم اين بارش به صورت برف و در قلل و دامنه كوهها صورت ميگيرد.

پيشينه تاريخی اورامانات 

جنوب شرقى شهر مريوان روستايى به نام «اورامانات تخت» قرار دارد كه جاده‌اى به طول هفتاد و پنج كيلومتر آن را به شهر مريوان متصل مى‌كند. اگر با يك حساب سرانگشتى حفظ اصالت و فرهنگ ابيانه‌اى‌ها و معمارى ماسوله را كنار هم قرار و گسترش دهيم جواب صورت مسئله ما روستاى اورامانات تخت خواهد بود. اين روستا را هزار ماسوله مى‌نامند. زيرا معمارى آن همانند ماسوله است. حياط هر خانه بام خانه‌اى ديگر است، اما با وسعتى بيشتر. معمارى اورامانات و سرسبزى اين منطقه كوهستانى روياى پله‌هايى به سمت بهشت را متصور مى‌كند. خانه‌هاى اين روستا با سنگ و اغلب به صورت خشكه و به صورت پلكانى ساخته شده است. مردم منطقه معتقدند اورامانات تخت زمانى شهرى بزرگ بوده و مركزيتى خاص داشته به همين دليل از آن به عنوان تخت يا مركز (حكومت) ناحيه‌اى اورامان ياد مى‌كرده‌اند. به غير از وضعيت خاص روستا از نظر معمارى، موقعيت چشمه‌هاى پرآب، مراسم خاص و آداب و رسوم و وجود مقبره و مسجد پير شاليار و به ويژه جمعیت و تعداد سكنه قابل توجه آن نشانگر اهميت منطقه از زمان ساسانى است. لباس مردم اورامانات كردى است. پيش از ورود پارچه و كفش‌هاى خارجى و ساير منسوجات داخلى به استان كردستان، بيشتر پارچه‌ها و پاى افزار مورد نياز آنها توسط بافندگان و دوزندگان محلى بافته و ساخته مى‌شده است. ساخت پاى افزار «گيوه» يا «گلاش» يا «كالى» بر عهده اوراماناتى‌ها و مردم و آبادى‌هاى هجيع، نودشه، بوده و بافت را مردم آبادى‌هاى نوسود شهرستان پاوه بر عهده داشته‌اند. جولايى، بافت، پارچه و انواع منسوجات مانند بوزو، ربال، جاجيم، بره بوشمين، موج، جوراب، دستكش، زنگال و كلاء انواع دستبافت‌هاى اين منطقه هستند. مردان كرد اورامانى چوخه، پانتول، ملكى شال، دستار، فرنجى و كله بال و زنان آن جانى، كلنجه، شال، كلاه و كلله مى‌پوشند.

مهمترين مشخصه اوراماناتمراسم ساليانه  پير شاليار است كه در دونوبت 15 بهمن و15 ارديبهشت برگزار مي گردد.در اين مراسم هزاران نفر از مشتاقان و علاقمندان ان مراسم برای گراميداشت پيرشالار گرد هم جمع می شوند. پرشاليی دانا و آگاه با طبعی روان بود . اين مغ كتابی را به نام مارفه‌تو پيرشاليار (‌معرفت پيرشهريار) به لجهه كردی اورامی به نظم در آورده است مشتمل بر امثال و حكم و پند و اندرز با ذكر نكاتی چند از آداب و رسوم آيين باستانی و تاكيد و توصيه در جهت حفظ و نگهداری آن . نسخه اين كتاب اكنون كمياب است و فقط عبارات و ابياتی از آن را برخی از مردم آن سامان در حفظ دارند و در مواردی به جای مثل به كار می برند .  برخی از دانشمندان كرد معتقدند كه پيرشاليار در اواخر زندگی دين اسلام را قبول كرده و كوشيده تا مردم اين سامان را با اين آيين مبين آشنا سازد ،‌اما توفيقی حاصل نكرده است و در اواخر قرن پنجم رو در نقاب خاك كشيده است . اما از روی قراين اين پيرشالیار(‌پيراول) در اواخر قرن اول می زيسته و برهمان عقيده و آيين كهن تا واپسين دم باقی مانده است ، زيرا اولا در قرن چهارم و پنجم و حتی سوم دين اسلام در سراسر منطقه اورامان گسترش پيدا كرده ، و همه اهالی اين ديار گرويده اسلام شده اند ، ثانيا اسلام آوردن پيرشالیار اول نيز نمی تواند مقرون به صحت باشد وگرنه منظومه خود را با همان مضامين كه حاكی از مجوسيت اوست باقی نمی گذاشت بلكه آن قسمت را كه مربوط به آيين كهن و توصيه در باره حفظ آن و نگهداشت آن است تغيير مي داد همچنانكه پيرشاليار دوم كه مسلمان بوده دست به اين كار زده است   .اورامان خاستگاه قومی است که هنوز به پوشش کردی  خود مقيدند.مردمان اصيل، نجيب و استوار که در مرز ايران از شرق با کرمانشاه،از غرب با عراق ، از شمال با کردستان همسايه اند و به ايرانی بودن خود می بالند. معنی اورامان يا" هورامان" از دو بخش اهورا و مان به معنی خانه، جايگاه و سرزمين تشکيل شده است. پس اورامان يعنی " سرزمين اهورايی هور " البته معنای ديگری هم دارد" اورامان لهون " بخش ديگر اورامان را تسکيل می دهد که از طريق مشرق و جنوب شرقی به سنندج کامياران و از  شمال به اورامان تخت و مريوان و از طرف کوه زيبای " شاهو " که سراسر اورامان لهون را زير چتر خود گرفته در سقط الراس کوه شاهو روستای تاريخی " تنگی ور " و پلنگان يا پالنگان قرار گرفته است که در گذشته حاکم نشين چند قوم کرد بوده و خاطرات تلخ و شيرین فراوانی را در سينه دارد. مردم اورامان اوايل بهمن ماه هر سال در روستا جنب و جوش خاصی دارند که نشان از نزديک شدن زمان مراسمی دارد که صدها سال است مردم منطقه با اعتقاد و حساسيت بسيار سعی در برگزاری آن می کنند. به گفته اهالی روستا 950 سال پيش، پيری صاحب کرامات در اين روستا می زيسته که از مقربين حضرت حق بوده و از زمان حيات وی تا بحال هر سال مردم روستا سالگرد ازدواج وی را که آخرين پنجشنبه پيش از پانزدهم بهمن ماه است دقيقاً به همان گونه که اولين بار برگزار سده، جشن می گيرند.

تفاوت گيوه وكلاش :

گيوه و کلاش از پاپوشهای بسيار قديمی کردان بوده  که تفاوت گيوه در اين است که زيره  کلاش از پارچه های کتانی که آنرا نم زده و با مشته يا چرم کوب که در زبان کردی سنندج اين وسيله را چه رمه کو( CHARMAKO ) يا مشته (MASHTA ) می گويند و وسيله ای آهنی است که قالب مشت است و با آن چرم و زيره کتانی کلاش را که در قطعه های باريک بريده و تاکرده و در کنار هم قرار می دهند و پيش از اينکه به صورت کتابی در کنار هم قرار بدهند و از داخل آنها رشته های چرمی ويژه به نام تيره (TIRA) بگذرانند قطعات پارچه را با همان چرمه کو و بر روی سکوی چوبی که جلو دست دارند می کوبند که کاملا فشرده شود و رويه آنرا به وسيله ی نوعی رشته که به فريت (FRIT) معروف  است می بافند و دور تادور زيره کلاش را به وسيله ی تکه فلی آهنی که يک سر آن را کاملا با سنگ که آن را هه سان (HASAN) می گويند روغن زده و تيز می کنند و در اندازه های مورد نظر می برند و نخ کلفتی را ( که از بوی بز می باشد ) دور تا دور از داخل زيره گذرانده و رويه را به آن می چسبانند و می بافند. کلاش و گيوه پاپوشهای خوبی هستند که بيشتر در فصلهای گرم سال کاربری دارد . اين محله از دور ميدان انقلاب رو به غرب خيابان امام خمينی در کوچه  پشت دخانيات فعلی و کوچه  مسجد دودروازه ملا جلال شروع می شود. اين محله پيش از مرکزيت سندج هم وجود داشته است .سريشم چسبی طبيعی‌ست که از عناصر گياهی و يا جانوری استخراج می‌گردد . سريشم‌های گياهی به ژلاتين هم معروف هستند .

كلاش  پاي افزاري راحت و مقاوم است كه در جوامع كوچ نشين، روستايي و شهرنشين مورد استفاده قرار مي‌گيرد. منطقه كوهستاني اورامانات، گذرگاههاي صعب العبور آن نوع معيشت و ضرورت تحرك فراوان در فصول سه گانه بهار، تابستان و پاييز كه فصلهاي كار هستند پاي افزاري را مي‌طلبد كه سبك، راحت، مقاوم و خنك باشد. از كلاش به عنوان پاي افزاري مي‌توان نام برد كه داراي قدمتي  ۱۵هزار ساله است ( اثر باقيمانده از كلاش‌هاي پير شاليار در منطقه باستاني اورامان مدعي بر اين نظر مي‌باشد). پاي افزاري چون كلاش بهترين پاسخگو براي تمامي اين نيازها بوده و مي باشد چونكه موارد اوليه كف آن تماما در منطقه موجود مي‌باشد، ابزار كار آن ساده و به راحتي مي‌توان آنرا تهيه كرد، بخش اعظمي از نيروي زنان روستا كه در زمينه كارهاي توليدي قادر به فعاليت نيستند را فعال مي‌كند و در صورت توليد بيشتر مي‌تواند حوزه آن به خارج از محدوده نيز كشيده شود. سادگي ابزار كار و در دسترس بودن مواد اوليه براي توليد آن و همچنين وجود نيروي كار در دسترس، موجب رواج پيشه گيوه‌كشي در كردستان به ويژه در ناحيه اورامانات شده است. كلاش يا گيوه پاي افزاري است كه از دو قمست عمده رويه و كف تشكيل شده كه رويه آن با نخ مخصوص و سوزن بافته مي‌شود و اكثر اين كار را زنان انجام مي‌دهند و كف كلاش كه نمايانگر استعداد و خلاقيت ابداع‌كننده آن است از پارچه و چرم ساخته مي‌شود. گيوه كشي يكي از صنايع دستي رايج و بومي استان كردستان به خصوص منطقه اورامانات است، اين صنعت بومي را مي‌توان بر مبناي توليد و محل توليد به دو بخش اصلي روستايي و شهري تقسيم نمود. مواد اوليه براي توليد گيوه بخشي در منطقه و بخشي ديگر در ديگر مناطق تهيه مي‌شود. جهت بافت گيوه از پوست گاو، پيه و نري گاو و نخ تابيده استفاده مي‌شود كه در منطقه كردستان موجود است و ديگر مواد از جمله گيوه‌هاي تخت زيره‌اي، رنگ، پارچه نازك نخي، كتيرا و نخ تابيده (قرقره) تهيه مي‌شود. براي تهيه گيوه‌هاي طرح جديد ( تخت چرمي و پلاستيكي) ميخ پوست دباغي شده، پاشنه‌هاي پلاستيكي، كف پلاستيكي، چسب، پوست، نري گاو، پارچه نخي و موي بز استفاده مي‌شود. كار گيوه كشي معمولا در دو مرحله كارگاهي و خانگي انجام مي‌شود، كارهاي مربوط به تخت گيوه‌كاري مردانه است كه معمولا در كارگاه و يا مغازه‌ها با ابزار گوناگون انجام مي‌شود. در مناطق شهري كارهاي مربوط به رويه گيوه‌كشي توسط زنان و در خانه‌ها صورت مي‌گيرد و اين كار در روستاها هم به دست زنان و هم به دست مردان در خانه و در اوقات فراغت انجام مي‌شود. رنگهايي كه در تهيه گيوه بكار مي‌رود شامل آبي، قرمز، سفيد، استخواني، سياه مي‌باشد كه رنگهاي آبي و قرمز كه در تخت گيوه بكار برده مي‌شود قبلا تخت گيوه‌ها فقط به رنگ سفيد بود و رويه گيوه مردانه معمولا سفيد بوده و براي بافت گيوه‌هاي زنانه از نخهاي رنگين و گاه از انواع منجوق نيز استفاده مي‌شود. يكي از ويژگيهاي منحصر به فرد گيوه اين است كه اين پاي افزار چپ و راست ندارد و فرد مي‌تواند هر لنگه از گيوه‌ها را در هر يك پاهايي كه دوست دارد بپوشد و مانند كفش سمت چپ و راست ندارد كه اين ويژگي ممتازي است. يكي ديگر از ويژگيهاي گيوه خنك بودن آن است كه موجب مي‌شود پا هميشه خنك باشد و از بوي بد و عرق پاها جلوگيري كند. نرخ هر جفت گيوه هم اكنون در بازار شهرهاي استان كردستان متفاوت است و هر جفت گيوه به تناسب درجه و نوع مرغوبيت آن متفاوت است. گيوه‌ها براساس مواد اوليه و به كار رفته داراي نرخهعاي متفاوتي هستند و هر جفت گيوه هم‌اكنون در بازار شهرهاي استان كردستان از 2500هزار ريال تا نزديك  ۸۰۰هزار ريال مي‌باشد. از تعداد گيوه‌بافان استان كردستان و نحوه فعاليت آنها اطلاعات و آماري در دست نيست و مديريت صنايع دستي استان كردستان نيز در مورد تعداد گيوه بافان استان آمار تفكيكي ندارد. دو روستاي حجيج و نودشه‌ از بخش اورامانات جزومراکز قديمي و مهم توليد گيوه هستند. که علاوه‌ بر دو روستاي ‌ياد شده روستاهاي ديگري که‌ در آنها قبلاگيوه کشي و گيوه چيني معمول بوده‌ و هنوز هم‌‌اين‌ کار ادامه‌ دارد عبارت‌ است‌ از : روستاي وراد، خانه‌ دره‌، شرکان، ميريه‌ نروي‌، وزلي‌ تنگ‌مردان، پيله گر بره سيمين عليا، طلسم، ژامرگ، تومک‌، زمگه حيدر، حسين آباد دوآب،‌قشلاق عليا، داربيد. بخشي از مواد مورد مصرف گيوه بافان در محل و بخشي ديگر از نقاط ديگر تهيه مي شود.

گيوه از دو قسمت كفي و رويي تشكيل مي شود . كفي معمولاً از لاستيك و چرم است ولي رويي از نخ مي باشد . تا قبل از پيدايش صنعت لاستيك سازي ، گيوه كش ها در كرمانشاه زير كلاش ها را از پوست گاوميش تهيه مي كردند و رويه آن را از نخ يا ابريشم مي بافتند كه اكثر اعيان از آن استفاده مي كردند . با پيدايش صنعت لاستيك براي كارگران و كشاورزان زير لاستيك به كار مي بردند .نوع دوم كلاش معروف به كلاش اورامي است كه گيوه باف هاي آن منطقه كه به « دوم » شهرت دارند . در نهايت استادي زير گيوه را از كهنه پارچه كه كوبيده مي شود و با روده خشك حيوانات كه تيره مي گويند به هم وصل مي كنند كه از لحاظ فرم و طرح با گيوه هاي كرمانشاه و هرسين كاملاً متفاوت است .مهمترين انواع فرآورده هاي گيوه بافي عبارتند از دم پايي ، پاشنه بلند ، گيوه عاج دار ، پشت بسته ، كفشي ، حوله اي ، منجوقي ، قيصري ، جاوي ، توري و ملكي .گيوه‌ يا «كلاش‌» پاي‌افزاري‌ راحت‌، مقاوم‌ و ارزان‌ است‌ كه‌ در جوامع‌ كوچ‌نشين‌، روستايي‌ و شهرنشين‌ مورد استفاده‌ قرار مي‌گيرد سادگي‌ ابزار كار و در دسترس‌ بودن‌ مواد اوليه‌ براي‌ توليد آن‌ و همچنين‌ وجود نيروي كار در دسترس‌، موجب‌ رواج‌ پيشه‌ گيوه‌كشي‌ در كردستان‌ به‌ ويژه‌ در ناحيه‌ اورامانات‌ شده‌ است‌. مراكز عمده‌ توليد گيوه‌ در كردستان‌، آبادي‌ اورامانات‌ و هجيج‌ است‌ و در قصبه‌ نودشه‌، گيوه‌كشي‌ از مشاغل‌ عمده‌ مردمان‌ محسوب‌ مي‌شود. در توليد گيوه‌، يا كلاش‌ سه‌ نوع‌ كار انجام‌ مي‌شود: كار خانگي‌ كه‌ شامل‌ بافت‌ رويه‌ گيوه‌ است‌ و به‌ وسيله‌ زنان‌ و مردان‌ در اوقات‌ فراغت‌ انجام‌ مي‌شود، كار كارگاهي‌ كه‌ مربوط‌ به‌ ساختن‌ كف‌ و تخت‌ گيوه‌ و دوخت‌ رويه‌ به‌ آن‌ است‌ و مرحله‌ اتصال‌ رويه‌ و تخت‌ گيوه‌ كه‌ آن‌ را «پرگاماروني‌» مي‌نامند.پا افزاري چون كلاش  بهترين پا سخ گو براي تمامي اين نيازها بوده و مي باشد زيرا :     1.      مواد اوله كف آن تما ما در منطقه موجود مي باشد.      2.      ابزار كار را ساده و به راحتي مي توان تهيه كرد. 3.      بخش عظيمي از نيروهاي زنان روستا را كه در زمينه كارهاي توليدي قـــادر به فعاليت نيستند ، فعال مي كند.      4.      در صورت توليد بيشتر مي تواند  حوزه ي آن به خارج از محدوده خود نيز كشيده شود .  

 كلاش  پا افزاري است كه از دو قسمت عمده تشكيل شده است :  1.  رويه آن كه با نخ مخصوص و سوزن بافته مي شود و اكثر اين كار را زنان انجام مي دهند . 2.  كف كلاش كه نمايانگر استعداد و خلاقيت ابداع كننده آن است از پارچه و چرم ساخته مي شود . وجود نيروي كار در دسترس‌، موجب‌ رواج‌ پيشه‌ گيوه‌كشي‌ در كردستان‌ به‌ ويژه‌ در ناحيه‌ اورامانات‌ شده‌ است‌. گيوه کشي يکي از صنايع‌ دستي رايج‌ و بومي‌ استان باختران است‌ و به‌ ويژه در بخش ‌اورامانات توليد مي شود. اين‌ صنعت بومي‌ را مي توان بر مبناي نوع‌ توليد و محل توليد به‌ دو بخش اصلي روستايي‌ و شهري تقسيم کرد. پوست‌ گاو، پيه، نري گاو و نخ‌ تابيده در محل تهيه مي شود. رنگ‌، پارچه‌ نازک‌ نخي، کتيرا و نخ‌ تابيده(قرقره) براي گيوه هاي تخت زيره اي‌ و براي گيوه هاي طرح جديد (تخت چرمي‌ و پلاستيکي) ميخ پوست‌ دباغي‌ شده، پاشنه هاي لاستيکي، کف‌ هاي لاستيکي، چسب، پوست‌، نري گاو، پارچه‌ نخي و موي بز از خارج از منطقه تهيه مي شود. - کار گيوه کشي معمولا در دو مرحله کارگاهي‌ و خانگي انجام مي شود. کارهاي مربوط به‌ تخت‌گيوه که‌ کاري‌ مردانه‌ است‌ معمولا در کارگاه و يا مغازه‌ها با ابزار گوناگون انجام مي شود. در‌مناطق شهري کارهاي مربوط به‌ رويه‌ گيوه توسط‌ زنان و در خانه‌ها صورت‌ مي گيرد. اين‌ کار در‌روستاها هم‌ به‌ دست‌ زنان و هم‌ به‌ دست‌ مردان در خانه، قهوه خانه‌ و اماکن‌ عمومي‌ در ايام ‌فراغت‌ انجام ميشود.

كلاش در مناطق كردنشين يك نوع گيوه به نام كلاش توليد می شود . رویه اين كفش از نخ پنبه ای بافته شده و زيره آن از پارچه فشرده شده ساخته می شود ، به همين دليل كلاش كفشی است سبك ، نر م و قابل انعطاف و متناسب با محيط كوهستانی . توليد كلاش در اصل مختص منطقه اورامان بوده ولی اكنون در اكثر شهرهای استان توليد می شود

مواد اوليه:

بخشي از مواد مورد مصرف گيوه با فان در محل و بخشي ديگر از نقاط ديگر تهيه ميشود.

موادي كه در محل تهيه ميشود.پوست گاو – پيه – نري گاو و نخ تابيده است .

و موادي كه از خارج محل تهيه ميشود عبارت است از:

1 – براي گيوه هاي تخت زيره اي رنگ – پارچه نازك نخي – كتيرا – نخ تابيده ( قرقره)

2 – براي گيوه هاي طرح جديد (تخت چرمي و پلاستيكي) ميخ پوست دباغي شده – پاشنه هاي لاستيكي – كف لاستيكي – چسب – پوست – نري گاو – پارچه نخي – موي بز.- كار گيوه كشي معمولاً در دو مرحله كارگاهي و خانگي انجام ميشود. كارهاي مربوط به تخت گيوه كه كاري مردانه است معمولاً در كارگاه و يا مغازه ها با ابزار گوناگون انجام ميشود.

در مناطق شهري كارهاي مربوط به رويه گيوه توسط زنان و در خانه ها صورت ميگيرد. اين كار در روستا ها هم به دست زنان و هم به دست مردان در خانه و قهره خانه و اماكن عمومي در ايام فراغت انجام ميشود.

- ابزار كاردر كار گيوه كشي بطور كلي از سه نيروي فشاري – كششي و ضربه اي استفاده ميشود و ابزارهائي كه در اين صنعت دستي به كار ميرود در جهت استفاده از اين سه نيرو است و در پاره*اي موارد به منظور نگهداري و مقاومت پا هم به كار گرفته ميشود و كليه اين نيروها از طريق دست وارد ميشود پا به لحاظ انعطاف پذيري جايگزين سندان ميشود و بطور كلي ابزار كار عبارت است از : سندان چوبي – مشته – درفش – كوره درفش درفش ناوكش – درفش پرگاماسم – كوره درفش پي كنه – چسني – پرگاما- گزن – چوب ساو چوكله – روغندان – وز- دوارگير- گوره گير – قوتله- چاقو – پواز- گيره كنه.

مراحل توليد: كار توليدكلاش به سه بخش كاملا مشخص تقسيم می‌شود كه عبارت است از رويه‌چينی، تخت‌كشی و‌ گيوه دوزی.

 همه مراحل توليد اين پاپوش، دستی است و مواد اوليه آن نخ قالی (که اصطلاحاً تنه ناميده می‌‌شود) و ضايعات چرم است. رويه گيوه بدست زنان و توسط گونه‌ای سوزن که جوالدوز خوانده می‌‌شود بافته می‌‌شود و قسمت کفی آن بدست مردان با استفاده از ابزاری که تخت ناميده می‌‌شود به اصطلاح آجيده می‌‌شود. در صورت لزوم رويه اين پاپوش با استفاده از سريشم اندوده می‌‌شود تا در کشتزارها مانع نفوذ آب به درون آن شود. در ساخت گيوه سه نفر مشاركت دارند رويه گيوه را زنها با سوزن گيوه بافي و نخ پنبه اي محكم و دولا به سبك دوختي كه روي لحاف مي دهند مي بافند، منتها در اين قسمت پارچه اي وجود ندارد.گيوه باف از بالاي رويه گيوه يا چند رج كه دور سر نخ بافندگي مي اندازد آغاز مي كند، و سپس رديفهاي پشت سر هم به آن اضافه مي كند، و طبق شكل آن را به تدريج از اطراف توسعه مي دهد. وقتي طول مورد لزوم به دست آمد و به اندازه كافي بافته شد، پاشنه آن را آغاز مي كند و در حدود 5/2  سانتيمتر از كناره آن فاصله مي گيرد سپس آن را برگردانده، دوباره به طرف لبه آن برمي گردد، و در رديف دوم را75/1 سانتيمتر بيشتر مي بافد، باز هم به لبه آن برمي گردد و 6 تا 12 بار، (بسته به اندازه گيوه) اين عمل را تكرار مي كند. پس از اينكه نيمه ديگر پاشنه را در طرف مقابل درست كرد، قسمتي كه تا حال بافته به شكل دايره درآورده و دوازده رديف آخر را دور اين دايره مي بافد و بدين ترتيب قسمت قوزك گيره درست مي شود. بافتن يك رويه گيوه با نخي كه ضخامت آن متوسط است. در حدود دو روز طول مي كشد. بهترين گيوه هاي آباده از نخ ظريف پنبه اي دولا بافته شده و نقشهاي هندسي زيبايي كه سوراخهاي كوچكي به هنگام بافت در آن درست شده دارد. بافت اين نوع گيوه ها بيشتر طول مي كشد. نفر دوم در گيوه بافي پاره دوز (تخت كش) است. تخت گيوه را از كتان محكم يا كهنه (لته كهنه) كه آن را با چاقو (شفره) به شكل نوار 2 سانتيمتر پهنا درست مي كنند. شفره كهنه بري را با سنگ اسكاف مرتب تيز مي كنند. نوارهاي بريده شده را در محلول كتيرا خيس كرده سپس آن را روي كنده چوب گذاشته دو سر آن را برمي گردانند تا در وسط به هم برسند، و با مشته آن را مي كوبند كه تخت شود. نظر به اينكه در كتيرا خيس خورده همينطور دولا و تخت مي ماند. طول اين نوارها با پهناي هر تخت كفش فرق مي كند. وسط هر تخت فرش، نوارها در حدود 12 سانتيمتر مي باشند. وقتي نوارهاي يك تخت كفش آماده شد پاره دوز در حدود 12 عدد آن را روي كنده گذاشته و با درفش شيوه، وسط آنها را سوراخ مي كند و به فاصله 7/1 سانتيمتر از كناره و لبه تخت از هر دو رو نيز سوراخ مي كند. سپس تعدادي تسمه چرمي كه پهناي هر كدام 7/1 سانتيمتر است تهيه مي كند. اين تسمه ها از پوست گاوي كه در آهك خوابانده باشند درست شده است. اين نوارهاي چرمي را نيز مانند تخت كفش، با درفش شيوه سوراخ كرده و در گوشه اي مي گذارد كه بعدها براي محكم كردن پاشنه (نعلبكي،پس- پيش) از آن استفاده كنند. وقتي همه اينها كامل شد نوارهاي پارچه اي و چرمي را روي دوال نخ كرده و از وسط تخت كفش مي گذراند. يك جفت پرگ از توي سوراخهايي كه در لبه كفش است رد مي كند. براي نخ كشي از سيخ گرد كه درفش نرمي است استفاده مي كند. و با يك گاز (انبردست) پرك چرمي را محكم مي كشد و بعد سر و ته آن را به چرم پاشنه و پنجه مي دوزد، و تخت را با كارد تيزي به اندازه معين مي برد. وقتي كه گيوه دوز (گيوه كش)، كه نفر سوم صنعت گيوه بافي است، تخت كفش را از همكار خود گرفت، وظيفه اول او اينست كه دوره يا كمر (بانه، چرم) محكمي در دور تا دور تخت آن بدوزد. دوره و تخت گيوه را با درفش (دروش) محكمي سوراخ مي كند و دقت مي كند كه هر بخيه روي سوراخهايي كه قبلاً پاره دوز درست كرده بود بيفتد. ضمن اين عمل گيوه دوز چوب پشت بند را موقتاً زير تخت گيوه مي گذارد تا اينكه راست شود، وقتي دوره گيوه دوخته شد قالب چوبي روي تخت گيوه قرار داده و رويه گيوه را روي آن كشيده به دوره مي دوزد. براي دوختن دوره و رويه گيوه از درفش (دروش) كوتاهي به نام تيغ گرد استفاده مي كند. قسمت اضافه دوره گيوه را روي نوك آن برگردانده و با سوزن به رويه مي دوزد و بدين ترتيب جلو گيوه در برابر سنگ محكمتر مي شود و آن را سنگ بر مي نامند. همچنين انتهاي دوره در پشت گيوه بالاي پاشنه به هم دوخته مي شود. گيوه هاي زيادي هست كه دوره آنها را زنها به همان طريقي كه رويه را مي بافند، درست مي كنند، و آن را شيرازه بغل مي نامند كه به جاي كمر دوره گيوه دوخته مي شود و رويه گيوه بدون قالب به آن دوخته مي شود. برخي از گيوه ها نك باريك (پوزه باريك) و برخي پوزه پهن هستند. گيوه هاي اعلي با پارچه آستر شده و توي پاشنه آن چرمي است، و برخي ديگر پيش پنجه محكمي دارند. از آنجايي كه تعداد لاستيكهاي فرسوده و كهنه اتومبيل در ايران زياد است، بسياري از گيوه سازان از لاستيك، شيوه (تخت گيوه) درست مي كنند، خود اين امر سبب ركود صنعت تخت كفش سازي شده است. بسياري از دهقانان تهيدست فقط يك دست از اين تخت هاي لاستيكي را خريده و رويه آن را با نخ پنبه اي كلفت به همان طريقي كه شرح داديم مي بافند و اولين رديف بافت را دور لبه تخت لاستيكي آغاز كرده و رديفهاي بعدي را پشت سر آن مي بافند تا رويه تمام شود.

مراحل‌ مختلف ساخت‌:

1.آماده‌ کردن‌ پوست‌ که‌ مراحل‌ زير را شامل‌ مي شود و همه کارهاي آن توسط‌ استاد کار انجام ‌مي گيرد.

الف‌. خيس کردن‌ ب. گستردن‌ آن روي‌ زمين‌ ج. خاک يا خاکستر پاشيدن روي‌ آن که‌ به‌ تدريج‌ آب پوست‌ را مي‌کشد و خشکش مي کندکه‌‌اين‌ کار گاهي‌ از يک ماه هم‌ بيشتر به‌ طول مي‌انجامد. د. نرم کردن‌ پوست‌ ه. رشته کردن‌ پوست‌ و درست‌ کردن‌ نسخه هاي باريک‌

و. زدون‌ مو از تسمه ز. نرم کردن‌ تسمه ها با پيه‌

2.رنگ‌آميزي پارچه‌ 3.تهيه فيتيله توسط‌ شاگرد‌ 4.پي‌ کنه گير‌

رنگ‌ در گيوه رنگ‌ هايي‌ که‌ در تهيه گيوه به کار مي رود عبارتند از رنگ‌هاي آبي‌ ، قرمز، سفيد، استخواني‌،‌سياه رنگ‌هاي آبي‌ و قرمز که‌ در تخت گيوه به کار برده‌ مي شود قبلا تخت گيوه ها فقط به‌ رنگ‌‌سفيد بود رويه‌ گيوه مردانه‌ معمولا سفيد بوده‌ وبراي بافت‌ گيوه هاي زنانه‌ از نخ‌هاي رنگين‌و گاه از انواع منجوق نيز استفاده‌ به‌ عمل مي‌آيد. رنگ‌ استخواني‌، رنگ‌ پاشنه و نوک تخت‌گيوه به‌ دليل استفاده‌ از نري گاو که‌ بعد از خشک شدن حالت‌ استخواني‌ مي گيرد به‌ رنگ‌‌استخواني‌ است‌. رنگ‌ سياه ، رنگ‌ موي بز که‌ در پر گاما به‌ کار مي رود. سياه است‌ اين‌ رنگ‌ در ‌زير رويه‌ قرار مي‌گيردو هرگز ديده نمي شود.

در کارگاه هاي گيوه کشي معمولا سه‌ نفر با هم‌ کار مي‌کنند اين‌ سه‌ نفر که‌ در يک‌ مقطع‌‌مثلثي شکل به صورت‌ زنجيرهايي‌ با تقسيم کار معين کار را شروع‌ مي‌کنند و به‌ مرحله انجام‌مي رسانند عبارتند از: پروني‌ paruni که‌ از پارچه‌هاي رنگ‌ شده فيتيله درست‌ مي‌کند ‌و نسبت به‌ دو نفر ديگر از مهارت‌ و تخصص کمتري برخوردار است‌ در واقع‌ پروني‌ در مرحله‌شاگردي‌ گيوه کشي قرار دارد. نفر بعدي پي‌ کنه گيرpeykanegir است که‌ داراي تخصص و‌مهارت‌ است‌ و به‌ مرحله استادي‌ نزديک‌ شده است. او بخش مياني‌ کار و به‌ عبارت‌ ديگر بخش‌اتصال فتيله ها را انجام مي دهد و تخت گيوه را براي انجام کار نهايي‌ که‌ به‌ دست‌ استاد کار‌انجام مي گيرد آماده‌ مي‌کند. کلاشگرkelas-ger که استاد و معمولا صاحب‌ کارگاه‌است‌ برش و پرداخت‌ و تکميل تخت گيوه و به ط‌ور کلي موارد حساس و دقيق کار را انجام‌مي دهد. مرحله ديگر اتصال رويه‌ گيوه به‌ تخت گيوه است‌ كه استاد کار با ‌سوراخ هائي‌ که‌ با درفش‌ بوجود مي‌آورد محل آن را تعيين مي کند و يک‌ نفر ديگر که‌ معمولا خارج‌ از ‌کارگاه است‌ اين‌ محدوده‌ را با ريسماني‌ که‌ از موي بز تابيده شده مي‌دوزد. اين‌ کار ‌را «پرگاماروني» pergama-runi و عامل‌ اين‌ کار را پرکاماگير Pergama-Gir مي‌نامند. ابزار ‌کار گيوه کشي عبارت‌ است‌ از: سندان چوبي‌، مشته، درفش‌، کوره‌ درفش‌ درفش‌ ناوکش‌ ، درفش‌‌پرگاماسم‌، کوره‌ درفش‌ پي‌ کنه، چسني، پرگاما، گزن، چوب ساوچوکله، روغندان، وز، دوار‌گير، گوره‌ گير، قوتله، چاقو، پواز، گيره پي‌ کنه.

مراحل مختلف ساخت:1 – آماده كردن پوست كه مراحل زير را شامل ميشود و همه كارهاي آن توسط استادكار انجام ميگيرد.

1 - خيس كردن .2 - گستردن آن روي زمين.3 - خاك يا خاكستر پاشيدن روي آن كه به تدريج آب پوست را مي كشد و خشكش مي كند كه اين كار گاهي از يكماه هم بيشتر به طول مي انجامد .4 - نرم كردن پوست.5 - رشته كردن پوست و درست كردن نسخه هاي باريك.

6 - زدودن مو از تسمه ها.7 - نرم كردن تسمه ها با پيه.8 – رنگ آميزي پارچه.9 – تهيه فيتيله توسط شاگرد.10 – پي كنه گير.

رنگ در گيوهرنگ هايي كه در تهيه گيوه بكار ميرود عبارتند از رنگ هاي آبي – قرمز- سفيد- استخواني- سياه رنگ هاي آبي و قرمز كه در تخت گيوه بكار برده ميشود قبلاً تخت گيوه ها فقط به رنگ سفيد بود رويه گيوه مردانه معمولاً سفيد بوده و براي بافت گيوه هاي زنانه از نخ هاي رنگين و گاه از انواع منجوق نيز استفاده به عمل مي آيد.

رنگ استخواني – رنگ پاشنه و نوك تخت گيوه به دليل استفاده از نري گاو كه بعد از خشك شده حالت استخواني ميگيرد به رنگ استخواني است .رنگ سياه – رنگ موي بز كه در پرگاما به كار ميرود . سياه است اين رنگ در زير رويه قرار ميگيرد و هرگز ديده نميشود.


کلمات کلیدی:
 
کلاش ۳
ساعت ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۳ خرداد ،۱۳۸٦  

مراکز قديمي و مهم توليد گيوه هستند. که علاوه‌ بر دو روستاي ‌ياد شده روستاهاي ديگري که‌ در آنها قبلاگيوه کشي و گيوه چيني معمول بوده‌ و هنوز هم‌‌اين‌ کار ادامه‌ دارد عبارت‌ است‌ از : روستاي وراد، خانه‌ دره‌، شرکان، ميريه‌ نروي‌، وزلي‌ تنگ‌مردان، پيله گر بره سيمين عليا، طلسم، ژامرگ، تومک‌، زمگه حيدر، حسين آباد دوآب،‌قشلاق عليا، داربيد. بخشي از مواد مورد مصرف گيوه بافان در محل و بخشي ديگر از نقاط ديگر تهيه مي شود. پوست‌ گاو، پيه، نري گاو و نخ‌ تابيده در محل تهيه مي شود.

رنگ‌، پارچه‌ نازک‌ نخي، کتيرا و نخ‌ تابيده(قرقره) براي گيوه هاي تخت زيره اي‌ و براي گيوه هاي طرح جديد (تخت چرمي‌ و پلاستيکي) ميخ پوست‌ دباغي‌ شده، پاشنه هاي لاستيکي، کف‌ هاي لاستيکي، چسب، پوست‌، نري گاو، پارچه‌ نخي و موي بز از خارج از منطقه تهيه مي شود. - کار گيوه کشي معمولا در دو مرحله کارگاهي‌ و خانگي انجام مي شود. کارهاي مربوط به‌ تخت‌گيوه که‌ کاري‌ مردانه‌ است‌ معمولا در کارگاه و يا مغازه‌ها با ابزار گوناگون انجام مي شود. در‌مناطق شهري کارهاي مربوط به‌ رويه‌ گيوه توسط‌ زنان و در خانه‌ها صورت‌ مي گيرد. اين‌ کار در‌روستاها هم‌ به‌ دست‌ زنان و هم‌ به‌ دست‌ مردان در خانه، قهوه خانه‌ و اماکن‌ عمومي‌ در ايام ‌فراغت‌ انجام ميشود.

- در کارگاه هاي گيوه کشي معمولا سه‌ نفر با هم‌ کار مي‌کنند اين‌ سه‌ نفر که‌ در يک‌ مقطع‌‌مثلثي شکل به صورت‌ زنجيرهايي‌ با تقسيم کار معين کار را شروع‌ مي‌کنند و به‌ مرحله انجام‌مي رسانند عبارتند از: پروني‌ paruni که‌ از پارچه‌هاي رنگ‌ شده فيتيله درست‌ مي‌کند ‌و نسبت به‌ دو نفر ديگر از مهارت‌ و تخصص کمتري برخوردار است‌ در واقع‌ پروني‌ در مرحله‌شاگردي‌ گيوه کشي قرار دارد. نفر بعدي پي‌ کنه گيرpeykanegir است که‌ داراي تخصص و‌مهارت‌ است‌ و به‌ مرحله استادي‌ نزديک‌ شده است. او بخش مياني‌ کار و به‌ عبارت‌ ديگر بخش‌اتصال فتيله ها را انجام مي دهد و تخت گيوه را براي انجام کار نهايي‌ که‌ به‌ دست‌ استاد کار‌انجام مي گيرد آماده‌ مي‌کند. کلاشگرkelas-ger که استاد و معمولا صاحب‌ کارگاه‌است‌ برش و پرداخت‌ و تکميل تخت گيوه و به ط‌ور کلي موارد حساس و دقيق کار را انجام‌مي دهد. مرحله ديگر اتصال رويه‌ گيوه به‌ تخت گيوه است‌ كه استاد کار با ‌سوراخ هائي‌ که‌ با درفش‌ بوجود مي‌آورد محل آن را تعيين مي کند و يک‌ نفر ديگر که‌ معمولا خارج‌ از ‌کارگاه است‌ اين‌ محدوده‌ را با ريسماني‌ که‌ از موي بز تابيده شده مي‌دوزد. اين‌ کار ‌را «پرگاماروني» pergama-runi و عامل‌ اين‌ کار را پرکاماگير Pergama-Gir مي‌نامند. ابزار ‌کار گيوه کشي عبارت‌ است‌ از: سندان چوبي‌، مشته، درفش‌، کوره‌ درفش‌ درفش‌ ناوکش‌ ، درفش‌‌پرگاماسم‌، کوره‌ درفش‌ پي‌ کنه، چسني، پرگاما، گزن، چوب ساوچوکله، روغندان، وز، دوار‌گير، گوره‌ گير، قوتله، چاقو، پواز، گيره پي‌ کنه.

مراحل‌ مختلف ساخت‌:

1.آماده‌ کردن‌ پوست‌ که‌ مراحل‌ زير را شامل‌ مي شود و همه کارهاي آن توسط‌ استاد کار انجام ‌مي گيرد.

الف‌. خيس کردن‌ ب. گستردن‌ آن روي‌ زمين‌ ج. خاک يا خاکستر پاشيدن روي‌ آن که‌ به‌ تدريج‌ آب پوست‌ را مي‌کشد و خشکش مي کندکه‌‌اين‌ کار گاهي‌ از يک ماه هم‌ بيشتر به‌ طول مي‌انجامد. د. نرم کردن‌ پوست‌ ه. رشته کردن‌ پوست‌ و درست‌ کردن‌ نسخه هاي باريک‌

و. زدون‌ مو از تسمه ز. نرم کردن‌ تسمه ها با پيه‌

2.رنگ‌آميزي پارچه‌ 3.تهيه فيتيله توسط‌ شاگرد‌ 4.پي‌ کنه گير‌

رنگ‌ در گيوه رنگ‌ هايي‌ که‌ در تهيه گيوه به کار مي رود عبارتند از رنگ‌هاي آبي‌ ، قرمز، سفيد، استخواني‌،‌سياه رنگ‌هاي آبي‌ و قرمز که‌ در تخت گيوه به کار برده‌ مي شود قبلا تخت گيوه ها فقط به‌ رنگ‌‌سفيد بود رويه‌ گيوه مردانه‌ معمولا سفيد بوده‌ وبراي بافت‌ گيوه هاي زنانه‌ از نخ‌هاي رنگين‌و گاه از انواع منجوق نيز استفاده‌ به‌ عمل مي‌آيد. رنگ‌ استخواني‌، رنگ‌ پاشنه و نوک تخت‌گيوه به‌ دليل استفاده‌ از نري گاو که‌ بعد از خشک شدن حالت‌ استخواني‌ مي گيرد به‌ رنگ‌‌استخواني‌ است‌. رنگ‌ سياه ، رنگ‌ موي بز که‌ در پر گاما به‌ کار مي رود. سياه است‌ اين‌ رنگ‌ در ‌زير رويه‌ قرار مي‌گيردو هرگز ديده نمي شود. در باختران 4 نوع گيوه معمول است‌: 1. گيوه تخت آجيده 2. گيوه تخت چرمي‌ 3. گيوه تخت لاستيکي 4. گيوه رويه‌ ابريشمي. مراکز توليد گيوه در ايران پراکنده بود و تقريبا در بيشتر نقاط کشور ‌نشانه‌ هايي‌ از توليد اين‌ محصول مي توان ديد اما عمدتا مناطق مختلف باختران، استان ‌مرکزي، فارس‌ و... مرکز توليد انواع گيوه محسوب مي شود.

در اصطلاح محلی كلاش می‌گويند. در مناطق كوهستانی و سخت گذر و سنگلاخی استان كرمانشاه، استفاده از گيوه به عنوان پاپوشی نرم، سبک، راحت و مقاوم رواج دارد. مراكز ساخت گيوه در اين استان؛ شهرهای پاوه، هرسين و كرمانشاه است. گيوه از دو قسمت كفی و رويی تشكيل می شود.. نوع ديگر كلاش معروف به كلاش اورامی است و گيوه‌باف‌های آن منطقه به «دوم» شهرت دارند. آن‌ها د رنهايت استادی زير گيوه را از كهنه پارچه كه كوبيده می‌شود و با روده خشک حيوانات به هم وصل می‌كنند. اين نوع گيوه به لحاظ شكل و طرح با گيوه‌های كرمانشاه و هرسين كاملاً متفاوت است. انواع گيوه‌های استان عبارتند از: دم‌پايی، پاشنه بلند، گيوه عاج‌إار، پشت بسته، كفشی، حوله‌ای، منجوقی، قيصری، جاوی، توری و ملكی.

كلاش در مناطق كردنشين يك نوع گيوه به نام كلاش توليد می شود . رویه اين كفش از نخ پنبه ای بافته شده و زيره آن از پارچه فشرده شده ساخته می شود ، به همين دليل كلاش كفشی است سبك ، نر م و قابل انعطاف و متناسب با محيط كوهستانی . توليد كلاش در اصل مختص منطقه اورامان بوده ولی اكنون در اكثر شهرهای استان توليد می شود

پيش‌ از ورود پارچه‌، كفش‌های خارجی و ساير محصولات‌ داخلی به‌ استان‌ كردستان‌، بيش تر پارچه‌ها و نيز پای‌افزار مورد نياز توسط‌ بافندگان‌ و دوزندگان‌ محلی بافته‌ و ساخته‌ می‌شد. از نظر بافت‌ پارچه‌، منطقه‌ سقز و از نظر ساخت‌ پای‌افزار گيوه‌ يا كلاش(kelas)‌ و كالی اورامانات‌ و آبادی‌های پيرامون‌ كوهستان‌ شاهو مانند هجيج‌، نودشه‌ و آبادی‌های نوسود شهرستان‌ پاوه‌ چون‌ ميريه‌، خانه‌دره‌، مژگان‌، مزوی و وزلی از عمده‌ترين‌ نواحی بافت‌ و صدور پارچه‌ و پای‌افزار در استان‌ به‌ شمار می‌روند. جولايی و بافت‌ پارچه‌ و انواع‌ منسوجات‌ مانند: بوزو، برمال‌، جاجم‌، بره‌، پوشمين‌، موج‌، جوراب‌، دست كش‌، زنگال‌ و كلاه به‌ عنوان‌ حرفه‌ يا كار جنبی‌، بخشی از آبادی نشينان‌ مناطق‌ مختلف‌ كردستان‌ به شمار می رود9 ـ پاپوش : اعيان و اشراف و سواره ايل از گيوه ملكي و زيره گاميشي و در صورت دسترسي در تابستان از كلاش اورامي استفاده مي كنند .2ـ كلاش: نوعی گيوه است. كفش سنتی كردها كه نوع مرغوب آن را در "اورامانات" كردستان توليد می‌كنند. جنس آن بيشتر از نخ معمولی است و نوع گران آن، از نخ ابريشمی بافته می‌شود. برای ساخت كف آن، پارچه‌های دورريز خياطی را كاملاً كوبيده و پس از قالب‌گيری، به رويه كفش می‌دوزند.

گيوه - چارق

گيوه نوعي پاي افزار است كه رويه آن را از ريسمان و نخ پرگ يعني ريسمانهاي پنبه اي بافته و زيه يا ته آن را گاه از چرم و غالباً از لته هاي بهم فشرده و در هم كشيده مي سازند.مواد اوليه:

بخشي از مواد مورد مصرف گيوه با فان در محل و بخشي ديگر از نقاط ديگر تهيه ميشود.

موادي كه در محل تهيه ميشود.پوست گاو پيه نري گاو و نخ تابيده است .

و موادي كه از خارج محل تهيه ميشود عبارت است از:

1 براي گيوه هاي تخت زيره اي رنگ پارچه نازك نخي كتيرا نخ تابيده ( قرقره)

2 براي گيوه هاي طرح جديد (تخت چرمي و پلاستيكي) ميخ پوست دباغي شده پاشنه هاي لاستيكي كف لاستيكي چسب پوست نري گاو پارچه نخي موي بز.- كار گيوه كشي معمولاً در دو مرحله كارگاهي و خانگي انجام ميشود. كارهاي مربوط به تخت گيوه كه كاري مردانه است معمولاً در كارگاه و يا مغازه ها با ابزار گوناگون انجام ميشود.

در مناطق شهري كارهاي مربوط به رويه گيوه توسط زنان و در خانه ها صورت ميگيرد. اين كار در روستا ها هم به دست زنان و هم به دست مردان در خانه و قهره خانه و اماكن عمومي در ايام فراغت انجام ميشود.

- ابزار كاردر كار گيوه كشي بطور كلي از سه نيروي فشاري كششي و ضربه اي استفاده ميشود و ابزارهائي كه در اين صنعت دستي به كار ميرود در جهت استفاده از اين سه نيرو است و در پاره*اي موارد به منظور نگهداري و مقاومت پا هم به كار گرفته ميشود و كليه اين نيروها از طريق دست وارد ميشود پا به لحاظ انعطاف پذيري جايگزين سندان ميشود و بطور كلي ابزار كار عبارت است از : سندان چوبي مشته درفش كوره درفش درفش ناوكش درفش پرگاماسم كوره درفش پي كنه چسني پرگاما- گزن چوب ساو چوكله روغندان وز- دوارگير- گوره گير قوتله- چاقو پواز- گيره كنه.

مراحل مختلف ساخت:1 آماده كردن پوست كه مراحل زير را شامل ميشود و همه كارهاي آن توسط استادكار انجام ميگيرد.

1 - خيس كردن .2 - گستردن آن روي زمين.3 - خاك يا خاكستر پاشيدن روي آن كه به تدريج آب پوست را مي كشد و خشكش مي كند كه اين كار گاهي از يكماه هم بيشتر به طول مي انجامد .4 - نرم كردن پوست.5 - رشته كردن پوست و درست كردن نسخه هاي باريك.

6 - زدودن مو از تسمه ها.7 - نرم كردن تسمه ها با پيه.8 رنگ آميزي پارچه.9 تهيه فيتيله توسط شاگرد.10 پي كنه گير.

رنگ در گيوهرنگ هايي كه در تهيه گيوه بكار ميرود عبارتند از رنگ هاي آبي قرمز- سفيد- استخواني- سياه رنگ هاي آبي و قرمز كه در تخت گيوه بكار برده ميشود قبلاً تخت گيوه ها فقط به رنگ سفيد بود رويه گيوه مردانه معمولاً سفيد بوده و براي بافت گيوه هاي زنانه از نخ هاي رنگين و گاه از انواع منجوق نيز استفاده به عمل مي آيد.

رنگ استخواني رنگ پاشنه و نوك تخت گيوه به دليل استفاده از نري گاو كه بعد از خشك شده حالت استخواني ميگيرد به رنگ استخواني است .رنگ سياه رنگ موي بز كه در پرگاما به كار ميرود . سياه است اين رنگ در زير رويه قرار ميگيرد و هرگز ديده نميشود.

در باختران 4 نوع گيوه معمول است:1 گيوه تخت آجيده2 گيوه تخت چرمي3 گيوه تخت لاستيكي4 گيوه رويه ابريشمي

مراكز توليد گيوه در ايران پراكنده بود و تقريبا در بيشتر نقاط كشور نشانه هايي از توليد اين محصول ميتوان ديد اما عمدتاً مناطق مختلف باختران ، استان مركزي ، فارس و . مركز توليد انواع گيوه محسوب ميشود.

 


کلمات کلیدی:
 
کلاش ۲
ساعت ۱٠:٥٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۳ خرداد ،۱۳۸٦  

خه ر گیلان: تقریبا واقع در شمال غربی بیاره ،زه رده هال یا بنجه دری: واقع در شمال شرقی بیاره ،نارنجله: واقع در شمال بیاره ،گولپ: واقع در شمال بیاره ،باخه كون: واقع در شمال بیاره ،گه چینه: واقع در شمال غربی كه یمنه و شرق باخه كون ،سه ر گه ت: واقع در شمال كه یمنه ،هانه ی دن: واقع در شمال كه یمنه ،ده ره ی مه ر: واقع در جنوب ده ركی ایران ،زه لم: واقع در غرب دزلی ،ها نه ی قول: واقع در جنوب غربی دزلی ،ئیلانپی: واقع در شمال غربی دزلی،احمد ئاوا: واقع در غرب زه لم

ناحیه هورامان كوهستانی و پر برف و باران است. میزان بارندگی سالیانه حدود 800-900 میلی متر می باشد. بخش اعظم این بارش به صورت برف و در قلل و دامنه كوهها صورت میگیرد.

پیشینه تاریخی اورامانات 

جنوب شرقى شهر مریوان روستایى به نام «اورامانات تخت» قرار دارد كه جاده‌اى به طول هفتاد و پنج كیلومتر آن را به شهر مریوان متصل مى‌كند. اگر با یك حساب سرانگشتى حفظ اصالت و فرهنگ ابیانه‌اى‌ها و معمارى ماسوله را كنار هم قرار و گسترش دهیم جواب صورت مسئله ما روستاى اورامانات تخت خواهد بود. این روستا را هزار ماسوله مى‌نامند. زیرا معمارى آن همانند ماسوله است. حیاط هر خانه بام خانه‌اى دیگر است، اما با وسعتى بیشتر. معمارى اورامانات و سرسبزى این منطقه كوهستانى رویاى پله‌هایى به سمت بهشت را متصور مى‌كند. خانه‌هاى این روستا با سنگ و اغلب به صورت خشكه و به صورت پلكانى ساخته شده است. مردم منطقه معتقدند اورامانات تخت زمانى شهرى بزرگ بوده و مركزیتى خاص داشته به همین دلیل از آن به عنوان تخت یا مركز (حكومت) ناحیه‌اى اورامان یاد مى‌كرده‌اند. به غیر از وضعیت خاص روستا از نظر معمارى، موقعیت چشمه‌هاى پرآب، مراسم خاص و آداب و رسوم و وجود مقبره و مسجد پیر شالیار و به ویژه جمعیت و تعداد سكنه قابل توجه آن نشانگر اهمیت منطقه از زمان ساسانى است. پوشاك كردى آمیزه‌اى از رنگ و نقش است. در كجا و چگونه مى‌توان زیباترین رنگ‌هاى دنیا را در كنار هم دید. لباس مردم اورامانات كردى است. پیش از ورود پارچه و كفش‌هاى خارجى و سایر منسوجات داخلى به استان كردستان، بیشتر پارچه‌ها و پاى افزار مورد نیاز آنها توسط بافندگان و دوزندگان محلى بافته و ساخته مى‌شده است. ساخت پاى افزار «گیوه» یا «گلاش» یا «كالى» بر عهده اوراماناتى‌ها و مردم و آبادى‌هاى هجیع، نودشه، بوده و بافت را مردم آبادى‌هاى نوسود شهرستان پاوه بر عهده داشته‌اند. جولایى، بافت، پارچه و انواع منسوجات مانند بوزو، ربال، جاجیم، بره بوشمین، موج، جوراب، دستكش، زنگال و كلاء انواع دستبافت‌هاى این منطقه هستند. مردان كرد اورامانى چوخه، پانتول، ملكى شال، دستار، فرنجى و كله بال و زنان آن جانى، كلنجه، شال، كلاه و كلله مى‌پوشند. انواع این لباس‌ها با زیورآلات مختلف تزئین شده‌اند و رنگارنگ هستند. قارچ، كرفس، كنگر، ریواس، خوژه، پنیر، شیر، عسل، گردو، انجیر موادغذایى این منطقه را تشكیل مى‌دهند. پلو، «دوغه وا» یا آش دوغ، ساوار، گردول، ترخینه، دوختن یا آش گزنه، هتیمچه با گوشت گوسفند، شدروا، گرما، رشته پلو، رشته رون یك آبه، پرشین، شلغم ترش، و كلانه، از غذاهاى اورامانى است.

از تولیدات هنرهاى سنتى مثل گلیم، سجاده، نمد، سبد، گیوه به عنوان سوغات این محل نام برد. اما دلیل دیگرى به غیر از درمان و سیاحت در یك منطقه سنتى براى سفر وجود دارد. میراث فرهنگى و كهن ایران زمین مى‌تواند دلیلى براى كشش مسافران به شهر‌هاى مختلف باشد. هخامنشیان و شكوه شان زبانزد و مایه افتخار ایرانیان است

مراسم پیر شالیار

در این مراسم كه هرساله و در اواسط بهمن‌ماه در اورمان تخت و در كنار مرقد پیرشالیار برگزار میشود هزاران نفر از مشتاقان و علاقمندان این مراسم برای گرامیداشت پیرشالیار گرد هم جمع می شوند. پیرشالیار فرزند جاماسب یكی از رهبران و مغان آیین زردشت بوده كه در اورامان می‌زیسته است ، وی مردی دانا و آگاه با طبعی روان بود . ایم مغ كتابی را به نام مارفه‌تو پیرشالیار (‌معرفت پیرشهریار) به لجهه كردی اورامی به نظم در آورده است مشتمل بر امثال و حكم و پند و اندرز با ذكر نكاتی چند از آداب و رسوم آیین باستانی و تاكید و توصیه در جهت حفظ و نگهداری آن . نسخه این كتاب اكنون كمیاب است و فقط عبارات و ابیاتی از آن را برخی از مردم آن سامان در حفظ دارند و در مواردی به جای مثل به كار می برند .  ( ( برفی می باره كه برف خوره است ، و رسن كه پاره شود چهارسر پیدا می‌كند ، ماكیان سیاه ، تخمش سفید است ،‌دیگچه كه سوراخ شد ، دودر پیدا می كند ) برخی از دانشمندان كرد معتقدند كه پیرشالیار در اواخر زندگی دین اسلام را قبول كرده و كوشیده تا مردم این سامان را با این آیین مبین آشنا سازد ،‌اما توفیقی حاصل نكرده است و در اواخر قرن پنجم رو در نقاب خاك كشیده است . اما از روی قراین این پیرشالیار(‌پیراول) در اواخر قرن اول می زیسته و برهمان عقیده و آیین كهن تا واپسین دم باقی مانده است ، زیرا اولا در قرن چهارم و پنجم و حتی سوم دین اسلام در سراسر منطقه اورامان گسترش پیدا كرده ، و همه اهالی این دیار گرویده اسلام شده اند ، ثانیا اسلام آوردن پیرشالیار اول نیز نمی تواند مقرون به صحت باشد وگرنه منظومه خود را با همان مضامین كه حاكی از مجوسیت اوست باقی نمی گذاشت بلكه آن قسمت را كه مربوط به آیین كهن و توصیه در باره حفظ آن و نگهداشت آن است تغییر میداد همچنانكه پیرشالیار دوم كه مسلمان بوده دست به این كار زده است   پیش از ورود پارچه و كفش‌هاى خارجى و سایر منسوجات داخلى به استان كردستان، بیشتر پارچه‌ها و پاى افزار مورد نیاز آنها توسط بافندگان و دوزندگان محلى بافته و ساخته مى‌شده است. ساخت پاى افزار «گیوه» یا «گلاش» یا «كالى» بر عهده اوراماناتى‌ها و مردم و آبادى‌هاى هجیع، نودشه، بوده و بافت را مردم آبادى‌هاى نوسود شهرستان پاوه بر عهده داشته‌اند.

از روزنامه " ایران "

اورامانت پایتخت رویا و بیداری

در انتهای جاده آسفالته به جایی می رسی که پشت بام خانه ای،حیاط خانه ای دیگر است.اینجا "اورامان تخت" است.روستایی با قدمت چند صد ساله با فرهنگ و آدابی که یادگار دوران زرتشت است.سرزمین ایرانیان اصیل،مهمان نواز و مهربان.مردمی که بکر می زیند و عشیره ای. کوچ هنوز به سبک طبیعت در میان این مردم معنای خود را حفظ کرده؛ از پای کوه به دامنه و ارتفاعات بلندتر و برعکس . گونه های متعدد جانوری در این منطقه مشاهده می شود و زیباترین آن سنجاب ایرانی است که در سکوت متین جنگل، با شیطنت هایش، شور کودکی را یادآور می شود.غار"قوری قلعه" در اورامان، شکل و ساختار دگرگون دارد و اغراق نیست اگر بگوییم: یکی از زیباترین غارهای جهان است.اورامان خاستگاه قومی است که هنوز به پوشش کردی  خود مقیدند.مردمان اصیل، نجیب و استوار که در مرز ایران از شرق با کرمانشاه،از غرب با عراق ، از شمال با کردستان همسایه اند و به ایرانی بودن خود می بالند. در اطراف اورامان کوه خضر، که به روایتی محل سکونت خضر پیامبر(ع) بوده است، دریچه های اندیشه را درباره این پیامبر بزرگ به تکاپو وا می دارد. وقتی خسته از راه طولانی و شادمان از این همه زیبایی به شهر باز می گردی، با غذاهای محلی چون " خورش خلال بادام " یا انواع کباب های محلی، انرژی دوباره می گیری و از خفتن غافل می شوی که اینجا سرزمین بیداران سبز است. اورامانت را " هزار ماسوله " نیز می نامند.این محل اصالت خود را حفظ کرده و در کنار طبیعت زیبای آن، مدنیت و شهر نشینی منطقه، زیبایی خاصی به هزار ماسوله داده است معنی اورامان یا" هورامان" از دو بخش اهورا و مان به معنی خانه، جایگاه و سرزمین تشکیل شده است. پس اورامان یعنی " سرزمین اهورایی هور " البته معنای دیگری هم دارد" اورامان لهون " بخش دیگر اورامان را تسکیل می دهد که از طریق مشرق و جنوب شرقی به سنندج کامیاران و از  شمال به اورامان تخت و مریوان و از طرف کوه زیبای " شاهو " که سراسر اورامان لهون را زیر چتر خود گرفته در سقط الراس کوه شاهو روستای تاریخی " تنگی ور " و پلنگان یا پالنگان قرار گرفته است که در گذشته حاکم نشین چند قوم کرد بوده و خاطرات تلخ و شیرین فراوانی را در سینه دارد. " قلعه پلنگان " در دهستان ژاور وود واقع شده که در قرون ششم هجری به وسیله حاکم اردلان برای مرکز حکومت ساخته که کتیبه سنگی بزرگ آن بر جای مانده است. این کتیبه در جبهه شرقی منطقه اورامانت واقع است که در سال 1347 دکتر " علی اکبر سرافراز" در پژوهشی که در مورد آن انجام داد، کتیبه را متعلق به اواخر هزاره دوم پیش از میلاد ارزیابی کرد. پس از دکتر سرافراز، کار پژوهشی خاصی بر این کتیبه صورت نگرفت تا سرانجام " گرانت فریو " انگلیسی موفق به قرائت آن شد. به گفته رئیس اداره میراث فرهنگی و گردشگری استان کردستان، این کتیبه 47 سطر دارد و به خط میخی و زبان آشوری نوشته شده است. سارگون در کتیبه از سرزمین پارسواش، ماد، مانا، مصر و تمام سرزمین هایی که تصرف کرده بود نام می برد. مردم اورامان اوایل بهمن ماه هر سال در روستا جنب و جوش خاصی دارند که نشان از نزدیک شدن زمان مراسمی دارد که صدها سال است مردم منطقه با اعتقاد و حساسیت بسیار سعی در برگزاری آن می کنند. به گفته اهالی روستا 950 سال پیش، پیری صاحب کرامات در این روستا می زیسته که از مقربین حضرت حق بوده و از زمان حیات وی تا بحال هر سال مردم روستا سالگرد ازدواج وی را که آخرین پنجشنبه پیش از پانزدهم بهمن ماه است دقیقاً به همان گونه که اولین بار برگزار سده، جشن می گیرند. چهارشنبه پس از نماز صبح در آن زمان که کودکان روستا در کوچه های بسیار باریک و برف گرفته ده با فریاد " کلاروچنه " به در منازل رفته، سهم خود را از گردو، بیسکویت، و غیره طلب می کنند، مردان آبادی در حال آماده کردن حیواناتی هستند که در طول سال خانواده ها به دلایل خاص نذر کرده اند تا در مراسم قربانی کنند. در مراسم پیر شالیا وظایف تقسیم بندی شده است و هر خانواده ای برای مثال مسئول نگهداری از احشام نذری و ذبح آنها، خانواده ای مسئول پخت و پز آش نذری و... استدر خلال انجام مراحل مختلف مراسم که از چهارشنبه تا پنجشنبه به طول می انجامد، در خانه پیر به روی مردم باز است . بعد از پایان مراسم ذکر همگی به مسجد روستا می روند و نماز مغرب را به جماعت می خواننددر خانه پیر، درخت اقاقی بزرگی است که در کنار دیوارهای آن سکوهایی برای نشستن ساخته اند و بر ستون های چوبی اتاق نیز تیرهای چوبی موازی تکیه داده شده تا مردم بر آن بنشیننددر خانه پیر هر خانواده جای مخصوص خود را دارد و با وجود افزایش جمعیت در این صد سال مساحت خانه هنوز مردم را جا می دهد.هر شخص فقط می تواند در همان جایی بنشیند که 950 سال پیش اجدادش نشسته بودندخانه های این روستا با سنگ و اغلب به صورت خشکه و پلکانی ساخته شده است. مردم منطقه معتقدند اورامانت تخت، زمانی شهری بزرگ بوده و مر کزیتی خاص داشته به همین دلیل از آن به عنوان تخت یا مرکز ( حکومت ) ناحیه ای اورامان یاد کرده اند. به غیر از وضعیت خاص روستا از نظر معماری، موقعیت چشمه های پر آب، مراسم خاص و آداب و رسوم، وجود مقبره و مسجد پیر شالیا و به ویژه جمعیت و تعداد سکنه قابل توجه آن نشانگر اهمیت منطقه از زمان ساسانی ست. از تولیدات هنرهای سنتی مثل گلیم،سجاده،نمد،سبد، گیوه یا گالش، به عنوان سوغات این محل می توان نام برد

كلاش " كردي پاي افزاري سبك، راحت و خنك از صنايع دستي زيباي كردستان

استان كردستان به دليل پيشينه تاريخي خود همواره يكي از مهدهاي صنايع دستي در سطح كشور بوده و وجود صنايع دستي متنوع و جذاب در اين استان شاهدي بر اين مدعاست. صنايع دستي اين استان به گواه اكثر كارشناسان يكي از بهترين، باكيفيت ترين و زيباترين صنايع دستي موجود در كشور و حتي جهان به شمار مي‌آيد. يكي از صنايع دستي زيبا و مورد استفاده در مناطق كردنشين غرب كشور " گيوه " يا " كلاش " مي‌باشد كه با آغاز فصل گرما به عنوان يك پاي افزار زيبا و جالب كردها از آن به جاي كفش استفاده مي‌كنند. " گيوه " يا " كلاش " پاي افزاري راحت و مقاوم است كه در جوامع كوچ نشين، روستايي و شهرنشين مورد استفاده قرار مي‌گيرد. منطقه كوهستاني اورامانات، گذرگاههاي صعب العبور آن نوع معيشت و ضرورت تحرك فراوان در فصول سه گانه بهار، تابستان و پاييز كه فصلهاي كار هستند پاي افزاري را مي‌طلبد كه سبك، راحت، مقاوم و خنك باشد. از گيوه به عنوان پاي افزاري مي‌توان نام برد كه داراي قدمتي  ۱۵هزار ساله است ( اثر باقيمانده از گيوه‌هاي پير شاليار در منطقه باستاني اورامان مدعي بر اين نظر مي‌باشد). پاي افزاري چون گيوه بهترين پاسخگو براي تمامي اين نيازها بوده و مي باشد چونكه موارد اوليه كف آن تماما در منطقه موجود مي‌باشد، ابزار كار آن ساده و به راحتي مي‌توان آنرا تهيه كرد، بخش اعظمي از نيروي زنان روستا كه در زمينه كارهاي توليدي قادر به فعاليت نيستند را فعال مي‌كند و در صورت توليد بيشتر مي‌تواند حوزه آن به خارج از محدوده نيز كشيده شود. سادگي ابزار كار و در دسترس بودن مواد اوليه براي توليد آن و همچنين وجود نيروي كار در دسترس، موجب رواج پيشه گيوه‌كشي در كردستان به ويژه در ناحيه اورامانات شده است. گيوه را بايد يكي از جالبترين و ارزان‌ترين صنايع دستي روستايي ايران دانست، اين پاي پوش قديمي كه روزگاري به خصوص در فصل تابستان مورد استفاده قرار مي‌گرفت در سالهاي اخير به سبب رواج كفشهاي مدل جديد جايگزين اين پاي پوش قديمي شده است اما باز در مناطق كردنشين بسياري از مردم از آن استفاده مي‌كنند. كلاش يا گيوه پاي افزاري است كه از دو قمست عمده رويه و كف تشكيل شده كه رويه آن با نخ مخصوص و سوزن بافته مي‌شود و اكثر اين كار را زنان انجام مي‌دهند و كف كلاش كه نمايانگر استعداد و خلاقيت ابداع‌كننده آن است از پارچه و چرم ساخته مي‌شود. گيوه كشي يكي از صنايع دستي رايج و بومي استان كردستان به خصوص منطقه اورامانات است، اين صنعت بومي را مي‌توان بر مبناي توليد و محل توليد به دو بخش اصلي روستايي و شهري تقسيم نمود. مواد اوليه براي توليد گيوه بخشي در منطقه و بخشي ديگر در ديگر مناطق تهيه مي‌شود. جهت بافت گيوه از پوست گاو، پيه و نري گاو و نخ تابيده استفاده مي‌شود كه در منطقه كردستان موجود است و ديگر مواد از جمله گيوه‌هاي تخت زيره‌اي، رنگ، پارچه نازك نخي، كتيرا و نخ تابيده (قرقره) تهيه مي‌شود. براي تهيه گيوه‌هاي طرح جديد ( تخت چرمي و پلاستيكي) ميخ پوست دباغي شده، پاشنه‌هاي پلاستيكي، كف پلاستيكي، چسب، پوست، نري گاو، پارچه نخي و موي بز استفاده مي‌شود. كار گيوه كشي معمولا در دو مرحله كارگاهي و خانگي انجام مي‌شود، كارهاي مربوط به تخت گيوه‌كاري مردانه است كه معمولا در كارگاه و يا مغازه‌ها با ابزار گوناگون انجام مي‌شود. در مناطق شهري كارهاي مربوط به رويه گيوه‌كشي توسط زنان و در خانه‌ها صورت مي‌گيرد و اين كار در روستاها هم به دست زنان و هم به دست مردان در خانه و در اوقات فراغت انجام مي‌شود. رنگهايي كه در تهيه گيوه بكار مي‌رود شامل آبي، قرمز، سفيد، استخواني، سياه مي‌باشد كه رنگهاي آبي و قرمز كه در تخت گيوه بكار برده مي‌شود قبلا تخت گيوه‌ها فقط به رنگ سفيد بود و رويه گيوه مردانه معمولا سفيد بوده و براي بافت گيوه‌هاي زنانه از نخهاي رنگين و گاه از انواع منجوق نيز استفاده مي‌شود. يكي از ويژگيهاي منحصر به فرد گيوه اين است كه اين پاي افزار چپ و راست ندارد و فرد مي‌تواند هر لنگه از گيوه‌ها را در هر يك پاهايي كه دوست دارد بپوشد و مانند كفش سمت چپ و راست ندارد كه اين ويژگي ممتازي است. يكي ديگر از ويژگيهاي گيوه خنك بودن آن است كه موجب مي‌شود پا هميشه خنك باشد و از بوي بد و عرق پاها جلوگيري كند. نرخ هر جفت گيوه هم اكنون در بازار شهرهاي استان كردستان متفاوت است و هر جفت گيوه به تناسب درجه و نوع مرغوبيت آن متفاوت است. گيوه‌ها براساس مواد اوليه و به كار رفته داراي نرخهعاي متفاوتي هستند و هر جفت گيوه هم‌اكنون در بازار شهرهاي استان كردستان از  ۲۰۰هزار ريال تا نزديك  ۸۰۰هزار ريال مي‌باشد. از تعداد گيوه‌بافان استان كردستان و نحوه فعاليت آنها اطلاعات و آماري در دست نيست و مديريت صنايع دستي استان كردستان نيز در مورد تعداد گيوه بافان استان آمار تفكيكي ندارد.

تاريخـــچه گـــــيوه (كـــــلاش)

گيوه كشي يكي از صنايع دستي استان كرمانشاه است كه از قدمت ديرينه اي برخوردار است . گيوه را به اصطلاح محلي كلاش هم مي گويند .مناطق كوهستاني ، و گذرهاي صعب العبور و سنگلاخي استفاده از گيوه به عنوان پاپوش نرم ، سبك ، راحت و مقاوم را در كرمانشاه رواج داده است . مراكز ساخت گيوه ، پاوه ، هرسين و كرمانشاه مي باشد .

گيوه از دو قسمت كفي و رويي تشكيل مي شود . كفي معمولاً از لاستيك و چرم است ولي رويي از نخ مي باشد . تا قبل از پيدايش صنعت لاستيك سازي ، گيوه كش ها در كرمانشاه زير كلاش ها را از پوست گاوميش تهيه مي كردند و رويه آن را از نخ يا ابريشم مي بافتند كه اكثر اعيان از آن استفاده مي كردند . با پيدايش صنعت لاستيك براي كارگران و كشاورزان زير لاستيك به كار مي بردند .

نوع دوم كلاش معروف به كلاش اورامي است كه گيوه باف هاي آن منطقه كه به « دوم » شهرت دارند . در نهايت استادي زير گيوه را از كهنه پارچه كه كوبيده مي شود و با روده خشك حيوانات كه تيره مي گويند به هم وصل مي كنند كه از لحاظ فرم و طرح با گيوه هاي كرمانشاه و هرسين كاملاً متفاوت است .مهمترين انواع فرآورده هاي گيوه بافي عبارتند از دم پايي ، پاشنه بلند ، گيوه عاج دار ، پشت بسته ، كفشي ، حوله اي ، منجوقي ، قيصري ، جاوي ، توري و ملكي .گيوه‌ يا «كلاش‌» پاي‌افزاري‌ راحت‌، مقاوم‌ و ارزان‌ است‌ كه‌ در جوامع‌ كوچ‌نشين‌، روستايي‌ و شهرنشين‌ مورد استفاده‌ قرار مي‌گيرد سادگي‌ ابزار كار و در دسترس‌ بودن‌ مواد اوليه‌ براي‌ توليد آن‌ و همچنين‌ وجود نيروي كار در دسترس‌، موجب‌ رواج‌ پيشه‌ گيوه‌كشي‌ در كردستان‌ به‌ ويژه‌ در ناحيه‌ اورامانات‌ شده‌ است‌. مراكز عمده‌ توليد گيوه‌ در كردستان‌، آبادي‌ اورامانات‌ و هجيج‌ است‌ و در قصبه‌ نودشه‌، گيوه‌كشي‌ از مشاغل‌ عمده‌ مردمان‌ محسوب‌ مي‌شود. در توليد گيوه‌، يا كلاش‌ سه‌ نوع‌ كار انجام‌ مي‌شود: كار خانگي‌ كه‌ شامل‌ بافت‌ رويه‌ گيوه‌ است‌ و به‌ وسيله‌ زنان‌ و مردان‌ در اوقات‌ فراغت‌ انجام‌ مي‌شود، كار كارگاهي‌ كه‌ مربوط‌ به‌ ساختن‌ كف‌ و تخت‌ گيوه‌ و دوخت‌ رويه‌ به‌ آن‌ است‌ و مرحله‌ اتصال‌ رويه‌ و تخت‌ گيوه‌ كه‌ آن‌ را «پرگاماروني‌» مي‌نامند. منطقه كوهستاني اورامانات، گذر گاههاي صعب العـــبور آن، نوع معشيت و ضرورت تحرك فراوان در فصول سه گانه بهار، تابستان و پاييز(كه فصل هاي كار هستند) پـا افزاري را مي طلبد كه سبك، راحت، مقاوم و خنك باشد از گيوه بعنوان ابن پا افزار مي توان نام برد كه داراي قدمتي 15000 ساله است.(اثر باقي مانده از گيوه هاي پير شا ليار در منطقه باستاني اورامان مدعي بر اين نظر مي باشد.)

پا افزاري چون گيوه بهترين پا سخ گو براي تمامي اين نيازها بوده و مي باشد زيرا :     1.      مواد اوله كف آن تما ما در منطقه موجود مي باشد.      2.      ابزار كار را ساده و به راحتي مي توان تهيه كرد. 3.      بخش عظيمي از نيروهاي زنان روستا را كه در زمينه كارهاي توليدي قـــادر به فعاليت نيستند ، فعال مي كند.      4.      در صورت توليد بيشتر مي تواند  حوزه ي آن به خارج از محدوده خود نيز كشيده شود .  

گيــوه ( كلاش ) پا افزاري است كه از دو قسمت عمده تشكيل شده است :      1.      رويه ي آن كه با نخ مخصوص و سوزن بافته مي شود و اكثر اين كار را زنان انجام مي دهند . 2.      كف كلاش كه نمايانگر استعداد و خلاقيت ابداع كننده آن است از پارچه و چرم ساخته مي شود .

از قول شريعتي :«....امروز ما گيوه هايي كه پدرانمان بر پا مي كردند را بر ديوار مي كوبيم تا نشان دهيم كه به گذشته خود افتخار مي كنيم...»

امروزه به گيوه بيشتر به عنوان پاي پوش قديمي نگاه مي شود و با وجودي كه هنوز در بسياري از مناطق ايران هنوز بهترين پاي افزار است، كفش هاي پلاستيكي و چرمي جاي آن را گرفته است. گيوه‌ يا «كلاش‌» پاي‌افزاري‌ راحت‌، مقاوم‌ و ارزان‌ است‌ كه‌ در جوامع‌ كوچ‌نشين‌، روستايي‌ و شهرنشين‌ مورد استفاده‌ قرار مي‌گيرد سادگي‌ ابزار كار و در دسترس‌ بودن‌ مواد اوليه‌ براي‌ توليد آن‌، وجود گذرگاه هاي صعب العبور مناطق كوهستاني كردستان، باختران و فارس، کم‌ بودن‌‌راه هاي ارتباطي ماشين رو، نوع معيشت مبتني بر دامداري‌ و کشاورزي‌ و ضرورت‌ تحرک‌فراوان در فصول سه‌ گانه‌ بهار و تابستان و پائيز (که‌ فصل هاي کار هستند) پاافزاري‌ مي خواهد که‌ سبک، راحت،‌ مقاوم،‌ خنک و در عين حال ارزان باشد و خود عشاير، روستاييان، ‌جوامع‌ شهري و‌ نيمه شهري با امکانات موجود در منطقه قادر به‌ توليدآن باشند.

وجود نيروي كار در دسترس‌، موجب‌ رواج‌ پيشه‌ گيوه‌كشي‌ در كردستان‌ به‌ ويژه‌ در ناحيه‌ اورامانات‌ شده‌ است‌. گيوه‌نوعي‌ پاي افزار است‌ که‌ رويه‌ آن را از ريسمان و نخ‌ پرگ يعني ريسمان هاي پنبه اي بافته، و زير يا ‌ته آن را گاه از چرم و غالبااز لتهاي به هم فشرده‌ و درهم‌ کشيده مي‌سازند. گيوه را بايديکي از جالب ترين‌ و ارزنده ترين‌ صنايع‌ دستي روستايي‌ ايران دانست.اين پوشش‌قديمي که‌ روزگاري‌ در فصل تابستان مورد استفاده‌ فراوان قرار مي‌گرفت‌ . در سال هاي اخير به دليل رواج کفش ماشيني و جايگزين‌ شدن آن به جاي پاي افزارهاي قديمي، گيوه ‌در اکثر مناطق ايران رونق‌ و اعتبار ديرين‌ را از دست‌ داده‌ و صنعتگران شاغل‌ نيز به علت کمي ‌درآمد و کاهش‌ تقاضا به‌ مشاغل‌ ديگر روي‌ آورده‌اند ولي‌ زيبائي‌ و تنوع و‌طرح هاي متعدد باعث شده گيوه هنوز هم‌ داراي متقاضيان فراواني‌ باشد و استقبال‌قابل‌ توجهي در بهار و تابستان از آن شود. گيوه کشي يکي از صنايع‌ دستي رايج‌ و بومي‌ استان باختران است‌ و به‌ ويژه در بخش ‌اورامانات توليد مي شود. اين‌ صنعت بومي‌ را مي توان بر مبناي نوع‌ توليد و محل توليد به‌ دو بخش اصلي روستايي‌ و شهري تقسيم کرد. دو روستاي حجيج و نودشه‌ از بخش اورامانات جزو
کلمات کلیدی:
 
کلاش ۱
ساعت ۱٠:٥۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۳ خرداد ،۱۳۸٦  

در مناطق کردنشین یک یک نوع گیوه به نام کلاش تولید می شود

رویه این کفش از نخ پنبه ای بافته شده و زیر آن از پارچه فشرده ساخته می شود،به همین دلیل کلاش کفشی است سبک،نرم وقابل انعطاف ومتناسب با محیط کوهستانی،تولید کلاش در اصل مختص منطقه اورامان بوده ولی اکنون در اکثر شهرهای استان تولید می شود. هورامان یا اورامان، نام منطقه‌ای در کردستان ایران و عراق است. این منطقه‌ از طبیعت زیبایی برخوردار است. یکی از جلوه‌های طبیعی ناحیه اورامان، وجود دره‌های پرپیچ‌و‌خم و عمیق و رودبارهای متعدد است. در پایه هر کوهی دره‌ای عمیق و رودباری زیبا قرار دارد. از مجموع آب این چشمه‌ها و رودبارها دو رودخانه‌ سیروان و لیله تشکیل می‌شوند که در نقطه‌ای به نام دروله در نزدیکی مرز ایران و عراق به‌ هم می‌پیوندند. هر چند که بخش عمده‌ای از منطقه اورامان را کوههای مرتفع و پربرف تشکیل می‌دهد اما در ارتفاعات پائین‌تر و در دامنه همین کوه‌ها جنگلهای متراکم نسبتاً وسیعی وجود دارند. پوشش جنگلی این ناحیه همچون پوشش عمومی رشته‌کوه زاگرس عمدتاً از درختان بلوط است درختان دیگری مانند گلابی‌وحشی و زالزالک نیز به تعداد قابل توجهی یافت می‌شود این جنگلها سنتا تأمین‌کننده سوخت زمستانی اهالی منطقه بوده‌اند. مردم این منطقه‌ با گویش کردی هورامی تکلم می‌کنند.

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد.

سریشم چسبی طبیعی‌ست که از عناصر گیاهی و یا جانوری استخراج می‌گردد . سریشم‌های گیاهی به ژلاتین هم معروف هستند .

گیوه

گیوه نوعی پاپوش ویژه مردان روستایی و از جمله صنایع دستی مناطقی از ایران است. در استان مرکزی تولید گیوه در مناطق سنجان و وفس رواج دارد. همه مراحل تولید این پاپوش، دستی است و مواد اولیه آن نخ قالی (که اصطلاحاً تنه نامیده می‌‌شود) و ضایعات چرم است. رویه گیوه بدست زنان و توسط گونه‌ای سوزن که جوالدوز خوانده می‌‌شود بافته می‌‌شود و قسمت کفی آن بدست مردان با استفاده از ابزاری که تخت نامیده می‌‌شود به اصطلاح آجیده می‌‌شود. در صورت لزوم رویه این پاپوش با استفاده از سریشم اندوده می‌‌شود تا در کشتزارها مانع نفوذ آب به درون آن شود. دراستان کرمانشاه 4نوع گيوه تولید می شود: گيوه تخت آجيده که کف تخت آن با نخ آج خورده است و استحکام زيادي داشته و بهترین نوع گیوه به شمار می آید. گيوه تخت چرمي که کف آن چرم يک تکه گاوميش است. گيوه تخت پلاستيکي که ارزانترین است و گيوه با رويه ابريشمي که رويه آن از نخهاي ابريشمي رنگارنگ و داراي نقش های هندسي است. کلاش کردی کرمانشاهكلاش اورامي نوعی گیوه است كه توسط گيوه بافان هورامان با تكه های پارچه به هم دوخته شده با روده دام به هم بافته مي شود.

محله ی گیوه کشان- نام محلی ناودومه کان

در زبان کردی سندجی واژه ی( DOM ) دوم به دو طایفه گفته می شود . یکی نوازندگان و عمله طرب و سازندگان ابزار موسیقی دومی گیوه و کلاش بافان که هر دو یعنی گیوه و کلاش از پاپوشهای بسیار قدیمی کردان بوده  که تفاوت گیوه در این است که زیره ی کلاش از پارچه های کتانی که آنرا نم زده و با مشته یا چرم کوب که در زبان کردی سندج این وسیله را چه رمه کو( CHARMAKO ) یا مشته (MASHTA ) می گویند و وسیله ای آهنی است که قالب مشت است و با آن چرم و زیره کتانی کلاش را که در قطعه های باریک بریده و تاکرده و در کنار هم قرار می دهند و پیش از اینکه به صورت کتابی در کنار هم قرار بدهند و از داخل آنها رشته های چرمی ویژه به نام تیره (TIRA) بگذرانند قطعات پارچه را با همان چرمه کو و بر روی سکوی چوبی که جلو دست دارند می کوبند که کاملا فشرده شود و رویه آنرا به وسیله ی نوعی رشته که به فریت (FRIT) نامزد است می بافند و دور تادور زیره ی کلاش را به وسیله ی تکه فلی آهنی که یک سر آن را کاملا با سنگ که آنرا هه سان (HASAN) می گویند روغن زده و تیز می کنند و در اندازه های مورد نظر می برند و نخ کلفتی را ( که از بوی بز می باشد ) دور تا دور از داخل زیره گذرانده و رویه را به آن می چسبانند و می بافند. کلاش و گیوه پاپوشهای خوبی هستند که بیشتر در فصلهای گرم سال کاربری دارد .این محله از دور میدان انقلاب رو به غرب خیابان امام خمینی در کوچه ی پشت دخانیات فعلی و کوچه ی مسجد دودروازه ملا جلال شروع می شود. این محله پیش از مرکزیت سندج هم وجود داشته است که محل سکونت عمله طرب و گیوه باغها بوده . بعدها به خاطر اینکه محله ای نزدیک به قله ی حکومتی بوده و افراد نامدار که در در بار والی مشغول به کار بودند در همان محله شروع به عمارت سازی کردند و کم کم این محله دارا ی وجهه و آبرویی شد و صاحبان املاک و ثروتمندان بازاری بعدها به خاطر همسایه بودن با آن افراد عمارتی برای خود ساختند از جمله ای عمارات یکی خانه ی حاجی ملک بود که شخص ثروتمندی بود که اصلا کردستانس نبود و دارای مذهب تشیع بود اما به خاطر ماندگار شدن در طول ده ها سال فرزندان و نوه های آنان سنی مذهب شدند. از خانه ی حاج ملک به پایین ساختمان بسیار زیبایی با دو حیاط و اطاقها و تالار بسیار گسترده  و حیاط های زیبایی بود که نخستین دبیرستان به نام هدایت درآنجا ساخته شد. که بعدها به دستور وزارت فرهنگ آن زمان دستور نوسازی آن عمارت د دو طبقه شامل کلاسهای بسار صادر شد. که در حال حاضر به دبیرستان جماران موسوم است .از آنجا به پایین بر سر سه راه کوچه مشیر دیوان عمارت بسیار باشکوهی بود که صاحب آن شیرینی پزی بود که به آقای قناد مشهور بود که تا همین اواخر آنجا پا بر جا بوداز سر سه راهی به سوی کوچه جنوبی در ضلع شمالی خانه های مصباح( فرزند مصباح الدیوان ادب شاعر نامدار کرد که اصلا سقزی بود اما فرزندش در سندج اقامت گزید ) قرار دارد که حیاط بزرگی با حوض سنگی داشت که آب حیاط و حوض های تمام ساختمانهای این محله از آب جاری حیاط به نام < ته ویله> تامین می شد و توسط میراب نامدار آن جا به نام < کافلامه رز> ( همان فرامرز در زبان فارسی) آبها تقسیم می شد. در قسمت جنوبی سه راه کوچه معرفت عمارت بزرگی با دروازه قدیمی بود که دارای حیاط بزرگ بود که دور تادور آن را اطاقهای برزگی در بر گرفته بود که به نام خانه های دانایی شهرت داشتند. این بخش نیز جز محله ی ناودومه کان یا گیوه کشان محسوب می شود . پایین تر از این خانه قلعه ای وجود دارد که در غرب آن ستاد ارتش وجود داشت که عراده توپ قدیمی با چرخهای آن بر روی پایه های سیمانی قرار داده بودند.مردم قدیمی سندج هنوز آنجا را < ده رمال حکومه تی > می نامند. از آنجا به پایین به رود خانه ای می رسیم که حد فاصل محله ی قطارچیان و مابقی شهر بود که توسط دو پل رومی بزرگ بکی در شرق و دیگری در غرب با هم در ارتباط بودند که پل شرقی را پل ملا ویسی  مینامیدند ( به خاطر نزدیک بودن به مسجد ملا ویسی) و پل غربی را پل امین السلام می نامیدند ( به خاطر نزدیکی به خانه ی ملا عباس امین السلام ) . این پلها بسیار زیبا بودند که به هنگام الگو سازی شهر سندج به زیر خاک رفتند که در حال حاضر بر روی پلها خیابانی به نام کردستان ساخته شده است. از پل امین السلطان  که به سوی رودخانه می رسیم کوچه ی مهم ( به ردوکانه کان ) خودنمایی می کند . این کوچه راسته  ی بازاری است که در آنجا مغازه های بقالی ، عطاری، خرازی، نانوایی، قهوه خانه و حمام و... وجود داشت .

تاریخچه گیوه

گیوه، اصولا پای پوشی است سبك، بادوام و مناسب برای راهپیمایی‌های طولانی در مسیرهای ناهموار و با توجه به این خصوصیات، اغلب افراد پیدایش آن را به روزگارانی خیلی قدیم‌تر از پیدایش سایر انواع پاپوش نسبت داده‌‌اند و همین امر باعث شده تا تولد گیوه با افسانه‌ها پیوند بخورد. كما اینكه در اكثر منابع، تولید نخستین گیوه را به گیو، پهلوان داستانی ایران (كه به روایت فردوسی پسر گودرز و داماد رستم بوده است) نسبت داده‌اند. مولف كتاب بهار اجم(عجم) به نقل از فرهنگ قوسی نوشته: گیو منصوب به گیو گودرز است و گیو آن را هنگام سرگردانی در توران زمین ترتیب داد و دیگران با استناد به شاهنامه و در تفسیر این نظریه عنوان كرده‌اند كه گیو وقتی برای بازگرداندن سیاوش(نوه‌ی كیكاوس) و مادرش فرنگیس به تركستان رفت هفت سال در آن دیار سرگردان بود و چون برای راهپیمایی‌های طولانی خود نیاز به پای‌افزاری بادوام،‌ سبك و خنك داشت گیوه را بوجود آورد و بعدها همه‌ی كسانی كه چنین مختصاتی را از پاپوش انتظار داشتند گیوه را انتخاب كردند و در رهگذر قرون و اعصار تغییراتی در آن بوجود آوردند. قرن‌هاست عشایر ایرانی و نیز بسیاری از روستائیان نقاط كوهستانی و نواحی خشك كشورمان گیوه را به هر نوع كفش ترجیح می‌دهند و از ‌آن استفاده می‌كنند و هر چند نمی‌دانیم گیوه‌های ابتدایی از چه جنسی ساخته می‌شده و چه شكلی داشته،‌ اسنادی در دست داریم كه نشان می‌‌دهد قرن هشتم هجری قمری دوران اوج استفاده از گیوه بوده و استان فارس در زمینه تولید آن مقام برجسته‌ای داشته و این معنا از آنجا استنباط می‌شود كه ابوالعباس زركوب شیرازی در كتاب شیرازنامه كه در سال‌های پیش از 754 قمری نوشته شده از بازار گیوه‌دوزان در شیراز یاد كرده و در مكاتبات خواجه رشیدالدین فضل‌الله، گیوه به عنوان یكی از محصولات عمده كازرون مورد اشاره قرار گرفته استدر همین خصوص عبیدزاكانی و نظام‌الدین قاری مصنف كتاب ارزنده‌ی دیوان البسه نیز نكاتی را متذكر شده‌اند كه از خلال آنها ارزش گیوه و اینكه در آن زمان تهیه انواع دیگر كفش برای همگان مقدور نبوده است مستناد می‌گردد. خصوصا كه نظام‌الدین قاری در بیتی،‌ دوام گیوه را نسبت به سایر كفش‌ها متذكر شده است. از دوره‌ی صفوی به بعد به موازات سایر تغییراتی كه در شئون مختلف زندگی مردم كشورمان بوجود آمد كفش نیز دچار دگرگونی‌هایی شد و آنچه از تاریخ پوشاك در ایران بر می‌آید دلالت دارد بر آنكه در دوره‌ی صفوی طبقات بالای جامعه عموما از كفش‌های تمام چرم استفاده كرده و اغلب مردم عادی گیوه می‌پوشیده‌اند و باز در همین دوره است كه می‌بینیم در شكل و ساختمان گیوه تغییراتی رخ می‌دهد و پاپوش‌دوزان قدیمی در راه تطابق كارآیی‌های گیوه با موقعیت اقلیمی منطقه‌ای كه در آن باید مورد استفاده قرار گیرد، برمی‌‌آیند. در این دوره علاوه بر شیراز كه دارای بازار گیوه‌فروشان بوده در اصفهان نیز بازاری برای تولید و فروش گیوه ایجاد شده و محل آن به روایت سیاحان، حوالی بازار علیقلی‌خان بوده است. در بین اسناد و مدارك دوره‌های بعدی نیز به كرات با نام گیوه، كاربردهای آن و حتی مشخصات افراد معروفی كه به گیوه‌دوزی اشتغال داشته‌اند، برمی‌خوریم. گیوه چیست؟ گیوه نوعی پای افزار است كه رویه‌ی آن را به شیوه‌ی بافتنی از ریسمان‌های ابریشمی یا پنبه‌ای نازك و زیره‌ی آن را گاه از چرم یا لاستیك و اغلب از لته‌های به هم فشرده و در هم كشیده می‌سازند.

 

 گیوه كه باید آن را جزو یكی از تولیدات كاملا كاربردی روستایی و عشایری دانست، هم اكنون در بسیاری از مناطق كشور تولید می‌شود و قسمت‌های مختلف كرمانشاه،‌ بخش‌هایی از اورامان، آباده، كازرون در فارس، بهبهان و دزفول در خوزستان،‌ بخشی از اصفهان، چهارمحال و بختیاری، روستای وفس و سنجان در استان مركزی جزو مناطق اصلی تولید گیوه در ایران هستند. البته در گذشته تعداد نقاطی كه گیوه در آن تولید می‌شده به مراتب بیشتر از امروز بوده و تعداد كارگاه‌ها نیز در مناطق نسبت به امروز در سطح بالاتری قرار داشته است. كار تولید گیوه به سه بخش كاملا مشخص تقسیم می‌شود كه عبارت است از رویه‌چینی، تخت‌كشی و‌ گیوه دوزی.

انواع گیوه

از دوره‌ی صفویه به بعد تغییراتی در ساختمان و شكل گیوه بوجود آمد و هم اكنون نیز گیوه‌هایی به اشكال و نام‌های مختلف تولید می‌‌گردد و مهم‌ترین آنها عبارت است از1. ملكی: نوعی كه دارای رویه‌ی نفیس و گران قیمت است و نوك(پنجه) درازی دارد. این نوع گیوه رویه‌اش بلندتر از گیوه‌های دیگر بوده و به قسمت پشت آن نیز یك قطعه چرم دوخته می‌شود.

2. گیوه آجیده یا آجده: نوعی گیوه است كه دارای رویه‌ی درشت باف و تخت‌ چرمی بخیه‌دار می‌باشد.

3. لته‌ای: نوعی كه تنها تفاوتش با سایر انواع گیوه تخت لته‌ای آن است.

4. گیوه تخت چرمی: نوعی گیوه شبیه كفش‌های معمولی كه تخت آن چرمی است و بیشتر در شهرها مورد استفاده قرار می‌گیرد و به همین اعتبار گیوه شهری نیز نامیده می‌شود.

5. تخت لاستیكی: نوعی گیوه درشت باف و ارزان قیمت كه دارای زیره‌ی لاستیكی است.

6. گیوه ابریشمی: نوعی گیوه تزئینی و تشریفاتی با تخت چرمی یا لاستیكی ظریف كه رویه‌اش با نخ ابریشمی رنگین بافته می‌شود و گاهی با منجق‌دوزی همراه است

اين حرفه جزء قديمي ترين صنايع دستي وفس مي باشد كه از تاريخ پيدايش آن اطلاع دقيقي در دست نيست و منحصرا" در استان مركزي، در وفس و سنجان كه فاصله زيادي از آن دارد رونق داشته است. اين نوع تخت از پارچه هاي نخي و لباس هاي مندرس كرباسي تهيه مي شد كه امروزه بيشتر از شلوارهاي كهنه لي استفاده مي كنند به اين ترتيب كه  پود آن از اين پارچه ها و به شكل نوارهايي نازك تهيه مي شود و تار آن از پوست گاو مي باشد و همچنين پنجه و پاشنه تخت را نيز از پوست گاو تهيه مي كنند و بعد از اتصال تار و پود به هم، دور آن را حاشيه زده و اضافات آن را مي برند و تخت درست مي كنند كه به آن « تخت كهنه اي » يا« تخت ملكي » مي گويند. اين حرفه مخصوص مردان بوده و افرادي كه تخت كشي، شغل اصلي آنها مي باشد بيشتر در فصل تابستان و زمستان به اينكار مبادرت مي ورزند و بقيه افرادي كه به كشاورزي يا كار ديگر مشغول مي باشند در اوقات فراغت به تخت كشي مي پردازند.

گیوه دوزی از سابقه ی دیرینه ای برخوردار است. این حرفه تا چندی پیش، از چنان رونقی برخوردار بود که در هر کوچه ای از کوچه ها و محله های وفس، صدای کوبیدن کوبه ها به کُنده های شیوه کشی(šive keši) به گوش می رسید؛ که در حقیقت این صدا ها از کارگاه های شیوه کشی که مردان در آنها مشغول ساخت تخت گیوه بودند بیرون می آمد.

دو مرحله ی اساسی در تولید گیوه، وجود دارد: شیوه کشی (ساخت تخت گیوه) و رویه چینی (بافت رویه گیوه).

در مورد شیوه کشی، در این پست به طور کامل توضیح داده ام که می توانید آن را ملاحظه کنید. فقط این مطلب را اضافه کنم که، شیوه (šive)، تخت گیوه است که از کنار هم قرار دادن پارچه های سه لایه، به عرض حدود یک سانتیمتر و طول حدود دوازده سانتیمتر به دست می آید. حرفه ی شیوه کشی نسبت به رویه چینی مشکل تر و کاری خسته کننده و طاقت فرسا می باشد.

رویه چینی( گیوه چینی)

این هنر مخصوص زنان و دختران روستا می باشد؛ آنان با استفاده از نخ تابیده در ضخامت های مختلف که اصطلاحا آن را یک لایه یا چند لایه می گویند و سوزن مخصوص به گیوه چینی می پردازند. هر چه نخ به کار رفته نازکتر باشد مرغوبیت گیوه تولیدی نیز بیشتر است. گیوه یا مستقیماً بر روی « تخت ملکی(takht malki)» بافته می شود که در این صورت بر مرغوبیت گیوه اضافه می شود و یا ابتدا روی تخته ی مخصوص بافته می شود و در انتهای بافت گیوه، آن را جدا کرده و به روی تخت اصلی می دوزند. پس از اتمام کار، گیوه قالب گیری می شود که در این کار از قالب های مخصوصی از چوب، به شکل پا استفاده می شود و این نوع گیوه ها چون تمام نخ می باشند بسیار سبک و خنک بوده و در تابستان ها مشتریان فراوانی دارد و به قیمت مناسبی در مراکز شهری به فروش می رسد.

در دایره المعارف آزاد ویکی پدیای فارسی، تحت عنوان« گیوه» آمده است: « گیوه نوعی پاپوش مخصوص مردان روستایی و از جمله صنایع دستی مناطقی از ایران است. در استان مرکزی تولید گیوه در مناطق سنجان و وفس رواج دارد. تمامی مراحل تولید این پاپوش دستی است و مواد اولیه آن نخ قالی (که اصطلاحا تنه نامیده می شود) و ضایعات چرم است. رویه گیوه توسط زنان و توسط نوعی سوزن که جوالدوز خوانده می شود بافته می شود و قسمت کفی آن توسط مردان با استفاده از ابزاری که تخت نامیده می شود به اصطلاح آجیده می شود. در صورت لزوم رویه این پاپوش با استفاده از سیریش اندوده می شود تا در مزارع کشاورزی مانع نفوذ آب به درون آن شود.»

همچنین در سایت میراث فرهنگی استان مرکزی درباره ی هنر گیوه دوزی در استان، مطلب زیر ذکر شده است:

Giveh - light cotton summer shoes

 It is current in Saveh, mahallat, vafs and Senejan. Senejan is located in 5k.m. west of Arak, that is the most important center in the central province

همانطور که گفته شد، رویه چینی را زنان و دختران انجام می دادند؛ به صورت گروهی جمع می شدند و به رویه چینی می پرداختند. از آنجایی که نگهداری و مواظبت از بچه ها نیز بر عهده آنها بود، گاهی اوقات گهواره ی بچه ی خود را به این تجمعات زنانه می بردند و در حین کار کردن، برای بچه ها نیز لالایی می خواندند، تعدادی از لالایی ها را در این پست نوشته ام.

دو مرحله ی اساسی در تولید گیوه، وجود دارد: شیوه کشی (ساخت تخت گیوه) و رویه چینی (بافت رویه گیوه).

این هنر مخصوص زنان و دختران روستا می باشد؛ آنان با استفاده از نخ تابیده در ضخامت های مختلف که اصطلاحا آن را یک لایه یا چند لایه می گویند و سوزن مخصوص به گیوه چینی می پردازند. هر چه نخ به کار رفته نازکتر باشد مرغوبیت گیوه تولیدی نیز بیشتر است. گیوه یا مستقیماً بر روی « تخت ملکی(takht malki)» بافته می شود که در این صورت بر مرغوبیت گیوه اضافه می شود و یا ابتدا روی تخته ی مخصوص بافته می شود و در انتهای بافت گیوه، آن را جدا کرده و به روی تخت اصلی می دوزند. پس از اتمام کار، گیوه قالب گیری می شود که در این کار از قالب های مخصوصی از چوب، به شکل پا استفاده می شود و این نوع گیوه ها چون تمام نخ می باشند بسیار سبک و خنک بوده و در تابستان ها مشتریان فراوانی دارد و به قیمت مناسبی در مراکز شهری به فروش می رسد.

شهرهای مهم اورامانات

پاوه: شهرستان پاوه حدوداٌدر 120 كیلومتری شمال غربی استان كرمانشاه واقع گردیده است. كه از شمال و شمال شرقی به استان كردستان، از جنوب و جنوب غربی به شهرستان جوانرود و از غرب و قسمتی از شمال غربی به كشور عراق محدود میگردد. این شهرستان با وسعت 1260 كیلومتر مربع با 19/5 درصد كل مساحت كرمانشاه شامل سه بخش، هشت دهستان و حدود 135 روستا(شامل 84 روستای مسكونی و 51 روستای خالی از سكنه) می باشد.بخشهای مختلف آن عبارتند از بخش باینگان شامل دهستانهای شیوه سر، كلاشی، ماكوان، بخش نوسود شامل دهستانهای سیروان، شرام، بخش مركزی شامل دهستانهای شمشیر-هولی و منصور آقایی می باشد.شهر پاوه در محدوده 35 درجه و دودقیقه تا 35 درجه و سه دقیقه عرض شمالی و 46 درجه و 21 دقیقه تا 46 درجه و 23 دقیقه طول شرقی در ارتفاع حدود 1525 متری از سطح دریا قرار گرفته است.

مریوان : واقع در استان كردستان با جمعیتی برابر با185116 نفر

سروآباد : واقع در استان كردستان    ته ویله: واقع در شمال شرقی شوشمه و نوسود هورامان تخت: در شهرستان سروآباد

     سو سه كان: واقع در غرب ته ویله ،    بیاره: واقع در شمال ده ر گا شیخان و غرب هانه گه رمه له ،شهرها و روستاهای هورامی زبان در كردستان عراق ،ته ویله: واقع در شمال شرقی شوشمه و نوسود ،پالانیا: واقع در شمال شوشمه و نوسود ،ده ره تفی: واقع در غرب سو سه كان ،به لخه: روستای بزرگی واقع در شمال غربی ته ویله

ده ر گا شیخان: واقع در شمال به لخه ،بیاره: واقع در شمال ده ر گا شیخان و غرب هانه گه رمه له ،ده ره قه یسه ر : واقع در غرب بیاره،خه ریانی: واقع در غرب بیاره


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ٢:٥۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۳ خرداد ،۱۳۸٦  

کلاش:

در مناطق کردنشین یک نوع گیوه به نام کلاش تولید می شود

رویه این کفش از نخ پنبه ای بافته شده و زیر آن از پارچه فشرده ساخته می شود،به همین دلیل کلاش کفشی است سبک،نرم وقابل انعطاف ومتناسب با محیط کوهستانی،تولید کلاش در اصل مختص منطقه اورامان بوده ولی اکنون در اکثر شهرهای استان تولید می شود.

هورامان یا اورامان، نام منطقه‌ای در کردستان ایران و عراق است. این منطقه‌ از طبیعت زیبایی برخوردار است.

یکی از جلوه‌های طبیعی ناحیه اورامان، وجود دره‌های پرپیچ‌و‌خم و عمیق و رودبارهای متعدد است. در پایه هر کوهی دره‌ای عمیق و رودباری زیبا قرار دارد. از مجموع آب این چشمه‌ها و رودبارها دو رودخانه‌ سیروان و لیله تشکیل می‌شوند که در نقطه‌ای به نام دروله در نزدیکی مرز ایران و عراق به‌ هم می‌پیوندند.

هر چند که بخش عمده‌ای از منطقه اورامان را کوههای مرتفع و پربرف تشکیل می‌دهد اما در ارتفاعات پائین‌تر و در دامنه همین کوه‌ها جنگلهای متراکم نسبتاً وسیعی وجود دارند. پوشش جنگلی این ناحیه همچون پوشش عمومی رشته‌کوه زاگرس عمدتاً از درختان بلوط است درختان دیگری مانند گلابی‌وحشی و زالزالک نیز به تعداد قابل توجهی یافت می‌شود این جنگلها سنتا تأمین‌کننده سوخت زمستانی اهالی منطقه بوده‌اند.

مردم این منطقه‌ با گویش کردی هورامی تکلم می‌کنند.

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد.

سریشم چسبی طبیعی‌ست که از عناصر گیاهی و یا جانوری استخراج می‌گردد . سریشم‌های گیاهی به ژلاتین هم معروف هستند .

گیوه

گیوه نوعی پاپوش ویژه مردان روستایی و از جمله صنایع دستی مناطقی از ایران است. در استان مرکزی تولید گیوه در مناطق سنجان و وفس رواج دارد. همه مراحل تولید این پاپوش، دستی است و مواد اولیه آن نخ قالی (که اصطلاحاً تنه نامیده می‌‌شود) و ضایعات چرم است. رویه گیوه بدست زنان و توسط گونه‌ای سوزن که جوالدوز خوانده می‌‌شود بافته می‌‌شود و قسمت کفی آن بدست مردان با استفاده از ابزاری که تخت نامیده می‌‌شود به اصطلاح آجیده می‌‌شود. در صورت لزوم رویه این پاپوش با استفاده از سریشم اندوده می‌‌شود تا در کشتزارها مانع نفوذ آب به درون آن شود.

دراستان کرمانشاه 4نوع گيوه تولید می شود: گيوه تخت آجيده که کف تخت آن با نخ آج خورده است و استحکام زيادي داشته و بهترین نوع گیوه به شمار می آید. گيوه تخت چرمي که کف آن چرم يک تکه گاوميش است. گيوه تخت پلاستيکي که ارزانترین است و گيوه با رويه ابريشمي که رويه آن از نخهاي ابريشمي رنگارنگ و داراي نقش های هندسي است.

کلاش کردی کرمانشاهكلاش اورامي نوعی گیوه است كه توسط گيوه بافان هورامان با تكه های پارچه به هم دوخته شده با روده دام به هم بافته مي شود. [1

محله ی گیوه کشان- نام محلی ناودومه کان

در زبان کردی سندجی واژه ی( DOM ) دوم به دو طایفه گفته می شود . یکی نوازندگان و عمله طرب و سازندگان ابزار موسیقی

دومی گیوه و کلاش بافان که هر دو یعنی گیوه و کلاش از پاپوشهای بسیار قدیمی کردان بوده  که تفاوت گیوه در این است که زیره ی کلاش از پارچه های کتانی که آنرا نم زده و با مشته یا چرم کوب که در زبان کردی سندج این وسیله را چه رمه کو( CHARMAKO ) یا مشته (MASHTA ) می گویند و وسیله ای آهنی است که قالب مشت است و با آن چرم و زیره کتانی کلاش را که در قطعه های باریک بریده و تاکرده و در کنار هم قرار می دهند و پیش از اینکه به صورت کتابی در کنار هم قرار بدهند و از داخل آنها رشته های چرمی ویژه به نام تیره (TIRA) بگذرانند قطعات پارچه را با همان چرمه کو و بر روی سکوی چوبی که جلو دست دارند می کوبند که کاملا فشرده شود و رویه آنرا به وسیله ی نوعی رشته که به فریت (FRIT) نامزد است می بافند و دور تادور زیره ی کلاش را به وسیله ی تکه فلی آهنی که یک سر آن را کاملا با سنگ که آنرا هه سان (HASAN) می گویند روغن زده و تیز می کنند و در اندازه های مورد نظر می برند و نخ کلفتی را ( که از بوی بز می باشد ) دور تا دور از داخل زیره گذرانده و رویه را به آن می چسبانند و می بافند. کلاش و گیوه پاپوشهای خوبی هستند که بیشتر در فصلهای گرم سال کاربری دارد

این محله از دور میدان انقلاب رو به غرب خیابان امام خمینی در کوچه ی پشت دخانیات فعلی و کوچه ی مسجد دودروازه ملا جلال شروع می شود.

این محله پیش از مرکزیت سندج هم وجود داشته است که محل سکونت عمله طرب و گیوه باغها بوده . بعدها به خاطر اینکه محله ای نزدیک به قله ی حکومتی بوده و افراد نامدار که در در بار والی مشغول به کار بودند در همان محله شروع به عمارت سازی کردند و کم کم این محله دارا ی وجهه و آبرویی شد و صاحبان املاک و ثروتمندان بازاری بعدها به خاطر همسایه بودن با آن افراد عمارتی برای خود ساختند از جمله ای عمارات یکی خانه ی حاجی ملک بود که شخص ثروتمندی بود که اصلا کردستانس نبود و دارای مذهب تشیع بود اما به خاطر ماندگار شدن در طول ده ها سال فرزندان و نوه های آنان سنی مذهب شدند.

از خانه ی حاج ملک به پایین ساختمان بسیار زیبایی با دو حیاط و اطاقها و تالار بسیار گسترده  و حیاط های زیبایی بود که نخستین دبیرستان به نام هدایت درآنجا ساخته شد. که بعدها به دستور وزارت فرهنگ آن زمان دستور نوسازی آن عمارت د دو طبقه شامل کلاسهای بسار صادر شد. که در حال حاضر به دبیرستان جماران موسوم است .از آنجا به پایین بر سر سه راه کوچه مشیر دیوان عمارت بسیار باشکوهی بود که صاحب آن شیرینی پزی بود که به آقای قناد مشهور بود که تا همین اواخر آنجا پا بر جا بوداز سر سه راهی به سوی کوچه جنوبی در ضلع شمالی خانه های مصباح( فرزند مصباح الدیوان ادب شاعر نامدار کرد که اصلا سقزی بود اما فرزندش در سندج اقامت گزید ) قرار دارد که حیاط بزرگی با حوض سنگی داشت که آب حیاط و حوض های تمام ساختمانهای این محله از آب جاری حیاط به نام < ته ویله> تامین می شد و توسط میراب نامدار آن جا به نام < کافلامه رز> ( همان فرامرز در زبان فارسی) آبها تقسیم می شد.

در قسمت جنوبی سه راه کوچه معرفت عمارت بزرگی با دروازه قدیمی بود که دارای حیاط بزرگ بود که دور تادور آن را اطاقهای برزگی در بر گرفته بود که به نام خانه های دانایی شهرت داشتند. این بخش نیز جز محله ی ناودومه کان یا گیوه کشان محسوب می شود . پایین تر از این خانه قلعه ای وجود دارد که در غرب آن ستاد ارتش وجود داشت که عراده توپ قدیمی با چرخهای آن بر روی پایه های سیمانی قرار داده بودند.مردم قدیمی سندج هنوز آنجا را < ده رمال حکومه تی > می نامند. از آنجا به پایین به رود خانه ای می رسیم که حد فاصل محله ی قطارچیان و مابقی شهر بود که توسط دو پل رومی بزرگ بکی در شرق و دیگری در غرب با هم در ارتباط بودند که پل شرقی را پل ملا ویسی  مینامیدند ( به خاطر نزدیک بودن به مسجد ملا ویسی) و پل غربی را پل امین السلام می نامیدند ( به خاطر نزدیکی به خانه ی ملا عباس امین السلام ) . این پلها بسیار زیبا بودند که به هنگام الگو سازی شهر سندج به زیر خاک رفتند که در حال حاضر بر روی پلها خیابانی به نام کردستان ساخته شده است.

از پل امین السلطان  که به سوی رودخانه می رسیم کوچه ی مهم ( به ردوکانه کان ) خودنمایی می کند . این کوچه راسته  ی بازاری است که در آنجا مغازه های بقالی ، عطاری، خرازی، نانوایی، قهوه خانه و حمام و... وجود داشت .

تاریخچه گیوه

گیوه، اصولا پای پوشی است سبك، بادوام و مناسب برای راهپیمایی‌های طولانی در مسیرهای ناهموار و با توجه به این خصوصیات، اغلب افراد پیدایش آن را به روزگارانی خیلی قدیم‌تر از پیدایش سایر انواع پاپوش نسبت داده‌‌اند و همین امر باعث شده تا تولد گیوه با افسانه‌ها پیوند بخورد. كما اینكه در اكثر منابع، تولید نخستین گیوه را به گیو، پهلوان داستانی ایران (كه به روایت فردوسی پسر گودرز و داماد رستم بوده است) نسبت داده‌اند. مولف كتاب بهار اجم(عجم) به نقل از فرهنگ قوسی نوشته: گیو منصوب به گیو گودرز است و گیو آن را هنگام سرگردانی در توران زمین ترتیب داد و دیگران با استناد به شاهنامه و در تفسیر این نظریه عنوان كرده‌اند كه گیو وقتی برای بازگرداندن سیاوش(نوه‌ی كیكاوس) و مادرش فرنگیس به تركستان رفت هفت سال در آن دیار سرگردان بود و چون برای راهپیمایی‌های طولانی خود نیاز به پای‌افزاری بادوام،‌ سبك و خنك داشت گیوه را بوجود آورد و بعدها همه‌ی كسانی كه چنین مختصاتی را از پاپوش انتظار داشتند گیوه را انتخاب كردند و در رهگذر قرون و اعصار تغییراتی در آن بوجود آوردند.

قرن‌هاست عشایر ایرانی و نیز بسیاری از روستائیان نقاط كوهستانی و نواحی خشك كشورمان گیوه را به هر نوع كفش ترجیح می‌دهند و از ‌آن استفاده می‌كنند و هر چند نمی‌دانیم گیوه‌های ابتدایی از چه جنسی ساخته می‌شده و چه شكلی داشته،‌ اسنادی در دست داریم كه نشان می‌‌دهد قرن هشتم هجری قمری دوران اوج استفاده از گیوه بوده و استان فارس در زمینه تولید آن مقام برجسته‌ای داشته و این معنا از آنجا استنباط می‌شود كه ابوالعباس زركوب شیرازی در كتاب شیرازنامه كه در سال‌های پیش از 754 قمری نوشته شده از بازار گیوه‌دوزان در شیراز یاد كرده و در مكاتبات خواجه رشیدالدین فضل‌الله، گیوه به عنوان یكی از محصولات عمده كازرون مورد اشاره قرار گرفته استدر همین خصوص عبیدزاكانی و نظام‌الدین قاری مصنف كتاب ارزنده‌ی دیوان البسه نیز نكاتی را متذكر شده‌اند كه از خلال آنها ارزش گیوه و اینكه در آن زمان تهیه انواع دیگر كفش برای همگان مقدور نبوده است مستناد می‌گردد. خصوصا كه نظام‌الدین قاری در بیتی،‌ دوام گیوه را نسبت به سایر كفش‌ها متذكر شده است.

از دوره‌ی صفوی به بعد به موازات سایر تغییراتی كه در شئون مختلف زندگی مردم كشورمان بوجود آمد كفش نیز دچار دگرگونی‌هایی شد و آنچه از تاریخ پوشاك در ایران بر می‌آید دلالت دارد بر آنكه در دوره‌ی صفوی طبقات بالای جامعه عموما از كفش‌های تمام چرم استفاده كرده و اغلب مردم عادی گیوه می‌پوشیده‌اند و باز در همین دوره است كه می‌بینیم در شكل و ساختمان گیوه تغییراتی رخ می‌دهد و پاپوش‌دوزان قدیمی در راه تطابق كارآیی‌های گیوه با موقعیت اقلیمی منطقه‌ای كه در آن باید مورد استفاده قرار گیرد، برمی‌‌آیند.

در این دوره علاوه بر شیراز كه دارای بازار گیوه‌فروشان بوده در اصفهان نیز بازاری برای تولید و فروش گیوه ایجاد شده و محل آن به روایت سیاحان، حوالی بازار علیقلی‌خان بوده است. در بین اسناد و مدارك دوره‌های بعدی نیز به كرات با نام گیوه، كاربردهای آن و حتی مشخصات افراد معروفی كه به گیوه‌دوزی اشتغال داشته‌اند، برمی‌خوریم.

گیوه چیست؟ گیوه نوعی پای افزار است كه رویه‌ی آن را به شیوه‌ی بافتنی از ریسمان‌های ابریشمی یا پنبه‌ای نازك و زیره‌ی آن را گاه از چرم یا لاستیك و اغلب از لته‌های به هم فشرده و در هم كشیده می‌سازند.

 

 گیوه كه باید آن را جزو یكی از تولیدات كاملا كاربردی روستایی و عشایری دانست، هم اكنون در بسیاری از مناطق كشور تولید می‌شود و قسمت‌های مختلف كرمانشاه،‌ بخش‌هایی از اورامان، آباده، كازرون در فارس، بهبهان و دزفول در خوزستان،‌ بخشی از اصفهان، چهارمحال و بختیاری، روستای وفس و سنجان در استان مركزی جزو مناطق اصلی تولید گیوه در ایران هستند. البته در گذشته تعداد نقاطی كه گیوه در آن تولید می‌شده به مراتب بیشتر از امروز بوده و تعداد كارگاه‌ها نیز در مناطق نسبت به امروز در سطح بالاتری قرار داشته است.

كار تولید گیوه به سه بخش كاملا مشخص تقسیم می‌شود كه عبارت است از رویه‌چینی، تخت‌كشی و‌ گیوه دوزی.

انواع گیوه

از دوره‌ی صفویه به بعد تغییراتی در ساختمان و شكل گیوه بوجود آمد و هم اكنون نیز گیوه‌هایی به اشكال و نام‌های مختلف تولید می‌‌گردد و مهم‌ترین آنها عبارت است از1. ملكی: نوعی كه دارای رویه‌ی نفیس و گران قیمت است و نوك(پنجه) درازی دارد. این نوع گیوه رویه‌اش بلندتر از گیوه‌های دیگر بوده و به قسمت پشت آن نیز یك قطعه چرم دوخته می‌شود.

2. گیوه آجیده یا آجده: نوعی گیوه است كه دارای رویه‌ی درشت باف و تخت‌ چرمی بخیه‌دار می‌باشد.

3. لته‌ای: نوعی كه تنها تفاوتش با سایر انواع گیوه تخت لته‌ای آن است.

4. گیوه تخت چرمی: نوعی گیوه شبیه كفش‌های معمولی كه تخت آن چرمی است و بیشتر در شهرها مورد استفاده قرار می‌گیرد و به همین اعتبار گیوه شهری نیز نامیده می‌شود.

5. تخت لاستیكی: نوعی گیوه درشت باف و ارزان قیمت كه دارای زیره‌ی لاستیكی است.

6. گیوه ابریشمی: نوعی گیوه تزئینی و تشریفاتی با تخت چرمی یا لاستیكی ظریف كه رویه‌اش با نخ ابریشمی رنگین بافته می‌شود و گاهی با منجق‌دوزی همراه است

اين حرفه جزء قديمي ترين صنايع دستي وفس مي باشد كه از تاريخ پيدايش آن اطلاع دقيقي در دست نيست و منحصرا" در استان مركزي، در وفس و سنجان كه فاصله زيادي از آن دارد رونق داشته است. اين نوع تخت از پارچه هاي نخي و لباس هاي مندرس كرباسي تهيه مي شد كه امروزه بيشتر از شلوارهاي كهنه لي استفاده مي كنند به اين ترتيب كه  پود آن از اين پارچه ها و به شكل نوارهايي نازك تهيه مي شود و تار آن از پوست گاو مي باشد و همچنين پنجه و پاشنه تخت را نيز از پوست گاو تهيه مي كنند و بعد از اتصال تار و پود به هم، دور آن را حاشيه زده و اضافات آن را مي برند و تخت درست مي كنند كه به آن « تخت كهنه اي » يا« تخت ملكي » مي گويند. اين حرفه مخصوص مردان بوده و افرادي كه تخت كشي، شغل اصلي آنها مي باشد بيشتر در فصل تابستان و زمستان به اينكار مبادرت مي ورزند و بقيه افرادي كه به كشاورزي يا كار ديگر مشغول مي باشند در اوقات فراغت به تخت كشي مي پردازند.

گیوه دوزی از سابقه ی دیرینه ای برخوردار است. این حرفه تا چندی پیش، از چنان رونقی برخوردار بود که در هر کوچه ای از کوچه ها و محله های وفس، صدای کوبیدن کوبه ها به کُنده های شیوه کشی(šive keši) به گوش می رسید؛ که در حقیقت این صدا ها از کارگاه های شیوه کشی که مردان در آنها مشغول ساخت تخت گیوه بودند بیرون می آمد.

دو مرحله ی اساسی در تولید گیوه، وجود دارد: شیوه کشی (ساخت تخت گیوه) و رویه چینی (بافت رویه گیوه).

در مورد شیوه کشی، در این پست به طور کامل توضیح داده ام که می توانید آن را ملاحظه کنید. فقط این مطلب را اضافه کنم که، شیوه (šive)، تخت گیوه است که از کنار هم قرار دادن پارچه های سه لایه، به عرض حدود یک سانتیمتر و طول حدود دوازده سانتیمتر به دست می آید. حرفه ی شیوه کشی نسبت به رویه چینی مشکل تر و کاری خسته کننده و طاقت فرسا می باشد.

رویه چینی( گیوه چینی)

این هنر مخصوص زنان و دختران روستا می باشد؛ آنان با استفاده از نخ تابیده در ضخامت های مختلف که اصطلاحا آن را یک لایه یا چند لایه می گویند و سوزن مخصوص به گیوه چینی می پردازند. هر چه نخ به کار رفته نازکتر باشد مرغوبیت گیوه تولیدی نیز بیشتر است. گیوه یا مستقیماً بر روی « تخت ملکی(takht malki)» بافته می شود که در این صورت بر مرغوبیت گیوه اضافه می شود و یا ابتدا روی تخته ی مخصوص بافته می شود و در انتهای بافت گیوه، آن را جدا کرده و به روی تخت اصلی می دوزند. پس از اتمام کار، گیوه قالب گیری می شود که در این کار از قالب های مخصوصی از چوب، به شکل پا استفاده می شود و این نوع گیوه ها چون تمام نخ می باشند بسیار سبک و خنک بوده و در تابستان ها مشتریان فراوانی دارد و به قیمت مناسبی در مراکز شهری به فروش می رسد.

در دایره المعارف آزاد ویکی پدیای فارسی، تحت عنوان« گیوه» آمده است:

« گیوه نوعی پاپوش مخصوص مردان روستایی و از جمله صنایع دستی مناطقی از ایران است. در استان مرکزی تولید گیوه در مناطق سنجان و وفس رواج دارد. تمامی مراحل تولید این پاپوش دستی است و مواد اولیه آن نخ قالی (که اصطلاحا تنه نامیده می شود) و ضایعات چرم است. رویه گیوه توسط زنان و توسط نوعی سوزن که جوالدوز خوانده می شود بافته می شود و قسمت کفی آن توسط مردان با استفاده از ابزاری که تخت نامیده می شود به اصطلاح آجیده می شود. در صورت لزوم رویه این پاپوش با استفاده از سیریش اندوده می شود تا در مزارع کشاورزی مانع نفوذ آب به درون آن شود

همچنین در سایت میراث فرهنگی استان مرکزی درباره ی هنر گیوه دوزی در استان، مطلب زیر ذکر شده است:

Giveh - light cotton summer shoes

 

It is current in Saveh, mahallat, vafs and Senejan. Senejan is located in 5k.m. west of Arak, that is the most important center in the central province

همانطور که گفته شد، رویه چینی را زنان و دختران انجام می دادند؛ به صورت گروهی جمع می شدند و به رویه چینی می پرداختند. از آنجایی که نگهداری و مواظبت از بچه ها نیز بر عهده آنها بود، گاهی اوقات گهواره ی بچه ی خود را به این تجمعات زنانه می بردند و در حین کار کردن، برای بچه ها نیز لالایی می خواندند، تعدادی از لالایی ها را در این پست نوشته ام.

دو مرحله ی اساسی در تولید گیوه، وجود دارد: شیوه کشی (ساخت تخت گیوه) و رویه چینی (بافت رویه گیوه).

این هنر مخصوص زنان و دختران روستا می باشد؛ آنان با استفاده از نخ تابیده در ضخامت های مختلف که اصطلاحا آن را یک لایه یا چند لایه می گویند و سوزن مخصوص به گیوه چینی می پردازند. هر چه نخ به کار رفته نازکتر باشد مرغوبیت گیوه تولیدی نیز بیشتر است. گیوه یا مستقیماً بر روی « تخت ملکی(takht malki)» بافته می شود که در این صورت بر مرغوبیت گیوه اضافه می شود و یا ابتدا روی تخته ی مخصوص بافته می شود و در انتهای بافت گیوه، آن را جدا کرده و به روی تخت اصلی می دوزند. پس از اتمام کار، گیوه قالب گیری می شود که در این کار از قالب های مخصوصی از چوب، به شکل پا استفاده می شود و این نوع گیوه ها چون تمام نخ می باشند بسیار سبک و خنک بوده و در تابستان ها مشتریان فراوانی دارد و به قیمت مناسبی در مراکز شهری به فروش می رسد.

شهرهای مهم اورامانات

پاوه: شهرستان پاوه حدوداٌدر 120 كیلومتری شمال غربی استان كرمانشاه واقع گردیده است. كه از شمال و شمال شرقی به استان كردستان، از جنوب و جنوب غربی به شهرستان جوانرود و از غرب و قسمتی از شمال غربی به كشور عراق محدود میگردد. این شهرستان با وسعت 1260 كیلومتر مربع با 19/5 درصد كل مساحت كرمانشاه شامل سه بخش، هشت دهستان و حدود 135 روستا(شامل 84 روستای مسكونی و 51 روستای خالی از سكنه) می باشد.بخشهای مختلف آن عبارتند از بخش باینگان شامل دهستانهای شیوه سر، كلاشی، ماكوان، بخش نوسود شامل دهستانهای سیروان، شرام، بخش مركزی شامل دهستانهای شمشیر-هولی و منصور آقایی می باشد.شهر پاوه در محدوده 35 درجه و دودقیقه تا 35 درجه و سه دقیقه عرض شمالی و 46 درجه و 21 دقیقه تا 46 درجه و 23 دقیقه طول شرقی در ارتفاع حدود 1525 متری از سطح دریا قرار گرفته است.

مریوان : واقع در استان كردستان با جمعیتی برابر با185116 نفر

سروآباد : واقع در استان كردستان    ته ویله: واقع در شمال شرقی شوشمه و نوسود هورامان تخت: در شهرستان سروآباد

     سو سه كان: واقع در غرب ته ویله

    بیاره: واقع در شمال ده ر گا شیخان و غرب هانه گه رمه له

شهرها و روستاهای هورامی زبان در كردستان عراق

ته ویله: واقع در شمال شرقی شوشمه و نوسود

پالانیا: واقع در شمال شوشمه و نوسود

ده ره تفی: واقع در غرب سو سه كان

به لخه: روستای بزرگی واقع در شمال غربی ته ویله

ده ر گا شیخان: واقع در شمال به لخه

بیاره: واقع در شمال ده ر گا شیخان و غرب هانه گه رمه له

ده ره قه یسه ر : واقع در غرب بیاره

خه ریانی: واقع در غرب بیاره

خه ر گیلان: تقریبا واقع در شمال غربی بیاره

زه رده هال یا بنجه دری: واقع در شمال شرقی بیاره

نارنجله: واقع در شمال بیاره

گولپ: واقع در شمال بیاره

باخه كون: واقع در شمال بیاره

گه چینه: واقع در شمال غربی كه یمنه و شرق باخه كون

سه ر گه ت: واقع در شمال كه یمنه

هانه ی دن: واقع در شمال كه یمنه

ده ره ی مه ر: واقع در جنوب ده ركی ایران

زه لم: واقع در غرب دزلی

ها نه ی قول: واقع در جنوب غربی دزلی

ئیلانپی: واقع در شمال غربی دزلی

احمد ئاوا: واقع در غرب زه لم

ناحیه هورامان كوهستانی و پر برف و باران است. میزان بارندگی سالیانه حدود 800-900 میلی متر می باشد. بخش اعظم این بارش به صورت برف و در قلل و دامنه كوهها صورت میگیرد.

پیشینه تاریخی اورامانات 

جنوب شرقى شهر مریوان روستایى به نام «اورامانات تخت» قرار دارد كه جاده‌اى به طول هفتاد و پنج كیلومتر آن را به شهر مریوان متصل مى‌كند. اگر با یك حساب سرانگشتى حفظ اصالت و فرهنگ ابیانه‌اى‌ها و معمارى ماسوله را كنار هم قرار و گسترش دهیم جواب صورت مسئله ما روستاى اورامانات تخت خواهد بود. این روستا را هزار ماسوله مى‌نامند. زیرا معمارى آن همانند ماسوله است. حیاط هر خانه بام خانه‌اى دیگر است، اما با وسعتى بیشتر.

معمارى اورامانات و سرسبزى این منطقه كوهستانى رویاى پله‌هایى به سمت بهشت را متصور مى‌كند. خانه‌هاى این روستا با سنگ و اغلب به صورت خشكه و به صورت پلكانى ساخته شده است. مردم منطقه معتقدند اورامانات تخت زمانى شهرى بزرگ بوده و مركزیتى خاص داشته به همین دلیل از آن به عنوان تخت یا مركز (حكومت) ناحیه‌اى اورامان یاد مى‌كرده‌اند. به غیر از وضعیت خاص روستا از نظر معمارى، موقعیت چشمه‌هاى پرآب، مراسم خاص و آداب و رسوم و وجود مقبره و مسجد پیر شالیار و به ویژه جمعیت و تعداد سكنه قابل توجه آن نشانگر اهمیت منطقه از زمان ساسانى است. پوشاك كردى آمیزه‌اى از رنگ و نقش است. در كجا و چگونه مى‌توان زیباترین رنگ‌هاى دنیا را در كنار هم دید. لباس مردم اورامانات كردى است. پیش از ورود پارچه و كفش‌هاى خارجى و سایر منسوجات داخلى به استان كردستان، بیشتر پارچه‌ها و پاى افزار مورد نیاز آنها توسط بافندگان و دوزندگان محلى بافته و ساخته مى‌شده است.

ساخت پاى افزار «گیوه» یا «گلاش» یا «كالى» بر عهده اوراماناتى‌ها و مردم و آبادى‌هاى هجیع، نودشه، بوده و بافت را مردم آبادى‌هاى نوسود شهرستان پاوه بر عهده داشته‌اند. جولایى، بافت، پارچه و انواع منسوجات مانند بوزو، ربال، جاجیم، بره بوشمین، موج، جوراب، دستكش، زنگال و كلاء انواع دستبافت‌هاى این منطقه هستند. مردان كرد اورامانى چوخه، پانتول، ملكى شال، دستار، فرنجى و كله بال و زنان آن جانى، كلنجه، شال، كلاه و كلله مى‌پوشند. انواع این لباس‌ها با زیورآلات مختلف تزئین شده‌اند و رنگارنگ هستند. قارچ، كرفس، كنگر، ریواس، خوژه، پنیر، شیر، عسل، گردو، انجیر موادغذایى این منطقه را تشكیل مى‌دهند. پلو، «دوغه وا» یا آش دوغ، ساوار، گردول، ترخینه، دوختن یا آش گزنه، هتیمچه با گوشت گوسفند، شدروا، گرما، رشته پلو، رشته رون یك آبه، پرشین، شلغم ترش، و كلانه، از غذاهاى اورامانى است.

از تولیدات هنرهاى سنتى مثل گلیم، سجاده، نمد، سبد، گیوه به عنوان سوغات این محل نام برد. اما دلیل دیگرى به غیر از درمان و سیاحت در یك منطقه سنتى براى سفر وجود دارد. میراث فرهنگى و كهن ایران زمین مى‌تواند دلیلى براى كشش مسافران به شهر‌هاى مختلف باشد. هخامنشیان و شكوه شان زبانزد و مایه افتخار ایرانیان است

مراسم پیر شالیار

در این مراسم كه هرساله و در اواسط بهمن‌ماه در اورمان تخت و در كنار مرقد پیرشالیار برگزار میشود هزاران نفر از مشتاقان و علاقمندان این مراسم برای گرامیداشت پیرشالیار گرد هم جمع می شوند.

پیرشالیار فرزند جاماسب یكی از رهبران و مغان آیین زردشت بوده كه در اورامان می‌زیسته است ، وی مردی دانا و آگاه با طبعی روان بود . ایم مغ كتابی را به نام مارفه‌تو پیرشالیار (‌معرفت پیرشهریار) به لجهه كردی اورامی به نظم در آورده است مشتمل بر امثال و حكم و پند و اندرز با ذكر نكاتی چند از آداب و رسوم آیین باستانی و تاكید و توصیه در جهت حفظ و نگهداری آن . نسخه این كتاب اكنون كمیاب است و فقط عبارات و ابیاتی از آن را برخی از مردم آن سامان در حفظ دارند و در مواردی به جای مثل به كار می برند .

 ( ( برفی می باره كه برف خوره است ، و رسن كه پاره شود چهارسر پیدا می‌كند ، ماكیان سیاه ، تخمش سفید است ،‌دیگچه كه سوراخ شد ، دودر پیدا می كند )

برخی از دانشمندان كرد معتقدند كه پیرشالیار در اواخر زندگی دین اسلام را قبول كرده و كوشیده تا مردم این سامان را با این آیین مبین آشنا سازد ،‌اما توفیقی حاصل نكرده است و در اواخر قرن پنجم رو در نقاب خاك كشیده است . اما از روی قراین این پیرشالیار(‌پیراول) در اواخر قرن اول می زیسته و برهمان عقیده و آیین كهن تا واپسین دم باقی مانده است ، زیرا اولا در قرن چهارم و پنجم و حتی سوم دین اسلام در سراسر منطقه اورامان گسترش پیدا كرده ، و همه اهالی این دیار گرویده اسلام شده اند ، ثانیا اسلام آوردن پیرشالیار اول نیز نمی تواند مقرون به صحت باشد وگرنه منظومه خود را با همان مضامین كه حاكی از مجوسیت اوست باقی نمی گذاشت بلكه آن قسمت را كه مربوط به آیین كهن و توصیه در باره حفظ آن و نگهداشت آن است تغییر میداد همچنانكه پیرشالیار دوم كه مسلمان بوده دست به این كار زده است   پیش از ورود پارچه و كفش‌هاى خارجى و سایر منسوجات داخلى به استان كردستان، بیشتر پارچه‌ها و پاى افزار مورد نیاز آنها توسط بافندگان و دوزندگان محلى بافته و ساخته مى‌شده است. ساخت پاى افزار «گیوه» یا «گلاش» یا «كالى» بر عهده اوراماناتى‌ها و مردم و آبادى‌هاى هجیع، نودشه، بوده و بافت را مردم آبادى‌هاى نوسود شهرستان پاوه بر عهده داشته‌اند.

از روزنامه " ایران "

اورامانت پایتخت رویا و بیداری

در انتهای جاده آسفالته به جایی می رسی که پشت بام خانه ای،حیاط خانه ای دیگر است.اینجا "اورامان تخت" است.روستایی با قدمت چند صد ساله با فرهنگ و آدابی که یادگار دوران زرتشت است.سرزمین ایرانیان اصیل،مهمان نواز و مهربان.مردمی که بکر می زیند و عشیره ای. کوچ هنوز به سبک طبیعت در میان این مردم معنای خود را حفظ کرده؛ از پای کوه به دامنه و ارتفاعات بلندتر و برعکس .

گونه های متعدد جانوری در این منطقه مشاهده می شود و زیباترین آن سنجاب ایرانی است که در سکوت متین جنگل، با شیطنت هایش، شور کودکی را یادآور می شود.غار"قوری قلعه" در اورامان، شکل و ساختار دگرگون دارد و اغراق نیست اگر بگوییم: یکی از زیباترین غارهای جهان است.اورامان خاستگاه قومی است که هنوز به پوشش کردی  خود مقیدند.مردمان اصیل، نجیب و استوار که در مرز ایران از شرق با کرمانشاه،از غرب با عراق ، از شمال با کردستان همسایه اند و به ایرانی بودن خود می بالند. در اطراف اورامان کوه خضر، که به روایتی محل سکونت خضر پیامبر(ع) بوده است، دریچه های اندیشه را درباره این پیامبر بزرگ به تکاپو وا می دارد.

وقتی خسته از راه طولانی و شادمان از این همه زیبایی به شهر باز می گردی، با غذاهای محلی چون " خورش خلال بادام " یا انواع کباب های محلی، انرژی دوباره می گیری و از خفتن غافل می شوی که اینجا سرزمین بیداران سبز است.

اورامانت را " هزار ماسوله " نیز می نامند.این محل اصالت خود را حفظ کرده و در کنار طبیعت زیبای آن، مدنیت و شهر نشینی منطقه، زیبایی خاصی به هزار ماسوله داده است معنی اورامان یا" هورامان" از دو بخش اهورا و مان به معنی خانه، جایگاه و سرزمین تشکیل شده است. پس اورامان یعنی " سرزمین اهورایی هور " البته معنای دیگری هم دارد" اورامان لهون " بخش دیگر اورامان را تسکیل می دهد که از طریق مشرق و جنوب شرقی به سنندج کامیاران و از  شمال به اورامان تخت و مریوان و از طرف

کوه زیبای " شاهو " که سراسر اورامان لهون را زیر چتر خود گرفته در سقط الراس کوه شاهو روستای تاریخی " تنگی ور " و پلنگان یا پالنگان قرار گرفته است که در گذشته حاکم نشین چند قوم کرد بوده و خاطرات تلخ و شیرین فراوانی را در سینه دارد. " قلعه پلنگان " در دهستان ژاور وود واقع شده که در قرون ششم هجری به وسیله حاکم اردلان برای مرکز حکومت ساخته که کتیبه سنگی بزرگ آن بر جای مانده است.

این کتیبه در جبهه شرقی منطقه اورامانت واقع است که در سال 1347 دکتر " علی اکبر سرافراز" در پژوهشی که در مورد آن انجام داد، کتیبه را متعلق به اواخر هزاره دوم پیش از میلاد ارزیابی کرد. پس از دکتر سرافراز، کار پژوهشی خاصی بر این کتیبه صورت نگرفت تا سرانجام " گرانت فریو " انگلیسی موفق به قرائت آن شد. به گفته رئیس اداره میراث فرهنگی و گردشگری استان کردستان، این کتیبه 47 سطر دارد و به خط میخی و زبان آشوری نوشته شده است.

سارگون در کتیبه از سرزمین پارسواش، ماد، مانا، مصر و تمام سرزمین هایی که تصرف کرده بود نام می برد. مردم اورامان اوایل بهمن ماه هر سال در روستا جنب و جوش خاصی دارند که نشان از نزدیک شدن زمان مراسمی دارد که صدها سال است مردم منطقه با اعتقاد و حساسیت بسیار سعی در برگزاری آن می کنند. به گفته اهالی روستا 950 سال پیش، پیری صاحب کرامات در این روستا می زیسته که از مقربین حضرت حق بوده و از زمان حیات وی تا بحال هر سال مردم روستا سالگرد ازدواج وی را که آخرین پنجشنبه پیش از پانزدهم بهمن ماه است دقیقاً به همان گونه که اولین بار برگزار سده، جشن می گیرند. چهارشنبه پس از نماز صبح در آن زمان که کودکان روستا در کوچه های بسیار باریک و برف گرفته ده با فریاد " کلاروچنه " به در منازل رفته، سهم خود را از گردو، بیسکویت، و غیره طلب می کنند، مردان آبادی در حال آماده کردن حیواناتی هستند که در طول سال خانواده ها به دلایل خاص نذر کرده اند تا در مراسم قربانی کنند.

در مراسم پیر شالیا وظایف تقسیم بندی شده است و هر خانواده ای برای مثال مسئول نگهداری از احشام نذری و ذبح آنها، خانواده ای مسئول پخت و پز آش نذری و... استدر خلال انجام مراحل مختلف مراسم که از چهارشنبه تا پنجشنبه به طول می انجامد، در خانه پیر به روی مردم باز است . بعد از پایان مراسم ذکر همگی به مسجد روستا می روند و نماز مغرب را به جماعت می خواننددر خانه پیر، درخت اقاقی بزرگی است که در کنار دیوارهای آن سکوهایی برای نشستن ساخته اند و بر ستون های چوبی اتاق نیز تیرهای چوبی موازی تکیه داده شده تا مردم بر آن بنشیننددر خانه پیر هر خانواده جای مخصوص خود را دارد و با وجود افزایش جمعیت در این صد سال مساحت خانه هنوز مردم را جا می دهد.هر شخص فقط می تواند در همان جایی بنشیند که 950 سال پیش اجدادش نشسته بودندخانه های این روستا با سنگ و اغلب به صورت خشکه و پلکانی ساخته شده است. مردم منطقه معتقدند اورامانت تخت، زمانی شهری بزرگ بوده و مر کزیتی خاص داشته به همین دلیل از آن به عنوان تخت یا مرکز ( حکومت ) ناحیه ای اورامان یاد کرده اند. به غیر از وضعیت خاص روستا از نظر معماری، موقعیت چشمه های پر آب، مراسم خاص و آداب و رسوم، وجود مقبره و مسجد پیر شالیا و به ویژه جمعیت و تعداد سکنه قابل توجه آن نشانگر اهمیت منطقه از زمان ساسانی ست.

از تولیدات هنرهای سنتی مثل گلیم،سجاده،نمد،سبد، گیوه یا گالش، به عنوان سوغات این محل می توان نام برد

در مناطق کردنشین یک


کلمات کلیدی: