مراسم سنتي برات در خراسان
ساعت ۱۱:٠٢ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٩ اردیبهشت ،۱۳۸٦  

مراسم سنتي برات در خراسان

رضا سلیمان نوری

 

مردم خراسان طي روز هاي دوازدهم تا چهاردهم شعبان هر سال با برگزاري مراسم مذهبي با عنوان برات ياد و خاطره عزيزان از دست رفته را گرامي مي‌دارند. در خراسان  به ماه شعبان ماه برات  هم می گویند.

بر اساس اعتقادات مردم خراسان  در اين سه شبانه روز مردگان آزاد بوده وزندگان با احسان براي آنها نه تنها تلاش مي كنند تا برات آزادي آنان از آتش جهنم را كسب كنند بلكه آزادي خود را از آتش جهنم نيز از امام دوازدهم خواستار مي شوند.در نقاطي كه اين شب «شب برات» مي گويند، اعتقاد است كه برات انسان نو مي شود، به عبارتي سرنوشت او رقم مي خورد، به طوري كه در خراسان در شب پانزدهم نيمه شعبان به پشت بام رفته و در مهتاب (اگر شب مهتابي باشد) ايستاده و به سايه خود نگاه مي كنند و از اين طريق سرنوشت خود و اقوام خود را در آن سال پيش بيني مي كنند .

 اقشار مختلف مردم به ويژه كساني كه به تازگي عزيزي را از دست داده‌اند در اين روز با حضور در مزار اموات ضمن درخواست آمرزش و زنده نگهداشتن ياد و خاطره درگذشتگان، آنان را در بركات ميلاد يگانه منجي عالم بشريت حضرت مهدي شريك مي‌سازند.

برات در خراسان مصداقي براعتقاد به اصل معاد است كه مردم اين خطه با انجام اعمال مخصوصي به استقبال آن مي‌روند. اين مراسم به مدت سه روز و با عناوين مختلف برگزار مي‌شود و مردم هر روز آن را با بزرگداشت قشر خاصي از مسلمانان برگزار مي‌كنند.

 برات غريبان، برات اسرا، برات مسافران، برات زنده‌ها و برات مرده‌ها از عناوين اين روزها است كه از اين ميان برات مرده‌ها در  ۱۴شعبان با شور و حال خاصي برگزار مي‌شود.

پخت انواع نانهاي سنتي مانند روغن جوشي، چلبكي، كماچ، ساچ و حلوا و پخش آن دربين مردم به ويژه كودكان ازمراسم ايام برات در شهرهاي گوناگون  خراسان است. مردم اين استان  اعتقاد دارند پخت اين خوراكيها بايد قبل از غروب آفتاب صورت گيرد.

روز سيزدهم شعبان در برخي شهر ها به برات زنده‌ها شهرت دارد و مردم در اين روز به شكرانه نعمت سلامتي به پخش شيريني و شكلات مي‌پردازند. در غروب روز سيزدهم شعبان نيز كساني كه به‌تازگي عزيزي رااز دست داده‌اند اقدام به پخت نوعي نان سنتي به نام روغن جوشي كرده و آن را بين مردم تقسيم مي‌كنند.

 اعتقاد مردم اين خطه بر اين است كه اگر عروس خانواده روغن جوشي را بپزد ارواح تازه‌گذشتگان از اين خيرات بهره بيشتري مي‌برند.

 در روز  ۱۴شعبان نيز كه به برات مرده‌ها شهرت دارد مردم با حضور بر سر قبور خويشاوندان ، خواندن فاتحه و پخش انواع شيريني، شكلات، ميوه و نانهاي سنتي ياد و خاطره عزيزان خود را گرامي مي‌دارند.

 در اين روز كساني كه به تازگي عزيزي را از دست داده‌اند با پهن كردن فرش ، خيرات، پخش انواع خوراكي و خواندن روضه ياد و خاطره تازه گذشته را گرامي مي‌دارند. قرائت قرآن و فاتحه نيز در اين راستا هديه‌اي است كه از سوي مردم نثار روح درگذشتگان مي‌شود. ماه شعبان در بين مردم اين منطقه از كشورمان به ماه برات معروف است و برگزاري مجالس عزا و روضه براي كساني كه بعد از برات سال گذشته فوت نموده‌اند در اين ماه از رونق خاصي برخوردار است. در برخي از روستاها از اول شعبان تا نيمه اين ماه هر شب در منزل كساني كه عزيزي را از دست داده‌اند، مراسم قرائت قرآن برپا مي‌شود. مردم دراين روستاها به چند گروه تقسيم شده و هر گروه در قسمتي از روستا در جمع بازماندگان متوفي به قرائت قرآن مي‌پردازند. مردم در اين روستاها عصر روز سيزدهم شعبان با حضور بر مزار اموات و خواندن فاتحه، ياد و خاطره آنان را گرامي مي‌دارند. در روز چهاردهم شعبان نيز تمام اهالي روستا به صورت دسته‌جمعي در خانه كساني كه به تازگي عزيزي را از دست داده‌اند جمع شده و براي متوفي فاتحه مي‌خوانند. پختن نانهاي سنتي معروف به چلبكي و پخش آن در بين مردم از ديگر سنن برگزاري مراسم برات در روستاهاي خراسان  است. از ديگر مراسم روز برات كه بيشتر در روستاها رونق دارد اجراي مراسمي برات خواني است. دراين مراسم جوانان و نوجوانان روستا به خانه افرادي كه به تازگي عزيزي را از دست داده‌اند مراجعه كرده و اشعاري را در يادآوري روز برات قرائت مي‌كنند. اهالي خانه نيز از آنچه درخانه موجود است مانند خرما، شكلات، نقل و نبات، لنگاش پخته، عناب و گردو به آنها مي‌دهند و بدينوسيله از آنها تشكر مي‌كنند. در روستاها رسم بر اين است كه شب نيمه شعبان تمام چراغهاي خانه بايد روشن باشد. اعتقاد روستاييان بر اين است كه در اين شب ارواح مردگان آن خانه به محل زندگي خود مي‌آيند و اگر چراغ خانه روشن باشد براي اهالي خانه دعاي خير نموده و در غير اين صورت آنان را نفرين مي‌كنند.

طي آيين سنتي مذهبي چراغ برات که از  ۱۲تا  ۱۴شعبان‌ المعظم برپا شد قشرهاي مختلف مردم به خصوص كساني كه عزيز تازه از دست رفته‌اي داشتند با حضور بر مزار آنها شمع و چراغ روشن ‌كرده و به قرآن قرائت براي اموات پرداختند. شایان ذکر است سنت حسنه چراغ برات كه ريشه در تاريخ و فرهنگ ملي و اعتقادات ديني ايرانيان دارد از هزار سال پيش تاكنون ادامه دارد. اين سنت ابتدا در خراسان باب شد و از اين خطه به ديگر شهرها و نواحي دشت خاوران از جمله افغانستان، ازبكستان و تركمنستان امتداد يافت.

مردم كاشمر طي سال هاي گذشته دراين روزها  خیمه ها و چادر ها  بر فراز قبور عزیزان نصب می كردند.همه منتظر بودند تا دیگران بر حسب رابطه کوچکی و بزرگی بر سر قبر  عزیز سفر کرده شان حاضر شوند وفاتحه ای بخوانند و خرمایی و نقلی و شکلاتی و تکه ای حلوا نوش جان کنند و بروند.همه بر سر قبور همه حاضر می شوند.نوعی یاری گری است در وادی تسلیت گویی و ابراز همدردی. نوعی صله رحم همگانی وترویج عاطفه است.دیدو بازدیدی بر سر قبور از برای عبرت گیری از حال و احوال رفتگان خوشبخت و ماندگان بدبخت.در آخرین ساعات 14 شعبان بعد از نماز مغرب و عشا  نيز  هر فرد به تعداد آرزوهای پاک و خالصانه اش ترکه ای از درختی پاک سرشت (انار و انگور) مهیا می کرد  و در چهار گوشه پشت بام خانه اش نصب می کرد.بر انتهای هر ترکه تکه ای پنبه و یا پارچه ای پاک به نیت آرزوی مورد نظروصل می شد.فرد به تنهایی و یا در حضور خانواده نیت و آرزویش رابعد از حمد و ثنای خدا و صلوات بر نبی اکرم (ع)  و طلب سلامتی برای امام زمان (عج) مطرح می کردو خدا را به حق   ولی عصر (عج)قسم میداد تا گره گشایی مشکلاتش(شان) باشد.تصور بفرمایید روستایی را که همه بر پشت بام برای چند ثانیه ترکه های را روشن کرده باشند.البته این رسم چند دهه است که به صورت جمعی برگزار نمی شود و فردی شده است.گفتني است آيين برات علاوه بر خراسان در برخي نقاط ديگر ايران از جمله صدوق و عقداء. و استان مركزي نيز به نحوي ضعيف تر برگزار مي شود. همچنين در فقه شافعی  شب پانزده شعبان را شب برات گويند و مد عي هستند در اين شب قرآن نازل شده است.

اين شعر هم از مرحوم «اصغر ميرخديوي» در مورد مراسم چراغ برات است.  

ماه شعبون ماهيه يکسره خير و برکات

مشدي نيمه اي ماه ره مگه چراغ برات

از سه روز به نيمه مانده، سر خاکا محشره

مين قبرستونا گوش آدم از صدا کره

سور و سات قاريا خوبه و پولي مستنن

سبيل همه شا بسکه چربه، پوز مگردنن

مستنن پولي که الرحمن و ياسين بخنن

دو سه خط نخونده زود در مرن و جيم مکنن

سر قبرا مندزن قاليچه و روشم چراغ

شيخ قاريم نشسته خوش و شاد و سردماغ

ختم قرآني ره بايد بخنه، اي دو سه روز

پولشم خيلي خوبه توش نداره هيچ سوخت و سوز

سر قبرا جوونا لاله و گلدون مذارن

قوم و خويشاش همه هي نقل و نباتم مي يرن

اي سه روز تو هر خنه روغن جوشي پخته مره

قبايه که بري مرد خنه دخته مره!

شيريني سيوا، آجيل و ميوه سيوا، حلوا سيوا

خير و خيراتشم از زنا سيوا، مردا سيوا

از شکر، آرد برنج، تر حلواي زعفروني

همه شم چرب و چيلي و لاي لقمه ي نوني

رسم ايه بين گداها همه ره رسد کنن

اما چون خوشمزه يه، نره لاتا يم مستنن

همه ي اهل مشد چراغ برات شادن دگه

اعتقاد درن که مرده هايم آزادن دگه

سر قبرستون و خير و خيراتاشا، يک طرف

خير و خيرات ميون خنه هاشا يک طرف

اي سه روز تو هر خنه روغن جوشي و حلوايه

که بري هم مبرن، اي رسم از او قديمايه

باز خوبه همي جوري به ياد امواتشاين

هم خودشا مخورن هم مرده هاشا ره مپاين

سور فراوونه، پلو قيمه و آبگوشت و شله

هر جايم سوري باشه، قيله و قال و غلغله

اي سه روز چراغ براته همه جا ورد زبون

تا شب تولد حضرت صاحب الزمون (ع)


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ۳:٠۸ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۸ اردیبهشت ،۱۳۸٦  

تاريخـــچه گـــــيوه (كـــــلاش)

گيوه كشي يكي از صنايع دستي استان كرمانشاه است كه از قدمت ديرينه اي برخوردار است . گيوه را به اصطلاح محلي كلاش هم مي گويند .مناطق كوهستاني ، و گذرهاي صعب العبور و سنگلاخي استفاده از گيوه به عنوان پاپوش نرم ، سبك ، راحت و مقاوم را در كرمانشاه رواج داده است . مراكز ساخت گيوه ، پاوه ، هرسين و كرمانشاه مي باشد .

گيوه از دو قسمت كفي و رويي تشكيل مي شود . كفي معمولاً از لاستيك و چرم است ولي رويي از نخ مي باشد . تا قبل از پيدايش صنعت لاستيك سازي ، گيوه كش ها در كرمانشاه زير كلاش ها را از پوست گاوميش تهيه مي كردند و رويه آن را از نخ يا ابريشم مي بافتند كه اكثر اعيان از آن استفاده مي كردند . با پيدايش صنعت لاستيك براي كارگران و كشاورزان زير لاستيك به كار مي بردند .

نوع دوم كلاش معروف به كلاش اورامي است كه گيوه باف هاي آن منطقه كه به « دوم » شهرت دارند . در نهايت استادي زير گيوه را از كهنه پارچه كه كوبيده مي شود و با روده خشك حيوانات كه تيره مي گويند به هم وصل مي كنند كه از لحاظ فرم و طرح با گيوه هاي كرمانشاه و هرسين كاملاً متفاوت است .مهمترين انواع فرآورده هاي گيوه بافي عبارتند از دم پايي ، پاشنه بلند ، گيوه عاج دار ، پشت بسته ، كفشي ، حوله اي ، منجوقي ، قيصري ، جاوي ، توري و ملكي .گيوه‌ يا «كلاش‌» پاي‌افزاري‌ راحت‌، مقاوم‌ و ارزان‌ است‌ كه‌ در جوامع‌ كوچ‌نشين‌، روستايي‌ و شهرنشين‌ مورد استفاده‌ قرار مي‌گيرد سادگي‌ ابزار كار و در دسترس‌ بودن‌ مواد اوليه‌ براي‌ توليد آن‌ و همچنين‌ وجود نيروي كار در دسترس‌، موجب‌ رواج‌ پيشه‌ گيوه‌كشي‌ در كردستان‌ به‌ ويژه‌ در ناحيه‌ اورامانات‌ شده‌ است‌. مراكز عمده‌ توليد گيوه‌ در كردستان‌، آبادي‌ اورامانات‌ و هجيج‌ است‌ و در قصبه‌ نودشه‌، گيوه‌كشي‌ از مشاغل‌ عمده‌ مردمان‌ محسوب‌ مي‌شود. در توليد گيوه‌، يا كلاش‌ سه‌ نوع‌ كار انجام‌ مي‌شود: كار خانگي‌ كه‌ شامل‌ بافت‌ رويه‌ گيوه‌ است‌ و به‌ وسيله‌ زنان‌ و مردان‌ در اوقات‌ فراغت‌ انجام‌ مي‌شود، كار كارگاهي‌ كه‌ مربوط‌ به‌ ساختن‌ كف‌ و تخت‌ گيوه‌ و دوخت‌ رويه‌ به‌ آن‌ است‌ و مرحله‌ اتصال‌ رويه‌ و تخت‌ گيوه‌ كه‌ آن‌ را «پرگاماروني‌» مي‌نامند. منطقه كوهستاني اورامانات، گذر گاههاي صعب العـــبور آن، نوع معشيت و ضرورت تحرك فراوان در فصول سه گانه بهار، تابستان و پاييز(كه فصل هاي كار هستند) پـا افزاري را مي طلبد كه سبك، راحت، مقاوم و خنك باشد از گيوه بعنوان ابن پا افزار مي توان نام برد كه داراي قدمتي 15000 ساله است.(اثر باقي مانده از گيوه هاي پير شا ليار در منطقه باستاني اورامان مدعي بر اين نظر مي باشد.)

پا افزاري چون گيوه بهترين پا سخ گو براي تمامي اين نيازها بوده و مي باشد زيرا :     1.      مواد اوله كف آن تما ما در منطقه موجود مي باشد.      2.      ابزار كار را ساده و به راحتي مي توان تهيه كرد. 3.      بخش عظيمي از نيروهاي زنان روستا را كه در زمينه كارهاي توليدي قـــادر به فعاليت نيستند ، فعال مي كند.      4.      در صورت توليد بيشتر مي تواند  حوزه ي آن به خارج از محدوده خود نيز كشيده شود .  

گيــوه ( كلاش ) پا افزاري است كه از دو قسمت عمده تشكيل شده است :      1.      رويه ي آن كه با نخ مخصوص و سوزن بافته مي شود و اكثر اين كار را زنان انجام مي دهند . 2.      كف كلاش كه نمايانگر استعداد و خلاقيت ابداع كننده آن است از پارچه و چرم ساخته مي شود .

از قول شريعتي :«....امروز ما گيوه هايي كه پدرانمان بر پا مي كردند را بر ديوار مي كوبيم تا نشان دهيم كه به گذشته خود افتخار مي كنيم...»

امروزه به گيوه بيشتر به عنوان پاي پوش قديمي نگاه مي شود و با وجودي كه هنوز در بسياري از مناطق ايران هنوز بهترين پاي افزار است، كفش هاي پلاستيكي و چرمي جاي آن را گرفته است. گيوه‌ يا «كلاش‌» پاي‌افزاري‌ راحت‌، مقاوم‌ و ارزان‌ است‌ كه‌ در جوامع‌ كوچ‌نشين‌، روستايي‌ و شهرنشين‌ مورد استفاده‌ قرار مي‌گيرد سادگي‌ ابزار كار و در دسترس‌ بودن‌ مواد اوليه‌ براي‌ توليد آن‌، وجود گذرگاه هاي صعب العبور مناطق كوهستاني كردستان، باختران و فارس، کم‌ بودن‌‌راه هاي ارتباطي ماشين رو، نوع معيشت مبتني بر دامداري‌ و کشاورزي‌ و ضرورت‌ تحرک‌فراوان در فصول سه‌ گانه‌ بهار و تابستان و پائيز (که‌ فصل هاي کار هستند) پاافزاري‌ مي خواهد که‌ سبک، راحت،‌ مقاوم،‌ خنک و در عين حال ارزان باشد و خود عشاير، روستاييان، ‌جوامع‌ شهري و‌ نيمه شهري با امکانات موجود در منطقه قادر به‌ توليدآن باشند.

وجود نيروي كار در دسترس‌، موجب‌ رواج‌ پيشه‌ گيوه‌كشي‌ در كردستان‌ به‌ ويژه‌ در ناحيه‌ اورامانات‌ شده‌ است‌. گيوه‌نوعي‌ پاي افزار است‌ که‌ رويه‌ آن را از ريسمان و نخ‌ پرگ يعني ريسمان هاي پنبه اي بافته، و زير يا ‌ته آن را گاه از چرم و غالبااز لتهاي به هم فشرده‌ و درهم‌ کشيده مي‌سازند. گيوه را بايديکي از جالب ترين‌ و ارزنده ترين‌ صنايع‌ دستي روستايي‌ ايران دانست.اين پوشش‌قديمي که‌ روزگاري‌ در فصل تابستان مورد استفاده‌ فراوان قرار مي‌گرفت‌ . در سال هاي اخير به دليل رواج کفش ماشيني و جايگزين‌ شدن آن به جاي پاي افزارهاي قديمي، گيوه ‌در اکثر مناطق ايران رونق‌ و اعتبار ديرين‌ را از دست‌ داده‌ و صنعتگران شاغل‌ نيز به علت کمي ‌درآمد و کاهش‌ تقاضا به‌ مشاغل‌ ديگر روي‌ آورده‌اند ولي‌ زيبائي‌ و تنوع و‌طرح هاي متعدد باعث شده گيوه هنوز هم‌ داراي متقاضيان فراواني‌ باشد و استقبال‌قابل‌ توجهي در بهار و تابستان از آن شود. گيوه کشي يکي از صنايع‌ دستي رايج‌ و بومي‌ استان باختران است‌ و به‌ ويژه در بخش ‌اورامانات توليد مي شود. اين‌ صنعت بومي‌ را مي توان بر مبناي نوع‌ توليد و محل توليد به‌ دو بخش اصلي روستايي‌ و شهري تقسيم کرد. دو روستاي حجيج و نودشه‌ از بخش اورامانات جزو مراکز قديمي و مهم توليد گيوه هستند. که علاوه‌ بر دو روستاي ‌ياد شده روستاهاي ديگري که‌ در آنها قبلاگيوه کشي و گيوه چيني معمول بوده‌ و هنوز هم‌‌اين‌ کار ادامه‌ دارد عبارت‌ است‌ از : روستاي وراد، خانه‌ دره‌، شرکان، ميريه‌ نروي‌، وزلي‌ تنگ‌مردان، پيله گر بره سيمين عليا، طلسم، ژامرگ، تومک‌، زمگه حيدر، حسين آباد دوآب،‌قشلاق عليا، داربيد.

بخشي از مواد مورد مصرف گيوه بافان در محل و بخشي ديگر از نقاط ديگر تهيه مي شود.

پوست‌ گاو، پيه، نري گاو و نخ‌ تابيده در محل تهيه مي شود.

رنگ‌، پارچه‌ نازک‌ نخي، کتيرا و نخ‌ تابيده(قرقره) براي گيوه هاي تخت زيره اي‌ و براي گيوه هاي طرح جديد (تخت چرمي‌ و پلاستيکي) ميخ پوست‌ دباغي‌ شده، پاشنه هاي لاستيکي، کف‌ هاي لاستيکي، چسب، پوست‌، نري گاو، پارچه‌ نخي و موي بز از خارج از منطقه تهيه مي شود. - کار گيوه کشي معمولا در دو مرحله کارگاهي‌ و خانگي انجام مي شود. کارهاي مربوط به‌ تخت‌گيوه که‌ کاري‌ مردانه‌ است‌ معمولا در کارگاه و يا مغازه‌ها با ابزار گوناگون انجام مي شود. در‌مناطق شهري کارهاي مربوط به‌ رويه‌ گيوه توسط‌ زنان و در خانه‌ها صورت‌ مي گيرد. اين‌ کار در‌روستاها هم‌ به‌ دست‌ زنان و هم‌ به‌ دست‌ مردان در خانه، قهوه خانه‌ و اماکن‌ عمومي‌ در ايام ‌فراغت‌ انجام ميشود.

- در کارگاه هاي گيوه کشي معمولا سه‌ نفر با هم‌ کار مي‌کنند اين‌ سه‌ نفر که‌ در يک‌ مقطع‌‌مثلثي شکل به صورت‌ زنجيرهايي‌ با تقسيم کار معين کار را شروع‌ مي‌کنند و به‌ مرحله انجام‌مي رسانند عبارتند از: پروني‌ paruni که‌ از پارچه‌هاي رنگ‌ شده فيتيله درست‌ مي‌کند ‌و نسبت به‌ دو نفر ديگر از مهارت‌ و تخصص کمتري برخوردار است‌ در واقع‌ پروني‌ در مرحله‌شاگردي‌ گيوه کشي قرار دارد. نفر بعدي پي‌ کنه گيرpeykanegir است که‌ داراي تخصص و‌مهارت‌ است‌ و به‌ مرحله استادي‌ نزديک‌ شده است. او بخش مياني‌ کار و به‌ عبارت‌ ديگر بخش‌اتصال فتيله ها را انجام مي دهد و تخت گيوه را براي انجام کار نهايي‌ که‌ به‌ دست‌ استاد کار‌انجام مي گيرد آماده‌ مي‌کند. کلاشگرkelas-ger که استاد و معمولا صاحب‌ کارگاه‌است‌ برش و پرداخت‌ و تکميل تخت گيوه و به ط‌ور کلي موارد حساس و دقيق کار را انجام‌مي دهد. مرحله ديگر اتصال رويه‌ گيوه به‌ تخت گيوه است‌ كه استاد کار با ‌سوراخ هائي‌ که‌ با درفش‌ بوجود مي‌آورد محل آن را تعيين مي کند و يک‌ نفر ديگر که‌ معمولا خارج‌ از ‌کارگاه است‌ اين‌ محدوده‌ را با ريسماني‌ که‌ از موي بز تابيده شده مي‌دوزد. اين‌ کار ‌را «پرگاماروني» pergama-runi و عامل‌ اين‌ کار را پرکاماگير Pergama-Gir مي‌نامند. ابزار ‌کار گيوه کشي عبارت‌ است‌ از: سندان چوبي‌، مشته، درفش‌، کوره‌ درفش‌ درفش‌ ناوکش‌ ، درفش‌‌پرگاماسم‌، کوره‌ درفش‌ پي‌ کنه، چسني، پرگاما، گزن، چوب ساوچوکله، روغندان، وز، دوار‌گير، گوره‌ گير، قوتله، چاقو، پواز، گيره پي‌ کنه.

مراحل‌ مختلف ساخت‌:

1.آماده‌ کردن‌ پوست‌ که‌ مراحل‌ زير را شامل‌ مي شود و همه کارهاي آن توسط‌ استاد کار انجام ‌مي گيرد.

الف‌. خيس کردن‌ ب. گستردن‌ آن روي‌ زمين‌ ج. خاک يا خاکستر پاشيدن روي‌ آن که‌ به‌ تدريج‌ آب پوست‌ را مي‌کشد و خشکش مي کندکه‌‌اين‌ کار گاهي‌ از يک ماه هم‌ بيشتر به‌ طول مي‌انجامد. د. نرم کردن‌ پوست‌ ه. رشته کردن‌ پوست‌ و درست‌ کردن‌ نسخه هاي باريک‌

و. زدون‌ مو از تسمه ز. نرم کردن‌ تسمه ها با پيه‌

2.رنگ‌آميزي پارچه‌ 3.تهيه فيتيله توسط‌ شاگرد‌ 4.پي‌ کنه گير‌

رنگ‌ در گيوه رنگ‌ هايي‌ که‌ در تهيه گيوه به کار مي رود عبارتند از رنگ‌هاي آبي‌ ، قرمز، سفيد، استخواني‌،‌سياه رنگ‌هاي آبي‌ و قرمز که‌ در تخت گيوه به کار برده‌ مي شود قبلا تخت گيوه ها فقط به‌ رنگ‌‌سفيد بود رويه‌ گيوه مردانه‌ معمولا سفيد بوده‌ وبراي بافت‌ گيوه هاي زنانه‌ از نخ‌هاي رنگين‌و گاه از انواع منجوق نيز استفاده‌ به‌ عمل مي‌آيد. رنگ‌ استخواني‌، رنگ‌ پاشنه و نوک تخت‌گيوه به‌ دليل استفاده‌ از نري گاو که‌ بعد از خشک شدن حالت‌ استخواني‌ مي گيرد به‌ رنگ‌‌استخواني‌ است‌. رنگ‌ سياه ، رنگ‌ موي بز که‌ در پر گاما به‌ کار مي رود. سياه است‌ اين‌ رنگ‌ در ‌زير رويه‌ قرار مي‌گيردو هرگز ديده نمي شود. در باختران 4 نوع گيوه معمول است‌: 1. گيوه تخت آجيده 2. گيوه تخت چرمي‌ 3. گيوه تخت لاستيکي 4. گيوه رويه‌ ابريشمي. مراکز توليد گيوه در ايران پراکنده بود و تقريبا در بيشتر نقاط کشور ‌نشانه‌ هايي‌ از توليد اين‌ محصول مي توان ديد اما عمدتا مناطق مختلف باختران، استان ‌مرکزي، فارس‌ و... مرکز توليد انواع گيوه محسوب مي شود.

در اصطلاح محلی كلاش می‌گويند. در مناطق كوهستانی و سخت گذر و سنگلاخی استان كرمانشاه، استفاده از گيوه به عنوان پاپوشی نرم، سبک، راحت و مقاوم رواج دارد. مراكز ساخت گيوه در اين استان؛ شهرهای پاوه، هرسين و كرمانشاه است. گيوه از دو قسمت كفی و رويی تشكيل می شود.. نوع ديگر كلاش معروف به كلاش اورامی است و گيوه‌باف‌های آن منطقه به «دوم» شهرت دارند. آن‌ها د رنهايت استادی زير گيوه را از كهنه پارچه كه كوبيده می‌شود و با روده خشک حيوانات به هم وصل می‌كنند. اين نوع گيوه به لحاظ شكل و طرح با گيوه‌های كرمانشاه و هرسين كاملاً متفاوت است. انواع گيوه‌های استان عبارتند از: دم‌پايی، پاشنه بلند، گيوه عاج‌إار، پشت بسته، كفشی، حوله‌ای، منجوقی، قيصری، جاوی، توری و ملكی.

كلاش در مناطق كردنشين يك نوع گيوه به نام كلاش توليد می شود . رویه اين كفش از نخ پنبه ای بافته شده و زيره آن از پارچه فشرده شده ساخته می شود ، به همين دليل كلاش كفشی است سبك ، نر م و قابل انعطاف و متناسب با محيط كوهستانی . توليد كلاش در اصل مختص منطقه اورامان بوده ولی اكنون در اكثر شهرهای استان توليد می شود

پيش‌ از ورود پارچه‌، كفش‌های خارجی و ساير محصولات‌ داخلی به‌ استان‌ كردستان‌، بيش تر پارچه‌ها و نيز پای‌افزار مورد نياز توسط‌ بافندگان‌ و دوزندگان‌ محلی بافته‌ و ساخته‌ می‌شد. از نظر بافت‌ پارچه‌، منطقه‌ سقز و از نظر ساخت‌ پای‌افزار گيوه‌ يا كلاش(kelas)‌ و كالی اورامانات‌ و آبادی‌های پيرامون‌ كوهستان‌ شاهو مانند هجيج‌، نودشه‌ و آبادی‌های نوسود شهرستان‌ پاوه‌ چون‌ ميريه‌، خانه‌دره‌، مژگان‌، مزوی و وزلی از عمده‌ترين‌ نواحی بافت‌ و صدور پارچه‌ و پای‌افزار در استان‌ به‌ شمار می‌روند. جولايی و بافت‌ پارچه‌ و انواع‌ منسوجات‌ مانند: بوزو، برمال‌، جاجم‌، بره‌، پوشمين‌، موج‌، جوراب‌، دست كش‌، زنگال‌ و كلاه به‌ عنوان‌ حرفه‌ يا كار جنبی‌، بخشی از آبادی نشينان‌ مناطق‌ مختلف‌ كردستان‌ به شمار می رود9 ـ پاپوش : اعيان و اشراف و سواره ايل از گيوه ملكي و زيره گاميشي و در صورت دسترسي در تابستان از كلاش اورامي استفاده مي كنند .2ـ كلاش: نوعی گيوه است. كفش سنتی كردها كه نوع مرغوب آن را در "اورامانات" كردستان توليد می‌كنند. جنس آن بيشتر از نخ معمولی است و نوع گران آن، از نخ ابريشمی بافته می‌شود. برای ساخت كف آن، پارچه‌های دورريز خياطی را كاملاً كوبيده و پس از قالب‌گيری، به رويه كفش می‌دوزند.ژ

گيوه - چارق

گيوه نوعي پاي افزار است كه رويه آن را از ريسمان و نخ پرگ يعني ريسمانهاي پنبه*اي بافته و زيه يا ته آن را گاه از چرم و غالباً* از لته*هاي بهم فشرده و در هم كشيده مي*سازند.مواد اوليه:

بخشي از مواد مورد مصرف گيوه با فان در محل و بخشي ديگر از نقاط ديگر تهيه ميشود.

موادي كه در محل تهيه ميشود.پوست گاو – پيه – نري گاو و نخ تابيده است .

و موادي كه از خارج محل تهيه ميشود عبارت است از:

1 – براي گيوه هاي تخت زيره اي رنگ – پارچه نازك نخي – كتيرا – نخ تابيده ( قرقره)

2 – براي گيوه هاي طرح جديد (*تخت چرمي و پلاستيكي) ميخ پوست دباغي شده – پاشنه هاي لاستيكي – كف لاستيكي – چسب – پوست – نري گاو – پارچه نخي – موي بز.- كار گيوه كشي معمولاً در دو مرحله كارگاهي و خانگي انجام ميشود. كارهاي مربوط به تخت گيوه كه كاري مردانه است معمولاً در كارگاه و يا مغازه ها با ابزار گوناگون انجام ميشود.

در مناطق شهري كارهاي مربوط به رويه گيوه توسط زنان و در خانه ها صورت ميگيرد. اين كار در روستا ها هم به دست زنان و هم به دست مردان در خانه و قهره خانه و اماكن عمومي در ايام فراغت انجام ميشود.

- ابزار كاردر كار گيوه كشي بطور كلي از سه نيروي فشاري – كششي و ضربه اي استفاده ميشود و ابزارهائي كه در اين صنعت دستي به كار ميرود در جهت استفاده از اين سه نيرو است و در پاره*اي موارد به منظور نگهداري و مقاومت پا هم به كار گرفته ميشود و كليه اين نيروها از طريق دست وارد ميشود پا به لحاظ انعطاف پذيري جايگزين سندان ميشود و بطور كلي ابزار كار عبارت است از : سندان چوبي – مشته – درفش – كوره درفش درفش ناوكش – درفش پرگاماسم – كوره درفش پي كنه – چسني – پرگاما- گزن – چوب ساو چوكله – روغندان – وز- دوارگير- گوره گير – قوتله- چاقو – پواز- گيره كنه.

مراحل مختلف ساخت:1 – آماده كردن پوست كه مراحل زير را شامل ميشود و همه كارهاي آن توسط استادكار انجام ميگيرد.

 

1 - خيس كردن .2 - گستردن آن روي زمين.3 - خاك يا خاكستر پاشيدن روي آن كه به تدريج آب پوست را مي*كشد و خشكش مي*كند كه اين كار گاهي از يكماه هم بيشتر به طول مي*انجامد .4 - نرم كردن پوست.5 - رشته كردن پوست و درست كردن نسخه*هاي باريك.

6 - زدودن مو از تسمه*ها.7 - نرم كردن تسمه ها با پيه.8 – رنگ آميزي پارچه.9 – تهيه فيتيله توسط شاگرد.10 – پي كنه گير.

رنگ در گيوهرنگ هايي كه در تهيه گيوه بكار ميرود عبارتند از رنگ هاي آبي – قرمز- سفيد- استخواني- سياه رنگ هاي آبي و قرمز كه در تخت گيوه بكار برده ميشود قبلاً تخت گيوه ها فقط به رنگ سفيد بود رويه گيوه مردانه معمولاً سفيد بوده و براي بافت گيوه هاي زنانه از نخ هاي رنگين و گاه از انواع منجوق نيز استفاده به عمل مي*آيد.

رنگ استخواني – رنگ پاشنه و نوك تخت گيوه به دليل استفاده از نري گاو كه بعد از خشك شده حالت استخواني ميگيرد به رنگ استخواني است .رنگ سياه – رنگ موي بز كه در پرگاما به كار ميرود . سياه است اين رنگ در زير رويه قرار ميگيرد و هرگز ديده نميشود.

در باختران 4 نوع گيوه معمول است:1 – گيوه تخت آجيده2 – گيوه تخت چرمي3 – گيوه تخت لاستيكي4 – گيوه رويه ابريشمي

مراكز توليد گيوه در ايران پراكنده بود و تقريبا در بيشتر نقاط كشور نشانه*هايي از توليد اين محصول ميتوان ديد اما عمدتاً مناطق مختلف باختران ، استان مركزي ، فارس و …. مركز توليد انواع گيوه محسوب ميشود.


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ۱:٢٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٤ اردیبهشت ،۱۳۸٦  

 

به نام خدا

استاد گرامي جناب دكتر حسن ابراهيم حبيبي

رياست محترم بنياد ايران شناسي جمهوري اسلامي ايران

سلام عليكم

احتراما به اطلاع مي رساند اينجانب رضا سليمان نوري دانشجوي ورودي سال 1384رشته ايرانشناسي گرايش فرهنگ، مردم و آداب و رسوم آن مجموعه در نظر دارم كه به عنوان موضوع پايان نامه دوره دانشجويي خود به بررسي مردم نوشته ها در نشريات اثر مشروطه با راهنمايي استاد دكتر هادي خانيكي  اقدام كنم .

بر همين اساس چكيده اي از اهداف خود در بررسي اين موضوع  را در ذيل تقديم مي نمايم تا درصورت صلاحديد آن  مقام محترم بررسي و تحقيق را آغاز كنم.

1_همانگونه كه مي دانيد عصر مشروطه يكي از مهمترين دوران هاي تاريخ ايران زمين و سر آغاز دوران معاصر ايران محسوب مي شود اما متاسفانه تحقيقات صورت گرفته درباره اين دوره بدلايلي چون عدم آشنايي محقق با فضاي اجتماعي آن دوران و يا  وابستگي فكري او به يكي از جريانات منشعب شده از اين نهضت جامع و كامل نمي باشد .يكي از ماخذ مهم اين دوران كه كمتر مورد توجه قرار گرفته نشريات اين عصر است . بسياري از نشريات مشروطه انعكاس صداي طبقات گوناگون جامعه بودند كه در اين بين صادقانه ترين صداها هم در اين نشريات را نامه هاي وارده و يا عرض الحالها تشكيل مي دهد كه در اين تحقيق بررسي اين موارد در اولويت قرار گرفته است.

2_نحوه بررسي اين متون همزمان به دو گونه آماري يا ارتباطاتي و تاريخي ،فرهنگي است. به عبارت بهتر هم برخورد و مقدار اهميتي كه مدير نشريه براي اين نوع مطالب قايل بوده بر اساس حجمي كه از يك نشريه خاص به اين نوع مطالب اختصاص پيدا كرده و جايگاه اين نوع مطالب در صفحات نشريه  بر اساس چارچوب هاي آماري ارتباطي سنجيده مي شود وهم نوع گفتمان رايج در اين مطالب كه بيانگر شرايط سياسي ،فرهنگي و اجتماعي زمان است براساس معيارهاي تاريخي مورد بررسي قرار خواهد گرفت.

3_ديگر موضوعي كه در اين تحقيق مورد بررسي قرار مي گيرد، بررسي  لغات مصطلح در آن دوران و نحوه نگارش تظلم نامه ها از نظر ادبي است كه خود بيانگر ميزان سطح فرهنگ جامعه  است .

4_بررسي طبقاتي نويسندگان نامه هاي وارده منتشر شده در نشريات اين عصر از ديگر مواردي است كه تلاش مي شود در اين تحقيق مورد بررسي قرار گيرد .

5_سر انجام اينكه بررسي مبدا اين تظلم خواهي ها و نامه هاي وارده و همچنين مكان انتشار آنها نيز كه خود به نوعي ديگر بيانگر بيانگر وضعيت جامعه ايران در عصر مشروطه و اختلافات فرهنگي ،اجتماعي آن دوران مناطق گوناگون كشور است نيز از جمله اهداف اين تحقيق است.

رضا سليمان نوري


کلمات کلیدی: