فردوسی
ساعت ٤:٢٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۳٠ دی ،۱۳۸٥  

 

 فردوسي‌ خداوندگار ادب پارسي

 حكيم‌ ابوالقاسم‌ منصور بن‌ حسن‌ موسوم‌ به‌ ابوالقاسم‌ فردوسي‌ طوسي‌ بزرگ‌ترين‌ شاعر حماسه‌سراي‌ ايران‌ است‌ كه‌ بقولي‌ همانند او را تاكنون‌ مادر فلك‌ نزاييده‌ است‌. مقام‌ فردوسي‌ در زنده‌ نمودن‌ تاريخ‌ ايران‌ و داستان‌هاي‌ ملي‌ وحماسي‌ ايران‌ زمين‌ و همچنين‌ دميدن‌ نفسي‌ تازه‌ به‌ زبان‌ ادب‌ فارسي‌ بسيار شامخ‌ است‌ و از اين‌ روي‌ او را شاعر ملي‌ ايران‌ خوانده‌اند. زندگي‌ اين‌ دانشمند برجسته‌ همچون‌ ساير نام‌آوران‌ چيره‌ دست‌ فرهنگ‌ و ادب‌ ايران‌ در هاله‌اي‌ ازابهام‌ و افسانه‌ فرو رفته‌ است‌; براساس‌ روايت‌ چهار مقاله‌ كه‌ كهن‌ترين‌ منبع‌ تاريخي‌ از لحاظ نزديكي‌ به‌ دوران‌ حيات‌ حكيم‌ به‌ شمار مي‌رود فردوسي‌ از خاندان‌ دهقانان‌ ايراني‌ و از اهالي‌ و دهكده‌ باژ از ناحيه‌ طابران‌ طوس‌ بود.. دهقانان‌در آن‌ روزگار زمينداران‌ كوچكي‌ به‌ شمار مي‌رفتند كه‌ به‌ فرهنگ‌ فارسي‌ عشق‌ مي‌ورزيدند و نسل‌ به‌ نسل‌ آن‌ را انتقال‌ مي‌دادند و فردوسي‌ نيز كه‌ از نسل‌ اين‌ ايرانيان‌ اصيل‌ به‌ شمار مي‌رفت‌ همچون‌ پيشينيان‌ خود درصدد حفظ ارزشهاي‌ ملي‌ ايران‌ بود. حكيم‌ درسال 329  هجري قمري در باژ به دنيا آمد.اودراوايل‌ زندگي‌ خود از تمكن‌ مالي‌ قابل‌ ملاحظه‌اي‌ برخوردار بود و علاوه‌ بر باغ‌ بزرگي‌ در طابران‌ طوس‌ ، خدم‌ و حشم‌ داراي‌ زمين‌ زراعي‌ نيز داشت‌ كه‌ درآمد زندگي‌ آسوده‌ و راحت‌ خود را از طريق‌ آن‌ ملك‌ تأمين‌ مي‌نمود.

 در آن‌ عهد سرزمين‌ كهنسال‌ ايران‌ بتدريج‌ زمينه‌هاي‌ استقلال‌ خود را فراهم‌ مي‌آورد و حكومت‌هاي‌ محلي‌ كه‌ در مناطق‌ مختلف‌ سرزمين‌ ما بويژه‌ شرق‌ ايران‌ بوجود آمده‌ بودند پرچمدار اين‌ نهضت‌ بزرگ‌، كه‌ يكي‌ از بخش‌هاي‌ آن‌ توسعه‌ و غناي‌ زبان‌ فارسي‌ بود، به‌ شمار مي‌رفتند. در راستاي‌ اين‌ تلاش‌ گسترده‌ براي‌ تجديد حيات‌ ملي‌ و ادبي‌ ايران‌، در اوسط قرن‌ چهارم‌ هجري‌ قمري‌ تلاش‌هايي‌ جدي‌ براي‌ گردآوري‌داستان‌هاي‌ ملي‌ و باستاني‌ صورت‌ گرفت‌ و چند شاهنامه‌ ناتمام‌ نيز كه‌ اين‌ داستان‌ها را در قالبي‌ از اشعار تنظيم‌ كرده‌ بودند بوجود آمد. حكيم‌ ابوالقاسم‌ فردوسي‌ در جواني‌ و در روزگار زندگي‌ آسوده‌ و فارغ‌ البال‌ خود در طابران‌ طوس‌ دل‌ در سوداي‌ شعر و شاعري‌ داشت‌ و در ايام‌ فراغت‌ و صفا اشعاري‌ سرايش‌ مي‌داد.. وي‌ ظاهرا در 35 سالگي‌ و شايد هم‌ در 40 سالگي‌ به‌ حكم‌ عشق‌ و علاقه‌اي‌ كه‌ به‌ زنده‌ ساختن‌ تاريخ‌ كهن‌ و پرافتخار ايران‌ داشت‌ كار سترگ‌ خود را آغاز كرد كه‌ تا پايان‌ عمر پرافتخارش‌ نيز تداوم‌ يافت‌. ‌ به‌ حكم‌ شاهنامه‌كه اطلاعات‌ فراواني‌ در باب‌ ادبيات‌ عربي‌، شعر و ادب‌ پارسي‌، تاريخ‌، فلسفه‌، كلام‌،حديث‌ و قرآن‌ ارائه‌ نموده‌ است‌ مشخص‌ مي‌گردد كه‌ فردوسي‌ در اوان‌ زندگي‌ خويش‌ مطالعات‌ فراوان‌ كرده‌ است‌ و احوال‌ مردم و امثال‌ و حكم‌ را خوانده‌ و با معارف‌ اسلامي‌ بخصوص‌ با قرآن‌ آشنايي‌ كامل‌ داشته‌ است‌. او همچنين به‌ زبان‌ پهلوي‌ ساساني‌ و فنون‌ جنگ‌ و رزم‌ نيز آگاه‌ بوده‌ است‌. استاد طوس‌ در موقعيت‌ بسيار خطير و حساسي‌ به‌ سرودن‌ شاهنامه‌ و نظم‌ داستانهاي‌ پهلوانان‌ ايراني‌ همت‌ گماشت‌، چرا كه‌ هر چند سلطه‌ اعراب‌ بر ايران‌ بويژه‌ بخش‌ شرقي‌ آن‌ بسيار ضعيف‌ شده‌ بود و چند حكومت‌ محلي‌ نيز همچون‌ سامانيان‌ و آل‌ بويه در شرق‌ و مركز و شمال‌ ايران‌ بوجود آمده‌ بودند ولي‌ جنگ‌ و كمشكشهاي‌ داخلي‌ بين‌ اين‌ حكومت‌ها نشانه‌هايي‌ تلخ‌ بر زوال‌ و انحطاط اين‌ سلسله‌هاي‌ ملي‌ ايراني‌ و روي‌ كار آمدن‌ فاتحان‌ قدرتمند بيگانه بود ‌. از اين‌ روي‌ فردوسي‌ كه‌ به‌ رسالت‌ عظيم‌ خود پي‌ برده‌ بود سعي‌ كرد مجموعه‌ عظيمي‌ فراهم‌ آورد كه‌ براي‌ هميشه‌ در خاطره‌ ايرانيان‌ باقي‌ ماند و تاريخ‌ و زبان‌ و هويت‌ و مليت‌ ايراني‌ را دوباره‌ زنده‌ كند وي‌ در ابتداي‌ كار بر سرمايه‌ خود و حمايت‌ تني‌ چند از دوستانش‌ همچون‌ حسين‌ قتيب‌ حاكم‌ طوس‌ و بزرگان‌ آن‌ ولايت‌ علي‌ ديلم‌ وبودلف‌ تكيه‌ كرد و حاكم‌ طوس‌ براي‌ تشويق‌ او، شاعر را از پرداخت‌ ماليات‌ معاف‌ نمود. تلاش‌ بي‌وقفه‌ حكيم‌ در مرحله‌ اول‌ آن‌ بيست‌ سال‌ تمام‌ به‌ درازا كشيد و وي‌ زماني‌ موفق‌ به‌ سرايش‌ اكثر داستان‌هاي‌ شاهنامه‌ گشت‌ كه‌ چند سال‌ از سقوط سلسله‌ ايراني‌ سامانيان‌ بدست‌ تركان‌ قراخاني‌ آل‌ افراسياب‌ و سلطان‌ محمود غزنوي‌ مي‌گذشت‌. تاريخ‌ پايان‌ رسانيدن‌ شاهنامه‌ را سال‌ 400 ه.ق‌ دانسته‌اند و براساس‌ گفته‌هاي‌ حكيم‌ كه‌ از لابه‌لاي‌ اشعار او مشهود است‌ حكيم‌ در طول‌ اين‌ مدت‌ دراز سختي‌هاي‌ فراواني‌ را متحمل‌ گشت‌ و ضربات‌ فراواني‌ را هم‌ از جنبه‌ مادي‌ و معيشتي‌ وهم‌ از لحاظ روحي‌ پذيرا گرديد كه‌ مهمترين‌ آن‌ درگذشت‌ پسر جوان‌ و برومندش‌ بود كه‌ پير طوس‌ را سخت‌ درهم‌ شكست‌ و غمگين‌ و افسرده‌ ساخت‌. شاعر براي حفظ اين اثر عظيم راه دربار بزرگ شاه وقت سلطان‌ محمود غزنوي را در پيش گرفت . سلطان‌ محمود هرچند در ابتداي‌ كارحكيم‌ را بنواخت‌ و او را مورد نوازش‌ خود قرار داد اما پادشاهي‌ ترك‌ زبان‌ و بي‌علاقه‌ به‌ تاريخ‌ و فرهنگ‌ ايران‌ بود. او پس از فراغت از نابودي تركان‌ آل‌ افراسياب‌، متحدان‌ پيشين‌ خود در برانداختن‌ سامانيان‌، ديگر روي‌ خوشي‌ به‌ فردوسي‌ نشان‌ نداد و البته‌ بدگويي‌ مخالفان‌ و حاسدان‌ به‌ حكيم‌ نيز بي‌تأثير نبود و آنان‌ پير طوس‌ را رافضي‌ خواندند و از تعصب‌ شاه‌ سني‌ متعصب‌ عليه‌ فردوسي‌ شيعي‌ به‌ نفع‌ خود بهره‌برداري‌ كردند. تلاش‌ خواجه‌ حسن‌ ميمندي وزير بافرهنگ‌ شاه‌ نيز به‌ ثمر ننشست‌. سلطان‌ محمود پس‌ از ملاحظه‌ هفت‌ مجلد بزرگ‌ شاهنامه‌ مشتمل‌ بر شصت‌ هزار بيت‌ نغز و دلكش‌ و حماسي‌ دستور داد معادل‌ همين‌ مقدار معين‌ در ازاي‌ هر يك‌ بيت‌ يك‌ درهم‌ به‌ شاعر بدهند واين‌ توهيني‌ بزرگ‌ بود براي‌ سخن‌سراي‌ بزرگ‌ طوس‌ چرا كه‌ او بخوبي‌ به‌ قدر و قيمت‌ شاهكار بزرگ‌ خود آگاه‌ بودو براي سله آن را عرضه نكرده بود..فردوسي‌ مأيوس‌ و سرشكسته‌ از دربار سلطان‌ محمود به‌ گرمابه‌اي‌ رفت‌ و پس‌ از آن‌ كه‌ بيرون‌ آمد فقاعي‌ خورد وصله‌ سلطان‌ را در كمال‌ بي‌اعتنايي‌ به‌ حمامي‌ و مرد فقاع‌ فروش‌ بخشيد و در كسوتي‌ ناشناس‌ از بيم‌ خشم‌ شاه‌ از غزنه‌ گريخت‌. جاسوسان‌ خبر بخشش‌ صله‌ سلطان‌ را به‌ دو فرو مايه‌ كه‌ نشان‌ از بي‌اعتنايي‌ شاعر بزرگ‌ ايران‌ به‌ جاه‌ وجلال‌ و مقام‌ سلطان‌ غزنه‌ داشت‌ به‌ اطلاع‌ محمود رساندند و در پي‌ شاعر روانه‌ شدند. فردوسي‌ نيز كه‌ از خشم‌ و غرور سلطان‌ محمود آگاه‌ بود چندي‌ در هرات‌ اقامت‌ گزيد و سپس‌ به‌ نزد شهريار بن‌ شروين‌ حاكم‌ طبرستان‌ كه‌ ايراني‌ پاك‌ نژادي‌ بود رفت‌ و هجويه‌اي‌ صد بيتي‌ نيز عليه‌ محمود سرود.. شهريار حكيم‌ را سخت‌ گرامي‌ داشت‌ ومانع‌ از انتشار آن‌ شد. استاد سخن‌ فارسي‌ سپس‌ رهسپار ديار خود گشت‌ و در گوشه‌ عزلت‌ و اندوه‌ در سال‌ 411 ه.ق‌ بدرود حيات‌ گفت‌. گويند سالها پس‌ از رانده‌ شدن‌ فردوسي‌ از دربار سلطان‌ محمود، شاه‌ در يكي‌ از لشكركشي‌هاي‌ خود به‌ هندوستان‌ به‌ ياد حكيم‌ مي‌افتد و پشيمان‌ از كرده‌ ناصواب‌خود دستور مي‌دهد مبلغ‌ شصت‌ هزار دينار طلا را با احترام‌ فراوان‌ به‌ منزل‌ فردوسي‌ در طوس‌ روانه‌ سازند ولي‌ هديه‌ سلطان‌ زماني‌ به‌ دروازه‌ طوس‌ رسيد كه‌ جنازه‌ حكيم‌ را از يكي‌ ديگر از دروازه‌هاي‌ آن‌ شهر تشييع‌ مي‌نمودند. صله‌ سلطاني‌ رابه‌ تنها يادگار فردوسي‌ دخترش‌ كه‌ همچون‌ پدر انساني‌ آزاده‌ و بلند طبع‌ بود سپردند ولي‌ او آن‌ را نپذيرفت‌ و شصت‌ هزار دينار وقف‌ ساختن‌ عمارت‌ رباط چاهه‌ كه‌ بر سر راه‌ طوس‌ به‌ نيشابور و مرو بود گشت‌. جنازه‌ حكيم‌ نيز مورد جفاي‌ بدخواهانش‌ قرار گرفت‌ و شيخ‌ ابوالقاسم‌ گرگاني‌ از عالمان‌ قشري‌ و متعصب‌ به‌ حكم‌ اينكه‌ فردوسي‌ عمر خود را به‌ ستايش‌ پهلوانان‌ مجوس‌ گذرانيده‌ است‌، اجازه‌ دفن‌ او را در قبرستان‌ مسلمانان‌ نداد و از اين‌ روي‌ جسد شاعرگران‌ مايه‌ در باغ‌ طابران‌ كه‌ متعلق‌ به‌ خود فردوسي‌ بود دفن‌ گرديد. بزرگ‌ترين‌ شاهكار پير فرهيخته‌ طوس‌ شاهنامه‌ او بودكه‌ با وجود گذشت‌ دهها قرن‌ همچون‌ سندي‌ از افتخاربرفراز گنبد رفيع‌ زبان‌ و ادب‌ فارسي‌ مي‌درخشد و همانگونه‌ كه‌ اشاره‌ شد فردوسي‌ با نگارش‌ اين‌ كتاب‌ ارزنده‌ و عظيم‌هويت‌ ملي‌ ايرانيان‌ را به‌ آنها باز شناساند و زبان‌ شيرين‌ فارسي‌ را نه‌ تنها از انحطاط نجات‌ داد بلكه‌ به‌ آن‌ اعتبار ورونق‌ وافري‌ بخشيد. اساس‌ شاهنامه‌ نويسي‌ يعني‌ توصيف‌ زندگي‌ شاهان‌ و پهلوانان‌ ايران‌ به‌ روزگاران‌ باستان‌ ايران‌ باز مي‌گردد و ظاهرا در دوره‌ هخامنشيان و ساسانيان كتابهايي‌ از اين‌ دست‌ موجود بوده‌ است‌. سنت‌ شاهنامه‌ نويسي‌ پس‌ از اسلام‌ و در دوره‌ حكومت‌ سامانيان‌ مجددا رونق‌ گرفت‌ و شاهنامه‌هايي‌ همچون‌ شاهنامه‌ مسعودي‌ مروزي‌، شاهنامه‌ ابوالمؤيد بلخي‌، شاهنامه‌ ابوعلي‌ بلخي‌ و شاهنامه‌ ابومنصوري‌ و شاهنامه‌ دقيقي‌ بوجود آمدند كه‌ ماخذ اين‌ شاهنامه‌ها همان‌ داستان‌هاي اوستايي و كتاب‌هاي‌ پهلوي‌ همچون‌ خوتاي‌نامك‌ (خداي‌ نامه‌) بوده‌ است‌. فردوسي‌در سال‌ 365 ه.ق‌ با مطالعه‌ اين‌ شاهنامه‌ها دل‌ به‌ نظم‌ شاهنامه‌اي‌ عظيم‌ كه‌ تمامي‌ داستان‌هاي‌ ملي‌ ايران‌ رادربرگيرد سپرد و تلاش‌ سترگ‌ خود را كه‌ مي‌رفت‌ ملتي‌ را به‌ شعر و قلم‌ زنده‌ نگاه‌ دارد آغاز نمود. در شاهنامه‌، حكيم‌ طوس‌ پس‌ از نعت‌ خداوند توصيف‌ دانش‌ و خرد و مدح‌ پيامبر اسلام‌(ص‌) و يارانش‌ از كيومرث‌ آغاز كرده‌ و پس‌ از نام‌ بردن‌ شرح‌ زندگي‌ پنجاه‌ پادشاه‌ داستاني‌ و تاريخي‌ و حالات‌ و رزم‌ و بزم‌ پهلوانان‌ و وزيران‌ آنان‌ كتاب‌ خود را با شكست‌ يزدگرد سوم‌ ساساني‌ و فتح‌ ايران توسط اعراب‌ به‌ پايان‌ مي‌رساند. داستان‌ پادشاهي‌ منوچهر و بيان‌ آغاز تمدن‌ بشر، ضحاك‌، كاوه‌ آهنگر، فريدون‌، سام‌، زال‌، رستم‌، نوذر، افراسياب‌، جنگ‌هاي‌ ايرانيان‌ و تورانيان‌،كيكاووس‌، هفت‌ خوان‌ رستم‌، سهراب‌، سياوش‌، كيخسرو، بيژن‌ و منيژه‌، ظهور زرتشت‌، اسكندر و اشكانيان‌ و ساسانيان‌ هر يك‌ از داستان‌هاي‌ بسيار زيبا، شيرين‌ و جذاب‌ شاهنامه‌ مي‌باشند كه‌ خواننده‌ را به‌ عمق‌ تاريخ‌ ملي‌ وحماسي‌ ايران‌ برده‌ و غرور و افتخارات‌ بزرگ‌ ايرانيان‌ را به‌ آنان‌ باز مي‌شناسانند. شاهنامه‌ اگرچه‌ در بادي‌ امر داستان‌رزمي‌ ايران‌ است‌ ولي‌ حكيم‌ فردوسي‌ در لابه‌لاي‌ اين‌ اشعار رزمي‌ معاني‌ باريك‌ و مطالب‌ عالي‌ فلسفي‌ و اجتماعي‌ واخلاقي‌ بسياري‌ را بيان‌ كرده‌ است‌ كه‌ جذابيت‌ اين‌ كتاب‌ بزرگ‌ را دو چندان‌ ساخته‌ است‌. نتيجه‌هاي‌ اجتماعي‌ واخلاقي‌ كه‌ سخن‌سراي‌ حكيم‌ از داستان‌هاي‌ شگفت‌ شاهنامه‌ گرفته‌ است‌ و سخنان‌ عبرت‌انگيز و پندهاي‌ سحرآميزي‌ كه‌ مي‌دهد هر يك‌ نشان‌ و گواهي‌ است‌ از اينكه‌ جهان‌ و شكوه‌ جهان‌ گذراست‌ و انسان‌ بايد در اين‌ عمر دو روزه‌ دلاور و بخشنده‌ و فداكار و راستگو و دستگير و نيكوكار باشد. حكيم‌ طوس‌ از طريق‌ پندهايي‌ كه‌ از زبان‌ پهلوانان‌ و شاهان‌ و دانشمندان‌ مانند اندرز منوچهر و نوذر و كيخسرو به‌ ايرانيان‌ و وصيت‌ اين‌ شاه‌ به‌ گودرز و زال‌ ورستم‌ و... و سخنان‌ پرمغز بزرگمهر آورده‌ است‌ حكمت‌ عملي‌ را به‌ خوانندگان‌ خود آموخته‌ و آن‌ را سرمشقي‌ براي‌ زندگاني‌ بشر در نظر گرفته‌ است‌.  سخن‌ سراي‌ بزرگ‌ ايران‌ همچنين‌ در شرح‌ گاه‌نشيني‌ و تاجگذاري‌ شاهان‌ بزرگي‌ همچون‌ ‌گشتاسب و شاپور و بهرام‌ و قباد و نوشيروان‌ و هرمز از زبان‌ آنان‌ به‌ نيايش‌ خداوند و ستايش‌ راستي‌ و گسترش‌ داد و دانش‌ پرداخته‌ و دستور زندگاني‌ توأم‌ با صلح‌ و آرامش‌ و عدالت‌ را كه‌ مي‌توان‌ براي‌ تمامي‌ جهانيان‌ سرمشق‌ قرار گيرد در اختيار انسان‌ها گذارده‌ است‌. حكيم‌ با وجود اينكه‌ شرح‌ رزم‌ و پيكار و دشمني‌هاي‌ اقوام‌ و ملل‌ را گفته‌ است‌ ولي‌ روح‌ بزرگ‌ او جهان‌ رابا نظر وحدت‌ ديده‌ است‌ و ستيزه‌جويي‌هاي‌ بشر را دليل‌ ناداني‌ آنان‌ برشمرده‌ است‌. او حقيقت‌ اديان‌ را مانند خود خداوند يكي‌ دانسته‌ است‌ و خصومت‌هاي‌ ملل‌ را بر سر دين‌ ابلهانه‌ توصيف‌ كرده‌ واز تفرقه‌هاي‌ بي‌مايه‌ مردم‌ با تأثر ياد نموده‌ است‌. با اين‌ حال‌ و عليرغم‌ احترام‌ فردوسي‌ به‌ اديان‌ ايران‌ باستان‌،فردوسي‌ ايمان‌ عميق‌ خود به‌ اسلام‌ و تعلقش‌ به‌ مذهب‌ تشيع‌ و اهل‌ بيت‌(ع‌) را بارها آشكار ساخته‌ است‌. پير طوس‌ در شاهكار بزرگ‌ خود احساسات‌ بشري‌ را با سخنان‌ زيبا و عبارتهاي‌ دلربا و دل‌انگيزي‌ تصوير و تعبير نموده‌ و نشان‌ داده‌ است‌ كه‌ در خلق‌ صحنه‌هاي‌ عاشقانه‌ نيز به‌ همان‌ ميزان‌ صحنه‌هاي‌ رزم‌ و نبرد تبحر و تسلط دارد. سخن‌ در باب‌ شاهنامه‌ و اهميت‌ آن‌ بسيار است‌ و دريغا كه‌ محدوديت‌ اين‌ مقال‌ اجازه‌ بحث‌ بيشتر را در اين‌ خصوص‌ نمي‌دهد. اين‌ ديوان‌ ارجمند شعر و ادب‌ فارسي‌ سند ملت‌ ماست‌ و داستانهاي‌ پهلوانان‌ ايراني‌ شاهنامه‌ به‌ تك‌ تك‌ ايرانيان‌ درس‌ شجاعت‌ و عفت‌ و فداكاري‌ و ميهن‌دوستي و وفا مي‌آموزد. شايد به‌ همين‌ دليل‌ است‌ كه‌ داستان‌هاي‌ اين‌ كتاب‌ جاوداني‌ با وجود گذشت‌ قرن‌ها و قرن‌ها هنوز در گوشه‌ و كنار ايران‌ از پايتخت‌ تا دورافتاده‌ترين‌ شهرها و روستاها در منازل‌ و قهوه‌خانه‌ها و چادرهاي‌ ايلات‌ و عشاير به‌ شيوه‌ نقالي‌ جاري‌ مي‌شود و مردم‌ ايران‌ را ازهر نژاد و طايفه‌ و دين‌ و مذهب‌ شيفته‌ روح‌ بلند و دلاوري‌هاي‌ پهلوانان‌ ايران‌ و عواطف‌ انساني‌ آنها مي‌نمايد. ابياتي‌ وي در شاهنامه‌ خود گوياي‌ بلندي‌ نظر و آزادگي‌ روح‌ فردوسي‌ و تسلط شگرف‌ او در آرايش‌ صحنه‌ها،گزينش‌ كلمات‌، تركيب‌ استادانه‌ اجزاي‌ جملات‌ و ارايه‌ تصاوير متناسب‌ با موضوع‌ و صور حسي‌ خيال‌ .


کلمات کلیدی:
 
خواجه نصير
ساعت ۳:٥٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۳٠ دی ،۱۳۸٥  

خواجه نصير سياستمدار دانشمند  

خواجه نصيرالدين محمد بن حسن جهرودي طوسي مشهور به خواجه نصيرالدين طوسي به روايتي از اهالي جهرود قم وبه روايت دقيق تر از اهالي شهر طوس  بوده است كه در تاريخ 15 جمادي الاول سال 597 هجري قمري ولادت يافته است.

او به تحصيل دانش، علاقه زيادي داشت و از دوران جواني در علوم رياضي و نجوم و حكمت سرآمد شد و از دانشمندان معروف زمان خود گرديد. خواجه نصيرالدين طوسي ستاره درخشاني بود كه در افق تاريك مغول درخشيد و در هر شهري پا گذارد آنجا را به نور حكمت و دانش و اخلاق روشن ساخته و در آن دوره تاريك و در آن عصري كه شمشير تاتار و مغول خاندانهاي كوچك و يا بزرگ را از هم پاشيده و جهاني از حملات مغولها به وحشت فرو رفته و همه در گوشه و كنار منزوي و يا فراري مي شدند و بازار كسادي دانش و جوانمردي و مروت مي بود و فساد حكمفرما. وجود و بروز چنين دانشمندي مايه اعجاب و اعجاز است. خواجه نصيرالدين طوسي را دسته اي از دانشوران خاتم فلاسفه و گروهي او را عقل حادي عشر نام نهاده اند. بهرحال خواجه نصيرالدين دوره تحصيل ابتدايي را قسمتي نزد دائي خود بابا افضل ايوبي كاشاني و فخرالدين داماد كه او شاگرد صدرالدين سرخسي و او شاگرد افضل الدين جيلاني و او شاگرد ابوالعباس ريوگيري و او شاگرد بهمن يار از شاگردان شيخ الرئيس ابوعلي سينا تحصيل كرده است.

بقول مولف آثار الشيعه خواجه نصيرالدين طوسي با سيدعلي بن طاوس حسيني و شيخ ميثم بن علي بحراني در مدرسه ابوالسعاده اصفهان درس خوانده است. شهيد ثاني در رساله چهل حديث خود عنوان كرده كه  خواجه نصير در علوم منقول شاگرد پدرش بود كه او از شاگردان فضل اله راوندي بود و او از شاگردان ثقه الاسلام سيد مرتضي علم الهدي مي باشد. در آن روزگاري كه آوازه دانش خواجه نصيرالدين به اطراف و اكناف رسيده بود، رئيس ناصرالدين محتشم كه از دانشوران اسماعيليه بود بديدار خواجه مايل شد و او را به قائنات دعوت كرد و مقدم او را بسيار گرامي داشت و خواجه مدتها در آنجا بود و كتاب تهذيب الاخلاق ابن مسكويه را به فارسي ترجمه و شرح داد و بنام اخلاق ناصري تاليف كرد.

خواجه به هنگام تسلط مغول بر ايران رويه نزديكي با آنان به منظور حفظ كشور را در پيش گرفت و تا آنجا نفوذ پيدا كرد كه در تمام امور كشوري و لشگري مغول براي نيل به مقاصد عالية خود دخالت داشته و تا اندازه اي كه توانست از پيش آمدها ناگوار جلوگيري كند. گاهي با سخنان علمي و زماني با گفتگوهاي مختلف و هنگامي با اندرزهاي سياسي مقاصد مهم اساسي خود را با دست هلاكوخان انجام مي داد. پيشرفتهاي علمي و نوازش فضلاء و علما با دست خواجه صورت مي گرفت و روي اين نظريات روزبروز در دربار هلاكو محبوبتر شده و مورد توجه خاص ايلخان مي گرديد. يكي از اقدامات مهم خواجه نصيرالدين طوسي تشويق هلاكوخان به فتح بغداد و برانداختن دودمان عباسي و كشتن خليفه به دست ايلخان مغول بود.

خواجه  به اتفاق كليه مورخين آن عصر بر عقل هلاكو چيره شده و تا مي توانست از قدرت و تسلط او بنفع كشور استفاده مي كرد و به جهان علم و ادب و ترويج مذهب شيعه اثني عشري خدمت كرد و به نيروي اراده و تدبير خود توانست عقايد و آراء خود را بنام دلالت هاي فلكي عملي ساخته و از اوهام و خرافاتي كه مانند حسام الدين منجم ها بنام نجوم مي گفتند جلوگيري كند و در اثر نوازشهاي محقق طوسي دانشمندان توانستند با فراغت بال مشغول تاليف و تصنيف و اشتغالات علمي شده و هر كدام در محيط تاريكي كه بر اثر فساد اخلاق و كشتارها و خونريزيهاي پراكنده، آشفته شده بودند، مشعل فروزاني گرديده و در تشريح فضائل بكوشند و تا اندازه اي از فساد اخلاق و بيدادگري جلوگيري نمايند. از جمله اقدامات ديگر خواجه تاسيس رصدخانه مراغه مي باشد كه از يادگارهاي علمي و فلكي او مي باشد كه آوازه آن تمام جهان آن روز را فرا گرفته و تاكنون با اين همه تطورات و تغييراتي كه در جهان پديد آمده باز نام آن رصدخانه هنوز با اسم باني آن بر سر زبانهاست. بدستور محقق بزرگ طوسي فخرالدين ابوالسعادات احمد بن عثمان مراغي معمار معروف آن عصر ساختمان وسيع و با شكوه رصدخانه را با نقشه استاد شروع نموده و محلي كه براي رصدخانه انتخاب شده بود تلي است كه در شمال غربي شهر مراغه واقع شده بود و اينك بنام رصد مراغه معروف است. در نزديكي رصدخانه كتابخانه بزرگي و بسيار عالي ساخته شده بود كه در حدود چهارصد هزار جلد كتاب نفيس جهت استفادة دانشمندان و فضلا قرار داده بود كه از بغداد و شام و بيروت و الجزيره بدست آورده بودند.

و در جوار رصدخانه يك سراي عالي براي خواجه و جماعت منجمين ساخته بودند و مدرسه علميه اي جهت استفاده طلاب دانشجويان ساخته شده بود و اين كارها مدت 13 سال بطول انجاميد، تا اينكه ايلخان هلاكوي مغولي در سال 663 درگذشت. ليكن خواجه تا آخرين دقايق عمر خود مواظبت و اهتمام بسيار نمود كه آن رصدخانه و كتابخانه از بين نرود و خللي در كار آنجا رخ ندهد.بناي رصد خانه مراغه از افراط و تفريط منجمين آندوره جلوگيري كرده و از اوهام و خرافاتي كه بنام دلالت هاي فلكي انتشار پيدا كرده بود و مغولان آن را دامن مي زدند جلوگيري كرد.

به هرحال عظمت روحي محقق طوسي نشاط مخصوصي در قلب فضلاي رنج ديده و آواره از وطن آن زمان ايجاد كرده و سبب شده بود كه تمام مشقات و صدمات خانمانسوز را در اطاق نسيان گذارده و با شوق وافري در حمايت استاد بدرس و بحث در دانشگاهي كه او در مراغه و بغداد ايجاد كرده بود اشتغال ورزيده و معضلات هر علمي را مطرح و با تبادل افكار وسعه اطلاعات استاد كل حل نمايند.

خواجه با تمام اشتغالاتي كه داشت از نوشتن غافل نمي شدشرح اشارت ابن سينا ، تجريد الاعتقاد ،التذكره في علم الهيئت بنام تذكره نصيريه،تحرير المجسطي در هيئت و نجوم،   اخلاق ناصري،اوصاف الاشراف در عرفان،

الادب ابوخير للولد الضغير با اشعار عربي و فارسي ،جواهر الفرائض ـ اصول علم فرائض و مواريث،اساس الاقتباس در فن منطق،بيست باب در اصطرلاب در علوم غريبه،زيج ايلخاني،مثلثات كروي،و همچنين رسالات و كتب متعددي در منطق و هيئت از خواجه باقيمانده است. تاليفات خواجه به سال 1652 ميلادي به زبان لاتين در لندن به طبع رسيده است و همچنين در مصر و هندوستان و ايران قسمتي چاپ شده است .

سر انجام خواجه نصيرالدين طوسي در سال 672 هجري قمري با جمعي از شاگردان خود به بغداد رفت كه بقاياي كتابهاي تاراج رفته را جمع آوري و به مراغه ارسال دارد اما اجل مهلتش نداد و در تاريخ 18 ذي الحجه سال 672 هجري قمري در بغداد دار فاني را وداع گفت و جسدش را به كاظمين انتقال داده و در جوار امامين همامين مدفون گرديد.

 

   آخوند خراسانی رهبر معنوي مشروطه

آخوند خراساني از سلسله حماسه سازان تاريخ ايران است. وي مرجع تقليد، مدرس كم نظير حوزه علميه نجف و رهبر انقلاب مشروطه بود.  تمام تاريخ نويسان مشروطه، رهبري او را در نهضت مشروطه پذيرفته اند. اما شگفت كه درباره اش كمتر از ساير دستاندركاران نهضت مشروطه سخن به ميان آمده است!.

آخوند خراساني در سال 1255 ق. در مشهد ديده به جهان گشود. پدرش ملاحسين هراتي علاوه بر تبليغ به تجارت ابريشم نيز مشغول بود. ملاحسين روحاني وارسته اي بود كه براي گذران زندگي، همواره در بين راه هرات و مشهد،‌ در رفت و آمد بود. وي در سفرهاي تبليغي اش مردم را با احكام اسلامي آشنا مي ساخت. در يكي از همين سفرها، در كاشان ازدواج كرد. ثمره اين ازدواج چهار پسر به نامهاي نصرالله، محمدرضا، غلامرضا و محمدكاظم (آخوند خراساني) بود.

آخوند خراساني در دوازده سالگي وارد حوزه علميه مشهد شد. ادبيات عرب، منطق، فقه و اصول را در حوزه مشهد فرا گرفت. در هيجده سالگي ازدواج كرد و در 22 سالگي همراه كاروان زيارتي عتبات عاليات، براي ادامه تحصيل عازم عراق شد. شوق تحصيل او را بر آن داشت تا سرپرستي همسر و فرزندش را به پدر بسپارد و آنها را به خاطر مشكلات سفر و مشكل مسكن در نجف، همراه خود نبرد.

كاروان زايران به سبز وار رسيد. قافله براي استراحت، رحل اقامت افكند تا پس از توقفي كوتاه، به سوي عراق حركت نمايند. آخوند خراساني چون آوازه دانش « ملاهادي سبزواري‌ » را شنيده بود، تصميم گرفت از كاروان جدا شود و براي بهره جستن از درياي علم آن حكيم فرزانه در سبزوار بماند. آخوند، ماههاي رجب،‌شعبان و رمضان 1277 ق را در حوزه علميه سبزوار گذراند و از درس فيلسوف بزرگ عصر، ملاهادي سبزواري بهره برد. آنگاه از سبزوار به تهران رفت و حدود سيزده ماه در مدرسه صدر، در درس ملاحسين خويي و ميرزا ابوالحسن جلوه شركت كرد. و سرانجام به حوزه علميه نجف راه يافت و در درس شيخ انصاري و ميرزا حسن شيرازي شركت كرد. آخوند خراساني شب و روز در تلاش براي اندوختن دانش و به دست آوردن تقوا مي كوشيد و در اين راه از هيچ مشكلي نهراسيد.

آخوند سالها در درس شيخ انصاري و ميرزاي شيرازي شركت كرد و از زبده ترين شاگردان آن دو شناخته مي شد. وي از همان ابتدا با پشتكاري كم نظير، راههاي پيشرفت را مي پيمود. او در كنار تحصيل، به عبادت و شب زنده داري نيز اهميت فراوان مي داد. بارها به كربلا رفت و به زيارت امام حسين نايل شد. در يكي از اين سفرها پس از زيارت، در درس آيت الله آخوند اردكاني (متوفاي 1302 ق ) شركت كرد.

آخوند از سال 1278 ق. تا سال 1291 ق. بيش از سيزده سال در درس خارج استادان برجسته حوزه علميه نجف شركت كرد. بيش از دو سال در درس شيخ انصاري شركت كرد و پس از وفات او (1281 ق) دو سال به درس آيت الله سيدعلي شوشتري (متوفاي 1283 ق) راه يافت و سالها در درس آيت الله شيخ راضي بن محمد نجفي (متوفاي 1290 ق) و آيت الله سيد مهدي مجتهد قزويني ادامه تحصيل داد. آخوند خراساني بيش از سيزده سال در كنار درسهاي ساير اساتيد در درس ميرزاي شيرازي نيز شركت كرد. ميرزاي شيرازي در سال 1291 ق. به سامرا هجرت كرد و بيشتر شاگردانش نيز همراه او به سامرا رفتند. اما آخوند در نجف ماند و به تدريس ادامه داد. او مدتي بود كه در كنار تحصيل و شركت در درس ميرزاي شيرازي، به تدريس نيز مشغول بود..

اندك اندك آوازه علمي آخوند در حوزه علميه نجف پيچيد و روز به روز بر شمار شاگردانش افزوده شد زيرا كه  وي يكي از ممتازترين شاگردان ميرزاي شيرازي بود.

آخوند از موفق ترين استادان تاريخ حوزه هاي علميه شيعه است كه شمار شاگردانش را تا سه هزار نفر نوشته اند و صدها مجتهد از جمله سيد ابوالحسن اصفهاني، شيخ ابوالقاسم قمي، سيد ابوالقاسم كاشاني، ميرزا احمد خراساني، سيد محمد تقي خوانساري، سيد جمال الدين گلپايگاني، شيخ محمد جواد بلاغي، سيد حسن مدرس، حاج آقا حسين قمي، سيد صدرالدين صدر، آقا ضياء الدين عراقي، شيخ عبدالكريم حائري، سيد عبدالله بهبهاني، سيد عبدالهادي شيرازي، شيخ محمد علي كاظمي، شيخ محمدحسين نائيني، آقا بزرگ تهراني، حاج آقا حسين بروجردي و سيد محمود شاهرودي   در درس او تربيت يافتند . آوازه علمي آخوند از مرزها گذشت. از اين رو « شيخ الاسلام » امپراتوري عثماني كه در آن زمان به عراق آمده بود، روزي همراه شماري از همراهان در درس آخوند شركت كرد.

آخوند كتابهاي زيادي درباره اصول، فقه و فلسفه به نگارش در آورد. حاشيه مختصر بر رسائل،حاشيه مفصل بر رسائل، كه يا  دررالفوائد ،حاشيه بر مكاسب،فوائد وحاشيه بر اسفار از جمله آثار اوست.اما مهمترين اثر آخوند همانا كفايه الاصول است كه چندين بار چاپ شده و هنوز در حوزه هاي علميه شيعه تدريس مي شود. اين كتاب از كم نظيرترين كتابهايي است كه درباره علم اصول نوشته شده است. بيش از صد نفر از مجتهدان شيعه بر اين كتاب حاشيه و شرح نوشته اند.

آخوند در ساختن مدرسه هم دست توانايي داشت.برخي از بانيان خير، هزينه ساختن مدرسه عليمه اي را به آخوند دادند ودر سال 1321 ق. مدرسه علميه اي در محله « حويش » نجف، به همت او بنا شد كه به نام « مدرسه بزرگ آخوند » مشهور گرديد. كتابخانه مدرسه داراي نفيس ترين كتابهاي خطي بود. آخوند در سال 1326 ق. مدرسه ديگري در محله « براق‌ » ساخت كه به مدرسه« مدرسه الوسطي آخوند » شهرت يافت. سومين مدرسه اي كه با همت ايشان،‌ در محله برا بنا شد «مدرسه كوچك آخوند » است كه در سال 1328 ق كار بناي آن با اتمام رسيد. آخوند در ساختن چندين مدرسه در نجف، كربلا و بغداد مشاركت داشت. در اين مدرسه ها ادبيات فارسي نيز تدريس مي شد. او مبلغاني به ايلها، عشاير و روستاهاي دور افتاده عراق گسيل داشت، تا آنها را با احكام اسلامي آشنا سازند. مجله هاي آخوند‌ ،  دره النجف ،  العلم و نجف اشرف  با پشتيباني آخوند در عراق منتشر مي شد.

اما آخوند خراساني مرد سياست هم بود.او يكي از رهبران اصلي مشروطه بود.

نخستين انتخابات مجلس شوراي ملي و اولين جلسه مجلس در 14/7/1285 ش. در كشور برگزار شد. آخوند خراساني رهنودهاي لازم را به مجلس شوراي ملي فرستادند و بحقيقت مراجع تقليد از نجف كار هدايت انقلاب مشروطه را در دست داشتند.

آخوند در 28 ذيحجه 1325 ق. نامه اي براي نمايندگان مجلس مي فرستد و آنها را به اجراي قوانين اسلامي، پرداخت بدهي هاي دولت و فقرزدايي سفارش مي كند. محمدعلي شاه نيزگاه و بيگانه به مخالفت با مشروطه مي پردازد و آخوند خراساني چندين بار او را نصيحت مي كند كه از كارشكني در كار مجلس و مشروطه بپرهيزد. در يكي از اندرزهاي آخوند به شاه آمده است: 1ـ به دين اهميت بيشتري بدهيد. 2ـ اجناس ساخت ايران را تبليغ كنيد. 3ـ در نشر علوم و صنايع جديد همت كنيد. 4ـ مواظب دخالت بيگانگان در كشور باشيد.

شاه پنهاني درصدد كودتا بر مي آيد و به بهانه هاي مختلف به اذيت و آزار سران مشروطه مي پردازد. آخوند در حوادث استبداد صغير پيامهاي فراواني براي مردم و رهبران مشروطه فرستادند. علماي نجف، سران قبايل ايران را به پشتيباني از مشروطه و همه مسلمانان جهان را به پيكار بر ضد استبداد محمدعلي شاه فرا مي خواندند. آخوند، شيخ عبدالله مازندراني و ميرزا ازمير و طرابوزان (ازشهرهاي تركيه) آنها را به مبارزه با محمد علي شاه فرا مي خواندند.

مجلس شوراي ملي در ماههاي آخر سال 1328 ق. تصويب كرد كه ايران مستشار مالي از آمريكا استخدام كند. در پي آن  مورگان‌ شوستر  به مدت سه سال به استخدام خزانه داري كل كشور درآمد. در پي اين وقايع آخوند خراساني درسهايش را تعطيل كرد و ديگر درسهاي حوزه علميه نجف نيز به پيروزي از او تعطيل شد. جلسه هاي زيادي در منزل آخوند تشكيل شد تا راهي براي دفاع از استقلال و تماميت ارضي ايران بيابند. آخوند خراساني فرمان به جهاد را صادر كرد. نامه اي به رئيس مجلس شوراي ملي ايران نوشت و وي را از تصميم جلسات باخبر ساخت.

سرانجام اين مرد بزرگ در اوج مبارزه با استبداد واستعمار پس از اقامه نماز صبح چهارشنبه 21 ذيحجه 1329 ق. در نجف، رخت از جهان بربست. برخي بر اين باورند كه وي به وسيله جاسوسان روسي و انگليسي مسموم شده است.

 

   ـ يمگان بدخشان 481ق، شاعر و نويسنده، متكلم و فيلسوف، جهانگرد و مبلغ اسماعيلي ايراني.

ناصر خسرو قبادياني

 

حكيم ناصر بن خسرو بن حارث القبادياني بلخي مروزي، ملقب به حجت، در قباديان از نواحي بلخ به  394 هجري قمري در خانواده اي  ديواني به دنيا آمد. خانواده او  در بلخ داراي ثروت و املاكي بود. از كودكي به فراگيري دانش ها و فنون و ادبيات پرداخت و قرآن را از بر كرد و كمابيش در همه  دانش هاي متداول عقلي و نقلي، مانند رياضيات و طب و موسيقي و نجوم و فلسفه و كلام و حكمت متألهين مقام استادي يافت. در جواني به دربار شاهان و اميران راه يافت و به گفته خودش « بارگاه ملوك عجم و سلاطين را چون سلطان محمود غزنوي (389 ـ 421) و پسرش مسعود (421 ـ432) » ديده است. در كارهاي ديواني دبير پيشه و متصرف در اموال و اعمال سلطاني بود و عنوان اديب و دبير فاضل داشت و با پادشاهان وقت و وزراي برجسته هم مجلس و هم پياله بود. گويا در آغاز در بلخ در خدمت غزنويان به سر مي برد ولي پس از افتادن آن شهر به دست سلجوقيان (432) به خدمت آنان درآمد و به مرو، مقر حكومت ابوسليمان چغري بيگ بن داود بن مكائيل بن سلجوق (451) رفت و در درگاه او نيز مقامي در خور يافت. ناصر خسرو در دوره خدمتش نزد غزنويان يا سلجوقيان به هند و سند و تركستان سفر كرد. او از جواني شعر مي سرود و همچون بيشتر شاعران زمان به باده نوشي و عشق ورزي و گفتن اشعار مدح و غزل و هزل مي گذرانيد و شاعر و دبير ملازم دربار بود. رفته رفته از اين نوع زندگي سرخورد و در پي يافتن حقيقت برآمد ولي پاسخ هايي كه به پرسش هاي بي شمار وي درباره راز خلقت و حكمت شرايع در ظاهر تنزيل و طريقه ظاهريان داده مي شود، وي را قانع و مجاب نساخت. در 437 در جوزجانان بلخ اقامت كرد  و يك ماه پيوسته شراب خورد تا آنكه شبي در خواب ديد كه يكي وي را گفت: «چند خواهي خوردن از اين شراب كه خرد از مردم زايل كند اگر بهوش باشي بهتر، من جواب گفتم كه حكما جز اين چيزي نتوانستند ساخت كه اندوه دنيا كم كند، جواب داد كه بيخودي و بيهوشي راحتي نباشد، حكيم نتوان گفت كسي را كه مردم را به بيهوشي رهنمون باشد، بلكه چيزي بايد طلبيد كه خرد و هوش را به افزايد. گفتم كه من اين را از كجا آرم؟ گفت جوينده يابنده باشد و پس سوي قبله اشارت كرد و ديگر سخن نگفت.» پس از اين خواب، ناصر خسرو دستخوش تحول روحي شديدي شد و شراب را ترك كرد و رهسپار سفر حج شد. (23 شعبان 437) از راه نيشابور و سمنان و ري و قزوين به آذربايجان رفت و در تبريز، قطران شاعر را ديد و از آنجا از راه مرند و خوي و وان و اخلاط و بتليس و ميافارقين و آمد و حران به سرزمين شامات رسيد و در هنگامي كه هنوز ابوالعلاي معري (363 ـ 449) زنده بود، وارد شهر معره النعمان شد. از معره النعمان به طرابلس و صيدا و فلسطين رفت و در 5 رمضان 438 به بيت المقدس رسيد و از آنجا رهسپار مكه شد و پس از گزاردن حج به بيت المقدس بازگشت (5 محرم 439). آنگاه از راه خشكي به طينه و از آنجا با كشتي به تونس و از تونس به مصر رفت. در مصر سه سال به سر برد و به مذهب اسماعيلي گرويد و به خدمت خليفه فاطمي المستنصربالله ابوتميم معد بن علي (427 ـ487) رسيد.

ناصر خسرو از درجات هفتگانه اسماعيليان، درجات مستجيب، مأذون وداعي را پيمود و به درجه حجتي رسيد و از سوي امام فاطمي اداره خراسان به او واگذار شد.در 441 مصر را ترك گفت و پس از رفتن به مكه و گزاردن حج  از راه طائف و تهامه و يمن و لحساء و بصره و ارجان و اصفهان و نايين و تون و قاين و سرخس در 26 جمادي الاخري 444 ق به بلخ بازگشت. در بازگشت به وطن به ترويج مذهب اسماعيلي و دعوت به سوي خليفه فاطمي و مباحثه با علماي اهل سنت پرداخت. اما ديري نگذشت كه بر اثر دشمني و مخالفت متعصبان و علماي اهل سنت و حكام سلجوقي ناگزير به ترك بلخ شد (پيش از 453) و به نيشابور و مازندران و سرانجام به يمگان در ناحيه بدخشان كه شهري استوار در ميان كوه ها بود، پناه برد و تا آخر عمر در آنجا مانده و به اداره كار دعوت اسماعيلي در خراسان سرگرم بود. پس از مرگ پيكرش را در يمگان به خاك سپردند و مزار وي در شمار زيارتگاه هاي معروف اسماعيليان درآمد. سال مرگ وي را برخي منابع با اختلاف 458، 471 و جز آن نيز گفته اند. اقامت طولاني ناصر خسرو در يمگان كه برابر برخي منابع بيش از 25 سال به درازا كشيد تأثير فراواني در ارتقاي فكري مردم بدخشان و انتشار مذهب اسماعيلي در ميان آنان داشته است و هنوز هم در آن ناحيه مذهب اسماعيلي هواداران بسيار دارد و اسماعيليان آنجا ناصر خسرو را پير ناصر خسرو يا شاه ناصر خسرو مي گويند. ناصر خسرو بي گمان از شاعران بسيار توانا و سخن آور فارسي به ويژه در قصيده سرايي است. از ويژگي هاي شعر او شكوه در بيان، انسجام و آهنگ محكم جمله ها و روشني عبارت ها است. در شعر ناصر خسرو مشخصات سبك خراساني به وضوح ديده مي شود. اشتراك او در شيوه بيان با رودكي، فرخي، عنصري، كسايي و فردوسي بسيار است. اما شيوه او زهد و مناقب است، نه مدح و غزل و از اين رو به مديحه گوياني همچون عنصري مي تازد و غزلگويان و شاد خواران را نكوهش مي كند و آنها را به خودداري از وصف شمشاد و لاله و زلفك عنبري  فرا مي خواند. جهاني كه در منظره او پديدار مي شود، جهان خاصي است كه فرسنگ ها با جهان فرخي و منوچهري و عنصري فاصله دارد.

همان اندازه كه فردوسي به گذشته ايران دلبسته است، ناصر خسرو به انديشه هاي مذهبي و اخلاقي (اسماعيلي) سرگرم است. شعر ناصرخسرو در واقع شعري خردمندانه است كه احساسات و عواطف در آن زير نفوذ خرد و قوانين اخلاقي ويژه قرار دارد. وي از جواني به دانش و فلسفه عشق مي ورزيد و در نوشته و اشعار او اصلاحات نجوم، رياضيات، جبر و مقابله، فلسفه و دين هاي گوناگون جا به جا آمده است. با همه اينها، نبايد پنداشت كه انديشه هاي بلند و جلوه هاي تعقل و حكمت در شعر او چنان است كه مجال تجلي به صور خيال شاعرانه نمي دهد. در واقع در شعر او عنصر خيال در نقطه اوج قرار دارد، اما از آنجا كه در اشعارش تفكر و عاطفه در كنار عناصر خيال همواره در حركت است، مجال خودنمايي به صور خيال نمي رسد . او همچنين به علت تعمق در مسايل ديني و توجه بسيار به قرآن، از مجازها و تشبيهات خاص قرآن در شعر خود كمابيش بهره برده است. شب و روز كه نماينده گذشت زمان هستند در شعر او تصويرهاي خاصي دارند كه در شعر هيچ شاعري اين مايه خيال هاي شاعرانه در باب زمان وجود ندارد؛ زيرا كمتر شاعري به اندازه او به گذشت زمان و اهميت آن انديشيده است، اما آنچه براي او محسوس است، گذشت بي امان روزها و شب ها تغيير فصول است.. جهان ناصر خسرو جهاني است زاينده و ميرنده و همين سبب اندوه بي پايان او است. روي هم رفته ناصر خسرو شاعري يگانه، هم در طرز فكر و هم در شيوه شاعري، به ديگر سخن شعر و زندگي او به هم پيوسته و همانند است. در واقع شعر او در محتوي و صورت، واژگان و آهنگ، اوج و فرود و شتاب و درنگ همان ساخت انديشه او است در قالب وزن و كلمه. زبان وي به زبان شعراي آخر دوره ساماني مي ماند، زيرا از به كارگيري واژه ها و تركيبات فصيح كهن كه به شعر او قدمت مي بخشد ابا ندارد. با اين همه، ناصر خسرو در جاي جاي شعرهايش از تركيب ها و واژگان عربي بيش از آنچه در اواخر دوره ساماني رواج داشته، بهره جسته است تا بهتر راه را بر ورود مباحث حكمي و انديشه هاي فلسفي اش در شعر هموار سازد. از ناصر خسرو كتاب هايي به نثر در شرح عقايد اسماعيلي به جا مانده كه همه آنها همچون اشعارش فصيح و استوار است.

ديوان در 11047 بيت شامل قصايد و مقطعات و ابيات متفرقه، جامع الحكمتين،زاد المسافرين،وجه دين، گشايش و رهايش، خوان اخوان،روشنايي نامه، سعادتنامه، مصباح،مفتاح و رساله در جواب 99 سوال فلسفي از جمله آثار باقي مانده از ناصر خسرو است. اما به تاييد همگان  سفرنامه مهمترين كتاب اوست. اين اثر كه به نثري بسيار ساده و بي آلايش و روان و دل انگيز نوشته شده ظاهراً نخستين كتاب ناصر خسرو به نثر است كه پس از پايان سفر از يادداشت هاي روزانه خود تنظيم كرده است. برخي قراين حكايت از آن دارند كه اين سفرنامه خلاصه اي از يك متن اصلي است كه اينك در دست نيست. سفرنامه در واقع دستاورد سفر او به مكه و مصر است و حاوي اطلاعات دقيق و گرانبهاي جغرافيايي و تاريخي و بيان عادات و آداب مردم ممالك و نواحي گوناگون است. ناصر خسرو در تنظيم و نگارش سفرنامه رعايت صداقت، امانت و بي طرفي را كرده و همچون مهندسي دقيق و معماري كار ديده و با تجربه و دانشمندي آگاه به دانش اقتصاد و جامعه شناسي در اوضاع و احوال شهرها و مساحت ها و مسافت ها و نحوه ساختمان ها و بناهاي تاريخي و اوضاع جغرافيايي و شهرسازي و شيوه گذاردن زندگي مردم و ميزان محصول و تجارت و اقتصاد سخت دقيق شده و نكته هاي باريك را از نظر دور نداشته است. نثر سفرنامه از تصنع و حشو و صناعات لفظي به دور است. مطلب همه جا با جمله هاي كوتاه و دلنشين و توصيف هاي كامل بيان شده است. سفرنامه سرشار از واژه هاي زيباي فارسي است كه بيشتر آنها تا به امروز رواج دارند. شيوه نثر اين كتاب، تركيبي است از نثر دوره غزنوي و نثرهاي دوره هاي بعد و آن را بايد از سرمشق هاي گرانبهاي ساده نويسي و ايجاز شمرد.


کلمات کلیدی:
 
عطار پزشك عارف
ساعت ۳:۳٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۳٠ دی ،۱۳۸٥  

عطار پزشك  عارف

 

يكي از سرآمدان شعر و ادب فارسي، عطار نيشابوري است. مورخان و محققان، نام او را محمد و لقبش را فريد الدين وكنيه اش را ابوحامد نوشته اند. در اشعارش بيشتر به عطار تخلص نموده و گاهي هم فريد را كه بي گمان مخفف لقب اوست ـ براي تخلص شعري خود برگزيده است. نام پدر عطار هم ابراهيم و كنيه او ابوبكر است و بعضي به اشتباه، جز اين نوشته اند. مادر او هم چنانكه از فحواي كلام عطار بر مي آيد، زني اهل معني و خلوت گزيده بوده است. عطار در وصف مادر خود سروده است.

اگر چه رابعه صد تهمتن بود                                            وليكن ثانبه اين نيك زن بود

چنان پشتم قوي داشت آن ضعيفه                                  كه ملك شرع را روي خليفه...

نبود او زن كه مرد معنوي بود                                          سحرگاهان دعاي او قوي بود

سال تولد شيخ را كه اكثر مورخان 512 يا 513 در كدكن تربت حيدريه كه در زمان شيخ از روستاهاي نيشابور محسوب مي شد  ثبت كرده اند. ايشان سال درگذشت اورا هم  618 هجري قمري و در جريان حمله مغولان به نيشابور نگاشته اند و برهمين اساس  آرامگاه عطار در نيشابور  قراردارد.عطار داروخانه اي داشته كه در آن به كار طبابت مي پرداخته است:

به داروخانه پانصد شخص بودند                                      كه در هر روز نبضم مي نمودند

و در همان ايام، شعر هم مي سرود و دو كتاب معروف مصيبت نامه و الهي نامه را در داروخانه آغاز كرد:

مصيبت نامه كاندوه جهان است                                   الهي نامه كاسرار عيان است

به داروخانه كردم هر دو آغاز                                        چه گويم زود رستم زان و اين، باز

اشتغال به كار طبابت و اداره كردن داروخانه اي پر رونق كه هر روز پانصد مريض به آن مراجعه مي كرده است ، عطار را از هر كس بي نياز مي كرد:

بحمدا... كه در دين بالغم من                                        به دنيا از همه كس فارغم من

هر آن چيزي كه بايد بيش از آن هست                        چرا يازم به سوي اين و آن دست؟

و به همين سبب است كه شيخ زبان به مدح شاهان نيالود و قدر و منزلت سخن را نكاست و لطافت شعر خود را به دون همتي تيره نساخت:

لاجرم اكنون سخن با قيمت است                         مدح منسوخ است و دقت حكمت است

دل زمنسوخ و زممدوحم گرفت                           ظلمت ممدوح در روحم گرفت

تا ابد ممدوح من حكمت بس است                       در سر جان من اين همت بس است

دولتشاه و جامي و ديگر تذكره نويسان، براي ورود شيخ به حوزه عرفان و پيوستن او به حلقه صوفيان، داستاني بافته و ساخته اند كه قابل قبول نيست. دولتشاه مي نويسد: «شيخ روزي خواجه وش بر سر دكان نشسته بود و پيش او غلامان چالاك كمر بسته، ناگاه ديوانه اي بلكه در طريقت فرزانه اي به در دكان رسيد و تيز تيز در  دكان او نگاهي كرد بلكه آب در چشم گردانيده آهي كرد، شيخ درويش را گفت: چه خيره مي نگري؟ مصلحت آن است كه زود درگذري. ديوانه گفت: اي خواجه من سبكبارم و بجز خرقه هيچ ندارم.

اي خواجه كيسه پر عقاقير                                            در وقت رحيل چيست تدبير؟

من زود از اين بازار در مي توانم گذشت؛ تو تدبير اثقال و احمال خود كن! و از روي بصيرت فكري به حال خود كن. گفت: چگونه مي گذري؟ گفت: اين چنين و خرقه از بر كنده، زير سر نهاده جان به حق تسليم كرد. شيخ از سخن مجذوب پر درد گشت و دل او از خشكي بوي مشك گرفت. دنيا بر دل او همچون مزاج كافور سرد شد و دكان را به تاراج داد و از بازار دنيا بيزار شد. بازاري بود،  بازاري شد. در بند سودا بود، سودا در بندش كرد. نه كه اين سودا موجب اطلاق است و مخرب بارنامه و طمطراق.» و بنابه روايت جامي، سبب گرايش عطار به تصوف آن بود كه: «روزي در دكان عطاري مشغول و مشغوف معامله بود. درويشي آنجا رسيد و چند بار شي ءٌ لله گفت. وي به درويش نپرداخت، درويش گفت: اي خواجه تو چگونه خواهي مرد؟ عطار گفت: چنانكه تو خواهي مرد. درويش گفت: تو همچون من مي تواني مرد؟ عطار گفت: بلي. درويش كاسه چوبين داشت، زير سر نهاد و گفت: الله و جان بداد. عطار را حال متغير شد و دكان بر هم زد و به اين طريق درآمد.»همانگونه كه اشاره شد، اين سخنان به دلايلي قابل قبول نيست. نخست آنكه شيخ عطار از آغاز عمر و زمان كودكي به سخن صوفيان متمايل بوده است و ايشان را دوست مي داشته است و اين مطلب از مقدمه  تذكره الاوليا مشخص است. دو ديگر آنكه وي مصيبت نامه و الهي نامه را در داروخانه به نظم كشيده و اين هر دو منظومه، به اسرار معرفت و رموز طريقت آميخته است و قطعاً عطار به هنگام سرودن آنها رسوخي در تصوف داشته و گامها در سير و سلوك عرفاني برداشته است.و ي مدتي در خدمت مجد الدين بغدادي شاگرد نجم الدين كبري به كسب مقامات پرداخته و بعد از سفرهايي كه كرده در زادگاه خود رحل اقامت افكنده است.مورخان با توجه به اشعار گوناگون عطار در مذهب وي اختلاف نظر دارند .برخي او را شافعي مذهب، گروهي ديگر حنفي مذهب و سرانجام عده اي شيعي مي دانند .دليل مدعي گروه آخر اعتقاد و ارادت ويژه او  به خاندان  اهل بيت به خصوص مولي الموحدين علي بن ابي طالب است .نكته مهم اين است كه عطار را بر هر مذهبي كه بدانيم بايد او را مردي مخلص و مؤمن، خداشناس و خداترس، زاهد و عاشق و سالك و اصل دانست.فهرست دقيقي از آثار عطار در دست نيست. تعداد كتابهايي را كه به او نسبت داده اند، از صد جلد متجاوز است. در پر گويي عطار حرفي نيست. خود او هم به اين نكته اشاره داد:

ز هر در گفتم و بسيار گفتم                                         چو زير چنگ شعري راز گفتم

كسي كو چون مني را عيب جويست                             همين گويد كه او بسيار گويست

اما انتساب مجموعه اي صد جلدي به او هم چندان درست نمي نمايد. خود او در خسرو نامه از مصيبت نامه، الهي نامه، اسرار نامه، مختار نامه، مقامات طيور يا منطق الطير و خسرو نامه و جواهر نامه و شرح القلب  ياد كرده است. و ي همچنين اشاره اي هم به  قصايد و غزليات و قطعات سروده شده خود داشته است كه بر اين اساس آثار مسلم عطار عبارتند از:1ـ مصيبت نامه، 2ـ الهي نامه، 3ـ اسرار نامه، 4ـ مختار نامه، 5ـ مقامات طيور، 6ـ خسرو نامه، 7ـ جواهر نامه، 8ـ شرح القلب، 9ـ ديوان قصايد و غزليات.و چون كتاب منثور تذكره الاوليا را هم بر اين مجموعه بيفزاييم تعداد آثار مسلم او به ده كتاب بالغ مي گردد. با اين حال نمي توان همه آثار را يكدست دانست.


کلمات کلیدی:
 
خيام شاعر منجم
ساعت ۳:۳٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۳٠ دی ،۱۳۸٥  

   خيام  شاعر منجم

 

 

در کـــارگــه کـــوزه گری رفـــــتم دوش

ديــــدم دو هـــزار کـــوزه گويا و خموش

ناگاه يکـــی کوزه بـــر آورد خـــــــروش

کــو کوزه گر و کوزه خر و کوزه فروش

رباعي بالا يكي از مشهورترين رباعي هاي زبان فارسي است كه توسط عارف بزرگ خراساني  حكيم عمر خيام سروده شده است.

ابوالفتح عمر ابن ابراهيم خيام يا خيامی نيشابوری مشهور به حکيم عمر خيام، كه به حق او را پدر رباعی فارسی مي نامند ،  فيلسوف، رياضی دان، ستاره شناس و شاعر قرن پنجم هجری قمري/ قرن دوازدهم ميلادی است. خيام در سال 329 ه.ق در نيشابور به دنيا آمد. وی همچنين شاعر معروف ايرانی در قرنهای پنج و شش است. بعدها به دليل آنکه پدرش خيمه دوز بود به خيام معروف شدشهرت او گرچه بيشتر به شاعری است اما در واقع خيام فيلسوف و رياضی دانی بود که به آثار ابوعلی سينا پرداخت و يکی از خطبه های معروف او را در باب يکتايی خداوند به فارسی ترجمه کرد. اولين اشاره ای که به شعر خيام شده، صدسال پس از مرگ اوست.

 خيام به  دليل نداشتن  شاگردان هوشمند برگزيده ای به تدريس و نوشتن کتاب رغبت چندانی نداشت و البته  دليل ديگر اين بي علاقگي خيام به نوشتن  اوضاع خاص روزگار بود که مقارن حکومت سلجوقيان و مخالفت شديد با فلسفه و زمان رونق بازار بحث ها و جدل های فقيهان و ظاهربينان بود. با اين همه، از او نوشته های بسيار برجای مانده که در قرون وسطی به لاتين ترجمه شد و مورد توجه اروپائيان قرار گرفت. رساله وی در جبر و مقابله و رساله ای ديگر، که در آن به طرح و پاسخگويی به مشکلات هندسه اقليدس پرداخته، از جمله مشهورترين آثار رياضی اوست.

خيام منجم نيز  بود. او بنا به خواست ملکشاه در ساخت رصدخانه ملکشاهی و اصلاح تقويم با ساير دانشمندان همکاری داشت و تقويم امروز ايرانی، حاصل محاسباتی است که او و عده ای از دانشمندانی ديگر، در زمان جلال الدين ملک شاه سلجوقی انجام دادند و به نام وی تقويم جلالی خوانده می شود و تقويم او از تقويم گريگور يابی دقيق تر است.  خيام در باب چگونگی محاسبات نجومی خود رساله ای نيز نوشته است. وی علاوه بر رياضی و نجوم، متبحر در فلسفه، تاريخ جهان، زبان شناسی و فقه نيز بود. علوم و فلسفه يونان را تدريس می کرد و دانشجويان را به ورزش جسمانی و پرورش نفس تشويق می کرد. از همين رو، بسياری از صوفيان و عارفان زمان او را به خود نزديک می يافته اند.

خيام سفرهای طولانی به سمرقند و بلخ و هرات و اصفهان کرد و همه جا با روشنی تمام در باب حيرت و سرگشتگی فلسفی خويش سخن می گفت. رساله ای در کيفيت معراج، رساله ديگر درباره علوم طبيعی و کتاب های بسيار به زبان های فارسی و عربی حاصل زندگی اوست.

از آثار معروف فارسی منسوب به عمر خيام، رساله نوروز نامه است که با نثری ساده و شيوا، پيدايی نوروز و آداب برگزاری آن را در دربار ساسانيان بازگو كرده است. او در اين رساله با شيفتگی تمام درباره آيين جهانداری شاهنشاهان کهن ايرانی و پيشه ها و دانش هايی که مورد توجه آنان بوده سخن رانده و تنی چند از شاهان داستانی و تاريخی ايران را شناسانده است. . از ديگر آثار او می توان به رساله فی شرح ما اشکال من مصادرات اقليدس، رساله فی ابراهين علی المسائل الجبر و المقابله (جبر خيام)، ميزان الحکم رساله الکون و التکليف، الجواب عم ثلاث مسائل اضياء العقلی، رساله فی الوجود، رساله فی کليه الوجود، نوروزنامه و کتاب الزيج المکشاهی  که به رومی نيز ترجمه شده است.

شعر خيام، در قالب رباعی، شعری کوتاه، ساده و بدون هنرنمايی های فضل فروشانه و در عين حال حاوی معانی عميق فلسفی و حاصل انديشه آگاهانه متفکری بزرگ در مقابل اسرار عظيم آفرينش است. تعداد واقعی رباعيات خيام را حدود هفتاد دانسته اند، حال آن که بيش از چند هزار رباعی به او نسبت داده می شود. در دنيای ادب و هنر بيرون از مرزها، خاصه در جهان انگليسی زبان، خيام معروف ترين شاعر ايرانی است که شهرتش از محافل علمی و ادبی بسيار فراتر رفته است. اين شهرت مرهون ترجمه رباعيات او به وسيله ادوارد فيتز جرالد شاعر انگليسی است. اوست، که در قرن نوزدهم ميلادی، افکار بزرگ فيلسوف و شاعر را به جهانيان شناساند و موجب توجه همگان به اين اعجوبه علم و هنر گرديد. مضمون عمده رباعيات خيام شک و حيرت، توجه به مرگ و فنا و تذکر در مورد مغتنم شمردن عمر آدمی است. خيام در سال 517 ه.ق چشم از جهان فرو بست. وی را در زادگاهش نيشابور به خاک سپردند. آرامگاه اين شاعـر بزرگ و رياضي دان مشهور ايراني، حکيم عمر خيام در باغـي در نـيشابور است.  هر ساله در 28 ارديبهشت  كه به نام  روز جهاني خيام ناميده شده در سراسر جهان مراسمي بزرگداشت اين حكيم بزرگ برگزار مي شود.


کلمات کلیدی:
 
مدرس
ساعت ۱٢:٠۸ ‎ق.ظ روز شنبه ۳٠ دی ،۱۳۸٥  

مدرس روحاني عمل گرا

 

افرادي كه به كاشمر سفر مي كنند به طور حتم سري هم به مقبره آيه الله سيد حسن مدرس مبارز بزرگ سال هاي حكومت رضا خاني مي زنند.سيد حسن مدرس يكى از چهره هاى درخشان تاريخ تشيع بشمار مى رود كه زندگى و اخلاق و رفتار و نيز جهت گيرى هاى سياسى و اجتماعى وى براى مشتاقان حق و حقيقت نمونه خوبى است. او موقعيت خود را سراسر در راه اعتلاى اسلام نثار نمود و در جهت نشر حقايق اسلامى و دفاع از معارف تشيع مردانه استوار ماند.

سيدحسن مدرس بر حسب اسناد تاريخى و نسب نامه اى كه حضرت آيه الله العظمى مرعشى نجفى تنظيم نموده از سادات طباطبايى زواره است كه نسبش پس از سى و يك پشت به حضرت امام حسن مجتبى عليه السلام مى رسد. يكى از طوايفى كه مدرس گل سرسبد آن به شمار مى رود طايفه ميرعابدين است اين گروه از سادات در دهكده ييلاقى ((سرابه )) اقامت داشتند. سيد اسماعيل طباطبائى (پدر شهيد مدرس ) كه از اين طايفه محسوب مى گشت و در روستاى مزبور به تبليغات دينى و انجام امور شرعى مردم مشغول بود، براى آنكه ارتباط طايفه ميرعابدين را با بستگان زواره اى قطع نكند تصميم گرفت از طريق ازدواج پيوند خويشاوندى را تجديد و تقويت كرده ، سنت حسنه صله ارحام را احيا كند. بدين علت نامبرده دختر سيدكاظم سالار را كه خديجه نام داشت و از سادات طباطبايى زواره بود به عقد ازدواج خويش درآورد. ثمره اين پيوند فرزندى بود كه به سال 1278 ق .به دنيا آمد و حسن نام گرفت. پدرش غالبا در ((سرابه )) به امور شرعى و فقهى مردم مشغول بود ولى مادر و فرزند در زواره نزد بستگان خويش بسر مى بردند تا آنكه حادثه اى  موجب شد كه پدر فرزندش را كه شش بهار را گذرانده بود در سال 1293 به قمشه نزد جدش ميرعبدالباقى ببرد و محله فضل آباد اين شهر را به عنوان محل سكونت خويش برگزيند.سيدعبدالباقى بيشترين نقش را در تعليم سيدحسن ايفا نمود و او را در مسير علم و تقوا هدايت كرد و به هنگام مرگ در ضمن وصيت نامه اى سيدحسن را بر ادامه تحصيل علوم دينى تشويق و سفارش نمود . مدرس در سال 1298ق . به منظور ادامه تحصيل علوم دينى رهسپار اصفهان گرديد و به مدت 13 سال در حوزه علميه اين شهر محضر بيش از سى استاد را درك كرد. مقدمات ادبيات عرب و منطق و بيان را نزد اساتيدى چون ميرزا عبدالعلى هرندى آموخت . در محضر آخوند ملامحمد كاشى كتاب شرح لمعه در فقه و پس از آن قوانين و فصول را در علم اصول تحصيل نمود. يكى از اساتيدى كه دانش حكمت و عرفان و فلسفه را به مدرس آموخت حكيم نامدار ميرزا جهانگيرخان قشقايى است . مدرس در طول اين مدت در حضور آيات عظام سيدمحمد باقر درچه اى و شيخ مرتضى ريزى و ديگر اساتيد در فقه و اصول به درجه اجتهاد رسيد و در اصول آنچنان مهارتى يافت كه توانست تقريرات مرحوم ريزى را كه حاوى ده هزار سطر بود، بنگارد. وى پس از اتمام تحصيلات در اصفهان در شعبان 1311 ق . وارد نجف اشرف شد و پس از زيارت بارگاه مقدس نخستين فروغ امامت و تشرف به حضور آيه الله ميرزاى شيرازى در مدرسه منسوب به صدر سكونت اختيار نمود و باعارف نامدار حاج آقا شيخ حسينعلى اصفهانى هم حجره گرديد. مدرس در اين شهر از جلسه درس آيات عظام سيدمحمد فشاركى و شريعت اصفهانى بهره برد و با سيد ابوالحسن اصفهانى ، سيدمحمد صادق طباطبائى و شيخ عبدالكريم حائرى ، سيد هبه الدين شهرستانى و سيدمصطفى كاشانى ارتباط داشت و مباحثه هاى دروس خارج را با آيه الله حاج سيد ابوالحسن و آيه الله حاج سيدعلى كازرونى انجام مى داد. مدرس به هنگام اقامت در نجف روزهاى پنجشنبه و جمعه هر هفته به كار مى پرداخت و درآمد آن را در پنج روز ديگر صرف زندگى خود مى نمود. پس از هفت سال اقامت در نجف و تاءييد مقام اجتهاد او از سوى علماى اين شهر به سال 1318ق . (در چهل سالگى ) از راه ناصريه به اهواز و منطقه چهارمحال و بختيارى راهى اصفهان گرديد.

مدرس پس از بازگشت از نجف و اقامت كوتاه در قمشه به خصوص  روستاى اسفه و ديدار با فاميل و بستگان ، قمشه را به قصد اقامت در اصفهان ترك و در اين شهر اقامت نمود. وى صبحها در مدرسه جده كوچك درس فقه و اصول و عصرها در مدرسه جده بزرگ درس منطق و شرح منظومه مى گفت و در روزهاى پنجشنبه طلاب را با چشمه هاى زلال حكمت نهج البلاغه آشنا مى نمود. تسلط وى به هنگام تدريس در حدى بود كه از اين زمان به مدرس  مشهور گشت . وى همراه با تدريس با حربه منطق و استدلال با عوامل ظلم و اجحاف به مردم به ستيز برخاست و با اعمال و رفتار زورمداران مخالفت كرد. زمانى پس از شكست كامل قواى دولت در درگيرى با نيروهاى مردمى ، اداره امور شهر اصفهان به انجمن ولايتى سپرده شد. صمصام السلطنه كه به عنوان فرمانده نيروهاى مسلح عشاير بختيارى نقش مهمى در ماجراى مشروطيت داشت در راس حكومت اصفهان قرار گرفت و در بدو امر مخارج قوا و خساراتى را كه در جنگ با استبداد قاجاريه به ايشان وارد آورده بود به عنوان غرامت از مردم اصفهان آنهم با ضربات شلاق طلب نمود. مدرس كه در جلسه انجمن ولايتى اصفهان حضور داشت و نيابت رياست آن را عهده دار بود با شنيدن اين خبر بشدت ناراحت شد و گفت حاكم چنين حقى را ندارد و اگر شلاق زدن حد شرعى است پس در صلاحيت مجتهد مى باشد و آنها (حاكمان قاجار) ديروز به نام استبداد و اينها امروز به نام مشروطه مردم را كتك مى زنند.صمصام السلطنه با مشاهده اين وضع دستور توقيف و تبعيد مدرس مبارز را صادر كرد اما وقتى ماجراى تبعيد اين فقيه به گوش مردم اصفهان رسيد كسب و كار خود را تعطيل و به دنبال مدرس حركت كردند. اين وضع كارگزاران صمصام را بشدت نگران كرد و خشم مردم ، حاكم اصفهان را ناگزير به تسليم نمود و با اجبار و از روى ناچارى در اخذ ماليات و ديگر رفتارهاى خود تجديد نظر كرد و مدرس هم در ميان فريادهاى پرخروش مردم كه مى گفتندزنده باد مدرس ، به اصفهان بازگشت . مدرس در ايام تدريس به وضع طلاب و مدارس علميه و موقوفات آنها رسيدگى مى كرد و متوليان را تحت فشار قرار مى داد تا درآمد موقوفات را به مصرف طلاب برسانند. تسليم ناپذيرى او در مقابل كارهاى خلاف و امور غيرمنطقى بر گروهى سودجو و فرصت طلب ناگوار آمد و تصميم به ترور او گرفتند. اما با شجاعت مدرس و رفتار شگفت انگيز او اين ترور نافرجام ماند و افراد مذكور در اجراى نقش مكارانه خود ناكام ماندند . مدرس با ورود به تهران در اولين فرصت درس خود را در ايوان زير ساعت در مدرسه سپهسالار (شهيد مطهرى كنونى ) آغاز نمود و تاءكيد كرد كه كار اصلى من تدريس است و سياست كار دوم من است  وى در 27 تيرماه 1304 ش . كه عهده دار توليت اين مدرسه گشت براى اينكه طلاب علوم دينى از اوقات خود استفاده بيشترى نموده ، و با جديت افزونترى به كار درس و مباحثه بپردازند براى اولين بار طرح امتحان طلاب را به مرحله اجرا درآورد و به منظور حسن اداره اين مدرسه ، نظام نامه اى تدوين كرد و امور تحصيلى طلاب را مورد رسيدگى قرار داد و براى احيا و آبادانى روستاها و مغازه هاى موقوفه مدرسه زحمات زيادى را تحمل كرد.

مدرس در اصفهان و در سنين جوانى كتابى تحقيقى در فقه و اصول نگاشت كه مقام فقهى او را به ثبوت مى رساند. از آن شهيد رساله اى در فقه استدلالى به جاى مانده كه اگر صاحبان فن و اهل نظر آن را بررسى كنند تصديق مى نمايند كه در صورت تكميل ، اين كتاب هم تراز كتاب مكاسب شيخ انصارى است .او اولين كسى بود كه تدريس نهج البلاغه را در حوزه هاى علميه رسمى كرد و نخستين مجتهدى بود كه اين كتاب را جزو متون درسى طلاب قرار داد. شخصيتى چون حاج ميرزا آقاعلى شيرازى ـ استاد شهيد مطهرى ـ و آيه الله العظمى بروجردى نهج البلاغه را نزد شهيد مدرس آموختند. از كارهاى مهم و درخور توجه اين فقيه فرزانه تدوين تفسيرى جامع براى قرآن بود كه علاوه بر جمع آورى تفاسير خطى و چاپى عده اى از دانشمندان را براى نيل بدين مقصود به همكارى دعوت نمود و در صورتى كه اين طرح تفصيلى جامع به اجرا در مى آمد روشى بسيار عالى و سبكى تازه و عميق بود. مدرس مدتها فلسفه تدريس مى كرد و در عرفان مهارت داشت و در زندان خواف براى عده اى از ماءموران قلعه اى كه در آن به سر مى برد مثنوى را تفسير مى كرد.

تعليقه بر كفايه الاصول آخوند خراسانى ،   رسائل الفقهيه،  رساله اى در ترتب ،   رساله اى در شرط متاءخر (در اصول )، رساله اى در عقود و ايقاعات ،رساله اى در لزوم و عدم لزوم قبض در موقوفه ،  كتاب حجيه الظن (در اصول )،شرح رسائل شيخ مرتضى انصارى ،    حاشيه بر كتاب النكاح مرحوم آيه الله شيخ محمد رضا نجفى مسجدشاهى ،دوره تقريرات اصول ميرزاى شيرازى ،رساله اى در شرط امام و ماءموم ، كتابى در باب استصحاب (در علم اصول ،كتاب احوال الظن فى اصول الدين ،شرح روان بر نهج البلاغه ،اصول تشكيلات عدليه با (همكارى ديگران )وزندگينامه ((خودنوشت )) كه براى روزنامه اطلاعات فرستاده است از مهمترين تاليفات مدرس است.

مدرس در دوره دوم مجلس ملي از سوى فقها و مراجع تقليد به عنوان مجتهد طراز اول برگزيده شد تا به همراه چهار نفر از مجتهدان ديگر به مجلس رفته ، بر قوانين مصوب آن نظارت داشته باشد. او پس از 194 جلسه كه از مجلس دوم گذشت در تاريخ 28 ذيحجه 1328 ق . در مجلس حضور يافت ولى از جلسه دويستم به ايراد نطق پرداخت .وقتى كه مدرس قدم به ساحت مجلس گذاشت بعضى فكر مى كردند او يك روحانى معمولى است و باور نمى كردند كه اين سيد لاغر اندام با عصاى چوبى و لباس كرباس بزودى تمام امور را به دست گرفته ، در بحث و استدلال كسى حريفش نمى شود. موقعيت حساس ايران و بى كفايتى زمامداران و نفوذ كامل بيگانگان شرايطى را بر ايران تحميل ساخت كه با استقامت و پايدارى مدرس برخى از اين شرايط تحميلى خنثى گرديد. يكى از اين موارد اولتيماتوم دولت روس به هم دستى دولت انگليس بود ذيحجه 1329 كه طى آن خواهان اخراج مستر شوستر (كه مشغول رسيدگى به امور مالى ايران بود) گرديد محمد خيابانى و مدرس به مخالفت با اين اولتيماتوم پرداختند. بر اثر اين مخالفت و نيز تظاهرات مردم به تبعيت از روحانيون ، در مجلس موفق نشد براى جواب دادن به دولت روس تصميمى اتخاذ كند. در گير و دار جنگ خانمانسوز جهانى اول كه هنوز از عمر مجلس سوم يك سال نگذشته بود نخست وزير وقت و مستوفى الممالك به طور رسمى ايران را در اين جنگ به عنوان دولت بيطرف اعلام كرد. ولى روس و انگليس بيطرفى ايران را ناديده انگاشته ، مركز حكومت ايران از سوى بيگانگان مورد تهاجم قرار گرفت به همين سبب گروهى از نمايندگان به منظور مخالفت با اين حركت و ضديت با قواى متجاوز، مهاجرت را آغاز كردند كه در حقيقت يك قيام عمومى و همه جانبه بود كه رفته رفته افرادى از همه طبقات بدان پيوستند و شخصيتهاى سرشناسى چون مدرس ، حاج سيدنورالدين عراقى و حاج آقا نورالله اصفهانى در بين آنها ديده مى شدند. در شهر قم مهاجران كميته دفاع ملى تشكيل دادند كه در مصاف با روسها ناگزير به عقب نشينى شده ، بسوى غرب كشور رفتند و در اين نواحى دولت موقتى تشكيل دادند كه وزارت عدليه و اوقاف آن را شهيد مدرس عهده دار بود. در اين برنامه گروهى به تحريكات انگليس و روس قصد ترور مدرس و رئيس دولت يعنى نظام السلطنه مافى را داشتند كه توطئه آنان كشف و خنثى گرديد. مدرس به همراه عده ديگرى از رجال نامى عازم قلمرو عثمانى شد و در نهايت ساده زيستى به محض ورود به استانبول در مدرسه ايرانيان اين شهر به تدريس علوم دينى پرداخت .

 نمونه ديگرى از تجلى شجاعت و شهامت مدرس مخالفت آن فقيه بزرگوار با قرارداد استعمارى وثوق الدوله است . مدرس در جريان  كودتاي سوم اسفند 1299 دستگير و روانه زندان گرديد.

يكى از حوادث اسفبار كه با دوران مجلس چهارم مصادف بود طغيان رضاخان در مقام وزارت جنگ است . وى سعى داشت امور نظميه ، بودجه و قواى نظامى را تحت اختيار خود قرار دهد. مدرس بدون آنكه از رضاخان هراسى به دل راه دهد مبارزه با او را آغاز كرد و در جلسه 148 دوره چهارم مجلس كه مصادف با 12 مهر 1301 بود نطقى عليه رضاخان بيان كرد. تدين كه از طرفداران جدى رضاخان بود سعى كرد به هنگام سخنرانى مدرس در مخالفت با جمهورى نمايندگان طرفدار خود را از جلسه خارج كند كه موفق نشد ولى در خارج جلسه و هنگام تنفس ، شخصى به نام حسين بهرامى معروف به احياء السلطنه پس از مشاجره اى لفظى به تحريك تدين بر گونه مدرس سيلى محكمى نواخت ! صداى اين سيلى كه به گونه مجتهدى آگاه برخورده بود چون تندر در تهران پيچيد و سيلى عظيم از مردم مسلمان را به سوى مجلس راه انداخت. رضاخان كه اين حركت را شكستى مفتضحانه براى خود ديد در روز 18 فروردين 1302 ش . به حالت قهر به بومهن (واقع در 40 كيلومترى تهران ) رفت . بعد از رفتن وى مزدوران رضاخان مجلس را تهديد كردند كه بايد سردار سپه را برگردانند و شايعه كردند در غير اين صورت كودتا مى شود. پس از بازگرداندن رضاخان با حيله اى كه گروهى از نمايندگان تدارك ديده بودند مدرس را به بهانه آنكه رضاخان مى خواهد از در دوستى درآيد در منزل قوام السلطنه معطل كردند و در غياب او مجلس با 92 راءى به سردار سپه اظهار تمايل كرد. در مجلس پنجم و در حالى كه مسلمانان مبارز در توقيف و تبعيد بودند و از هر سو فشارهاى زيادى به مدرس و يارانش وارد مى آمد مدرس تنها راه چاره را مطرح كردن مساءله استيضاح دانست و در هفتم مرداد 1303 با مقدمه اى ماهرانه و به دور از خشونت و جدل جنايات رضاشاه را افشا كرد و متن استيضاح را كه به امضاى وى و تنى چند از ياورانش رسيده بود قرائت نمود. ولى به دليل جنجال و هياهويى كه طرفداران رضاخان و گروهى اراذل و اوباش به راه انداختند استيضاح مطرح نشد و به وقت مناسب ترى موكول گرديد. در دوره ششم مجلس مدرس رياست سنى مجلس را عهده دار بود. در اين مقطع مدرس و طرفدارانش تحت فشار بيشترى بودند و آن سيد وارسته كمتر به مجلس مى رفت و بيشتر مشغول تدريس بود و وقتى مخالفان و معاندان مشاهده كردند كه فرياد حق طلبى مدرس خاموش نخواهد شد تصميم به ترور او گرفتند كه اين حركت آنان نافرجام ماند و تيرهاى شليك شده بازو و كتف مدرس را مجروح كرد و مدرس پس از 64 روز سلامتى خود را بازيافت و در 11 دى ماه 1305 در مجلس حاضر شد. با فرارسيدن دوره هفتم مجلس شوراى ملى در سال 1307 رضاخان تصميم گرفت به هر نحو ممكن از ورود مدرس و يارانش به مجلس جلوگيرى كند و به همين دليل انتخاباتى كاملا فرمايشى برگزار كرد. به نحوى كه حتى يك راءى به نام مدرس از صندوقها بيرون نيامد به همين علت مدرس در مجلس درس خود گفت : (اگر) 20 هزار نفر از مردمى كه در دوره گذشته به من راءى دادند همگى مرده باشند يا راءى نداده باشند پس آن يك راءى را كه خودم به خودم دادم چه شده است!

پس از اين ماجرا و در شب دوشنبه شانزدهم مهرماه 1307 سرتيپ درگاهي به همراه چند پاسبان مسلح به منزل مدرس رفته ، پس از مضروب و مجروح كردن اهل خانه و زير كتك گرفتن شهيد مدرس وى را سر برهنه و بدون عبا دستگير كردند و به قلعه خواف تبعيد نمودند. مدرس  پس از 9 سال اسارت در خواف به دنبال اجراى نقشه رضاشاه روانه كاشمر گرديد و در حوالى غروب 27 رمضان 1356 ق . مطابق با دهم آذر 1316 ش . سه جنايتكار به نامهاى جهانسوزى ، خلج و مستوفيان نزد مدرس آمده و چاى سمى را به اجبار به او دادند و چون ديدند از اثر سم خبرى نيست عمامه سيد را در حين نماز از سرش برداشته ، برگردنش انداختند و آن فقيه بزرگوار را به شهادت رساندند. مشهد اين فقيه فرزانه در شهر كاشمر زيارتگاه عاشقان معرفت و شيفتگان حقيقت مى باشد. 


کلمات کلیدی:
 
شريعتی
ساعت ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ روز شنبه ۳٠ دی ،۱۳۸٥  

علي شريعتی  معلم انقلاب   

 پيروزي انقلاب اسلامي ايران ثمره تلاش ها ومجاهدتهاي بسياري از مردان وزنان قهرمان بود. يكي از اين قهرمانان گكه به حق اورا معلم انقلاب لقب داده اند ،علي شريعتي مزيناني معروف به دكتر شريعتي است.

علي شريعتي به  سال 1312 در روستاي مزينان از حوالي شهرستان سبزوار متولد شد. اجداد او همه از عالمان دين بوده اند. پدر پدر بزرگ وي ، ملاقربانعلي، معروف به آخوند حكيم، مردي فيلسوف و فقيه بود كه در مدارس قديم بخارا و مشهد و سبزوار تحصيل كرده و از شاگردان برگزيده حكيم اسرار (حاج ملاهادي سبزواري) محسوب مي شد. پدرش استاد محمد تقي شريعتي (موسس كانون حقايق اسلامي كه هدف آن «تجديد حيات اسلام و مسلمين» بود) و مادرش زهرا اميني زني روستايي متواضع و حساس بود. علي حساسيتهاي لطيف انساني و اقتدار روحي و صلاحيت عقيده اش را از مادرش به وديعه گرفته بود. علي به سال 1319 در سن هفت سالگي در دبستان ابن يمين، ثبت نام مي كند، اما به دليل بحراني شدن اوضاع كشور ـ تبعيد رضا شاه و اشغال كشور توسط متفقين ـ استاد شريعتي ،خانواده اش را به ده مي فرستد . علي پس از اتمام تحصيلات مقدماتي در 16 سالگي سيكل اول دبيرستان (كلاس نهم نظام قديم) را به پايان رساند و وارد دانشسراي مقدماتي شد. نخستين بازداشت را علي  در سال 31 تجربه مي كند كه بايد آن را  نخستين رويارويي مستقيم وي با حكومت و طرفداري همه جانبه او از حكومت ملي عنوان كرد. وي در همين زمان  كه در سال آخر دانشسرا بود به پيشنهاد پدرش شروع به ترجمه كتاب ابوذر (نوشته عبدالحميد جوده السحار) مي كند. در اواسط سال 1331 تحصيلات او در دانشسرا تمام شد و پس از مدتي شروع به تدريس در مدرسه كاتب پور احمدآباد كرد و البته  همزمان به فعاليتهاي سياسيش تحت نظر پدر  ادامه داد. كتاب «مكتب واسطه» را نيز او در همين دوره مي نويسد. علي در سال 1334 پس از تاسيس دانشكده علوم و ادبيات انساني مشهد وارد آن دانشكده شده و  مسئول انجمن ادبي دانشجويان را مي پذيرد. در اين زمان فعاليتهاي سياسي ـ اجتماعي شريعتي در نهضت (جمعيتي كه پس از كودتاي 28 مرداد توسط جمعي از مليون خراسان ايجاد شده كه علي شريعتي و پدرش ،طاهر احمد زاده ،شيخ محمود حلبي و حيدر رحيم پور ازغدي از اعضا آن بودند). افزايش پيدا كرد. در در سال 1337  دکتر با يکي از همکلاسي هاي خود به نام پوران (فاطمه) شريعت رضوي ازدواج مي کند.او پس از چند ماه زندگي مشترك به علت موافقت با بورسيه تحصيلي او در اوايل خرداد ماه 1338 براي ادامه تحصيل راهي فرانسه مي شود.

در طول دوران تحصيل در اروپا علاوه بر نهضت آزاديبخش الجزاير با ديگر نهضتهاي ملي افريقا و آسيا، آشنايي پيدا كرد. در سال 1959 ميلادي به سازمان آزادي بخش الجزاير مي پيوندد و سخت به فعاليت مي پردازد. در سال 1960  ميلادي مقاله اي تحت عنوان  به کجا تکيه کنيم  را در يکي از نشريات فرانسه منتشر مي کند. در سال 1961 ميلادي مقاله  شعر چيست ؟  ساتر را ترجمه و در پاريس منتشر مي نمايد و در همان اول  به علت فعاليت در سازمان آزادي بخش الجزاير گرفتار مي شود و در زندان پاريس با  گيوز  مصاحبه اي مي کند که در سال 1965 ميلادي  در توگو چاپ مي شود. در سال 1961 ميلادي  نيز مقاله اي تحت عنوان مرگ  فرانتس فانون  را در پاريس منتشر مي کند، همچنين در طول مبارزات مردم الجزاير براي آزادي دستگير مي شود و مورد ضرب و شتم پليس فرانسه قرار مي گيرد و روانه بيمارستان مي شود و سپس به زندان فرستاده مي شود. همچنين با مبارزان بزرگ ملت هاي محروم نيز آشنا مي شود.  به دنبال افشاي شهادت پاتريس لومومبا در 1961 تظاهرات وسيعي از سوي سياهپوستان در مقابل سفارت بلژيك در پاريس سازمان يافته بود كه منجر به حمله پليس و دستگيري عده زيادي از جمله وي  شد. دولت فرانسه كه با بررسي وضع سياسي او، تصميم به اخراج وي گرفت اما با حمايت قاضي سوسياليست دادگاه، مجبور مي شود اجراي حكم را معوق گذارد. وي در سال  1343 شمسی  به ايران باز مي گردد و در مرز ترکيه و ايران توقيف و به زندان قزل قلعه تحويل داده مي شود و بعد از چند ماه آزاد و به خراسان زادگاهش مي رود. در سال 1344 شمسی  مدتي پس از بيکاري، اداره فرهنگ مشهد، استاد جامعه شناسي و فارغ التحصيل دانشگاه سوربن را به عنوان دبير انشاء کلاس چهارم دبيرستان در يکي از روستاهاي مشهد استخدام مي کند، و سپس در دبيرستان به تدريس مي پردازد و بالاخره به عنوان استاديار تاريخ وارد دانشگاه مشهد مي شود. سال بعد (وي) پس ازقبولي در امتحان به عنوان كارشناس كتب درسي به تهران منتقل مي شود و با آقايان برقعی و باهنر و بهشتي كه از مسئولين بررسي كتب ديني بودند، همكاري مي كند. ترجمه کتاب «سلمان پاك» اثر پروفسور لوئي ماسينيون حاصل تلاش او در اين دوره است. از سال 1345 او به استاديار رشته تاريخ در دانشكده مشهد استخدام مي شود. موضوعات اساسی تدرس او را مي توان به چند بخش تقسيم كرد: تاريخ ايران، تاريخ و تمدن اسلامي و تاريخ تمدنهاي غير اسلامي. از همان آغاز روش تدريس، برخوردش با مقررات متداول در دانشكده و رفتارش با دانشجويان، او را از ديگر استادان متمايز مي كرد. چاپ كتاب اسلام شناسي و موفقيت درسهاي شريعتي در دانشكده مشهد و ايراد سخنرانيهاي او در حسينيه ارشاد در تهران موجب شد كه دانشكده هاي ديگر ايران از او تقاضاي سخنراني كنند. اين سخنرانيها از نيمه دوم سال 1347 آغاز شد. مجموعه اين فعاليتها مسئولين دانشگاه را بر آن داشت كه ارتباط او با دانشجويان را قطع كنند و به كلاسهاي وي كه در واقع به جلسات سياسي ـ فرهنگي بيشتر شباهت داشت، خاتمه دهند. در سال 1348 شمسی به حسينيه ارشاد دعوت مي شود و به زودي مسئوليت امور فرهنگي حسينيه را به عهده گرفته و به تدريس جامعه شناسي مذهبي، تاريخ شيعه و معارف اسلامي مي پردازد.در اين محل است که دکتر شريعتي با قدرت و نيروي کم نظير و با کنجکاوي و تجزيه و تحليل تاريخ، چهره هاي مقدس و شخصيت هاي بزرگ اسلام را معرفي نمود. استحکام کلام، بافت منطقي با اتکا به پشتوانه فني و عميق فکري اش هر شنونده اي را در کوتاه ترين مدت سراپا گوش مي ساخت و در نيم راه گفتار تحت تاثير قرار مي داد و سپس به هيجان مي آورد.در پي اين كشمكشها و دستور شفاهي ساواك به دانشگاه مشهد كلاسهاي درس او، از مهرماه 1350، به صورت رسمي  تعطيل شد. در سال1352 شمسی، رژيم، حسينيه ارشاد که پايگاه هدايت و ارشاد مردم بود را تعطيل نمود، و معلم مبارز را به مدت 18 ماه روانه زندان مي کند و در خلوت و تنهايي است که دکتر نگاهي به گذشته خويش مي افکند و استراتژي مبارزه را بار ديگر ورق زده و با خداي خويش خلوت مي کند. از اين به بعد تا سال  1356 شمسی  و هجرت، دکتر زندگي سختي را پشت سر گذاشت. ساواک نقشه داشت که دکتر را به هر صورت ممکن از پا در آورد، ولي شريعتي که از اين برنامه آگاه مي شود، آن را لوث مي کند. در اين زمان استاد محمد تقي شريعتي را دستگير و تحت فشار و شکنجه قرار داده بودند تا پسرش را تکذيب و محکوم نمايد. اما اين مسلمان راستين سرباز زد، شريعتي در همان روزها و ساعات خود را در اختيار آن ها مي گذارد تا اگر خواستند، وي را از بين ببرند و پدر را رها کنند.در مهرماه سال  1353  شمسی  ساواک که غافلگير شده بود و از محبوبيت دکتر آگاه او را به دست شکنجه روحي و جسمي سپرد، و مي خواستند او را وادار به همکاري نموده و برايش شوي تلويزيوني درست کنند و پاسخ او که هيچ گاه حقيقتي را به خاطر مصلحت ذبح شرعي نکرده است چنين بود  و اگر خفه ام کنند سازش نخواهم کرد و حقيقت را قرباني مصلحت خويش نمي کنم .

 در سال 55، با فرستادن پسرش (احسان) به خارج از كشور فرصت يافت تا مقدمات برنامه هجرت خود را فراهم كند. سرانجام شريعتي در روز 26 ارديبهشت سال 1356 با گذرنامه علي مزيناني از ايران، به مقصد بلژيك هجرت كرد و پس از اقامتي سه روزه در بروكسل عازم انگلستان شد و در منزل يكي از بستگان نزديك همسر خود اقامت گزيد. پس از گذشت يك ماه در 29 خرداد همان سال به نحو مشكوكي كه هنوزهم دلايلش مشخص نيست ،در محل اقامتش در گذشت. پيكر پاك او با مشورت استاد محمد تقي شريعتي و كمك دوستان و ياران او از جمله شهيد چمران و امام موسي صدر در جوار حرم مطهر حضرت زينب در سوريه به خاك سپرده شد.

 

 


کلمات کلیدی:
 
مطهری
ساعت ۱٢:٠٦ ‎ق.ظ روز شنبه ۳٠ دی ،۱۳۸٥  

زندگينامه استاد شهيد آيت الله مطهري

شهيد مرتضي مطهري يكي از استوانه هاي اصلي پيروزي انقلاب اسلامي بود. وي  13 بهمن 1298 هجري شمسي در فريمان واقع در 75 کيلومتري شهر مقدس مشهد در خانواده اي روحاني چشم به جهان مي گشايد. پس از طي دوران طفوليت به مکتبخانه رفته و به فراگيري دروس ابتدايي مي پردازد. در دوازده سالگي به حوزه علميه مشهد عزيمت كردو به تحصيل مقدمات علوم اسلامي اشتغال مي ورزد. مرتضي  سال 1316به رغم  مبارزه شديد رضاخان با روحانيت و عليرغم مخالفت دوستان و نزديکان، براي تکميل تحصيلات خود عازم حوزه علميه قم شد.

مطهري در دوره اقامت پانزده ساله خود در قم از محضر مرحوم آيت الله العظمي بروجردي (در فقه و اصول) و حضرت امام خميني ( به مدت 12 سال در فلسفه ملاصدرا و عرفان و اخلاق و اصول) و مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي (در فلسفه : الهيات شفاي بوعلي و دروس ديگر) بهره گرفت. قبل از هجرت آيت الله العظمي بروجردي به قم نيز استاد شهيد گاهي به بروجرد رفته و از محضر ايشان استفاده مي کرد. وي مدتي نيز از محضر مرحوم آيت الله حاج ميرزا علي آقا شيرازي در اخلاق و عرفان بهره هاي معنوي فراوان برد. وي در مدت اقامت خود در قم علاوه بر تحصيل علم، در امور اجتماعي و سياسي نيز مشارکت داشت و با فدائيان اسلام  در ارتباط بود.مطهري  در سال 1331 در حالي که از مدرسين معروف و از اميدهاي آينده حوزه به شمار مي رفت  به تهران مهاجرت كردو به تدريس در مدرسه مروي و تأليف و سخنرانيهاي تحقيقي پرداخت. وي نخستين  جلسه تفسير انجمن اسلامي دانشجويان را در سال 1334 تشکيل داد. در همان سال تدريس خود در دانشکده الهيات و معارف اسلامي دانشگاه تهران را نيز آغاز كرد. در سالهاي 1337 و 1338 که انجمن اسلامي پزشکان تشکيل شد مطهري از سخنرانان اصلي اين انجمن بود و در طول سالهاي 1340 تا 1350 سخنران منحصر به فرد اين انجمن شد  که بحثهاي مهمي ازآن دوران از وي به  يادگار مانده است. او طي اين سال ها از بازوان اصلي نهضت محسوب مي شد آنچنان كه مي توان سازماندهي قيام پانزده خرداد در تهران و هماهنگي آن با رهبري امام را مرهون تلاشهاي او و يارانش دانست. در ساعت 1 بعد از نيمه شب روز چهارشنبه پانزده خرداد 1342 به دنبال يک سخنراني مهيج عليه شخص شاه به وسيله پليس دستگير و به زندان موقت شهرباني منتقل شد و به همراه تعدادي از روحانيون تهران زندانی گرديد. مطهري پس از 43 روز به دنبال مهاجرت علماي شهرستانها به تهران و فشار مردم، به همراه ساير روحانيون از زندان آزاد شد.

پس از تشکيل هيئتهاي موتلفه اسلامي، استاد مطهري از سوي امام خميني همراه چند تن ديگر از شخصيتهاي روحاني عهده دار رهبري اين هيئتها شد. وي همزمان  به تأليف کتاب در موضوعات مورد نياز جامعه و ايراد سخنراني در دانشگاهها، انجمن اسلامي کردن محتواي نهضت اسلامي پزشکان، مسجد هدايت، مسجد جامع نارمک و غيره ادامه داد. به طور کلي استاد که به يک نهضت اسلامي معتقد بود نه به هر نهضتي، براي اسلامي کردن محتواي نهضت تلاشهاي ايدئولوژيک بسياري كرد. در سال 1346 به کمک چند تن از دوستان اقدام به تأسيس حسينيه ارشاد كرداما  در سال 1349 به دلايل شخصي از عضويت هيئت مديره آن موسسه استعفا داد و آن را ترک گفت.در سال 1348 به خاطر صدور اعلاميه اي با امضاي ايشان و حضرت علامه طباطبايي و آِيت الله حاج سيد ابوالفضل مجتهد زنجاني مبني بر جمع اعانه براي کمک به آوارگان فلسطيني و اعلام آن طي يک سخنراني در حسينيه ارشاد دستگير شد و مدت کوتاهي در زندان تک سلولي به سربرد. از سال 1349 تا 1351 برنامه هاي تبليغي مسجدالجواد را زير نظر داشت تا اينکه آن مسجد و به دنبال آن حسينيه ارشاد تعطيل گرديد و بار ديگر مطهري دستگير و مدتي در بازداشت قرار گرفت. پس از آن استاد سخنرانيهاي خود را در مسجد جاويد و مسجد ارک و غيره ايراد کردكه بعد از مدتي مسجد جاويد نيز تعطيل گرديد. در حدود سال 1353 ممنوع المنبر گرديد و اين ممنوعيت تا پيروزي انقلاب اسلامي ادامه داشت.

اما مهمترين خدمات مطهري به انقلاب ارائه ايدئولوژي اصيل اسلامي از طريق درس و سخنراني و تأليف کتاب است. اين امر در سالهاي 1351 تا 1357 به خاطر افزايش تبليغات گروههاي چپ و پديد آمدن گروههاي مسلمان چپ زده و ظهور پديده التقاط به اوج خود رسيد. گذشته از حضرت امام، استاد مطهري اولين شخصيتي است که به خطر سران سازمان موسوم به « مجاهدين خلق ايران » پي برد و ديگران را از همکاري با اين سازمان باز داشت  . در سال 1355 به دنبال يک درگيري با يک استاد کمونيست دانشکده الهيات! زودتر از موعد مقرر بازنشسته شد. همچنين در اين سالها استاد شهيد با همکاري تني چند از شخصيتهاي روحاني، «جامعه روحانيت مبارز تهران » را بنيان گذارد. گرچه ارتباط استاد مطهري با امام خميني پس از تبعيد ايشان از ايران به وسيله نامه و غيره استمرار داشت ولي در سال 1355 مسافرتي به نجف كرد  و ضمن ديدار با امام خميني درباره مسائل مهم نهضت و حوزه هاي علميه با ايشان مشورت نمايد. پس از شهادت آيت الله سيد مصطفي خميني و آغاز دوره جديد نهضت اسلامي، استاد مطهري به طور تمام وقت درخدمت نهضت قرار مي گيرد و در تمام مراحل آن نقشي اساسي ايفا مي نمايد. در دوران اقامت حضرت امام در پاريس، سفري به آن ديار نموده و در مورد مسائل مهم انقلاب با ايشان گفتگو مي کند و در همين سفر امام خميني ايشان را مسؤول تشکيل شوراي انقلاب اسلامي مي نمايد. هنگام بازگشت امام خميني به ايران مسؤوليت کميته استقبال از امام را شخصاً به عهده مي گيرد و تا پيروزي انقلاب اسلامي و پس از آن همواره در کنار رهبر عظيم الشأن انقلاب اسلامي و مشاوري دلسوز و مورد اعتماد براي ايشان بود تا اينکه در ساعت بيست و دو و بيست دقيقه سه شنبه يازدهم ارديبهشت ماه سال 1358 در تاريکي شب در حالي که از يکي از جلسات فکري سياسي بيرون آمده بود يا گلوله گروه نادان و جنايتکار فرقان که به مغزش اصابت نمود به شهادت مي رسد و امام و امت اسلام در حالي که اميدها به آن بزرگمرد بسته بودند در ماتمي عظيم فرو مي روند.

 


کلمات کلیدی:
 
خبر۲
ساعت ۱٠:٢٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٧ دی ،۱۳۸٥  

انتقاد دانشجويان از مسئولان آموزشكده سما در مشهد 

 تعدادي از دانشجويان آموزشكده سما واقع در قاسم آباد مشهد از عدم برخي امكانات در اين مركز انتقاد كرد.

اين دانشجويان معتقدند كه متاسفانه در اين مركز كه به تازگي احداث شده به جز چند اتاق و تعدادي ميز و صندلي هنوز امكانات ديگري در آن مستقر نشده است.

اين دانشجويان نبود سلف سرويس و رستوران در اين آموزشكده را از ديگر مشكلات خود عنوان كردند و افزودند: دراين دانشكده تنها سه وايت بورد وجود دارد كه استادان در زنگ‌هاي مختلف آن را از اين كلاس به آن كلاس مي برند.

لازم به ذكر است، هم اكنون به علت سرما شير آب دستشويي‌هاي داخل صحن آموزشكده يخ بسته است و امكان استفاده از سرويس‌هاي بهداشتي وجود ندارد

راه اندازي دانشكده دولتي فني مهندسي قوچان

   دانشكده دولتي فني مهندسي قوچان ديروز در مراسمي با حضور مدير كل دفتر گسترش آموزش عالي وزارت علوم راه اندازي شد.

دكتر برزويي، مدير كل دفتر گسترش آموزش عالي وزارت علوم، تحقيقات و فناوري در اين مراسم گفت: قوچان با توجه به ديرينه كهن تاريخي و فرهنگي، داشتن شخصيت‌هاي برجسته علمي، فرهنگي و علماي بزرگ و همچنين نيروي انساني مستعد و متخصص هيچ گاه به حق خود نرسيده است و بايد پيش از اين وارد بحث آموزش عالي مي‌شد.

وي تصريح کرد: هم اينك عده‌اي از استادان، محققان، متخصصان و دانشجويان با استعداد و شخصيت‌هاي برجسته عملي قوچان در دانشگاه‌ها و مراكز فرهنگي و علمي تهران، مشهد و شهرستان‌هاي ديگر كشور به سر مي‌برند؛ در حالي كه اگر فضا و بستر مناسبي همچون دانشكده‌هاي دولتي در اين شهرستان وجود داشت بي‌ترديد بسياري از اين افراد در زادگاه خود ماندگار مي‌شدند

يك استاد دانشگاه مشهد:

 اگر پژوهش بر اساس نيازها نباشد فراموش مي‌شود

يكي از اساتيد دانشگاه فرودسي مشهد گفت: پژوهش در صورتي كه بر مبناي نيازهاي جامعه نباشد محكوم به فراموشي و خاك خوردن در آرشيوها خواهد بود.

دكتر محمدحسن راشدمحصل در كارگاه آموزشي مديريت جهاد كشاورزي بجنورد كه با عنوان يافته‌هاي تحقيقاتي برگزار شد، افزود: تحقيق بايد حساب شده و مبتني بر عقل باشد.

او اظهار داشت: عمده‌ترين عامل برنامه‌ريزي‌ها و مهمترين راهنما در اجراي آنها، پژوهش و تحقيق است زيرا ساختار بنيادي پژوهش را مبناي علمي و عقلي تشكيل مي‌دهد.

وي افزود: برنامه‌ريزي و اجراي يك تحقيق علمي و معتبر بايد بر اساس تفكر ، عقل و خرد باشد و اعتبار تحقيق و پژوهش نيز به ميزان سنديت و مقدمه‌هاي آن بستگي دارد.

راشد محصل بيان كرد: اگر مساله احساس در اجراي يك پژوهش، جايگزين عقل و خرد شود از انجام آن پژوهش نتيجه مطلوبي به دست نمي‌آوريم.

وي يكي از مشكلات جامعه جوان را احساس بي‌هويتي و فرهنگ گريزي دانست و افزود: متاسفانه جوانان ما از هويتهاي فرهنگي خودشان آگاهي ندارند و در عين حال مقدمات لازم براي رواج چنين آگاهي‌هايي نيز فراهم نمي‌شود.

او گفت: جوانان براي جبران اين احساس به جاذبه‌هاي فريبنده و غير خودي روي مي‌آورند كه بايد دست اندركاران امر تحقيق و مطالعه در اين زمينه فعاليتهاي تحقيقاتي داشته باشند.

دكتر راشدمحصل اظهار داشت: مراكز فرهنگي نيز بايد متناسب با فرهنگ و ارزشهاي خودي از گسترش فرهنگ غربي جلوگيري كنند.

در اين كارگاه  ۵۰نفر از كارشناسان كشاورزي شهرستان بجنورد شركت داشتند.

سه هزار و  ۳۵۰كلاس درس در خراسان شمالي تخريبي است

 مديركل اداره نوسازي، توسعه و تجهيز مدارس خراسان شمالي گفت: هم‌اكنون سه هزار و  ۳۵۰كلاس درس در اين استان تخريبي و فاقد استحكام لازم است.

نصرالله رييسي افزود:  ۸۳هزار دانش‌آموز خراسان شمالي در مدارس تخريبي تدريس مي‌كنند كه شرايط مناسبي از لحاظ ايمني براي تعليم و تربيت ندارد.

وي افزود: برخي از اين مدارس به دليل بالا بودن ميزان تخريب در مواقع برف و باران و براي حفاظت از جان دانش‌آموزان تعطيل مي‌شود.

او اضافه كرد: بيشترين مدارس تخريبي استان خراسان شمالي در روستاها و مناطق دورافتاده است.

وي گفت: هم‌اكنون  ۷۶۵مدرسه كه حدود  ۵۰درصد فضاي آموزشي استان را شامل مي‌شود نياز به تعميرات فوري دارند.

او افزود: براي مقاوم‌سازي اين مدارس و انجام مرمت  ۱۱ميليارد ريال اعتبار مورد نياز است كه با پيش‌بيني اعتباري انجام شده و تا زمان تعطيلي مدارس بيشتر اين بناها مرمت مي‌شود.

وي گفت: از زمان تشكيل اداره كل نوسازي در خراسان شمالي در سال  ۱۳۸۴تا كنون  ۲۷۰طرح آموزشي نيمه‌تمام در اين استان با اعتبار  ۵۸ميليارد ريال تكميل شده است.

او افزورد: خيرين مدرسه‌ساز تاكنون  ۲۰۹طرح آموزشي را با مشاركت دولت و اختصاصي در خراسان شمالي ساخته‌اند.

وي گفت:  ۳۷طرح نيز توسط بانوان خير در اين استان ساخته شده است.

استان خراسان شمالي  ۱۹۸هزار دانش‌آموز و  ۱۷هزار فرهنگي دارد.

خشكسالي عامل  تخليه  ۱۰۰روستا ي تربت حيدريه

فرماندار تربت حيدريه گفت: تداوم پديده خشكسالي طي پنج سال گذشته سبب تخليه ساكنان و يا كاهش جمعيت در حدود  ۱۰۰روستاي اين شهرستان شده است.

مجتبي صادقيان گفت: خشكسالي تنها امسال حدود  ۴۲۰ميليارد ريال به بخشهاي كشاورزي، دامي و صنايع مرتبط در اين شهرستان خسارت زده است.

وي هماهنگي، همكاري و همفكري تمام دستگاههاي ذيربط را براي كاهش آثار مخرب خشكسالي و جلوگيري از مهاجرت روستاييان ضروري خواند.

او افزود: در صورت كم توجهي مقامات بالادستي و اختصاص نيافتن اعتبارات مناسب در اين زمينه هيچكاري از مسوولان محلي ساخته نيست.

برخي كارشناسان و مسوولان تربت حيدريه نيز مي‌گويند استمرار خشكسالي با تسريع در مهاجرت كشاورزان و دامداران برخي روستاهاي اين شهرستان را خالي از سكنه كرده است.

آنها هشدار مي‌دهند در صورتي كه براي جبران اين پديده چاره اساسي انديشيده نشود در آينده نزديك حتي روستاهاي پرجمعيت تربت حيدريه خالي از سكنه خواهند شد.

برخي مسوولان تاكيد دارند كه كمبود اعتبار براي اجراي طرحهاي آبخيزداري تاثير منفي خشكسالي را بر اقتصاد روستاهاي تربت حيدريه مضاعف كرده است.

اين عامل باعث شده است حتي بارندگيهاي معمولي تبديل به سيلاب شده و باعث تخريب اراضي كشاورزي و منابع طبيعي شود.

 

يك مدرس دانشگاه آزاد واحد تربت حيدريه به خبرنگار ما گفت: پديده خشكسالي حتي اگر يك سال اتفاق بيافتد آثارش تا چند سال بعد بخشهاي مختلف را تحت تاثير قرار خواهد داد.

رضا ايماندوست افزود: حتي بارندگي زياد طي چند سال متوالي فقط ممكن است بخشي از اثرات مخرب يك سال خشكسالي را جبران كند.

وي با بيان اينكه خشكسالي چند سال اخير باعث شده در برخي مناطق خراسان از جمله تربت حيدريه بستر چاههاي عميق نشست كند گفت: در اين حالت زمين به وضعيت اوليه خود بازنمي‌گردد حتي اگر بيش از ميزان برداشت شده، باران ببارد.

او افزود: همچنين در اين مناطق سطح زمين به دليل كم‌آبي دچار فرسايش و برهنگي شده و نه تنها باران را جذب نمي‌كند بلكه باعث خواهد شد بارندگي تبديل به سيلاب و تخريب بيشتر منابع طبيعي شود.

وي يكي از راههاي غلبه بر اين وضعيت را اجراي هر چه بيشتر طرحهاي آبخيزداري براي مهار، ذخيره و استفاده مازاد آن براي مصارف كشاورزي عنوان كرد.

مدير جهاد كشاورزي تربت حيدريه هم گفت: كمبود اعتبار براي اجراي طرحهاي آبخيزداري از جمله مشكلات اصلي اين اداره و كشاورزان شهرستان است.

محمد سلطانپور افزود: حذف تربت حيدريه طي سالهاي اخير از فهرست مناطق برخوردار از اعتبارات مقابله با خشكسالي، باعث تعجب و بهت كارشناسان شده است.

وي با بيان اينكه خشكسالي باعث افزايش روند مهاجرت روستاييان شده گفت: حتي در روستاهايي كه از رونق نسبي برخوردارند فقط شمار كمي از افراد سالخورده سكونت دارند كه نمي‌توانند در توليد نقشي داشته باشند.

او هشدار داد: استمرار اين وضعيت باعث تند شدن آهنگ مهاجرت از روستاهاي تربت حيدريه مي‌شود.

مدير جهاد كشاورزي تربت حيدريه از مسوولان ذيربط خواست براي مقابله با اين وضعيت اعتبارات مناسبي براي اجراي طرحهاي آبخيزداري و آبخونداري اين شهرستان اختصاص يابد.

سلطانپور همچنين پيشنهاد كرد با عوامل تشويقي همچون بيمه‌هاي تكميلي، رايگان شدن خدمات برق، تلفن و اختصاص يارانه به مناطق مواجه با خشكسالي روستاييان را تشويق به ماندن كرد.

رييس اداره آب و فاضلاب روستايي تربت حيدريه نيز به خبرنگار ما گفت:

تشديد پديده خشكسالي باعث محروم شدن حدود  ۵۰روستاي اين شهرستان از نعمت آب آشاميدني سالم شده است.

علي‌اكبر مومن زاده افزود: كاهش نزولات آسماني كمبود آب آشاميدني را در روستاهاي تربت حيدريه افزايش خواهد داد.

رييس اداره هواشناسي تربت حيدريه هم گفت: آمار بارش طي سال زراعي جاري نسبت به مدت مشابه پارسال كاهش قابل ملاحظه‌اي دارد.

محمد كفاش ارايه آمار دقيق را منوط به بررسي دقيق و بيشتر كرد.

تربت حيدريه به عنوان يكي از قطبهاي كشاورزي و دامي خراسان رضوي ۸۰ گونه مختلف زراعي و باغي دارد و  ۱۰درصد فرآوردهاي گوشتي و لبني اين استان را توليد مي‌كند.

بر اساس آمار دستگاههاي ذيربط جمعيت توليدكنندگان بخش كشاورزي در شهرستان  ۴۰۰هزار نفري تربت حيدريه طي  ۱۰سال گذشته از  ۹۰به  ۶۰درصد كاهش يافته است

نماينده تهران خواستار توجه بيشتر به وضعيت فرهنگي كشور شد

اميررضا خادم، نماينده تهران، ري، شميرانات و اسلامشهر درمجلس شوراي اسلامي خواستار توجه بيشتر مسئولان نظام به وضعيت فرهنگي كشور شد.

خادم در نطق بيش از دستور خود در جلسه علني مجلس گفت : كميسيون فرهنگي‌مجلس نيز بايد براي ساماندهي وضعيت فرهنگي در كشور تلاش كند.

وي ، اجراي فرآيند برنامه ريزي راهبرد فرهنگي كشور بر اساس سه مرحله تدوين، اجرا، ارزيابي و بازنگري را مورد تاكيد قرار داد و افزود: در نظام برنامه‌ريزي فرهنگي كشور آنچه بيشتر مورد توجه قرار مي‌گيرد تاكيد بيشتر بر مرحله هدف‌گذاري و تدوين است.

عضو كميسيون فرهنگي مجلس تصريح‌كرد:در كشورما فرآيند تدوين و هدف‌گذاري بدور از مباحث مرتبط با آن ارزيابي مي‌شود و بر اين اساس درصد بالايي از طرح‌هاي تهيه شده در حوزه‌هاي فرهنگ ، در اين مرحله متوقف مي‌شود.

خادم تاكيد كرد: ارزيابي نشدن فرآيند تدوين با مباحث مرتبط با آن سبب سرگرداني مجريان، فعالان و از همه مهمتر گروه‌هاي مخاطب در عدم وجود پيوندي بين اهداف تعيين شده بين برنامه‌هاي اجرايي و شاخص‌هاي قابل اندازه‌گيري فرهنگي در كشور مي‌شود.

نماينده تهران در مجلس به برگزاري " همايش دو روزه مهندسي فرهنگي" در كشور اشاره كرد و گفت: متاسفانه عملكرد دبيرخانه همايش ، سبب عقيم ماندن اهداف عالي برگزاركنندگان ، مدعوين و شركت‌كنندگان در اجلاس به‌صورت جدي شد.

وي افزود: ميان اين همايش كه با عنوان جديد مهندسي فرهنگي برپا شد با همايش‌هاي برگزار شده مشابه در گذشته، تفاوت معناداري براي خروج از بن بست فعلي وجود نداشت.

 

 

 

توس ميراث فرهنگي و تاريخي ايران زمين نيازمند توجه بيشتر است

حفاظت، صيانت و احيا آثار فرهنگي و تاريخي حفاظت از قرنها فرهنگ، تمدن و هويت ايراني اسلامي محسوب شده و امري است كه وظيفه هر فرد ايراني در هر جايگاه اجتماعي است.

انبوه آثار و بناهاي تاريخي و اسلامي در ايران به تنهايي معرف اوج فرهنگ و علم ايرانيان در سالها و قرنها قبل از پديد آمدن برخي فرهنگها و تمدن هايي است كه امروزه خود را به عنوان تمدنهاي برتر به جهانيان معرفي مي كنند.

از جمله آثار تاريخي و فرهنگي ايران "منطقه تاريخي توس و آرامگاه حكيم ابوالقاسم فردوسي" است.

شاعري كه حفظ و تداوم زبان شيرين فارسي را مديون زحمات و رنجهاي فراوان و بي‌دريغ او هستيم، رنجي كه او نيز بر آن اشاره‌اي بس شيرين دارد:

بسي رنج بردم در اين سال سي عجم زنده كردم بدين پارسي اما آيا تاكنون براي صيانت و حفاظت از آرامگاه و زادگاه اين نابغه اهل توس كه آوازه او جهان را پر كرده، خدمات و تلاشهاي در خور و مورد تاكيد مقام معظم رهبري صورت گرفته است ؟

منطقه فرهنگي و تاريخي "توس" محوطه‌هاي بسيار وسيع تاريخي است كه به حدود سه هزار تا هفت هزار سال پيش از ميلاد تعلق دارند. محدوده‌اي با وسعت  ۱۶هزار و  ۵۰۰كيلومترمربع كه در حوزه آبريز رودخانه اسطوره‌اي "كشف رود" در خراسان قرار دارد.

بر اساس شواهد مستند تاريخي، اين منطقه "تمدنهاي شرق فلات ايران" را در بر داشته و از قديمي‌ترين زيستگاههاي اوليه بشري است. باستانشناسان موفق به كشف ابزارهايي در اين منطقه شده‌اند كه داراي قدمت چند صد هزار ساله است.

در قرون اوليه ظهور اسلام نيز بي‌ترديد "توس" منطقه‌اي مهم و قابل توجه بود كه بر اساس متون معتبر چهار شهر به نامهاي "نوغان، رادكان، تابران و ترغبند" داشته است.

شهر تاريخي توس امروزي تنها به محدوده "ولايت تابران" اطلاق مي‌شود و شامل حصار و باروي شهر و محدوده داخل آن، ارگ حكومتي، كهندژ، شارستان، مسجد مدرسه، بناي هارونيه و مجموعه آرامگاه فردوسي است.

"توس" در قرون چهارم و پنجم هجري قمري شهري آباد و پرابهت بود كه پس از حمله "غزها" در قرن ششم و حمله مغولها در قرن هفتم، به شدت ويران شد و ديگر رونق و شكوه سابق را بازنيافت.

"سرزمين توس" در گذر زمان خاستگاه بزرگترين و بيشترين فرهيختگان در سراسر ايران مي‌باشد. مشاهيري همچون "دقيقي توسي، فردوسي توسي، خواجه نصيرالدين توسي، خواجه نظام‌الملك توسي، امام محمد غزالي توسي و ابوعلي فارمدي" نشانگر ارزشمندي و تفاخر اين سرزمين هستند.

اين سرزمين به لحاظ در بر گرفتن خاستگاه فكري سرايش شاهنامه به عنوان تنها اثر منظوم حماسي ايران و نيز به سبب حضور بزرگان فرهنگي، منحصربفرد است.

اين امر بيانگر محيط خاص فرهنگي است كه تاثير عميقي در رشد و تعالي فرهنگ ايران داشته است.

رهبر فرزانه انقلاب آيت‌الله خامنه‌اي حدود  ۱۰سال پيش در بازديد از اين منطقه فرهنگي و تاريخي بر ضرورت حفظ و احياء و بازسازي آن و ضرورت ورود مجدانه دولت در اين زمينه تاكيد فرمودند.

به رغم گذشت اين مدت نه تنها آنچنان كه بايد و شايد به اين مهم پرداخته نشده بلكه هر از چند گاهي شاهد وقوع برخي اتفاقات و بي‌توجهي به اين منطقه عظيم فرهنگي و تاريخي هستيم.

چندي پيش شاهد نصب  ۱۰تا  ۱۵دكل فشار قوي برق جهت انتقال برق سرخس به كشور تركمنستان در حريم منظري آرامگاه فردوسي و شهر تاريخي توس بوديم كه بازتابهايي را در بر داشت.

هنوز مساله نصب دكلها در مسير مذاكره و ارايه راهكار به وزارت نيرو قرار دارد كه بر اثر اوج بي‌توجهي به آثار تاريخي و فرهنگي بار ديگر شاهد رخدادي تاثرانگيز در اين مكان تاريخي منحصربفرد هستيم.

حدود سه هفته پيش با وقوع دو انفجار پياپي در نزديكي شهر تاريخي توس شاهد وارد آمدن آسيبهاي جدي به بناهاي تاريخي منطقه بوديم.

انفجارها و لرزش ناشي از آن به حدي شديد بود كه به گفته مسوول ميراث فرهنگي پايگاه توس سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري خراسان رضوي خسارات جدي و غيرقابل جبراني را به بناهاي تاريخي منطقه وارد آورده است.

وفا ثابتي در اين خصوص گفت: اين انفجارها به منظور ساخت كنارگذر شمالي مشهد به توس صورت گرفته است.

وي افزود: ميزان خسارات به دليل وسعت منطقه در دست بررسي ميداني از سوي كارشناسان است.

او اظهار داشت: چنين اقدامات و انفجارهايي با سازمان ميراث فرهنگي هماهنگ نشده بود و هيچگونه اطلاع قبلي از سوي مجري طرح كنارگذر شمالي مشهد به سازمان ميراث فرهنگي اعلام نشده بود.

اين در حالي است كه به گفته نماينده مجري طرح آزاد راه كنارگذر شمالي مشهد به توس، ساخت اين كنارگذر از سال  ۱۳۷۵توسط هيات دولت مصوب شده است.

علي‌اكبر عليپور گفت: هم‌اكنون حدود دو سال است كه مراحل مختلف اجراي اين كنارگذر در حال انجام است و تاكنون مانعي پيش نيامده است.

وي افزود: سه مرحله از انفجارهاي اين پروژه به منظور برداشتن عوارض طبيعي منطقه صورت گرفته و تاكنون هيچگونه اعتراضي از سوي ميراث فرهنگي به ما اعلام نشده است.

او گفت: محل وقوع اين انفجارها خارج از محوطه تاريخي شهر توس بوده لذا نيازمند هيچگونه هماهنگي با ميراث فرهنگي نبوده است.

وي اظهار داشت: اين اقدام زير نظر هيات مواد ناريه استان و با نظارت نيروي انتظامي و با مجوز رسمي انجام مي‌شود.

نماينده مجري طرح آزادراه كنارگذر شمالي مشهد گفت: به منظور پرهيز از تخريب و صدمه به بناهاي تاريخي منطقه به جاي ديناميت از "آمفو" با چاشني تاخيري استفاده شد لذا لرزش ناشي از انفجار بسيار ضعيف و وارد نمودن خسارت به بناهاي تاريخي بعيد به نظر مي‌رسد.

با اين وجود مسوول پايگاه ميراث فرهنگي توس گفت: طبق بخشنامه معاون اول رييس جمهور به شماره  ۳۸۱۴۰مورخ نهم مهر ماه  ۱۳۸۲و نيز مصوبه هيات دولت /۵۷۸۴۰ت  ۲۹۶۹۰ه در تاريخ چهارم اسفند ماه همان سال به كليه وزارتخانه‌ها، سازمانها، مووسسات دولتي و نهادهاي انقلاب اسلامي و استانداريهاي سراسر كشور، استعلام ضوابط استحفاظي آثار تاريخي فرهنگي و اصول توسعه پايدار به عنوان امري ضروري اعلام شده است.

وفا ثابتي افزود: همچنين مطابق با ماده  ۵۶۰فصل نهم قانون مجازات اسلامي عدم اخذ مجوز از ميراث فرهنگي كشور و تخلف از ضوابط حريم تاريخي، علاوه بر رفع آثار تخلف و پرداخت خسارت، محكوميت حبس از يك ماه تا سه سال را در پي دارد.

مسوول پايگاه ميراث فرهنگي توس گفت: ناآگاهي و فقدان آموزش صحيح، تلقي نادرست از ارزش ميراث فرهنگي، بي‌توجهي و فقدان اهميت كافي از سوي دستگاههاي اجرايي و يا عدم رعايت موارد به علت ايجاد موانع و محدوديت در اجراي طرحهاي مورد نظر دستگاهها، از جمله دلايل بروز چنين مسايلي است.

با اين حال به گفته نماينده مجري طرح آزادراه كنارگذر شمالي مشهد به توس، كارخانه‌هاي سيمان و گچ و نيز يك سنگ معدن هم مشغول فعاليت در منطقه توس هستند.

عليپور گفت: ممكن است انفجاري از سوي معدن سنگ به منظور استخراج سنگ رخ داده باشد.

وي افزود: اين معدن سنگ بيش از چهار سال است كه مشغول فعاليت در منطقه مي‌باشد و براي استخراج سنگ، انفجارهاي پياپي را در دستور كار دارد.

او اظهار داشت: همه مردم و سنگتراشان و معماران اين معدن را به نام معدن سنگ فردوسي مي‌شناسند و فعاليتي كاملا قانوني دارد.

اين در حالي است مسوولان سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري از وجود چنين معدن و وقوع هرگونه انفجار از سوي آن جهت استخراج سنگ اظهار بي‌اطلاعي مي كنند.

معاون حفظ و احيا آثار تاريخي سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري خراسان رضوي در خصوص فعاليت كارخانه‌هاي گچ و سيمان واقع در شمال شهر تاريخي توس گفت: اين دو كارخانه در حال فعاليت روزانه در محل هستند.

كوروش صابري افزود: پراكنده شدن دود و غبار ناشي از فعاليت اين كارخانه‌ها با توجه به نزديكي آنها به مجموعه باغ آرامگاه فردوسي سبب شده ذرات تشكيل‌دهنده دود و غبار بر روي پوشش گياهي منطقه به ويژه درختان و گياهان مجموعه باغ آرامگاه فردوسي، لايه‌اي ايجاد نمايد.

وي گفت: اين لايه كدر موجب نرسيدن نور خورشيد به برگها و اختلال در عمل فتوسنتز گياهي و در نتيجه موجب آسيب، بيماري و روند نابودي گياهان موجود مي‌شود لذا پوشش گياهي باغ سبزي و شادابي خود را ازدست مي‌دهد.

او افزود: اين روند در منظر و چشم‌انداز منطقه نيز به لحاظ وجود غبار حاصل از آنها تاثير سوء داشته است.

وي در خصوص فعاليت اين كارخانه‌ها گفت: سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان مراتب فوق و اينگونه مداخلات كه سبب آسيب و يا تهديد در خصوص اين منطقه فرهنگي و تاريخي شده را طي نامه و گزارش مكتوب به سازمان مركزي در تهران، استانداري خراسان رضوي و دستگاههاي ذيربط اعلام نموده و خواستار عدم ارايه مجوز جهت فعاليت اينگونه صنايع شده است.

به رغم همه اينها، مسوول پايگاه ميراث فرهنگي توس مي‌گويد به منظور مديريت علمي و اجرايي اين سرزمين فرهنگي و تاريخي، طرح جامع آمايش توس تهيه و تدوين شده است.

ثابتي افزود: اين طرح در دو مقياس كلان در محدوده  ۱۶هزار و ۵۰۰ كيلومتر مربعي دشت توس و نيز در مقياس خرد يعني محدوده  ۳۶۰هكتاري شهر تاريخي تابران توس و محدوده پيرامون حصار و بارو تدوين شده است.

وي گفت: اين طرح شيوه كلي نگرش و نحوه مواجهه و مداخله در سرزمين تاريخي توس را تبيين نموده است.

او افزود: همچنين در محدوده شهر تاريخي تابران توس و پيرامون آن مكانيابي و جانمايي كليه كاربريهاي مورد نياز در داخل عرصه تاريخي شهر، سايت باستاني شهر و كاربري‌هاي باغي جانمايي گرديده است.

وي گفت: طرح جامع آمايش منطقه فرهنگي و تاريخي شهر توس اخيرا تهيه، تكميل و به تصويب سازمان متبوع رسيده و اكنون در تدارك و بررسي جهت طرح در شوراي عالي معماري و شهرسازي كشور است.

او افزود: در صورت تصويب در شورا كه بالاترين مرجع تصويب طرحهاي كلان معماري و شهرسازي كشور است، به عنوان يك طرح بالادست لازم‌الاجرا و جهت ابلاغ از سوي استانداري خراسان رضوي اقدامهاي لازم انجام خواهد شد.

معاون حفظ و احيا سازمان ميراث فرهنگي خراسان رضوي هم گفت: با توجه به حجم عظيم آثار و بناهاي فرهنگي و تاريخي اين منطقه نيازمند بررسي، شناسايي و ثبت و مرمت و حفاظت است اما اعتبارات تخصيصي ناكافي مي‌باشد.

صابري افزود: عدم بهره‌برداري مناسب و وجود طرحهاي گردشگري متناسب با منطقه، ناآشنايي و نيز بي‌توجهي دستگاههاي اجرايي با ارزشها و ظرفيتهاي منطقه و نيز اصول توسعه پايدار از جمله مسايلي است كه بايد هر چه سريعتر حل و رفع شود.

وي در خصوص راهكارهاي حل مشكلات منطقه توس اظهار داشت: همكاري و همسويي تمامي دستگاههاي اجرايي جهت حفاظت و جلوگيري از اقدامات بي‌ضابطه و غير قانوني در منطقه و برنامه‌ريزي صحيح و آينده‌نگر با توجه به حجم عظيم بازديدكنندگان و گردشگران جهت رفع موانع و مشكلات ذكر شده و تدارك امكانات و خدمات مناسب با شاء‌ن و جايگاه اين منطقه تاريخي و فرهنگي مواردي است كه بايد مورد توجه قرار گيرد.


کلمات کلیدی:
 
خبر۱
ساعت ۱۱:٥٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ دی ،۱۳۸٥  

عضو كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس شوراي اسلامي در اين خصوص گفت:ما براي رسيدن به پيشرفت علمي نيازمند نيروهاي متخصص از نظر كمي و كيفي هستيم. عباسعلي رستمي با اشاره به‌جايگاه مهم و اساسي تحقيقات در كشور اظهار داشت: ما در حوزه تحقيقات نيازمند يك مديريت صحيح هستيم تا بتوانيم با يك عزم ملي اين بخش را در كشور نهادينه كنيم. نماينده مردم قوچان در مجلس با بيان اين كه بايد از نخبگان و نيروهاي متخصص پشتيباني كرد، گفت : آموزش در كشور بايد مبناي محقق پروري و پژوهش محوري باشد. او گفت : در دانشگاهها بايد به‌كيفيت آموزش توجه كرد و در انتخاب مديران در تمامي رده‌ها نگاه ضابطه‌مند و تخصصي جايگزين نگاه سليقه‌اي شود. به اعتقاد وي بايد از الگوهاي موفق ديگر كشورها كه سهم بيشتري در توليد علم دارند ، الگو برداري و از روشهاي موثر آنان در كشور بهره برد. عضو كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس شوراي اسلامي گفت : همچنين در شرايط فعلي نيازمند برنامه‌ريزي ،مديريت و اولويت بندي در امر پژوهش در سطح ملي هستيم.

رستمي گفت : كافي بودن يا نبودن بودجه پژوهشي كشور در جاي خود اهميت دارد اما نحوه هزينه بودجه پژوهشي ، نظارت و سياستگذاري صحيح در نحوه جذب صحيح آن از اهميت بيشتري برخوردار است. نماينده مردم قوچان در مجلس شوراي اسلامي گفت:طبق بررسي‌هاي انجام شده ، مشخص گرديده كه بودجه‌هاي پژوهشي اختصاص يافته بجاي هزينه در زمينه‌هاي پژوهشي،در هزينه‌هاي جاري و عمراني صرف مي‌شود و هيچگونه نظارت و سياست گذاري در اين رابطه وجود ندارد. او اظهار داشت : همچنين مشخص شد علي رغم اختصاص بودجه پژوهشي مناسب به مراكز تحقيقاتي، شاهد خروجي مطلوب و قابل توجهي در اين رابطه نبوده‌ايم.

رستمي افزود: با تفاسير فوق رسيدگي به كاهش بودجه‌هاي پژوهشي در بودجه سال ۱۳۸۵و اصرار بر افزايش آن در مرحله بعدي قرار مي‌گيرد. وي با تاكيد بر اينكه چگونگي صرف بودجه‌هاي پژوهشي از اهميت بالايي برخوردار است، گفت: بايد نگاه جديدي به عرصه پژوهش و ضرورت‌هاي وجود آن در كشور داشته باشيم. اين نماينده مجلس تاكيد كرد: سهم ما از توليد علم كه مولود پژوهش است ۷۴صدم درصد است در حالي كه در برخي كشورها اين ميزان به پنج تا شش درصد و در منطقه خاورميانه نيز حدود چهار درصد است. او اظهارداشت: علت كمي سهم ما از توليد علم ناشي از مبهم بودن نحوه صرف بودجه‌هاي پژوهشي و عدم سياستگذاري صحيح در مراكز پژوهشي كشور است. رستمي گفت: به‌اعتقاد من در زمينه پژوهش بايد مديريت، نظارت، سياستگذاري و اولويت بندي مشخصي وجود داشته باشد. وي با بيان اينكه تعيين محوري مشخص براي انجام كارهاي پژوهشي نيز در مرحله بعدي قرار دارد، افزود: اين امر نيازمند نياز سنجي وسيع در سطح كشور براي تشخيص محورهاي مشخص پژوهشي است. رستمي تاكيد كرد : پژوهش نيازمند ابزار است لذا بايد مشخص شود كه چه ميزان از بودجه پژوهشي در ارتباط با ابزار هزينه مي‌شود. وي بابيان اينكه پژوهشگر خبره و كار آزموده از جمله ديگر نيازها در امر پژوهش است ، گفت: با توجه به حضور افراد خلاق و كاردان در امر پژوهش كه اغلب در خارج از دانشگاهها و در بخش‌هاي خصوصي هستند تا كنون تلاش قابل توجهي در راستاي شناسايي آنان صورت نگرفته است. عضو كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس شوراي اسلامي گفت: تا زماني كه برنامه ريزي مشخص، مديريت و سياستگذاري صحيح‌در راستاي شناسايي محققان خبره صورت نگيرد، افزايش بودجه پژوهشي دركشور اثري نخواهد داشت. وي اظهارداشت : گره‌هاي موجود در امر پژوهش كشور را بايد از طريق نظرخواهي و هم فكري با اهل نظر و پژوهشگران قديمي در سطح كشور باز كرد.

 

يكي از اعضاي كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس شوراي‌اسلامي تاكيد كرد: پژوهش و تحقيقات مبناي اصلي جهش و پيشرفت علمي كشور است . علي سرافراز يزدي گفت: پژوهش و پژوهشگر در پيشرفت و توسعه كشور در كليه زمينه‌ها نقش مهم و تعيين‌كننده اي دارند. نماينده مردم مشهد و كلات در مجلس شوراي اسلامي گفت: در اين راستا براي تحقق برنامه‌ها و اهداف موجود در سند چشم انداز بيست ساله و برنامه چهارم توسعه بايد اهميتي بيش از پيش به اين بخش داد.

او با بيان اينكه طبق برنامه چهارساله بايد درآمد ناخالص ملي از پژوهش و تحقيقات در كشور ۱/۴تا دو درصد باشد ، گفت:هم اينك اين رقم حدود ۴۸ دهم درصد است . وي افزود: متاسفانه بودجه تخصيص يافته به‌بخش پژوهش و تحقيقات طي پارسال و امسال بسيار كمتر از ميزان لازم و مورد نياز بوده است. سرافراز با اشاره به تاكيدات مقام معظم رهبري به افزايش سهم درآمد ناخالص ملي از محل پژوهش و تحقيقات به دو درصد تا آخر اجراي برنامه چهارم توسعه، گفت: اين امر حاكي از اهميت مبحث پژوهش در كشور و ضرورت پيشرفت و جهش علمي كشور است. او افزود: براي توسعه و پيشرفت مباحثي مانند فناوري هسته‌اي ، شبيه سازي ، نانو تكنولوژي و غيره تحقيقات و پژوهش ، مبنايي اساسي است . وي اظهار داشت : اين امر نشان از اين دارد كه براي حضور فعال در عرصه جهاني نيازمند بودجه‌هاي قابل ملاحظه‌اي هستيم كه به بخش‌هاي پژوهشي اختصاص داده شود. نماينده مشهد در مجلس اظهار داشت : بودجه‌هاي پژوهشي در مراكز پژوهشي موجود در سازمانهاي مختلف و دانشگاهها وارد و هزينه مي‌شود. عضو كميسيون آموزش مجلس گفت: شنيده‌ها حاكي از آن است كه هم اينك بحث اختصاص مبلغ ۱۲۵۰ميليارد تومان بودجه تخصصي در بودجه سال ۱۳۸۶مطرح است كه از اين ميزان ۱۰۸ميليارد تومان متعلق به بخش پژوهش است و كمتر از ۱۰ درصد اين مبلغ نيز به دانشگاه اختصاص مي‌يابد. او با بيان اينكه بودجه پژوهشي دانشگاهها در سالجاري ۱۱۰ميليارد تومان بوده است ،گفت:علي رغم پايين بودن اين مبلغ نسبت به سال قبل از آن ، مبلغ مورد بحث براي اين منظور در بودجه سال آينده نيز دو ميليارد تومان كمتر پيش بيني شده است ،كه نگران‌كننده است. اين نماينده مجلس افزود : علي رغم همه پشتيباني‌هاي دولت و حمايت از فرهيختگان، دانشگاهيان و مراكز پژوهشي ، متاسفانه در عمل شاهد تحقق بودجه و توجه لازم به اين موارد نبوده ايم. او تاكيد كرد: مراكز آموزش عالي و آموزش و پرورش لازم است كه پژوهش و كارهاي تحقيقاتي را در سرلوحه كار خود قرار دهند و نسبت به پژوهشگر پروري بيشتر فعال باشند. او با اشاره به‌اينكه بهترين مكان براي پژوهش در دوران راهنمايي و دبيرستان است ، گفت: از اين دوران بايد جوانان و نوجوانان را با كار پژوهشي آشنا كنيم و جشنواره خوارزمي در اين راستا گام مهمي در اوج گرفتن پژوهش در كشور است.

سرافراز گفت: نيازمند كار تحقيقاتي و بودجه‌هاي بيشتري در اين رابطه هستيم تا نيروهاي ارزشمند را براي حضور فعال و مقتدر در مرحله آموزش عالي تربيت نماييم. او افزود: در تخصيص بودجه پژوهشي و تحقيقاتي دچار مشكل جدي و نيز در بخش نظارت بر بودجه‌ها نيز مشكل داريم. عضو كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس شوراي اسلامي اظهار داشت: متاسفانه هم اينك در مراكز پژوهشي نظارت جدي بر چگونگي صرف و جذب بودجه نمي‌شود لذا در برخي مراكز شاهد صرف بودجه پژوهشي در زمينه‌هاي عمراني و رفاهي هستيم.سرافراز يزدي گفت: لازم است وزارت علوم كه مسوول و متولي اصلي كليه امور پژوهشي كشور است نظارت بر نحوه اعمال بودجه‌ها را پيگيري كند ، هر چند اين پژوهش‌ها و تحقيقات در زمينه‌هاي صنعتي ، كشاورزي و غيره باشد . او اظهار داشت : با تشكيل شوراي عالي تحقيقات و فناوري در كشور كه با دبيري وزير علوم و با حضور رييس جمهور، وزراي آموزش و پرورش و آموزش عالي و سايرين مي‌باشد اميدورايم در بحث نظارت بر بودجه پژوهشي اقدامات مطلوبي تحقق يابد. اين نماينده مجلس تاكيد كرد : تقويت بازوي نظارتي بر نحوه صرف بودجه هاي پژوهشي، بهينه كردن صرف بودجه‌ها از جمله نيازها در بخش پژوهش است، همچنين دولت و وزراتخانه‌هاي مرتبط بايد بيش از گذشته به امر تحقيق و پژوهش توجه نمايند. او با بيان اينكه فشار غرب و صدور قطعنامه ۱۷۳۷عليه ايران تنها در بحث فناوري هسته‌اي نيست، گفت:امروز ايران پا به پاي ديگر كشورهاي پيشرفته در زمينه‌هاي تحقيقاتي به‌سرعت پيشرفت مي‌كند لذا غرب نگران آينده شفاف ايران در بعد تحقيقاتي است. سرافراز يزدي تاكيد كرد: ما نيز بايد در اين مبارزه جهاني با صرف هزنيه ها و انجام تحقيقات لازم سعي در پيشرفت و حفظ موقعيت برتر خود نسبت به ديگر كشورها داشته باشيم . وي با بيان اينكه در كشورهاي پيشرفته از دوران كودكي و در مقطع دبستان افراد با الفباي تحقيق و پژوهش آشنا مي‌شوند، گفت : اما متاسفانه در كشور ما اين روند به شكلي است كه افراد پس از پايان دوران تحصيل در مقاطع فوق ليسانس و دكترا به عرصه پژوهش و تحقيق ورود مي‌يابند. او افزود: بايد در آموزش و پرورش زمينه‌هاي لازم براي باروري و رشد استعدادهاي افراد در حوزه‌هاي مختلف پژوهشي فراهم گردد. اين نماينده مجلس گفت: بايد جوانان و دانش آموزان روش‌هاي كار و تحقيق را در دبيرستان و دانشگاه بياموزند و با زير و زبرهاي اين حوزه بطور كامل آشنا شوند. وي تاكيد كرد:در اين راستا بايد از معلمان و دبيران خوش فكر و خلاق حمايت و توجه شود تا بتوان با كاربرد خلاقيت و هنر معلمي دانش آموزان را وادار به فكر كردن و تحقيق در زمينه‌هاي مختلف نمود. او افزود: متاسفانه هم اينك دانش آموزان و جوانان ما با تحقيق و پژوهش بيگانه هستند و اين روند در پيشرفت علمي كشور تاثير منفي دارد.

 

خراساني‌ها صاحب موزه پوشاك مي‌شوند

تا پايان سال 86 موزه پوشاك استان خراسان‌رضوي گشايش مي‌يابد.

"ابوالفضل مكرمي‌فر" رئيس سازمان ميراث فرهنگي، صنايع‌دستي و گردشگري خراسان‌رضوي ضمن بيان اين مطلب گفت: طراحي موزه پوشاك اكنون درحال اجرا است و با پيش‌بيني‌هاي صورت گرفته تا پايان سال كار خود را آغاز مي‌كند.

وي دليل اصلي ايجاد اين موزه را تنوع پوشاك خراسان عنوان كرد و افزود: با توجه به اينكه هم در جنوب و هم در شمال خراسان تنوع پوشاك بسيار است مصمم به معرفي انواع پوشاك در اين منطقه شديم.

مكرمي‌فر اظهار داشت: اين موزه انواع پوشاك خانم‌ها و آقايان نظير سرپوش، پاپوش، چارقد، گيوه و... را معرفي خواهد كرد.

وي درخصوص محل احداث اين موزه اظهار داشت: اين موزه در يكي از خانه‌هاي قديمي شهر مشهد ساماندهي و احداث مي‌شود، اما هنوز جانمايي آن انجام نشده است.

راه‌اندازي فروشگاه اينترنتي صنايع‌دستي در خراسان شمالي

به منظور دسترسي آسان و سريع خريداران به اقلام صنايع‌دستي، در استان خراسان شمالي فروشگاه اينترنتي صنايع‌دستي راه‌اندازي مي‌شود.

"فرشته دستپاك" معاون صنايع‌دستي و هنرهاي سنتي سازمان ميراث فرهنگي، صنايع‌دستي و گردشگري خراسان شمالي با بيان اين مطلب گفت: با آموزش IT و تجارت الكترونيك به صنعتگران صنايع‌دستي، مي‌توان توليدات آنها را به شكل فروشگاه اينترنتي در معرض ديد كاربران قرار داد و بازار بسيار خوبي ايجاد كرد.

وي افزود: آموزش رشته‌هاي جديد مانند جواهرسازي، تراش سنگ‌هاي قيمتي و قلمزني از برنامه‌هاي بسيار مهم ما به شمار مي‌رود كه در اشتغالزايي و بالابردن انگيزه هنرمندان تاثير بسزايي دارد.

دستپاك فراهم كردن زمينه شركت صنعتگران در نمايشگاه‌هاي داخلي و خارجي را در فروش و شناساندن آثار بومي بسيار تاثيرگذار دانست و گفت: برگزاري كارگاه‌هاي آموزشي كارآفريني و بازاريابي در شناخت بازارهاي جهاني و به روز كردن توليدات مطابق با سلايق خريداران اثر مثبتي خواهد داشت.

وي تهيه بانك اطلاعاتي صنايع‌دستي و تبليغات را مهم ارزيابي كرد و گفت: تهيه تيزرهاي تبليغاتي، چاپ بروشورهاي چند زبانه ساخت فيلم‌هاي فرهنگي و راه‌اندازي وب سايت صنايع‌دستي در راستاي معرفي و گسترش صنايع‌دستي استان در دستور كار قرار گرفته است.

 

مديرکل محيط زيست خراسان رضوي خبر داد:

كشف يک گونه جديد از خانواده آهوسانان در منطقه سرخس

مشهد نيوز:مديرکل محيط زيست خراسان رضوي از كشف يک گونه جديد از خانواده آهوسانان در منطقه سرخس خبر داد.

سيد حسين آقاميري، با بيان اين كه اين گونه جديد حيواني در مرز ايران و ترکمنستان كشف شده است، افزود: احتمال بسيار کمي وجود دارد که اين گونه در ساير مناطق استان و کشور وجود داشته باشد.

وي تصريح كرد: در گشت‌ها و کنترل‌هاي انجام شده در مناطق استحفاظي استان، با 3 راس از آن‌ها مواجه شده‌ايم.

آقاميري خاطرنشان كرد: اين گونه آهوي جديد به لحاظ داشتن خطي در ناحيه کمر و فرم چثه با آهوهاي شناخته شده در دشت‌هايي مثل شيراحد و هلالي گناباد تفاوت دارد.

وي تعداد اين گونه جديد را در استان 3 تا 5 رأس عنوان کرد و افزود: اين گونه حيواني در محيط‌هاي دشتي زندگي مي‌کند، با شرايط محيطي کم آب به سرعت سازگار مي‌شود، وزن آن 35 تا 40 کيلوگرم است.

مديرکل محيط زيست خراسان رضوي به اهميت بالاي کشف گونه‌هاي جديد اشاره کرد و به ايسنا گفت: احتمالا به دليل کم بودن تعداد اين آهوها تاکنون متوجه وجود اين گونه نشده بوديم، اما براي اين كه شرايط مناسب‌تري براي زيست اين گونه فراهم شود، ضريب امنيتي و حفاظتي مناطق را افزايش خواهيم داد.

وي در پايان گفت: بعد از معرفي و بررسي خصوصيات اين گونه در دانشگاه تهران آن را براي ثبت در مجامع بين‌المللي مرتبط با محيط وحش معرفي خواهيم کرد.

بند 600 ساله اخلمد احيا شد

بنداخلمد از محل اعتبارات اضطراري سال 84 و 85 و اعتبارات منطقه توس احيا و مرمت شد.

سياوش صابري معاون حفظ و احياي آثار تاريخي سازمان ميراث فرهنگي، صنايع‌دستي و گردشگري خراسان رضوي ضمن بيان اين مطلب گفت: مرمت و خواناسازي بند اخلمد شامل بازنشاني سنگ‌هاي فروافتاده، بندكشي و مشخص كردن خطوط اصلي نما است.

وي با اشاره به اينكه تاكنون پنج درصد از اين سازه، بازسازي و مرمت شده است، خاطرنشان كرد: بند اخلمد با قدمت 600 سال جزء معدود سازه‌هاي آبي استان است و با توجه به ساخت و ساز و نحوه اجراي بنا و قابل مقايسه بودن آن با بندهاي فريمان، گلستان و سلامي به احتمال زياد مي‌توان آن را مربوط به دوره تيموري دانست.

"وفا ثابتي" كارشناس ناظر معاونت حفظ و احيا در خصوص اين بنا گفت: مصالح به كار رفته در ساختمان بند، سنگ، آجر و ملات ساروج است.

وي افزود: طول بند 225 متر، ارتفاعش 12 متر و عرض آن در تاج 11 و در بستر رودخانه 135 متر است كه در طول سراب و پاياب بند و در فواصل مختلف، تعداد 9 نيم استوانه براي تقويت بند پيش‌بيني شده كه چهار عدد از آنها عمل آبگيري را انجام مي‌دهند.

بند اخلمد در روستايي به همين نام واقع است. اين روستا از توابع شهرستان چناران، در دامنه‌هاي شمالي رشته‌كوه بينالود و يكي از دژهاي عميق آن قرار دارد و ارتفاع آن از سطح دريا 1500 متر است.

پنج درصد از بند 600 ساله‌ي اخلمد در چناران بازسازي شده است

سياوش صابري گفت: با توجه به قدمت ‌٦٠٠ ساله‌ي بند اخلمد، از محل اعتبارات اضطراري سال ‌١٣٨٥ و ‌١٣٨٤ و همچنين اعتبارات منطقه‌ي توس براي احيا و مرمت اين بند تاريخي اقدام شد که تاکنون پنج درصد از اين سازه، بازسازي و تعمير شده است.

 معاون حفظ و احياي آثار تاريخي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري خراسان رضوي افزود: مرمت و خواناسازي بند اخلمد شامل بازسازي سنگ‌هاي فروافتاده‌ي نما، بندکشي و مشخص كردن خطوط اصلي نماي بند آغاز شده و درحال انجام است.

وي بند اخلمد را جزو معدود سازه‌هاي آبي استان دانست و اظهار كرد:‌ با اهميت بودن اين بند از لحاظ معماري نيز دليل ديگري براي احياي اين بناي تاريخي به‌شکل گذشته‌ي آن بوده است.

همچنين کارشناس ناظر معاونت حفظ و احياي آثار تاريخي خراسان رضوي درباره‌ي تاريخچه و قدمت بنا، توضيح داد: با توجه به ساخت و ساز، نحوه‌ي اجراي بنا و قابل مقايسه بودن آن با بندهاي فريمان، گلستان و سلامي به احتمال زياد، اين بند را مربوط به دوره‌ي تيموري مي‌توان دانست.

وفا ثابتي اضافه كرد: مصالح به‌کار رفته در ساختمان بند، سنگ، آجر و ملات ساروج‌اند. همچنين ‌طول بند ‌٢٢٥ متر، عرض آن در تاج ‌١١ متر و در بستر رودخانه ‌٥/١٣ متر و ارتفاع آن ‌١٢ متر است که در طول سراب و پاياب بند و در فواصل مختلف، نه نيم‌استوانه براي تقويت بند پيش‌بيني شده است که چهار عدد از آن‌ها در سراب عمل آب‌گيري را انجام مي‌دهند.

روستاي اخلمد از توابع شهرستان چناران در منطقه‌اي کوهستاني، در دامنه‌هاي شمالي رشته‌کوه بينالود و يکي از دژهاي عميق آن قرار دارد که ارتفاع آن از سطح دريا يک‌هزار و ‌٥٠٠ متر است.

مشهد؛

آغاز به كار جشنواره هاي سفير عرش در مشهد

جشنواره هاي فرهنگي هنري سفير عرش از 24 دي در مشهد آغاز بکار کرد.

هادي مظفري دبير جشنواره هاي فرهنگي هنري سفير عرش در گفتگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران گفت: اين جشنواره از 24 دي آغاز و تا 17 اسفند سال جاري ادامه مي يابد.

وي خاطرنشان كرد: اين جشنواره ها در هشت بخش ادبيات ديني و مسابقه داستان هاي ميني مال با عنوان برسد به تمام جهان، نمايشگاه عكس آئيني با عنوان مدار نور، مسابقه خاتم در رشته خوشنويسي، مسابقه نمايشنامه نويسي با عنوان به تماشا، كنگره بين المللي شعر نبوي، ساخت سرود پيامبر و خلق 20 تابلو نقاشي از ولادت تا وفات پيامبر اعظم (ص) با عنوان بهانه خلقت برگزار مي شود

 

مشهد؛

برخورداري از 9 ميليون دلار معافيت وارداتي براي صاحبان صنايع خراسان رضوي

رئيس اداره ي اقتصادي و بازرگاني سازمان صنايع و معادن خراسان رضوي گفت: از ابتداي امسال تا اوايل دي ماه کار آفرينان بخش صنعت خراسان رضوي از 5/9 مييلون دلار معافيت حقوقي گمرکي براي ورود ماشين آلات توليد برخوردار شدند.

هادي هراتي زاده، افزود: ارزش مجموع ماشين آلات وارده شده مشمول معافيت 101 مييلون دلار است که کارآفرينان صنعت استان از پرداخت 9 ميليون و 500 هزار دلار معاف شدند.

وي خاطر نشان کرد: اين گروه صنعتي ماشين آلات شامل ماشين آلات ساخت قطعات خودرو، ماشين آلات صنايع غير فلزي، صنايع غذايي، صنايع سلولزي و فلزي، است.

اين ماشين آلات فناوري روز دنيا و براي نصب در واحدهاي صنعتي استان وارد شده است.

وي افزود: ازابتداي برنامه ي چهارم توسعه تا کنون 312 ميليون دلار ماشين آلات با فناوري روز وارد استان شده که ميزان برخورداري از معافيت جهت اين ماشين آلات 25 ميليون و 700 هزار دلار است

 مشهد:

اعزام دو دونده خراساني به مسابقات آسيايي

دو ورزشكار از خراسان رضوي همراه تيم ملي در صحرا نوردي براي شركت در مسابقات آسيايي به اردن مي روند.

تيم ملي صحرا نوردي ايران اسفند ماه امسال براي شركت در مسابقات جوانان آسيا به اردن اعزام مي شوند كه از چهار ورزشكار اعزامي اين تيم دو نفر از ورزشكاران استان خراسان رضوي هستند.

عليرضا جاقوري و محمد فرجي اعضاي خراساني تيم اعزامي به مسابقات جوانان آسيا  اسفند ماه به اين مسابقات اعزام مي شوند.

هم اكنون اعضاي تيم ملي در اردوي تداركاتي در جزيره قشم زير نظر حسين عباس زاده (مربي مشهدي) به تمرين مي پردازند.

مشهد؛

5/12 درصد از اتوبوس هاي مشهدي گازسوز شده اند

مدير کل حفاظت محيط زيست خراسان رضوي گفت:5/12 درصد از اتوبوس هاي مشهد مشمول طرح گاز سوز کردن خودروها قرار گرفته اند.

مهندس سيد حسين آقا ميري افزود: تا کنون يک سال و نيم از اجراي اين طرح مي گذرد و پيش بيني مي شود تا سه سال ديگر که مهلت اتمام اين پروژه است رقم ذکر شده به 92 درصد برسد.

وي رشد خروج خودروهاي فرسوده از اتوبوسراني را 25 درصد اعلام و تصريح کرد: در 20 ماه گذشته پانصد دستگاه اتوبوس فرسوده ازناوگان حمل و نقل درون شهري مشهد حذف شده که ظرف دو سال اخير سن ناوگان اتوبوسراني از هشت سال به شش سال کاهش يافته است./ع.ط/ک/ل

مشهد؛

احضار 65 كانديداي شوراي شهر نيشابور به دادگاه

 

دادستان نيشابور گفت:تخلفاتي كه در نتيجه انتخابات شوراها مؤثر باشد قبل،حين و بعد از انتخابات نداشتيم ولي برخي تخلفات فردي مربوط به نحوه تبليغات اتفاق افتاده است.

علي قرباني افزود: 65 كانديدا به خاطر نصب پوستر در اماكن ممنوع كه مورد ايراد خساراتي به اموال دولتي شده است  با شكايت برخي نهاد ها و ارگان ها احضار شده اند و پس از تأمين قرار مناسب و صدور كيفر خواست به دادگاه رفته اند.

وي با اشاره به اينكه بيشترين شكايت ها از طرف مخابرات بوده افزود: بانك صادرات،بانك سپه و برخي مجامع فرهنگي و صنفي هم شكاياتي طرح كرده اند.

وي اضافه كرد: همچنين در يك مورد كانيددايي اقدام به جعل نامه اي از طرف صنف خود كرده بود كه تكذيبيه اش صادر شد و رأي هم نياورد

 


کلمات کلیدی: