ازغدگردی چهارباغی در نوزدهمین قرار مشهد شناسی
ساعت ۱:٤٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٥ فروردین ،۱۳٩٥  

اهالی چهارباغ در نخستین قرار مشهد گردی خود در سال جدید از شهر خارج شده و به دیدار روستای تاریخی ازغد رفتند.

به گزارش مردم سالاری، نوزدهمین برنامه مشهد گردی گروه چهارباغ به بازدید از روستای دیدنی ازغد در ٢٢ کیلومتری شهر مشهد قرار داشت. روستایی که به دلیل وجود مسجد جامعی تاریخی بسیار در نزد مردم مشهد شناخته شده است.

اهالی چهارباغ این برنامه را صبح روز جمعه 20فروردین از برابر پارک ملت مشهد در حالی آغاز کردند که تعداد حاضران در این قرار بیش از تمامی قرارهای گذشته اهالی چهارباغ بود به نحوی که از عدد ۶٠ فراتر رفت.

رضا سلیمان نوری ، خراسان پژوه همراه گروه در مسیر رسیدن به ازغد توضیحاتی را در باره این روستا برای اهالی چهارباغ ارائه داد.

وی گفت: روستای ازغد در استان خراسان رضوی در 17 کیلومتری شمال شرق طرقبه در جنوب شهر مشهد و در 18 کیلومتری انتهای بلوار وکیل آباد در دامنه رشته کوه های بینالود واقع شده است. این روستا از حرم مطهر امام رضا (ع) حدود 40 کیلومتر فاصله دارد .

سلیمان نوری ادامه داد: این روستا در یکی از دره های منتهی به شمال رشته کوه بینالود واقع شده و به دلیل موقعیت جغرافیایی و ساخت منازل که به صورت پلکانی بوده دارای ارزش معماری سنتی است. از جمله کوه‌های معروف ازغد می توان قله گاو ،قیچ قر و آسیابان و از دره های معروف آن  زقی دره ، بازه در ه و کمین دره را نام برد.

این خراسان پژوه درباره معنای نام این روستا نیز عنوان کرد:  نام هر روستا معولا از  فرهنگ ، تاریخ و یا جغرافیایی آن محل وام گرفته شده است. بنابراین انتخاب هر اسم دلیلی دارد  که در فرهنگ عامه مردم نسل به نسل انتقال می یابد."زغ" در زبان محلی به معنی دره تنگ و باریک و پرآب است. روستا در دره ای تنگ و باریک  ایجاد شده و از دوطرف به کوه ختم می شود ،بنابراین باتوجه به قرارگیری روستا در دره پرآب و باریک نام زغ را  به خود گرفته که با توجه به اتصال چند دره به یکدیگر در نزدیکی روستا از کلمه جمع یعنی  "ازغد" استفاده شده است.البته به روایتی دیگر و براساس گفته برخی اهالی به این علت به این روستا ازغد می گویند که قبل از مناطق اطراف  وجود داشته است. همچنین در قدیم نام روستا ازقد نگارش می شد که مخفف از قدیم به معنی باقی مانده از زمان گذشته و قدیم می‌باشد.

وی درباره بناهای مهم این روستا نیز گفت: مهم ترین بنای تاریخی روستا مسجد جامع آن است. این مسجد بنای مربوط به عهد تیموریان می باشد. این بنا دارای یک ورودی با شبستان و ایوان مسقف و ستون چوبی است و در دوره قاجار مرمت شده  و در تاریخ ۱۷ آذر ۱۳۶۴ با شماره ثبت ۱۶۹۷ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

سلیمان نوری افزود: در ورودی مسجد جامع ازغد نیز در دوره تیموریان و بنا به کتیبه ای که بر روی چهارچوب آن واقع شده؛ توسط شخصی به نام حاج علی ازغدی ساخته شده است. این در دارای نقوش  اسلیمی در نوع خود منحصر به فرد است.

وی ادامه داد: جنس در مسجد جامع ازغد از چوب گردو بوده و  به جای لولا دارای دو پاگرد است که در  درون پاشنه های چهار چوب قرار گرفته و با چرخش آنها در باز و بسته می شود. این در  ۲متر عرض و ۵۶/۲ بلندی دارد.

این خراسان پژوه افزود: خود مسجد نیز سالها قبل از در ساخته شده و بنا به تاکید کارشناسان، اساس و ریشه مسجد متعلق به دوران قبل از اسلام است که با رواج اسلام بنای مذکور در دوران صفوی تغییر کاربری شده و به مسجد تبدیل شده است. درون مسجد ۱۴ ستون به تعداد امامان شیعه ساخته شده که بر روی یکی از این ستون‌ها کتیبه ای وجود دارد که ساخت بنا را مربوط به سال 831 هجری قمری آورده است .

وی با اشاره به وجود ١١ کتیبه مختلف چوبی، گچی و سنگی در این بنا گفت: در مسجد جامع ازغد از آنچنان ارزشی برخوردار است که در بهمن ماه سال 83 توسط سارقان ربوده شد اما به همت اهالی و  تلاش نیروی انتظامی در حالی که قاچاقچیان در حال خروج از مرز بودند ،آن را پیدا کرده و به روستای ازغد باز گرداندند.

سلیمان نوری در ادامه دیگر آثار تاریخی مهم ازغد را آرامستان تاریخی،  مدرسه علمیه و حمام این روستا معرفی کرد و گفت: مدرسه علمیه روستای ازغد ۴٠٠ سال سابقه دارد و یکی از قدیمی ترین مدارس علمیه روستایی کشور و کهن ترین در خراسان رضوی است.

وی افزود: همچنین این روستا دارای سه آرامستان است که یکی از آنها به رغم داشتن سابقه تاریخی بیشتر به دلیل قرار کگرفتن در املاک شخصی قابل دسترسی نیست اما دو قبرستان دیگر یکی در ابتدا و دیگری در انتهای ده قرار دارند.

سلیمان نوری ادامه  داد: قبرستان انتهای ده از سابقه بیشتری برخوردار است و سنگ قبرهایی با عمر بیش ار ٢٠٠ سال در آن دیده می شود.

این خراسان پژوه در بخش پایانی سخنان خود قبل از وردو اهالی چهارباغ به روستای ازغد درباره منابع معدنی این روستا نیز گفت: ازغد دارای یک معدن طلا و یک معدن مس است که در این بین معدن طلای آن در روزگار گذشته مورد بهره برداری قرار می گرفته است و به همین دلیل رودخانه جاری در محدوده روستا به ذهب رود یا رود طلا معروف است.

اهالی چهارباغ پس از کسب این اطلاعات اولیه از وضعیت ازغد وارد روستا شدند. آنان پس از صرف صبحانه در یکی از مناطق سرسبز موجود در بافت روستا به محل آرامستان قدیمی ار روستا رفته و ضمن بازدید از این مکان اطلاعات تکمیلی درباره آن را از زبان رئیس شورای اسلامی روستای ازغد شنیدند.

فغانی در این جمع گفت: قبرستان کنونی روستا برای مردم از اهمیت ویژه ای برخوردار است به نحوی که ازغدی های مقیم مشهد نیز درگذشتگان خود را در آن دفن می کنند.

 وی ادامه داد: اغلب سنگ قبرهای این مجموعه توسط خانواده ای از سنگ تراشان که ساکن روستا بودند ساخته شده و تا حدود ده سال پیش که آخرین فرد فعال در اینن صنعت در قید حیات بود سنگ قبرهای روستا به شیوه سنتی ساخته می شد.

فغانی در ادامه به نوع خاص قرار گرفتن قبور در این آرامستان اشاره کرد وگفت: در این مجموعه اموات به صورت خانوادگی دفن می شوند. یعنی اموات هر خانواده محدوده ای مخصوص بله خود دارند و در کنار  بزرگ خانواده در آن محدوده از زمین آرامستان به خاک سپرده می شوند.

رئیس شورای اسلامی روستای ازغد همچنین با اشاره به بزرگترین سنگ موجحود در این قبرستان گفت: این سنگ قبر متعلق به نخستین شهید روستا است که در همان سال های نخست جنگ شهید شد. پس از آوردن جنازه او که تک پسر خانواده بود پدرش این سنگ را از کنار روستا انتخاب کرد و به همت اهالی و با روش غلطاندن برروی زمین سنگ به این مکان منتقل شد و بر بالای قبر شهید جای گرفت.

گفتنی است پس از این سخنان رئیس شورا، اهالی چهارباغ فاتحه ای برای درگذشتگان مدفون در این قبرستان قرائت کرده و سپس عازم مسجد جامع روستا شدند.قرار داشتن دو چنار چندین صد ساله در برابر در ورودی مسجد جامع ازغد از دیگر دیدنی های این روستا بود. چنارهایی که داخل یکی از آنها به رغم سرسبزی خالی بود و به گفته اهالی تا چند سال پیش از آن فضا به عنوان مغازه استفاده می شد.

پخش فیلم مستند نحوه سرقت در ورودی مسجد جامع ازغد وتلاش مردم برای باز پس گرفتن آن بخش بعدی این برنامه مشهد گردی چهارباغی ها بود. فیلمی که در پایان پخش آن مسعود منجزی کارگردان اثر نیز توضیحاتی درباره نحوه تهیه آن داد.

گرفتن عکس یادگاری در ایوان فتحعلیشاهی مسجد جامع ازغد بخش بعدی این برنامه مشهد گردی اهالی چهارباغ بود. بخشی که به دلیل آغاز بارش باران آخرین بخش برنامه نیز شد و اهالی چهارباغ بدون بازدید حمام ومدرسه علمیه تاریخی روستا با این امید که روزی دیگر برای دیدن نادیده های بسیار ازغد بدین روستا باز گردند مجبور به بازگشت شدند.  


 
دیدار از کارخانۀ نخریسی آخرین مشهدگردی چهارباغی های در سال ٩۴
ساعت ۱٠:٥٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٤ اسفند ،۱۳٩٤  

هجدهمین و آخرین قرار مشهد گردی چهارباغی ها در سال جاری به بازدید از قدیمی ترین مجموعه ریسندگی و بافندگی شرق کشور یعنی کارخانه نخریسی اختصاص داشت.

در ابتدای این بازدید ،رضا سلیمان نوری خراسان پژوه عضو گروه توضیحاتی کلی درباره نحو ایجاد این مجموعه به شرکت کنندگان در آخرین مشهد گردی سال جاری اهالی چهارباغ ارائه داد.

وی گفت: کارخانه نخ‌ریسی و نساجی خسروی، نخستین و بزرگ‌ترین کارخانه خراسان و شرق کشور است که در دوران حکومت پهلوی اول ایجاد شد. تاسیس این کارخانه در اقتصاد مشهد اثرات مطلوبی گذاشت، زیرا با جذب حدود هزار نفر کارگر، به‌طور مستقیم سهم عمده‌ای در زمینه اشتغال داشته است.

سلیمان نوری ادامه داد: تیر۱۳۱۰، نامه‌ای از وزارت دربار به نیابت تولیت وقت یعنی محمد ولی خان اسدی ارسال شد که در آن دستور ایجاد  کارخانه نخریسی و پارچه‌بافی در مشهد از سوی شاه داده شده بود. بر اساس این دستور رضا شاه مبلغ پنجاه هزار تومان از مبلغ مورد نیاز ساخت این مجموعه را از محل حق‌التولیه پرداخت کرده  و همین مقدار هم باید از جانب اسدی به عنوان نایب التولیه پرداخت می‌شده است. بانک ملی و موسسات آلمانی نیز در حدود صدهزار تومان برای اجرای این طرح پرداخت می کردند و بر این اساس مبلغ دویست‌هزارتومان سرمایه اولیه شرکت نخریسی آماده بوده و صد هزارتومان دیگر  مورد نیاز را هم بانک ملی  تامین می‌کرده است.

وی ادامه داد: این دستور به دلایلی از جمله همکاری نکردن کامل آلمان ها و نبود موجودی کافی در بانک ملی به طور کامل  اجرایی نمی‌شود تا اینکه در سال۱۳۱۳خورشیدی در منزل  اسدی نایب التولیه با حضور فرزندش سلمان که نماینده مجلس بوده جلسه ای برگزار می شود و در آن مقرر می‌شود که شرکت نخریسی با سرمایه پانصد و پنجاه هزار تومان تاسیس شود  که از این مقدار  مبلغ سیصد هزارتومان را تجار محترم مشهد تقبل و دویست و پنجاه هزار تومان هم تجار زرتشتی مقیم هندوستان تقبل می کنند.

این خراسان پژوه با اشاره به اینکه بر این اساس کارخانه نخریسی نخستین مجموعه و شاید تنها مجموعه‌ای در مشهد  باشد که زرتشتیان به صورت رسمی در آن سرمایه‌گذاری کرده‌اند، ادامه داد: بدین گونه شرکت سهامی نخ‌ریسی و نساجی خسروی مشهد در تاریخ چهاردهم اسفند ماه ۱۳۱۳ در مشهد تحت شماره ۳۸ و برای مدت ۵۰ سال به ثبت رسید. اولین مجمع عمومی شرکت در منزل اسدی نایب التولیه تشکیل شد. ۲۷ نفر که دارای ۱۱۷۱۶سهم به مبلغ۵۸۵۸۰۰۰ ریال بودن در این جلسه حاضر و  ۶ نفر هم با ۲۸۴سهم به مبلغ۱۴۲۰۰۰ریال، غایب بودند.

وی افزود: بر این اساس نخستین هیئت مدیره کارخانه با عضویت محمد ولی خان اسدی، حسام‌الدین خان انصاری، جلیل بیک نصیرزاده، حاج آقا نبویان، رستم مسانی، هرمز فرامرز، مراد ایرانی و بازرسی عبدالرحیم وهاب زاده  و علی آقا کازرونی تشکیل شد.

سلیمان نوری ادامه داد: مساحت بنای کارخانه۷۶۰۰ متر بوده است. سفارش ماشین‌آلات نخ‌ریسی به کمپانی «برادران پلات» انگلستان  داده شد. صد و پنجاه دستگاه ماشین‌آلات بافندگی و لوازم آن نیز از کمپانی «یونیون ماتکس» آلمان خریداری شد و ماشین‌آلات و لوازم برق کارخانه همگی از کمپانی آ.ا.گ ،دیگ‌های بخار کارخانه را آقای کمیساریات نماینده پارسیان هندوستان به شرکت فروخت و اثاثیه لوازم آن جداگانه از خارج خریداری شد .

وی با اشاره به اینکه مراسم گشایش کارخانه نخ‌ریسی و نساجی، عصر چهارشنبه یازدهم اسفند ماه ۱۳۱۶انجام شد، ‏افزود: در این مراسم عبیدی، رییس کل صنایع وقت، گلکانی رییس بانک سپه و پاکروان استاندار سخنرانی کردند.

این خراسان پژوه آستان قدس رضوی، شرکت سهامی تجارتی خراسان، آقایان نصیرزاده، وهاب‌زاده، گلکانی، درودی، نبویان و اشخاص متفرقه در ایران و جمعی از پارسیان مقیم هندوستان را سهامدا اصلی این مجموعه پس از افتتاح معرفی کرد و گفت: البته به مرور زمان این ترکیب تغییرات گسترده ای کرد و تا جایی که اکنون بیش از ٨٠ درصد سهام آن در اختیار آستان قدس است.

سلیمان نوری افزود: بنابر اسناد موجود در سال 1316 عزت وهاب زاده به عنوان اولین مدیرعامل کارخانه نخریسی و نساجی خسروی خراسان برگزیده شد. بعد از وی حسن احیائی از تاریخ بیست و پنجم مهرماه 1317 به‌عنوان مدیر عامل کارخانه نخریسی و اکبر اسکوئی به‌عنوان معاون مدیرعامل انتخاب شد. کفایی، فرخ و منجذب و سیروس احمدی از دیگر مدیر عاملان کارخانه تا انقلاب اسلامی بودند.در بین این مدیران کفایی به دلیل وابستگی به خاندان روحانی کفایی و فرخ به دلیل داشتن محفل شعری در مشهد معروف تر هستند.

وی ادامه داد: همچنین نخستین هیئت مذهبی کارگاهی ایران نیز در این مجموعه به نام هیئت ابوالفضلی کارخانه نخریسی در دوران ریاست حسن کفایی و در  مقابله با فعالیت های حزب توده در کارخانه تاسیس شد.

سلیمان نوری در ادامه اشاره ای هم به وجود کارخانه برق خسروی در این مکان کرد و گفت: اینجا اولین کارخانۀ برق ایران هم هست.البته نخستین  مولد برق مشهد در سال 1278 خورشیدی درحرم امام رضا(ع) نصب شد.سال1281نیزدودستگاه مولد هریک با قدرت25 کیلووات در کنار مولد فوق نصب در کوچه چراغ برق بالاخیابان نصب شد. شد.پس از آن نیز بی بی شمس الدوله مادر آقاخان محلاتی یک مولد برق دیگر برای حرم خرید که این مورد  در فلکه طبرسی کنونی نصب شد. این وضعیت ادامه داشت برق مخصوص حرم بود تا اینکه، عده ای از سرمایه‌داران مشهد به صورت مشترک مولدی را در چهارباغ مشهد نصب و راه‌اندازی کردند که فقط برای تامین روشنایی در شبها مورداستفاده قرار میگرفت.درسال 1317خورشیدی  به توصیه نایب التولیه وقت،کارخانه های مشهد اقدام به تشکیل" شرکت عمومی برق" کردند که نخستین مورد از این مجموعه برق خسروی بود و بدین گونه مشهد  روزها نیز برق دار شد.

وی افزود: شرکت خسروی دارای یک دستگاه مولد یک دستگاه مولد 600 کیلوواتی بود که البته و پس از جنگ دوم جهانی  سه دستگاه مولد600 کیلوواتی دیگر به آن اضافه شد.این شرکت تا مرداد 1336 فعالیت کرد و پس از آن (با توافق و تفاهم شرکت خسروی و شهرداری مشهد شرکت برق مشهد تاسیس شد.البته بسیاری از وسایل شرکت خسروی در مجموعه کارخانه نخریسی باقی ماند.

پس از این سخنان اولیه رضا سلیمان نوری اهالی چهارباغ به همراه ابراهیمی مسئول روابط عمومی شرکت نخریسی به بازدید از قسمت های مختلف این مجموعه پرداختند.

ابراهیمی در حین این بازدید برخی ظرایف موجود در مجموعه را معرفی کرد و از جمله درباره قنات سابق مجموعه گفت:در ورودی کارخانه قناتی بود که باعث شد ایستگاه قطار شهری پس از یک سال دچار آب گرفتگی شود. این قنات از الندشت تا گل ختمی ادامه دارد.

وی همچنین درباره درهای ورودی کارخانه نیز عنوان کرد: هر لت در کارخانه ۵/١ تن وزن دارد که در ساخت آنها اصلاً از جوش استفاده نشده بلکه داخل ستون‌ها خشت خام و فنرهای قوسی است که وزن را تحمّل می‌کند.

ابراهیمی با اشاره به اینکه  سبک در به معماری روسی می خورد، ادامه داد:  برای این که در آسیبی به بنا نزند فنرهایی داخل بنا کار گذاشته شده که از دو طرف به صورت دو هلال معکوس در را می‌گرفتند.البته سر در این مجموعه تازه ساخته شده اما تلاش شده از همان طرح استفاده شود.

مسئول روابط عمومی کارخانه نخریسی ادامه داد: کارخانۀ نخریسی اکنون با 40 هکتار مساحت در نیشابور دایر است و از ساختمان سابق کارخانه به عنوان موزه و بایگانی اسناد استفاده می شود.

وی افزود: بر اساس قوانین شهرداری باید مجموعه ن 8 متر عقب نشینی کند اما  همۀ سعی ما بر این است که حالت قرینۀ بنا پس از عقب نشینی نیز حفظ شود.

ابراهیمی همچنین با اشاره به ساختمان قرار گرفته در حاشیه خیابان کوشش گفت: این ساختمان مدتی محل برگزاری جلسات مسئولان بوده و به همین دلیل و برای جلوگیری از آسیب دیدن مقامات در شورش های کارگری دهه٢٠ راهی زیر زمینی از آن به طرف مقابل ساختمان وجود داشته است.

وی ادامه داد: البته پس از مدتی این بنا به شیرخوارگاه کارکنان تبدیل شد. شیرخوارگاه دوطبقه است و نیم طبقه هم زیرزمین دارد. در سمت راست شیرخوارگاه کارخانۀ صنایع سنگین قرار دارد.

 ابراهیمی با اشاره به اینکه مجموعه کوی کارگران برای سکونت کارگران نخریبسی ساخته شده افزود: کوی کارگران 1 نزدیک کارخانه بوده و با واگذاری  250 متر زمین به هر کارگر ایجاد شده است.البته این دو مین مرحله واگذاری زمین بود و قبل از آن، در بولوار فرودگاه میلان دوازدهم و پس از آن در شهرک انقلاب قطعات ٢۵٠ متری به کارگران واگذار شد. آخرین مرحله واگذاری زمین به کارگران هم سال 79 در صیاد شیرازی بود که به هر کارگری 150 متر زمین تعلق گرفت.

مسئول روابط عمومی کارخانه نخریسی در ادامه این بازدید و به هنگام  حضور در محدوده مخزن سوخت مجموعه گفت: این مخزن سوخت که  150000 لیتر ظرفیت دارد با پیچ و مهره سر هم شده و هیچ گونه جوش در آن به کار نرفته است .در زیر آن نیز با همین ظرفیت یک مخزن بتونی قرار دارد. این مخزن ابتدا برای ذخیرۀ مازوت و از حدود سال 1350 برای ذخیرۀ گازوئیل استفاده می‌شد و در حال حاضر هم  30000 لیتر گازوئیل از گذشته  در آن موجود است.  سقف نیز عایق بندی نشده است ولی از نظر هندسی سقف طوری تنظیم شده که هیچ‌گاه  نم نمی‌زند.

وی همچنین به هنگام بازدید از محدوده کارخانه برق خسروی توضیحات کاملی درباره نحوه ورود دستگاه های برق به مشهد و نحوه توزیع برق این کارخانه داد و افزود: سال 42 توربین‌های برق سوخت گازوئیل داشتند. برق تولید شده اولیه برای راه اندازی دستگاه‌های نساجی  بوده اما به مرور  برق بیرون از مجموعه را نیز تأمین می کرده است.

وی درباره فضای سبز موجود در مجموعه نیز گفت: این کارخانه دارای ۵ سند است که سه سند مربوط به باغات قدیم منطقه و دو سند دیگر متعلق به کارخانه نخریسی و کارخانه برق خسروی است. همچنین درختان کاج کنونی محوطه به روایتی  ثمرات کاج بزرگ تقریبا ٩٠ ساله موجود در بخش ورودی کارخانه هستند.

ابراهیمی در پایان سخنان خود در توضیح میل بلند کارخانه نیز گفت: بر خلاف تصور همگان این میل  برای جذب هوای پاک بوده و  بوق معروف کارخانه در فاصله نزدیک ده متری آن قرار داشته است. بوقی که علاوه بر اعلام ساعت شروع و پایان کار  نوعی وسیله اعلام اخبار مهم نیز بوده است و به عنوان مسائل تا دهه ٧٠ در روز ٢٢ بهمن به صدا در می‌آمده است.

گفتنی است با پایان یافتن توضیحات ابراهیمی مدیر روابط عمومی شرکت نخریسی و رضا سلیمان نوری خراسان پژوه همراه گروه اعضای چهارباغ عکسی یادگاری در کنار کارخانه قدیمی نخریسی گرفته و بدین گونه آخرین قرار خود در سال ٩۴ را به پایان رساندند.


 
قدیمی ترین مدیر جمهوری اسلامی درخط پایان
ساعت ۱:٢٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٦ اسفند ،۱۳٩٤  

درست بعد از ظهر روز هفتم اسفند ماه و در گرماگرم انتخابات دهمین دوره مجلس شورای اسلامی و  پنجمین دوره انتخابات به یک باره خبری منتشر شد که حکایت از رویدادی بزرگ در عرصه جغرافیای سیاسی و صد البته اقتصادی و فرهنگی ایران زمین داشت.  این خبر که نخست  در بین فعالان فضای مجازی در مشهد و سپس خراسان و آنگاه ایران نشر پیدا کرد و ساعتی بعد از طریق رسانه های رسمی از جمله خبرگزاری جمهوری اسلامی و صدا وسیما تایید شد بیانگر این امر بود که دارنده قدیمی ترین حکم مسئولیت در ایران پس از انقلاب به دلیل نارسایی ریوی راهی بیمارستان شده است. این فرد آیت الله عباس واعظ طبسی نماینده ولی فقیه در استان‌های سه گانه خراسان و البته شهرستان طبس استان یزد و از آن مهم‌تر  تولیت آستان قدس رضوی بود که درست دقایقی پس از آنکه رای خود را در صندوق انداخته و برای استراحت راهی منزل شده با نارسایی ریوی مواجه و رهسپار بیمارستان شده بود.

مشهد پس از خبر

همین خبر کافی بود تا به یک باره فرودگاه مشهد شاهد سیل عظیمی از مقامات لشکری و کشوری باشد که برای دیدن وی رنج سفر از تهران به مشهد و در پشت در بخش مراقبت های ویژه اورژانش عدالتیان مشهد به انتظار نشستن را بر خود هموار کرده بودند. مقاماتی که اگر رهبر معظم انقلاب و روسای سه قوه را به کناری بنهیم می‌توان گفت تقریبا تمامی مقاماتی که در طول سالیان حضور ایشان در مقام تولیت آستان قدس رضوی  به نوعی با وی سروکار داشته و البته در قید حیات بوده و توانایی سفری طولانی را داشتند دقایقی چند را از پشت شیشه و حتی برخی بر اساس جایگاه شان در ساختار قدرت جمهوری اسلامی با حضور درون اتاق محل بستری شدن آیت الله طبسی با ایشان دیدار کردند.البته رهبری و روسای سه قوه هم نمایندگان خاص خود را که شامل دو فرزند رهبری  معاون اول رییس جمهوری مسئولان قضایی استان و برخی نمایندگان مجلس بود برای  اطلاع از وضعیت آیت الله به اورژانس عدالتیان فرستاده بودند. گو اینکه برای همگان مسلم شده بود که این آخرین دیدارها با مردی است که در هنگام جوانی  و درست پس از واقعه ١۵ خرداد  در حالی که دستش را بالای چارچوب پنجره قدیمی بیت امام (ره) در قم گرفته بود، در یک سخنرانی 35 دقیقه‌ای گزارشی کامل از وقایع آن روز داد. گزارشی که امام(ره) در اغلب اوقات ارائه آن درحال گریستن بود. واقعه ای که  کمی بیش از  ١٢ ساعت مانده به تکمیل شدن یک هفته از آغاز آن به رغم تلاش بسیار کادر پزشکی سرانجام تلخ  آن رخ نمود و آیت الله واعظ طبسی در سن ٨١ سالگی به دیدار حق شتافت. امری که به طور قطع تاثیری بزرگ در آینده خراسان و حتی ایران زمین خواهد داشت. برای درک این مدعا کافی است تا کمی به عقب بازگشته و مروری کوتاه بر اقدامات تولیت آستان قدس رضوی در دوران حضورش در این منصب داشته باشیم.

طبسی در آستان قدس

آیت الله عباس واعظ طبسی که در کنار مقام معظم رهبری، شهید هاشمی نژاد و مرحوم محامی یکی از گروه‌های مبارز روحانی مشهد را تشکیل می‌داد در یکی از نخستین انتصابات صورت گرفته توسط بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی به سرپرستی آستان قدس رضوی منصوب کردند. سرپرستی که کمی بعد و در تاریخ  ١۵ فروردین سال ١٣۵٨ به تولیت آستان قدس رضوی و نمایندگی ولی‌فقیه در استان خراسان آن زمان تبدیل شد .طبسی بدین گونه اختیار کامل آستان قدس را در دست گرفت و از آن تاریخ به بعد تمام  تلاش خود را برای پاسخ مثبت دادن به اعتماد امام (ره) به کار بست. همین امر باعث شد تا امام در سال 67 باردیگر  حکم تولیت آستان قدس رضوی (ع) را به نام او صادر کند. با رحلت رهبر کبیر انقلاب در خرداد 68، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای که از روزگار جوانی و دوران مبارزه با  واعظ طبسی  آشنا بود  او را بر تولیت آستان قدس رضوی ابقا کرد. او در سال 75 با حکم رهبر معظم انقلاب به عضویت مجمع تشخیص مصلحت نظام درآمد و تا پیش از درگذشت، عضو این مجمع بود.همچنین در تمامی چهار دوره گذشته  مجلس خبرگان رهبری او یکی از نمایندگان تاثیر گذار بود.  در زمان او آستان قدس توسعه هفت برابری داشت و از 12 هکتار به 90 هکتار رسید. تعداد صحن‌های حرم رضوی از 4 صحن به 10 صحن افزایش یافت. دو دانشگاه، بنیاد فرهنگی رضوی و  مؤسسه به نشر ایجاد و کتابخانه مرکزی و موزه آستان قدس گسترش پیدا کرد. ضمن این‌که هولدینگ آستان قدس علاوه بر اشتغال‌زایی در شرق کشور، در بسیاری نقاط دیگر کشور و حتی خارج از کشور هم در این مدت سرمایه‌گذاری کرد.

تفکر طبسی

طبسی در زمینه فرهنگی معتقد بود که «برنامه‌ها و سیاستگذاری‌های آستان قدس همواره باید منسجم و هماهنگ با سیستم‌های نظام و ملهم از افکار و اندیشه‌ها و نظرات امام و رهبری باشد». در زمینه سیاسی نیز تاکید داشت که «اگر واقعا بخواهیم در مسائل سیاسی رعایت تقوا را بکنیم سیاست امام و سیاست رهبری، سیاست ماست. باید خود را در برابر ملتی بزرگ، انقلابی قوی و نظامی استوار و مستحکم در برابر شعارهای اصولی انقلاب خودمان ملتزم و متعهد بدانیم».

از نظر سیاسی شاید بتوان آیت‌الله عباس واعظ طبسی را از سیاسیون راستگرای متمایل به اعتدالیون دانست که بیش از آن‌که در میانه میدان سیاست باشد، از نفوذ خود در پشت صحنه برای کمک به نظام اسلامی استفاده کرده و با مدیریت موفق در آستان قدس الگویی برای مدیریت موفق اسلامی ارائه کرده است.بسیاری، عباس واعظ طبسی را با توجه به جایگاه و کاریزمایش، نفر اول خراسان می‌دانستند که حتی تغییر استانداران و امورات استان با نظر و مشورت او صورت می‌گرفت. اکبر هاشمی رفسنجانی که از دوستان صمیمی واعظ طبسی بوده است، در کتاب خاطرات سال 68 خود (بازسازی و سازندگی) برای روز سه‌شنبه 20 تیر 68 می‌نویسد: «شب با آیت‌الله خامنه‌ای جلسه خصوصی داشتیم. موقع شام آقای واعظ طبسی هم به ما ملحق شد. درباره استاندار خراسان صحبت شد».

جملات بالا تنها بخشی از واقعیت عباس واعظ طبسی چه از منظر اقتصادی و چه سیاسی بود و با این وجود تا حد بسیاری بازگو کننده  به قدرت و نفوذ مردی است که دوستانش وی را شیخ‌الشیوخ خراسان و مخالفانش سلطان خراسان لقب داده بودند.

و اما نامزدهای جانشینی

با توجه به آنچه در بالا بدان ها اشاره شد فقدان آیت الله واعظ طبسی در ساختار جمهوری اسلامی امری مهم تلقی می‌شود و بر  این اساس از همان نخستین ساعات بستری شدن ایشان در بیمارستان اخبار گوناگونی درباره جانشینان احتمالی وی منتشر شد. اخباری که در آنها از آیت الله علم الهدی امام جمعه مشهد، آیت الله مدنی بجستانی نماینده سابق رهبری در امارات و نامزد انتخابات گذشته خبرگان رهبری ،حجت الاسلام رئیسی معاون اول سابق قوه قضاییه، حجت الاسلام خاموشی رئیس سازمان تبلیغات اسلامی و در این اواخر آیت اله نور مفیدی نماینده مقام معظم رهبری در گلستان به عنوان نامزدهای اصلی قرار گرفتن در سمت تولیت آستان قدس رضوی نام برده می‌شود. البته در این بین خبری هم دال بر جدایی تولیت آستان قدس رضوی از نمایندگی ولی فقیه در این خطه در فضاهای مجازی منتشر شده است که بر اساس آن  رهبری در آینده نزدیک برای هر کدام از استان‌های سه گانه خراسان یک نماینده تعیین کرده و سیستمی هیات امنایی را برای اداره آستان قدس رضوی ایجاد خواهد کرد که در راس این سیستم یک عالم روحانی قرار داشاته اما سایر اجزای آن افراد متخصص در حوزه‌های مختلف فعالیت آستان قدس خواهد بود. مسئله ای که  مرور زمان تنها  باعث روشن شدن آن ‌شود.


 
امردی که از امام دعای شهادت خواست
ساعت ۳:٤٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۱ دی ،۱۳٩۳  

امروز روز شهادت مردی است که در دیدار با بنیانگذار انقلاب اسلامی‌از او طلب دعا برای شهادت کرد و امام خمینی نیز در پاسخش گفت:« خداوند اجر شهادت را به شما بدهد.»

سخن از شهید على اسدا...‌‏زاده هروى است که در چهاردهم مهرماه سال ۱۳۲۸خورشیدی که مصادف با تولد حضرت فاطمه (س) بود در مشهد متولد شد. چون رژیم پهلوى را آمریکایى می‌دانست، به سربازى نرفت. کتاب‏هاى امام خمینى (س)،آیت‌ا...‌ دستغیب، شهید مطهرى، دکتر شریعتى و... را مطالعه مى‏کرد. در زمان انقلاب روى دیوار‌ها شعار مى‏نوشت و بمب دستى درست می‌کرد و به همین دلیل مدتی را در بازداشت ساواک بود. زمانى که انقلاب پیروز شد، وارد بسیج شد و به آموزش نیروهاى بسیجى پرداخت. همچنین با تشکیل کمیته انقلاب اسلامى، در این نهاد به خدمت مشغول شد و با تشکیل سپاه نیز عضو این نهاد مقدس گردید. امام خمینى (س) را دوست داشت. زمانى که امام خمینى (س) در تلویزیون صحبت مى‏کردند، با احترام و دوزانو گوش مى‏داد. مى‏گفت: «هرچه امام بگوید، باید عمل شود.» او به دیدار امام (س) نیز رفت و از ایشان خواست که برایش دعا کنند تا به شهادت برسد. با شروع جنگ تحمیلى، به نداى امام لبیک گفت و به جبهه‏ شتافت. در جنگ‏هاى کردستان، گنبد و طبس حضور داشت.در جبهه سیم‏کشى کرده و نوار قرآن را به طرف عراقى‏‌ها روشن مى‏کرد. در پشت جبهه، نیرو‌ها را آموزش مى‏داد و نیرو‌ها را به جبهه مى‏برد. آرزو داشت که در راه حق و در راه خدا کشته شود و خدا خواست که در چنین روزی از سال 1359 و در شب وفات حضرت امام رضا (ع) به هنگام دیده‌بانى در بلندى‏هاى ا...‌‏اکبر بر اثر اصابت خمپاره شهید شود.پیکر مطهر شهید على اسدا...‌‏زاده هروى پس از حمل به زادگاهش، در صحن مطهر حرم امام هشتم (ع) در مشهد مقدس به خاک سپرده شد.

×این متن در ستون آیین فداکاری امروز 21 دی روزنامه قانون منتشر شد.


 
امردی که از امام دعای شهادت خواست
ساعت ۳:٤٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۱ دی ،۱۳٩۳  

امروز روز شهادت مردی است که در دیدار با بنیانگذار انقلاب اسلامی‌از او طلب دعا برای شهادت کرد و امام خمینی نیز در پاسخش گفت:« خداوند اجر شهادت را به شما بدهد.»

سخن از شهید على اسدا...‌‏زاده هروى است که در چهاردهم مهرماه سال ۱۳۲۸خورشیدی که مصادف با تولد حضرت فاطمه (س) بود در مشهد متولد شد. چون رژیم پهلوى را آمریکایى می‌دانست، به سربازى نرفت. کتاب‏هاى امام خمینى (س)،آیت‌ا...‌ دستغیب، شهید مطهرى، دکتر شریعتى و... را مطالعه مى‏کرد. در زمان انقلاب روى دیوار‌ها شعار مى‏نوشت و بمب دستى درست می‌کرد و به همین دلیل مدتی را در بازداشت ساواک بود. زمانى که انقلاب پیروز شد، وارد بسیج شد و به آموزش نیروهاى بسیجى پرداخت. همچنین با تشکیل کمیته انقلاب اسلامى، در این نهاد به خدمت مشغول شد و با تشکیل سپاه نیز عضو این نهاد مقدس گردید. امام خمینى (س) را دوست داشت. زمانى که امام خمینى (س) در تلویزیون صحبت مى‏کردند، با احترام و دوزانو گوش مى‏داد. مى‏گفت: «هرچه امام بگوید، باید عمل شود.» او به دیدار امام (س) نیز رفت و از ایشان خواست که برایش دعا کنند تا به شهادت برسد. با شروع جنگ تحمیلى، به نداى امام لبیک گفت و به جبهه‏ شتافت. در جنگ‏هاى کردستان، گنبد و طبس حضور داشت.در جبهه سیم‏کشى کرده و نوار قرآن را به طرف عراقى‏‌ها روشن مى‏کرد. در پشت جبهه، نیرو‌ها را آموزش مى‏داد و نیرو‌ها را به جبهه مى‏برد. آرزو داشت که در راه حق و در راه خدا کشته شود و خدا خواست که در چنین روزی از سال 1359 و در شب وفات حضرت امام رضا (ع) به هنگام دیده‌بانى در بلندى‏هاى ا...‌‏اکبر بر اثر اصابت خمپاره شهید شود.پیکر مطهر شهید على اسدا...‌‏زاده هروى پس از حمل به زادگاهش، در صحن مطهر حرم امام هشتم (ع) در مشهد مقدس به خاک سپرده شد.

×این متن در ستون آیین فداکاری امروز 21 دی روزنامه قانون منتشر شد.


کلمات کلیدی: روزنامه قانون
 
عملیات توکل
ساعت ٥:۱۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٠ دی ،۱۳٩۳  

آیین فداکاری عنوان ستونی است که از امروز در صفحه 10 روزنامه قانون عهده دار آن شدم. ستونی که قرار است به برخی ناگفته ها ویا کمتر گفته های دوران دفاع مقدس بپردازد. در ذیل متن نخستین این ستون را با هم مرور می کنیم:

.................

 عملیات توکل

 

عملیات توکل که در چنین روزی از سال 1359 توسط یگان‌هایی از ارتش، شماری از نیروهای سپاه و ستاد جنگ‌های نامنظم آغاز شد را باید یکی از اقدامات قابل توجه و البته ناشناخته نظامی ایران در نیم سال اول جنگ لقب داد. در این عملیات قوای زرهی از دو محور و نیروهای پیاده از محور سوم وارد عمل شدند . در سه راهی آبادان و کوی ذوالفقاریه که نیروهای پیاده تک کرده بودند، خط نیروهای عراقی در هم شکست و شماری از آنها اسیر شدند  اما به سبب عدم پیشروی در دو محور دیگر، این نیروها نتوانستند موقعیت خود را تثبیت کنند و به ناچار دست به عقب‌نشینی زدند. در مرحله ابتدایی این عملیات زرهی ارتش از جاده ماهشهر ـ آبادان به قوای دشمن حمله کرد و از ایستگاه 7 نیز با ترکیبی از نیروهای ارتش، ژاندارمری، سپاه و کمیته این حمله اولیه ارتش را پوشش دادند. همچنین تکی هم برای پشتیبانی از این عملیات در حاشیه بهمنشیر و جبهه‌های ذوالفقاری و ایستگاه 12 برای آزاد کردن جاده ماهشهر ـ آبادان و شکستن نسبی محاصره آبادان صورت گرفت. در جریان این عملیات به دلیل ناهماهنگی‌های رخ داده  تمام 31 تانک تیپ 37 زرهی روی جاده ماهشهر ـ آبادان نابود شد و در نتیجه شکست در محور اصلی عملیات بروز کرد. تحمل 370 شهید و اسیر و حدود 300 مجروح و انهدام بسیاری از تجهیزات خودی  ثمره دیگر این عدم همراهی فرماندهی کل قوای وقت با نیروهای عملیاتی حاضر در منطقه بود. به این ترتیب عملیات توکل  که در مرحله نخست موفقیت چندانی در پی نداشت، در مراحل بعدی نیز با توقف حمله روبه‌رو شد و ناکامی مرحله نخست سبب شد تا انجام این‌گونه عملیات‌های گسترده تا زمان عزل بنی صدر از مقام فرماندهی کل قوای مسلح منتفی شود.


 
از حمله 29 آبان تا قیام 10 دی 57 مردم مشهد
ساعت ۳:۳٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٠ دی ،۱۳٩۳  

سرکار خانم فرزانه شهامت خبرنگار همشهری استان ها چندی پیش گفت وگویی با من درباره وقایع دی ماه سال 57 مشهد انجام داد که امروز در صفخه 11همشهری استانها منتشر شد. در ذیل این متن را مرور می‌کنید:

 از حمله 29 آبان تا قیام 10 دی 57 مردم مشهد

شواهد تاریخی گواهی می دهد مشهد از اصلی ترین کانون های انقلاب اسلامی بوده است. وجود چهره‌های انقلابی شاخص مانند آیت الله خامنه ای و شهید هاشمی نژاد،هشیاری مردم نسبت به خیانت های رژیم و ظرفیت بی نظیر بارگاه مطهر رضوی از جمله دلایل این مهم به شمار می رود. قیام 10 دی 57 مشهد آینه تمام عیاری است که نگاه عمیق به آن نکات تاریخی بسیاری را گویاست.بی رحمی سردمداران وقت، پیوند عمیق مردم با روحانیت مبارز و پایمردی در راه آرمان هایی که به اعتقاداتشان گره خورده تنها تعدادی از این واقعیت ها است.

در همین زمینه«رضا سلیمان نوری» پژوهشگر تاریخ معاصر با تشریح بسترهای وقوع این قیام، از واقعه 29 آبان 57 به عنوان ریشه حرکت عظیم 10 دی یاد کرد و افزود: در 29 آبان مردم معترض به رژیم که در محدوده میدان بیت المقدس کنونی تجمع کرده بودند با حمله نیروهای گارد به حرم پناه برده و در آن جا شعارهای خود را ادامه دادند.ماموران مسلح لباس مخفی با ورود به حرم، در رواق ها و صحن ها به مردم تیراندازی و حرمت حرم را هتک کردند. برخی منابع از کشته شدن 2 کودک در این درگیری ها خبر می دهند.

وی این واقعه را باعث تعمیق نفرت عمومی نسبت به رژیم دانست و افزود: شام عاشورا مراسم خطبه خوانی با حضور جمعیت میلیونی در حرم برگزار شد. در این مراسم که با حضور مسئولان رژیم در استان همراه بود؛ آیت الله خامنه ای با ایراد سخنانی کوبنده اندک هیمنه رژیم در چشم مردم را شکستند و راه را برای تحرکات بعدی سهل کردند.

سلیمان نوری ادامه داد: در 23 آذر حمله وحشیانه رژیم به اطفال بستری در بیمارستان امام رضا(ع) رخ داد که به مثابه ریختن نفت بر آتش خشم مردم بود. به دنبال این جنایت، تحصن پزشکان معترض نیز به خاک و خون کشیده شد. اول دی مراسم تشییع شهدای این تحصن برگزار و متعاقب آن ازهاری، نخست وزیر وقت، رسما عذرخواهی کرد اما این پوزش نتوانست باعث آرامش.

این خراسان پژوه با اشاره به مظلومیت حادثه 2 دی 57 در تاریخ معاصر گفت: در جریان تظاهرات مردمی یک سرهنگ شهربانی به دست مردم افتاد و ضرب و شتم شد. نیروهای رژیم به این بهانه با تانک به مردم حمله کردند و چند کشته و 60 مجروح برجای گذاشتند. عصر همین روز آیت الله شیرازی در تماسی با ازهاری اعلام کرد در صورت خارج نشدن میرهادی، فرمانده نظامی مشهد، تضمینی برای زنده ماندن این فرد وجود ندارد.

وی ادامه داد: متعاقب این تهدید شدید اللحن، میرهادی 5 دی مشهد را ترک گفت. همچنین امام(ره) با اطلاع از کشتار مردم، نهم دی را عزای عمومی اعلام کردند و آیات عظام شیرازی و قمی هم خواستار حضور پرشور مردم در تظاهرات این روز شدند.

وی به جریانات رخ داده در روزهای 2 تا 9 اشاره کرد و گفت: 3 دی کارکنان دادگستری به مردم پیوستند. 2 روز بعد علاوه بر راهپیمایی بزرگ مردم، آرام کردن غائله زندان مرکزی مشهد قدرت روحانیت را به رخ رژیم کشید. قتل 2 زندانی موجب نارآرامی و آتش سوزی در زندان شده بود. فرزند آیت الله شیرازی به همراه چند روحانی دیگر با حضور در جمع زندانیان، آن ها را دعوت به آرامش کردند.

به گفته وی پیوستن کارکنان رادیو و تلویزیون به انقلاب، تعطیلی عمومی بازار بزرگ و پایین کشیدن نماد رضاشاه در راه آهن از اتفاقات 7 دی در مشهد بود.

سلیمان نوری افزود: در 8 دی مجلس ترحیم شهدای 2 دی در حرم با حضور علما و سخنرانی آیت الله خامنه ای برگزار شد. همچنین پیوستن کارکنان استانداری به مردم و پیاده روی آنان تا بیت آیت الله شیرازی ضربان قلب انقلاب در مشهد را تندتر کرد.

وی ادامه داد: اعلام عزای عمومی از سوی امام(ره) که پیش از این ذکر شد؛ از حضور میلیونی مردم در راهپیمایی 9 دی خبر می داد. مبدا تظاهرات این روز مدرسه نواب به سمت خیابان امام رضا، میدان بسیج، چهارراه لشگر و مقصد، استانداری بود.آیت الله خامنه ای در استانداری به ایراد سخن پرداختند. در این میان تانک ها از کنار ساختمان اتکا وارد خیابان شده و کشتار فجیع مردم با تیراندازی و زیرگرفتن زنان و کودکان آغاز شد. در قبال این جنایات سرهنگ«عبدالکریم کلامی» فرمانده مستقیم حمله به مردم توسط انقلابیون با چاقو به قتل رسید.

سلیمان نوری گفت: عصر آن روز فروشگاه اتکا و سینما فرنگ-آفریقای کنونی- به آتش کشیده شد.کشته شدن چند انقلابی و تلاش مردم برای جلوگیری از غارت اموال نشان داد که این آتش سوزی ها از سوی نیروهای انقلابی نبوده است.حمله به زندان زنان مشهد و آزادکردن 62 زندانی سیاسی زن، آتش زدن ساختمان انجمن ایران و آمریکا و به آتش کشیدن کلانتری ها از اقدامات مردم در این روز بود.

وی اضافه کرد: شب هنگام در منزل آیت الله شیرازی جلسه سران انقلاب برگزار و چگونگی هدایت جریانات بررسی شد. در نهایت تصمیم آرام کردن مردم و گرفتن جلوی ادامه کشتار اخذ شد. چند زندانی از نیروهای دون پایه گارد هم که در منزل ایشان زندانی بودند آزاد شدند اما بلافاصله پس از آزادی، 2 تن از آن ها در کوچه چهارباغ به طرز مشکوکی به قتل رسیدند؛ سپس جنازه شان همان شب در میدان شهدا به صورت مثله شده آویزان شد. صبح روز 10 دی این جنازه ها در صبحگاه ارتش به نمایش درآمد و به ارتشیان گفته شد که اگر مردم را نکشید توسط آن ها به چنین سرنوشتی دچار خواهید شد.این امر باعث شد نیروهای ارتش بی محابا مردم بی گناه را در خیابان ها به رگبار ببندند.

این خراسان پژوه افزود: امام (ره) و آیات عظام مشهد در پیام هایی ضمن تسلیت این فاجعه دلخراش از مردم خواستند در صحنه بمانند. پزشکان مشهد نیز با ارسال نامه ای به دبیرکل سازمان ملل خواستار مداخله وی شدند. 11 و 12 دی مشهد همچنان ناآرام بود. 13 دی آیت الله قمی به استاندار وقت پیغام داد اگر ضمن دادن استعفا از مشهد خارج نشود؛ مسئولیت امنیتش با شخص وی خواهد بود. بدین ترتیب با خروج استاندار در 14 دی دولت عملا در مشهد ساقط شد.

وی خاطرنشان کرد: برجای گذاشتن 200 شهید و 100 جانباز تنها در روزهای 9 و 10 دی ننگی ابدی در کارنامه رژیم پهلوی به شمار می رود.


کلمات کلیدی: مشهد ،ایران ،تاریخ ،آستان قدس
 
روایت امکان قحطی بزرگ در ایران در جنگ جهانی اول
ساعت ۱٢:٥٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٧ آبان ،۱۳٩۳  

یک مورخ گفت: در جنگ جهانی دوم اشغالگران 5 سال کشور ما را اشغال کردند و عشایر تخت‌قاپو شده بودند و جمعیت ایران به سمت شهرنشینی سوق پیدا کرد به همین دلیل قحطی بیشتر به جامعه ایران خسارت وارد کرد.

رضا سلیمان نوری تاریخ‌پژوه و روزنامه‌نگار در گفت‌وگو با خبرنگار تاریخ خبرگزاری فارس در مناسبت 17 آبان سالروز تصرف قزوین توسط دولت‌های متخاصم با جنگ جهانی اول اظهار داشت: قبل از جنگ جهانی اول، سلطانی مانند محمدعلی شاه داشتیم که با کمک روس مجلس را به توپ بست  و بعد که با ابتکار مردمی از سلطنت برکنار می‌شود روسیه از این وضعیت راضی نیست و بارها سعی می‌کند او را به قدرت برساند.

وی افزود: دوران احمدشاه حکومت مرکزی قوی نداشتیم شاه جوان بود و نیابت‌السطنه‌ قدرت را در اختیار داشتند و زمانی که خودش قدرت را به دست می‌گیرد باز هم ضعیف است.

این تاریخ‌پژوه ادامه داد: دولت‌های عثمانی، آلمان، انگلیس و روسیه چهار طرف اصلی جنگ جهانی اول بودند که هر چهار کشور در ایران مدعی بوده. کشور انگلستان و روسیه در سال 1915 میلادی قراردادی با هم امضا می‌کنند و ایران را به سه قسمت تقسیم می‌کنند.

که روس‌ها شمال ایران و انگلیسی‌ها درجنوب ایران و حکومت مرکزی مرکز ایران را در اختیار می‌گیرند این قرارداد برای مقابله با عثمانی‌ها امضاء شده بود.

سلیمان نوری گفت: روس‌های در شمال ایران نیروهای قزاق و انگلیسی‌ها در جنوب پلیس جنوب را تشکیل داده بودند و قزاق‌ها از شمال وارد ایران می‌شوند و پیشروی می‌کنند و از  قزوین تا به کرج می‌رسند و احمدشاه چون یکسری نیروهای مشروطه‌طلب از او حمایت کردند به روسیه اعلام می‌کند پایتخت را به اصفهان منتقل می‌کند در همان زمان نیروهای مجاهدین مشروطه در کرمانشاه اعلام موجودیت می‌کنند و دولت در تبعید ایران را تشکیل می‌دهند.

وی ادامه داد:‌ محمدتقی‌خان پسیان، مشیرالدوله، شهید مدرس از اعضای مجاهدان بودند و مجاهدات کلنل پسیان و بازپس‌گیری همدان باعث می‌شود که روس‌ها در پیشروی‌ دچار تردید شوند و در قزوین باقی بمانند وقتی لشکر عثمانی به ایران حمله می‌کند همزمان دولت  تزاری در روسیه سقوط می‌کند.

سلیمان نوری ادامه داد:‌آنچه که موجب سقوط قزوین می‌شود عدم مدیریت منسجم سیاسی و نظامی در کشور است و علت بازپسگیری مجدد قزوین سه عامل است مسائل داخلی روسیه، دوم، شروع حرکت عثمانی‌ها در داخل ایران، مقاومت مجاهدان در راس آن مدرس و سردار میهن‌دوستی مانند کلنل پسیان است.

وی ادامه داد:‌قحطی و کشتار بزرگ بیشتر از آن که در جنگ جهانی اول باشد در جنگ جهانی دوم بود برای اینکه در جنگ جهانی اول برخی از نقاط کشور مستقل بودند و عشایر تخت‌قاپو نشده بودند و جمعیت ایران بیشتر روستانشین بودند و این دلایل موجب شد که جمعیت ایران دچار کاهش جمعیی نشود.

 سلیمان نوری در پایان خاطرنشان کرد:در جنگ جهانی دوم اشغالگران 5 سال کشور ما را در اختیار داشتند و عشایر تخت‌قاپو شده بودند و جمعیت ایران به سمت شهرنشینی سوق پیدا کرد به همین دلیل قحطی بیشتر به جامعه ایران خسارت وارد کرد.


 
خوب اما کمتر از انتظار!
ساعت ٢:٠٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٢ تیر ،۱۳٩۳  

وقتی سخن از نگاه مسلمانان خارجی به زندگی ما ایرانیان می‌شود ناخودآگاه توجه به زائران غیرایرانی مشهد مقدس نیز جلب می‌شود؛ زائرانی که براساس آخرین آمار رسمی سالانه به بیش از یک میلیون نفر بالغ می‌شوند.

  هرچند این زائران بر اساس آمار رسمی از بیش از 60ملیت مختلف دنیا هستند اما اغلب ایشان تابعیت یکی از کشورهای همسایه شرقی، غربی یا جنوبی و شبه قاره هند و خاورمیانه را دارند؛ افرادی که آنچنان مشتاق زیارت عالم آل‌محمد(ع) هستند که تمامی سختی‌های موجود در راه این سفر را به هیچ می‌انگارند و هنگامی که با ایشان همکلام شده و می‌خواهی درباره هم‌کیشان ایرانی خود نظر دهند تنها به بیان خوبی‌ها می‌پردازند و اگر هم نقصی را عنوان می‌کنند بر این امر نیز تأکید دارند که این مسئله در کشور خودشان هم هست.

حجاب ایرانی‌ها برای زنان کشورهای اسلامی الگوست

زائر عراقی

«محمد سیدعلی» زائر عراقی که با او هنگام خروج از دفتر راهنمای زائرین خارجی حرم‌مطهر رضوی مواجه شدم در پاسخ به این سؤال که زندگی و رفتار شیعیان ایرانی را چگونه دیده است؟ عنوان می‌کند: «وقتی در جایی مقدس چون حرم ثامن‌الحجج(ع) یا مرقد بی‌بی معصومه(س) هستی و ایرانیان را در حال خواندن نماز و زیارت و راز و نیاز می‌بینی به حال‌شان غبطه می‌خوری و آرزو می‌کنی که ‌ای‌کاش زائر نبودی و مجاور بودی اما خوب، ایران هم مثل همه کشورهاست و داخل حرم وخارج آن با هم فرق دارد!» از این زائر سیه‌چرده عراقی می‌خواهم توضیح بیشتری دهد که ابتدا طفره می‌رود اما وقتی با اصرار من مواجه می‌شود، می‌گوید: «به واقع من از کثرت مظاهر بدحجابی در بازارهای اینجا تعجب می‌کنم. من لبنان و سوریه و خیلی از کشورهای عربی دیگر را رفته‌ام، آنجا یا مردم حجاب کامل دارند و یا بی‌حجاب هستند اما اینجا اینگونه نیست و دسته‌ای هم هستند که تنها به ظاهر حجاب دارند اما از بی‌حجاب‌ها بدتر هستند.»

صحبتش گل انداخته و گویی احساس می‌کند که گوش شنوایی برای بیان درددلش پیدا کرده، ادامه می‌دهد: «حجاب ایرانی‌ها برای زنان کشورهای اسلامی الگوست. ما با دیدن زنان باحجاب که مجری و گوینده برنامه‌ها و اخبار تلویزیون ایران هستند احساس بسیار خوبی داریم و زنان و دخترانمان را به حجاب ایرانی تشویق می‌کنیم اما در بازارهای اینجا به‌ویژه بازارهایی که از حرم دورتر هستند شاهد زنان و دخترانی بودم که از حجاب فقط یک روسری کوچک روی سر خود کشیده‌اند که این شایسته یک شهر مقدس نیست.»

از سیدعلی پرسیدم به جز این مسئله مشکل دیگری هم هست که او را هنگام سفر به ایران ناراحت کرده و نظرش نسبت به شیعیان این کشور دچار تغییر کرده باشد که در پاسخ این چنین سفره دلش را گشود: «ما ایران را‌ ام‌القرای جهان تشیع می‌دانیم و انتظار داریم همه‌‌چیز در این کشور به نحو احسن باشد. گناه ما چیست که روزگاری صدام بر کشور ما حاکم بوده و به برادرکشی پرداخته است. در همان زمان هم بسیاری از شیعیان عراق به‌دلیل اینکه حاضر به جنگ با برادران شیعه ایرانی خود نشدند در زندان‌های رژیم بعثی به شهادت رسیدند. برادر خود من از این گروه بود. حال وقتی من در شهری چون مشهد هنگام حضور در هتل و ارائه پاسپورت عراقی متوجه تغییر رفتار بعضی مسئولان هتل نسبت به‌خود می‌شوم و می‌بینم که به سایر مسافران خارجی بیشتر از من احترام می‌گذارند، ناراحت می‌شوم. یک‌بار دلیل این امر را از مسئول هتل پرسیدم که او انکار کرد اما وقتی با اصرار من مواجه شد عنوان کرد که چون عراقی هستی، این برخورد ناخودآگاه با تو انجام می‌شود. جالب این بود که وقتی توضیح دادم برادرم در زندان‌های صدام شهید شده برخوردش با من و خانواده‌ام کاملا تغییر کرد و گفت نمی‌دانسته که در عراق هم افرادی اینگونه بوده‌اند. این امر نشان از کم‌کاری مسئولان فرهنگی ایران وعراق درباره ایجاد رابطه درست بین شیعیان 2 کشور دارد که باید رفع شود.»

 

امان از تکدی‌گری

زائر عربستانی

یک زائر عربستانی نفر بعدی است که با هم درباره سبک زندگی شیعیان ایران همکلام می‌شویم. وی که خود را «عدنان ابوزاید» و از اهالی منطقه شرقی عربستان معرفی می‌کند نیز همچون سیدعلی عراقی می‌گوید: «شیعیان عربستان به شیعیان ایران به‌عنوان کعبه آمال خود و نمونه واقعی یک پیرو اهل‌بیت(ع) نگاه می‌کنند. آنان با توجه به برنامه‌های ماهواره‌ای مختلفی که از سوی صدا و سیمای ایران و همچنین شبکه‌های مستقل شیعی وابسته به مراجع درباره زندگی در ایران پخش می‌شود نهایت آمال و آرزوی خود را زندگی در این کشور به‌ویژه شهرهایی چون مشهد یا قم می‌دانند.»

وی می‌گوید: «یک مسئله مهم موضوع متکدیان فراوان مشهد است که واقعاً آزار‌دهنده است و از لحظه خروج از هتل چندین زن و مرد و کودک با جملات «انا فقیر» و «انامسکین» ما را احاطه می‌کنند و روح و روانمان را آزار می‌دهند.»

ابوزاید می‌افزاید: «در ساعت۲ نیمه‌شب و حتی ۳ نیمه شب که برای نماز صبح به حرم مشرف می‌شویم در مسیر به چندین نفر متکدی برخورد می‌کنیم و اصرار این افراد به دریافت پول، واقعاً باعث می‌شود با روحیه‌ای آزرده به حرم برویم و نکته مهم این است که در بازگشت بار دیگر با متکدیان مواجه می‌شویم. به‌نظر من مسئولان شهر قبل از انجام هر کاری باید برای رفع مشکل تکدی‌گری در مشهد فکری کنند. البته من این مسئله را در قم هم دیده‌ام و در مکه مکرمه هم هست اما نه به‌شدت مشهد. من در مکه می‌گویم دولت به‌دنبال اجرای اسلام درست نیست اما ایران که ‌ام‌القرای شیعه است نباید اینگونه باشد .»

راهنمای زوار

زائر افغانی

«محمدغدیر صدیقی»، زائر افغان فرد بعدی است که با او گفت‌وگو می‌کنم. صدیقی می‌گوید: «این خیلی مهم است که شیعه وقتی وارد ایران خاصه مشهد یا قم می‌شود، خود را بخشی از اجتماع شیعیان این کشوراحساس کند. این احساس زمانی به فرد مسافر دست می‌دهد که بتواند با فرهنگ و مردم ایران به‌خصوص مشهد یا قم ارتباط برقرار کند که بیشتر مسافران شیعه خارجی به قصد زیارت مرقد بزرگان در این شهرها به ایران می‌آیند و اینجاست که شرایط لازم برای ارتباط با مردم را باید مسئولان فراهم کنند.»

این زائر افغان با اشاره به اینکه مدتی را در مدینه منوره به‌عنوان فروشنده به سر برده است، تأکید می‌کند: «در مکه و مدینه از سوی مسئولان در حرمین شریفین، در بازارهای بزرگ و مراکز خرید عمده، در بیمارستان‌ها و داروخانه‌ها، در پارک‌ها و فرودگاه‌ها گروه‌هایی ساماندهی شده‌اند که به زبان‌های مختلف آشنا بوده و زائران از لباس فرم مخصوص این افراد متوجه می‌شوند که می‌توانند نیازهای ارتباطی‌شان را با تماس با این افراد برطرف کنند. همین امر باعث راحتی زائران هنگام زیارت می‌شود. اگر در مشهد، قم وسایر شهرهای پرمسافر ایران نیز اینگونه عمل شود دیگر شایعاتی که از سوی برخی رسانه‌های وابسته به سایر مذاهب در سطح کشورهای مختلف پخش می‌شود، رنگ می‌بازد و شیعیان برادران ایرانی خود را یک الگوی کامل می‌بینند.»

برادر بزرگ‌تر

زائر لبنانی

«فراس معین» زائری از لبنان آخرین فردی است که با او درباره ایران صحبت می‌کنم. وی که پیش از مواجهه با من در حال خواندن زیارت مخصوص امام‌رضا(ع) در گوشه‌ای از صحن جمهوری اسلامی بود اینگونه رشته کلام را در دست می‌گیرد: «واقعیت این است که نه‌تنها ما شیعیان لبنان بلکه تمامی شیعیان جهان، مردم ایران را برادران دینی بزرگ‌تر خود تلقی می‌کنیم و بر همین اساس توقع و انتظاری که از آنها داریم بسیار بیشتر از انتظاری است که از همکیشان هموطن خود دارند. براین اساس کوچک‌ترین نقص در رفتار آنان باعث ناراحتی و یاس سایر شیعیان می‌شود.»

معین که از این نوع سخن گفتنش مشخص است که به خوبی ایران را می‌شناسد اینگونه ادامه می‌دهد: «توفیق نصیب من شده که تاکنون 6 سفر به مشهد آمده‌ام البته سایر شهرهای مهم ایران چون تهران، قم، اصفهان، شیراز و حتی اردبیل و تبریز را هم دیده‌ام اما بیشترین سفر من به‌دلیل تعلق خاطر مذهبی که به امام هشتم(ع) دارم به مشهد بوده است.»

فراس معین می‌گوید:«این را باید بگویم که در این مدت من متوجه شدم که هرچند از نظر ظاهری برخی مردم ایران با اسلام واقعی فاصله گرفته‌اند اما دل آنها پاک است. من شب قدر سال گذشته در یکی از مساجد تهران بودم و دیدم که زنان بدحجاب و پسران دارای آرایش نیز در این مراسم شرکت کرده بودند. این نشان می‌دهد که مشکل در مردم نیست و کشور شما هم از مشکلات کشور من و سایر کشورهای اسلامی یعنی تهاجم فرهنگی و تقلید ظاهری از غرب رنج می‌برد.»

 

زائران خارجی در قم چه می‌گویند؟

به سختی می‌توانست فارسی صحبت کند و با همسر و دختر کوچکش سامیه به ایران سفر کرده است. اسمش فاتح است و درباره مهمان نوازی ایرانی‌ها می‌گوید: «مردم ایران بسیار مهمان‌نواز هستند و ما در یک ماهی که در این کشور بوده‌ایم بسیار احساس راحتی می‌کنیم.» فاتح که برای زیارت مرقد حضرت معصومه(س) و پس از آن حرم مطهر امام رضا(ع) از پاکستان به ایران سفر کرده است ادامه می‌دهد: «آداب و رسوم ایرانی‌ها به مردم پاکستان بسیار نزدیک است و آنها با ما طوری رفتار می‌کنند که انگار جزوی از خانواده آنها هستیم. برای همین تصمیم گرفته‌ام سال‌های آینده که برای زیارت سفر می‌کنم حتما اعضای بیشتری از خانواده‌ام را با خود به ایران بیاورم.»

«من عاشق غذاهای ایرانی هستم و با اینکه تنوع غذا در هندوستان زیاد است ولی غذاهای ایرانی را بیشتر دوست دارم.» این نخستین جمله‌ای بود که محمد پروند درباره ایرانی‌ها گفت. او از مسلمانان شیعه هند است که برای بار دوم به ایران سفر می‌کند و یکی از دوستان ایرانیش نیز همراهی‌اش می‌کند. محمد درباره خصوصیات ایرانی‌ها می‌گوید: «حس انسان‌دوستی در ایران بسیار زیاد است و من این مسئله را قطعا به‌خاطر شیعه بودنشان می‌دانم. در همین سفر به قم خیلی‌ها به محض اینکه می‌فهمیدند من خارجی هستم نخستین سؤالشان این است که جایی برای ماندن دارم یا نه؟ حتی وقتی باز هم می‌فهمیدند که در هتل مستقر هستم اصرار می‌کردند که به خانه‌شان بروم و مهمانشان باشم. در ایران میزبان احترام ویژه‌ای برای مهمان قائل است و واقعا او را حبیب خدا می‌داند.»

«ابوحامد» از شیعیان بحرین می‌گوید 6‌ماه است در ایران به‌سر می‌برد و در قم ساکن است؛ «در کشور ما همچنان درگیری است و من مجبور شدم به ایران بیایم و مدتی نزد اقوامم بمانم. قبل از این، شناخت چندانی از ایرانی‌ها نداشتم اما وقتی مهمان‌نوازی آنها را دیدم نظرم خیلی عوض شد.» او می‌گوید: «مردم ایران در برپایی مراسم‌های مذهبی بسیار جدی هستند و من در کشور خودم چنین مسئله‌ای را خیلی کمتر دیده‌ام. ایرانی‌ها به هر مناسبتی مراسم باشکوهی برگزار می‌کنند و این جالب است که در آن به وفور نذری پخش می‌شود تا همه از غذای متبرک شده میل کنند.»

×این گزارش در صفحات همشهری 2 روزنامه سراسری همشهری مورخ 27 خرداد 93 منتشر شد. 


 
فتحعلی‌شاه خرافاتی و دهن بین بود×
ساعت ٩:۳٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۳۱ فروردین ،۱۳٩۳  
نسخه چاپیارسال به دوستان
تاریخ پژوه در گفت‌وگو با فارس
فتحعلی‌شاه خرافاتی و دهن بین بود

یک تاریخ‌پژوه در سالروز مرگ فتحعلی‌شاه قاجار گفت: تعدد زوجات تنها گزینه برای بی‌کفایتی این پادشاه قاجار نیست بلکه او بسیار آدم خرافاتی و دهن‌بین بود.

خبرگزاری فارس: فتحعلی‌شاه خرافاتی و دهن بین بود
 

 

رضا سلیمان نوروزی تاریخ‌پژوه در گفت‌وگو با خبرنگار تاریخ خبرگزاری فارس خبرگزاری فارس، با توجه به سالروز مرگ فتحعلی شاه قاجار در پاسخ به این سوال که عامل شکست ایران در دوره فتحعلی شاه قاجار از روسیه چه بوده است، اظهار داشت:‌ علت اصلی شکست ایران در جنگ‌های سلسله قاجار با دولت روس قطعا بی‌کفایتی فتحعلی‌شاه قاجار بوده است.

وی با اشاره به اینکه آغامحمدخان قاجار موسس سلسله قاجار نسبت به فتحعلی‌شاه قاجار از توانایی و کفایت بیشتری برخوردار بود،گفت: فتحعلی‌شاه بیشتر به آنکه به فکر منافع ملی باشد، به فکر منافع شخصی بود و همچنین شخصی دهن‌بین و خرافاتی بوده است و مشاوران او نیز از این قاعده مستثنی نبودند.

وی در پاسخ به این پرسش تاریخ از عباس‌میرزا به نیکی یاد کرده است،‌ گفت:‌ عباس‌میرزا در بین شاهان بی‌کفایت قاجار آدم قابل بحث‌تری بود اما قابل مقایسه با امیرکبیر و یا شاهان با کفایت نیست.

این تاریخ‌پژوه ادامه داد: عباس‌میرزا چون  حس می‌کرد ایران از عثمانی بسیار عقب افتاده است و به همین دلیل نیاز به اصلاحات را در کشور حس کرده بود.

وی افزود: بحث اینکه اقدامات اصلاحی عباس‌میرزا درست بوده است یا اشتباه، بحث دیگری است، چون عباس میرزا به طور کامل ضعف دولت قاجار را نپذیرفته بود و اگر می‌پذیرفت باتوجه به اینکه اقبال عمومی نسبت به پادشاهی او در جامعه وجود داشت، فتحعلی‌شاه را حذف و خود به جای او بر مسند پادشاهی می‌نشست.

سلیمان نوری با اشاره به جنگ دوره دوم در زمان فتحعلی‌شاه گفت: جنگ دوم ایران و روس که موجب عقد قرارداد ترکمنچای شد به علت شور مردمی و همراهی علما آغاز شد. اما به جای اینکه فتحعلی‌شاه از این شور نهایت استفاده را ببرد به سرکوب این شور پرداخت تا اینکه علما و مردم ناامید شدند و دست عباس میرزا را خالی گذاشتند.

وی با بیان اینکه اگر عباس‌میرزا و فتحعلیشاه به صورت عاقلانه رفتار می‌کردند، سرزمین‌های کمتری را از دست می‌دادند و آنگونه شکست نمی‌خوردند.

این مورخ با بیان اینکه کفایت در مورد پادشاهان ویژگی‌های گوناگون دارد، گفت: برخی  از مورخان تعدد زوجات را دلیل بی کفایتی این شاه قاجار می‌دانند اما تعدد زوجات در میان پادشاهان ایران مرسوم بود، تنها نادرشاه افشار و لطفعلی‌خان زند از این قاعده مستثنی بودند،‌ نادرشاه به این دلیل زنان کمتری اختیار کرد که مرد جنگ بود و بیشتر زین سوار بود تا در یک مکان استقرار داشته باشد لطفعلی‌خان زند مرد فرار بود

وی با بیان اینکه تعدد زوجات تنها گزینه برای  اینکه این پادشاه قاجار را بی‌کفایت بخوانیم نبود،گفت: بلکه او بسیار آدم خرافاتی و دهن‌بین بود و همچنین نمایندگانی را برای قرارداد به روس اعزام کرده بود بجای اینکه به فکر منافع ملی بودند، به فکر منافع دولت بودند.

 سلیمان نوری ادامه داد: عباس میرزا در زمان بستن قرارداد از شاه درخواست‌هایی داشت و با علم به اینکه فتحعلیشاه قادر بود درخواست‌های او را اجابت کند با اعتقاد به خرافات از اجابت درخواست خودداری ‌کرد.

- See more at: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13930130000663#sthash.nHKDthfj.dpuf
نسخه چاپیارسال به دوستان
تاریخ پژوه در گفت‌وگو با فارس
فتحعلی‌شاه خرافاتی و دهن بین بود

یک تاریخ‌پژوه در سالروز مرگ فتحعلی‌شاه قاجار گفت: تعدد زوجات تنها گزینه برای بی‌کفایتی این پادشاه قاجار نیست بلکه او بسیار آدم خرافاتی و دهن‌بین بود.

خبرگزاری فارس: فتحعلی‌شاه خرافاتی و دهن بین بود
 

 

رضا سلیمان نوروزی تاریخ‌پژوه در گفت‌وگو با خبرنگار تاریخ خبرگزاری فارس خبرگزاری فارس، با توجه به سالروز مرگ فتحعلی شاه قاجار در پاسخ به این سوال که عامل شکست ایران در دوره فتحعلی شاه قاجار از روسیه چه بوده است، اظهار داشت:‌ علت اصلی شکست ایران در جنگ‌های سلسله قاجار با دولت روس قطعا بی‌کفایتی فتحعلی‌شاه قاجار بوده است.

وی با اشاره به اینکه آغامحمدخان قاجار موسس سلسله قاجار نسبت به فتحعلی‌شاه قاجار از توانایی و کفایت بیشتری برخوردار بود،گفت: فتحعلی‌شاه بیشتر به آنکه به فکر منافع ملی باشد، به فکر منافع شخصی بود و همچنین شخصی دهن‌بین و خرافاتی بوده است و مشاوران او نیز از این قاعده مستثنی نبودند.

وی در پاسخ به این پرسش تاریخ از عباس‌میرزا به نیکی یاد کرده است،‌ گفت:‌ عباس‌میرزا در بین شاهان بی‌کفایت قاجار آدم قابل بحث‌تری بود اما قابل مقایسه با امیرکبیر و یا شاهان با کفایت نیست.

این تاریخ‌پژوه ادامه داد: عباس‌میرزا چون  حس می‌کرد ایران از عثمانی بسیار عقب افتاده است و به همین دلیل نیاز به اصلاحات را در کشور حس کرده بود.

وی افزود: بحث اینکه اقدامات اصلاحی عباس‌میرزا درست بوده است یا اشتباه، بحث دیگری است، چون عباس میرزا به طور کامل ضعف دولت قاجار را نپذیرفته بود و اگر می‌پذیرفت باتوجه به اینکه اقبال عمومی نسبت به پادشاهی او در جامعه وجود داشت، فتحعلی‌شاه را حذف و خود به جای او بر مسند پادشاهی می‌نشست.

سلیمان نوری با اشاره به جنگ دوره دوم در زمان فتحعلی‌شاه گفت: جنگ دوم ایران و روس که موجب عقد قرارداد ترکمنچای شد به علت شور مردمی و همراهی علما آغاز شد. اما به جای اینکه فتحعلی‌شاه از این شور نهایت استفاده را ببرد به سرکوب این شور پرداخت تا اینکه علما و مردم ناامید شدند و دست عباس میرزا را خالی گذاشتند.

وی با بیان اینکه اگر عباس‌میرزا و فتحعلیشاه به صورت عاقلانه رفتار می‌کردند، سرزمین‌های کمتری را از دست می‌دادند و آنگونه شکست نمی‌خوردند.

این مورخ با بیان اینکه کفایت در مورد پادشاهان ویژگی‌های گوناگون دارد، گفت: برخی  از مورخان تعدد زوجات را دلیل بی کفایتی این شاه قاجار می‌دانند اما تعدد زوجات در میان پادشاهان ایران مرسوم بود، تنها نادرشاه افشار و لطفعلی‌خان زند از این قاعده مستثنی بودند،‌ نادرشاه به این دلیل زنان کمتری اختیار کرد که مرد جنگ بود و بیشتر زین سوار بود تا در یک مکان استقرار داشته باشد لطفعلی‌خان زند مرد فرار بود

وی با بیان اینکه تعدد زوجات تنها گزینه برای  اینکه این پادشاه قاجار را بی‌کفایت بخوانیم نبود،گفت: بلکه او بسیار آدم خرافاتی و دهن‌بین بود و همچنین نمایندگانی را برای قرارداد به روس اعزام کرده بود بجای اینکه به فکر منافع ملی بودند، به فکر منافع دولت بودند.

 سلیمان نوری ادامه داد: عباس میرزا در زمان بستن قرارداد از شاه درخواست‌هایی داشت و با علم به اینکه فتحعلیشاه قادر بود درخواست‌های او را اجابت کند با اعتقاد به خرافات از اجابت درخواست خودداری ‌کرد.

- See more at: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13930130000663#sthash.nHKDthfj.dpuf

ک تاریخ‌پژوه در سالروز مرگ فتحعلی‌شاه قاجار گفت: تعدد زوجات تنها گزینه برای بی‌کفایتی این پادشاه قاجار نیست بلکه او بسیار آدم خرافاتی و دهن‌بین بود.

خبرگزاری فارس: فتحعلی‌شاه خرافاتی و دهن بین بود
 

 

رضا سلیمان نوروزی تاریخ‌پژوه در گفت‌وگو با خبرنگار تاریخ خبرگزاری فارس خبرگزاری فارس، با توجه به سالروز مرگ فتحعلی شاه قاجار در پاسخ به این سوال که عامل شکست ایران در دوره فتحعلی شاه قاجار از روسیه چه بوده است، اظهار داشت:‌ علت اصلی شکست ایران در جنگ‌های سلسله قاجار با دولت روس قطعا بی‌کفایتی فتحعلی‌شاه قاجار بوده است.

وی با اشاره به اینکه آغامحمدخان قاجار موسس سلسله قاجار نسبت به فتحعلی‌شاه قاجار از توانایی و کفایت بیشتری برخوردار بود،گفت: فتحعلی‌شاه بیشتر به آنکه به فکر منافع ملی باشد، به فکر منافع شخصی بود و همچنین شخصی دهن‌بین و خرافاتی بوده است و مشاوران او نیز از این قاعده مستثنی نبودند.

وی در پاسخ به این پرسش تاریخ از عباس‌میرزا به نیکی یاد کرده است،‌ گفت:‌ عباس‌میرزا در بین شاهان بی‌کفایت قاجار آدم قابل بحث‌تری بود اما قابل مقایسه با امیرکبیر و یا شاهان با کفایت نیست.

این تاریخ‌پژوه ادامه داد: عباس‌میرزا چون  حس می‌کرد ایران از عثمانی بسیار عقب افتاده است و به همین دلیل نیاز به اصلاحات را در کشور حس کرده بود.

وی افزود: بحث اینکه اقدامات اصلاحی عباس‌میرزا درست بوده است یا اشتباه، بحث دیگری است، چون عباس میرزا به طور کامل ضعف دولت قاجار را نپذیرفته بود و اگر می‌پذیرفت باتوجه به اینکه اقبال عمومی نسبت به پادشاهی او در جامعه وجود داشت، فتحعلی‌شاه را حذف و خود به جای او بر مسند پادشاهی می‌نشست.

سلیمان نوری با اشاره به جنگ دوره دوم در زمان فتحعلی‌شاه گفت: جنگ دوم ایران و روس که موجب عقد قرارداد ترکمنچای شد به علت شور مردمی و همراهی علما آغاز شد. اما به جای اینکه فتحعلی‌شاه از این شور نهایت استفاده را ببرد به سرکوب این شور پرداخت تا اینکه علما و مردم ناامید شدند و دست عباس میرزا را خالی گذاشتند.

وی با بیان اینکه اگر عباس‌میرزا و فتحعلیشاه به صورت عاقلانه رفتار می‌کردند، سرزمین‌های کمتری را از دست می‌دادند و آنگونه شکست نمی‌خوردند.

این مورخ با بیان اینکه کفایت در مورد پادشاهان ویژگی‌های گوناگون دارد، گفت: برخی  از مورخان تعدد زوجات را دلیل بی کفایتی این شاه قاجار می‌دانند اما تعدد زوجات در میان پادشاهان ایران مرسوم بود، تنها نادرشاه افشار و لطفعلی‌خان زند از این قاعده مستثنی بودند،‌ نادرشاه به این دلیل زنان کمتری اختیار کرد که مرد جنگ بود و بیشتر زین سوار بود تا در یک مکان استقرار داشته باشد لطفعلی‌خان زند مرد فرار بود

وی با بیان اینکه تعدد زوجات تنها گزینه برای  اینکه این پادشاه قاجار را بی‌کفایت بخوانیم نبود،گفت: بلکه او بسیار آدم خرافاتی و دهن‌بین بود و همچنین نمایندگانی را برای قرارداد به روس اعزام کرده بود بجای اینکه به فکر منافع ملی بودند، به فکر منافع دولت بودند.

 سلیمان نوری ادامه داد: عباس میرزا در زمان بستن قرارداد از شاه درخواست‌هایی داشت و با علم به اینکه فتحعلیشاه قادر بود درخواست‌های او را اجابت کند با اعتقاد به خرافات از اجابت درخواست خودداری ‌کرد.

- See more at: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13930130000663#sthash.nHKDthfj.dpuf

یک تاریخ‌پژوه در سالروز مرگ فتحعلی‌شاه قاجار گفت: تعدد زوجات تنها گزینه برای بی‌کفایتی این پادشاه قاجار نیست بلکه او بسیار آدم خرافاتی و دهن‌بین بود.

رضا سلیمان نوری تاریخ‌پژوه در گفت‌وگو با خبرنگار تاریخ خبرگزاری فارس خبرگزاری فارس، با توجه به سالروز مرگ فتحعلی شاه قاجار در پاسخ به این سوال که عامل شکست ایران در دوره فتحعلی شاه قاجار از روسیه چه بوده است، اظهار داشت:‌ علت اصلی شکست ایران در جنگ‌های سلسله قاجار با دولت روس قطعا بی‌کفایتی فتحعلی‌شاه قاجار بوده است.

وی با اشاره به اینکه آغامحمدخان قاجار موسس سلسله قاجار نسبت به فتحعلی‌شاه قاجار از توانایی و کفایت بیشتری برخوردار بود،گفت: فتحعلی‌شاه بیشتر به آنکه به فکر منافع ملی باشد، به فکر منافع شخصی بود و همچنین شخصی دهن‌بین و خرافاتی بوده است و مشاوران او نیز از این قاعده مستثنی نبودند.

وی در پاسخ به این پرسش تاریخ از عباس‌میرزا به نیکی یاد کرده است،‌ گفت:‌ عباس‌میرزا در بین شاهان بی‌کفایت قاجار آدم قابل بحث‌تری بود اما قابل مقایسه با امیرکبیر و یا شاهان با کفایت نیست.

این تاریخ‌پژوه ادامه داد: عباس‌میرزا چون  حس می‌کرد ایران از عثمانی بسیار عقب افتاده است و به همین دلیل نیاز به اصلاحات را در کشور حس کرده بود.

وی افزود: بحث اینکه اقدامات اصلاحی عباس‌میرزا درست بوده است یا اشتباه، بحث دیگری است، چون عباس میرزا به طور کامل ضعف دولت قاجار را نپذیرفته بود و اگر می‌پذیرفت باتوجه به اینکه اقبال عمومی نسبت به پادشاهی او در جامعه وجود داشت، فتحعلی‌شاه را حذف و خود به جای او بر مسند پادشاهی می‌نشست.

سلیمان نوری با اشاره به جنگ دوره دوم در زمان فتحعلی‌شاه گفت: جنگ دوم ایران و روس که موجب عقد قرارداد ترکمنچای شد به علت شور مردمی و همراهی علما آغاز شد. اما به جای اینکه فتحعلی‌شاه از این شور نهایت استفاده را ببرد به سرکوب این شور پرداخت تا اینکه علما و مردم ناامید شدند و دست عباس میرزا را خالی گذاشتند.

وی با بیان اینکه اگر عباس‌میرزا و فتحعلیشاه به صورت عاقلانه رفتار می‌کردند، سرزمین‌های کمتری را از دست می‌دادند و آنگونه شکست نمی‌خوردند.

این مورخ با بیان اینکه کفایت در مورد پادشاهان ویژگی‌های گوناگون دارد، گفت: برخی  از مورخان تعدد زوجات را دلیل بی کفایتی این شاه قاجار می‌دانند اما تعدد زوجات در میان پادشاهان ایران مرسوم بود، تنها نادرشاه افشار و لطفعلی‌خان زند از این قاعده مستثنی بودند،‌ نادرشاه به این دلیل زنان کمتری اختیار کرد که مرد جنگ بود و بیشتر زین سوار بود تا در یک مکان استقرار داشته باشد لطفعلی‌خان زند مرد فرار بود

وی با بیان اینکه تعدد زوجات تنها گزینه برای  اینکه این پادشاه قاجار را بی‌کفایت بخوانیم نبود،گفت: بلکه او بسیار آدم خرافاتی و دهن‌بین بود و همچنین نمایندگانی را برای قرارداد به روس اعزام کرده بود بجای اینکه به فکر منافع ملی بودند، به فکر منافع دولت بودند.

 سلیمان نوری ادامه داد: عباس میرزا در زمان بستن قرارداد از شاه درخواست‌هایی داشت و با علم به اینکه فتحعلیشاه قادر بود درخواست‌های او را اجابت کند با اعتقاد به خرافات از اجابت درخواست خودداری ‌کرد.

×گفت وگوی من با خبرگزاری فارسی که دیروز بر روی خروجی تاریخ آن قرار گرفت.


کلمات کلیدی: ایران ،مشروطه ،تاریخ